شش کارآزمایی تصادفیسازی شده با مجموع 1340 شرکتکننده معیارهای ورود را به مرور داشتند و دادههایی را برای یک یا چند پیامد تجزیهوتحلیل شده ما ارائه کردند. تمام کارآزماییها در معرض خطر بالای سوگیری قرار داشتند. ما قطعیت شواهد را پائین تا بسیار پائین ارزیابی کردیم.
یک کارآزمایی به مقایسه زیر پرداخت: رادیوآمبولیزاسیون همراه با سورافنیب در برابر سورافنیب بهتنهایی در افراد مبتلا به کارسینوم هپاتوسلولار پیشرفته. مورتالیتی به هر علتی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، مرگومیر ناشی از سرطان، زمان سپری شده تا پیشرفت بیماری، و میزان پاسخ تومور گزارش نشدند. حوادث جانبی جدی در 63 شرکتکننده کارآزمایی (39.6%) در گروه رادیوآمبولیزاسیون همراه با سورافنیب در برابر 70 شرکتکننده کارآزمایی (38.5%) در گروه سورافنیب گزارش شد (شواهد با قطعیت بسیار پائین). هیپربیلیروبینمی (hyperbilirubinaemia) در گروه رادیوآمبولیزاسیون همراه با سورافنیب در برابر گروه سورافنیب حدودا سه برابر شایعتر بود (14.5% در برابر 4.4%؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین). خستگی در گروه رادیوآمبولیزاسیون همراه با سورافنیب شایعتر از گروه سورافنیب بود، در 35.2% در برابر 24.2% از شرکتکنندگان کارآزمایی.
دو کارآزمایی به مقایسه رادیوآمبولیزاسیون در برابر سورافنیب برای کارسینوم هپاتوسلولار غیرقابل رزکسیون در افراد مبتلا به کارسینوم هپاتوسلولار پیشرفته موضعی پرداختند. بر اساس دادههایی که استخراج کردیم، مورتالیتی به هر علتی در یک سال در گروه رادیوآمبولیزاسیون 62.7% در برابر 53.0% در گروه سورافنیب بود (1 کارآزمایی؛ 360 = n؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین). هیچ تفاوتی در کیفیت زندگی بین گروههای رادیوآمبولیزاسیون و سورافنیب وجود نداشت (1 کارآزمایی). زیرنمره وضعیت سلامت کلی در گروه رادیوآمبولیزاسیون بهتر از گروه سورافنیب بود (0.0048 = P؛ 1 کارآزمایی). شرکتکنندگان کمتری در گروه رادیوآمبولیزاسیون نسبت به گروه سورافنیب دچار حوادث جانبی جدی شدند (27 شرکتکننده (20.8%) در گروه رادیوآمبولیزاسیون در برابر 57 شرکتکننده (35.2%) در گروه سورافنیب؛ 1 کارآزمایی). میانه زمانی سپری شده تا پیشرفت تومور در گروه رادیوآمبولیزاسیون 6.1 ماه در برابر 5.4 ماه در گروه سورافنیب بود (1 کارآزمایی). RR برای میزان کنترل بیماری معادل 0.94 (95% CI؛ 0.84 تا 1.05؛ 748 = n؛ 2 کارآزمایی؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین) بود، که هیچ برتری را برای رادیوآمبولیزاسیون یا سورافنیب نشان نداد. در دو کارآزمایی با 734 شرکتکننده، به نظر میرسد احتمال کمی وجود دارد که رادیوآمبولیزاسیون با واکنش پوستی دست‐پا (RR: 0.02؛ 95% CI؛ 0.00 تا 0.06؛ 0.001 > P؛ شواهد با قطعیت پائین)، بثورات پوستی (RR: 0.11؛ 95% CI؛ 0.04 تا 0.34؛ شواهد با قطعیت پائین)، اسهال (RR: 0.11؛ 95% CI؛ 0.04 تا 0.34؛ شواهد با قطعیت پائین)، و هیپرتانسیون (RR: 0.10؛ 95% CI؛ 0.01 تا 0.88؛ شواهد با قطعیت پائین) همراه باشد. هیچ کارآزماییای گزارشی را در مورد مرگومیر ناشی از سرطان ارائه نکرد.
