ما 28 مطالعه کوچک و با کیفیت پائین (29 گزارش) را که شامل 2564 شرکتکننده بودند، وارد کردیم. از 20 مطالعهای (21 گزارش) که مورفین را با دارونما مقایسه کردند، نه مطالعه با دادههای کافی در متاآنالیز وارد شدند. در مجموع، خطر سوگیری (bias) نامشخص بود. بهطور کلی، سطح کیفیت شواهد با استفاده از رویکرد GRADE پائین تا بسیار پائین ارزیابی شد، این کاهش کیفیت در درجه اول به دلیل وجود خطر سوگیری، حجم نمونه کوچک و عدم دقت بود.
هیچ تفاوت آماری بین 1 میلیگرم مورفین IA و دارونما در شدت درد (مقیاس آنالوگ بصری (VAS)) در فاز اولیه (صفر تا دو ساعت) (تفاوت میانگین (MD): 0.50‐؛ 95% CI؛ 1.15‐ تا 0.14؛ 297 شرکتکننده؛ 7 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین)، در فاز میانی (دو تا شش ساعت) (MD: ‐0.47؛ 95% CI؛ 1.09‐ تا 0.14؛ 297 شرکتکننده؛ 7 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) و فاز تاخیری (شش تا 30 ساعت) (MD: ‐0.88؛ 95% CI؛ 1.81‐ تا 0.04؛ 297 شرکتکننده؛ 7 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) مشاهده نشد. هیچ تفاوت معنیداری بین 1 میلیگرم و 2 میلیگرم مورفین برای شدت درد در فاز اولیه (MD: ‐0.56؛ 95% CI؛ 1.93‐ تا 0.81؛ 105 شرکتکننده؛ 2 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین) دیده نشد، در حالی که 4 میلیگرم/5 میلیگرم مورفین تاثیر ضد‐دردی بهتری را نسبت به 1 میلیگرم مورفین در فاز تاخیری نشان داد (MD: 0.67؛ 95% CI؛ 0.08 تا 1.25؛ 97 شرکتکننده؛ 3 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین). مورفین IA نسبت به عوامل بیحسی موضعی در فاز اولیه (MD: 1.43؛ 95% CI؛ 0.49 تا 2.37؛ 248 شرکتکننده؛ 5 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین)، NSAIDها در فاز اولیه (MD: 0.95؛ 95% CI؛ 0.95‐ تا 2.85؛ 80 شرکتکننده؛ 2 مطالعه؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، سوفنتانیل (sufentanil)، فنتانیل (fentanyl) و پتیدین (pethidine) برای شدت درد بهتر نبود. مورفین IA برای شدت درد در فاز اولیه مشابه مورفین داخل عضلانی (IM) ظاهر شد (MD: 0.21؛ 95% CI؛ 0.48‐ تا 0.90؛ 72 شرکتکننده؛ 2 مطالعه؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
متاآنالیز نشان داد که هیچ تفاوتی در زمان سپری شده تا نیاز به تزریق اولین آنالژزیک بین مورفین IA و دارونما یا بوپیواکائین (bupivacaine) وجود نداشت. یازده مورد از 20 مطالعهای که مورفین را با دارونما مقایسه کردند، به گزارش حوادث جانبی پرداختند و هیچ تفاوت آماری را از نظر بروز حوادث جانبی به دست نیاوردند (خطر نسبی (RR): 1.09؛ 95% CI؛ 0.51 تا 2.36؛ 314 شرکتکننده؛ 8 مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین). هفت مورد از 28 مطالعه خروج شرکتکنندگان را گزارش کردند. داده کافی برای انجام متاآنالیز در مورد خروج از مطالعه وجود نداشت.
پیشینه
آرتورسکوپی زانو، نوعی پروسیجر جراحی روی زانو است. این جراحی یک روش کم‐تهاجمی است، بدین معنی که برای انجام آن ایجاد فقط یک برش کوچک (incision) کافی است. با استفاده از یک آرتروسکوپ، که از طریق یک برش کوچک وارد مفصل میشود، میتوان آسیبها را معاینه، و گاهی اوقات درمان کرد. برای بررسی و درمان بسیاری از وضعیتهای ارتوپدی (عضلانیاسکلتی) از آرتروسکوپی زانو استفاده میشود، و بیماران ممکن است پس از جراحی احساس درد داشته باشند. تزریق مستقیم مورفین به داخل زانو (مورفین داخل‐مفصلی) برای کاهش این درد، بسیار مطالعه شده، اما نمیدانیم که این درمان تا چه اندازه موثر است.
نتایج کلیدی و کیفیت شواهد
در می 2015، این مرور 28 مطالعه کوچک و با کیفیت پائین را با 2564 شرکتکننده شناسایی کرد که به بررسی مورفین داخل‐مفصلی برای تسکین درد پس از انجام آرتروسکوپی زانو پرداختند. در 9 مورد از 20 مطالعه، هیچ شواهدی را پیدا نکردیم دال بر اینکه مورفین داخل‐مفصلی با دوز 1 میلیگرم برای تسکین درد بهتر از دارونما (placebo) است. به دلیل وجود شواهد محدود موجود، نتوانستیم مشخص کنیم که مورفین داخل‐مفصلی چگونه با تزریق داخل‐عضلانی مورفین مقایسه شد. همچنین، شواهدی با کیفیت پائین برای مقایسه تاثیرات تزریق 1 میلیگرم مورفین داخل‐مفصلی با بوپیواکائین (bupivacaine)، داروهای غیر‐استروئیدی ضد‐التهابی (NSAIDها)، سوفنتانیل (sufentanil)، فنتانیل (fentanyl) و پتیدین (pethidine) وجود داشت، از این رو مطمئن نیستیم کدام یک بهتر عمل میکنند. ما نتوانستیم مشخص کنیم که نرخ عوارض جانبی درمان مانند تهوع و استفراغ بین مورفین داخل‐مفصلی و دارونما تا چه اندازه با هم مشابه است. بهطور کلی، کیفیت شواهد پائین بود.
پژوهشهای بیشتر باید بر یافتن آنالژزیکهای موثر برای آرتروسکوپی زانو متمرکز شوند.