هفده کارآزمایی شامل ۲۲۶۰ نوزاد پرهترم وارد مرور شدند. خطر سوگیری (bias) بین کارآزماییهای وارد شده متغیر بود، به طوری که ۱۰ مطالعه دارای خطر پائین سوگیری در قسمت عمدهای از حوزهها بودند. میانه سن بارداری (gestational age; GA) در کارآزماییهای وارد شده ۳۰ هفته و میانه وزن هنگام تولد (birth weight; BW) معادل ۱۳۰۰ گرم بود. میانه غلظت دوکوزاهگزانوئیک اسید (docosahexaenoic acid; DHA) معادل ۰,۳۳% (دامنه تغییر: %۰.۱۵ تا ۱%) و غلظت آراشیدونیک اسید (arachidonic acid; AA)؛ ۰.۳۷% (دامنه تغییر: %۰.۰۲ تا ۰.۸۴%) بود.
حدت بینایی
حدت بینایی در طول اولین سال در هشت مطالعه با استفاده از کارتهای حدت بینایی تلر یا لی (Teller or Lea acuity cards)، در شش مطالعه با استفاده از پتانسیل برانگیخته بینایی (visual evoked potential; VEP) و در دو مطالعه با استفاده از الکترورتینوگرام (electroretinogram; ERG) اندازهگیری شد. بیشتر مطالعات هیچ تفاوت معناداری به لحاظ حدت بینایی میان گروه نوزادان تحت مکمل و گروه نوزادان کنترل به دست نیاوردند. شیوه ارائه دادهها و روشهای متنوع ارزیابی، مانع انجام متاآنالیز شد. استفاده از تجزیهوتحلیل این پیامد به روش درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) نشان داد که کیفیت کلی شواهد پائین بود.
تکامل سیستم عصبی سه مطالعه از میان هفت مطالعه، مزیت اندکی از LCPUFA را بر تکامل سیستم عصبی در سنین مختلف پس از زایمان گزارش کرده بودند. متاآنالیز چهار مطالعه که مقیاسهای تکامل نوزاد بیلی (Bayley Scales of Infant Development) را در ۱۲ ماهگی ارزیابی کرده بودند (N = ۳۶۴)، هیچ تاثیر معناداری از مصرف مکمل نشان نداد (نمایه تکامل روانی (Mental Development Index; MDI): MD: ۰,۹۶؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۲‐ تا ۳.۳۴؛ P = ۰.۴۳؛ I² = ۷۱%؛ نمایه تکامل روان‐حرکتی (Psychomotor Development Index; PDI): MD: ۰.۲۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۷۷‐ تا ۳.۲۲؛ P = ۰.۸۸؛ I² = ۸۱%). به علاوه سه مطالعه انجام شده در ۱۸ ماهگی (۴۹۴ = N) نیز هیچ تاثیر معناداری از LCPUFA بر تکامل سیستم عصبی نشان نداد (MDI؛ MD: ۲.۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۳‐ تا ۵.۱۲؛ P = ۰.۰۸؛ I² = ۰%؛ PDI؛ MD: ۰.۷۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۰‐ تا ۳.۳۷؛ P = ۰.۵۸؛ I² = ۵۴%). استفاده از رویکرد درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای این پیامدها نشان داد که کیفیت کلی شواهد پائین بود.
رشد جسمانی
چهار مورد از ۱۵ مطالعه، مزایای LCPUFA را بر رشد نوزادان دریافت کننده مکمل در سنین مختلف بعد از قاعدگی (postmenstrual ages; PMAs) گزارش کرده بودند، در حالی که دو کارآزمایی پیشنهاد داده بودند که نوزادان دریافت کننده مکمل LCPUFA کمتر به خوبی رشد کرده بودند. یک کارآزمایی کاهش خفیف در نمرات Z قد و وزن نوزادان را در ۱۸ ماهگی گزارش کرده بود. متاآنالیز پنج مطالعه (۲۹۷ = N) افزایش قد و وزن نوزادان را از دو ماهگی به بعد (بارداری طول کشیده) در نوزادان دریافت کننده مکمل نشان داد (وزن: MD: ۰,۲۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۸ تا ۰.۳۳؛ P = ۰.۰۰۱۰؛ I² = ۶۹%؛ قد: MD: ۰.۴۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۰ تا ۰.۹۴؛ P = ۰.۰۵؛ I² = ۰%). متاآنالیز چهار مطالعه در سن اصلاح شده ۱۲ ماهگی (۲۷۱ = N) هیچ تاثیر معناداری از مکمل بر پیامدهای مربوط به رشد نشان نداد (وزن: MD: ‐۰.۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۱‐ تا ۰.۱۲؛ P = ۰.۳۴؛ I² = ۶۵%؛ قد: MD: ۰.۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۳‐ تا ۰.۸۴؛ P = ۰.۴۰؛ I² = ۷۱%؛ دور سر: MD: ‐۰.۱۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳‐ تا ۰.۲۳؛ P = ۰.۴۵؛ I² = ۰%). در متاآنالیز دو مطالعه انجام شده در ۱۸ ماهگی، هیچ تاثیر معناداری از LCPUFA بر وزن، قد یا دور سر مشاهده نشد (n = ۳۹۶ نوزاد) (وزن: MD: ‐۰.۱۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۹‐ تا ۰.۱۰؛ P = ۰.۲۶؛I² = ۶۶%؛ قد: MD: ‐۰.۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۱‐ تا ۰.۳۵؛ P = ۰.۳۸؛ I² = ۹۰%؛ دور سر: MD: ‐۰.۱۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳‐ تا ۰.۱۸؛ P = ۰.۳۲؛ I² = ۰%). استفاده از تجزیهوتحلیل این پیامد به روش درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) نشان داد که کیفیت کلی شواهد پائین بود.
در این مرور سه کارآزمایی تصادفیسازی شده را وارد کردیم (۳۶۶ = N). دو مورد از این مطالعات در معرض خطر بالای سوگیری (bias) قرار داشتند. تمام مطالعات پیشگیری از ROP را گزارش کرده و پروپرانولول (propranolol) خوراکی را با دارونما (placebo) یا عدم درمان مقایسه کردند. هیچ کارآزمایی نیافتیم که به ارزیابی بتا‐بلاکرها در نوزادان مبتلا به مرحله ۲ یا بالاتر ROP همراه با بیماری بپردازد.
در یک کارآزمایی، مطالعه دارویی پس از هفته اول زندگی آغاز شد، یعنی پیش از اولین غربالگری ROP. دو کارآزمایی دیگر شامل نوزادان پرهترمی بودند که در مرحله ۲ یا پائینتر ROP بدون بیماری قرار داشتند. بر اساس ارزیابی GRADE، کیفیت شواهد را برای پیامدهای زیر پائین در نظر گرفتیم: درمان نجات با آنتی‐VEGF یا لیزرتراپی و هیپوتانسیون شریانی یا برادیکاردی که نیاز به حمایت اینوتروپیک دارد. کیفیت شواهد برای پیامدهای زیر متوسط بود: پیشرفت تا مرحله ۲ همراه با بیماری؛ پیشرفت تا مرحله ۳ ROP؛ و پیشرفت تا مرحله ۴ یا ۵ ROP.
متاآنالیز سه کارآزمایی (۳۶۶ = N) تاثیرات مثبت بتا‐بلاکرهای خوراکی را بر خطر نیاز به عوامل آنتی‐VEGF (خطر نسبی (RR) معمول: ۰,۳۲؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۱۲ تا ۰.۸۶؛ ۰% = I²؛ تفاوت خطر (RD) معمول: ۰.۰۶‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۰‐ تا ۰.۰۱‐؛ ۷۵% = I²؛ تعداد افراد مورد نیاز جهت درمان تا حصول یک پیامد مثبت بیشتر (number needed to treat for an additional beneficial outcome; NNTB): ۱۸؛ ۹۵% CI؛ ۱۴ تا ۸۴) و لیزرتراپی (RR معمول: ۰.۵۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۰.۸۹؛ RD معمول: ۰.۰۹‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۶‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۳۱% = I²؛ NNTB: ۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۸ تا ۴۷) نشان داد. متاآنالیز (meta‐analysis) دو کارآزمایی (N = ۱۶۱) تاثیر مفیدی را از بتا‐بلاکرهای خوراکی در پیشرفت به مرحله ۳ ROP نشان داد (RR معمول: ۰.۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۷ تا ۰.۹۶؛ ۰% = I²؛ RD معمول: ۰.۱۵‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۸‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۷۳% = I²؛ NNTB: ۷؛ ۹۵% CI؛ ۵ تا ۶۷). بتا‐بلاکرهای خوراکی تاثیر معنیداری بر پیشرفت به مرحله ۲ ROP همراه با بیماری یا مرحله ۴ یا ۵ ROP نداشتند. اگرچه متاآنالیزها تاثیر قابل توجهی را از بتا‐بلاکرها بر هیپوتانسیون شریانی یا برادیکاردی نشان ندادند، دوز پروپرانولول در یک مطالعه در نوزادان با سن بارداری کمتر از ۲۶ هفته به دلیل هیپوتانسیون شدید، برادیکاردی و آپنه در چندین شرکتکننده تا ۵۰% کاهش یافت. تجزیهوتحلیلها تاثیرات قابل توجهی را از بتا‐بلاکرها بر عوارض پرهماچوریتی یا مرگومیر نشان ندادند. هیچ یک از این کارآزماییها اختلال بینایی طولانیمدت را گزارش نکردند.
سوال مطالعه مروری: ما شواهد مربوط به تاثیر بتا‐بلاکرها را بر رتینوپاتی پرهماچوریتی (retinopathy of prematurity; ROP) در نوزادان پرهترم مرور کردیم.
پیشینه: نوزادانی که زودهنگام (نارس) متولد میشوند در معرض خطر بالای اختلال در رشد عروق خونی در پشت چشم خود قرار میگیرند، این بیماری رتینوپاتی پرهماچوریتی نامیده میشود. مراحل شدید این بیماری ممکن است منجر به بینایی ضعیف یا حتی نابینایی شود. درمان اولیه رتینوپاتی ممکن است بینایی را در طولانیمدت بهبود ببخشد. در حال حاضر، لیزرتراپی درمان انتخابی برای مراحل شدید ROP است. با این حال، این یک پروسیجر تهاجمی است که نیازمند مهارت افراد متخصص و بیحسی است و در تمام کشورهای جهان در دسترس قرار ندارد. بنابراین، داروهای ایمن و موثر برای پیشگیری از این بیماری مطلوب هستند. اعتقاد بر این است که بتا‐بلاکرها قادر به توقف اختلال رشد در عروق خونی در قسمتهای مختلف بدن از جمله چشم هستند. این داروها در کودکان برای درمان انواع بیماریها مورد استفاده قرار میگیرند و در کل به خوبی تحمل میشوند. با این وجود، آنها نیز خطر عوارض جانبی مانند کاهش ضربان قلب و فشار خون را به همراه دارند. هدف اصلی این مرور این بود که بدانیم بتا‐ بلوکرها در مقایسه با دارونما (placebo) (داروی غیر‐فعال) یا عدم استفاده از دارو یا در پیشگیری از مراحل شدید ROP یا در درمان بیماری (هنگامی که ROP در حال حاضر در مراحل بحرانی قرار دارد) مزایای مهمی را برای نوزادان پرهترم به همراه دارند.
ویژگیهای مطالعه: ما پژوهشهایی را که تا ۷ آگوست ۲۰۱۷ منتشر شدند مورد بررسی قرار دادیم. سه کارآزمایی بالینی را یافتیم که ۳۶۶ نوزاد نارس را به کار گرفتند. هر سه مطالعه گزارشی را در مورد پیشگیری از مراحل شدید رتینوپاتی ارائه کردند.
نتایج کلیدی: ما دریافتیم که بتا‐بلاکرهای خوراکی تجویز شده ممکن است منجر به مزایای کوتاه‐مدتی مانند خطر پائین پیشرفت به مراحل بسیار شدید رتینوپاتی و نیاز کمتر به درمان اضافی شوند. با این حال، هیچ دادهای در مورد بینایی طولانیمدت وجود نداشت و مطالعات تاثیر بتا‐بلاکرها را بر شدیدترین مراحل رتینوپاتی نشان ندادند. از سوی دیگر، در یکی از سه مطالعه، عوارض جانبی جدی بتا‐بلاکرها گزارش شد.
کیفیت شواهد: کیفیت کلی شواهد برای پیامدهای این مرور از پائین تا متوسط متغیر بود. بنابراین اطمینان ما به نتایج این مرور بسیار محدود است. ما نمیتوانیم مصرف روزمره بتا‐بلاکرها را برای پیشگیری یا درمان ROP در نوزادان پرهترم توصیه کنیم. انجام مطالعات بیشتر با کیفیت بالا مورد نیاز است تا بتوان تعیین کرد که مزایای بتا‐بلاکرها در پیشگیری یا درمان ROP در نوزادان پرهترم بیش از خطرات آنها است یا خیر.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb