تعداد ۵۱ کارآزمایی را در این مرور وارد کردیم: درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم (هفت کارآزمایی) و درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی پلاتینوم (۴۴ کارآزمایی).
درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم
شواهدی با کیفیت پائین نشان میدهد که این درمانها دارای اثرات مشابهی بر بقای کلی (نسبت خطر (HR): ۰,۹۲؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۷۲ تا ۱.۱۷؛ ۱۰۶۲ شرکتکننده؛ پنج RCT)؛ ۱yOS (خطر نسبی (RR): ۰.۸۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۳ تا ۱.۰۷؛ ۹۹۲ شرکتکننده؛ چهار RCT)، و PFS (HR: ۰.۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۳ تا ۱.۰۷؛ ۹۴۲ شرکتکننده؛ چهار RCT) هستند. درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم در مقایسه با درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم ممکن است ORR را بهتر بهبود ببخشد (RR: ۱.۷۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۱ تا ۲.۲۶؛ ۱۰۱۴ شرکتکننده؛ پنج RCT؛ شواهد با کیفیت پائین).
تفاوتها در اثرات درمان بر عوارض جانبی مهم، میان گروههای درمانی به این ترتیب بود: آنمی: RR: ۱,۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳ تا ۲.۳۱؛ ۹۸۳ شرکتکننده؛ چهار RCT؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین؛ نوتروپنی: RR: ۱.۲۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۶ تا ۱.۶۵؛ ۹۸۳ شرکتکننده؛ چهار RCT؛ شواهد با کیفیت پائین؛ و ترومبوسیتوپنی: RR: ۱.۴۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۳ تا ۲.۸۹؛ ۹۱۴ شرکتکننده؛ سه RCT؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). فقط دو RCT کیفیت زندگی را ارزیابی کردند؛ با این حال، به دلیل محدود بودن دادههای در دسترس، نتوانستیم متاآنالیز را انجام دهیم.
درمان غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم
درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم در مقایسه با درمانهای غیر‐پلاتینوم احتمالا باعث بهبود OS (HR: ۰,۷۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۹ تا ۰.۸۵؛ ۱۷۰۵ شرکتکننده؛ ۱۳ RCT؛ شواهد با کیفیت متوسط)، ۱yOS (RR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۲ تا ۰.۹۶؛ ۸۱۳ شرکتکننده؛ ۱۳ RCT؛ شواهد با کیفیت متوسط)، و ORR (RR: ۱.۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۲ تا ۱.۸۵؛ ۱۴۳۲ شرکتکننده؛ ۱۱ RCT؛ شواهد با کیفیت متوسط) میشوند. درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم همچنین ممکن است PFS را بهبود بخشد، اگرچه اطمینان ما به این یافتهها به دلیل پائین بودن سطح کیفیت شواهد محدود شد (HR: ۰.۷۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۱ تا ۰.۹۳؛ ۱۲۷۳ شرکتکننده؛ نه RCT).
اثرات مداخله بر عوارض جانبی مهم میان گروههای درمان به شرح زیر بود: آنمی: RR: ۲,۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۰ تا ۳.۷۶؛ ۱۴۳۷ شرکتکننده؛ ۱۱ RCT؛ شواهد با کیفیت پائین؛ ترومبوسیتوپنی: RR: ۳.۵۹؛ ۹۵% CI؛ ۲.۲۲ تا ۵.۸۲؛ ۱۲۶۰ شرکتکننده؛ نه RCT؛ شواهد با کیفیت پائین؛ خستگی: RR: ۱.۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۲ تا ۲.۳۸؛ ۱۱۵۰ شرکتکننده؛ هفت RCT؛ استفراغ: RR: ۳.۶۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۸۲ تا ۷.۲۹؛ ۱۱۹۳ شرکتکننده؛ هشت RCT؛ و نوروپاتی محیطی: RR: ۷.۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۲.۴۲ تا ۲۰.۴۱؛ ۷۷۶ شرکتکننده؛ پنج RCT؛ شواهد با کیفیت پائین. فقط پنج RCT به ارزیابی QoL پرداختند؛ با این حال، به دلیل کمبود دادههای موجود قادر به انجام متاآنالیز نبودیم.
پیشینه
در سراسر دنیا، سرطان ریه به عنوان علت اکثر مرگهای مرتبط با سرطان میان افراد از هر دو گروه جنسیتی شناخته میشود. برای بیماران بزرگسال مبتلا به بیماریهای پیشرفته، رژیمهای درمانی مبتنی بر ترکیبی از سیسپلاتین یا کربوپلاتین با یک عامل متفاوت، به عنوان درمان استاندارد شناخته میشوند. با این حال، تعداد کمی از بیماران سالمند وارد کارآزماییهای مربوط به شیمیدرمانی شدهاند، که این امر نگرانیهایی را در مورد بیخطری (safety) و اثربخشی چنین رژیمهای درمانی، به عنوان درمان استاندارد برای بیماران بزرگسال، برانگیخته است. در نتیجه، بیماران سالمند با رژیمهای شیمیدرمانی دارای شدت کمتر تحت درمان قرار میگیرند.
