26 مطالعه را که شامل 526 شرکتکننده بود، در این مرور گنجاندیم. مطالعات را در معرض خطر بالا تا نامشخص سوگیری (bias) ارزیابی کردیم. فقط کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در مرور گنجاندیم، اگرچه توصیف چگونگی تصادفیسازی در برخی مطالعات وارد شده ناقص بود. هدف ما این بود که RCTهای دوسو‐کور را در مرور بگنجانیم، اما دو مطالعه فقط یکسو‐کور بودند. در گزارش معیارهای پیامد، ناهمگونی وجود داشت. دادهها را با استفاده از یک مدل اثر‐ثابت آنالیز کردیم و برای برخی از پیامدها، میزان ناهمگونی بالا بود. با توجه به کم بودن تعداد شرکتکنندگان در مطالعات وارد شده، خطر غیر‐دقیق بودن نتایج این مطالعات وجود داشت. با توجه به این دلایل، کیفیت شواهد را از بالا به یکی از دو سطح پائین یا بسیار پائین کاهش دادیم.
در مورد پیامد اولیه یعنی تنگی نفس، میانگین استاندارد شده نمره تنگی نفس پس از درمان، در گروه اوپیوئیدی در مقایسه با گروه دارونما 0.32 امتیاز بهتر بود (دامنه تغییر از 0.53 امتیاز کاهش تا 0.10 امتیاز کاهش) (12 RCT؛ 338 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). میانگین استاندارد شده تغییرات از نمره تنگی نفس در خط پایه در گروه اوپیوئیدها در مقایسه با گروه دارونما، 0.11 امتیاز بهتر بود (دامنه تغییر از 0.40 امتیاز کاهش تا 0.19 امتیاز افزایش) (شش RCT؛ 194 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). نمره پائینتر نشان دهنده بهبود در تنگی نفس بود.
شواهد مربوط به تست شش دقیقه پیادهروی (six‐minute walk test; 6MWT) متناقض بود. کل مسافت در 6MWT در گروه اوپیوئیدها در مقایسه با گروه دارونما، 28 متر (m) بهتر بود (دامنه تغییر از 113 متر تا 58 متر) (یک RCT؛ 11 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). به هر حال تغییر در خط پایه در گروه اوپیوئیدها، 48 متر بدتر بود (دامنه تغییر 36 متر تا 60 متر) (دو RCT؛ 26 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
عوارض جانبی گزارش شده شامل خوابآلودگی، تهوع و استفراغ، و یبوست بود. در این مطالعات، شرکتکنندگان 4.73 برابر بیشتر احتمال تجربه تهوع و استفراغ را نسبت به گروه دارونما، سه بار بیشتر احتمال دچار شدن به یبوست، و 2.86 برابر بیشتر احتمال تجربه خوابآلودگی را داشتند (نه مطالعه؛ 162 شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
فقط چهار مطالعه کیفیت زندگی را ارزیابی کرده بودند، هیچ کدام تغییر قابل توجهی را نشان نداده بودند.
پیشینه
افراد مبتلا به بیماریهای ریوی ممکن است دچار تنگی نفس شوند. درمانهای اولیه باید بر علل تنگی نفس تمرکز کنند. با این حال، با پیشرفت بیماری ممکن است بهتر باشد تمرکز روی درمان نشانهها باشد. مانند مراقبت استاندارد، اوپیوئیدها (به عنوان مثال مورفین، چه از راه دهان تجویز شود چه توسط نبولایزر، یا تزریقی) میتوانند به تسکین این نشانهها کمک کنند. با این حال، اوپیوئیدها عوارض جانبی مثل خوابآلودگی، یبوست، تهوع (احساس بیماری)، و استفراغ دارند.
سوال مطالعه مروری
هدف آن بود که بدانیم داروهای مخدر (اپیوئید) تنگی نفس را در افراد مبتلا به بیماریهای ریوی کاهش میدهند. همچنین به دنبال این بودیم که بدانیم اوپیوئیدها توانایی افراد برای ورزش کردن را بهبود میدهد یا خیر، و چه عوارض جانبی به در پی دارد. همچنین میخواستیم بدانیم که داروهای مخدر (اپیوئید)، کیفیت زندگی بیماران را بهبود میدهند یا خیر.
ویژگیهای مطالعه
مطالعاتی را که تا 19 اکتبر 2015 انجام شده بودند، جستوجو کردیم و 26 مطالعه را با 526 نفر در این مرور گنجاندیم. این افراد به دلیل انواع مختلف بیماریهای ریوی تنگی نفس داشتند. به برخی بیماران داروهای مخدر (اپیوئید) داده شد و به برخی داروهای دیگر یا دارونما (placebo) و مطالعات، گزارشهای تنگی نفس را برای یافتن هرگونه تفاوتی مقایسه کرده بودند. برخی از مطالعات نیز به مقدار زمانی که افراد میتوانستند ورزش کنند، توجه کرده بودند تا ببینند تفاوتی وجود دارد یا خیر. برخی از بیماران شرکتکننده از خانههایشان میآمدند، و برخی از بیمارستان.
یافتههای کلیدی
برخی از شواهد با کیفیت پائین وجود داشت که به نفع استفاده از داروهای مخدر (اپیوئید) خوراکی یا تزریقی برای درمان نشانههای تنگی نفس بود. هیچ شواهدی به نفع اوپیوئیدها به صورت نبولایزر وجود نداشت. برخی از شرکتکنندگان دچار خوابآلودگی، تهوع و استفراغ شدند. پژوهش بیشتری با استفاده از تعداد بیشتری از شرکتکنندگان، و جستوجو در مورد تاثیرات داروها بر کیفیت زندگی مورد نیاز است.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد را با یکی از سطوح زیر ارزیابی کردیم: بسیار پائین، پائین، متوسط یا بالا. شواهد با قطعیت بسیار پائین به این معناست که درباره نتایج نامطمئن هستیم. شواهد با کیفیت بالا به آن معنا است که در مورد نتایج به دست آمده بسیار مطمئن هستیم. برای این مرور کاکرین، متوجه شدیم که شواهد کیفیت پائین تا بسیار پائین داشتند. کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شدهای که کورسازی شده بودند، به این معنی که شرکتکنندگان و کسانی که نتایج را ارزیابی میکردند، نمیدانستند شرکتکنندگان داروی اوپیوئیدی یا دارونما دریافت کرده بود، را برای مرور وارد کردیم. با این حال، اندازه نمونهها در این کارآزماییها کوچک بودند و برخی از مطالعات اطلاعات کافی را ارائه نکرده بودند که به ما اجازه ارزیابی اینکه آنها کیفیت خوبی دارند یا خیر، را بدهند.