جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Sven M Schulzke

Kwi Moon، Shripada C Rao، Sven M Schulzke، Sanjay K Patole، Karen Simmer،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
درباره اینکه اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه بلند زنجیر (longchain polyunsaturated fatty acids; LCPUFA) برای نوزادان پره‌ترم، مواد غذایی ضروری هستند یا خیر، اختلاف‌نظر وجود دارد، زیرا ممکن است قادر نباشند مقدار کافی LCPUFA را برای برآوردن نیازهای مغز و شبکیه چشم در حال رشد سنتز کنند.
اهداف
ارزیابی ایمنی و مزیت مکمل شیر فرمولا حاوی LCPUFA در نوزادان پره‌ترم. حوزه‌های اصلی مورد نظر، تاثیرات مکمل بر کارکرد بینایی، تکامل و رشد نوزادان پره‌ترم بودند.
روش های جستجو
کارآزمایی‌ها از طریق جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۲؛ ۲۰۱۶) در کتابخانه کاکرین (جست‌وجو تا ۲۸ فوریه ۲۰۱۶)؛ MEDLINE Ovid (از ۱۹۶۶ تا ۲۸ فوریه ۲۰۱۶)؛ Embase Ovid (از ۱۹۸۰ تا ۲۸ فوریه ۲۰۱۶)؛ CINAHL EBSCO (Cumulative Index to Nursing and Allied Health Literature؛ از ۱۹۸۰ تا ۲۸ فوریه ۲۰۱۶)؛ MEDLINE In Process و سایر استنادات نمایه نشده (از ۱۹۶۶ تا ۲۸ فوریه ۲۰۱۶) و بررسی فهرست منابع مقالات و خلاصه مقالات کنفرانس‌ها شناسایی شدند. هم‌چنین در سایت ClinicalTrials.gov (از ۱۳ اپریل ۲۰۱۶) به جست‌وجو پرداختیم. هیچ نوع محدودیتی به لحاظ زبان اعمال نشد.
معیارهای انتخاب
تمامی کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی که به ارزیابی تاثیر فرمولای غنی شده با LCPUFA (در مقایسه با فرمولای استاندارد) بر تکامل قدرت بینایی (visual development)، تکامل سیستم عصبی (neurodevelopment) و رشد جسمانی (physical growth) در نوزادان پره‌ترم تغذیه شده به روش روده‌ای پرداخته بودند. کارآزمایی‌هایی که فقط پیامدهای بیوشیمیایی (biochemical outcomes) را گزارش کرده بودند، وارد مرور نشدند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
تمامی نویسندگان به ارزیابی واجد شرایط بودن و کیفیت کارآزمایی پرداختند، دو نویسنده داده‌ها را به صورت جداگانه استخراج کردند. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر با نویسندگان مطالعه تماس گرفته شد.
نتایج اصلی

هفده کارآزمایی شامل ۲۲۶۰ نوزاد پره‌ترم وارد مرور شدند. خطر سوگیری (bias) بین کارآزمایی‌های وارد شده متغیر بود، به طوری که ۱۰ مطالعه دارای خطر پائین سوگیری در قسمت عمده‌ای از حوزه‌ها بودند. میانه سن بارداری (gestational age; GA) در کارآزمایی‌های وارد شده ۳۰ هفته و میانه وزن هنگام تولد (birth weight; BW) معادل ۱۳۰۰ گرم بود. میانه غلظت دوکوزاهگزانوئیک اسید (docosahexaenoic acid; DHA) معادل ۰,۳۳% (دامنه تغییر: %۰.۱۵ تا ۱%) و غلظت آراشیدونیک اسید (arachidonic acid; AA)؛ ۰.۳۷% (دامنه تغییر: %۰.۰۲ تا ۰.۸۴%) بود.
حدت بینایی
حدت بینایی در طول اولین سال در هشت مطالعه با استفاده از کارت‌های حدت بینایی تلر یا لی (Teller or Lea acuity cards)، در شش مطالعه با استفاده از پتانسیل برانگیخته بینایی (visual evoked potential; VEP) و در دو مطالعه با استفاده از الکترورتینوگرام (electroretinogram; ERG) اندازه‌گیری شد. بیشتر مطالعات هیچ تفاوت معناداری به لحاظ حدت بینایی میان گروه نوزادان تحت مکمل و گروه نوزادان کنترل به دست نیاوردند. شیوه ارائه داده‌ها و روش‌های متنوع ارزیابی، مانع انجام متاآنالیز شد. استفاده از تجزیه‌و‌تحلیل این پیامد به روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) نشان داد که کیفیت کلی شواهد پائین بود.

تکامل سیستم عصبی سه مطالعه از میان هفت مطالعه، مزیت اندکی از LCPUFA را بر تکامل سیستم عصبی در سنین مختلف پس از زایمان گزارش کرده بودند. متاآنالیز چهار مطالعه که مقیاس‌های تکامل نوزاد بیلی (Bayley Scales of Infant Development) را در ۱۲ ماهگی ارزیابی کرده بودند (N = ۳۶۴)، هیچ تاثیر معناداری از مصرف مکمل نشان نداد (نمایه تکامل روانی (Mental Development Index; MDI): MD: ۰,۹۶؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۲‐ تا ۳.۳۴؛ P = ۰.۴۳؛ I² = ۷۱%؛ نمایه تکامل روان‐حرکتی (Psychomotor Development Index; PDI): MD: ۰.۲۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۷۷‐ تا ۳.۲۲؛ P = ۰.۸۸؛ I² = ۸۱%). به علاوه سه مطالعه انجام شده در ۱۸ ماهگی (۴۹۴ = N) نیز هیچ تاثیر معناداری از LCPUFA بر تکامل سیستم عصبی نشان نداد (MDI؛ MD: ۲.۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۳‐ تا ۵.۱۲؛ P = ۰.۰۸؛ I² = ۰%؛ PDI؛ MD: ۰.۷۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۰‐ تا ۳.۳۷؛ P = ۰.۵۸؛ I² = ۵۴%). استفاده از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای این پیامدها نشان داد که کیفیت کلی شواهد پائین بود.

رشد جسمانی
چهار مورد از ۱۵ مطالعه، مزایای LCPUFA را بر رشد نوزادان دریافت کننده مکمل در سنین مختلف بعد از قاعدگی (postmenstrual ages; PMAs) گزارش کرده بودند، در حالی که دو کارآزمایی پیشنهاد داده بودند که نوزادان دریافت کننده مکمل LCPUFA کمتر به خوبی رشد کرده بودند. یک کارآزمایی کاهش خفیف در نمرات Z قد و وزن نوزادان را در ۱۸ ماهگی گزارش کرده بود. متاآنالیز پنج مطالعه (۲۹۷ = N) افزایش قد و وزن نوزادان را از دو ماهگی به بعد (بارداری طول کشیده) در نوزادان دریافت کننده مکمل نشان داد (وزن: MD: ۰,۲۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۸ تا ۰.۳۳؛ P = ۰.۰۰۱۰؛ I² = ۶۹%؛ قد: MD: ۰.۴۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۰ تا ۰.۹۴؛ P = ۰.۰۵؛ I² = ۰%). متاآنالیز چهار مطالعه در سن اصلاح شده ۱۲ ماهگی (۲۷۱ = N) هیچ تاثیر معناداری از مکمل بر پیامدهای مربوط به رشد نشان نداد (وزن: MD: ‐۰.۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۱‐ تا ۰.۱۲؛ P = ۰.۳۴؛ I² = ۶۵%؛ قد: MD: ۰.۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۳‐ تا ۰.۸۴؛ P = ۰.۴۰؛ I² = ۷۱%؛ دور سر: MD: ‐۰.۱۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳‐ تا ۰.۲۳؛ P = ۰.۴۵؛ I² = ۰%). در متاآنالیز دو مطالعه انجام شده در ۱۸ ماهگی، هیچ تاثیر معناداری از LCPUFA بر وزن، قد یا دور سر مشاهده نشد (n = ۳۹۶ نوزاد) (وزن: MD: ‐۰.۱۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۹‐ تا ۰.۱۰؛ P = ۰.۲۶؛I² = ۶۶%؛ قد: MD: ‐۰.۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۱‐ تا ۰.۳۵؛ P = ۰.۳۸؛ I² = ۹۰%؛ دور سر: MD: ‐۰.۱۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳‐ تا ۰.۱۸؛ P = ۰.۳۲؛ I² = ۰%). استفاده از تجزیه‌و‌تحلیل این پیامد به روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) نشان داد که کیفیت کلی شواهد پائین بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
نوزادانی که در این کارآزمایی‌ها به کار گرفته شدند، نوزادان پره‌ترم نسبتا بالغ و سالمی بودند. چارچوب ارزیابی و متدولوژی، دوز و منبع مکمل و ترکیب اسید چرب فرمول گروه کنترل بین کارآزمایی‌ها متغیر بودند. در تجمیع نتایج، هیچ مزایا یا مضرات بلندمدت شفافی برای نوزادان پره‌ترمی که تحت فرمولای غنی شده با LCPUFA قرار گرفته بودند، نشان داده نشد.
خلاصه به زبان ساده

بررسی تاثیر مکمل اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه بلند زنجیر در نوزادان پره‌ترم

سوال مطالعه مروری: آیا تغذیه نوزادان نارس با فرمولای شیر غنی شده با اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه بلند زنجیر (longchain polyunsaturated fatty acids; LCPUFA) منجر به بهبود حدت بینایی و تکامل کلی سیستم عصبی می‌شود یا خیر؟پیشینه: LCPUFA یک نوع اسید چرب ضروری برای بلوغ مغز و شبکیه چشم هستند. برخلاف شیر مادر که حاوی سطوح بالایی از LCPUFA است، گفته می‌شود که بیشتر فرمولاهای نوزادان فقط دربرگیرنده حداقل مقادیر LCPUFA هستند. گفته می‌شود نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، نسبت به نوزادانی که از شیر فرمولا تغذیه می‌کنند، از سطح بالاتری از مهارت‌های بصری تکامل یافته و IQ (بهره هوشی) برخوردار هستند. گفته شده که سطوح نسبتا بالای LCPUFA موجود در شیر مادر ممکن است با سطوح بالاتر IQ و مهارت‌های بصری رابطه داشته باشد. برخی از فرمولاهای شیر با LCPUFA افزوده شده، معمولا از نوع روغن ماهی، در دسترس هستند.ویژگی‌های مطالعه: مطالعاتی که پیامدهای مربوط به نوزادان نارس (متولد شده پیش از هفته ۳۷ بارداری) تغذیه شده با شیر فرمولا غنی شده با LCPUFA را در برابر شیر فرمولای بدون LCPUFA مقایسه کرده بودند، در این مرور تجزیه‌و‌تحلیل شدند.نتایج کلیدی: پژوهشگران دریافتند که نوزادان نارس تغذیه شده با شیر فرمولای غنی شده با LCPUFA در مقایسه با نوزادان تغذیه شده با شیر فرمولای بدون LCPUFA، پیامدهای بهتری به دست نیاوردند. کیفیت شواهد: کیفیت کلی شواهد در سطح پائین ارزیابی شد.

Siree Kaempfen، Roland P Neumann، Kerstin Jost، Sven M Schulzke،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
رتینوپاتی پره‌ماچوریتی (retinopathy of prematurity; ROP) یک بیماری تهدید کننده بینایی در نوزادان نارس است. استفاده از عوامل مسدود کننده بتا‐آدرنرژیک (بتا‐بلاکرها)، که فرآیند تکثیر عروق شبکیه چشم را تعدیل می‌کنند، می‌توانند پیشرفت ROP را کاهش داده یا حتی ROP ایجاد شده را معکوس کنند.
اهداف
تعیین تاثیر بتا‐بلاکرها بر پیامدهای کوتاه‌‐مدت ساختاری، پیامدهای طولانی‌مدت کارکردی و نیاز به درمان اضافی، در صورت استفاده از آن به صورت پروفیلاکسی در نوزادان پره‌ترم بدون ROP، مرحله ۱ ROP (منطقه I)، یا مرحله ۲ ROP (منطقه II)، بدون بیماری دیگری یا به عنوان درمان در نوزادان پره‌ترم با حداقل ROP پیش‌آستانه.
روش های جستجو
پایگاه ثبت تخصصی گروه مرور نوزادان در کاکرین، CENTRAL (کتابخانه کاکرین؛ شماره ۷، ۲۰۱۷)؛ Embase (از ژانویه ۱۹۷۴ تا ۷ آگوست ۲۰۱۷)؛ PubMed (از ژانویه ۱۹۶۶ تا ۷ آگوست ۲۰۱۷) و CINAHL (از ژانویه ۱۹۸۲ تا ۷ آگوست ۲۰۱۷) را جست‌وجو کردیم. هم‌چنین فهرست‌ها و ارجاعات متقابل را کنترل کرده و چکیده مقالات به دست آمده را از مجموعه مقالات Pediatric Academic Societies Meetings به صورت دستی جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی و شبه‐تصادفی‌سازی و کنترل شده را برای ورود در نظر گرفتیم که از بتا‐بلاکرها برای پیشگیری یا درمان ROP در نوزادان نارس با سن بارداری کمتر از ۳۷ هفته استفاده کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
از روش‌های استاندارد کاکرین و گروه مرور نوزادان در کاکرین استفاده کردیم. از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای ارزیابی کیفیت شواهد استفاده کردیم.
نتایج اصلی

در این مرور سه کارآزمایی تصادفی‌سازی شده را وارد کردیم (۳۶۶ = N). دو مورد از این مطالعات در معرض خطر بالای سوگیری (bias) قرار داشتند. تمام مطالعات پیشگیری از ROP را گزارش کرده و پروپرانولول (propranolol) خوراکی را با دارونما (placebo) یا عدم درمان مقایسه کردند. هیچ کارآزمایی نیافتیم که به ارزیابی بتا‐بلاکرها در نوزادان مبتلا به مرحله ۲ یا بالاتر ROP همراه با بیماری بپردازد.

در یک کارآزمایی، مطالعه دارویی پس از هفته اول زندگی آغاز شد، یعنی پیش از اولین غربالگری ROP. دو کارآزمایی دیگر شامل نوزادان پره‌ترمی بودند که در مرحله ۲ یا پائین‌تر ROP بدون بیماری قرار داشتند. بر اساس ارزیابی GRADE، کیفیت شواهد را برای پیامدهای زیر پائین در نظر گرفتیم: درمان نجات با آنتی‐VEGF یا لیزرتراپی و هیپوتانسیون شریانی یا برادی‌کاردی که نیاز به حمایت اینوتروپیک دارد. کیفیت شواهد برای پیامدهای زیر متوسط بود: پیشرفت تا مرحله ۲ همراه با بیماری؛ پیشرفت تا مرحله ۳ ROP؛ و پیشرفت تا مرحله ۴ یا ۵ ROP.

متاآنالیز سه کارآزمایی (۳۶۶ = N) تاثیرات مثبت بتا‐بلاکرهای خوراکی را بر خطر نیاز به عوامل آنتی‐VEGF (خطر نسبی (RR) معمول: ۰,۳۲؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۱۲ تا ۰.۸۶؛ ۰% = I²؛ تفاوت خطر (RD) معمول: ۰.۰۶‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۰‐ تا ۰.۰۱‐؛ ۷۵% = I²؛ تعداد افراد مورد نیاز جهت درمان تا حصول یک پیامد مثبت بیشتر (number needed to treat for an additional beneficial outcome; NNTB): ۱۸؛ ۹۵% CI؛ ۱۴ تا ۸۴) و لیزرتراپی (RR معمول: ۰.۵۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۰.۸۹؛ RD معمول: ۰.۰۹‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۶‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۳۱% = I²؛ NNTB: ۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۸ تا ۴۷) نشان داد. متاآنالیز (meta‐analysis) دو کارآزمایی (N = ۱۶۱) تاثیر مفیدی را از بتا‐بلاکرهای خوراکی در پیشرفت به مرحله ۳ ROP نشان داد (RR معمول: ۰.۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۷ تا ۰.۹۶؛ ۰% = I²؛ RD معمول: ۰.۱۵‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۸‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۷۳% = I²؛ NNTB: ۷؛ ۹۵% CI؛ ۵ تا ۶۷). بتا‐بلاکرهای خوراکی تاثیر معنی‌داری بر پیشرفت به مرحله ۲ ROP همراه با بیماری یا مرحله ۴ یا ۵ ROP نداشتند. اگرچه متاآنالیزها تاثیر قابل توجهی را از بتا‐بلاکرها بر هیپوتانسیون شریانی یا برادی‌کاردی نشان ندادند، دوز پروپرانولول در یک مطالعه در نوزادان با سن بارداری کمتر از ۲۶ هفته به دلیل هیپوتانسیون شدید، برادی‌کاردی و آپنه در چندین شرکت‌کننده تا ۵۰% کاهش یافت. تجزیه‌و‌تحلیل‌ها تاثیرات قابل توجهی را از بتا‐بلاکرها بر عوارض پره‌ماچوریتی یا مرگ‌ومیر نشان ندادند. هیچ یک از این کارآزمایی‌ها اختلال بینایی طولانی‌مدت را گزارش نکردند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد محدود با کیفیت پائین تا متوسط نشان می‌دهد که تجویز پروفیلاکتیک بتا‐بلاکرهای خوراکی ممکن است پیشرفت را به سمت مرحله ۳ ROP کاهش داده و نیاز به عوامل آنتی‐VEGF یا لیزرتراپی را کاهش دهند. ارتباط بالینی این یافته‌ها مشخص نیست، زیرا داده‌ای در مورد اختلال بینایی طولانی‌مدت گزارش نشد. حوادث جانبی نسبت به مصرف پروپرانولول (propranolol) خوراکی با دوز ۲ میلی‌گرم/کیلوگرم/روز نگرانی را در مورد تجویز سیستمیک این دارو برای پیشگیری از ROP در دوز مصرفی افزایش می‌دهد. به علت خطر بالای سوگیری در دو کارآزمایی وارد شده و فقدان پیامدهای عملکردی طولانی‌مدت، شواهد کافی برای تعیین اثربخشی و ایمنی بتا‐بلاکرها برای پیشگیری از ROP وجود ندارد. ما باید محققان را تشویق کنیم تا کارآزمایی‌های بزرگ و خوب طراحی شده‌ای انجام دهند تا بتوانیم نقش بتا‐بلاکرها را در پیشگیری و درمان ROP در نوزادان پره‌ترم تایید یا رد کنیم. کارآزمایی‌ها باید اختلالات بینایی طولانی‌مدت را گزارش کنند. محققان باید مطالعات دوزهای وارد شده را از بتا‐بلاکرهای سیستمیک و تجویز موضعی بتا‐بلاکرها را مد نظر قرار دهند، تا به تجویز بهینه داروی و حداقل حوادث جانبی دست یابند.
خلاصه به زبان ساده

بتا‐بلاکرها برای پیشگیری و درمان رتینوپاتی پره‌ماچوریتی

سوال مطالعه مروری: ما شواهد مربوط به تاثیر بتا‐بلاکرها را بر رتینوپاتی پره‌ماچوریتی (retinopathy of prematurity; ROP) در نوزادان پره‌ترم مرور کردیم.

پیشینه: نوزادانی که زودهنگام (نارس) متولد می‌شوند در معرض خطر بالای اختلال در رشد عروق خونی در پشت چشم خود قرار می‌گیرند، این بیماری رتینوپاتی پره‌ماچوریتی نامیده می‌شود. مراحل شدید این بیماری ممکن است منجر به بینایی ضعیف یا حتی نابینایی شود. درمان اولیه رتینوپاتی ممکن است بینایی را در طولانی‌مدت بهبود ببخشد. در حال حاضر، لیزرتراپی درمان انتخابی برای مراحل شدید ROP است. با این حال، این یک پروسیجر تهاجمی ‌است که نیازمند مهارت افراد متخصص و بی‌حسی است و در تمام کشورهای جهان در دسترس قرار ندارد. بنابراین، داروهای ایمن و موثر برای پیشگیری از این بیماری مطلوب هستند. اعتقاد بر این است که بتا‐بلاکرها قادر به توقف اختلال رشد در عروق خونی در قسمت‌های مختلف بدن از جمله چشم هستند. این داروها در کودکان برای درمان انواع بیماری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و در کل به خوبی تحمل می‌شوند. با این وجود، آنها نیز خطر عوارض جانبی مانند کاهش ضربان قلب و فشار خون را به همراه دارند. هدف اصلی این مرور این بود که بدانیم بتا‐ بلوکرها در مقایسه با دارونما (placebo) (داروی غیر‐فعال) یا عدم استفاده از دارو یا در پیشگیری از مراحل شدید ROP یا در درمان بیماری (هنگامی که ROP در حال حاضر در مراحل بحرانی قرار دارد) مزایای مهمی‌ را برای نوزادان پره‌ترم به همراه دارند.

ویژگی‌های مطالعه: ما پژوهش‌هایی را که تا ۷ آگوست ۲۰۱۷ منتشر شدند مورد بررسی قرار دادیم. سه کارآزمایی بالینی را یافتیم که ۳۶۶ نوزاد نارس را به کار گرفتند. هر سه مطالعه گزارشی را در مورد پیشگیری از مراحل شدید رتینوپاتی ارائه کردند.

نتایج کلیدی: ما دریافتیم که بتا‐بلاکرهای خوراکی تجویز شده ممکن است منجر به مزایای کوتاه‌‐مدتی مانند خطر پائین پیشرفت به مراحل بسیار شدید رتینوپاتی و نیاز کم‌تر به درمان اضافی شوند. با این حال، هیچ داده‌ای در مورد بینایی طولانی‌مدت وجود نداشت و مطالعات تاثیر بتا‐بلاکرها را بر شدیدترین مراحل رتینوپاتی نشان ندادند. از سوی دیگر، در یکی از سه مطالعه، عوارض جانبی جدی بتا‐بلاکرها گزارش شد.

کیفیت شواهد: کیفیت کلی شواهد برای پیامدهای این مرور از پائین تا متوسط متغیر بود. بنابراین اطمینان ما به نتایج این مرور بسیار محدود است. ما نمی‌توانیم مصرف روزمره بتا‐بلاکرها را برای پیشگیری یا درمان ROP در نوزادان پره‌ترم توصیه کنیم. انجام مطالعات بیش‌تر با کیفیت بالا مورد نیاز است تا بتوان تعیین کرد که مزایای بتا‐بلاکرها در پیشگیری یا درمان ROP در نوزادان پره‌ترم بیش از خطرات آنها است یا خیر.



صفحه ۱ از ۱