سه کارآزمایی به مقایسه زیر پرداختند: رادیوآمبولیزاسیون در برابر کموآمبولیزاسیون در افراد مبتلا به کارسینوم هپاتوسلولار مرحله میانی. بر اساس دادههایی که توانستیم استخراج کنیم، هیچ یک از این کارآزماییها مورتالیتی به هر علتی و مرگومیر ناشی از سرطان را گزارش نکردند. RR برای حوادث جانبی جدی معادل 1.41 (95% CI؛ 0.63 تا 3.14؛ 97 = n؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین) بود، که هیچ برتری را برای رادیوآمبولیزاسیون یا کموآمبولیزاسیون نشان نداد. یک کارآزمایی کیفیت زندگی را گزارش کرد و متذکر شد که هیچ تفاوتی بین گروههای مداخله، با توجه به این پیامد در هفته 12، وجود ندارد (شواهد با قطعیت بسیار پائین). میانه زمانی سپری شده تا پیشرفت بیماری در گروه رادیوآمبولیزاسیون به دست نیامد و در گروه کموآمبولیزاسیون معادل 6.8 ماه (HR: 0.122؛ 95% CI؛ 0.027 تا 0.557؛ 1 کارآزمایی) بود. میانه زمانی سپری شده تا پیشرفت تومور در گروه رادیوآمبولیزاسیون 371 روز در برابر 336 روز در گروه کموآمبولیزاسیون گزارش شد (0.5764 = P؛ 1 کارآزمایی). میزان کنترل بیماری (پاسخ کامل + پاسخ نسبی + بیماری پایدار) معادل 73.3% با رادیوآمبولیزاسیون در برابر 76.9% با کموآمبولیزاسیون بود (1 کارآزمایی). با توجه به معیارهای سازمان جهانی بهداشت (WHO)، پاسخ تومور در شرکتکنندگان دریافت کننده رادیوآمبولیزاسیون 52% و در شرکتکنندگان دریافت کننده کموآمبولیزاسیون 63% گزارش شد (1 کارآزمایی). بیماران گروه کموآمبولیزاسیون دچار اسهال (0.031 = P؛ 1 کارآزمایی) و هیپوآلبومینمی (hypoalbuminaemia)؛ (0.001 > P؛ 1 کارآزمایی) شدند.
چهار کارآزمایی از صنعت و دو کارآزمایی از دانشگاه حمایت مالی دریافت کردند.
ما دو کارآزمایی در حال انجام را پیدا کردیم.
سوال مطالعه مروری
مزایا و آسیبهای رادیوآمبولیزاسیون میکروسفیر ایتریوم‐90 یا yttrium‐90 microsphere radioembolisation در مقایسه با دارونما (placebo)، عدم مداخله، یا دیگر مداخلات موجود در افراد مبتلا به سرطان پیشرفته کبدی چه هستند؟
پیشینه
کارسینوم هپاتوسلولار (مثلا سرطان اولیه کبدی) شایعترین تومور بدخیم کبد و پنجمین تومور بدخیم شایع در سراسر جهان است. در اغلب افراد، کارسینوم هپاتوسلولار در مراحل پیشرفته بیماری تشخیص داده میشود. برای این افراد، گزینههای درمانی شامل فرسایشدرمانی (ablation therapy) (که تومور را تخریب میکند)، درمان با آمبولیزاسیون (استفاده از موادی برای انسداد یا کاهش جریان خون از طریق شریان کبدی به تومور)، پرتودرمانی، و سورافنیب (sorafenib) (یک درمان هدفمند که از یک ماده برای شناسایی و حمله به سلولهای سرطانی استفاده میکند در حالیکه از حمله به سلولهای طبیعی اجتناب مینماید) است. رادیوآمبولیزاسیون میکروسفیر ایتریوم شامل تزریق گویهای (spheres) بسیار کوچکی میشود که مواد رادیواکتیو به آنها متصل شدهاند تا وارد جریان خون تامین کننده تومور شوند. تصور میشود که رادیواکتیویتی (radioactivity) برای تخریب تومور کبد بدون تاثیر بر سایر قسمتهای بدن مناسب باشد.
ویژگیهای مطالعه
دو نویسنده مرور، مقالات پزشکی منتشر شده را برای تصریح نقش رادیوآمبولیزاسیون میکروسفیر ایتریوم در درمان افراد مبتلا به سرطان پیشرفته کبدی جستوجو کردند. نویسندگان این مرور، کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده (که افراد به طور تصادفی در یکی از دو یا چند گروه درمانی قرار میگیرند) را برای انجام تجزیهوتحلیلهای آماری که میتوانستند باعث شکلگیری نتیجهگیری در مورد مداخله شوند، بررسی کردند. شواهد تا سپتامبر 2019 بهروز است.
حامیان مالی و مشارکتکنندگان در کمکهای مالی این مطالعات عبارت بودند از Bayer؛ Sirtex Medical؛ Johannes Gutenberg University Mainz؛ و دانشگاه نورثوسترن (Northwestern University).
ما همچنین دو کارآزمایی تصادفیسازی شده در حال انجام را شناسایی کردیم که به بررسی موضوع مرور ما پرداختند. یکی از آنها رادیوآمبولیزاسیون را با کموآمبولیزاسیون (chemoembolisation) برای کارسینوم هپاتوسلولار مرحله میانی و کارآزمایی دیگر رادیوآمبولیزاسیون را همراه با سورافنیب در برابر سورافنیب بهتنهایی در کارسینوم هپاتوسلولار پیشرفته مقایسه کردند.
نتایج کلیدی
نویسندگان مرور شش کارآزمایی بالینی تصادفیسازی شده را پیدا کردند که در آنها 1340 فرد مبتلا به سرطان پیشرفته کبدی تصادفیسازی شدند. یک کارآزمایی به مقایسه رادیوآمبولیزاسیون به همراه سورافنیب در برابر سورافنیب بهتنهایی پرداخت. این کارآزمایی پیشنهاد کرد که درمان ترکیبی برای این بیماری در مقایسه با استفاده از سورافنیب بهتنهایی، به نظر میرسد با خطر مشابه مرگومیر همراه باشد. دو کارآزمایی به مقایسه رادیوآمبولیزاسیون با سورافنیب پرداختند. به نظر میرسد هیچ تفاوتی در خطر مرگومیر بین این مداخلات وجود ندارد. سه کارآزمایی به مقایسه رادیوآمبولیزاسیون با کموآمبولیزاسیون پرداختند. به نظر میرسد هیچ تفاوتی در خطر سمیتهای جدی بین این مداخلات وجود ندارد. نویسندگان مرور دو کارآزمایی بالینی تصادفیسازی شده در حال انجام را شناسایی کردند، که نتایج آنها نهایی نشده است.
قطعیت شواهد و نتیجهگیریها
شواهد به دست آمده در مورد مزایا و آسیبهای رادیوآمبولیزاسیون با یا بدون سورافنیب و برای مقایسه سورافنیب بهتنهایی در افراد مبتلا به کارسینوم هپاتوسلولار غیرقابل رزکسیون بسیار ناکافی است. ما نمیتوانیم تعیین کنیم که رادیوآمبولیزاسیون به همراه سورافنیب در مقایسه با سورافنیب بهتنهایی بر وقوع حوادث جانبی تاثیر میگذارد یا خیر. رادیوآمبولیزاسیون در مقایسه با سورافنیب به نظر میرسد به میزان بقای معادلی دست مییابد و منجر به عوارض جانبی کمتری میشود، اما قطعیت ما در این مورد بسیار کم است. شواهد مربوط به مزایا و آسیبهای رادیوآمبولیزاسیون در برابر کموآمبولیزاسیون در افراد مبتلا به کارسینوم هپاتوسلولار غیرقابل رزکسیون نیز بسیار ناکافی است. به نظر میرسد که رادیوآمبولیزاسیون از لحاظ حوادث جانبی جدی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، تفاوتی با کموآمبولیزاسیون نداشته باشد، اما قطعیت شواهد بسیار پایین بود. برای ارزیابی پیامدهای بیمار‐محور، انجام کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده و کنترلشده با دارونما با کیفیت بالا که به خوبی انجام شده باشند، مورد نیاز هستند.