واژه «سرطان کراتینوسیت» (keratinocyte cancer) در حال حاضر برای شایعترین سرطانهای پوستی یعنی کارسینوم سلول بازال (basal cell carcinoma; BCC) و کارسینوم سلول سنگفرشی پوستی (cutaneous squamous cell carcinoma; cSCC) به کار میرود، این سرطانها پیش از این تحت عنوان سرطانهای پوستی غیر‐ملانوم (non‐melanoma skin cancers; NMSC) طبقهبندی میشدند. سرطان کراتینوسیت (keratinocyte cancer; KC) حدود ۹۵% از تومورهای بدخیم پوستی را تشکیل میدهد. تغییرات سبک زندگی، باعث میشود افراد بیشتر در معرض نور آفتاب قرار بگیرند و این باعث افزایش قابل توجه موارد جدید KC میشود، به نحوی که بروز سالانه جهانی آن بین ۳% تا ۸% است. استفاده موفق از اقدامات پیشگیرانه، باعث کاهش معنادار کاربرد منابع توسط سیستم سلامت در مقایسه با هزینه بالای درمان این بیماریها میشود. در حال حاضر اطلاعاتی درباره کیفیت شواهد در زمینه استفاده از استراتژهای محافظت در برابر آفتاب با ارزیابی مزایا و خطرات آنها وجود ندارد.
یک RCT (با طراحی فاکتوریل (factorial design)) با ۱۶۲۱ شرکتکننده تصادفیسازی شده را وارد کردیم.
در این مطالعه کاربرد روزانه کرمها یا لوسیونهای ضد‐آفتاب با استفاده محتاطانه از ضد‐آفتابها با یا بدون تجویز بتاکاروتنها در جمعیت عمومی مقایسه شده بود. این مطالعه در استرالیا انجام شده بود؛ ۵۵,۲% از شرکتکنندگان پوست روشنی داشتند و حدود ۴.۵ سال برای موارد جدید BCC یا cSCC از طریق ارزیابی هیستوپاتولوژی پایش شدند. این مطالعه در معرض خطر پائین سوگیری برای حوزههایی مانند تخصیص (allocation)، کورسازی، و دادهای ناقص مربوط به پیامد قرار داشت. با این حال ما خطرات نامشخص متعددی را برای سوگیریهای دیگر یافتیم: شامل بررسی نامشخص تعاملات ممکن بین تاثیرات مداخلات مختلف ارزیابی شده (یعنی ضد‐آفتاب و بتاکاروتن). ما هیچ تفاوتی از نظر تعداد شرکتکنندگانی که BCC؛ (۱۶۲۱ = n؛ خطر نسبی (RR): ۱.۰۳؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۷۴ تا ۱.۴۳) یا cSCC؛ (۱۶۲۱ = n؛ RR: ۰.۸۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۰ تا ۱.۵۴) داشتند، در مقایسه میان کاربرد روزانه کرمهای ضد‐آفتاب با استفاده محتاطانه از آنها نیافتیم، این نتیجه برقرار بود، حتی وقتی که تجزیهوتحلیل ما به گروههای فاقد مکمل بتاکاروتن محدود بود. کیفیت این شواهد پائین بود و میزان قطعیت اندک در مطالعات بعدی ممکن است اعتماد ما را به این شواهد تغییر دهند.
حوادث جانبی را به طریق روایتگونه (narrative) گزارش کردیم که شامل التهاب پوستی یا آلرژی تماسی (contact allergy) بود.
هیچ مطالعهای را شناسایی نکردیم که اقدامات حفاظتی دیگری را ارزیابی کرده باشد، این اقدامات شامل این موارد بود: تنپوشهای حفاظت در برابر آفتاب، عینکها یا کلاههای آفتابی یا به دنبال سایه بودن در خارج از منزل.
در این مرور، ما تاثیرات محافظت در برابر آفتاب را در پیشگیری از موارد جدید سرطان کراتینوسیت، ارزیابی کردیم. فقط یک مطالعه را یافتیم که برای ورود به این مرور مناسب بود. در این مطالعه، کرمهای ضد‐آفتاب بررسی شده بود، بنابراین ما قادر نیستیم اشکال دیگری از حفاظت در برابر آفتاب را ارزیابی کنیم. این مطالعه پیامدهای اولیه از پیش مشخص شده ما را بررسی کرده بود اما بیشتر پیامدهای ثانویه ما را ارزیابی نکرده بود. ما قادر نبودیم از شواهد موجود، موثر بودن کرمهای ضد‐آفتاب را در پیشگیری از کارسینوم سلول بازال (BCC) و کارسینوم سلول سنگفرشی پوستی (cSCC) مشخص کنیم.
قطعیت ما نسبت به شواهد پائین بود، چون عدم تایید هیستوپاتولوژیکال BCC یا cSCC در درصد قابل توجهی از موارد وجود داشت. میان منابع سوگیری، روشن نبود که نویسندگان مطالعه هر نوع تاثیر تعاملی را میان مداخلات مربوط به کرم ضد‐آفتاب با مداخلات بتاکاروتن ارزیابی کردهاند یا خیر. ما فکر میکنیم پژوهشهای بعدی، بسیار محتمل است که تاثیر مهمی بر اطمینان ما در تخمین این تاثیر داشته باشند و احتمال دارد این تخمین تغییر کند.
هدف از انجام این مرور چیست؟
هدف این مرور کاکرین یافتن این نکته بود که کرمهای ضد‐آفتاب موضعی و روشهای محافظ فیزیکال (مانند پوششها و کلاههای ضد‐آفتاب، عینک آفتابی و جستوجو برای یافتن سایه در خارج از منزل) در مقایسه با هیچ فعالیت محتاطانه مشخص، از رشد و توسعه کارسینوم سلول بازال (BCC) و کارسینوم سلول سنگفرشی پوستی (cSCC) در بزرگسالان و کودکان پیشگیری میکند یا خیر.
در این مرور چه موضوعی بررسی شد؟
سرطان کراتینوسیت (keratinocyte cancer) (شامل BCC و cSCC در پوست) شایعترین نوع شناخته شده سرطان پوست است. خطر اصلی، مواجهه با اشعههای فرا بنفش است، این اشعه بخشی از نور خورشید است. پیشگیری روشی مهم برای مدیریت این سرطان است، بنابراین ارزیابی اثربخشی روشهای به کار گرفته شده برای پیشگیری از سرطان کراتینوسیت در جمعیت عمومی مهم است. در این مرور، ما تاثیرات استفاده از کرمهای موضعی ضد‐آفتاب و روشهای محافظ فیزیکال (مانند پوششها و کلاههای ضد‐آفتاب، عینک آفتابی و جستوجو برای یافتن سایه در خارج از منزل) را در مقایسه با هیچ فعالیت محتاطانه مشخصی برای پیشگیری از رشد و توسعه BCC و cSCC در بزرگسالان و کودکان ارزیابی کردیم.
منابع علمی پزشکی مربوطه را تا می ۲۰۱۶ جستوجو کردیم تا کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شدهای را بیابیم که در آنها استراتژیهای پیشگیرانه ارزیابی شده بود. فقط یک مطالعه را یافتیم که شرایط ورود به این مرور را در بر داشت. در این مطالعه، کاربرد روزانه کرم ضد‐آفتاب (با یا بدون بتاکاروتن که ماده تشکیل دهنده ویتامین A است) با استفاده گهگاهی از کرم ضد‐آفتاب (با یا بدون بتاکاروتن) در جمعیت عمومی بدون محدویتهای سن یا جنس مقایسه شده بود. این مطالعه در استرالیا انجام شده بود، ۱۶۲۱ شرکتکننده در این مطالعه حضور داشتند که ۵۵% آنها پوست روشنی داشتند، این افراد در حدود ۴,۵ سال برای یافتن موارد جدید BCC یا cSCC از طریق ارزیابی هیستوپاتولوژی (این روش برای شناسایی سلولهای سرطانی زیر میکروسکوپ است) پایش شدند.
نتایج اصلی این مرور چه هستند؟
ما هیچ تفاوتی بین تعداد افراد مبتلا به BCC یا cSCC در دو گروه در هر دوره زمانی از این کارآزمایی نیافتیم. بنابراین به نظر نمیرسد تفاوتی در استفاده از کرم ضد‐آفتاب به صورت روزانه در مقایسه با استفاده گهگاهی آن وجود داشته باشد.
پیامهای کلیدی
یک مطالعه وارد شده ما، مطالعهای برای بررسی کرمهای ضد‐آفتاب بود، بنابراین ما قادر نیستیم اشکال دیگر حفاظت در برابر آفتاب را ارزیابی کنیم.
هیچ مطالعهای را شناسایی نکردیم که اقدامات حفاظتی دیگری را ارزیابی کرده باشد، این اقدامات شامل این موارد بود: تنپوشهای حفاظت در برابر آفتاب، عینکها یا کلاههای آفتابی یا به دنبال سایه بودن در خارج از منزل.
شواهدی برای نشان دادن اثربخشی کرم ضد‐آفتاب روزانه برای پیشگیری از BCC یا cSCC در مقایسه با استفاده گهگاهی از کرم ضد‐آفتاب نیافتیم. قطعیت شواهد پائین بود و این بدین معنا است که مطالعات بعدی ممکن است این نتایج را تغییر دهند.
عوارض جانبی کرمهای ضد‐آفتاب با یا بدون بتاکاروتن اضافی شامل درصد کمی از موارد با آلرژی تماسی و التهاب پوستی بود.
این مرور تا چه زمانی بهروز است؟
این مرور شامل مطالعات وارد شده شناسایی شده تا می ۲۰۱۶ بود.
۶۴ مطالعه (۷۸ منبع) و ۴۵۴۷ شرکتکننده را در این مرور برگزیدیم و ۱۲ مطالعه دیگر را تحت عنوان در حال انجام طبقهبندی کردیم. ۱۲ مطالعه دیگر در انتظار طبقهبندی هستند؛ بنابراین ما قادر به کسب متن کامل نبودیم. اغلب مطالعات در مناطق کوهستانی با ارتفاع بالا اجرا شده بودند؛ در حالی که سایرین از اتاقهای با فشار کم (هیپوباریک) برای شبیهسازی قرارگیری در ارتفاع استفاده کرده بودند. بیستوچهار کارآزمایی، مداخله را بین سه و چهار روز پیش از صعود و ۲۳ کارآزمایی، بین یک و دو روز پیش از صعود فراهم کرده بودند. اغلب مطالعات وارد شده، به ارتفاع نهایی بین ۴۰۰۱ و ۵۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیده بودند. خطرات سوگیری (bias) برای حوزههای مختلف نامشخص بود و تعداد قابل توجهی از مطالعات، حوادث جانبی مداخلات ارزیابی شده را گزارش نکرده بودند. ما ۲۶ مقایسه را یافتیم که ۱۵ مورد از آنها، داروهای مورد استفاده شایع را در برابر دارونما مقایسه کرده بودند. نتایج را برای سه مقایسه مهمتر گزارش کردیم:
استازولامید (acetazolamide) در برابر دارونما (۲۸ مطالعه موازی؛ ۲۳۴۵ شرکتکننده)
خطر AMS با استازولامید کاهش یافته بود (خطر نسبی (RR): ۰,۴۷؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۳۹ تا ۰.۵۶؛ I۲ = ۰%؛ ۱۶ مطالعه؛ ۲۳۰۱ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). هیچ رویدادی از HAPE ذکر نشده و فقط یک رویداد از HACE گزارش شده بود (RR: ۰,۳۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۷.۴۸؛ ۶ مطالعه موازی؛ ۱۱۲۶ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). مطالعات اندکی عوارض جانبی را برای این مقایسه گزارش کرده بودند و آنها نشان دهنده افزایش در خطر پارستزی (paraesthesia) با دریافت استازولامید بودند (RR: ۵.۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۸۱ تا ۱۰.۸۸؛ I۲ = ۶۰%؛ ۵ مطالعه؛ ۷۸۹ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین).
بودزوناید (budenoside) در برابر دارونما (۲ مطالعه موازی؛ ۱۳۲ شرکتکننده)
دادهها در مورد بودزوناید، نشان دهنده کاهش در بروز AMS در مقایسه با دارونما بود (RR: ۰,۳۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۳ تا ۰.۶۱؛ I۲ = ۰%؛ ۲ مطالعه؛ ۱۳۲ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). مطالعات وارد شده، رویدادهای HAPE یا HACE را گزارش نکرده و عارضه جانبی نیافته بودند (شواهد با کیفیت پائین).
دگزامتازون (dexamethasone) در برابر دارونما (۷ مطالعه موازی؛ ۲۰۵ شرکتکننده)
دادهها برای دگزامتازون، بیانگر مزایایی از آن در هر دوزی نبودند (RR: ۰,۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۱.۰۰؛ I۲ = ۳۹%؛ ۴ کارآزمایی؛ ۱۷۶ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). مطالعات وارد شده، رویدادهای HAPE یا HACE را گزارش نکرده بودند و ما کیفیت شواهد را درباره حوادث جانبی بسیار پائین ارزیابی کردیم.
پیشینه
بیماری ارتفاعزدگی (high altitude illness; HAI)، اصطلاحی است که برای توصیف گروهی از عارضههای مغزی و ریوی استفاده میشود که میتوانند حین سفر به ارتفاعات بالاتر از ۲۵۰۰ متر (~ ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. HAI به طور کلی به وسیله سردرد، تهوع، استفراغ و خستگی مشخص میشود (اغلب بیماری کوهزدگی حاد ( acute mountain sickness) نامیده میشود) اما ممکن است در افراد مختلف مغز یا ریهها را تحت تاثیر قرار دهد. در این مرور، شایعترین داروهای مورد استفاده را برای پیشگیری از بروز این بیماری ارزیابی کردیم.
ویژگیهای مطالعه
شواهد تا ژانویه ۲۰۱۷ بهروز است. ۶۴ مطالعه مرتبط را با شش نوع داروی متفاوت که برای پیشگیری از HAI توصیه میشود، وارد کردیم. اغلب مطالعات در مناطق کوهستانی با ارتفاع بالا اجرا شده بودند؛ در حالی که سایرین از اتاقهای با فشار کم (هیپوباریک) برای شبیهسازی قرارگیری در ارتفاع استفاده کرده بودند. سن شرکتکنندگان بین ۱۶ و ۶۵ سال متفاوت بود. یازده مطالعه شامل افراد در معرض خطر بالای این بیماری ناشی از سابقه HAI یا بیماریهای دیگری مانند آسم آنها بودند. بیستوچهار کارآزمایی، مداخله را بین سه و چهار روز پیش از صعود و ۲۳ کارآزمایی، بین یک و دو روز پیش از صعود فراهم کرده بودند. اغلب مطالعات وارد شده، به ارتفاع نهایی بین ۴۰۰۱ و ۵۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیده بودند. در ۲۳ مورد از مطالعات وارد شده، منبع تامین مالی نامشخص بود. فقط ۱۸ مطالعه، تضاد منافع امکانپذیر خود را اظهار کرده بودند. ۲۴ مطالعه بیشتر را تحت عنوان همچنان در حال انجام یا در انتظار ارزیابی طبقهبندی کردیم.
نتایج کلیدی
یافتههای ما نشان میدهد که استازولامید (acetazolamide)، درمان موثری برای پیشگیری از HAI حاد در دوزهای ۲۵۰ تا میلیگرم ۷۵۰ روزانه در هنگام مقایسه با یک دارونما (placebo) (یعنی قرصی بدون عامل فعال) است. اکثر اطلاعات موجود، مرتبط با پیشگیری از HAI ساده (سردرد، تهوع، استفراغ و خستگی) به جای مشکلات مغزی یا ریوی جدیتر هستند. همچنین دریافتیم که استازولامید، مرتبط با افزایش خطر پارستزی (paraesthesia) (یعنی احساس مورمور، خارش، گزگز یا سوزش در پوست) در انگشتان بود؛ گرچه این پیامد در شواهد موجود به خوبی گزارش نشده بود. مزایا و آسیبهای سایر داروها مانند ایبوپروفن (ibuprofen)، بودزوناید (budenoside) و دگزامتازون (dexamethasone) به دلیل تعداد کم مطالعات، نامشخص است.
کیفیت شواهد
ما کیفیت شواهد را متوسط تا بسیار پائین ارزیابی کردیم. مطالعات زیادی دارای کمبود کیفیت بودند؛ از جمله استفاده از تعداد اندکی از شرکتکنندگان و عدم گزارشدهی پیامدهای مهمی مانند عوارض جانبی. برای اغلب داروهایی که توسط مطالعات پوشش داده شده بودند، نیاز به پژوهش بیشتری برای روشن کردن اثربخشی و ایمنی آنها وجود داشت.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb