سوال مطالعه مروری
تاثیرات آتالورن (ataluren) و ترکیبات مشابه (درمانهای اختصاصی برای موتاسیونهای زودرس کدون انتهایی (کلاس I)؛ (premature termination codon (class I) mutations)) بر پیامدهای بالینی (کیفیت زندگی، عملکرد ریه و عوارض جانبی) در افراد مبتلا به فیبروز سیستیک چیست؟
پیشینه
در افراد مبتلا به فیبروز سیستیک، ژنی که پروتئینی را به نام کنترل کننده هدایت غشایی فیبروز سیستیک انکودینگ میکند، دچار مشکل است. به طور خاص، این اختلال، راههای هوایی را متاثر کرده و آنها دهیدراته میشوند که باعث میشود پاکسازی مخاطی ضخیم با مشکل مواجه شود، که بهنوبهخود منجر به عفونت پیشرفته ریه و آسیب و کاهش امید به زندگی شود. آتالورن و ترکیبات مشابه آن میتوانند توالی ژن غیر‐طبیعی را مسدود کنند و ممکن است بتوانند تولید پروتئین معیوب را در افرادی که دارای جهشهای خاص فیبروز سیستیک هستند (موتاسیونهای زودرس کدون انتهایی (کلاس I)) بازگردانند. این درمانها با هدف کمک به حفظ آب بیشتر در راههای هوایی، اجازه میدهد تا پاکسازی مخاط را بهتر انجام دهند، به طوری که این افراد کمتر مبتلا به عفونت ریه میشوند.
تاریخ جستوجو
این شواهد تا 24 اکتبر 2016 بهروز است.
ویژگیهای مطالعه
یک کارآزمایی (238 نفر) یافتیم که به مقایسه آتالورن با دارونما (placebo) (یک درمان ساختگی بدون داروی فعال) پرداخته بود. این کارآزمایی 48 هفته طول کشیده و شامل هر دو جنسیت مرد و زن شش ساله و بالاتر بود. هر کس که وارد مطالعه شده بود، حداقل یک نسخه از جهش بیربط داشت (یک نوع موتاسیون کلاس I که باعث فیبروز سیستیک میشود).
نتایج کلیدی
در افراد دریافت کننده آتالورن، بهبودی در پیامدهای بالینی مانند کیفیت زندگی، عملکرد ریه، تشدید (شعلهور شدن بیماری)، میزان کلراید عرق (نمک) یا وزن وجود نداشت. این کارآزمایی نشان داد آسیب کلیه در افرادی که آتالورن مصرف میکنند شایعتر است. محققان کارآزمایی پس از آن نتایج را به روشی تجزیهوتحلیل کردند که در اصل برای آن برنامهریزی نشده بود و این موضوع را بررسی کردند که آتالورن یا دارونما چه تاثیری در افرادی که طولانیمدت از توبرامایسین استنشاقی (inhaled tobramycin) استفاده میکردند یا نمیکردند، خواهد داشت. آنها دریافتند که میان افرادی که توبرامایسین استنشاقی مصرف نمیکنند، عملکرد ریه با نرخ آهستهتری کاهش مییابد و در گروه آتالورن در مقایسه با گروه دارونما تعداد حملات بدتر شونده ریوی کاهش مییابد.
در حال حاضر به اندازه کافی شواهد با کیفیت بالا پیدا نمیکنیم تا تاثیرات آتالورن را برای درمان افراد مبتلا به فیبروز سیستیک تعیین کنیم. ما توصیه میکنیم که کارآزماییهای آینده طراحی و به وضوح گزارش دهند، به طوری که نتایج آنها بتواند در یک مرور سیستماتیک وارد شود.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد را در حد متوسط قرار دادیم، زیرا در رابطه با اینکه نتایج در چه حد وسیعی میان شرکتکنندگان تغییر میکرد، عدم قطعیت وجود داشت. اطمینان داریم هر فردی که در این کارآزمایی مشارکت داشت، شانس برابر برای قرار گرفتن در هر دو گروه (آتالورن یا دارونما) داشت و هیچ کس نمیتوانست بفهمد که کدام فرد در کدام گروه قرار میگیرد، بنابراین افراد سالمتر درمان را دریافت نکردند و به نظر میرسد نتایج بهتر بود. ما معتقدیم که متخصصان بالینی انجام دهنده این کارآزمایی و کسانی که در آن شرکت کردند، نمیدانستند هر فردی چه درمانی دریافت میکند. در عین حال نگرانیهایی در خصوص تجریهوتحلیلهای نتایج مداخلاتی داریم که برای آنها برنامهریزی نشده بود (استفاده طولانیمدت از توبرامایسین استنشاقی). متاسفانه، کارآزمایی تمام نتایج را به روشنی گزارش نداد؛ گاهی اوقات آنها را به گونهای گزارش نداده بودند که ما بتوانیم در مرور استفاده کنیم و گاهی اوقات این دادهها را اصلا گزارش نکردند. این موضوع بر روی اطمینانی که ما نتیجه کلی را قضاوت کردیم تاثیر گذاشت.
منابع تامین مالی کارآزمایی
کارآزمایی با حمایت مالی PTC Therapeutics Incorporated انجام شده بود. بنیاد فیبروز سیستیک، اداره توسعه محصولات اورفان سازمان غذا و دارو (آمریکا) و مؤسسه ملی سلامت (NIH) نیز از کارآزمایی حمایت کرده بودند.