پنج کارآزمایی شامل ۹۶۲ شرکتکننده در این مرور وارد شدند. تمام کارآزماییها دارای مدت زمان نسبتا کوتاهی بودند (< ۱۶ هفته). با توجه به ناهمگونی اتیولوژی هیپرتانسیون ریوی در شرکتکنندگان، بهترین نوع تجزیهوتحلیل دادهها به صورت زیر‐گروه برای هیپرتانسیون ریوی در نظر گرفته شدند.
تجزیهوتحلیلهای کلی به دست آمده نشان میدهند که در مسافت طی شده در شش دقیقه (۶MWD) در فاصله ۳۰,۱۳ متر، تفاوت میانگین (MD) افزایش مییابد (۹۵% CI؛ ۵.۲۹ تا ۵۴.۹۶؛ ۶۵۹ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه). در تجزیهوتحلیل زیر‐گروه، برای هیپرتانسیون شریان ریوی (pulmonary arterial hypertension; PAH) به هیچ تاثیری اشاره نشد (۶MWD؛ MD: ۱۱.۹۱ متر؛ ۹۵% CI؛ ۴۴.۹۲‐ تا ۶۸.۷۵؛ ۳۹۸ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه) و تحریک کنندههای sGC در هیپرتانسیون ریوی ترومبوآمبولی مزمن (chronic thromboembolic pulmonary hypertension; CTEPH)؛ ۶MWD را با MD معادل ۴۵ متر بهبود بخشید (۹۵% CI؛ ۲۳.۸۷ تا ۶۶.۱۳؛ ۲۶۱ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه). دادههای مربوط به بیماری سمت چپ قلب مرتبط با PH برای تجمیع در دسترس نبودند. نکته مهم زمانی بود که شرکتکنندگان دریافت کننده مهار کنندههای فسفودیاستراز (phosphodiesterase) از مطالعه حذف شدند، تحریک کنندههای sGC باعث افزایش ۶MWD با MD معادل ۳۶ متر در PAH شدند. پیامد اولیه دوم، مورتالیتی، هیچ تغییری در تجزیهوتحلیلهای تجمعی به دست آمده در برابر دارونما (placebo) نشان نداد (نسبت شانس پتو (OR): ۰.۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۸ تا ۱.۸۰).
پیامدهای ثانویه تجمعی شامل افزایش کلاس عملکردی سازمان جهانی بهداشت (WHO)؛ (OR: ۱,۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۷ تا ۲.۷۲؛ ۸۵۸ شرکتکننده؛ ۴ مطالعه)، عدم تاثیر بر وخامت بالینی (OR: ۰.۴۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۷ تا ۱.۱۴؛ ۸۴۲ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه) و کاهشی در میانگین فشار شریان ریوی (MD: ‐۲.۷۷ میلیمتر جیوه؛ ۹۵% CI؛ ۴.۹۶‐ تا ۰.۵۸‐؛ ۷۴۴ شرکتکننده؛ ۵ مطالعه) بود. در تجزیهوتحلیلهای تجمعی به دست آمده، تفاوت معنیداری در حوادث جانبی جدی وجود نداشت (OR: ۱.۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۶ تا ۱.۹۰؛ ۸۱۸ شرکتکننده؛ ۵ مطالعه) یا زمانی که در PAH تجزیهوتحلیل شد (MD: ‐۳.۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۵.۵۴‐ تا ۱.۴۶‐؛ ۳۴۴ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه)، بیماریهای سمت چپ قلب با زیر‐گروهها (OR: ۱.۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۳.۱۳؛ ۱۵۹ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه) یا زیر‐گروههای CTEPH (OR: ۱.۲۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۵ تا ۲.۵۶؛ ۲۶۱ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه) همراه بود.
مهم است که با در نظر گرفتن نتایج مربوط به PAH درباره فردی که مهار کننده فسفودیاستراز تیپ پنج دریافت نکرده، از یک کنترا‐اندیکاسیون (contra‐indication) برای تحریک کننده sGC استفاده شود. همچنین باید توجه داشت که نتایج CTEPH، فقط برای CTEPH غیر‐قابل جراحی یا عود کننده، قابل اجرا هستند.
شواهد با توجه به سیستم نمرهدهی درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی شدند. یک پیامد با کیفیت بالا در نظر گرفته شد، دو پیامد در حد متوسط، و هشت پیامد دارای کیفیت پائین یا بسیار پائین بودند، به این معنی که برای بسیاری از پیامدها، تاثیر واقعی میتوانست به میزان قابل ملاحظهای متفاوت از تخمین ما باشد. تنها نگرانی جزئی، در مورد خطر سوگیری (bias) در این کارآزماییها، بزرگ بودن تمام RCTها برای پیگیری پروتکل اصلی بود. بیشتر کارآزماییها از آنالیز قصد درمان (intention‐to‐treat) استفاده کردند.
سوال مطالعه مروری
ما استفاده از مجموعهای از داروها، محلول تحریک کنندههای گوانیلات سیکلاز (soluble guanylate cyclase stimulators)، را برای بهبود نشانهها در افراد مبتلا به هیپرتانسیون ریوی (pulmonary hypertension; PH) مرور کردیم. این مرور برای مقایسه درمان فعلی یا عدم درمان بود.
پیشینه
PH شامل فشار خون بالا در رگهای خونی ریهها است. این عامل باعث تنگی نفس و کاهش توانایی ورزشی شده و منجر به غش و سرگیجه میشود. PH میتواند باعث نارسایی قلبی و طول عمر کوتاه شود. PH یک بیماری واحد نیست، بلکه شامل گروهی از بیماریها است. انواع PH کلیدی شامل هیپرتانسیون شریان ریوی (pulmonary arterial hypertension; PAH)، هیپرتانسیون ریوی ترومبوآمبولیک مزمن (chronic thromboembolic pulmonary hypertension; CTEPH) و PH به علت بیماریهای سمت چپ قلب وارد این مرور شدند.
ویژگیهای مطالعه
شواهد تا فوریه ۲۰۱۶ بهروز است. مردان و زنان مبتلا به PH در تمام سنین، در این مرور وارد شدند. ما فقط کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده را وارد کردیم. تمام کارآزماییها از مقایسه با عدم درمان استفاده کردند. دوره کارآزمایی حدود ۱۲ تا ۱۶ هفته بود. این مرور شامل پنج کارآزمایی با ۹۶۲ شرکتکننده است. تمام مطالعات وارد شده توسط تولید کننده دارو حمایت مالی شدند.
نتایج کلیدی
به نظر میرسد که محلول تحریک کننده گوانیلات سیکلاز، فشار ریه را کاهش داده و ظرفیت ورزش را در افراد مبتلا به PAH و CTEPH عود کننده یا غیر‐قابل جراحی بهبود میبخشد، اما ظرفیت ورزش را در PH به دلیل بیماریهای سمت چپ قلب بهبود نمیبخشد. اینکه این داروها تاثیری بر نرخ مرگومیر و کاهش سلامت عمومی داشته باشند یا اینکه ممکن است با عوارض جانبی جدی همراه باشند یا خیر، نامطمئن است. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این داروها نباید به طور همزمان با مهار کنندههای فسفودیاستراز تیپ پنج مصرف شوند.
کیفیت شواهد
یک پیامد با توجه به سیستم نمرهدهی درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE)، با کیفیت بالا ارزیابی شد. دو پیامد با کیفیت متوسط و هشت پیامد با کیفیت پائین یا بسیار پائین ارزیابی شدند. به این معنی که نتایج گزارش شده ممکن است تاثیر واقعی را نشان ندهند.
هفت کارآزمایی با حضور ۹۲۲ شرکتکننده در این تجزیهوتحلیل وارد شدند. کارآزماییها از ۳۲ تا ۲۴۲ شرکتکننده داشتند. در تجزیهوتحلیل تجمعی، کورتیکواستروئیدها وقوع بعدی عوارض شریان کرونر را کاهش داد (نسبت شانس (OR): ۰,۲۹؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۱۸ تا ۰.۴۶؛ ۹۰۷ شرکتکننده؛ ۷ مطالعه؛ I² = %۵۵) بدون آنکه حوادث جانبی جدی (بدون حادثه جانبی؛ ۷۳۷ شرکتکننده) و مرگومیر (بدون حادثه جانبی؛ ۹۱۵ شرکتکننده) ایجاد کند. علاوه بر این، کورتیکواستروئیدها طول دوره تب (تفاوت میانگین (MD): ۱.۶۵‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۳.۳۱‐ تا ۰.۰۰؛ ۲۱۰ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه؛ I² = %۸۸)، زمان لازم برای طبیعی شدن پارامترهای آزمایشگاهی (میزان رسوب گلبولهای قرمز (erythrocyte sedimentation rate; ESR) و پروتئین واکنشی‐C؛ (C‐reactive protein; CRP)) (MD: ‐۲.۸۰ روز؛ ۹۵% CI؛ ۴.۳۸‐ تا ۱.۲۲‐؛ ۱۷۸ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه) و طول مدت بستری در بیمارستان (MD: ‐۱.۴۱ روز؛ ۹۵% CI؛ ۲.۳۶‐ تا ۰.۴۶‐؛ ۳۹ شرکتکننده؛ ۱ مطالعه) را کاهش دادند. هیچ مطالعهای جزئیات پیامدها را بیش از ۲۴ ماه گزارش نکردند. تجزیهوتحلیل زیر‐گروه نشان داد بعضی گروههای بالقوه ممکن است از بیشتر از دیگران از کورتیکواستروئیدها مزیت ببرند؛ با این حال، انجام کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده مورد نیاز است پیش از اینکه این موضوع پایه کار بالینی شود.
کیفیت شواهد بر اساس سیستم درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی شد. شواهد برای بروز حوادث جانبی جدی، مرگومیر و زمان لازم تا طبیعی شدن پارامترهای آزمایشگاهی بالا در نظر گرفته شدند. شواهد برای بروز اختلالات عروق کرونر به دلیل ناسازگاری بالقوه در جغرافیای دادهها و مزایای بیمار بر اساس گروهبندی، متوسط بودند. شواهد برای طول مدت نشانههای بالینی (تب، راش) به علت ذهنی بودن بالقوه اندازهگیریها متوسط بود. شواهد برای طول مدت اقامت در بیمارستان متوسط بود، زیرا فقط یک مطالعه این پیامد را رکورد کرد. این بدان معنی است که ما نسبتا اطمینان داریم که تاثیر واقعی نزدیک به آنچه است که در این کار تخمین زده میشود.
سوال مطالعه مروری
استفاده از مجموعهای از داروهای شناخته شده به عنوان استروئیدها را در کودکان مبتلا به بیماری کاوازاکی (Kawasaki disease) برای کاهش احتمال ابتلا به مشکلات قلبی در آینده و همچنین تاثیر آنها را بر طول مدت تب، علائم عفونت در خون و تعداد روزهای بستری در بیمارستان، مرور کردیم.
پیشینه
در حال حاضر درک محدودی از بیماری کاوازاکی و نحوه مدیریت بهتر آن وجود دارد. این مهم است به عنوان یکی از عواقب طولانیمدت میتواند قلب را درگیر کرده و کودک را با پیامدهایی مواجه کند که طول عمر او را کاهش دهد.
ویژگیهای مطالعه
شواهد تا نوامبر ۲۰۱۶ بهروز است. کودکان پسر و دختر مبتلا به بیماری کاوازاکی در این مرور وارد شدهاند. ما فقط کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده را انتخاب کردیم. کارآزماییها استفاده از استروئیدها را در برابر عدم استفاده از استروئیدها مقایسه کردند. این مرور شامل هفت کارآزمایی و ۹۲۲ شرکتکننده است.
نتایج کلیدی
به نظر میرسد استروئیدها خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را پس از بیماری کاوازاکی کاهش میدهند، بدون اینکه باعث عوارض جانبی مهمی شوند. آنها همچنین طول مدت نشانهها (تب و بثورات)، طول مدت اقامت در بیمارستان و مارکرهای خون ناشی از بیماری را کاهش میدهند. گروههای خاص از جمله افرادی که در آسیا هستند، افرادی با خطر بالاتر و افرادی که درمان استروئیدهای طولانیتری دریافت میکنند، ممکن است از مصرف استروئید، به خصوص با کاهش نرخ مشکلات قلبی، بیشتر مزیت ببرند، اما برای پاسخ دادن به این سوالات، انجام تستهای بیشتری لازم است. برای رسیدن به یک مارکر دقیقتر از خطر عوارض جانبی جدی و تعیین اینکه در هنگام استفاده از استروئیدها، احتمال کاهش مرگومیر بیشتر است یا خیر، تستهای بیشتری لازم است. شواهد ارائه شده در این مرور نشان میدهد که درمان با دوره طولانی استروئیدها باید برای همه کودکان مبتلا به بیماری کاوازاکی مرور شود تا مطالعات بیشتری انجام شود.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد بر اساس سیستم درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی شد. شواهد برای حوادث جانبی جدی، مرگومیر و زمان عادی شدن پارامترهای آزمایشگاهی بالا در نظر گرفته شد. شواهد برای خطر مشکلات قلبی در آینده، طول مدت نشانههای بالینی (تب، بثورات) و طول مدت اقامت در بیمارستان متوسط در نظر گرفته شدهاند. این بدان معنی است که ما نسبتا اطمینان داریم که تاثیر واقعی نزدیک به آنچه است که در این کار تخمین زده میشود.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb