جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Nadina B Lincoln

Roshan das Nair، Kristy-Jane Martin، Nadina B Lincoln،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
مشکلات شناختی، به ویژه حافظه، در افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) شایع است و می‌تواند توانایی آنها را در انجام فعالیت‌های روزانه متاثر کرده و بر کیفیت زندگی تاثیر منفی بگذارد. طی سالیان گذشته، رشد قابل توجهی در تعداد کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) مربوط به توان‌بخشی حافظه در MS دیده شده است. این مرور یک بررسی اجمالی را از اثربخشی توان‌بخشی حافظه برای افراد مبتلا به MS در جهت راهنمایی متخصصان بالینی و محققان ارائه می‌دهد.
اهداف

بررسی اینکه افراد مبتلا به MS که توان‌بخشی حافظه را دریافت کردند در مقایسه با بیماران گروه عدم‐درمان یا کنترل کننده فعال، پیامدهای فوری، میان‌‐مدت یا طولانی‌‐مدت بهتری را از نظر موارد زیر نشان دادند یا خیر:

۱. عملکردهای حافظه،

۲. سایر توانایی‌های شناختی، و

۳. توانایی‌های عملکردی، از نظر فعالیت‌های زندگی روزمره، خلق‌وخو، و کیفیت زندگی.

روش های جستجو
ما CENTRAL را جست‌وجو کردیم که شامل Clinicaltrials.gov، پورتال پایگاه ثبت بین‌المللی کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت (WHO)، Embase و PubMed (MEDLINE) و بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی زیر است (۶ سپتامبر ۲۰۲۰): CINAHL؛ LILACS، بانک اطلاعاتی NIHR Clinical Research Network Portfolio؛ بانک اطلاعاتی Allied and Complementary Medicine؛ PsycINFO، و چکیده‌های CAB.
معیارهای انتخاب
RCTها یا شبه‐RCTهای مربوط به توان‌بخشی حافظه یا بازتوانی شناختی را در افراد مبتلا به MS انتخاب کردیم که در آنها یک گروه تحت درمان با توان‌بخشی حافظه با یک گروه کنترل مقایسه شدند. در ابتدا انتخاب افراد به صورت مستقل انجام و سپس از طریق بحث گروهی تائید شد. مطالعاتی را کنار گذاشتیم که اختلالات حافظه شرکت‌کنندگان آنها در نتیجه عللی غیر از MS رخ داد، مگر مواردی که توانستیم در آنها زیر‐گروهی را از شرکت‏‌کنندگان مبتلا به MS با نتایج جداگانه شناسایی کنیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
هشت نویسنده مرور از نظر انتخاب مطالعه، ارزیابی کیفیت، استخراج داده‌ها و بررسی دست‌نوشته مرور در این نسخه به‌روز شده مشارکت داشتند. جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در صورت نیاز با محققین مطالعات اولیه تماس گرفتیم. تجزیه‌و‌تحلیل و سنتز داده‌ها را مطابق با روش‌های کاکرین انجام دادیم. بر اساس کیفیت روش‌شناسی مطالعات اولیه وارد شده، سنتز «بهترین شواهد» را انجام دادیم. پیامدها به‌طور جداگانه برای نقاط زمانی «فوری» (طی ماه اول پس از اتمام مداخله)، «میان‌‐مدت» (یک تا شش ماه)، و «طولانی‌‐مدت‌تر» (بیش از شش ماه) در نظر گرفته شدند.
نتایج اصلی

در این نسخه به‌روز شده، ۲۹ مطالعه اضافه کردیم که مجموع مطالعات را به ۴۴ مطالعه با ۲۷۱۴ شرکت‌کننده رساند. مداخلات شامل روش‌های مختلف باز‐آموزی حافظه، مثل برنامه‌های کامپیوتری شده و آموزش با استفاده از وسایل کمک حافظه داخلی و خارجی بودند. گروه‌های کنترل قالب‌بندی متفاوتی داشتند: فقط ارزیابی، بحث و سرگرمی و مسابقه، بازآموزی شناختی غیر‐اختصاصی، و آموزش توجه (attention) یا دید سه‌بعدی (visuospatial). در مجموع، خطر سوگیری (bias) مطالعات وارد شده در سطح پائین بود، اما هشت مطالعه را یافتیم که در آنها خطر سوگیری بالایی از نظر ابعاد خاص متدولوژی وجود داشت.

در این چکیده، فقط پیامدها را در نقطه زمانی میان‌‐مدت (یعنی بین یک تا شش ماه) گزارش می‌کنیم. تفاوت جزئی را بین گروه‌ها برای حافظه ذهنی (SMD: ۰,۲۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۱ تا ۰.۳۵؛ ۱۱ مطالعه؛ ۱۰۴۵ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت بالا) و کیفیت زندگی (SMD: ۰.۳۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۲ تا ۰.۵۸؛ ۶ مطالعه؛ ۶۸۳ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت بالا) به نفع گروه توان‌بخشی حافظه مشاهده کردیم. تفاوت جزئی بین گروه‌ها برای حافظه کلامی (SMD: ۰.۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۱ تا ۰.۴۰؛ ۶ مطالعه؛ ۷۵۳ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین) و پردازش اطلاعات (SMD: ۰.۲۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۰ تا ۰.۵۴؛ ۸ مطالعه؛ ۹۳۳ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین) به نفع گروه توان‌بخشی حافظه مشاهده شد.

تفاوتی اندک تا عدم تفاوت را بین گروه‌ها برای حافظه دیداری (SMD: ۰,۲۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۱‐ تا ۰.۵۰؛ ۶ مطالعه؛ ۷۵۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت متوسط)، حافظه کاری (SMD: ۰.۱۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۹‐ تا ۰.۴۰؛ ۸ مطالعه؛ ۸۲۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت متوسط)، یا فعالیت‌های زندگی روزمره (SMD: ۰.۰۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶‐ تا ۰.۲۴؛ ۴ مطالعه؛ ۴۰۰ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت بالا) مشاهده کردیم.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهدی برای حمایت از اثربخشی توان‌بخشی حافظه بر برخی از پیامدهای ارزیابی شده در این مرور در پیگیری میان‌‐مدت وجود دارد. شواهد نشان می‌دهد که توان‌بخشی حافظه منجر به تفاوت‌های بین‐گروهی می‌شود که به نفع گروه توان‌بخشی حافظه در نقطه زمانی میان‌‐مدت برای حافظه ذهنی، حافظه کلامی، پردازش اطلاعات و پیامدهای کیفیت زندگی است، و حاکی از آن است که تاثیر توان‌بخشی حافظه برای افراد مبتلا به MS مفید و معنادار خواهد بود. تاثیرات افتراقی توان‌بخشی حافظه بر اساس کیفیت کارآزمایی‌ها، همراه با مطالعاتی در مورد خطر سوگیری (bias) بالای تورم‌زای (مثبت) پیامدها است. انجام RCTهای قوی، در مقیاس بزرگ، و چند‐مرکزی بیشتری، با کیفیت بهتر گزارش‌دهی، که ارزیابی‌های پیامد معتبر را از نظر زیست محیطی (از جمله پیامدهای اقتصادی سلامت) در نقاط زمانی طولانی‌‐مدت ارزیابی کنند، هنوز مورد نیاز هستند تا از اثربخشی توان‌بخشی حافظه در افراد مبتلا به MS مطمئن شویم.
خلاصه به زبان ساده

نقش توان‌بخشی حافظه در مبتلایان به مالتیپل اسکلروزیس

سوال مطالعه مروری

آیا افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) که توان‌بخشی حافظه را دریافت کردند در مقایسه با افراد گروه عدم‐درمان یا دارونما (placebo)، پیامدهای فوری، میان‌‐مدت یا طولانی‐مدت بهتری را در موارد زیر نشان می‌دهند یا خیر:

۱. عملکردهای حافظه،

۲. سایر توانایی‌های شناختی، و

۳. توانایی‌های عملکردی، از نظر فعالیت‌های زندگی روزمره، خلق‌وخو، و کیفیت زندگی؟

پیشینه

افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) غالبا با مشکلات حافظه‌ای دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند که می‌توانند مشکلاتی را در زندگی روزمره آنها ایجاد کنند. به منظور کمک به ارتقای قابلیت انجام فعالیت‌های روزانه و افزایش استقلال فرد با کاهش فراموشی، انجام توان‌بخشی حافظه پیشنهاد شده است. این توان‌بخشی می‌تواند از روش‌ها و استراتژی‌های خاصی برای تغییر راهی استفاده کند که فرد تلاش می‌کند تا به یاد بیاورد، به حافظه بسپارد یا خاطراتش را بازیابی کند. با این وجود هنوز مشخص نیست که توان‌بخشی حافظه تا چه حد در کاهش فراموش کردن یا بهبود انجام فعالیت‌های زندگی روزانه موثر است. در حال حاضر مطالعات با کیفیت خوب کمی وجود دارد که در مورد اثربخشی توان‌بخشی حافظه در افراد مبتلا به MS تحقیق کرده باشند، اما اخیرا مطالعات وسیع‌تری انجام شده است. بنابراین، می‌خواستیم بدانیم شواهد اثربخشی توان‌بخشی حافظه نسبت به نسخه قبلی این مرور تغییر کرده یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

این مرور شامل ۴۴ مطالعه با ۲۷۱۴ شرکت‌کننده بود که انواع مختلفی را از تکنیک‌های بازآموزی حافظه دریافت کردند، برخی با استفاده از تکنیک‌های تقویتی (مانند برنامه‌های رایانه‌ای) و برخی دیگر با استفاده از رویکردهای جبرانی (مانند کمک‌های حافظه هم‌چون خاطرات روزانه یا تقویم‌ها).

نتایج کلیدی و کیفیت شواهد

از زمان آخرین نسخه به‌روز شده این مرور پیشرفت قابل توجهی ایجاد شده، و نتایج حاصل از این مرور نشان می‌دهد که در حال حاضر شواهدی برای حمایت از استفاده از توان‌بخشی حافظه در افراد مبتلا به MS وجود دارد. شرکت‌کنندگانی که توان‌بخشی حافظه دریافت کردند، نسبت به بیمارانی که آن را دریافت نکردند، عملکرد حافظه و کیفیت زندگی بهتری داشتند و این تفاوت‌ها بین گروه‌ها بلافاصله پس از اتمام مداخله و در برخی موارد مدتی پس از آن دیده شد. با این حال، به نظر نمی‌رسد کسانی که این مداخله را دریافت کردند، از نظر نشانه‌های اضطراب یا فعالیت‌های روزانه بهبود یافته باشند. این نسخه به‌روز شده، مطالعات بزرگ و با کیفیت خوبی را اضافه کرده که بر اساس آنها می‌توان یافته‌های ما را پایه‌گذاری کرد، بنابراین شواهد کنونی برای حمایت از اثربخشی توان‌بخشی حافظه، قوی‌تر از شواهد حاصل از نسخه به‌روز شده قبلی است. با این حال، ما هنوز به انجام مطالعات بزرگ و با کیفیت خوبی نیاز داریم که تاثیر طولانی‌‐مدت توان‌بخشی حافظه را بررسی کرده و مطالعاتی که هزینه‐اثربخشی این مداخله را در افراد مبتلا به MS ارزیابی کنند.


Roshan das Nair، Heather Cogger، Esme Worthington، Nadina B Lincoln،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه

مشکلات حافظه، یک شکایت شناختی شایع به دنبال وقوع سکته مغزی است و می‌تواند به صورت بالقوه توانایی تکمیل فعالیت‌های عملکردی بیمار را تحت تاثیر قرار دهد. برنامه‌های توان‌بخشی شناختی، تلاشی است برای آموزش مجدد عملکردهای حافظه ازدست‌رفته یا ضعیف، یا آموزش استراتژی‌های بیماران برای بر‌آمدن از عهده آن‌ها.

برخی مطالعات، نتایج مثبت توان‌بخشی شناختی را در جهت رفع مشکلات حافظه گزارش کرده‌اند، اما نتایج به دست آمده از مرورهای سیستماتیک قبلی کمتر مثبت بوده و شواهد غیر‐قاطعی را گزارش کرده‌اند. این نسخه به‌روز شده از مطالعه مروری کاکرین است که برای نخستین‌بار در سال ۲۰۰۰ منتشر و برای آخرین‌بار در ۲۰۰۷ به‌روز شد.

اهداف

تعیین اینکه شرکت‌کنندگان دریافت‌کننده توان‌بخشی شناختی برای مدیریت مشکلات حافظه پس از وقوع سکته مغزی، دارای پیامدهای بهتری نسبت به عدم‐درمان یا کنترل با دارونما (placebo) بوده‌اند یا خیر.

پیامدهای مورد نظر، ارزیابی‌های ذهنی و عینی از عملکرد حافظه، توانایی عملکردی، خلق‌وخو، و کیفیت زندگی بودند. پیامدهای فوری و طولانی‐مدت توان‌بخشی حافظه را در نظر گرفتیم.

روش های جستجو
از استراتژی جست‌وجوی الکترونیکی جامع برای شناسایی مطالعات کنترل‌شده و نمایه‌شده در پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه سکته مغزی (stroke) در کاکرین (آخرین جست‌وجو در ۱۹ می ۲۰۱۶) و در پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL؛ ۲۰۱۶، شماره ۵)، MEDLINE (۲۰۰۵ تا ۷ مارچ ۲۰۱۶)، EMBASE (۲۰۰۵ تا ۷ مارچ ۲۰۱۶)، CINAHL (۲۰۰۵ تا ۵ فوریه ۲۰۱۶)، AMED (۲۰۰۵ تا ۷ مارچ ۲۰۱۶)، PsycINFO (۲۰۰۵ تا ۷ مارچ ۲۰۱۶)، و نه بانک اطلاعاتی و پایگاه ثبت دیگر استفاده کردیم. آغاز زمان جست‌وجو در بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی، هم‌زمان با آخرین جست‌وجو برای مطالعه مروری پیشین بود. برای شناسایی مطالعات واجد شرایط بیشتر، فهرست منابع مطالعات اولیه را که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند و مقالات مروری را به صورت دستی جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده‌ای را وارد کردیم که در آن‌ها توان‌بخشی شناختی برای مدیریت مشکلات حافظه با یک گروه کنترل مقایسه شد. مطالعاتی را وارد کردیم که بیش از ۷۵% شرکت‌کنندگان‌شان دچار سکته مغزی شده، یا داده‌های جداگانه‌ای از افراد مبتلا به سکته مغزی در مطالعات سبب‌شناسی مختلط در دسترس بودند. دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای ورود به مطالعه انتخاب کردند، که سپس طی بحث گروهی تائید شدند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
خطر سوگیری (bias) مطالعه را ارزیابی و داده‌ها را استخراج کردیم. با محققان مطالعات اولیه برای دریافت اطلاعات بیشتر در صورت نیاز تماس گرفتیم. تجزیه‌و‌تحلیل و ترکیب داده‌ها را مطابق با دستورالعمل‌های کتابچه راهنمای کاکرین برای مرورهای سیستماتیک مداخلات انجام دادیم. تلفیق «بهترین شواهد» را بر اساس خطر سوگیری مطالعات وارد شده اولیه انجام دادیم. در جایی که تعداد کافی از پیامدهای مشابه وجود داشت، تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD) را با استفاده از متاآنالیز (meta‐analysis) محاسبه و گزارش کردیم.
نتایج اصلی

تعداد ۱۳ کارآزمایی را شامل ۵۱۴ شرکت‌کننده وارد کردیم. تاثیر قابل‌توجه درمان بر گزارش‌های ذهنی از حافظه در کوتاه‌‐مدت (تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD): ۰,۳۶؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۰۸ تا ۰.۶۴، P = ۰.۰۱، شواهد با کیفیت متوسط) وجود داشت، اما نه طولانی‌‐مدت (SMD: ۰.۳۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۲‐ تا ۰.۶۴، P = ۰.۰۶، شواهد با کیفیت پائین). SMD برای گزارش‌های ذهنی از حافظه، بیانگر اندازه تاثیرگذاری پائین تا متوسط مداخله بود.

نتایج به دست آمده نشان‌دهنده تاثیر معناداری از توان‌بخشی حافظه بر عملکرد بیمار در آزمون‌های حافظه عینی، خلق‌وخو، توانایی‌های عملکردی یا کیفیت زندگی نبودند.

هیچ اطلاعاتی درباره عوارض جانبی در دسترس نبود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شرکت‌کنندگانی که تحت توان‌بخشی شناختی برای مدیریت بالینی مشکلات حافظه پس از وقوع سکته مغزی قرار داشتند، مزایایی را از این مداخله بر سنجش‌های ذهنی حافظه در کوتاه‌‐مدت گزارش کردند (یعنی نخستین نقطه ارزیابی پس از مداخله، که حداقل چهار هفته بود). با این حال، این تاثیر در طولانی‐مدت مشاهده نشد (یعنی دومین نقطه ارزیابی پس از مداخله، که حداقل سه ماه بود). بنابراین، شواهد محدودی برای تائید یا رد اثربخشی توان‌بخشی حافظه به دست آمد. به دلیل کیفیت ضعیف گزارش‌دهی در بسیاری از مطالعات، فقدان سازگاری در انتخاب معیارهای پیامد، و حجم کوچک نمونه‌ها، این شواهد محدود بودند. نیاز به انجام کارآزمایی‌های قوی‌تر، با طراحی خوب، قدرت کافی و ارائه بهتر گزارش از توان‌بخشی حافظه با استفاده از معیارهای پیامدهای استاندارد رایج وجود دارد.
خلاصه به زبان ساده

نقش توان‌بخشی شناختی در مدیریت بالینی نقص حافظه پس از وقوع سکته مغزی

سوال مطالعه مروری

شواهد اثربخشی توان‌بخشی شناختی را برای مدیریت بالینی مشکلات حافظه در افراد مبتلا به سکته مغزی بررسی کردیم.

پیشینه

اغلب افراد به دنبال وقوع سکته مغزی با مشکلات حافظه مواجه می‌شوند و این موضوع می‌تواند منجر به بروز دشواری‌هایی در زندگی روزمره آن‌ها شود. درجه و نوع مشکلات حافظه، تغییرات خلق‌وخو، و انجام فعالیت‌های روزانه می‌توانند به‌طور گسترده‌ای بسته به بسیاری از عوامل، مانند موقعیت سکته مغزی در مغز، شدت، سن و سلامت پیشین فرد بیمار که دچار سکته مغزی شده، متفاوت باشد.

توان‌بخشی حافظه به عنوان بخشی از توان‌بخشی شناختی، یک فعالیت درمانی است که می‌تواند در بازیابی عملکردهای حافظه یا توانمند‐سازی فرد برای سازگاری با این مشکلات، نقش مهمی را ایفا کند. توان‌بخشی حافظه، قسمتی استاندارد از توان‌بخشی در بسیاری از موقعیت‌ها است. با این حال، مشخص نیست که توان‌بخشی حافظه می‌تواند مشکلات حافظه بیماران را بهبود بخشد یا تاثیری بر خلق‌وخو، عملکرد فعالیت‌های روزانه یا کیفیت زندگی بیمار دارد یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

شواهد تا می ۲۰۱۶ به‌روز است. در این مطالعه مروری، ۱۳ مطالعه را با ۵۱۴ شرکت‌کننده وارد کردیم. هفت کارآزمایی با بیماران در سطح جامعه، چهار مورد با بیماران بستری، و دو مطالعه با حجم نمونه ترکیبی از افراد در سطح جامعه و بستری در بیمارستان انجام شدند. شرکت‌کنندگان انواع گوناگونی را از تکنیک‌های آموزش مجدد حافظه، شامل آموزش با استفاده از برنامه‌های رایانه‌ای و آموزش با بهره‌گیری از کمک‌های حافظه مانند خاطرات یا تقویم‌ها دریافت کردند. در سه مطالعه، درمان به صورت گروهی و در ۱۰ مطالعه به شکل فردی ارائه شد. درمان بین دو و ۱۰ هفته به طول انجامید. در این مطالعات، کسانی که درمان دریافت کردند با یک گروه کنترل مقایسه شدند. گروه کنترل شامل افرادی بودند که توان‌بخشی شناختی را دریافت نکرده یا با نوع دیگری از درمان تحت مراقبت قرار گرفتند. گروه‌های کنترل متفاوت از یکدیگر بودند. برخی مطالعات دارای گروه کنترلی بودند که در آن افراد مراقبت معمول خود را دریافت کردند، در حالی که سایر اشخاص در گروه‌های کنترل، در فهرست انتظار برای دریافت توان‌بخشی شناختی قرار داشتند.

نتایج کلیدی

ما دریافتیم افرادی که تحت توان‌بخشی شناختی قرار گرفتند، در مقایسه با گروه‌های کنترل مشکلات حافظه کمتری را در زندگی روزمره بلافاصله پس از درمان داشتند. این امر بیانگر تاثیر اندک تا متوسط مداخله در مقایسه با گروه کنترل است. با این حال، هیچ شواهدی مبنی بر پایداری این مزایا در طولانی‐مدت به دست نیامد. شواهدی را از اینکه توان‌بخشی شناختی، استقلال فرد را در فعالیت‌های زندگی روزانه، خلق‌وخو یا کیفیت زندگی بهبود می‌بخشد یا خیر، نیافتیم. هیچ اطلاعاتی پیرامون هرگونه آسیب ناشی از مداخله برای شرکت‌کنندگان گروه توان‌بخشی شناختی وجود نداشت.

کیفیت شواهد

کیفیت این شواهد از بسیار پائین (تاثیر بر پیامدهایی که مرتبط با فعالیت‌های روزمره هستند) تا متوسط (تاثیر بر ارائه گزارش از مشکلات حافظه توسط خود افراد، آزمون‌های حافظه و معیارهای خلق‌وخو) متفاوت بود. نواقصی نیز از جمله تعداد بسیار اندک شرکت‌کنندگان در این مطالعات وجود داشت، و این موضوع می‌تواند یافته‌های ما را تحت تاثیر قرار دهد.



صفحه ۱ از ۱