اهداف مطالعه مروری
هدف ما، بررسی اثرات رژیمهای شیمیدرمانی مختلف (تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم، ترکیبی غیر‐پلاتینوم و ترکیبی بر پایه پلاتینوم) بر بقا، کیفیت زندگی، کوچک شدن تومور و سمیّت در افراد مسن مبتلا به سرطان ریه پیشرفته بود.
ویژگیهای مطالعه
یک جستوجوی سیستماتیک (تا ۳۱ اکتبر ۲۰۱۴) را برای یافتن کارآزماییهایی انجام دادیم که به مقایسه درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم، یا درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم در بیماران بالای ۷۰ سال مبتلا به سرطان سلول غیر‐کوچک ریه پیشرفته پرداختند. در مجموع ۵۱ مطالعه (هفت مطالعه در گروه مقایسه درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم و درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم و ۴۴ مطالعه در گروه مقایسه درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم و درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم) را وارد این مرور کردیم؛ با این حال، توانستیم فقط ۱۹ مطالعه را وارد متاآنالیز کنیم.
نتایج کلیدی
درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم
پنج کارآزمایی را که شامل ۱۲۹۴ شرکتکننده بودند، تجزیهوتحلیل کردیم. ما دریافتیم که این رژیمها از نظر تاثیر بر بقای بیمار به یک اندازه موثر هستند. اگرچه، درمانهای ترکیبی با عوامل غیر‐پلاتینوم با احتمال بیشتر کاهش اندازه تومور در ارتباط بودند. همچنین دریافتیم که این رژیمها از نظر احتمال سمیّت عمده مانند سطوح پائین هموگلوبین، پلاکتها، و شمارش سلولهای سفید (نوتروفیلها) مشابه هستند. فقط دو کارآزمایی به ارزیابی تاثیر درمان بر کیفیت زندگی پرداختند که به دلیل کمبود اطلاعات، نتوانستیم نتایج را ترکیب کنیم.
درمان غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم
تعداد ۱۴ کارآزمایی را تجزیهوتحلیل کردیم که شامل ۱۷۰۵ شرکتکننده مسن بودند. ما دریافتیم که بین درمان پلاتینوم و بقای بیشتر و همچنین احتمال بیشتر کاهش اندازه تومور در بیماران مسن ارتباطی وجود دارد. با این حال، این رژیمهای درمانی نسبت به روشهای درمانی مبتنی بر عوامل غیر‐پلاتینوم سمیّت بیشتری داشته و خطر بروز کاهش سطوح هموگلوبین و پلاکت، خستگی، تهوع یا استفراغ، و بیحسی یا خوابرفتن دست و پاها در این رژیمها بیشتر است. فقط پنج کارآزمایی اثر درمان را بر کیفیت زندگی ارزیابی کردند که به دلیل محدود بودن اطلاعات، نتوانستیم آنها را ترکیب کنیم.
کیفیت شواهد
درمان تک‐عاملی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم
کیفیت شواهد مربوط به بقا را به سطح پائین کاهش دادیم، به این دلیل که نتایج مختلفی در طول مطالعات گزارش شده و اینکه سه کارآزمایی وارد شده، پیش از موعد مقرر متوقف شدند، که این خود کیفیت شواهد مربوط به احتمال کاهش اندازه تومور و کاهش سطح هموگلوبین، پلاکت و تعداد سلولهای سفید را تحت تاثیر قرار داده بود. در خصوص پیامدهای این موضوع، مسائل مرتبط با طراحی مطالعه یکی دیگر از موارد نگرانکنندهای بود که منجر به کاهش کیفیت شواهد شد.
درمان ترکیبی غیر‐پلاتینوم در مقابل درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم
کیفیت شواهد مربوط به فواید درمان ترکیبی بر پایه پلاتینوم را بر بقای بیمار، بر مبنای ورود نه کارآزمایی که اختصاصا برای بیماران مسن طراحی نشده بودند، به سطح متوسط کاهش دادیم. مسائل دیگر مربوط به طراحی مطالعه، کیفیت شواهد موجود را در زمینه فواصل زمانی سپری شده تا رشد تومور پس از شروع درمان، میزان کوچک شدن تومور و سمیّت، تحت تاثیر قرار داد. از نظر سطوح پائین هموگلوبین و پلاکتها، مجددا کیفیت شواهد را به دلیل عدم دقت در گزارش نتایج، به سطح پائین تنزل دادیم. ما به این نتیجه رسیدیم که سایر محدودیتها مانند سن به تنهایی ممکن است معیار کافی برای انتخاب بهترین درمان نباشد. افراد مسن از نظر دیگر وضعیتهای سلامت مرتبط با سن میتوانند با یکدیگر بسیار متفاوت باشند. بیماران مسن وارد شده در کارآزماییهای تصادفیسازی شده بر مبنای معیار سختگیرانه واجد شرایط بودن انتخاب شدند، به طوری که بسیاری از بیماران مبتلا به دیگر مشکلات سلامت از مطالعه خارج شدند. بنابراین، اعتقاد داریم که این نتایج باید با قضاوت بالینی به کار گرفته شده در رابطه با انتخاب یک رژیم درمانی مناسب، تفسیر شوند.
