تعداد ۲۴,۳۱۰ استناد را پس از حذف موارد تکراری بازیابی کردیم. متن کامل ۳۱۷ مقاله تمام متن را مرور کرده و در نهایت ۷۰ رکورد را با ارجاع به ۴۸ مطالعه در سنتز خود گنجاندیم. توانستیم روی ۲۸ مطالعه انجام شده در محیط جامعه (۴۴ مقاله) و ۶ مطالعه صورت گرفته در مراکز مراقبتهای اولیه (۸ مقاله) متاآنالیز را انجام دهیم، اما نتوانستیم دادههای قابل استفاده ۲×۲ را برای ۱۴ مطالعه باقیمانده که در جامعه انجام شدند، استخراج کنیم، و آنها را در متاآنالیز وارد نکردیم. همه مطالعات انجام شده در جامعه روی افراد بدون نشانه انجام شدند، در حالی که دو مورد از شش مطالعه در مراکز مراقبتهای اولیه روی افرادی انجام شدند که نشانههای احتمالی دمانس را نشان دادند. دو مطالعه را در معرض خطر بالای سوگیری (bias) در حوزه انتخاب بیمار، سه مطالعه را در معرض خطر بالای سوگیری در حوزه تست شاخص و نه مطالعه را در معرض خطر بالای سوگیری در حوزه جریان و زمانبندی ارزیابی کردیم. اکثر مطالعات را تحت عنوان قابل استفاده برای سوال مطالعه مروری ارزیابی کردیم، اگرچه نگرانیهایی را در مورد انتخاب شرکتکنندگان در شش مطالعه و شرایط هدف در یک مطالعه داشتیم.
صحت MMSE برای تشخیص دمانس در ۱۸ نقطه برش در محیط جامعه (نمره MMSE شامل نمرات ۱۰، ۱۴‐۳۰) و ۱۰ نقطه برش در مراکز مراقبتهای اولیه (نمره MMSE شامل نمرات ۲۶‐۱۷) گزارش شدند. تعداد کل شرکتکنندگان در مطالعاتی که در متاآنالیزها گنجانده شدند از ۳۷ تا ۲۷۲۷ متغیر بود، میانه (median): ۳۱۴ (دامنه بین چارکی (interquartile range; IQR): ۱۶۰ تا ۶۴۷). در سطح جامعه، صحت تجمعی در نقطه برش ۲۴ (۱۵ مطالعه) دارای حساسیت (sensitivity) معادل ۰,۸۵ (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۷۴ تا ۰.۹۲)، ویژگی (specificity) معادل ۰.۹۰ (۹۵% CI؛ ۰.۸۲ تا ۰.۹۵) بود؛ در نقطه برش ۲۵ (۱۰ مطالعه)، حساسیت: ۰.۸۷ (۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۰.۹۳)، ویژگی: ۰.۸۲ (۹۵% CI؛ ۰.۶۵ تا ۰.۹۲) بود؛ در هفت مطالعهای که در آنها تخمین صحت برای سطح تحصیلات تعدیل شد، حساسیت: ۰.۹۷ (۹۵% CI؛ ۰.۸۳ تا ۱.۰۰)، ویژگی: ۰.۷۰ (۹۵% CI؛ ۰.۵۰ تا ۰.۸۵) گزارش شدند. دادههای کافی برای ارزیابی صحت MMSE در تشخیص زیر‐شاخههای دمانس وجود نداشت. به دلیل دادههای ناکافی، نتوانستیم صحت تشخیصی جمعبندی شده را در مراکز مراقبتهای اولیه تخمین بزنیم.
اصطلاح «دمانس» (dementia) گروهی از مشکلات مغزی را پوشش میدهد که باعث بدتر شدن تدریجی عملکرد مغز، مهارتهای تفکر و توانایی انجام کارهای روزمره (مانند شستوشو و لباس پوشیدن) میشود. افراد مبتلا به دمانس همچنین ممکن است مشکلاتی را در سلامت روانی (خلقوخو و احساسات) و رفتاری داشته باشند که مدیریت یا مقابله با آن برای دیگر افراد دشوار است. فرآیندی که باعث بروز دمانس در مغز میشود، اغلب دژنراتیو (به دلیل آسیب مغزی در طول زمان) است. زیر‐شاخههای دمانس شامل دمانس بیماری آلزایمر، دمانس عروقی، دمانس با اجسام لویی (Lewy body dementia)، دمانس فرونتوتمپورال (frontotemporal) هستند.
هدف ما ارزیابی صحت آزمون کوتاه وضعیت ذهنی (Mini‐Mental State Examination; MMSE) بود، که معمولا به عنوان بخشی از فرآیند کار هنگام بررسی تشخیص دمانس، طبق تعریف ارائه شده در راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders; DSM ) استفاده میشود. MMSE یک تست انجام شده روی کاغذ با حداکثر نمره ۳۰ است که نمرات پائینتر نشان دهنده مشکلات شناختی شدیدتر است. نقطه برش ایجاد شده برای MMSE، عملکرد شناختی «نرمال» را تعریف میکند و معمولا روی ۲۴ تنظیم میشود، اگرچه از نظر تئوری میتواند از ۱ تا ۳۰ باشد. طیف گستردهای را از منابع جستوجو کرده و ۲۴,۳۱۰ استناد منحصربهفرد (hits) را یافتیم. متن کامل ۳۱۷ مقاله دانشگاهی را مرور کرده و در نهایت ۷۰ مقاله را با ارجاع به ۴۸ مطالعه در مرور خود گنجاندیم. مطالعات انجام شده را در سطح جامعه (منظور ما افرادی هستند که در جامعه زندگی میکنند) و مطالعات مراقبتهای اولیه (منظور ما مطالعاتی است که تحت مراقبت اولیه در مطب با یک پزشک غیر متخصص ‐ که اغلب یک پزشک عمومی است ‐ قرار داشتند) را وارد کردیم.
دو مورد از مطالعات با توجه به روشهای خود برای انتخاب شرکتکنندگان، سه مورد با توجه به کاربرد تست (MMSE) و نه مورد با توجه به جریان و زمانبندی، دارای ضعفهای جدی در روش انجام خود بودند. ما توانستیم یک آنالیز آماری ترکیبی (متاآنالیز) روی ۲۸ مطالعه در محیط جامعه (۴۴ مقاله) و ۶ مطالعه در مراکز مراقبتهای اولیه (۸ مقاله) انجام دهیم، اما نتوانستیم دادههای قابل استفادهای را برای ۱۴ مطالعه باقیمانده که در جامعه انجام شدند، استخراج کنیم. دو مورد از شش مطالعه در مراکز مراقبتهای اولیه و روی افرادی انجام شدند که نشانههای احتمالی دمانس را داشتند. توانستیم صحت تشخیصی جمعبندی شده MMSE را در سه نقطه برش در مطالعات مبتنی بر جامعه محاسبه کنیم، اما دادههای کافی را برای انجام این کار در مطالعات مراقبتهای اولیه نداشتیم. یک تست کامل دارای حساسیت (sensitivity) (توانایی شناسایی افراد مبتلا به دمانس) معادل ۱,۰ (۱۰۰%) و ویژگی (specificity) (توانایی شناسایی افراد بدون دمانس) معادل ۱.۰ (۱۰۰%) خواهد بود. برای MMSE، صحت جمعبندی شده در نقطه برش ۲۵ (۱۰ مطالعه) دارای حساسیت ۰.۸۷ و ویژگی ۰.۸۲ بود. در هفت مطالعهای که تخمینهای صحت در آنها برای سطح تحصیلات تعدیل شدند، متوجه شدیم که تست دارای حساسیت ۰.۹۷ و ویژگی ۰.۷۰ بود. صحت جمعبندی شده در نقطه برش ۲۴ (۱۵ مطالعه) دارای حساسیت ۰.۸۵ و ویژگی ۰.۹۰ بود. بر اساس این نتایج، ما انتظار داریم که ۸۵% از افراد مبتلا به دمانس به درستی با MMSE شناسایی شوند، در حالی که ۱۵% به اشتباه فاقد دمانس طبقهبندی میشوند؛ ۹۰% از کسانی که تست شدند به درستی فاقد دمانس تشخیص داده میشوند، در حالی که ۱۰% از افراد تست مثبت کاذب داشتند و ممکن است برای انجام تستهای بیشتر ارجاع داده شوند.
نتایج ما از استفاده از MMSE به عنوان بخشی از فرآیند تصمیمگیری در مورد اینکه فردی مبتلا به دمانس است یا خیر، پشتیبانی میکند، اما نتایج تست باید در زمینه وسیعتری از بیمار، مانند شخصیت، رفتار و نحوه مدیریت آنها در منزل و در زندگی روزمره، تفسیر شوند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb