مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) یک بیماری خود‐ایمنی، وابسته به سلول T، التهابی و دمیلینه کننده (demyelinating) سیستم عصبی مرکزی با یک دوره غیر‐قابل پیشبینی است. در حال حاضر، روشهای درمانی بیماری MS بر درمان تشدید علائم بیماری، پیشگیری از تشدیدهای جدید و اجتناب از پیشرفت ناتوانی تمرکز میکنند. با این حال، در حال حاضر هیچ درمان موثری وجود ندارد که قادر به دستیابی به این اهداف به صورت ایمن و موثر باشد. این امر منجر به توسعه و ارزیابی داروهای جدید شده است. کارآزماییهای بالینی اخیر نشان میدهند که آلمتوزوماب (alemtuzumab)، که یک آنتیبادی مونوکلونال انسانی بر ضد CD52 در سطح سلول است، میتواند یک گزینه امیدوار کننده برای درمان بیماری MS باشد.
ارزیابی اثربخشی و بیخطری آلمتوزوماب به تنهایی یا همراه با درمانهای دیگر برای کاهش فعالیت بیماری در بیماران مبتلا به MS از هر نوع.
پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه مالتیپل اسکلروزیس و بیماریهای نادر دستگاه سیستم عصبی مرکزی (CNS) در کاکرین (30 اپریل 2015) را که شامل پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای بالینی کاکرین (CENTRAL) بود؛ MEDLINE؛ EMBASE؛ CINAHL؛ LILACS و بانک اطلاعاتی پایگاه ثبت کارآزمایی ClinicalTrials.gov و پلتفرم بینالمللی پایگاه ثبت کارآزماییهای بالینی سازمان جهانی بهداشت را جستوجو کردیم. هیچ نوع محدودیتی در منبع، تاریخ یا زبان انتشار وجود نداشت.
همه کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده (randomised clinical trials; RCTs) شامل بزرگسالان مبتلا به هر نوع از بیماری MS بر اساس معیارهای مکدونالد، که به مقایسه آلمتوزوماب به تنهایی یا همراه با داروهای دیگر، در هر دوز و برای هر مدت زمان، در برابر دارونما (placebo) یا هر درمان دارویی فعال دیگر یا آلمتوزوماب در دوز، رژیم یا مدت زمان متفاوت پرداخته باشند. پیامدهای اولیه همزمان شامل بقای بدون عود، پیشرفت پایدار بیماری و تعداد شرکتکنندگان با حداقل یکی از عوارض جانبی (از هر نوعی که باشد)، از جمله عوارض جانبی جدی بود.
دو نویسنده مرور به طور جداگانه، انتخاب مطالعه، استخراج دادهها و ارزیابی «خطر سوگیری (bias)» را انجام دادند. نویسنده سوم مرور، این فرایند را از نظر دقت بررسی کرد. از ابزار «خطر سوگیری» کاکرین، جهت ارزیابی خطر سوگیری مطالعات وارد شده در این مرور استفاده کردیم. از سیستم درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای ارزیابی کیفیت مجموعه شواهد استفاده کردیم. برای اندازهگیری تاثیر درمان بر پیامدهای دو‐حالتی، از خطر نسبی (RR) و برای تاثیر درمان بر پیامدهای پیوسته از تفاوت میانگین (MD) و برای پیامدهای زمان تا یک رویداد از نسبت خطر (HR) استفاده کردیم. 95% فواصل اطمینان (CI) را برای این معیارها محاسبه کردیم. زمانی که هیچ ناهمگونی وجود نداشت از مدل اثر‐ثابت برای ترکیب دادهها استفاده کردیم.
سه RCT (با 1713 شرکتکننده) معیار انتخاب را داشتند و ما آنها را در مرور حاضر وارد کردیم. هر سه کارآزمایی به مقایسه آلمتوزوماب در برابر اینترفرون بتا (interferon beta)‐ 1a زیر‐جلدی برای بیماران مبتلا به MS از نوع عود کننده ‐ فروکش کننده پرداخته بودند. بیماران در مطالعات CARE‐MS و CAMMS223، برای اولین بار بود که تحت درمان قرار میگرفتند (treatment‐naive). مطالعه CARE‐MS II شامل بیمارانی با حداقل یک عود بودند، در حالی که با اینترفرون بتا یا گلاتیرامر استات (glatiramer acetate) درمان میشدند. آلمتوزوماب به مدت 12 یا 24 ماه به بیماران داده شد.برای برخی از پیامدها، دوره پیگیری به 36 ماه رسید. رژیمها شامل موارد زیر بودند: (الف) تجویز داخل‐وریدی 12 میلیگرم یا 24 میلیگرم در روز، یک بار در روز به مدت پنج روز متوالی در ماه 0 و ماه 12 یا (ب) 24 میلیگرم در روز، به صورت داخل‐وریدی، یک بار در روز به مدت سه روز متوالی در ماه 12 و 24. بیماران در بازوی دیگر کارآزماییها، 44 میکروگرم اینترفرون بتا‐a1 به صورت زیر‐جلدی و سه بار در هفته بعد از تیتراسیون (titration) دوز دریافت کردند. بعد از 24 ماه، آلمتوزوماب 12 میلیگرم با موارد زیر همراه بود: (الف) بقای بدون عود بالاتر (نسبت خطر (HR): 0.50؛ 95% CI؛ 0.41 تا 0.60؛ دو مطالعه؛ 1248 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط)، (ب) بقای بدون پیشرفت بیماری پایدار بالاتر (HR: 0.62؛ 95% CI؛ 0.44 تا 0.87؛ دو مطالعه؛ 1191 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط)، (ج) تعداد اندکی بیشتر از شرکتکنندگان با حداقل یک عارضه (HR: 1.04؛ 95% CI؛ 1.01 تا 1.06؛ دو مطالعه؛ 1248 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط)، (د) تعداد کمتر شرکتکنندگان با ضایعات جدید یا بزرگ T2‐hyperintense در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (magnetic resonance imaging; MRI)؛ (HR: 0.74؛ 95% CI؛ 0.59 تا 0.91؛ دو مطالعه؛ 1238 شرکتکننده؛ I2 = 80%) و (ه) تعداد کمتر انصراف از مطالعه (HR: 0.31؛ 95% CI؛ 0.23 تا 0.41؛ دو مطالعه؛ 1248 شرکتکننده؛ I2 = 29%؛ شواهد با کیفیت پائین). در 36 ماه، آلمتوزوماب 24 میلیگرم با موارد زیر همراه بود: (الف) بقای بدون عود بالاتر (45 در برابر 17؛ HR: 0.21؛ 95% CI؛ 0.11 تا 0.40؛ یک مطالعه؛ 221 شرکتکننده)، (ب) بقای بدون پیشرفت بیماری پایدار بالاتر (HR: 0.33؛ 95% CI؛ 0.16 تا 0.69؛ یک مطالعه؛ 221 شرکتکننده) و (ج) عدم وجود تفاوت آماری در نرخ شرکتکنندگان با حداقل یک عارضه جانبی. هیچ مطالعهای نیافتیم که هریک از پیامدهای زیر را گزارش داده باشد: نرخ شرکتکنندگان عاری از فعالیتهای بیماری بالینی، کیفیت زندگی، خستگی یا تغییر در تعداد ضایعات ‐MRI T2 و ‐T1 وزندار شده پس از درمان. به دلیل عدم وجود داده، انجام آنالیز زیر‐گروه بر طبق نوع بیماری و ناتوانی درشروع مطالعه امکانپذیر نبود.
برای پیامدهای زیر در بیماران مبتلا به MS عود کننده ‐ فروکش کننده، آلمتوزوماب 12 میلیگرم که در 24 ماه ارزیابی شد، بهتر از اینترفرون زیر‐جلدی بتا‐a1 بود: بقای بدون عود، بقای بدون پیشرفت بیماری پایدار، تعداد شرکتکنندگان با حداقل یک عارضه جانبی و تعداد شرکتکنندگان با ضایعات جدید یا بزرگ شده T2‐hyperintense در MRI. کیفیت شواهد برای این پیامدها پائین تا متوسط بود. به نظر میرسد که آلمتوزوماب 24 میلیگرم برای بقای عاری از عود بیماری و بقای بدون پیشرفت بیماری پایدار، در 36 ماه، بهتر از اینترفرون بتا‐a1 زیر‐جلدی باشد. کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی بیشتری به منظور بررسی تاثیرات آلمتوزوماب در فرمهای دیگر بیماری MS و در مقایسه با سایر گزینههای درمانی، مورد نیاز است. این مطالعات جدید باید پیامدهای مرتبط بیشتری را از قبیل نرخ شرکتکنندگان عاری از فعالیتهای بیماری بالینی، کیفیت زندگی، خستگی و عوارض جانبی (نرخهای فردی، عوارض جانبی جدی و عوارض جانبی طولانی‐مدت) ارزیابی کنند. علاوه بر این، این مطالعات جدید باید سایر دوزها و مدت زمانهای مصرف آلمتوزوماب را ارزیابی کنند.
پیشینه
مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) یک بیماری مزمن سیستم عصبی است که افراد جوان و میانسال را تحت تاثیر قرار میدهد. آسیبهای مکرر به غلاف میلین (غشایی است که اعصاب را پوشش داده و از آن محافظت میکند) و دیگر بخشهای اعصاب میتواند منجر به ناتوانی جدی شود. بیماری MS ممکن است با بروز مشکلاتی در سیستم ایمنی بدن مرتبط باشد. آلمتوزوماب (alemtuzumab) یک داروی بیولوژیک (نوعی آنتیبادی) است که در حال حاضر برای بیماریهای دیگر استفاده میشود.
ویژگیهای مطالعه
سه مطالعه (شامل 1713 شرکتکننده) را یافتیم که معیار انتخاب در مرور حاضر را داشتند. تمام مطالعات به مقایسه آلمتوزوماب در برابر اینترفرون بتا (interferon beta)‐a1 زیر‐جلدی در افراد مبتلا به MS از نوع عود کننده ‐ فروکش کننده پرداخته بودند. در دو مطالعه (CARE‐MS و CAMMS223)، شرکتکنندگان برای اولین بار بود که تحت درمان قرار گرفتند (treatment‐naive). مطالعه سوم (CARE‐MS II) شامل شرکتکنندگانی بود که در حالی که با اینترفرون بتا یا گلاتیرامر استات (glatiramer acetate) به مدت حداقل شش ماه تحت درمان بودند، حداقل یک بار عود داشتند.
نتایج کلیدی
مرور این مطالعات مقایسهای نشان داد آلمتوزوماب در مقایسه با اینترفرون بتا‐a1 زیر‐جلدی، خطر عود را کاهش میدهد، عملکرد را بهبود میدهد و به نظر میرسد که خطر کلی عوارض جانبی را افزایش نمیدهد. علاوه بر این، آلمتوزوماب خطر ابتلا را به ضایعات جدید یا بزرگ شده MS که با استفاده از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (magnetic resonance imaging; MRI) شناسایی میشوند، کاهش میدهد. با این حال، در مورد تاثیرات آلمتوزوماب بر چند پیامد مربوط به بیمار مانند (الف) کیفیت زندگی، (ب) نرخ هر یک از عوارض جانبی (به طور جداگانه) و (ج) فراوانی طولانی‐مدت عوارض جانبی و عوارض جانبی جدی، اطلاعات کافی وجود ندارد.
کیفیت شواهد
کیفیت کلی روششناسی مطالعات وارد شده متوسط تا بالا بود. با این حال، به دلیل تعداد کم مطالعات وارد شده و نرخ پائین حوادث، قضاوت ما بر این بود که کیفیت کلی شواهد درباره پیامدهای اصلی از بسیار پائین تا متوسط متغیر است. این بدان معنی است که مطالعات جدید به احتمال زیاد تاثیر مهمی بر اعتماد ما در تخمین این تاثیر خواهند داشت و ممکن است این تخمین را تغییر دهند یا به این معناست که ما در مورد این تخمین بسیار نامطمئن هستیم.