33 کارآزمایی را با 36 جفت مداخله‐کنترل و 1853 شرکتکننده وارد کردیم. خطر سوگیری موجود در بسیاری از مطالعات به دلیل گزارشدهی ضعیف نامشخص بود؛ بنابراین این شواهد با استفاده از رویکرد GRADE، «متوسط» یا «پائین» درجهبندی شدند.
شواهد با کیفیت پائین وجود دارد که نشان میدهد RTT باعث بهبود عملکرد بازو (تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD): 0.25؛ 95% فاصله اطمینان (CI): 0.01 تا 0.49؛ 11 مطالعه، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 749)، عملکرد دست (SMD: 0.25؛ 95% CI؛ 0.00 تا 0.51؛ هشت مطالعه، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 619) و معیار عملکردی اندام تحتانی (SMD: 0.29؛ 95% CI؛ 0.10 تا 0.48؛ پنج کارآزمایی، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 419) میشود.
شواهد با کیفیت متوسط وجود دارد که نشان میدهند RTT موجب بهبود مسافت طی شده (تفاوت میانگین (MD): 34.80؛ 95% CI؛ 18.19 تا 51.41؛ نه مطالعه، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 610) و امبولاسیون (ambulation) عملکردی (SMD: 0.35؛ 95% CI؛ 0.04 تا 0.66؛ هشت مطالعه، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 525) میشود. ما به تفاوتهای چشمگیری میان پیامدهای اندام فوقانی (SMD: 0.92؛ 95% CI؛ 0.58 تا 1.26؛ سه مطالعه، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 153) و اندام تحتانی (SMD: 0.34؛ 95% CI؛ 0.16 تا 0.52؛ هشت مطالعه، تعداد شرکتکنندگان تجزیهوتحلیل شده = 471) تا شش ماه پس از درمان و نه بیشتر از این زمان پی بردیم. تاثیرات برای اندام فوقانی یا تحتانی بر مبنای نوع مداخله، میزان تمرین وظیفه یا مدت زمان گذشته از سکته مغزی اصلاح نشدند. شواهد برای اطمینان درباره خطر حوادث جانبی، ناکافی بود.
سوال مطالعه مروری: تمرین مکرر وظایف عملکردی در مقایسه با مراقبت معمول یا درمان با دارونما (placebo) چه تاثیراتی بر بازیابی بعد از سکته مغزی دارد؟
پیشینه: سکته مغزی میتواند باعث مشکلات حرکتی شود که اغلب یک طرف بدن را متاثر میکنند. با آنکه بازیابی تقریبی در طول زمان شایع است، عارضهها در حدود یکسوم از افراد همچنان باقی میمانند. تمرین مکرر وظایف عملکردی (مانند بلند کردن یک فنجان)، شیوه درمانی مورد استفاده برای کمک به بازیابی حرکات پس از سکته مغزی است. این شیوه بر مبنای این ایده ساده است که به منظور بهبود تواناییمان برای انجام کارها، نیاز به تمرین انجام آن وظیفه مشخص به دفعات زیاد داریم، مانند وقتی که برای نخستین بار آموختیم که بنویسیم. انواع تمرینی که افراد انجام میدهند و زمانی که صرف انجام آن میکنند، ممکن است بر موفقیت این درمان تاثیر بگذارند. به همین دلیل ما جنبههای گوناگون تمرین مکرر را نیز که امکان دارد بر کارایی آن اثرگذار باشند، بررسی کردیم.
ویژگیهای مطالعه: ما 33 مطالعه با 1853 شرکتکننده را وارد کردیم. مطالعات شامل طیف وسیعی از وظایف برای تمرین بودند، مانند بلند کردن یک توپ، راه رفتن، ایستادن از حالت نشسته و تمرین چرخشی با وظایف متفاوت در هر موقعیت. شواهد تا جون 2016 بهروز است.
نتایج کلیدی: افرادی که وظایف عملکردی را انجام میدادند در مقایسه با مراقبت معمول (فیزیوتراپی استاندارد) یا گروههای دارونما، پیشرفتهای کمی را در عملکرد بازو، عملکرد دست، مسافت طی شده و معیار توانایی پیادهروی نشان دادند. پیشرفتها در عملکرد بازو و پا تا شش ماه بعد پایدار بودند. شواهد کافی برای قطعیت درباره خطر حوادث جانبی، برای مثال افتادن وجود نداشت. پژوهش آینده باید بهترین نوع تمرین وظایف را شناسایی کرده و بررسی کنند که تمرین مداومتر میتواند باعث نتایج بهتری شود یا خیر.
کیفیت شواهد: ما کیفیت این شواهد را برای عملکرد بازو، عملکرد دست و معیارهای عملکردی اندام تحتانی در سطح پائین و برای مسافت طی شده و امبولاسیون عملکردی در سطح متوسط ارزیابی کردیم. کیفیت شواهد برای هر پیامد، به علت گزارشدهی ضعیف جزئیات مطالعه (به ویژه در مطالعات اولیه)، نتایج ناهمگون بین مطالعات و تعداد کم شرکتکنندگان مطالعه در برخی مقایسهها، محدود بود.