دو نویسنده مرور عنوان و چکیده مطالعات شناساییشده را با مقالات متن کامل بازیابیشده غربالگری کردند تا واجد شرایط بودن یا بالقوه واجد شرایط بودن آنها را برای ورود به این مرور مشخص کنند. ارزیابی «کیفیت» انجام شد و دادهها توسط دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم استخراج شده و عدم‐توافقها با حضور نویسنده سوم حلوفصل شد. دادهها به صورت توصیفی برای مقایسههایی که در آنها تخمین اندازهگیری تاثیر و دقت مربوطه، هم برای IPD‐MA و هم برای AD‐MA در گزارش مطالعه ارائه شد، خلاصه شدند. مقایسهها بر اساس این موارد طبقهبندی شدند: اینکه اندازهگیریهای تاثیرات یکسان، کارآزماییها و بیماران یکسان در روش IPD‐MA و AD‐MA به کار گرفته شدند یا خیر، و این که تجزیهوتحلیلها برای بررسی تاثیر اصلی درمان یا تعدیلکننده بالقوه اثرات درمان انجام شدند یا خیر.
اندازهگیری تاثیر در مقیاس استاندارد شده (نمرات z) و نمودارهای پراکندگی (scatter plot) تولید شده قرار گرفتند تا انجام مقایسههای بصری ممکن شود. برای هر مقایسه، اهمیت آماری (در سطح ۵% معناداری دو‐طرفه) مربوط به IPD‐MA با AD‐MA متناظر را مقایسه و تعداد اختلافات را محاسبه کردیم. اختلافات را بر اساس نوع تجزیهوتحلیل (تاثیر اصلی یا تعدیلکننده) و اینکه کارآزماییهای مشابه، بیماران و اندازهگیریهای تاثیر با روش IPD‐MA بهکار گرفته شدند یا با روش AD‐MA، ارزیابی کردیم. میانگین تفاوتهای موجود میان IPD‐MA و AD‐MA (نمرات z، نسبت تخمین اثرگذاری و خطاهای استاندارد (از نسبت تاثیر)) و ۹۵% محدوده توافق را محاسبه کردیم.
از ۹۳۳۰ گزارشی که در جستوجوهایمان پیدا کردیم، ۳۹ مطالعه با تخمین اثرگذاری و اندازهگیری دقت استخراج شده برای ۱۹۰ مقایسه روی IPD‐MA و AD‐MA، برای ورود به مرور واجد شرایط بودند. کیفیت مطالعات را به صورت «نبود نقایص مهم» (۲۹ مطالعه (۷۴%)) یا «نقایص احتمالی مهم» (۱۰ مطالعه (۲۶%))، طبقهبندی کردیم.
میانه (median): ۴ (دامنه بین‐چارکی (IQR): ۲ تا ۶ ) مقایسه به ازای هر مطالعه، با ۶ (IQR؛ ۴ تا ۱۱) کارآزمایی و ۱۲۲۵ شرکتکننده (۵۴۲ تا ۲۶۴۱) در IPD‐MAها و ۷ کارآزمایی (۴ تا ۱۱) و ۱۲۲۵ شرکتکننده (۷۰۵ تا ۲۵۴۱) برای AD‐MAها محاسبه شد. یکصد و چهل‐چهار (۷۶%) مقایسه برای متاآنالیز اصلی تاثیر درمان و ۴۶ (۲۴%) مقایسه با استفاده از نتایج حاصل از تجزیهوتحلیلهای مربوط به بررسی تعدیلکنندههای تاثیر درمان انجام شدند.
توافق میان IPD‐MA و AD‐MA برای ۱۵۲ مقایسه (۸۰%) دارای اهمیت آماری بود، ۲۳ مورد از این مقایسهها در جهت تاثیر درمان، توافقی نداشتند. عدم‐توافق برای ۳۸ مقایسه (۲۰%) دارای اهمیت آماری بود به نحوی که نسبت بالایی از نتایج دارای اهمیت آماری در گروه IPD‐MA شناسایی شد که در گروه AD‐MA؛ (۲۸ (۱۵%)) تایید نشده بود، در حالی که ۱۰ مقایسه (۵%) در گروه AD‐MA دارای اهمیت آماری بوده که در گروه IPD‐MA تایید نشد. این الگوی عدم توافق برای ۱۴۴ تجزیهوتحلیل تاثیر درمان اصلی همسو و سازگار بود، اما برای ۴۶ مقایسه از تجزیهوتحلیل تعدیلکننده تاثیر درمان، صادق نبود. نتیجهگیریهای حاصل از IPD‐MA و AD‐MA، حتی زمانی که کارآزماییها، بیماران (و نه ضرورتا پیگیریهای یکسان) و اندازهگیریهای تاثیر درمان یکسان بودند، باز هم تفاوت را نشان دادند. تفاوت میانگین میان IPD‐MA و AD‐MA در نمرات z، نسبت تخمین اثرگذاری و خطاهای استاندارد کم بودند اما حدود توافق وسیع و شامل تفاوتهای مهم در هر دو جهت بود. به نظر نمیرسد تفاوت میان IPD‐MA و AD‐MA با افزایش تفاوت میان کارآزماییها و شرکتکنندگان افزایش یابد.
متاآنالیز یک تکنیک آماری است برای ترکیب نتایج حاصل از مطالعات پژوهشی جداگانه. متاآنالیز میتواند با استفاده از خلاصه دادههای منتشر شده در یک گزارش مطالعه ‐ دادههای تجمیع شده (aggregate data; AD) ‐ یا بر اساس جمعآوری دادهها از هر شرکتکننده در مطالعه، به نام دادههای فردی شرکتکننده (individual participant data; IPD) انجام شود. متاآنالیز بر اساس دادههای فردی شرکتکننده (IPD‐MA) میتواند طولانیتر و گرانتر از متاآنالیز بر اساس دادههای تجمیع شده (AD‐MA) باشد، اما IPD‐MA قابل اعتمادتر است و به سوالات جزئیتر و دقیقتر بیشتری نسبت به AD‐MA پاسخ میدهد.
مطالعات منتشر شده را تا ۷ ژانویه ۲۰۱۶ جستوجو کردیم که در آنها نتایج IPD‐MA با نتایج AD‐MA مقایسه شدند. ما دریافتیم که در چهار مورد از پنج مطالعه، نتیجهگیریهای مشابهی را از IPD‐MA و AD‐MA میتوان انجام داد، در حالی که در یکی از این پنج مورد، این دو نوع مختلف از متاآنالیز میتوانند نتایج و نتیجهگیریهای متفاوتی داشته باشند. از آنجا که نمیتوانستیم بهطور قابل اعتمادی مشخص کنیم چه هنگام نتایج IPD‐MA و AD‐MA در مطالعاتی که از این روشها استفاده میکنند، متفاوت است، توصیه کردیم که باید یک AD‐MA پیش از انجام IPD‐MA صورت گیرد. اگر کاستیها و نقایصی با AD‐MA وجود داشته باشد، آنگاه محققین باید مزایای احتمالی IPD را مد نظر قرار دهند، در عین حال که به یاد داشته باشند این عمل مستلزم کار بیشتر است.
ما ۲۸ مطالعه را وارد مرور کردیم که در مجموع ۶۸۵۱ بیمار تصادفیسازی کرده بودند. خطر سوگیری (bias) در اکثر مطالعات نامشخص یا پائین بود. به منظور انسجام در جهت تاثیرات، پیامدهای پیوسته با مقادیر منفی و پیامدهای دو‐حالتی با مقادیر کمتر از یک به نفع پیششرط ایسکمیک دوردست است. بر اساس شواهد با کیفیت بالا، پیششرط ایسکمیک دوردست، تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در کاهش سطح کراتینین سرم در روز اول پس از جراحی (۱۴ مطالعه؛ ۱۰۲۲ شرکتکننده: MD: ‐۰,۰۲ میلیگرم/دسیلیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۵‐ تا ۰.۰۲؛ I۲ = ۲۱%)، روز دوم پس از جراحی (۹ مطالعه؛ ۷۷۰ شرکتکننده: MD: ‐۰,۰۴ میلیگرم/دسیلیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۹‐ تا ۰.۰۲؛ I۲ = ۳۱%) و روز سوم پس از جراحی (۶ مطالعه؛ ۴۱۷ شرکتکننده: MD: ‐۰,۰۵ میلیگرم/دسیلیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹‐ تا ۰.۱۰؛ I۲ = ۶۸%) در مقایسه با گروه کنترل ایجاد کرد.
در چهار بیمار دریافت کننده پیششرط ایسکمیک دوردست با کلامپ ایلایک (iliac clamping)، حوادث جانبی جدی رخ داد. به دلیل پائین بودن قطعیت شواهد در مطالعات، اینکه انجام پیششرط ایسکمیک دوردست با باد کردن کاف در مقایسه با کنترل موجب افزایش عوارض جانبی میشود یا خیر، نامطمئن است (۱۵ مطالعه؛ ۳۹۹۳ شرکتکننده: RR: ۳,۴۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۵ تا ۲۱.۷۶؛ I۲ = ۰%)؛ فقط دو مورد از ۱۵ مطالعه بروز هرگونه عوارض جانبی را گزارش کرده بودند (۶/۱۹۹۹ در گروه پیششرط ایسکمیک دوردست و ۱/۱۹۹۴ در گروه کنترل)، در ۱۳ مطالعه باقیمانده، در هیچ یک از دو گروه هیچ عارضه جانبی مشاهده نشد.
در مقایسه با گروه کنترل، پیششرط ایسکمیک دوردست، تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در نیاز به دیالیز (۱۳ مطالعه؛ ۲۴۱۷ شرکتکننده: RR: ۰,۸۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۷ تا ۱.۹۴؛ I۲ = ۶۰%؛ شواهد با کیفیت متوسط)، طول مدت بستری در بیمارستان (۸ مطالعه؛ ۹۲۰ شرکتکننده: MD: ۰,۱۷ روز؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۶‐ تا ۰.۸۰؛ I۲ = ۴۹%؛ شواهد با کیفیت بالا) یا مورتالیتی به هر علتی (۲۴ مطالعه؛ ۴۹۳۱ شرکتکننده: RR: ۰,۸۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۴ تا ۱.۳۷؛ I۲ = ۰%؛ شواهد با کیفیت بالا) ایجاد میکند.
پیششرط ایسکمیک دوردست ممکن است به مقدار اندکی میزان بروز آسیب حاد کلیوی را با استفاده از هر دو معیار AKIN؛ (۸ مطالعه؛ ۲۳۶۴ شرکتکننده: RR: ۰,۷۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۷ تا ۱.۰۰؛ I۲ = ۶۱%؛ شواهد با کیفیت بالا) یا RIFLE؛ (۳ مطالعه؛ ۱۵۸۶ شرکتکننده: RR: ۰,۹۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۵ تا ۱.۱۲؛ I۲ = ۰%؛ شواهد با کیفیت متوسط).
موضوع چیست؟
کلیه نسبت به کمبود جریان خون و بنابراین به اکسیژنرسانی بسیار حساس است. این ممکن است باعث آسیب برگشتناپذیر به کلیه و در نتیجه منجر به همودیالیز (haemodialysis) یا مرگومیر شود. نه تنها فقدان موقت اکسیژن منجر به آسیب کلیه میشود، بلکه برقراری مجدد جریان خون نیز به کلیه آسیب میزند. در این حالت، محصولات سمی آزاد میشوند که باعث آغاز واکنش بدن شده و موجب ایجاد آسیب سلولی بیشتری درون کلیه میشود، که «آسیب ایسکمی‐رپرفیوژن» (ischemia‐reperfusion injury) نامیده میشود. عدم اکسیژنرسانی به کلیه آسیب دیده ممکن است علل مختلفی داشته باشد، مثل تغییرات فشار خون که ممکن است طی جراحی ماژور رخ دهد.
ما چه کاری را انجام دادیم؟
فرضیه ما این است که قطع جریان خون کوتاهمدت و بیضرر (۵ دقیقه) به یک عضو ممکن است آسیب را در این ارگان خاص (پیششرط ایسکمیک موضعی (local ischaemic preconditioning)) کاهش دهد، اما میتواند آسیب را در دیگر اعضای بدن که دورتر از آن قرار دارند نیز کاهش دهد (پیششرط ایسکمیک دوردست (remote ischaemic preconditioning)). میتوان به راحتی و با خیال راحت با باد کردن کاف فشار خون در یک اندام در جریان خون اطراف بازو یا پا انسداد ایجاد کرد. مکانیسم پیششرط ایسکمیک دوردست دقیقا مشخص نیست، تصور میشود که یک سیگنال محافظ از طریق جریان خون یا سیستم عصبی از ارگان دور به کلیه منتقل میشود.
هدف اصلی ما این است که بررسی کنیم پیششرط ایسکمیک دوردست در کاهش آسیب کلیه در بیماران تحت یک پروسیجر (جراحی) که طی آن ممکن است آسیب کلیوی رخ دهد، ایمن و موثر است یا خیر. آسیب کلیه پس از پیوند کلیه ممکن است پاتوفیزیولوژیهای زمینهای مختلفی داشته باشد و بنابراین این مطالعات را در نظر نگرفتیم. تاثیر پیششرط ایسکمیک دوردست بر نیاز به دیالیز، بستری شدن در بیمارستان و مورتالیتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
ما به چه نتایجی رسیدیم؟
برای یافتن همه مطالعات تصادفیسازی و کنترل شده در تاریخ ۸ آگوست ۲۰۱۶، در همه منابع علمی در دسترس به جستوجو پرداختیم. ۲۸ مطالعه شامل ۶۸۵۱ بیمار در این تجزیهوتحلیل گنجانده شدند. پنج مطالعه شامل کودکان تحت جراحی قلب بودند. مطالعات بزرگسالان شامل بیماران تحت جراحیهای عروق ماژور (سه مطالعه)، جراحی قلب (نه مطالعه)، جراحی بایپس عروق کرونر (۱۰ مطالعه) و رزکسیون پارشیال کلیه (یک مطالعه) بودند. کیفیت کلی مطالعات قابل قبول بود.
بودجه بیست مطالعه بدون نفع اقتصادی پرداخته شده بود. یک مطالعه مورد حمایت یک منبع با نفع تجاری قرار گرفته بود. هفت مطالعه دیگر بودجه را گزارش نکرده بودند.
به نظر میرسد پیششرط ایسکمیک دوردست که با یک کاف فشار خون انجام شده بود، ایمن است زیرا فقط دو مورد از ۱۵ مطالعه بروز عوارض جانبی را گزارش کرده بودند (۶/۱۹۹۹ در گروه پیششرط ایسکمیک دوردست و ۱/۱۹۹۴ در گروه کنترل). با این وجود، پیششرط ایسکمیک به وسیله کلامپ عروقی ممکن است عوارض عروقی ایجاد کند. آسیب کلیه در بیماران تحت یک پروسیجر (جراحی) که احتمال وقوع آسیب کلیوی در آن وجود دارد، با توجه به اندازهگیری در روز اول، دوم یا سوم پس از جراحی با پیششرط ایسکمیک دوردست کاهش نیافت. نیاز به دیالیز، بستری شدن در بیمارستان و مرگومیر با پیششرط ایسکمیک دوردست کاهش نیافت.
نتیجهگیری
اگرچه انجام پیششرط ایسکمیک دوردست با باد کردن کاف ایمن است، دادههای موجود اثربخشی پیششرط ایسکمیک دوردست را در کاهش آسیب کلیه تایید نمیکند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb