جلد 2016 -                   جلد 2016 - صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Alessandro Pompoli, Toshi A Furukawa, Hissei Imai, Aran Tajika, Orestis Efthimiou, Georgia Salanti. Psychological therapies for panic disorder with or without agoraphobia in adults: a network meta-analysis. 3. 2016; 2016
URL: http://cochrane.ir/article-1-234-fa.html
پیشینه
اختلال پانیک با بروز حملات غیرمنتظره و تکرار شونده پانیک، دوره‌های مجزای ترس یا اضطراب که شروع سریع دارند و با علائمی چون ضربان سریع قلب، درد قفسه سینه، عرق ریزش و لرز همراه هستند، شناخته می‌شود. اختلال پانیک در جامعه عمومی شایع و احتمال ابتلا به آن در کل زندگی 1% تا 4% است. نتایج متاآنالیز (meta-analysis) قبلی کاکرین پیشنهاد کرده بود که درمان‌های سایکولوژیکال (یا به تنهایی یا همراه با درمان دارویی) می‌توانند به عنوان خط اول درمان اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا استفاده شود. به هرحال، هنوز مشخص نیست که آیا برخی درمان‌های سایکولوژیکال می‌توانند نسبت به سایر داروها ارجح دانسته شوند یا خیر. برای پاسخ به این سوال، ما در این مطالعه مروری یک متاآنالیز شبکه‌ای (NMA) انجام دادیم، که در آن هشت شکل مختلف درمان‌های سایکولوژیکال و سه فرم شرایط کنترل‌شده را با هم مقایسه کردیم.
اهداف
بررسی تاثیر نسبی و پذیرش درمان‌های مختلف سایکولوژیکال و شرایط کنترل‌شده متفاوت برای بیماری پانیک، با یا بدون آگورافوبیا، در بزرگسالان.
روش های جستجو
ما جست‌وجوی اصلی را در پایگاه اطلاعاتی الکترونیکی CCDANCTR (مطالعات و منابع ثبت‌شده) در تمام سال‌ها تا 16 مارچ 2015 انجام دادیم. ما جست‌وجوی تکمیلی را در PubMed و ثبت کارآزمایی‌ها انجام دادیم. جست‌وجوهای تکمیلی شامل فهرست منابع مطالعات انتخاب‌شده، citation indexes، ارتباطات شخصی با نویسندگان تمام مطالعات انتخاب‌شده و جست‌وجوی منابع خاکستری در OpenSIGLE انجام شد. ما هیچ محدودیت زمانی، زبانی یا وضعیت انتشار اعمال نکردیم.
معیارهای انتخاب
ما کلیه کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده (RCTs؛ Randomised Controlled Trials) متناسب با موضوع را که بر بزرگسالان با تشخیص اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا متمرکز بود، در این مطالعه مروری انتخاب کردیم. ما درمان‌های سایکولوژیکال زیر را در نظر گرفتیم: آموزش‌روانی (PE)، روان‌درمانی حمایتی (SP)، درمان فیزیولوژیکی (PT)، رفتار درمانی (BT)، شناخت‌درمان (CT)، رفتار درمانی شناختی (CBT)، موج سوم CBT (یا 3W) و درمان روان‌پویشی (PD).
ما هر دو شکل فردی و گروهی را در مطالعه مروری گنجاندیم. درمان باید به صورت چهره به چهره انجام شده باشد. مداخلات مقایسه‌ای که برای این مطالعه مروری در نظر گرفته شدند عبارتند از: عدم درمان (NT)، فهرست انتظار (WL) و توجه/سایکولوژب دارونما (APP). برای این مطالعه مروری چهار پیامد کوتاه مدت (ST)، (بهبودی ST؛ پاسخ ST؛ انصراف از درمان ST؛ پیشرفت در یک مقیاس پیوسته ST) و یک پیامد بلندمدت (LT)؛ (بهبود/پاسخ LT) در نظر گرفته شد .
گردآوری و تحلیل داده‌ها
در گام اول، ما یک جست‌وجوی ساختارمند در همه مقالات مرتبط با استفاده از معیارهای جایگیری در مطالعه انجام دادیم. برای هر پیامد، ما یک شبکه درمان بنا کردیم تا مشخص کنیم هر نوع درمان و هر مقایسه در منابع موجود تا چه حد ارزیابی شده بود. سپس، برای هر مقایسه در دسترس، ما یک متاآنالیز اثرات تصادفی انجام دادیم. پس از آن، به منظور سنتز شواهد مستقیم در دسترس با شواهد غیرمستقیم، و به دست آوردن برآورد اندازه تقریبی تاثیرات کلی برای هر جفت درمان ممکن در شبکه، یک متاآنالیز شبکه‌ای انجام دادیم. در نهایت، ما یک رتبه‌بندی احتمالاتی از درمان‌های مختلف روانی و شرایط کنترل‌شده برای هرپیامد را محاسبه کردیم.
نتایج اصلی
ما 1432 منبع را شناسایی دادیم که پس از بررسی، 60 مطالعه را در تجزیه و تحلیل کیفی نهایی گنجاندیم. در میان آن‌ها، 54 مطالعه (شامل 3021 بیمار) در تجزیه و تحلیل کمی هم گنجانده شدند. با توجه به تجزیه و تحلیل‌های اولیه برای اولین پیامد (بهبودی کوتاه مدت)، بیشترین مطالعات انتخاب‌شده عبارت بودند از CBT (32 مطالعه) و به دنبال آن BT (12 مطالعه)، PT (10 مطالعه)، CT (3 مطالعه)، SP (3 مطالعه) و PD (دو مطالعه).
کیفیت شواهد برای کلیت شبکه در کلیه پیامدها پائین بود. کیفیت شواهد با توجه به پیامد برای CBT در مقابلNT، CBT در مقابل SP و CBT در مقابل PD پائین تا خیلی پائین بودند. اکثریت مطالعات انتخاب‌شده در مورد خطر سوگیری (Bias) با توجه به روند تصادفی بودنشان وضعیت نامشخصی داشتند. ما دریافتیم که تقریبا نیمی از مطالعات انتخاب‌شده در خطر بالای سوگیری اعترافی و سوگیری تشخیصی قرار داشتند. ما همچنین پیامدهای انتخابی را یافتیم که گزارش وجود سوگیری را داده و ما شدیدا به سوگیری انتشار مشکوک شدیم. در نهایت، دریافتیم که تقریبا نیمی از مطالعات انتخاب‌شده در خطر بالای سوگیری ناشی از تعصب پژوهشگران قرار دارند.
در مجموع به نظر می‌رسید که شبکه به خوبی اتصال یافته، اما به طور کلی فاقد توان تشخیص هر گونه ناهمگونی مهم بین شواهد مستقیم و غیرمستقیم بود. شواهد نشانگر برتری درمان‌های روانی بر حالت‌های WL بود، اگرچه این یافته‌ها با شواهد تاثیرات مطالعه کوچک (SSE) تشدید می‌شد. NMAها برای بهبودی ST، پاسخ ST و پیشرفت ST در یک مقیاس پیوسته حاکی از وجود شواهد خوب تکرار شونده به نفع CBT بود. همچنین برخی شواهد پراکنده اما مرتبط به نفع PD و SP، در مقایسه با سایر درمان ها بود. در مورد انصراف ST، PD و 3W تحمل بهتری نسبت به سایر روش‌های روان‌درمانی در کوتاه‌مدت نشان داده شد. در دراز مدت، CBT و PD بالاترین سطح بهبودی/پاسخ را نشان دادند که پیشنهاد کننده این موضوع است که اثرات این دو درمان با توجه به سایر روش‌های روان‌درمانی، ممکن است باثبات‌تر باشند. با این حال، تمام تفاوت‌های ذکر شده بین درمان‌های فعال باید با توجه به این نکته تفسیر شوند که در بسیاری از موارد اندازه تاثیر کوچک و/یا نتایج مبهم بوده است.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
هیچ‌گونه شواهد با کیفیت بالا و صریح برای حمایت از یک درمان سایکولوژیکال در مقایسه با سایر روش‌ها برای درمان اختلال هراس با و بدون آگورافوبیا در بزرگسالان وجود ندارد. با این حال، نتایج نشان می‌دهد که CBT -بیشترین روش مطالعه شده در میان درمان‌های سایکولوژیکال انتخاب‌شده در مطالعه مروری- اغلب نسبت به سایر روش‌های درمانی ارجحیت دارد، اگرچه اندازه تاثیرات کوچک بوده و سطح دقت اغلب ناکافی و یا از لحاظ بالینی غیرمتناسب بود. در تنها دو مطالعه در دسترس که در آن‌ها PD بررسی شده بود، این درمان نتایج امیدوارکننده‌ای نشان داده بود، هرچند تحقیقات بیشتر به منظور افزایش اطلاعات درباره اثربخشی نسبی PD با توجه به CBT مورد نیاز است. علاوه بر این، به نظر می‌رسید که PD بهترین میزان تحمل (از نظر انصراف ST) را در میان درمان‌های روان‌شناختی دارد. به طور غیر منتظره‌ای، ما شواهدی در حمایت از اثربخشی روان‌درمانی حمایتی غیراختصاصی برای درمان اختلال هراس یافتیم، با این حال، نتایج مربوط به SP به دلیل تک بودن شواهد مربوط به این درمان باید با احتیاط تفسیر شوند، و مانند مورد PD، تحقیقات بیشتری برای بررسی این موضوع مورد نیاز است. به نظر نمی‌رسد شناخت‌درمانی جایگزین معتبری برای CBT به عنوان درمان خط اول برای بیماران مبتلا به اختلال هراس با یا بدون آگورافوبیا باشد.
خلاصه به زبان ساده
روش‌های روان‌درمانی برای درمان اختلال هراس با یا بدون آگورافوبیا
چرا این مطالعه مروری مهم است؟
بسیاری از مردم از اختلال پانیک رنج می‌برند. اختلال پانیک می‌تواند به تنهایی یا همراه با آگورافوبیا رخ دهد. افراد با تجربه اختلال پانیک دچار حملات پانیک تکرار شونده می‌شوند. در طول حمله پانیک افراد احساس شروع ناگهانی ترس شدید در کنار یک سری علائم جسمانی مانند ضربان تند قلب، درد قفسه سینه، تعریق، لرزش، احساس سبکی سر، گرگرفتگی، سوزش معده، غش و تنگی نفس دارند. افراد مبتلا به آگورافوبیا دچار احساس ترس شدید از بروز یک حمله پانیک گسترش یابنده در موقعیتی که فرار از آن، مشکل یا شرم‌آور است، می‌شوند. این ترس اغلب به اجتناب از چنین موقعیت‌هایی منجر می‌شود.
بسیاری از انواع مختلف گفت‌وگودرمانی برای درمان اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا استفاده می‌شود. با این حال مشخص نیست که آیا گفت‌وگو درمانی‌های خاص موثرتر از شیوه‌های دیگر درمان اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا باشند. ما در این مطالعه مروری، تاثیرات انواع مختلف گفتگو درمانی را مقایسه کردیم.

چه کسانی به این مطالعه مروری علاقمند خواهد بود؟
- افراد مبتلا به اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا.
- دوستان و خانواده افراد مبتلا به اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا.
- پزشکان عمومی، روانپزشکان و روانشناسان.
- افرادی که در حیطه خدمات بهداشت روانی بزرگسالان کار می‌کنند.

هدف این مطالعه مروری پاسخ به کدام سوالات است؟
آیا هیچ‌کدام از روش‌های روان‌درمانی انتخاب‌شده در مطالعه مروری موثرتر از سایر روش‌ها می‌باشد و با بهتر از روش‌های دیگر در کاهش سریع علائم پانیک/آگورافوبیا تحمل می‌شوند؟
آیا هیچ‌کدام از روش‌های روان‌درمانی انتخاب‌شده در مطالعه مروری، رسیدن به پیامدهای بهتری را یک سال پس از خاتمه آن تضمین می‌کنند؟

کدام مطالعات انجام شده در این مطالعه مروری انتخاب شدند؟
ما پایگاه‌های اطلاعاتی پزشکی را تا 16 مارچ 2015 جست‌وجو کردیم تا تمام مطالعات (به طور خاص مطالعات تصادفی‌سازی و کنترل‌شده) گفت‌وگودرمانی در درمان اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا را بیابیم. برای انتخاب شدن در این مطالعه مروری، مطالعات باید حتما شامل افراد با تشخیص قطعی اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا بودند.
ما 60 مطالعه را در این مطالعه مروری گنجاندیم. پنجاه و چهار مورد از مطالعات شامل (شامل 3021 بیمار) در تجزیه و تحلیل‌های عددی استفاده شدند. نویسندگان مطالعه مروری، کیفیت کلی مطالعات را پائین تا بسیار پائین ارزیابی کردند.

شواهد این مطالعه مروری به ما چه می‌گویند؟
نتایج حاصل از این مطالعه مروری نشان می‌دهد که به طور کلی گفت‌وگودرمانی موثرتر از عدم درمان است. هیچ شواهد قوی برای حمایت از یک شیوه گفت‌وگودرمانی نسبت به سایر درمان‌های اختلال پانیک با و بدون آگورافوبیا در بزرگسالان وجود ندارد. با این حال، برخی شواهد با کیفیت پائین به نفع درمان شناختی‌رفتاری (CBT)، درمان روان‌پویشی و روان‌درمانی حمایتی در مقایسه با سایر درمان‌های گفت‌وگومحور برای بهبودی کوتاه‌مدت و کاهش کوتاه‌مدت علائم هستند. نتایج مربوط به روان‌درمانی حمایتی باید به هر حال به دلیل مقدار کم شواهد موجود در مورد این نوع درمان با احتیاط تفسیر شوند. از سوی دیگر، فراتر از شواهد مرتبط به تاثیر آن، درمان روان‌پویشی هم نتایج امیدوار کننده‌ای از نظر تحمل نشان داد: به عنوان یک راه برای ارزیابی اینکه چگونه افراد به خوبی گفت‌وگودرمانی را تحمل می‌کنند، ما نرخ انصراف در کوتاه مدت را ارزیابی کردیم. ما دریافتیم که در درمان‌های روان‌پویشی و موج سوم CBT، میزان انصراف کمتر است که نشان می‌دهد افراد این درمان‌ها را بهتر از سایر درمان‌ها تحمل می‌کنند.

بعدا باید چه اتفاقی بیفتد؟
انجام تحقیقات با کیفیت بالای بیشتری نیاز است تا بتوان به طور کامل اثربخشی درمانی شیوه‌های گوناگون گفت‌وگودرمانی را سنجید. به طور خاص، مطالعات جدید بیشتری که مقایسه درمان‌های گفتگویی CBT، درمان روان‌پویشی و روان‌درمانی حمایتی را در درمان اختلال پانیک با یا بدون آگورافوبیا، مقایسه کنند، مورد نیاز است.

(3585 مشاهده)
متن کامل [PDF 4 kb]   (61 دریافت)    

پذیرش: 1393/12/25 | انتشار: 1395/1/25