جلد 2016 -                   جلد 2016 - صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Julie Brown, Tineke J Crawford, Jane Alsweiler, Caroline A Crowther. Dietary supplementation with myo-inositol in women during pregnancy for treating gestational diabetes. 3. 2016; 2016
URL: http://cochrane.ir/article-1-885-fa.html
پیشینه
دیابت میلیتوس بارداری (GDM) هر درجه‌ای از عدم تحمل به گلوکز است که ابتدا تظاهر می‌کند و در حین بارداری تشخیص داده‌می‌شود و معمولا بعد از تولد کودک برطرف می‌شود. GDM باعث افزایش بیماری (morbidity) در کوتاه‌مدت و بلندمدت برای مادر و فرزندش می‌شود. درمان این بیماری شامل اصلاح سبک‌زندگی و/یا درمان دارویی (انسولین یا داروهای خوراکی ضددیابت) با هدف حفظ اهداف درمانی برای غلظت‌های گلوکز خون است. پیدا کردن داروهای درمانی موثر، قابل قبول و ایمن برای مادر و کودکش اهمیت دارد. یکی از مداخلات بالقوه جدید، میواینوزیتول myo-inositol است که ایزومری از اینوزیتول و درون‌زا (endogenously) بوده و در ذخایر غذایی طبیعی مثل میوه‌ها، سبزیجات، آجیل و حبوبات یافت می‌شود.
اهداف
بررسی اینکه آیا مکمل‌های غذایی دارای میواینوزیتول در حین بارداری برای درمان دیابت‌های بارداری برای مادر و جنین ایمن و موثر است یا خیر.
روش های جستجو
برای این مطالعه مروری، مرکز ثبت کارآزمایی‌های گروه بارداری و زایمان در کاکرین (Cochrane Pregnancy and Childbirth Group’s Trials Register)؛ (30 آپریل 2016)؛ ClinicalTrial.gov؛ پلت‌فرم بین‌المللی ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت (World Health Organization International Clinical Trials Registry Platform)؛ (7 آپریل 2016)، و فهرست منابع مطالعات بازیابی‌شده را جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
همه کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده یا کارآزمایی‌های به صورت گروهی تصادفی‌سازی‌ و کنترل‌شده منتشر شده و منتشر نشده را که استفاده از میواینوزیتول را گزارش‌کرده‌اند، گردآوری کردیم. این کارآزمایی‌ها میواینوزیتول را با دارونما، عدم درمان یا مداخلات دیگر برای درمان زنان مبتلا به دیابت‌های بارداری مقایسه کرده‌اند. مطالعات شبه‌تصادفی و عرضی، مناسب انتخاب نبودند. زنانی که از قبل دیابت داشتند، کنار گذاشته‌شدند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مطالعه مروری مستقلا کارآزمایی‌ها را برای انتخاب و خطر سوگیری (Bias) بررسی، داده‌ها را استخراج و آنها را برای دقت ارزیابی کردند. برای نتایج کلیدی (در صورت وجود اطلاعات)، کیفیت شواهد را با استفاده از رویکرد GRADE بررسی کردیم.
نتایج اصلی
2 مطالعه (با 142 مادر و نوزاد)، که هر دو در ایتالیا انجام شده‌ و میواینوزیتول را با گروه کنترل دارونما مقایسه کرده، گردآوری کردیم.
هیچ یک از نتایج اولیه در رابطه با مادر که برای این مطالعه مروری از پیش مشخص‌شده بود، در این مطالعات گردآوری‌شده گزارش ‌نشده بود: اختلالات افزایش فشارخون؛ عمل سزارین؛ ایجاد دیابت نوع 2 متعاقب. هیچ داده‌ای برای اکثر نتایج ثانویه در رابطه با مادر در این مطالعه مروری گزارش‌نشده است. فقط می‌توانیم برای دو نتیجه ثانویه متاآنالیز (meta-analysis) انجام دهیم: آزمون تحمل گلوکز خوراکی به صورت ناشتا و درمان دارویی اضافی. بقیه داده‌ها براساس داده‌های مطالعات تکی است. به طور کلی، خطر سوگیری مطالعات گردآوری‌شده را، به‌دلیل نبود اطلاعات روش‌شناسی کلیدی، نامشخص ارزیابی کردیم.
اگرچه میواینوزیتول با تغییر شاخص توده بدنی (BMI) کمتری همراه بود، هیچ شواهدی از اختلاف بین گروه‌های درمانی برای نیاز به دارودرمانی اضافی یا افزایش وزن در حین بارداری، وجود نداشت (میانگین تفاوت (MD)؛ kg/m2 1.50-؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 2.35- تا 0.65-؛ یک کارآزمایی؛ n = 73). میواینوزیتول در مقایسه با گروه کنترل در پایان درمان باعث کاهش غلظت قند خون ناشتا شد (MD؛ mmol/L 0.47-؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 0.59- تا 0.35-؛ 2 کارآزمایی؛ n = 142 شرکت‌کننده زن). یک کارآزمایی کوچک گزارش کرد که میواینوزیتول در مقایسه با گروه کنترل با کاهشی در غلظت قند خون یک ساعته بعد از غذا در پایان درمان همراه است (MD؛ mmol/L 0.90-؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 1.73- تا 0.07-؛ یک کارآزمایی؛ n = 73 شرکت‌کننده زن). هیچ اختلافی بین گروه‌ها در غلظت‌های 2 ساعته قند خون بعد از غذا وجود نداشت (MD؛ mmol/L 0.70-؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 1.46- تا 0.06؛ یک کارآزمایی؛ n = 73 شرکت‌کننده زن). غلظت‌های قند خون یک ساعته و 2 ساعته، شواهدی از عدم‌دقت با CIهای عریض و اندازه نمونه کوچک نشان داد.
برای اطفال بین گروه کنترل و گروه میواینوزیتول هیچ شواهدی از اختلاف در مورد اینکه کودک بزرگ برای سن بارداری (large-for-gestational age) باشد، وجود نداشت (خطر نسبی (RR)؛ 0.36؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 0.02 تا 8.58؛ یک کارآزمایی؛ n = 73 نوزاد؛ شواهد با کیفیت پایین). شواهد به دلیل عدم‌دقت، کیفیتشان پایین بود. دیگر نتایج اولیه این مطالعه مروری در کارآزمایی‌های گردآوری‌شده گزارش نشده ‌است: مرگ‌ومیر پری‌ناتال (مرگ‌ومیر نوزاد و مرده‌زایی)؛ مرگ‌ومیر ترکیب موربیدیتی (morbidity composite) (همانطور که در کارآزمایی‌ها تعریف شده‌ است)؛ ناتوانی حسی‌عصبی. نوزادان در گروه میواینوزیتول در مقایسه با گروه دارونما به احتمال کمتری دچار هایپوگلایسمی نوزادی شدند (RR: 0.05؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 0.00 تا 0.85؛ یک مطالعه؛ n = 73 نوزاد؛ شواهد با کیفیت پایین). به دلیل نرخ رخدادهای پایین و اندازه نمونه کم، شواهدی از عدم‌دقت برای این نتیجه وجود دارد. هیچ شواهدی از اختلاف بین گروه‌های درمانی و دارونما در تولد پره‌ترم یا وزن هنگام تولد (birthweight) وجود نداشت. میواینوزیتول در مقایسه با گروه دارونما با سن بارداری later در زمان تولد همراه بود (MD: 2.10 هفته؛ 95% فاصله اطمینان (CI)؛ 1.27 تا 2.93؛ یک کارآزمایی؛ n = 73 نوزاد). برای دیگر نتایج نوزادی در این مطالعه مروری هیچ داده‌ای گزارش نشده‌است.
برای مادر، نوزاد به عنوان یک کودک، نوزاد به عنوان یک بزرگسال، یا نتایج خدمات سلامت، نتایج بلند‌مدت گزارش نشد.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

داده‌های کافی به جهت ارزیابی اثر میواینوزیتول برای درمان دیابت‌های بارداری و ارزیابی اکثر نتایج در این مطالعه مروری وجود ندارد. به نظر می‌آید منفعتی برای نوزادی که با میواینوزیتول مواجهه می‌شود در کاهش خطر به دنیا آمدن نوزاد بزرگ برای سن بارداری وجود ندارد. اگرچه خطر هیپوگلایسمی نوزادی در گروه میواینوزیتول کاهش می‌یابد، شواهدی از عدم‌دقت وجود دارد. شواهد حاصل از 2 مطالعه نشان داد که میواینوزیتول با تغییر کاهش‌یافته‌ای در BMI مادر و غلظت ناشتای قند خون نسبت به دارونما همراه است. برای این مطالعه مروری، نتایج از پیش مشخص‌شده معنادار بالینی گزارش نشده ‌است.
در مورد اثر میواینوزیتول به عنوان درمانی برای GDM برای نتایج کلیدی در رابطه با مادر و نوزاد اطمینانی وجود ندارد و به کارآزمایی‌های بیشتر با کیفیت بالا با اندازه نمونه مناسب به جهت بررسی بیشتر نقش میواینوزیتول به عنوان درمان یا درمان‌کمکی برای زنان مبتلا به دیابت‌های بارداری نیاز است. کارآزمایی‌های بیشتری باید نتایج اصلی GDM را که در بخش روش‌های این مطالعه مروری شناسایی شده، گزارش‌کنند. در کارآزمایی‌های آتی باید شرکت‌کننده‌هایی با نژادها و عوامل خطر مختلف برای GDM در مطالعات وارد شوند. به علاوه، کارآزماهایی بعدی میواینوزیتول برای درمان GDM باید بهترین دوز، دفعات و زمان‌بندی مکمل، گزارش عوارض‌جانبی و اثرات بلندمدت این مداخله را بررسی کنند. همچنین تجزیه و تحلیل اقتصادی یا هزینه و استفاده از خدمات سلامت باید در مطالعات ارزیابی شود.
خلاصه به زبان ساده
آیا دادن مکمل میواینوزیتول برای درمان زنان مبتلا به دیابت در حین بارداری موثر است؟
موضوع چیست؟
طی بارداری مادر به انسولین مقاوم می‌شود و برای اطمینان از اینکه ذخیره ثابتی از گلوکز برای کودک فراهم شود، جذب گلوکز از خون کاهش می‌یابد. مادر برای حفظ کنترل سطح قند خونش انسولین بیشتری تولید می‌کند یا اینکه در معرض خطر ابتلا به دیابت ملیتوس بارداری (GDM) قرار می‌گیرد. GDM دیابتی است که در حین باداری رخ می‌دهد و بعد از تولد کودک برطرف می‌شود. این بیماری در جهان روبه‌افزایش است و باعث عوارض کوتاه‌مدت و بلندمدت برای مادر و کودکش می‌شود. زنان مبتلا به GDM، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به فشار خون بالا و داشتن عمل سزارین برای زایمان هستند. کودکان این مادران برای سن بارداری رشد زیادی می‌کنند و احتمال آسیب در حین زایمان مثل شکستن استخوان یا دررفتن شانه بیشتر می‌شود. در بلندمدت احتمال ابتلای مادر و کودک به دیابت نوع 2 بیشتر است.
اهمیت این موضوع چیست؟
مشاوره تغذیه و سبک‌زندگی اولین اقدام درمانی برای زنان مبتلا به GDM است. برای زنانی که نمی‌توانند سطح قند خونشان را کنترل کنند، یک داروی هیپوگلایسمی خوراکی یا درمان با انسولین توصیه می‌شود. پیدا کردن درمانی که بتواند بدون آسیب به مادر و کودک سطح قند خون را کنترل کند، اهمیت دارد. میواینوزیتول یک شکل طبیعی اینوزیتول است که در میوه‌ها، سبزیجات، آجیل و حبوبات یافت می‌شود. اینوزیتول یک کربوهیدرات ساده است که بدن برای بسیاری از عملکردهای سلولی از آن استفاده می‌کند. همچنین میواینوزیتول در مکمل‌های تغذیه‌ای به صورت پودر محلول در آب یا کپسول وجود دارد.
چه شواهدی پیدا کردیم؟
شواهد را در تاریخ آپریل 2016 جست‌وجو و 2 مطالعه تصادفی‌سازی و کنترل‌شده (با مجموع 142 زن و کودکانشان) شناسایی کردیم. هر دو مطالعه در ایتالیا انجام شده‌بود (و خطر سوگیری آنها نامشخص بود). GDM مادران در یک مطالعه در هفته 12 تا 13 بارداری و در مطالعه دیگر در هفته 26 بارداری تشخیص داده‌شد. یافته‌های این مطالعات نشان داد که میواینوزیتول می‌تواند سطح قند خون ناشتا را کاهش دهد. نیاز به انسولین مکمل بین گروه‌های کنترل و میواینوزیتول زیاد متفاوت نبود. یکی از مطالعات کاهشی را در سطح قند طی یک ساعت بعد از غذا نشان داد (یک مطالعه، 73 شرکت‌کننده زن). هیچ شواهدی به جهت پشتیبانی از اینکه کودکان در معرض خطر کمتری برای بزرگ به دینا آمدن برای سن بارداری قرار می‌گیرند، وجود نداشت (یک مطالعه، 73 نوزاد). با وجود شواهد با کیفیت پایین، به نظر آمد که میواینوزیتول خطر کاهش قند در نوزاد را در زمان تولد و به دنیا آمدن در سن بارداری later را کاهش می‌دهد. بسیاری از نتایج مربوط به مادر و نوزاد که برای این مطالعه مروری شناسایی شده ‌بود، در مطالعات گردآوری شده گزارش نشده و شامل موارد زیر می‌شد: فشارخون بالا در حین بارداری، عمل سزارین، ابتلا به دیابت نوع 2 (مادری)، و تعداد نوزادان مرده و بدحال، یا تعداد کودکان مبتلا به ناتوانی‌های حسی‌عصبی. هیچ نتیجه‌ای برای مادر، نوزاد به عنوان کودک، نوزاد به عنوان بزرگسال یا نتایج خدمات بهداشتی گزارش نشد.
این شواهد به چه معنی است؟
به دلیل تعداد محدود مطالعات مربوط به میواینوزیتول برای درمان زنان مبتلا به GDM، نبود اطلاعات در مورد نتایج اهمیت برای این مطالعه مروری و شواهد با کیفیت پایین که بر اساس 2 مطالعه کوچک است، نمی‌توانیم به فایده میواینوزیتول به عنوان مداخله درمانی برای زنان مبتلا به GDM اطمینان کنیم. شواهد موجود برای پشتیبانی استفاده از میواینوزیتول ناکافی است. به کارآزمایی‌های بیشتر و با کیفیت بالاتر و اندازه نمونه بزرگتر برای بررسی نقش میواینوزیتول به عنوان درمان یا درمان کمکی برای زنان مبتلا به دیابت‌های بارداری نیاز است.

(1480 مشاهده)
متن کامل [PDF 4 kb]   (25 دریافت)    

پذیرش: ۱۳۹۵/۲/۱۱ | انتشار: ۱۳۹۵/۶/۱۷