جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای Matthew A Roberts

Andy KH Lim، Karen J Manley، Matthew A Roberts، Margaret B Fraenkel،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
مهار کننده‌های کلسینورین (calcineurin inhibitors) که در پیوند کلیه برای مهار سرکوب سیستم ایمنی استفاده می‌شوند، می‌توانند موجب عوارض جانبی مانند‌ سمیت کلیوی و افزایش خطر قلبی‌عروقی شوند. روغن‌های ماهی، غنی از اسیدهای چرب امگا ۳ با زنجیره خیلی بلند هستند، این اسیدهای چرب می‌توانند سمیت کلیوی را با بهبود عملکرد اندوتلیال کاهش دهند، هم‌چنین می‌توانند با تاثیراتی که بر سیستم ایمنی دارند نرخ رد پیوند را کاهش دهند. این اسیدهای چرب ممکن است خطر قلبی‌عروقی را نیز اصلاح کنند. بنابراین روغن‌های ماهی ممکن است به‌طور بالقوه بقای پیوند را طولانی کرده و مورتالیتی قلبی‌عروقی را کاهش دهند.
اهداف
هدف این مرور، جست‌وجو در مزایا و مضرات درمان با روغن ماهی در بهبودی و تخفیف عوارض جانبی قلبی‌عروقی و کلیوی ناشی از درمان مهار سرکوب سیستم ایمنی بر پایه CNI؛ (CNI‐based immunosuppressive) در دریافت کنندگان پیوند کلیه می‌شوند.
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت تخصصی کلیه و پیوند در کاکرین را (تا ۱۷ مارچ ۲۰۱۶) از طریق تماس با متخصص اطلاعات با استفاده از اصطلاحات جست‌وجوی مرتبط با این مرور جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
معیار انتخاب ما تمام کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و شبه‐RCTهایی بود که در آنها تاثیر روغن ماهی در دریافت کنندگان پیوند کلیه تحت درمان با داروهای سرکوب سیستم ایمنی بر پایه مهار کننده کلسینورین بررسی شده بود. RCT‌هایی که روغن ماهی را در برابر استاتین‌ها (statins) مقایسه کرده بودند، نیز لحاظ شده است.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده داده‌ها را استخراج و کیفیت مطالعات را ارزیابی کردند و تفاوت‌ها از طریق بحث با یک نویسنده سوم مستقل برطرف شد. پیامدهای دو‐حالتی به صورت خطر نسبی (RR) و معیارهای پیامد پیوسته به صورت تفاوت میانگین (MD) با ۹۵% فاصله اطمینان با استفاده از مدل اثرات‐تصادفی گزارش شدند. ناهمگونی با استفاده از تست Chi۲ با درجه آزادی n‐۱ و آماره I۲ بررسی شد. داده‌هایی که برای تجمیع و ادغام مناسب نبودند، جدول‌بندی و توصیف شدند.
نتایج اصلی
پانزده مطالعه (۷۳۳ بیمار) برای تجزیه‌و‌تحلیل مناسب بودند. همه مطالعات کوچک بوده و متدولوژی مختلفی داشتند. روغن ماهی در مقایسه با دارونما (placebo) در موارد زیر تاثیر معناداری نداشت: بقای بیمار و بقای پیوند، نرخ رد حاد پیوند، یا سمیّت مهار کننده‌های کلسینورین SCr کلی در گروه روغن ماهی در مقایسه با دارونما به طور معناداری پائین بود (۵ مطالعه؛ ۲۳۷ شرکت‌کننده؛ MD: ‐۳۰,۶۳ میکرومول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۵۹.۷۴‐ تا ۱.۵۳‐؛ I۲ = ۸۸%). در تجزیه‌و‌تحلیل زیر‐گروه، این موضوع فقط در گروه با دوره طولانی (شش ماه یا بیشتر) معنادار بود (۴ مطالعه؛ ۱۵۷ شرکت‌کننده؛ MD: ‐۳۷,۴۱ میکرومول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۶۹.۸۹‐ تا ۴.۹۴‐ ؛ I۲ = ۸۲%) درمان با روغن ماهی در مقایسه با دارونما با کاهش فشار خون دیاستولیک همراه بود (۴ مطالعه؛ ۲۰۰ شرکت‌کننده؛ MD: ‐۴,۵۳ میلی‌متر جیوه؛ ۹۵% CI؛ ۷.۶۰‐ تا ۱.۴۵‐). بیمارانی که بیشتر از شش ماه روغن ماهی دریافت می‌کردند، افزایش متوسطی در HDL در مقایسه با دارونما داشتند (۵ مطالعه؛ ۱۷۸ شرکت‌کننده؛ MD: ۰.۱۲ میلی‌مول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۳ تا ۰.۲۱؛ I۲ = ۴۷%). تاثیرات روغن ماهی بر روی چربی‌ها تفاوت معناداری با استاتین‌های با دوز پائین نداشت. داده‌ها برای تجزیه‌و‌تحلیل پیامدهای قلبی‌عروقی ناکافی بودند. تاثیر و طعم ماهی در دهان (fishy aftertaste) و ناراحتی‌های گوارشی (gastrointestinal upset) شایع بودند اما موجب خروج معنادار بیماران از مطالعه نشدند.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد موجود از RCT‌های در دسترس برای توصیه به استفاده از روغن ماهی برای بهبود عملکرد کلیه، نرخ رد پیوند و بقای بیمار یا بقای عضو پیوندی ناکافی هستند. بهبود در میزان کلسترول HDL و فشار خون دیاستولیک بسیار متوسط و جزئی بود، بنابراین وزن چندانی نداشت تا به استفاده روتین از روغن ماهی توصیه شود. برای تعیین مزیت روغن ماهی در پیامدهای بالینی، RCT‌های بیشتری نیاز است تا با این پیامدها به طور کافی تقویت شوند.
خلاصه به زبان ساده

مصرف روغن ماهی برای دریافت کنندگان پیوند کلیه

این مرور تنظیم شده بود تا این نکته ارزیابی شود: مزایا یا مضرات استفاده از روغن ماهی در کاهش خطر آسیب‌های کلیوی و بیماری قلبی در افرادی که به دنبال پیوند کلیه از داروهای استاندارد برای پیشگیری از رد پیوند استفاده می‌کنند. اطلاعات اخذ شده از ۱۵ مطالعه نشان می‌دهد که روغن‌های ماهی یک بهبودی جزئی در کلسترول HDL و فشار خون دیاستولیک ایجاد می‌کنند. این مطالعات اطلاعات کافی مبنی بر تفاوت در خطر مرگ‌ومیر، بیماری قلبی، رد پیوند کلیه یا عملکرد کلیه میان بیماران دریافت کننده روغن ماهی و دریافت کنندگان دارونما (placebo) فراهم نمی‌کند. به نظر می‌رسد استفاده از روغن ماهی تاثیرات زیان‌آوری نداشته باشد. مزایای استفاده از روغن ماهی بعد از پیوند کلیه، بهبودی خفیف در خطر فاکتورهای قلبی است. اطلاعات کافی برای نشان دادن مزیت استفاده از روغن ماهی در پیشگیری از بیماری قلبی یا کاهش عملکرد کلیه وجود ندارد. مطالعات بزرگ‌تر و بهتر پیش از توصیه به استفاده روتین از روغن ماهی نیاز است.

Susan Wan، Matthew A Roberts، Peter Mount،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
مایع داخل وریدی ایده‌آل برای پیوند کلیه علی‌رغم استفاده شایع از نرمال سالین طی دوره پس از جراحی هنوز مشخص نشده است. محتوای بالای کلراید نرمال سالین با افزایش خطر اسیدوز متابولیک هپیرکلرمیک همراه است، این مسئله می‌تواند باعث افزایش خطر هیپرکالمی (hyperkalaemia) و تاخیر در عملکرد عضو پیوندی (گرافت) شود. محلول‌هایی که الکترولیت‌های بالانس شده دارند، محتوای کلراید پائین‌تری دارند و این ممکن است این خطر (خطر هایپرکالمی و تاخیر در عملکرد عضو پیوندی) را کاهش داده و به دیالیز فوری پس از جراحی به علت هایپرکالمی نیازی نباشد. کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) که این موضوع را بررسی کرده‌اند از پیامدهای بیوشیمیایی برای مقایسه مایعات استفاده کرده‌ و فاقد توان آزمون کافی برای بررسی پیامدهای بیمار‐محور، مانند تاخیر در عملکرد عضو پیوندی هستند.
اهداف
بررسی تاثیرات محلول‌های با کلراید پائین در برابر نرمال سالین روی تاخیر در عملکرد گرافت (عضو پیوندی)، هیپرکالمی و وضعیت اسید ‐ باز در دریافت کنندگان پیوند کلیه.
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت تخصصی گروه کلیه و پیوند در کاکرین (Cochrane Kidney and Transplant's Specialised Register) را تا ۲۶ نوامبر ۲۰۱۵ جست‌وجو کردیم و این کار را از طریق تماس با متخصص اطلاعات با استفاده از جست‌وجوی واژگان مرتبط با این مرور انجام دادیم.
معیارهای انتخاب
معیار انتخاب ما RCTهای مربوط به دریافت کنندگان پیوند کلیه بود که در آنها محلول‌های داخل وریدی با کلراید پائین با نرمال سالین مقایسه شده بود.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مستقل، مطالعات را از نظر واجد شرایط بودن برای ورود به این مرور و خطر سوگیری (bias) ارزیابی کردند. داده‌ها از مطالعات مجزا با استفاده از فرم‌های استاندارد شده استخراج شدند و سپس طبق پروتکل منتشر شده تجمیع و ادغام شدند. خلاصه تخمین‌های تاثیر با استفاده از مدل اثرات‐تصادفی به دست آمد، نتایج برای پیامدهای دو‐حالتی به صورت خطر نسبی (RR) و ۹۵% فواصل اطمینان (CI) آنها؛ و برای پیامدهای پیوسته به صورت تفاوت میانگین (MD) و ۹۵% CI آنها بیان شدند.
نتایج اصلی
شش مطالعه (۴۷۷ شرکت‌کننده) در این مرور وارد شدند. همه شرکت‌کنندگان بزرگسالانی با پیوند کلیه بودند که ۷۰% آنها از اهدا کننده زنده پیوند گرفته بودند. خطر کلی سوگیری برای سوگیری انتخاب در سطح پائین بود اما برای دیگر حوزه‌های باقی مانده نامشخص بود. هیچ تفاوتی در خطر تاخیر عملکرد گرافت (۳ مطالعه، ۲۹۸ شرکت‌کننده؛ RR: ۱,۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۲ تا ۱.۷۰) یا هیپرکالمی (۲ مطالعه؛ ۱۹۹ شرکت‌کننده؛ RR: ۰.۴۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۴ تا ۶.۱۰)، برای شرکت‏‌کنندگان دریافت کننده محلول‌های با الکترولیت‌های بالانس شده در مقایسه با نرمال سالین وجود نداشت. استفاده از محلول‌های با الکترولیت‌های بالانس شده حین جراحی در مقایسه با نرمال سالین با PH خون بالاتر (۳ مطالعه؛ ۱۹۳ شرکت‌کننده؛ MD: ۰.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۵ تا ۰.۰۹)، بی‌کربنات سرم بالاتر (۳ مطالعه؛ ۲۱۵ شرکت‌کننده؛ MD: ۳.۰۲ mEq/L؛ ۹۵% CI؛ ۲.۰۰ تا ۴.۰۵) و کلراید سرم پائین‌تر (۳ مطالعه؛ ۲۱۵ شرکت‌کننده؛ MD: ‐۹.۹۳ میلی‌مول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۱۹.۹۶‐ تا ۰.۱۱) همراه بود. چهار مورد از دست دادن گرافت در گروه نرمال سالین و یک مورد در گروه محلول‌های با الکترولیت بالانس شده و چهار مورد رد پیوند در گروه نرمال سالین و دو مورد در گروه محلول‌های با الکترولیت بالانس شده وجود داشت.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
محلول‌های با الکترولیت بالانس شده در مقایسه با نرمال سالین با اسیدوز متابولیک هایپرکلرمیک کمتری همراه هستند، اما اینکه محلول‌های با کلراید پائین‌تر موجب پیامد بهبود گرافت در مقایسه با نرمال سالین می‌شوند، هنوز نامطمئن است.
خلاصه به زبان ساده

مقایسه نرمال سالین در برابر محلول‌های حاوی کلراید پائین برای پیوند کلیه

موضوع چیست؟

افراد مبتلا به نارسایی کلیه ممکن است برای بازیابی عملکرد کلیه‌هایشان پیوند کلیه انجام دهند. طی جراحی پیوند کلیه، برای حفظ هیدراسیون بیماران، به آنها مایعات وریدی می‌دهند. باقی ماندن هیدراسیون خوب بیماران، به کارکرد کلیه پیوند شده پس از جراحی کمک می‌کند. انتخاب مایعاتی که حین جراحی و پس از آن به بیمار داده می‌شود، ممکن است بر چگونگی کارکرد کلیه پیوند شده پس از جراحی و اندازه‌گیری اسید ‐ باز خون تاثیر داشته باشد.

نرمال سالین شایع‌ترین مایعی است که طی جراحی به بیمار داده می‌شود. نرمال سالین کلراید بالایی دارد. تجویز نرمال سالین به بیماری که پیوند کلیه انجام داده، ممکن است سطح اسید خون را در مقایسه با محلول‌هایی که کلراید کمتری دارند، بالا ببرد. سطح اسید بالای خون با سطح پتاسیم بالای خون همراه است که پتاسیم بالا برای قلب ضرر دارد و ممکن است برای تصحیح آن دیالیز نیاز باشد.

ما چه کاری را انجام دادیم؟

یک مرور سیستماتیک برای پاسخ به این سوال انجام دادیم: تجویز محلول‌های با کلراید پائین‌تر طی جراحی پیوند کلیه در مقایسه با نرمال سالین، عملکرد زودرس کلیه‌ها، پتاسیم بالای خون و سطح اسید در خون را پس از جراحی تغییر می‌دهد یا خیر. مطالعاتی را وارد مرور کردیم که تا ۲۶ نوامبر ۲۰۱۵ منتشر شده بودند.

ما به چه نتایجی رسیدیم؟

شش مطالعه را با ۴۷۷ بیمار دارای پیوند کلیه لحاظ کردیم. پیوند کلیه در اکثر این بیماران از یک اهدا کننده زنده انجام شده بود. کیفیت کلی مطالعات پائین تا میانگین سطح کیفیت بود، مشکل اصلی، تعداد کم مطالعات و حجم کوچک نمونه آنها بود. اطلاعاتی درباره منبع سرمایه‌گذاری در بیشتر مطالعات وجود نداشت.

تجویز محلول‌های با کلراید پائین‌تر طی جراحی پیوند کلیه در مقایسه با نرمال سالین با پائین‌تر بودن سطح اسید خون همراه است، اما بر چگونگی کارکرد کلیه پیوند شده پس از جراحی یا تعداد بیماران با پتاسیم خون بالا تاثیری ندارد. تاثیرات زیان‌آور در بسیاری از مطالعات گزارش نشدند. در گروه بیمارانی که محلول‌های با کلراید پائین‌تر دریافت کرده بودند، در یک بیمار نارسایی کلیه پیوند شده و در یک بیمار رد پیوند مشاهده شد. در گروه بیمارانی که نرمال سالین گرفته بودند، در چهار بیمار نارسایی کلیه پیوند شده و در دو بیمار رد پیوند دیده شد. اما این نتایج احتمالا تصویر ناقصی از تاثیرات زیان‌آور است.


David J Tunnicliffe، Suetonia C Palmer، Lorna Henderson، Philip Masson، Jonathan C Craig، Allison Tong، Davinder Singh‐Grewal، Robert S Flanc، Matthew A Roberts، Angela C Webster، Giovanni FM Strippoli،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
سیکلوفسفامید (cyclophosphamide) که در ترکیب با کورتیکواستروئیدها، درمان خط اول برای القای بهبودی در بیماری نفریت لوپوسی پرولیفراتیو (proliferative lupus nephritis) بوده، مرگ‌و‌میر را طی پنج سال از بیش از ۵۰% در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به کمتر از ۱۰% در سال‌های اخیر کاهش داده است. چندین استراتژی درمان طراحی شده برای اصلاح نرخ بهبودی و به حداقل رساندن سمیّت در دسترس قرار گرفته است. درمان‌ها، از جمله مهارکننده‌های مایکوفنولات موفتیل (mycophenolate mofetil; MMF) و کلسی‌نئورین (calcineurin)، به تنهایی و به صورت ترکیبی، ممکن است نرخ بهبودی بهتر یا یکسان، سمیّت کمتر (آلوپسی کمتر و نارسایی تخمدانی) و تاثیرات نامطمئن بر مرگ‌ومیر، بیماری مرحله نهایی کلیه (end‐stage kidney disease; ESKD) و عفونت داشته باشند. این یک به‌روزرسانی از مرور کاکرین است که ابتدا در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و در سال ۲۰۱۲ به‌روز شد.
اهداف
هدف ما ارزیابی شواهد و ارزیابی مزایا و آسیب‌های درمان‌های مختلف سرکوب کننده سیستم ایمنی در افراد مبتلا به نفریت لوپوسی ثابت شده از طریق بیوپسی بود. سوالات زیر در مورد مدیریت نفریت لوپوسی پرولیفراتیو مورد توجه قرار گرفتند: ۱) آیا عوامل جدید سرکوب کننده سیستم ایمنی برتر از سیکلوفسفامید به همراه کورتیکواستروئیدها بوده یا به اندازه آنها موثر هستند؟ ۲) کدام عوامل، دوزها، روش‌های مصرف و مدت زمان درمان باید مورد استفاده قرار گیرد؟ ۳) کدام سمیّت‌ها با رژیم‌های مختلف درمان رخ می‌دهند؟
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت تخصصی گروه کلیه و پیوند در کاکرین را تا ۲ مارچ ۲۰۱۸ با حمایت متخصص اطلاعات کاکرین با استفاده از شرایط جست‌وجوی مرتبط با این مرور جست‌وجو کردیم. مطالعات در پایگاه ثبت تخصصی از طریق جست‌وجو در CENTRAL؛ MEDLINE؛ EMBASE؛ مجموعه مقالات کنفرانس، پورتال جست‌وجوی پایگاه ثبت بین‌المللی کارآزمایی‌های بالینی (ICTRP) و ClinicalTrials.gov شناسایی شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و شبه‐RCTهایی که به مقایسه هر نوع درمان سرکوب کننده سیستم ایمنی برای نفریت لوپوسی درجه III؛ IV؛ V+III و V+VI ثابت شده از طریق بیوپسی در بیماران بزرگسال و کودک پرداختند، وارد شدند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
داده‌ها خلاصه شدند و خطرات سوگیری (bias) به‌طور مستقل توسط دو نویسنده مورد ارزیابی قرار گرفت. پیامدهای دو‐حالتی به صورت خطر نسبی (RR) و اندازه‌گیری مقیاس‌های پیوسته به صورت تفاوت‌های میانگین (MD) با ۹۵% فواصل اطمینان (CI) محاسبه شدند. پیامدهای اولیه عبارت بودند از مرگ‌ومیر (به هر علتی) و بهبودی کامل بیماری با درمان القایی و عود بیماری برای درمان نگهدارنده. قطعیت شواهد با استفاده از سیستم درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) تعیین شد.
نتایج اصلی

برای به‌روز کردن این مرور، ۲۶ مطالعه جدید شناسایی شد، که در آن به‌طور کلی ۷۴ مطالعه شامل ۵۱۷۵ شرکت‌کننده وارد شدند. بیست‌ونه مطالعه کودکان زیر ۱۸ سال مبتلا به نفریت لوپوسی را وارد کردند، با این حال فقط دو مطالعه به طور انحصاری درمان نفریت لوپوسی را در بیماران زیر ۱۸ سال مورد بررسی قرار دادند.

درمان القایی

شصت‌وهفت مطالعه درمان القایی را گزارش کردند (۴۷۹۱ شرکت‌کننده؛ میانه ۱۲ ماه دوره درمان (بین ۲,۵ تا ۴۸ ماه متغیر بود). تاثیرات تمام استراتژی‌های درمانی بر مرگ‌ومیر (به هر علتی) و ESKD نامطمئن بود (شواهد با قطعیت بسیار پائین)، زیرا این پیامد بسیار نادر بود. در مقایسه با سیکلوفسفامید داخل وریدی (IV)، MMF ممکن است بهبودی کامل بیماری را افزایش دهد (RR: ۱.۱۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۷ تا ۱.۴۲؛ شواهد با قطعیت پائین)، اگر چه طیف تاثیرات شامل احتمال وجود تفاوتی اندک یا عدم تفاوت بود.

در مقایسه با سیکلوفسفامید IV؛ MMF احتمالا همراه با کاهش آلوپسی (alopecia) (RR: ۰,۲۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۰.۴۶؛ ۱۷۰ نفر کم‌تر (۱۲۹ نفر کم‌تر تا ۱۹۴ نفر کم‌تر) در هر ۱۰۰۰ نفر) (شواهد با قطعیت متوسط)، افزایش اسهال (RR: ۲.۴۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۶۴ تا ۳.۵۸؛ ۱۴۲ نفر بیشتر (۶۴ نفر بیشتر تا ۲۵۷ نفر بیشتر) در هر ۱۰۰۰ نفر) (شواهد با قطعیت متوسط) همراه است، و احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در عفونت عمده داشته باشد (RR: ۱.۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۷ تا ۱.۵۴؛ ۲ نفر کم‌تر (۳۸ نفر کم‌تر تا ۶۲ نفر بیشتر) در هر ۱۰۰۰ نفر) (شواهد با قطعیت پائین). اینکه MMF نارسایی تخمدان را در مقایسه با سیکلوفسفامید وریدی کاهش می‌دهد یا خیر نامطمئن است، زیرا قطعیت شواهد بسیار پائین است (RR: ۰.۳۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۶ تا ۲.۱۸؛ ۲۶ نفر کم‌تر (۳۹ نفر کم‌تر تا ۴۹ نفر بیشتر) در هر ۱۰۰۰ نفر). مطالعات به طور کلی برای اندازه‌گیری ESKD طراحی نشده بودند.

MMF همراه با تاکرولیموس (tacrolimus) در مقایسه با سیکلوفسفامید داخل وریدی، ممکن است بهبودی کامل بیماری را افزایش دهد (RR: ۲,۳۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۷ تا ۵.۳۰؛ ۳۳۶ نفر بیشتر (۱۷ تا ۱۰۴۸ نفر بیشتر) در هر ۱۰۰۰ نفر) (شواهد با قطعیت پائین)، اما تاثیرات آن بر آلوپسی، اسهال، نارسایی تخمدان و عفونت عمده هم‌چنان نامطمئن است. در مقایسه با مراقبت استاندارد، تاثیرات بیولوژیک آن بر اکثر پیامدها به دلیل شواهد با قطعیت پائین تا بسیار پائین نامطمئن بودند.

درمان نگهدارنده

نه مطالعه (۷۶۷ شرکت‌کننده؛ میانه ۳۰ ماه دوره درمان (بین ۶ تا ۶۳ ماه)) درمان نگهدارنده را گزارش کردند. در درمان نگهدارنده، احتمال عود بیماری با آزاتیوپرین (azathioprine) در مقایسه با MMF افزایش یافت (RR: ۱,۷۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۰ تا ۲.۵۵؛ ۱۱۴ نفر بیشتر (۳۰ تا ۲۳۶ نفر بیشتر) در هر ۱۰۰۰ نفر) (شواهد با قطعیت متوسط). مداخلات چند‐گانه دیگر با درمان نگهدارنده مقایسه شدند، اما داده‌های مربوط به پیامد بیمار به ندرت منجر به تخمین‌های غیردقیق شد.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
برای به‌روز کردن مرور، مطالعات ارزیابی کننده درمان نفریت لوپوسی پرولیفراتیو برای ارزیابی مرگ‌ومیر (به هر علتی) یا ESKD طراحی نشده بودند. MMF ممکن است منجر به افزایش نرخ بهبودی کامل بیماری در مقایسه با سیکلوفسفامید داخل وریدی شود، با یک پروفایل حادثه جانبی قابل قبول، اگر چه قطعیت شواهد پائین است و احتمالا هیچ تفاوتی را دربر نمی‌گیرد. کلسی‌نئورین همراه با دوز پائین‌تری از MMF ممکن است القای بهبودی بیماری را در مقایسه با سیکلوفسفامید داخل وریدی بهبود ببخشد، اما پروفایل ایمنی مقایسه‌ای این درمان‌ها نامطمئن است. آزاتیوپرین ممکن است به عنوان درمان نگهدارنده عود بیماری را در مقایسه با MMF افزایش دهد.
خلاصه به زبان ساده

درمان سرکوب کننده سیستم ایمنی برای افراد مبتلا به نفریت لوپوسی پرولیفراتیو

موضوع چیست؟

در بیماری لوپوس، سیستم ایمنی بدن برای مبارزه با عفونت به بخش‌های مختلف بدن، از جمله کلیه‌ها حمله می‌کند. حدود نیمی‌ از افراد مبتلا به لوپوس دارای مشکلات کلیوی هستند. تخمین زده می‌شود که ممکن است در یک فرد از هر ۱۰ فرد مبتلا به بیماری کلیوی که لوپوس دارند (نفریت لوپوسی (lupus nephritis)) نارسایی کلیه ایجاد شود. هدف از درمان حفاظت از عملکرد کلیه و پیشگیری از تاثیرات جانبی است.

در حالی که امید به زندگی بیماران مبتلا به لوپوس به طرز چشمگیری بهبود یافته، درمان‌های موجود می‌توانند منجر به عوارض جانبی جدی مانند ریزش مو، عفونت جدی و ناباروری شوند. مهم است بدانیم کدام درمان‌ها به درمان لوپوس کمک می‌کنند در عین حال منجر به کم‌ترین تاثیرات جانبی می‌شوند.

‌ما‌‎ چه کاری را انجام دادیم؟

پایگاه ثبت تخصصی گروه کلیه و پیوند در کاکرین را تا ۲ مارچ ۲۰۱۸ جست‌وجو کردیم و تمام مطالعاتی را که با هدف کنترل سیستم ایمنی بدن به تست درمان‌های موجود برای نفریت لوپوسی پرداختند، ترکیب کردیم.

ما چه چیزی را یافتیم؟

در این مرور به‌روز شده، ۷۴ مطالعه شامل ۵۱۷۵ بیمار مبتلا به نفریت لوپوسی می‌توانست مورد بررسی قرار بگیرد. درمان‌ها عبارت بودند از سیکلوفسفامید (cyclophosphamide) داخل وریدی (مصرف از طریق یک ورید)، مایکوفنولات موفتیل (mycophenolate mofetil; MMF) خوراکی (قرص‌هایی که از طریق دهان مصرف می‌شوند)، آزاتیوپرین (azathioprine)، و تاکرولیموس (tacrolimus) (به تنهایی یا همراه با MMF مصرف شدند). هم‌چنین مطالعاتی را یافتیم که مربوط به درمان‌هایی به نام درمان‌های «بیولوژیک» بودند، که برای تغییر بخش‌های خیلی خاصی از سیستم ایمنی بدن طراحی شده‌اند که منجر به حمله به خود می‌شدند. ما به‌طور خاص به بررسی پیامدهای کلیدی پرداختیم مانند اینکه درمان از نیاز بیماران به دیالیز پیشگیری کرده و آسیب لوپوس به بافت کلیه را کنترل می‌کند (بهبودی نامیده می‌شود). تاثیرات جانبی جدی از جمله مرگ‌ومیر، عفونت، ناباروری، و ریزش مو را نیز بررسی کردیم.

پس از ترکیب مطالعات موجود، در مقایسه با سیکلوفسفامید، MMF ممکن است در کنترل آسیب لوپوس به کلیه‌ها بهتر باشد. با این حال، دامنه‌ای که تاثیر آن واقعی است نشان می‌دهد که MMF ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در بهبود بیماری در مقایسه با درمان با سیکلوفسفامید ایجاد کند. ارائه درمان MMF همراه با تاکرولیموس ممکن است منجر به بهبودی بیشتر بیماری شود. MMF ممکن است منجر به کاهش ریزش مو و اسهال بدتر شود، اما ما مطمئن نیستیم که MMF ناباروری یا سایر عوارض جانبی جدی را کاهش دهد. MMF در پیشگیری از بیماری کلیه در طولانی‌مدت بهتر از آزاتیوپرین بود. هیچ کدام از این مطالعات به ما نگفتند که درمان تاثیری بر مرگ‌ومیر یا نیاز به دیالیز داشت یا خیر، و شواهدی با قطعیت بسیار پائین در مورد استفاده از بیولوژیک در بیماران مبتلا به نفریت لوپوسی وجود داشت.

نتیجه‌گیری‌ها

بیماران مبتلا به نفریت لوپوسی دریافت کننده درمان MMF یا MMF همراه با تاکرولیموس در مقایسه با آن دسته از بیمارانی که سیکلوفسفامید داخل وریدی دریافت می‌کنند، ممکن است پیامدهای مشابه یا اندکی بهتر داشته باشند. ما هنوز مطمئن نیستیم کدام درمان نفریت لوپوسی برای حفاظت در برابر نیاز به دیالیز در طولانی‐مدت بهتر است.



صفحه ۱ از ۱