پیشینه
خستگی (fatigue) از نشانه شایع و ناتوان کننده در افراد مبتلا به تومور مغزی اولیه (primary brain tumour; PBT) است. میزان اثربخشی مداخلات مختلف، بر درمان سطوح بالینی قابل ملاحظه از خستگی در جمعیت بیماران مبهم است.
اهداف
ارزیابی اثربخشی و بیخطری مداخلات فارماکولوژیک و غیر‐فارماکولوژیک در بزرگسالان مبتلا به PBT که دچار سطوح بالایی از خستگی هستند.
روش های جستجو
در تاریخ مارچ 2016، جستوجوی خود را در این منابع انجام دادیم: پایگاه ثبت کارآزماییهای کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ PsycINFO؛ و CINAHL، فهرست منابع مطالعات وارد شده را نیز کنترل کردیم. همچنین خلاصه مقالات کنفرانسهای مرتبط را جستوجو کردیم، کارآزماییهای در حال انجام را از طریق ClinicalTrials.gov جستوجو کردیم و با گروههای همکاری کننده عمده با کارآزماییها در این زمینه تماس گرفتیم.
معیارهای انتخاب
آن دسته از کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را وارد مرور کردیم که به بررسی هر نوع مداخله فارماکولوژیک یا غیر‐فارماکولوژیک در بزرگسالان مبتلا به PBT و دچار خستگی پرداخته و معیار پیامد اولیه تحت بررسی در آنها، خستگی بود. انتخابهای خود را به آن دسته از مطالعات محدود کردیم، که شرکتکنندگان آنها از نظر بالینی فقط به سطوح قابل ملاحظهای از خستگی دچار بودند.
گردآوری و تحلیل دادهها
سه نویسنده مرور (JD ،SRK ،DC)، به طور مستقل از هم نتایج جستوجو را ارزیابی کرده، دادههای مطالعات انتخاب شده را استخراج و به ارزیابی خطر سوگیری (bias) در آن پرداختند. دادههای مربوط به پیامدهای خستگی، شناخت، خلقوخو، کیفیت زندگی و عوارض جانبی را از مطالعات استخراج کردیم.
نتایج اصلی
نه مطالعه را شناسایی کردیم. هشت مورد از آنها که شرکتکنندگان آن، منحصرا از افراد با سطح بالای خستگی نبودند، کنار گذاشته شدند. تک کارآزمایی واجد شرایط، به بررسی استفاده از مودافینیل (modafinil) در مقایسه با دارونما (placebo) میپرداخت. گرچه این مطالعه با گذر زمان، بهبودی قابل ملاحظه را در پیامد اولیه یعنی خستگی پیدا کرد، این بهبودی در شرکتکنندگان هر دو گروه دارونما و مودافینیل رخ داده و تفاوت قابل ملاحظهای در پاسخدهی به این دو مداخله بین دو گروه وجود نداشت. کارآزمایی وارد شده، به حد نصاب مد نظر خود، برای تعداد مناسب از شرکتکنندگان نرسید، در نتیجه ممکن است که در عمل، توان آزمون آن برای تشخیص تفاوت احتمالی کافی نبوده باشد. در بیشتر زمینهها، این کارآزمایی دارای خطر پائین سوگیری بود. در ارتباط با استفاده از میانگین به جای دادههای ناموجود، خطر سوگیری نامشخص بود، چرا که در مطالعه اثر این نوع برخورد با دادههای ناموجود بر نتایج پژوهش، آنالیز نشده بود.
نتیجهگیریهای نویسندگان
شواهد موجود، برای نتیجهگیری قابل اعتماد و قابل تعمیم پیرامون اثربخشی یا مضرات بالقوه هرگونه درمان فارماکولوژیک یا غیر‐فارماکولوژیک خستگی در افراد مبتلا به PBT، ناکافی بود. برای روشن شدن بهترین درمان در افراد مبتلا به تومورهای مغزی که دچار خستگی شدید هستند، پژوهش بیشتری لازم است.
خلاصه به زبان ساده
مداخلاتی برای کنترل خستگی در بزرگسالان مبتلا به تومور مغزی اولیه
پیشینه
تومور مغزی اولیه (primary brain tumour; PBT)، سرطانی است که نقطه آغاز آن خود مغز بوده و از سایر نقاط بدن به این ناحیه منتشر نشده است. خستگی (tiredness) در افراد مبتلا به این تومور شایع است. این وضعیت ممکن است به علت خود تومور، درمان آن، یا سایر داروها نظیر داروهای ضد‐صرع، (که برای درمان تشنجهای ناشی از صرع به کار میروند) ایجاد شده باشد. این مشکل ممکن است همچنین در همراهی با سایر نشانهها نظیر مشکلات خواب، اختلالات مربوط به تفکر یا اختلالات احساسی ایجاد شود. درمانهای کنترل کننده خستگی، میتوانند در بهبود کیفیت زندگی بیماران، توانایی تحمل درمانهای سرطان (که خود با ایجاد این خستگی در ارتباط هستند)، و توانایی آنها در پیشبرد زندگی اجتماعی و فعالیتهای روزمره، نقش داشته باشند.
ویژگیهای مطالعه
پنج بانک اطلاعاتی پزشکی را در مارچ 2016 جستوجو کردیم. فقط یک کارآزمایی بالینی واجد شرایط مد نظر بود، و در این کارآزمایی روی اثر داروی مودافینیل (modafinil) بر 37 فرد بزرگسال مبتلا به PBT که دچار سطوح بالایی از خستگی بودند، تحقیق شده بود. گروهی از افراد تحت مطالعه، شش هفته داروی مودافینیل دریافت کرده و پس از یک هفته دوره پاکشدگی (washout period)، شش هفته بعدی را دارونما (placebo) دریافت کردند یا بالعکس. هدف از دوره پاکشدگی، پاک شدن هرگونه تاثیر احتمالی از درمان اول از بدن، پیش از شروع درمان جدید است.
یافتههای کلیدی
یک کارآزمایی وارد شده، شواهدی مبنی بر تفاوتی میان مودافینیل و دارونما در درمان خستگی نشان نداد. این موضوع که عدم تفاوت میتواند به دلیل نرسیدن تعداد شرکتکنندگان کارآزمایی به حد نصاب برنامهریزی شده باشد، امکانپذیر است. در شمار بیشتری از مطالعات، روی درمان خستگی تحقیق شده بود، اما وجود سطح بالای خستگی در شرکتکنندگان این مطالعات ضروری شمرده نشده بود. ما هماکنون هیچ درمانی را نمیشناسیم که برای کنترل خستگی در افراد مبتلا به PBT و با سطوح بالای خستگی اثربخش باشد.
کیفیت شواهد
با توجه به آن که تنها یک کارآزمایی بررسی شد، کیفیت کلی شواهد در سطح پائین بود. مطالعات با کیفیت بالای بیشتری لازم است، که در آنها بزرگسالان مبتلا به PBT با سطح بالای خستگی شرکت کرده باشند.