جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای Nigel Fleeman

Nigel Fleeman، Peter M Bradley، Bruce Lindsay،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه

صرع (epilepsy) یک اختلال نورولوژیکی است که هم کودکان و هم بزرگسالان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. تشنج‌های صرعی، نتیجه فعالیت الکتریکی بیش از حد و غیر‐طبیعی سلول‌های کورتیکال در مغز هستند. در پاسخ به این انتقاد که مراقبت از صرع برای کودکان تاثیر کمی بر پیامدهای طولانی‐مدت بر جای می‌گذارد، مدیران و متخصصان حوزه مراقبت سلامت (healthcare)، استراتژی‌ها و مدل‌های خدماتی مختلفی را برای پرداختن به نارسایی‌های موجود، توسعه داده‌اند.

این یک نسخه به‌روز شده از مرور کاکرین است که پیش از این در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.

اهداف
ارزیابی تاثیرات ارائه هر گونه مداخلات تخصصی یا اختصاصی برای صرع در برابر مراقبت معمول در کودکان و نوجوانان مبتلا به صرع و خانواده‌های آنها.
روش های جستجو
بانک‌های اطلاعاتی زیر را در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت مطالعات کاکرین (CRS Web)؛ MEDLINE (Ovid؛ ۱۹۴۶ تا ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰)؛ PsycINFO (۱۸۸۷ تا ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰)؛ CINAHL Plus (۱۹۳۷ تا ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰)؛ ClinicalTrials.gov، و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان بهداشت جهانی (WHO). پایگاه ثبت مطالعات کاکرین (CRS Web) شامل پایگاه ثبت تخصصی گروه صرع در کاکرین و پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL) بود. علاوه بر این، برای یافتن اطلاعات منتشر نشده و مطالعات در حال انجام، با افراد متخصص در این حوزه تماس گرفته، و وب‌سایت‌های مربوط به سازمان‌های صرع و فهرست منابع مطالعات وارد شده را بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای را وارد کردیم که کودکان و نوجوانان مبتلا به صرع را بررسی کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای ورود انتخاب کرده و داده‌های مرتبط را استخراج کردند. پیامد‌های زیر را ارزیابی کردیم: ۱. فراوانی و شدت تشنج؛ ۲. مناسب بودن و حجم داروی تجویز شده (از جمله شواهد مربوط به سمیّت دارویی)؛ ۳. میزان دانش شرکت‌کنندگان پیرامون اطلاعات و توصیه‌های دریافت شده از متخصصان؛ ۴. سلامت و کیفیت زندگی شرکت‏‌کنندگان؛ ۵. معیارهای عینی وضعیت سلامت عمومی؛ ۶. معیارهای عینی عملکرد اجتماعی یا روانی (شامل تعداد روزهای سپری شده در مرخصی استعلاجی/غیبت از مدرسه یا محل کار، و وضعیت اشتغال). و ۷. هزینه‌های مراقبت یا درمان. نتایج استخراج داده‌ها و ارزیابی کیفیت برای هر مطالعه در جداول ساختار‐یافته و به صورت خلاصه نقل قول (narrative) ارائه شدند. تمام آمار خلاصه برای هر پیامد استخراج شد.
نتایج اصلی

نه مطالعه را از هشت مداخله در این مرور وارد کردیم، که از هفت برنامه خود‐مدیریتی متمایز برای آموزش یا مشاوره به کودکان مبتلا به صرع و والدین آنها، و یک مدل جدید مراقبتی، گزارشی را ارائه دادند. بر اساس پیامدهای عمدتا گزارش شده توسط خود بیماران، هر برنامه فوایدی را برای بهزیستی (well‐being) کودکان مبتلا به صرع نشان داد؛ با این حال، تمام مطالعات وارد شده دارای نواقصی در روش‌شناسی خود بودند. هیچ برنامه واحدی با نمونه‌های مختلف مطالعه مورد ارزیابی قرار نگرفت، و در هیچ موردی، بین مطالعات پیامدهای مشابه اندازه‌گیری نشدند و به یک روش گزارش نشدند، به این ترتیب مانع از انجام متاآنالیز احتمالی شد، حتی اگر مداخلات به اندازه کافی مشابه به نظر می‌رسیدند که در متاآنالیز گنجانده شوند.

بر اساس راهنمایی ارائه شده در کتابچه راهنمای کاکرین برای بررسی‌های سیستماتیک مداخلات، پیامدهایی را انتخاب کردیم که داده‌های آنها ممکن است برای تصمیم‌گیری در مورد انتخاب مداخلات مهم باشند. شواهدی را با قطعیت متوسط یافتیم مبنی بر اینکه یکی از مداخلات آموزشی دفعات تشنج را کاهش می‌دهد. شواهدی با قطعیت پائین به دست آمد که دو مداخله آموزشی دیگر شدت تشنج، کنترل تشنج، و نرخ درمان قطعی تشنج را کاهش دادند. شواهد برای همه پیامدهای دیگر (پایبندی به مصرف دارو، دانش، خود‐کارآمدی و خود‐ادراکی از صرع بر کیفیت زندگی) مختلط بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حالی که هر یک از برنامه‌ها در این مرور برخی از مزایا را برای کودکان مبتلا به صرع نشان دادند، تاثیرات آنها بسیار متغیر بودند. هیچ برنامه‌ای مزایا را در طیف وسیعی از پیامدها نشان نداد، و همه مطالعات مشکلات عمده‌ای در روش‌شناسی خود داشتند. در حال حاضر شواهد کافی به نفع هیچ یک از برنامه‌ها وجود ندارد. دستیابی به شواهد بیشتری از کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده که از معیارهای معتبر استفاده کرده و معنی‌داری بالینی را در نظر بگیرند، هم‌چنین اهمیت آماری نتایج، مورد نیاز است.
خلاصه به زبان ساده

استراتژی‌‌های ارائه مراقبت و خود‐مدیریتی در کودکان مبتلا به صرع

پیشینه

صرع اختلالی است که بر سیستم عصبی کودکان و بزرگسالان تاثیر می‌گذارد. تشنج‌های (fits) صرعی، نتیجه فعالیت الکتریکی بیش از حد و غیر‐طبیعی در مغز است، که فراوانی غیر‐قابل پیش‌بینی دارند. اکثر تشنج‌ها با داروها و انواع دیگری از درمان‌ها به خوبی کنترل می‌شوند، اما صرع می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در شرایط اجتماعی، مدرسه، و کار شده، و زندگی مستقل بیمار را دشوار سازد. افراد مبتلا به تشنج‌ها دارای مشکلات جسمانی (به عنوان مثال شکستگی، کبودی و افزایش اندکی در خطر مرگ‌ومیر ناگهانی) و هم‌چنین مشکلات اجتماعی به دلیل برچسب خوردن بیماری هستند. افراد مبتلا به صرع و خانواده آنها ممکن است کمبود حمایت اجتماعی یا تجربه انزوای اجتماعی، خجالت، ترسو و تبعیض را داشته باشند و برخی والدین ممکن است احساس گناهکار بودن کنند. خود‐مدیریتی صرع به طیف وسیعی از رفتارها و فعالیت‌های سلامت اشاره می‌کند که فرد می‌تواند یاد بگیرد و با کنترل تشنج‌های خود مطابقت دهد و به این ترتیب بهزیستی (well‐being) خود را بهبود ببخشد. این رویکرد نیاز دارد به مشارکت بین فرد و ارائه‌دهندگان خدمات (به عنوان مثال کلینیک‌های تخصصی سرپایی صرع، خدمات ارتباطی مبتنی بر پرستار بین پزشکان خانواده و پزشکان متخصص در بیمارستان، تیم‌های تخصصی صرع در سطح اجتماع)، هم‌چنین ارائه خدمات هدفمند برای گروه‌های خاص (به عنوان مثال کودکان، نوجوانان، و خانواده‌ها).

ویژگی‌های مطالعه

بانک‌های اطلاعات علمی را برای یافتن مطالعات انجام شده با حضور کودکان و نوجوانان مبتلا به صرع جست‌وجو کردیم که به بررسی تاثیرات خود‐مدیریتی صرع پرداختند. هدف ما، بررسی چندین پیامد بود تا ببینیم افراد مبتلا به صرع و خانواده‌های آنها عموما تا چه اندازه با این وضعیت کنار می‌آیند.

تاریخ جست‌و‌جو

شواهد منتشر شده را تا ژانویه ۲۰۲۰ وارد کردیم.

نتایج کلیدی

این مرور هفت برنامه خود‐مدیریتی آموزش‐محور یا مشاوره‐محور را برای کودکان و نوجوانان مبتلا به صرع، به علاوه یک روش جدید را برای ارائه مراقبت‌های پرستاری، مقایسه کردند. به نظر می‌رسد که هر استراتژی برخی از پیامدهای مورد مطالعه را بهبود می‌بخشد، اگرچه هیچ مداخله‌ای تمام پیامدهای اندازه‌گیری شده را بهبود نبخشید. مطالعات هم‌چنین مشکلاتی در روش‌های انجام خود داشتند، که باعث شد نتایج کمتر قابل اعتماد باشند. در حالی که هیچ یک از مداخلات آسیبی را وارد نکردند، تاثیر آنها محدود بود. شواهد کافی برای حمایت از هر نوع استراتژی به عنوان بهترین راهبرد برای کودکان مبتلا به صرع وجود ندارد.

کیفیت شواهد

کیفیت شواهد ضعیف بود زیرا تمام مطالعات وارد شده مشکلاتی را در نحوه اجرای خود نشان دادند.


Peter M Bradley، Bruce Lindsay، Nigel Fleeman،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
محققان، مراقبت از صرع را برای بزرگسالان به خاطر عدم تاثیر مورد انتقاد قرار داده و در تلاش هستند با بررسی توسعه انواع مدل‌ها و تدابیر مراقبتی دلیلی برای درک این نابسندگی پیدا کنند.
اهداف
ارزیابی تاثیرات هر مداخله‌ای که به طور اختصاصی یا ویژه برای مراقبت از بیماران بزرگسال مبتلا به صرع انجام می‌شود.
روش های جستجو
در آخرین نسخه به‌روز این مرور، ما جست‌وجوی خود را در منابع زیر انجام دادیم: پایگاه ثبت تخصصی گروه صرع در کاکرین (Cochrane Epilepsy Group Specialized Register) (۹ دسامبر ۲۰۱۳)، پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های بالینی کاکرین (CENTRAL) (۲۰۱۳، شماره ۱۱)؛ MEDLINE (از ۱۹۴۶ تا جون ۲۰۱۳)؛ EMBASE (از ۱۹۸۸ تا جون ۲۰۱۳)؛ PsycINFO (از ۱۸۸۷ تا دسامبر ۲۰۱۳) و CINAHL (از ۱۹۳۷ تا دسامبر ۲۰۱۳). علاوه بر این، با افرادی که در این حوزه مهارت داشتند برای یافتن اطلاعاتی که منتشر نشده یا کارآزمایی که هنوز در حال انجام هستند، تماس گرفتیم، وب‌سایت‌های مربوط به سازمان‌های مربوط به صرع را چک کرده و فهرست منابع مطالعات وارد شده را نیز بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی سازی و کنترل شده و کارآزمایی‌های کنترل شده یا تطبیق یافته، مطالعات کوهورت یا دیگر مطالعات آینده‌نگر را که دارای گروه کنترل بودند، و مطالعات سری زمانی را بررسی کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم مطالعات را انتخاب و همه داده‌ها را استخراج و کیفیت همه مطالعات وارد شده را ارزیابی کردند.
نتایج اصلی
مرور ما شامل ۱۸ مطالعه مختلف از ۱۶ نوع مداخله جداگانه شد که ما آنها را به هفت گروه مشخص طبقه‌بندی کردیم. بیشتر مطالعات از نظر روش‌شناسی ضعیف بودند و بسیاری از نتایجی که از آنالیز درون مطالعات به دست آمده، به دلیل محدودیت‌های مطالعه باید با احتیاط بیان شوند. در نهایت، محدودیت‌هایی در ارائه شواهد محکم وجود دارد که نشان دهنده اثربخشی مداخلات در بهبود سلامت و بالا رفتن کیفیت زندگی افراد مبتلا به صرع است. به علت ناهمگونی پیامدها، جمعیت‌های مطالعه، مداخلات انجام شده و زمان‌بندی مقیاس‌ها در سراسر مطالعات، ترکیب نتایج مطالعه در متاآنالیز امکان‌پذیر نبود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهدی دال بر مزیت دو نوع مداخله، یکی مداخله پرستار آموزش دیده برای صرع و دیگری آموزش خود‐مدیریتی برای بیماران صرع وجود دارد. با این حال، شواهد روشنی پیدا نکردیم که نشان دهد مدل‌های خدماتی دیگر به طور قابل توجهی پیامدها را برای بزرگسالان مبتلا به صرع بهبود می‌بخشد. هم‌چنین اینکه این مفید بودن به علت شرایط خاصی ایجاد شده و قابل تعمیم به همه موقعیت‌ها نباشد، امکان‌پذیر است. این مطالعات تنها تعداد معدودی از ارائه دهندگان خدمات را شامل می‌شدند که شایستگی یا مهارت آنها ممکن بود به طور معناداری بر پیامدها موثر واقع شده باشد. در حال حاضر امکان‌پذیر نیست که بتوانیم از یک مدل خاص در این زمینه طرفداری کنیم.
خلاصه به زبان ساده

تدابیر مراقبتی و خود‐مدیریتی برای بیماران بزرگسال مبتلا به صرع

شواهد واضح و روشنی دال بر اثربخشی مداخلات مراقبتی برای بزرگسال مبتلا به صرع وجود ندارد.

این مرور، به مقایسه اثربخشی طیفی از مداخلات پرداخت که شامل مداخلات انجام شده توسط پرستاران آموزش دیده برای صرع و استراتژی‌های خود‐مدیریتی در بهبود پیامدهای مربوط به بزرگسالان مبتلا به صرع می‌شد. هفت نوع مداخله مختلف و مشخص و شواهد متفاوتی را که از آنها حمایت کرده بودند، ارزیابی کردیم. در حالی که مطالعات وارد شده مزیت اندکی از مداخله پرستار متخصص صرع و آموزش خود‐مدیریتی نشان دادند، برای انواع دیگر مداخلات شواهدی حاکی از اثربخشی وجود نداشت. کیفیت روش‌شناسی برخی مقالات بررسی شده پائین و طبیعت مداخلاتی که انجام شده و نحوه انجام آنها بسیار متفاوت بود. اینکه بتوانیم بر اساس این شواهد، نوع خاصی از مداخله را برای مراقبت از افراد بزرگسال مبتلا به صرع تایید کنیم، امکان‌پذیر نیست.


Nigel Fleeman، Peter M Bradley،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
در پاسخ به این انتقاد که مراقبت از بیماری صرع (epilepsy) برای کودکان اثر کمی دارد، مدیران و متخصصان مراقبت سلامت (healthcare)، استراتژی‌ها و مدل‌های خدماتی مختلفی را برای نشان دادن نارسایی‌های موجود، توسعه داده‌اند.
اهداف
ارزیابی تاثیرات هر گونه مداخلات تخصصی یا اختصاصی برای بیماری صرع در برابر مراقبت معمول در کودکان مبتلا به صرع و در خانواده‌های آنها.
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت تخصصی گروه صرع در کاکرین (۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶)، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۹، ۲۰۱۶) در کتابخانه کاکرین؛ MEDLINE (از ۱۹۴۶ تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶)؛ Embase (از ۱۹۷۴ تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶)؛ PsycINFO (از ۱۸۸۷ تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶) و CINAHL Plus (از ۱۹۳۷ تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶) را جست‌وجو کردیم. علاوه بر این، ما هم‌چنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی را برای کارآزمایی‌های کامل شده اخیر یا در حال انجام جست‌وجو کردیم، با متخصصان در این زمینه برای اطلاعات منتشر‌ نشده و مطالعات درحال انجام تماس گرفتیم، وب‌سایت‌های سازمان‌های صرع و فهرست منابع مطالعات وارد شده را بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs)، مطالعات هم‌گروهی (cohort) یا سایر مطالعات آینده‌نگر را با یک گروه کنترل (تطبیق یافته یا تطبیق نیافته) (مطالعات کنترل شده قبل‐و‐بعد) یا مطالعات سری‌های زمانی (time series) وارد کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
ما از روش‌های استاندارد روش‌شناسی مورد انتظار کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی
مرور ما شامل شش مداخله گزارش شده از طریق هفت مطالعه (که پنج مطالعه به عنوان RCT طراحی شدند) بود. آنها آموزش‌های مختلف و برنامه‌های مشاوره را برای کودکان و والدین؛ نوجوانان و والدین؛ یا کودکان، نوجوانان و والدین آنها گزارش دادند. هر برنامه‌ای برخی از مزایا را برای بهزیستی (well‐being) کودکان مبتلا به صرع نشان دادند، اما همه آنها دارای معایب روش‌شناسی بودند (به عنوان مثال در یک مطالعه طراحی شده به عنوان RCT، تصادفی‌سازی ناموفق بود)، هیچ برنامه واحدی به‌طور مستقل با نمونه‌های مختلف مطالعه ارزیابی نشده‌ بود و هیچ مداخله‌ای به اندازه کافی برای بازیابی در یک متاآنالیز (meta‐analysis) همگون نبود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حالی که هر یک از برنامه‌ها در این مرور برخی از مزایا را برای کودکان مبتلا به صرع نشان دادند، اما تاثیرات آنها بسیار متغیر بود. هیچ برنامه‌ای مزایا را در طیف وسیعی از پیامدها نشان نداد و همه مطالعات مشکلات عمده روش‌شناسی داشتند. درحال حاضر در مورد هر برنامه‌ واحدی شواهد کافی وجود ندارد.
خلاصه به زبان ساده

استراتژی‌‌های ارائه مراقبت و خود‐مدیریتی برای کودکان مبتلا به صرع

پیشینه

صرع طیفی از اختلالات است که در آن فرد ممکن است تشنج‌هایی (غش‌ها) داشته باشد که از نظر فراوانی غیر‐قابل پیش‌بینی هستند. اکثر تشنج‌ها با داروها و انواع دیگری از درمان‌ها به خوبی کنترل می‌شوند، اما صرع می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در شرایط اجتماعی، مدرسه و کار شده و زندگی مستقل بیمار را دشوار سازد. افراد مبتلا به تشنج‌ها دارای مشکلات جسمی (به عنوان مثال شکستگی، کبودی و افزایش اندکی در خطر مرگ‌ومیر ناگهانی) و هم‌چنین مشکلات اجتماعی به دلیل برچسب خوردن بیماری هستند. افراد مبتلا به صرع و خانواده آنها ممکن است کمبود حمایت اجتماعی یا تجربه انزوای اجتماعی، خجالت، ترسو و تبعیض داشته باشند و برخی والدین ممکن است احساس گناهکار بودن کنند. خود‐مدیریتی صرع به طیف وسیعی از رفتارهای بهداشتی و فعالیت‌هایی اشاره می‌کند که فرد می‌تواند یاد بگیرد و با کنترل تشنج‌های خود مطابقت دهد و بهزیستی (well‐being) خود را بهبود ببخشد. این رویه به مشارکت بین فرد و ارائه دهندگان خدمات (به عنوان مثال کلنیک‌های تخصصی سرپایی صرع، خدمات ارتباطی مبتنی بر پرستار بین پرشکان خانوادگی و پزشکان متخصص بیمارستان، تیم‌های اجتماعی تخصصی صرع) و هم‌چنین خدمات هدفمند برای گروه‌های خاص (به عنوان مثال کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها) نیاز دارد.

ویژگی‌های مطالعه

ما بانک‌های اطلاعات علمی را برای مطالعات کودکان و نوجوانان مبتلا به صرع که به بررسی تاثیرات خود‐مدیریتی صرع پرداخته‌اند، جست‌وجو کردیم. نتایج تا سپتامبر ۲۰۱۶ به‌روز است. ما می‌خواستیم با نگاه کردن به چندین پیامد، ببینیم افراد و خانواده‌های آنها عموما چطور با صرع مقابله می‌کنند.

نتایج کلیدی

این مرور شش مداخله خود‐مدیریتی مبتنی ‌بر آموزش یا مشاوره را برای کودکان مبتلا به صرع مقایسه کرد. چهار مداخله با هدف کودکان و والدین آنها، یک مداخله با هدف نوجوانان و والدین آنها و یک مداخله با هدف کودکان، نوجوانان و والدین آنها انجام شد. هریک از مداخلات بهبود برخی از پیامدهای مطالعه شده را نشان ‌داد، اما هیچ مداخله‌ای تمام پیامدهای اندازه‌گیری شده را بهبود نبخشید. مطالعات هم‌چنین با روش‌های خود مشکل داشتند، که باعث می‌شود نتایج کمتر قابل اعتماد باشند. در حالی که هیچ یک از مداخلات باعث هیچ آسیبی نشد، تاثیرات آنها محدود بود، و ما نمی‌توانیم هیچ مداخله واحدی را به عنوان بهترین مداخله برای کودکان مبتلا به صرع، توصیه کنیم.

شواهد برای بهترین راه مراقبت از کودکان مبتلا به صرع، هنوز نامشخص هستند.

کیفیت شواهد

کیفیت شواهد ضعیف است زیرا تمام مطالعات در مورد نحوه اجرای خود با مشکل مواجه ‌بودند.



صفحه ۱ از ۱