پانزده مطالعه با 425 شرکتکننده در این مرور وارد شدند که یکی از آنها، فقط به شکل چکیده بود. دوازده مطالعه در متاآنالیز (meta‐analysis) با سه یا چند مقایسه وارد شدند. حجم نمونه مطالعات وارد شده کوچک بود (12 تا 43 شرکتکننده) و کیفیت کلی مطالعه با توجه به مسائل عدم‐دقت و خطر سوگیری، متوسط تا پائین بود (یعنی، اطلاعات ازدسترفته درباره تولید توالی (sequence generation) و پنهانسازی تخصیص و همچنین کورسازی ارزیابی پیامد و دادههای ناقص).
زمانی که تمرینات اندام فوقانی با عدم تمرین یا مداخله ساختگی مقایسه شد، پیشرفت معنادار اما اندکی در نشانههای تنگی نفس وجود داشت، تفاوت میانگین (MD): 0.37 نمره (95% فاصله اطمینان (CI): 0.02 تا 0.72 نمره؛ دادههای به دست آمده از چهار مطالعه بر روی 129 نفر). با این حال، هیچ پیشرفت معناداری در تنگی نفس هنگام تجزیهوتحلیل فقط تمرینات استقامتی (MD: 0.41 نمره؛ 95% CI؛ 0.13‐ تا 0.95 نمره؛ دادههای به دست آمده از دو مطالعه روی 55 نفر) یا فقط تمرینات مقاومتی (MD: 0.34 نمره؛ 95% CI؛ 0.11‐ تا 0.80 نمره؛ دادههای به دست آمده از دو مطالعه روی 74 نفر) مشاهده نشد. با مقایسه ترکیب تمرینات اندام فوقانی و تمرینات اندام تحتانی با تمرینات اندام تحتانی به تنهایی، هیچ تفاوت معناداری در تنگی نفس دیده نشد (MD: 0.36 نمره؛ 95% CI؛ 0.04‐ تا 0.76 نمره؛ دادههای به دست آمده از سه مطالعه روی 86 نفر). مطالعهای که تاثیر تمرینات اندام فوقانی را بر تنگی نفس با مداخله تمرینات اندام فوقانی دیگر قیاس کرده باشد، وجود نداشت.
با مقایسه تمرینات اندام فوقانی با عدم تمرین یا مداخله ساختگی، تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD): 0.05؛ (95% CI؛ 0.31‐ تا 0.40؛ چهار مطالعه روی 126 نفر) یا مقایسه ترکیب تمرینات اندام فوقانی و تمرینات اندام تحتانی با تمرینات اندام تحتانی به تنهایی (SMD: 0.01؛ 95% CI؛ 0.40‐ تا 0.43؛ سه مطالعه روی 95 نفر)، هیچ پیشرفت معناداری در HRQoL مشاهده نشد. فقط در یک مطالعه که تمرینات اندام فوقانی استقامتی با تمرینات اندام فوقانی مقاومتی قیاس شده بود، HRQoL را گزارش کرده و هیچ تفاوت بینگروهی میان آنها دیده نشد (MD در پرسشنامه تنفسی سنتجورج (St George's Respiratory Questionnaire): 2.0؛ 95% CI؛ 9‐ تا 12؛ یک مطالعه روی 20 نفر).
یافتههای مثبتی برای تاثیرات تمرین با اندام فوقانی بر پیامد ثانویه ظرفیت ورزش اندام فوقانی استقامتی حمایت نشده، نشان داده شد. هنگامی که تمرینات اندام فوقانی با عدم تمرین یا مداخله ساختگی مقایسه شد، پیشرفت بسیار چشمگیری در ظرفیت ورزش اندام فوقانی استقامتی حمایت نشده وجود داشت (SMD: 0.66؛ 95% CI؛ 0.19 تا 1.13؛ شش مطالعه روی 142 نفر) و زمانی که این مطالعات در تجزیهوتحلیل تنها تمرینات استقامتی بررسی شدند، همچنان چشمگیر باقی ماند (SMD: 0.99؛ 95% CI؛ 0.32 تا 1.66؛ چهار مطالعه روی 85 نفر)؛ اما زمانی که تنها مطالعات تمرینات مقاومتی بررسی شدند، اینگونه نبود (SMD: 0.23؛ 95% CI؛ 0.31‐ تا 0.76؛ سه مطالعه روی 57 نفر؛ 0.08 = P برای تست تفاوتهای زیر‐گروه). با مقایسه ترکیب تمرینات اندام فوقانی و تمرینات اندام تحتانی با تمرینات اندام تحتانی به تنهایی نیز پیشرفت بسیار معناداری در ظرفیت ورزش اندام فوقانی استقامتی حمایت نشده وجود داشت (SMD: 0.90؛ 95% CI؛ 0.12 تا 1.68؛ شش مطالعه روی 87 نفر). یک مطالعه که تمرینات اندام فوقانی استقامتی را با تمرینات اندام فوقانی مقاومتی قیاس کرده بود، بیانگر پیشرفت چشمگیری در تعداد وزنههای زده شده در یک دقیقه به نفع تمرینات اندام فوقانی استقامتی بود (MD: 6.0 وزنه؛ 95% CI؛ 0.29 تا 11.71 وزنه؛ یک مطالعه روی 17 نفر).
دادههای موجود برای بررسی تاثیر شدت بیماری بر هر پیامدی ناکافی بود.
سوال مطالعه مروری:ما تاثیر تمرینات دست را بر نشانههای تنگی نفس و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در افراد مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه (chronic obstructive pulmonary disease; COPD) مرور کردیم.
پیشینه: افراد مبتلا به COPD، اغلب به علت تنگی نفس، دچار دشواری در انجام ورزش دست هستند. در نتیجه تمرینات دست اکثرا برای بهبود ظرفیت ورزش دست استفاده میشود؛ با این حال تاثیرات این تمرینات بر تنگی نفس و کیفیت زندگی، نامشخص باقی مانده است. ما میخواستیم تمرینات ورزشی دست را به مدت حداقل چهار هفته بررسی کرده و آن را به سه شیوه تجزیهوتحلیل کنیم: الف) تمرینات ورزشی دست در مقایسه با عدم تمرین یا مداخله ساختگی، ب) ترکیب تمرینات دست و تمرینات پا در قیاس با تمرینات پا به تنهایی، و ج) تمرینات دست در مقایسه با نوع دیگری از تمرینات دست (به عنوان مثال تمرینات دست استقامتی با تمرینات دست قدرتی).
ویژگیهای مطالعه: پانزده مطالعه روی 425 شرکتکننده مبتلا به COPD وارد مرور شد. با این وجود، فقط 12 مطالعه اطلاعات کافی را برای تجزیهوتحلیل میان یک یا تعداد بیشتری از سه قیاس تعریف شده فراهم کرده بودند.
نتایج کلیدی:با مقایسه تمرینات ورزشی دست با عدم تمرین یا مداخله ساختگی در افراد مبتلا به COPD، بهبود کمی در تنگی نفس مشاهده شد. با این حال، این بهبودی در مقایسه ترکیب تمرینات دست و تمرینات پا با تمرینات پا به تنهایی آشکار نشد. هیچ مطالعهای بررسی نکرده بود که انواع مختلف تمرینات دست بر میزان بهبود تنگی نفس تاثیر دارد یا خیر. تمرینات دست در هیچ کدام از این سه مقایسه، تاثیری بر کیفیت زندگی نداشت. هنگامی که تمرینات دست استقامتی به طور خاص بررسی شدند، پیشرفت در ظرفیت دستها برای حرکت و بلند کردن وزنههای سبک در قیاس با عدم تمرین دیده شد. این تاثیرات با تمرینات دست قدرتی مشاهده نشد.
کیفیت شواهد:کیفیت مطالعات وارد شده به دلیل تعداد اندک شرکتکنندگان (از 12 تا 43 نفر در هر مطالعه متغیر بود)، اطلاعات ازدسترفته پیرامون روشهای مطالعه و دادههای ناقص درباره پیامدها، پائین تا متوسط بود.
نتیجهگیری: بعضی از انواع تمرینات دست میتواند بهبودی اندکی را در تنگی نفس ایجاد کند؛ اما کیفیت زندگی بیماران مبتلا به COPD را بهبود نمیبخشد. تمرینات دست استقامتی به طور خاصتر، میتوانند ظرفیت دستها را برای بلند کردن وزنههای سبک در افراد دچار COPD افزایش دهند.