سوال مطالعه مروری
ما شواهد مربوط به اثربخشی و ایمنی ماستکتومی با حفظ نیپل (یعنی برداشتن بافت پستان اما با حفظ کامل پوست، نیپل و آرئولا) در مقایسه با ماستکتومی مرسوم (یعنی برداشتن پوست که شامل پستان، از جمله نیپل و آرئولا) یا ماستکتومی با حفظ پوست (یعنی حذف بافت پستان از جمله پستان و آرئولا اما تمام پوست اطراف حفظ میشود) را مرور کردیم.
پیشینه
درمان جراحی مرسوم برای سرطان پستان، ماستکتومی است. ماستکتومی مرسوم شامل برداشت کامل بافت پستان و ترکیب نیپل‐آرئولای آن است. شانس بازگشت سرطان در منطقه تحت ماستکتومی پس از این نوع جراحی حدود ۲,۳% پس از ۲۰ سال است. افزایش علاقه به بهبود نتایج زیبایی منجر به معرفی ماستکتومی با حفظ نیپل یا ماستکتومی با حفظ آرئولا به عنوان جایگزینی برای ماستکتومی مرسوم است. حفاظت از ترکیب نیپل‐آرئولا موجب رضایت بیشتر روانشناختی و درک نقص عضو کمتر میان زنان میشود. ماستکتومی با حفظ نیپل برای درمان سرطان پستان پیشنهاد شده است. در این تکنیک تمام پوشش طبیعی پوست و ترکیب آرئولا حفظ میشود و هدف آن ایجاد یک نتیجه زیبایی شناختی است که در مقایسه با روشهای بازسازی پستان، به حالت طبیعی نزدیکتر است. اثربخشی و کارایی ماستکتومی با حفظ نیپل و آرئولار در درمان سرطان پستان جای سوال دارد.
ویژگیهای مطالعه
شواهد تا سپتامبر ۲۰۱۴ بهروز است. ۱۱ مطالعه را شامل ۶۵۰۲ شرکتکننده که ۷۰۱۸ پروسیجر جراحی داشتند (برخی از شرکتکنندگان در هر دو پستان جراحی انجام داده بودند) وارد کردیم. از این تعداد، ۲۵۲۹ نفر از شرکتکنندگان تحت ماستکتومی با حفظ نیپل قرار گرفتند، در حالی که هیچ شرکتکنندهای تحت ماستکتومی با حفظ آرئولا قرار نگرفته بود، ۸۱۸ شرکتکننده تحت ماستکتومی با حفظ پوست و ۳۶۷۱ شرکتکننده تحت ماستکتومی مرسوم قرار گرفتند. همه شرکتکنندگان در این مطالعات، زنان بودند و بیشتر آنها (۹۹,۲%) سرطان پستان تهاجمی یا کارسینوم داکتال درجا (ductal carcinoma in situ) داشتند. ماستکتومی با حفظ نیپل را با ماستکتومی مرسوم و ماستکتومی با حفظ پوست را در دو تجزیهوتحلیل متفاوت با هم مقایسه کردیم.
نتایج کلیدی
نتیجهگیری در مورد این که بقای بیماران پس از ماستکتومی با حفظ نیپل، مشابه با ماستکتومی مرسوم و ماستکتومی با حفظ پوست است، امکانپذیر نبود. نتایج نیز برای تفاوتها در عود موضعی و حوادث جانبی ناشی از انواع مختلف ماستکتومی قطعی نبود. در عمل تصمیم به انتخاب ماستکتومی با حفظ بافت نیپل نسبت به انواع دیگر ماستکتومی باید از طریق تصمیمگیری مشترک پس از بحث گسترده در مورد خطرات و مزایای آن انجام شود. به طور کلی، مطالعات ماستکتومی با حفظ نیپل، منجر به نتیجه زیباییشناختی مطلوب و افزایش کیفیت زندگی نسبت به سایر انواع ماستکتومی شد. با این حال، به علت عدم وجود دادههای عددی، تجمیع نتایج مطالعات مختلف امکانپذیر نبود.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد وارد شده در این مرور بسیار پائین بود. این مطالعات دارای تعدادی معایب روششناسی بودند. گزارشدهی ضعیف بدان معنی بود که تاثیر نوع ماستکتومی بر بقا در تعدادی از مطالعات قابل تعیین نیست. همچنین تفاوت بین گروههای جراحی در مرحله تومور و استفاده یا عدم استفاده از پرتودرمانی کمکی ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد. این احتمالا تاثیری بر یافتهها دارد و پژوهشهای آینده احتمالا تغییر دهنده یافتههای فعلی هستند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb