کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را برای افراد یا خوشهها (clusters) به همراه مطالعات غیر‐تصادفیسازی شده (NRS) مد نظر قرار دادیم. افراد جوان تا سن ۲۵ سال در نظر گرفته شدند.
طول مدت مداخله برای اجرا در یک کلینیک، باید به اندازه کافی کوتاه میبود، یعنی در حدود یک تا سه جلسه ۱۵ تا ۶۰ دقیقهای به همراه مدت زمان بالقوه لازم برای پیگیری. استراتژی باید بر یک یا چند روش موثر پیشگیری از بارداری تاکید میکرد. پیامدهای اولیه ما، بارداری و استفاده از وسایل ضد‐بارداری بود.
عناوین و چکیده مطالعاتی را که حین جستوجوها شناسایی شدند، ارزیابی کردیم. یکی از نویسندگان، دادهها را استخراج و در نرمافزار Review Manager وارد کرد و نویسندهای دیگر دقت انجام این فرآیند را تحت نظر قرار داد. مطالعات همچنین، از نظر کیفیت روششناسی بررسی شدند.
برای پیامدهای دو‐حالتی، نسبت شانس (OR) را به روش منتل‐هنزل (Mantel‐Haenszel) با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) محاسبه کردیم. برای متغیرهای پیوسته، تفاوت میانگین (MD) با ۹۵% CI مقایسه شدند. برای RCTهای خوشهای، از معیارهای تعدیل شده (adjusted measure) استفاده کردیم، که غالبا ORهای گزارش شده توسط محققان مطالعه بود. برای NRS هم، که نیاز به کنترل نقش عوامل مخدوششدگی داشتند، از معیارهای تعدیل شدهای استفاده شد که در آنها گزارش شده بود. با توجه به تنوع و ناهمگونی موجود بین مداخلات و معیارهای پیامد، متاآنالیز (meta‐analysis) انجام ندادیم.
۱۱ مطالعه پیدا شدند که بین سالهای ۱۹۸۳ تا ۲۰۱۵ منتشر شده و تعداد شرکتکنندگان در آنها مجموعا ۸۳۳۸ نفر بود. از آنها، ده مورد در کشور آمریکا و یک مورد در کشور چین انجام شده بودند. تمرکز ما روی تاثیرات مداخلات انجام شده، بر پیامدهای اولیه بود. پنج مطالعه تاثیر مداخله را بر استفاده از روشهای ضد‐بارداری تا حدودی نشان دادند. در یکی از سه RCTای که در آنها روشی نوآورانه در مشاوره بررسی شده بود، تاثیر مداخله تا حدودی نشان داده شد. بعد از یک سال، استفاده کارآمد از روشهای ضد‐بارداری، در نوجوانانی که تحت مشاوره تکاملی (developmental counseling) قرار گرفتند، بیشتر از افرادی بود که به شیوه استاندارد مشاوره گرفتند (OR: ۴۸,۳۸؛ ۹۵% CI؛ ۵.۹۶ تا ۳۹۲.۶۳).
سه مطالعه از ابزارهای سمعی/بصری در کنار مشاوره بهره برده بودند، که در دو مورد تاثیر این مداخلات در استفاده از روشهای ضد‐بارداری نشان داده شده بود. در یک NRS که شرکتکنندگان آن مردان جوان ۱۵ تا ۱۸ سال بودند، نمایش اسلایدهای آموزشی در همراهی با مشاوره سلامت باروری استفاده شد. در این مطالعه، بعد از یک سال، گروه مداخله در مقابل گروهی که مراقبت استاندارد قبلی را دریافت میکردند، در بررسی آخرین مقاربت بیشتر از روشهای کارآمد ضد‐بارداری استفاده کرده بودند، همچنین استفاده از قرصهای ضد‐بارداری خوراکی (oral contraceptives; OCs) در شریک جنسی آنها بیشتر بود (OR تعدیل شده گزارش شده به ترتیب: ۱,۵۱ و ۱.۶۶). در مطالعهای دیگر در زنان ۲۰ ساله، در کنار مراقبت استاندارد قبلی، از یک برنامه رایانهای برای تصمیمگیری بهتر در مورد روشهای ضد‐بارداری استفاده شده بود. بعد از یک سال، تعداد کمتری از زنان گروه مداخله در مقایسه با گروهی که فقط مشاوره میگرفتند از قرصهای ضد‐بارداری استفاده نکرده بودند (۳.۴% در برابر ۸.۸%؛ ۰.۰۵ = P گزارش شد).
در سه RCT شرکتکنندگان بعد از مشاوره به صورت تلفنی پیگیری شدند که در یکی از آنها تاثیر این مداخله در استفاده زنان ۱۶ تا ۲۴ ساله از روشهای ضد‐بارداری نشان داده شد. زنان گروه مداخله در این مطالعات که بعد از مشاوره به صورت تلفنی هم به استفاده از روشهای ضد‐بارداری ترغیب شدند، گزارش بیشتری از استفاده همسو و سازگار از OC نسبت به گروهی که از مراقبت استاندارد بهره میبرد، دادند، در سه ماه (OR: ۱,۴۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۶ تا ۱.۸۷) و بعد از شش ماه (OR: ۱.۳۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۱.۸۷). هم چنین بعد از سه ماه گزارش استفاده از کاندوم (condom) در آخرین مقاربت نیز در این گروه مداخله بیشتر بود (OR: ۱.۴۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۲.۰۳).
در دو کارآزمایی خوشهای تصادفیسازی شده به ارائه دهندگان خدمات در زمینه روشهای ضد‐بارداری و نحوه مشاوره دادن، آموزشهایی داده شد. در یک کارآزمایی، تاثیر استفاده از این خدمات جامع ضد‐بارداری، روی زنان تا سن ۲۵ سال که به دنبال انجام سقط جنین مشاوره میگرفتند، تست شد. بعد از شش ماه گروه استفاده کننده از خدمات جامع ضد‐ بارداری، در قیاس با گروهی که مراقبتهای استاندارد را میگرفتند، گزارش بیشتری از استفاده از روشهای کارآمد ضد‐بارداری (OR تعدیل شده گزارش شده: ۲,۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۴ تا ۳.۹۸) و همچنین استفاده همسو و سازگار و صحیح از کاندوم داشتند (OR تعدیل شده گزارش شده: ۵.۶۸؛ ۹۵% CI؛ ۳.۳۹ تا ۹.۵۳).
پیشینه
نرخ بارداری ناخواسته در افراد جوان زیر ۲۵ سال بالاست. آنها به روشها و خدمات نوین کنترل موالید احتیاج دارند. ما به دنبال راههایی برای آموزش جوانان در زمینه تنظیم خانواده بودیم که برای عملی شدن اجرا در یک کلینیک به قدر کافی مختصر و کوتاه باشد.
روشها
تا ۷ مارچ ۲۰۱۶، جستوجوهای رایانهای را برای یافتن مطالعات تصادفیسازی شده و غیر‐تصادفیسازی شده انجام دادیم. استراتژی آموزشی مورد استفاده میتوانست از حداکثر تا سه جلسه ۱۵ تا ۶۰ دقیقهای، به همراه پیگیریهای مربوطه، تشکیل شده باشد. موضوع آن باید در رابطه با یک روش کارآمد ضد‐بارداری میبود. پیامدهای اصلی، بارداری و استفاده از روش ضد‐بارداری مقرر شدند.
نتایج
ما ۱۱ مطالعه را بین سالهای ۱۹۸۳ تا ۲۰۱۵ پیدا کردیم، که در مجموع ۸۳۳۸ شرکتکننده زن داشتند. ده مورد در کشور آمریکا و یک مورد در کشور چین انجام گرفته بودند. تمرکز ما در اینجا روی پنج مطالعهای بود که تاثیر مداخلات را تا حدی نشان داده بودند. در دو مورد از مطالعات روشی خاص برای مشاوره تست شد. بعد از یک سال نوجوانانی که تحت این روش از مشاوره قرار گرفته بودند، استفاده کارآمدتری از روشهای ضد‐بارداری داشتند.
در دو مطالعه در کنار مشاوره از ابزارهای سمعی/بصری استفاده شده بود. در یک کارآزمایی، ارائهای با موضوع سلامت جنسی، با کمک نمایش اسلاید برای مردان جوان انجام شد. بعد از یک سال، استفاده کارآمد از روشهای ضد‐بارداری و همچنین استفاده از قرصهای ضد‐بارداری خوراکی (oral contraceptives; OCs) توسط شریک جنسی، در شرکتکنندگان گروه درمان نسبت به گروه کنترل بیشتر بود. مطالعهای دیگر برای بهبود تصمیمگیری در زنان جوان، از یک برنامه رایانهای استفاده کرده بود. در این مطالعه نیز بعد از یک سال، استفاده از قرصهای ضد‐بارداری در زنان گروه مداخله از گروه کنترل بیشتر بود.
دو مطالعه دیگر تا حدودی تاثیر مداخلات را نشان دادند. در یکی از آن دو، در زنان گروه مداخله، که بعد از دریافت مشاوره به صورت تلفنی پیگیری میشدند، نسبت به گروهی که فقط مشاوره میگرفتند، استفاده همسو و سازگار از OC بعد از سه و شش ماه، بیشتر گزارش شد. همچنین بعد از سه ماه گزارش مربوط به استفاده از کاندوم در آخرین مقاربت نیز در زنان این گروه بیشتر بود. یک کارآزمایی که سایتهایی را اختصاص داد، بسته پیشرفتهای از خدمات کنترل بارداری پس از سقط جنین را در برابر مراقبتهای استاندارد مقایسه کرد. از شش ماه، استفاده کارآمد از روشهای ضد‐بارداری و همچنین استفاده صحیح و همسو و سازگار از کاندوم در گروهی که خدمات ارتقاء یافته را دریافت میکردند، بیشتر بود.
نتیجهگیریهای نویسندگان
در مطالعات کمی شیوههای آموزشی کوتاهمدت در افراد جوان تست شده بود. تاثیر این شیوهها در حدود نیمی از این مطالعات نشان داده شد، اما بین روش اجرا و همچنین سن و شرایط زندگی افراد جوان در هر یک از این مداخلات تفاوتهایی وجود داشت. استراتژیهای آموزش فشردهتر احتمالا ثمربخشتر خواهند بود اما اجرای آنها برای بسیاری از کلینیکها با دشواری روبهرو است. کیفیت مطالعه در مجموع در سطح پائین ارزیابی شد.
عناوین و چکیدههای شناساییشده را در جستوجوها ارزیابی کردیم. یک نویسنده دادهها را استخراج و آنها را وارد نرمافزار Review Manager کرد؛ نویسنده دوم دقت مطالعات را تائید کرد. آنها را از نظر کیفیت روششناسی ارزیابی کردیم.
برای پیامدهای دو‐حالتی تعدیل نشده (unadjusted dichotomous)، نسبت شانس (OR) منتل‐هنزل (Mantel‐Haenszel) را با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) محاسبه کردیم. کارآزماییهای تصادفیسازی شده خوشهای از روشهای مختلف محاسبه، مانند مدلسازی چند‐سطحی، برای انجام خوشهبندی استفاده کردند. اکثر گزارشها اطلاعاتی را برای محاسبه حجم نمونه موثر ارائه ندادند. بنابراین، نتایجی را ارائه کردیم که توسط محققان گزارش شدند. به دلیل گوناگونی مداخلات و معیارهای پیامد، متاآنالیز را انجام ندادیم.
ما ۱۰ مطالعه جدید را اضافه کردیم تا در کل ۲۵ مطالعه داشته باشیم. پنج مورد از آن ها خارج از آمریکا انجام شدند. پانزده مورد طراحی تصادفیسازی داشته و ۱۰ مورد با خوشههای تصادفیسازی به انجام رسیدند. این قسمت روی نه کارآزمایی با شواهدی با کیفیت بالا یا متوسط و یک تاثیر مداخله متمرکز است. پنج مورد بر اساس تئوری اجتماعی شناختی و با هدف پیشگیری از بارداری نوجوانان انجام شدند که یک تا دو سال طول کشیدند. مقایسه بین مراقبت معمول و آموزش صورت گرفت. مادران نوجوان با یک برنامه مبتنی بر منزل، در دو سال بارداری دوم را کمتر گزارش کردند (OR: ۰,۴۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۷ تا ۱.۰۰). دوازده ماه پس از اجرای از یک برنامه مبتنی بر مدرسه، گروه مداخله بیشتر احتمال داشت که از یک روش موثر پیشگیری از بارداری استفاده کرده (OR تعدیل شده: ۱.۷۶ ± خطای استاندارد (SE): ۰.۲۹) و در آخرین مقاربت از کاندوم استفاده کرده باشد (OR تعدیل شده: ۱.۶۸ ± SE؛ ۰.۲۵). در مدارس جایگزین، پس از پنج ماه، گروه مداخله میزان استفاده از کاندوم را طی آخرین مقاربت بیشتر گزارش کردند (OR تعدیل شده گزارش شده: ۲.۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۴ تا ۳.۵۶). پس از اجرای یک برنامه کاهش خطر مبتنی بر مدرسه، در سه ماه، گروه مداخله کمتر احتمال داشت که در آخرین مقاربت از کاندوم استفاده نکرده باشد (OR تعدیل شده: ۰.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۰.۹۶). گروه اجتناب از خطر (متمرکز بر پرهیز (abstinence)) کمتر احتمال داشت که این کار را در ۱۵ ماه انجام دهد (OR: ۰.۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۵ تا ۰.۸۵). طی ۲۴ ماه پس از اجرای برنامه مدیریت مورد (case management) و رهبری‐همتا (peer‐leadership)، گروه مداخله استفاده مداوم را از داروهای ضد‐بارداری هورمونی (نسبت خطر (relative risk) تعدیل شده: ۱.۳۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۶ تا ۱.۵۸)، کاندوم (RR: ۱.۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۸ تا ۱.۹۴)، و روشهای دوگانه (RR: ۱.۳۶؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۱ تا ۱.۸۵) بیشتر گزارش کردند.
چهار مورد از نه کارآزمایی مصاحبه انگیزشی (motivational interviewing; MI) را آزمودند. در سه مطالعه، گروههای مقایسه، جزوههایی را دریافت کردند. گروه MI در نه ماه، استفاده موثر را از روش پیشگیری از بارداری بیشتر گزارش کرد (OR: ۲,۰۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۷ تا ۲.۸۳). در دو مطالعه، گروه MI کمتر احتمال داشت که به ترتیب، طی سه ماه (OR: ۰.۳۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۲ تا ۰.۷۷) و چهار ماه (OR: ۰.۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۱ تا ۰.۹۸) استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری غیر‐موثر را گزارش کند. در کارآزمایی چهارم، گروه MI بیشتر از گروه بدون مشاوره استاندارد برای استفاده از یک روش پیشگیری از بارداری برگشتپذیر طولانی‐اثر (long‐acting reversible contraception; LARC) تا یک ماه (OR: ۳.۹۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۶ تا ۱۱.۶۸) و سه ماه (OR: ۳.۳۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۶ تا ۱۰.۷۱) اقدام کردند.
پیشینه
تئوریها و مدلها به ارائه توضیح در مورد چگونگی تغییر رفتار کمک میکنند. تحقیقات مربوط به پیشگیری از ابتلا به HIV از تئوریها و مدلها استفاده کردهاند. برنامههایی که برای پیشگیری از انتقال بیماریهای منتقله از طریق روابط جنسی وجود دارند، اغلب بر اساس علم رفتارشناسی هستند. حوزه سلامت از بسیاری از تئوریها و مدلهای تغییر استفاده کرده است. با این حال، برنامههایی که به کنترل موالید میپردازند، اغلب پایه تئوری مشخصی ندارند.
روشهای جستوجو
جستوجوهای الکترونیکی را برای یافتن کارآزماییهای تصادفیسازی شده تا ۱ نوامبر ۲۰۱۶ انجام دادیم. برنامههای مورد نظر باید یک برنامه تئوری‐محور را برای بهبود کنترل موالید مورد آزمایش قرار داده باشند. مطالعاتی را خارج کردیم که بر گروههای پُر‐خطر متمرکز بوده و برای پیشگیری از عفونتها تلاش کردند. برنامهها به استفاده از یک یا چند روش کنترل موالید پرداختند. گزارشها نشان دادند که تئوری یا مدل، بخشی از طراحی برنامه بودند. پیامدهای اصلی عبارت بودند از بارداری و کنترل موالید.
نتایج
تعداد ۱۰ مطالعه جدید را اضافه کردیم تا در مجموع ۲۵ مطالعه را داشته باشیم. پنج مورد خارج از آمریکا انجام شدند. این قسمت روی نه کارآزمایی متمرکز است که نتایج شواهدی را با کیفیت خوب و برنامههای موثر ارائه دادند. پنج مورد برنامههای مبتنی بر تئوری اجتماعی شناختی (social cognitive theory; SCT) داشته و چهار مطالعه از مصاحبه انگیزشی (MI) استفاده کردند. مطالعات SCT به پیشگیری از بارداری در نوجوانان پرداخته و یک تا دو سال طول کشیدند. آنها شامل جلساتی مبتنی بر منزل برای مادران نوجوان، برنامههای مبتنی بر مدرسه برای پیشگیری از بارداری و HIV، و مدیریت موارد مبتنی بر جامعه بودند. در مقایسه با ارائه خدمات معمول برای مادران نوجوان، در گروه مداخله، افراد کمتری زایمان دوم را گزارش کردند. چهار کارآزمایی دیگر استفاده بیشتر را از روشهای کنترل موثر بارداری یا استفاده از کاندوم را در آخرین رابطه جنسی میان نوجوانان در مدرسه یا جامعه نشان دادند؛ مطالعات MI بر افرادی از طیف سنی وسیعی متمرکز بودند. در مقایسه با گروهی که فقط در سه مطالعه جزوه داشتند، گروه MI بیشتر از روش موثر کنترل بارداری استفاده کرده یا کمتر از روش ناکارآمد کنترل موالید بهره گرفتند. در مطالعه دیگر، در گروه MI زنان بیشتری حضور داشتند که شروع به استفاده از یک روش طولانی‐اثر برگشتپذیر کنترل بارداری نسبت به گروه دیگر کردند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
کیفیت کلی نتایج این مطالعه در سطح متوسط بود. کارآزماییهای مبتنی بر SCT بر نوجوانان متمرکز بوده و جلسات زیادی را ارائه دادند. مواردی که از MI استفاده کردند، طیف سنی گستردهتری را در برگرفتند، اما جمعیتهای خاصی را بررسی کردند. کشورهایی با منابع محدود نیاز به اجرای برنامههایی دارند تا بتوانند در شرایط خود و با مشتریان معمول خود بهترین عملکرد را داشته باشند. گزارشها میتوانستند در مورد نحوه استفاده از تئوری برای طراحی و اجرای برنامه، واضحتر ارائه شده باشند.
با ۸ مطالعه افزودهشده در این بهروزرسانی، ۱۷ مطالعه با مجموع ۶۳,۸۱۳ زن معیارهای ورود را داشتند. بر ۱۲ مطالعه تمرکز کردیم که شواهدی را با کیفیت بالا، متوسط یا پائین ارائه کردند. اغلب آنها، نشاندهنده خطر بالاتر بارداری بین زنان دارای اضافه‐وزن یا چاق نبودند. از پنج مطالعه COC، دو مورد حاکی از ارتباط BMI با بارداری اما از جهات گوناگون بود. با OC حاوی نورتیندرون استات و اتینیل استرادیول (EE)، خطر بارداری برای زنان دارای اضافه‐وزن، یعنی BMI ≥ ۲۵ در مقابل زنانی با BMI < ۲۵ بیشتر بود (نسبت خطر (relative risk) گزارش شده: ۲,۴۹، ۹۵% CI؛ ۱.۰۱ تا ۶.۱۳). در مقابل، یک کارآزمایی که از OC با لوونورژسترول و EE استفاده کرد، حاکی از شاخص پرل (Pearl Index) ۰ (صفر) برای زنان چاق (BMI ≥ ۳۰) در برابر ۵.۵۹ برای زنان غیر‐چاق (BMI < ۳۰) بود. کارآزمایی مشابهی، پچ ترانسدرمال حاوی لوونورژسترول و EE را آزمایش کرد. در گروه پچ، زنان چاق در زیر‐گروه «مطابق با درمان» شاخص پرل گزارش شده بالاتری نسبت به زنان غیر‐چاق داشتند (۴.۶۳ در مقابل ۲.۱۵). از پنج مطالعه ایمپلنت، دو مورد که ایمپلنت شش‐کپسولی لوونورژسترول را بررسی کردند، بیانگر تفاوتهایی در بارداری بر اساس وزن زنان بودند. یک مطالعه نشان داد وزن بالاتر با نرخ بارداری بیشتر در ترکیب سالهای ۶ و ۷ مرتبط است (P گزارششده < ۰.۰۵). در مطالعه دیگر، نرخ بارداری در سال ۵ فقط در گروههای با وزن کمتر تفاوت داشت (P گزارششده < ۰.۰۱) و دربرگیرنده زنان با وزن ۷۰ کیلوگرم یا بیشتر نبود.
آنالیز دادههای حاصل از دیگر روشهای پیشگیری از بارداری، حاکی از عدم‐ارتباط بارداری با اضافه‐وزن یا چاقی بود. آنها شامل دپو مدروکسی پروژسترون استات (زیر‐جلدی)، لوونورژسترول IUC، ایمپلنت لوونورژسترول دو‐میلهای (two‐rod)، و ایمپلنت اتونوژسترل بودند.
بهطور کلی این شواهد نشاندهنده رابطه میان BMI یا وزن بیشتر و اثربخشی ضد‐بارداریهای هورمونی نبود. با این حال، مطالعات اندکی را برای اکثر شیوههای پیشگیری از بارداری یافتیم. مطالعاتی که از BMI، بهجای وزن تنها استفاده کردند، اطلاعاتی را درباره ارتباط ترکیب بدن با کارایی ضد‐بارداریها فراهم آوردند. روشهای ضد‐بارداری که در این مطالعه بررسی شدند، طبق رژیمهای توصیهشده در میان موثرترینها قرار داشتند.
کیفیت کلی این شواهد را برای اهداف این مرور، در سطح پائین در نظر گرفتیم. گزارشهای جدیدتر، شواهدی را با کیفیت متفاوت ارائه کردند، در شرایطی که کیفیت مطالعات قدیمیتر، عمدتا پائین بود. برای بسیاری از کارآزماییها، کیفیت برای هدف اصلیشان بالاتر از مقایسههای غیر‐تصادفیسازیشده در اینجا است. محققان باید انجام تعدیل را برای مخدوششدگی احتمالی مرتبط با BMI یا اثربخشی ضد‐بارداری در نظر داشته باشند. مطالعات جدیدتر، شامل نسبت بزرگتری از زنان دارای اضافه‐وزن یا چاق بودند، که به ارزیابی اثربخشی و عوارض جانبی ضد‐بارداریهای هورمونی در این گروهها کمک میکنند.
اضافه‐وزن بدن به یک معضل سلامت در سرتاسر جهان بدل شده است. ابتلا به اضافه‐وزن یا چاقی میتواند چگونگی عملکرد شیوههای کنترل موالید را در پیشگیری از بارداری تحت تاثیر قرار دهد. روشهای هورمونی کنترل موالید عبارتاند از قرصها، پچ پوستی، حلقه واژینال، ایمپلنتها، تزریقیها، و وسایل داخل‐رحمی هورمونی پیشگیری از بارداری (IUC).
تا ۴ آگوست ۲۰۱۶، برای یافتن مطالعات مربوط به روشهای هورمونی کنترل موالید میان زنان دارای اضافه‐وزن یا چاق، جستوجوی الکترونیکی را انجام دادیم. مطالعاتی را بررسی کردیم که زنان دچار اضافه‐وزن یا چاق را با زنان دارای وزن یا شاخص توده بدنی (BMI) طبیعی مقایسه کردند. فرمول BMI، وزن (کیلوگرم)/قد (متر)۲ است. مطالعات را با هر نوع طراحی برگزیدیم. برای مرور اصلی، با محققان تماس گرفتیم تا دیگر مطالعاتی را بیابیم که ممکن است از دستداده باشیم.
با ۸ مطالعه افزودهشده در این بهروزرسانی، ۱۷ مطالعه را با مجموع ۶۳,۸۱۳ زن داشتیم. در اینجا بر ۱۲ مطالعهای تمرکز میکنیم که نتایجی را با کیفیت بالا، متوسط، یا پائین ارائه کردند. اکثر آنها بارداری بیشتری را برای زنان دارای اضافه‐وزن یا چاق نشان ندادند. دو مورد از پنج مطالعهای که از قرصهای پیشگیری از بارداری استفاده کردند، تفاوتهایی را بین گروههای BMI نشان دادند. در یکی از آنها، زنان دارای اضافه‐وزن در معرض خطر بارداری بیشتر قرار داشتند. مطالعه دیگر حاکی از نرخ بارداری کمتر برای زنان چاق در قیاس با زنان غیر‐چاق بود. مطالعه دوم، یک پچ پوستی جدید را نیز آزمایش کرد. زنان چاق در گروه پچ، دارای نرخ بارداری بالاتر بودند. از پنج مطالعه ایمپلنت، دو مورد نشاندهنده تفاوت میان گروههای وزنی بودند. آنها ایمپلنت شش‐کپسولی قدیمیتر را بررسی کردند. یک مطالعه بیانگر نرخ بارداری بیشتر در سالهای ۶ و ۷، برای زنان دارای وزن ۷۰ کیلوگرم یا بیشتر بود. دیگر مطالعات فقط در گروههای با وزن پائینتر، تفاوت بارداری را در سال ۵ گزارش کردند. نتایج برای دیگر شیوههای کنترل موالید، نشاندهنده ارتباط اضافه‐وزن یا چاقی با نرخ بارداری نبودند. این شیوهها شامل داروهای تزریقی، IUC هورمونی، و ایمپلنتهای دو‐میلهای و تک‐میلهای بودند.
بهطور کلی این مطالعات حاکی از وجود رابطهای میان BMI یا وزن با تاثیر روشهای هورمونی نبودند. مطالعات اندکی را برای اکثر روشها پیدا کردیم. مطالعاتی که از BMI به جای وزن استفاده کردند، میتوانند نشان دهند که چربی بدن با میزان پیشگیری از بارداری توسط شیوههای کنترل موالید ارتباط دارد یا خیر. روشهایی که در اینجا مورد مطالعه قرار گرفتند، زمانی که طبق دستورالعملها استفاده شدند، عملکرد بسیار خوبی داشتند. کیفیت کلی مطالعات برای این مرور، به ویژه در گزارشهای قدیمیتر، در سطح پائین بود. با این حال، بسیاری از مطالعات دارای کیفیت بالاتری برای هدف اصلی خود نسبت به مقایسههای این مرور بودند.
مطالعات، مداخله رفتاری را به منظور بهبود استفاده از روشهای ضد‐بارداری برای تنظیم خانواده (family planning; FP) ارزیابی کردند. مقایسه میتوانست با یک مداخله رفتاری دیگر، مراقبت معمول، یا عدم‐مداخله انجام شده باشد. همچنین مطالعاتی را در نظر گرفتیم که زنان HIV‐مثبت را با زنان HIV‐منفی مقایسه کردند. مطالعات غیر‐تصادفیسازی شده و کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را انتخاب کردیم.
پیامدهای اولیه شامل بارداری و استفاده از روشهای ضد‐بارداری، مثل اتخاذ یک شیوه جدید یا بهبود استفاده یا ادامه شیوه کنونی بودند. پیامدهای ثانویه عبارت بودند از آگاهی از اثربخشی روشهای پیشگیری از بارداری و تمایل (attitude) به پیشگیری از بارداری یا یک روش ضد‐بارداری خاص بودند.
با سه گزارش جدید، ۱۰ مطالعه از هفت کشور آفریقایی واجد معیارهای انتخاب ما بودند. هشت مطالعه غیر‐تصادفیسازی شامل ۸۹۸۰ شرکتکننده بودند. دو RCT خوشهای ۷۱۳۶ شرکتکننده از ۳۶ مرکز داشتند. سه مطالعه، یک مداخله خاص FP را در برابر مراقبت معمول، سه مطالعه، خدمات FP را همراه با خدمات HIV، و چهار مورد، پیامدها را برای زنان HIV‐مثبت و HIV‐منفی مقایسه کردند.
مداخله خاص در چهار مطالعه که شواهدی را با کیفیت بالا یا متوسط ارائه دادند، با استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری یا بارداری مرتبط بود. مطالعهای از نیجریه، خدمات بهبودیافته FP را در مقابل خدمات FP پایه سنجید. تمام مراکز دارای خدمات یکپارچه FP و HIV بودند. احتمال استفاده از یک شیوه پیشگیری از بارداری نوین در زنانی که خدمات بهبودیافته را دریافت کردند، بیش از زنان تحت خدمات پایه بود (OR: ۲,۴۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۱ تا ۴.۷۲). یک کارآزمایی خوشهای که در کنیا انجام گرفت، خدمات یکپارچه FP و HIV را با ارجاع استاندارد به کلینیک FP جداگانه قیاس کرد. زنان تحت دریافت خدمات یکپارچه، تمایل بیشتری به استفاده از شیوههای ضد‐بارداری موثرتر داشتند (OR تعدیل شده: ۱.۸۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۴ تا ۲.۶۳). یک RCT خوشهای دیگر، پیشگیری از HIV و مداخله FP را با مراقبت معمول در کنیا، نامیبیا و تانزانیا مقایسه کرد. در زنان تانزانیایی، احتمال بهکارگیری روشهای پیشگیری از بارداری بسیار موثر در مراکز مداخله خاص بیشتر بود (OR تعدیل شده: ۲.۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۴ تا ۴.۱۰). آنها مقاربت محافظتنشده (بدون استفاده از کاندوم) را در آخرین رابطه جنسی خود کمتر گزارش کردند (OR تعدیل شده: ۰.۲۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۴ تا ۰.۴۰). احتمال گزارش هرگونه مقاربت محافظتنشده طی دو هفته گذشته توسط زنان در این سه کشور، در مراکز دارای مداخله ویژه کمتر بود (OR تعدیل شده: ۰.۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۰.۹۹). یک مطالعه در ساحل عاج، خدمات FP و HIV را ادغام کرد. زنان HIV‐مثبت در قیاس با زنان HIV‐منفی، بروز پائینتری را از بارداری ناخواسته نشان دادند، اما این امر در مورد بارداری کلی صدق نمیکرد (۱.۰۷ در مقابل ۲.۳۸؛ P گزارششده: ۰.۰۲۳).
از سال ۲۰۰۹، مطالعات بر استفاده از روشهای جدید یا موثرتر پیشگیری از بارداری تمرکز کردهاند. در گزارشهای اخیر، آموزش شیوههای FP و مشاوره رایجتر بود، که ممکن است تاثیر مداخله را تقویت کرده و توانایی برآورده کردن نیازهای مراجعان را بهبود بخشد. سطح کیفیت شواهد حاصل از مطالعات جدیدتر، متوسط و کیفیت مطالعات مربوط به دهه ۱۹۹۰، پائین بود.
پژوهشهای مقایسهای دربرگیرنده مشاوره پیشگیری از بارداری برای زنان HIV‐مثبت، محدود بودند. موضوع FP، نیازمند راههای بهتری برای کمک به انتخاب روش ضد‐بارداری مناسب و ادامه بهکارگیری این روش در زنان است. نیاز به بهبود شیوههای مشاوره، به خصوص در محیطهایی با منابع محدود، مانند کلینیکهایی که روی افراد مبتلا به HIV متمرکز هستند، وجود دارد.
پیشینه
خدمات تنظیم خانواده میتوانند به زنان مبتلا به HIV کمک کنند تا از روشهای کنترل موالید استفاده کرده و از بارداریهای ناخواسته پیشگیری کنند. امروزه افراد مبتلا به HIV به علت درمان بهتر، عمر طولانیتری دارند. زنان HIV‐مثبت بیشتری خواهان انتخاب بچهدار شدن یا نشدن و زمان آن هستند.
روشهای جستوجو
تا ۲ آگوست ۲۰۱۶ برای یافتن مطالعات مربوط به برنامههای تنظیم خانواده برای زنان HIV‐مثبت، جستوجوی الکترونیکی را انجام دادیم. این خدمات قابل مقایسه با یک برنامه متفاوت، مراقبت معمول، یا عدم دریافت مشاوره بودند. همچنین این مطالعات، زنان HIV‐مثبت و HIV‐منفی را مقایسه کردند. ما تلاش کردیم نتایج تعدیل شده را برای عوامل تاثیرگذار بر پیامدها بیابیم. در غیر این صورت، از دادههای تعدیلنشده بهره بردیم. کیفیت تحقیقات را ارزیابی کردیم.
نتایج
سه مطالعه جدید را وارد کرده و در مجموع ۱۰ مطالعه داشتیم. این مطالعات، ۱۶,۱۱۶ شرکتکننده را از هفت کشور آفریقایی وارد کردند. سه مطالعه، یک برنامه FP بهبودیافته را در برابر مراقبت معمول، سه مطالعه، خدمات FP را همراه با خدمات HIV، و چهار مورد، زنان HIV‐مثبت را در مقابل زنان HIV‐منفی مقایسه کردند.
برنامه خاص در چهار مطالعه که شواهدی را با کیفیت خوب ارائه دادند، با استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری یا بارداری مرتبط بود. در نیجریه، خدمات FP و HIV یکپارچه شدند. احتمال استفاده از یک شیوه پیشگیری از بارداری نوین در زنانی که خدمات FP بهبودیافته دریافت کردند، بیش از زنان تحت خدمات FP پایه بود. یک کارآزمایی در کنیا، FP را همراه با مراقبت HIV با ارجاع استاندارد به یک کلینیک FP جداگانه قیاس کرد. زنان تحت خدمات یکپارچه نسبت به افرادی که به مرکز دیگری برای دریافت خدمات FP مراجعه کردند، تمایل بیشتری به استفاده از شیوههای ضد‐بارداری موثرتر داشتند. یک مطالعه در کنیا، نامیبیا و تانزانیا، پیشگیری از HIV و برنامه FP را آزمود. زنانی که در تانزانیا برنامه ویژه دریافت کردند بیشتر از زنان تحت مراقبت معمول، از روشهای کنترل موالید موثر استفاده کردند. همچنین، مقاربت محافظتنشده را در دو هفته گذشته کمتر گزارش کردند. بهطور کلی، زنان تحت دریافت برنامه پیشگیری، رابطه جنسی محافظتنشده کمتری را در دو هفته گذشته داشتند. یک مطالعه از ساحل عاج، خدمات FP را با آزمایش HIV ادغام کرد. نرخ بارداری برای زنان HIV‐مثبت و HIV‐منفی، یکسان بود، اما زنان HIV‐مثبت، بارداریهای ناخواسته کمتری داشتند.
نتیجهگیریهای نویسندگان
سطح کیفیت مطالعات از سال ۲۰۰۹ به بعد، بهتر از مطالعات مربوط به دهه ۱۹۹۰ بود. آموزش FP و مشاوره در آنها رایجتر بود، که میتوانست خدمات FP را تقویت کند. پژوهشهای دربرگیرنده مشاوره پیشگیری از بارداری برای زنان HIV‐مثبت، همچنان محدود بودند. بهکارگیری شیوههای بهتر ارائه مشاوره، به انتخاب و بهکارگیری یک روش پیشگیری از بارداری در زنان کمک میکنند. این نیاز به خصوص در نواحی دارای منابع محدود مانند کلینیکهای HIV، بیشتر است.
ما ۱۰ RCT را که شامل ۶۲۴۲ زن بودند، وارد کردیم. شش کارآزمایی مشاوره مستقیم بین فردی را با استفاده از تماسهای متعدد مشاورهای یا چند‐جزئی در طول یک جلسه ارائه کردند. چهار کارآزمایی، یادآورهای متمرکز (intensive) را برای قرار ملاقاتها یا دوز بعدی ارائه کردند، که دو مورد از این کارآزماییها اطلاعات آموزشی سلامت اضافی و همچنین یادآورها را ارائه کردند. تمام کارآزماییها «مراقبت معمول» را به عنوان یک مقایسه قرار دادند.
قطعیت شواهد از بسیار پائین تا متوسط متغیر بود. محدودیتهای اصلی عبارت بود از خطر سوگیری (bias) (همراه با گزارشدهی ضعیف جزئیات روششناسی، عدم کورسازی و دادههای پیامد ناقص)، ناهمگونی، غیر‐مستقیم بودن و عدم دقت.
ادامه روشهای هورمونی پیشگیری از بارداری
اینکه مشاوره متمرکز، ادامه روشهای هورمونی پیشگیری از بارداری را در مقایسه با مراقبت معمول بهبود میبخشد یا خیر، نامطمئن است (OR: ۱,۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۷ تا ۱.۵۴؛ ۲۶۲۴ شرکتکننده؛ ۶ مطالعه؛ I۲ = ۷۹%؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین). شواهد پیشنهاد کردند: اگر احتمال ادامه یافتن درمان با مراقبت معمول ۳۹% باشد، احتمال ادامه یافتن درمان با مشاوره متمرکز بین ۴۱% تا ۵۰% خواهد بود. OR تجمعی کلی، ادامه بهبود را نشان داد، اما، زمانی که بر اساس روش پیشگیری از بارداری طبقهبندی شد، نتایج مثبت محدود به DMPA شد.
اینکه یادآورها (+/‐ اطلاعات آموزشی) تداوم روشهای هورمونی پیشگیری از بارداری را در مقایسه با مراقبت معمول بهبود میبخشند یا خیر، نامطمئن است (OR: ۱,۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۱.۷۳؛ ۹۳۳ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه؛ I۲ = ۶۹%؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین). شواهد پیشنهاد کردند: اگر احتمال ادامه با مراقبت معمول ۵۲% باشد، احتمال ادامه با یادآورها بین ۵۲% تا ۶۵% خواهد بود.
قطع درمان به علت حوادث جانبی
شواهد پیشنهاد کردند که مشاوره ممکن است با کاهش نرخ قطع درمان ناشی از حوادث جانبی در مقایسه با مراقبت معمول، با نرخ پائینتر قطع ناشی از اختلالات قاعدگی همراه باشد (OR: ۰,۲۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۱ تا ۰.۳۷؛ ۳۵۰ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه؛ شواهد با قطعیت پائین)، اما ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در سایر حوادث جانبی ایجاد کند (OR: ۰.۷۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۱.۴۷؛ ۳۵۰ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه؛ شواهد با قطعیت پائین). شواهد پیشنهاد کردند: اگر احتمال قطع درمان با مراقبت معمول به علت اختلالات قاعدگی ۳۲% باشد، احتمال قطع درمان با مشاوره متمرکز بین ۵% تا ۱۵% خواهد بود و اگر احتمال قطع درمان با مراقبت معمول به علت سایر حوادث جانبی ۵۵% باشد، احتمال قطع درمان با مشاوره متمرکز بین ۳۰% تا ۶۴% خواهد بود.
قطع درمان میان کارآزماییهایی که استفاده از یادآورها (+/‐ اطلاعات آموزشی) را بررسی کردند، گزارش نشد.
پایبندی
پایبندی میان کارآزماییهایی که استفاده از مشاوره متمرکز را بررسی کردند، گزارش نشد.
میان کارآزماییهایی که یادآورها (+/‐اطلاعات آموزشی) را مورد بررسی قرار دادند، هیچ شواهد قطعی در مورد تفاوت در پایبندی که به صورت قرصهای ازدسترفته (MD: ۰,۸۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۲‐ تا ۲.۸۲؛ ۷۳ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه؛ شواهد با قطعیت متوسط) یا به صورت تزریقهای به موقع (OR: ۰.۸۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۴ تا ۱.۲۹؛ ۳۵۰ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه؛ I۲ = ۰%؛ شواهد با قطعیت پائین) تعریف شد، وجود نداشت. شواهد پیشنهاد کردند: اگر احتمال پایبندی به روش مورد استفاده که به صورت تزریقهای به موقع مشخص شد، با مراقبت معمول ۵۰% باشد، احتمال پایبندی به روش مورد استفاده که به صورت تزریقهای به موقع مشخص شد، با یادآورها بین ۳۵% تا ۵۶% خواهد بود.
بارداری
شواهد قطعی در مورد تفاوت در نرخ بارداری بین مشاوره متمرکز و مراقبت معمول وجود نداشت (OR: ۱,۲۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۸ تا ۱.۵۷؛ ۱۹۸۵ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه؛ I۲ = ۰%؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین). شواهد پیشنهاد کردند: اگر احتمال بارداری با مراقبت معمول ۱۸% باشد، احتمال بارداری با مشاوره بین ۱۸% و ۲۵% خواهد بود.
بارداری میان کارآزماییهایی که استفاده از یادآورها (+/‐ اطلاعات آموزشی) را بررسی کردند، گزارش نشد.
علیرغم اهمیت این موضوع، از زمان انجام آخرین مرور در سال ۲۰۱۳ (نه مطالعه) مطالعهای منتشر نشده و فقط یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ اضافه شد که نه نتایج را تغییر داد و نه قطعیت شواهد را بهبود بخشید.
به طور کلی، قطعیت شواهد مربوط به استراتژیهای بهبود پایبندی و ادامه پیشگیری از بارداری پائین است. مشاورهها و یادآورهای متمرکز (با یا بدون اطلاعات آموزشی) ممکن است در مقایسه با مراقبت معمول تنظیم خانواده، با بهبود ادامه روشهای هورمونی کوتاه‐مدت پیشگیری از بارداری همراه باشد. با این وجود، با توجه به قطعیت پائین شواهد، این نتیجه باید با احتیاط تفسیر شود. کارآزماییهای وارد شده از انواع روشهای هورمونی کوتاه‐مدت پیشگیری از بارداری استفاده کردند که ممکن است ناهمگونی بالای مطالعات را توضیح دهد. اثربخشی راهبردها برای بهبود پایبندی امکانپذیر است و ادامه استفاده از آن وابسته به روش هدفمند پیشگیری از بارداری باشد. گزارشهای محدودی از پیامدهای عینی قابل اندازهگیری (مانند دستگاه پایش الکترونیکی) میان مطالعات وارد شده وجود داشت. تعاریف استاندارد شده و معیارهای پایبندی و اصطلاحات همسو و سازگار برای توصیف مداخلات و مقایسهها برای کارآزماییهای آینده مزیتی در پی خواهد داشت. پژوهش بیشتر نیازمند مطالعات بزرگتر، پیگیری به مدت حداقل یک سال و گزارشدهی بهبود یافته متدولوژی کارآزمایی هستند.
سوال چیست؟
اثربخشی روشهای متمرکز بر بهبود مناسب و استفاده مداوم از روشهای هورمونی کوتاه‐مدت پیشگیری از بارداری (مانند تکنیکهای مشاوره، یا پیامهای آموزشی، انگیزشی یا یادآور) در مقایسه با مراقبت معمول تنظیم خانواده (مانند مشاوره معمول یا بدون پیامهای یادآور) چیست؟
چرا این موضوع مهم است؟
انواعی از روشهای هورمونی کوتاه‐مدت برای پیشگیری از بارداری توسط بسیاری از زنان در سراسر جهان استفاده میشوند. شایعترین روشهای هورمونی کوتاه‐مدت، استفاده از قرصها و داروهای تزریقی کنترل تولد هستند. این روشها اغلب به خوبی آنچه که باید، عمل نمیکنند. زنان ممکن است در به کارگیری روشهای تعیین شده برای پیشگیری از بارداری دچار مشکلاتی شوند، مانند فراموش کردن مصرف برخی از قرصها یا مراجعه با تاخیر برای تزریق بعدی. زنان ممکن است به دلیل تغییرات خونریزی، استفاده از یک روش را متوقف کنند. ما این موضوع را بررسی کردیم که مشاوره یا یادآورها به زنان کمک میکنند تا از این نوع روشهای پیشگیری از بارداری به درستی استفاده کنند یا خیر.
استفاده نادرست از انواع روشهای هورمونی کوتاه‐مدت پیشگیری از بارداری ممکن است منجر به بارداری ناخواسته شود. حدود ۲۰% از بارداریهای برنامهریزی نشده در ایالات متحده آمریکا (USA) فقط با استفاده نادرست از داروهای ضد‐بارداری خوراکی مرتبط هستند. عواقب سلامت و مالی قابل توجهی برای زنان و سیستمهای مراقبت سلامت ناشی از بارداریهای ناخواسته وجود دارند. شناسایی راههایی برای بهبود استفاده و ادامه روشهای هورمونی کوتاه‐مدت پیشگیری از بارداری برای کاهش بارداریهای ناخواسته مهم است.
ما چه چیزی را پیدا کردیم؟
ما شواهد به دست آمده را از کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) تا جولای ۲۰۱۸ جستوجو کردیم. این مرور بهروز شده در حال حاضر شامل ۱۰ RCT با ۶۲۴۲ زن است. شش مطالعه بر مشاوره تمرکز داشتند و چهار مطالعه شامل یادآورهای دوز یا نوبتهای تعیین شده بعدی (+/‐ اطلاعات بهداشتی آموزشی) بودند. تمام مطالعات در ایالات متحده آمریکا یا مکزیک انجام شدند. یک مطالعه اضافه شد که نه نتایج را تغییر داد و نه قطعیت شواهد را بهبود بخشید.
مشاوره ممکن است:
• ادامه استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری را بهبود ببخشد (۶ مطالعه؛ ۲۶۲۴ شرکتکننده، شواهد با قطعیت بسیار پائین)
• قطع مصرف ناشی از مشکلات قاعدگی را کاهش دهد (۱ مطالعه؛ ۳۵۰ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)
• قطع مصرف ناشی از حوادث جانبی را کاهش دهد (۱ مطالعه؛ ۳۵۰ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)
• تاثیری بر پیامدهای بارداری نداشته باشد (۳ مطالعه؛ ۱۹۸۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین)
یادآورها:
• ممکن است ادامه استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری را بهبود ببخشند (۲ مطالعه؛ ۹۳۳ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین)
• ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در پایبندی به مصرف قرصها ایجاد کنند (۱ مطالعه؛ ۷۳ شرکت کننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)
• ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در تزریقهای به موقع برای روشهای پیشگیری از بارداری قابل تزریق ایجاد کنند (۲ مطالعه؛ ۳۵۰ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)
این به چه معناست؟
شواهد اندکی وجود دارند که نشان میدهند هم مشاوره متمرکز و هم یادآورها (با و بدون ارائه اطلاعات آموزشی) ممکن است ادامه استفاده از روشهای هورمونی کوتاه‐مدت را برای پیشگیری از بارداری در مقایسه با مراقبت معمول تنظیم خانواده بهبود ببخشند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb