این یک نسخه بهروز شده از مرور کاکرین است که آخرین بار در سال ۲۰۲۰ بهروز شد.
صرع یک اختلال نورولوژیکی شایع است که ۰,۵% تا ۱% از جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهد. در نزدیک به ۳۰% موارد، صرع به داروهای موجود مقاومت نشان میدهد. درمان دارویی، نخستین گزینه برای کنترل صرع است. لاموتریژین (lamotrigine) یک داروی ضدتشنج نسل دوم است. هنگامی که لاموتریژین به عنوان یک درمان کمکی (add‐on) (در ترکیب با دیگر داروهای ضدتشنج) استفاده میشود، میتواند تشنجها را کاهش دهد، اما با عوارض جانبی همراه است.
هیچ مطالعه جدیدی را برای این نسخه بهروز شده پیدا نکردیم، بنابراین، نتایج و نتیجهگیریهای این مرور بدون تغییر باقی ماندند.
پنج مطالعه گروه موازی (parallel‐group) را شامل بزرگسالان یا کودکان، هشت مطالعه متقاطع را شامل بزرگسالان یا کودکان، و یک مطالعه موازی را با طراحی تقویتشده با پاسخدهنده شامل نوزادان وارد کردیم. در مجموع، این ۱۴ مطالعه شامل ۱۸۰۶ شرکتکننده واجد شرایط بودند (۳۸ نوزاد، ۱۹۹ کودک، ۱۵۶۹ بزرگسال). مراحل پایه از چهار تا ۱۲ هفته و مراحل درمان از هشت تا ۳۶ هفته متغیر بودند. بهطور کلی، ۱۱ مطالعه (۱۲۴۳ شرکتکننده) را در معرض خطر پائین سوگیری (bias)، و سه مطالعه (۶۹۷ شرکتکننده) را به دلیل عدم گزارش اطلاعات در مورد طراحی مطالعه، در معرض خطر نامشخص سوگیری ارزیابی کردیم. کورسازی (blinding) موثر در چهار مطالعه (۵۶۳ شرکتکننده) گزارش شد.
لاموتریژین در مقایسه با دارونما ممکن است احتمال دستیابی به کاهش ۵۰% یا بیشتر را در دفعات تشنج افزایش دهد (RR: ۱,۸۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۵ تا ۲.۲۳؛ ۱۲ کارآزمایی، ۱۳۲۲ شرکتکننده (بزرگسالان و کودکان)؛ شواهد با قطعیت متوسط). میان افرادی که تحت درمان با لاموتریژین قرار داشته، در برابر افرادی که با دارونما درمان شدند، احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در خطر قطع درمان وجود دارد (RR: ۱.۱۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۱ تا ۱.۳۷؛ ۱۴ کارآزمایی؛ ۱۸۰۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط).
لاموتریژین در مقایسه با دارونما احتمالا با خطر بالای بروز آتاکسی (ataxia) (RR: ۳,۳۴؛ ۹۹% Cl؛ ۲.۰۱ تا ۵.۵۵؛ ۱۲ کارآزمایی؛ ۱۵۲۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)، سرگیجه (RR: ۱.۷۶؛ ۹۹% Cl؛ ۱.۲۸ تا ۲.۴۳؛ ۱۳ کارآزمایی؛ ۱۷۶۸ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)، تهوع (RR: ۱.۸۱؛ ۹۹% CI؛ ۱.۲۲ تا ۲.۶۸؛ ۱۲ مطالعه، ۱۴۸۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) و دوبینی (diplopia) (RR: ۳.۷۹؛ ۹۹% Cl؛ ۲.۱۵ تا ۶.۶۸؛ ۳ کارآزمایی، ۹۴۴ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) همراه است. احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در خطر بروز خستگی میان لاموتریژین و دارونما وجود دارد (RR: ۰.۸۲؛ ۹۹% CI؛ ۰.۵۵ تا ۱.۲۲؛ ۱۲ مطالعه، ۱۵۵۲ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط).
مصرف لاموتریژین در نقش یک درمان کمکی در مدیریت بالینی تشنجهای کانونی مقاوم به دارو احتمالا برای کاهش دفعات تشنج موثر است. احتمال بروز برخی عوارض جانبی خاص (آتاکسی، سرگیجه، دوبینی و تهوع) با لاموتریژین در مقایسه با دارونما بیشتر است. احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در تعداد افرادی که از درمان با لاموتریژین کنار میکشند، در برابر دارونما وجود دارد.
این کارآزماییها دارای مدت زمان نسبتا کوتاهی بودند و هیچ شواهدی را در مورد تاثیر طولانیمدت دارو ارائه نکردند. علاوه بر این، برخی کارآزماییها شرکتکنندگان کمی داشتند.
انجام کارآزماییهای بیشتری برای ارزیابی تاثیرات طولانیمدت لاموتریژین و مقایسه آن با دیگر داروهای کمکی مورد نیاز است.
پیامهای کلیدی
۱. لاموتریژین (lamotrigine) یک داروی ضدتشنج است که به عنوان درمان کمکی در مدیریت بالینی تشنجهای کانونی در افراد مبتلا به صرع مقاوم به دارو استفاده میشود. صرع کانونی با تشنجهای ناشی از ناحیه خاصی از مغز مشخص میشود.
۳. لاموتریژین احتمالا برای کاهش دفعات تشنج در کودکان و بزرگسالان موثر است، اما انجام کارآزماییهای بیشتری برای ارزیابی تاثیرات طولانیمدت لاموتریژین و مقایسه آن با دیگر داروهای کمکی مورد نیاز است.
صرع چیست و چگونه درمان میشود؟
صرع یک اختلال مغزی است که باعث بروز تشنجهای مکرر میشود. تقریبا یک سوم از افراد مبتلا به صرع علیرغم استفاده از داروهای ضدتشنج، همچنان دچار تشنج میشوند. داروهای ضدتشنج قدیمیتر میتوانند تاثیرات ناخواسته زیادی داشته باشند، بنابراین توسعه درمانهای موثر جدید مهم است. چندین داروی جدید به عنوان درمانهای «کمکی» (برای استفاده در کنار داروهای دیگر) توسعه یافتهاند. یکی از این داروهای جدید، لاموتریژین نام دارد.
ما به دنبال چه یافتهای بودیم؟
ما خواستیم بدانیم که لاموتریژین کمکی در کاهش دفعات تشنجها و قطع درمان، و بهبود شناخت (توانایی یادگیری) و کیفیت زندگی بهتر از دارونما (placebo) (درمان ساختگی) یا عدم درمان کمکی است یا خیر. همچنین خواستیم بدانیم که لاموتریژین تاثیرات ناخواستهای ایجاد میکند یا خیر.
ما چه کاری را انجام دادیم؟
در جستوجوی مطالعاتی بودیم که لاموتریژین کمکی را در مقایسه با دارونمای کمکی یا عدم درمان کمکی در افرادی در هر سن که مبتلا به صرع کانونی بوده و به درمانهای قبلی پاسخ ندادند (صرع کانونی مقاوم به دارو)، بررسی کردند. نتایج مطالعات را مقایسه و خلاصه کرده و اعتماد خود را به شواهد، بر اساس عواملی مانند روشهای انجام و حجم نمونه مطالعه، رتبهبندی کردیم.
ما به چه نتایجی رسیدیم؟
تعداد ۱۴ مطالعه را پیدا کردیم که در مجموع ۱۸۰۶ نفر (بزرگسالان، کودکان و نوزادان) را وارد کردند.
لاموتریژین، که در ترکیب با دیگر داروهای ضدتشنج در افراد مبتلا به صرع کانونی مقاوم به دارو استفاده میشود، احتمالا برای دستیابی به کاهش ۵۰% یا بیشتر در دفعات تشنج موثرتر از دارونما است. علاوه بر این، احتمال قطع درمان در افرادی که از لاموتریژین کمکی استفاده میکنند، کمتر از افراد دریافتکننده دارونمای کمکی است. با این حال، افزودن لاموتریژین به درمان معمول با افزایش تاثیرات ناخواسته مانند اختلال در حرکت (آتاکسی (ataxia))، سرگیجه، دوبینی (diplopia) و تهوع همراه است.
انجام پژوهشهای با کیفیت بالای بیشتری برای ارزیابی کامل مزایا و آسیبهای لاموتریژین کمکی در مقایسه با دارونمای کمکی یا عدم استفاده از درمان کمکی و در مقایسه با دیگر داروهای ضدتشنج جدید مورد نیاز است.
محدودیتهای شواهد چه هستند؟
اطمینان ما به شواهد در حد متوسط است، عمدتا به این دلیل که مطالعات رویدادهای کمی (تشنج، قطع درمان، تاثیرات ناخواسته) را گزارش کردند.
این شواهد تا چه زمانی بهروز است؟
این مرور در واقع مرور قبلی را بهروز میکند. شواهد تا ۳ اکتبر ۲۰۲۲ بهروز است.
این یک نسخه بهروز شده از مرور اصلی کاکرین است که در کتابخانه کاکرین، شماره ۵، سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
یوگا ممکن است باعث آرامسازی و کاهش استرس شود و بر الکتروانسفالوگرام (electroencephalogram) و سیستم عصبی اتونومی تاثیر بگذارد و در نتیجه تشنجها را کنترل کند. اگر یوگا موثر واقع شود، یک گزینه درمانی جذاب برای صرع خواهد بود.
ارزیابی اینکه افراد مبتلا به صرع که با یوگا درمان میشوند:
(الف) شانس بیشتری برای رهایی از تشنج دارند یا خیر؛
(ب) با کاهش قابلتوجهی در دفعات یا مدت زمان هر تشنج، یا هر دو، روبهرو میشوند یا خیر؛ و
(ج) کیفیت زندگی بهتری دارند یا خیر.
هیچ مطالعه جدیدی را برای این نسخه بهروز شده پیدا نکردیم، بنابراین، نتیجهگیریها بدون تغییر باقی میمانند.
برای نسخه قبلی مرور، نویسندگان دو کارآزمایی کورسازی نشده را در افراد مبتلا به صرع مقاوم پیدا کردند. این دو مطالعه در مجموع شامل ۵۰ نفر بودند (۱۸ نفر تحت درمان با یوگا و ۳۲ نفر برای مداخلات کنترل). مصرف داروهای ضد صرع در تمامی شرکتکنندگان ادامه پیدا کرد. فاز پایه در هر دو مطالعه سه ماه و فاز درمان در دو کارآزمایی از پنج هفته تا شش ماه به طول انجامید. تصادفیسازی در یک مطالعه با استفاده از روش roll of a die و در مطالعه دیگر با استفاده از جدول تصادفیسازی رایانهای انجام شد، اما هیچ یک از مطالعات جزئیات پنهانسازی تخصیص را ذکر نکردند و در معرض خطر نامشخص سوگیری (bias) قرار داشتند. بهطور کلی، دو مطالعه با خطر پائین سوگیری مواجه بودند (تمامی شرکتکنندگان وارد آنالیز شدند؛ همه پیامدهای پیشبینی شده و پیش از انتظار گزارش شدند؛ منبع دیگری از سوگیری وجود نداشت).
ORهای کلی با ۹۵% CI به شرح زیر بودند: (الف) رهایی از تشنج برای شش ماه – OR برای یوگا در برابر یوگای ساختگی ۱۴,۵۴؛ (۹۵% CI؛ ۰.۶۷ تا ۳۱۶.۶۹) و برای یوگا در برابر گروه «عدم درمان» ۱۷.۳۱ (۹۵% CI؛ ۰.۸۰ تا ۳۷۳.۴۵) بود؛ OR برای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy; ACT) در برابر یوگا معادل ۱.۰۰ (۹۵% CI؛ ۰.۱۶ تا ۶.۴۲) گزارش شد؛ (ب) کاهش در فراوانی تشنج – تفاوت میانگین (MD) میان یوگا در برابر گروه یوگای ساختگی معادل ۲.۱۰‐ (۹۵% CI؛ ۳.۱۵‐ تا ۱.۰۵‐) و برای یوگا در برابر گروه «عدم درمان» برابر با ۱.۱۰‐ (۹۵% CI؛ ۱.۸۰‐ تا ۰.۴۰‐) بود؛ (ج) بیش از ۵۰% کاهش در فراوانی تشنج – OR برای یوگا در برابر گروه یوگای ساختگی ۸۱.۰۰ (۹۵% CI؛ ۴.۳۶ تا ۱۵۰۴.۴۶) و برای یوگا در برابر گروه «عدم درمان» ۱۵۸.۳۳ (۹۵% CI؛ ۵.۷۸ تا ۴۳۳۵.۶۳) بود؛ OR برای ACT در برابر یوگا ۰.۷۸ بود (۹۵% CI؛ ۰.۰۴ تا ۱۴.۷۵)؛ (ج) بیش از ۵۰% کاهش در طول مدت تشنج ‐ OR برای یوگا در برابر گروه یوگای ساختگی ۴۵.۰۰ (۹۵% CI؛ ۲.۰۱ تا ۱۰۰۶.۷۵) و برای یوگا در برابر گروه «عدم درمان» ۵۳.۵۷ (۹۵% CI؛ ۲.۴۲ تا ۱۱۸۷.۲۶) بود؛ OR برای ACT در برابر یوگا ۰.۶۷ گزارش شد (۹۵% CI؛ ۰.۱۰ تا ۴.۳۵).
علاوه بر این، در Panjwani ۱۹۹۶، نویسندگان گزارش کردند که آنالیز واریانس یک طرفه هیچ تفاوتی را که دارای اهمیت آماری باشد، میان سه گروه نشان نداد. انجام تست P‐Lambda با در نظر گرفتن مقدار P میان سه گروه نیز نشان داد که طول مدت صرع در سه گروه قابل مقایسه نبود. هیچ دادهای برای کیفیت زندگی وجود نداشت. در Lundgren ۲۰۰۸، نویسندگان گزارش کردند که تفاوت معنیداری میان گروههای یوگا و ACT در نرخ رهایی از تشنج، کاهش ۵۰% یا بیشتر در دفعات تشنج، یا مدت زمان تشنج در پیگیری یک ساله وجود نداشت. گروه یوگا بهبود قابلتوجهی را در کیفیت زندگی خود بر اساس مقیاس رضایت از زندگی (Satisfaction With Life Scale; SWLS) نشان دادند (P < ۰,۰۵)، در حالی که گروه ACT بهبود قابلتوجهی را در مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت‐BREF (یا به اختصار WHOQOL‐BREF) داشتند (P < ۰.۰۱).
بهطور کلی، سطح کیفیت شواهد را پائین ارزیابی کردیم؛ در حال حاضر نمیتوان در مورد اثربخشی یوگا به عنوان درمان صرع به نتیجهگیریهای مطمئنی دست یافت.
مطالعهای با ۵۰ فرد مبتلا به صرع از دو کارآزمایی نشان دهنده یک تاثیر مفید احتمالی یوگا در کنترل تشنجها است. نتایج حاصل از آنالیز کلی اثربخشی نشان میدهد که درمان یوگا در مقایسه با عدم مداخله یا مداخلاتی غیر از یوگا (تمرینات وضعیتی که از یوگا تقلید میکنند) بهتر است. تفاوتی میان یوگا و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد وجود ندارد. با این حال، با توجه به نواقص روششناسی (methodology) مانند تعداد محدود مطالعات، تعداد محدود شرکتکنندگانی که به صورت تصادفی به گروه یوگا تعلق گرفتند، عدم کورسازی و محدودیت داده در مورد پیامد کیفیت زندگی نمیتوان به نتیجهگیریهای قابل اعتمادی در مورد اثربخشی یوگا به عنوان درمان برای صرع کنترل نشده دست یافت. کورسازی پزشک بهطور طبیعی در مقابل کسی بود که وارد گروه مداخله میشد، در حالی که ما فکر میکنیم «پزشک»، در واقع، ارزیاب پیامد است (که میتواند کور شود)، بنابراین کاهش در سوگیری تشخیص (detection bias) خواهد بود به جای سوگیری عملکرد (performance bias). علاوه بر این، شواهد برای پیامدهای اطلاعرسانی محدود و با کیفیت پائین است. برای ارزیابی اثربخشی یوگا در درمان صرع مقاوم به درمان، نیاز به انجام پژوهشهایی با کیفیت بالاتر است.
از آنجا که هیچ مطالعه جدیدی را شناسایی نکردیم، نتیجهگیریها بدون تغییر باقی میمانند.
سوال مطالعه مروری
در این مرور استفاده از یوگا به عنوان درمانی برای کنترل صرع ارزیابی شد.
پیشینه
صرع اختلالی است که در آن به دلیل تخلیههای الکتریکی غیر طبیعی از مغز، تشنجهای مکرر رخ میدهند. بیشتر تشنجها با داروهای ضد صرع (antiepileptic drugs; AEDs) قابل کنترل هستند، اما گاهیاوقات تشنجهایی ایجاد میشوند که به این داروها مقاومت نشان میدهند. افراد همچنین ممکن است بخواهند از درمانهای غیر دارویی مانند یوگا استفاده کنند. حدودا میان ۲۵% و ۴۰% از افراد مبتلا به صرع که با AEDها درمان میشوند، در مقایسه با افراد مبتلا به دیگر بیماریهای مزمن، تشنجهای کنترل نشده دارند، دچار عوارض جانبی ناشی از دارو میشوند، از انگزنی (stigmatisation) رنج میبرند و دارای درجه بالاتری از اختلالات روانپزشکی هستند. برای بیماران مبتلا به صرع و مشکلات مرتبط با آن، مهم است که یک مدل درمان تکمیلی در درمان هر روزه صرع، توسعه یافته، ارزیابی شود، و به مرحله اجرا درآید.
گفته میشود که یوگا، بخشی جداییناپذیر از فرهنگ و میراث هند، سلامت جسمی، روانی، و معنوی را به تمرین کننده ارائه میکند. انواع مختلف یوگا شامل تمرینات وضعیتی (آسانا (asanas))، کنترل نفس (پرانایاما (pranayama)) و مدیتیشن (meditation) هستند. در یک مطالعه، تمرین یوگای Sahaja، یک روش ساده مدیتیشن، تشنجها و تغییرات EEG را در افراد مبتلا به صرع کاهش داد. تاثیر مدیتیشن به کاهش سطح استرس مربوط میشود که نشان دهنده تغییرات در میزان مقاومت پوست و سطوح لاکتات خون و اسید وانیلیلماندلیک (vanillylmandelic) ادرار است.
نتایج
برای این نسخه بهروز شده، مطالعات جدیدی را برای افزودن شناسایی نکردیم و بنابراین نتیجهگیریها بدون تغییر باقی میمانند. این مرور شامل دو کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) بدون کورسازی بود که در مجموع ۵۰ شرکتکننده (بزرگسالان) مبتلا به صرع مقاوم را ثبتنام کرده و به مقایسه هر نوعی از یوگای کلاسیک هندی با گروههای کنترل پرداختند که عدم مداخله داشتند یا مداخلاتی را مانند تمرینات تقلید شده از یوگا یا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy) دریافت کردند. مصرف داروهای ضد صرع در تمامی شرکتکنندگان ادامه پیدا کرد. پیامدهای زیر ارزیابی شدند: درصد افرادی که دیگر تشنج نداشتند؛ دفعات و مدت زمان تشنج؛ و کیفیت زندگی. نتایج حاصل از آنالیز کلی اثربخشی نشان میدهد که درمان یوگا در مقایسه با عدم مداخله یا مداخلاتی غیر از یوگا، بهتر است اما نمیتوان به نتیجهگیریهای قابل اعتمادی در مورد اثربخشی یوگا به عنوان درمانی برای صرع کنترل نشده دست یافت. گروه یوگا با توجه به مقیاس رضایت از زندگی (Satisfaction With Life Scale)، بهبود قابلتوجهی را در کیفیت زندگی خود نشان دادند. کورسازی (blinding) ممکن است سوگیری ناظر را کاهش دهد. کورسازی پزشک ممکن است با ارزیابی پیامدهایی توسط پزشک حاصل شود که در کارآزمایی دخیل نیست. کورسازی شرکتکنندگان امکانپذیر نیست، زیرا تشخیص اینکه آیا مداخله انجام شده یوگا است یا خیر، آسان است. اگر رکوردهای تشنج توسط یک ناظر کور شده حفظ شود، ایدهآل خواهد بود. پیامدهای فراوانی تشنج باید بهطور ارجح در قالب نسبت افراد بدون تشنج یا نسبت افراد با کاهش بیش از ۵۰% در فراوانی تشنج بیان شوند، چرا که میانگین مقادیر فراوانی تشنج اغلب دارای چولگی (skewed) بوده و آنالیز آن مشکل است. مدت زمان تشنج ممکن است بر اساس ثانیهها یا دقایق (در هر اپیزود یا ماه) اندازهگیری شود. معیارهای معتبر کیفیت زندگی (مختص بیماری) ممکن است نشان دهنده این موضوع باشد که بهبود کلی در کیفیت زندگی به عنوان یک نتیجه مداخله، علاوه بر کنترل تشنج، رخ میدهد یا خیر.
نتیجهگیریها
نمیتوانیم هیچ نتیجهگیری قابل اعتمادی را در مورد اثربخشی یوگا به عنوان درمان صرع به دست آوریم. علاوه بر این، شواهد برای پیامدهای آگاهیبخشی، محدود و با کیفیت پائین است. یوگا را میتوان به عنوان یک مداخله پیچیده در نظر گرفت، شبیه به دیگر انواع درمانهای تکمیلی و جایگزین. یوگا در حال حاضر فقط میتواند به AEDها افزوده شود و نمیتواند به عنوان تنها روش مداخله در نظر گرفته شود. در نهایت هیچ شواهد معتبری برای حمایت از استفاده از یوگا یافت نشد و انجام کارآزماییهای بیشتری مورد نیاز است.
شواهد تا ۳ ژانویه ۲۰۱۷ بهروز است.
صرع نوعی اختلال سیستم عصبی مرکزی (اختلال نورولوژیکی) است. حملات صرعی، نتیجه فعالیت الکتریکی بیش از حد و غیرطبیعی سلولهای عصبی کورتیکال در مغز است. با وجود تولید بیش از ۱۰ داروی ضدصرع (antiepileptic drug; AED) جدید از اوایل دهه ۲۰۰۰، تقریبا یک‐سوم افراد مبتلا به صرع در برابر دارودرمانی مقاومت نشان میدهند، و اغلب نیاز به درمان با ترکیبی از AEDها دارند. در این مرور، شواهد موجود را در مورد روفینامید (rufinamide)، یک داروی ضد‐تشنج جدید، خلاصه کردیم، که، به عنوان یک مشتق تریازول (triazole)، از نظر ساختاری هیچ ارتباطی با داروهای ضد‐تشنجی ندارد که در حال حاضر به عنوان درمان کمکی برای صرع مقاوم به دارو استفاده میشوند. در ژانویه ۲۰۰۹، روفینامید توسط اداره غذا و داروی ایالات متحده برای درمان کودکان چهار سال به بالا و مبتلا به سندرم لنوکس‐گستو (Lennox‐Gastaut) مورد تأیید قرار گرفت. همچنین به عنوان یک درمان کمکی برای بزرگسالان و نوجوانان مبتلا به تشنجهای کانونی تأیید شده است.
این یک نسخه بهروزشده از مرور اصلی کاکرین است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.
این مرور شش کارآزمایی را وارد کرد، که ۱۷۵۹ شرکتکننده را به کار گرفتند. چهار کارآزمایی (۱۵۶۳ شرکتکننده) شامل بیماران مبتلا به تشنج کانونی کنترل نشده بودند. دو کارآزمایی (۱۹۶ شرکتکننده) افراد مبتلا به سندرم لنوکس‐گستو را بررسی کردند. بهطور کلی، سن بزرگسالان از ۱۸ تا ۸۰ سال و سن کودکان از ۴ تا ۱۶ سال بود. فازهای خط پایه بین ۲۸ تا ۵۶ روز و مراحل دوسو‐کور بین ۸۴ تا ۹۶ روز متغیر بودند. پنج مورد از شش کارآزمایی وارد شده، روشهای کافی را برای پنهانسازی تصادفی سازی توصیف کردند، و فقط سه کارآزمایی، کورسازی کافی را شرح دادند. تمام آنالیزها توسط ITT انجام شدند. بهطور کلی، پنج مطالعه در معرض خطر پائین سوگیری قرار داشته، و یک مطالعه، به دلیل عدم وجود اطلاعات در مورد طراحی مطالعه، خطر نامشخص سوگیری داشتند. همه کارآزماییها توسط تولید کننده روفینامید حمایت مالی شدند و بنابراین در معرض خطر بالایی از سوگیری مالی (funding) قرار داشتند.
RR کلی برای کاهش ۵۰% یا بیشتر در فراوانی تشنج، معادل ۱,۷۹ (۹۵% CI؛ ۱.۴۴ تا ۲.۲۲؛ ۶ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs)، ۱۷۵۹ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) بود، که نشان میدهد روفینامید (به علاوه AED معمول)، زمانی که به درمان با AEDهای معمول در افراد مبتلا به صرع فوکال مقاوم به دارو افزوده میشود، اثربخشی بسیار بیشتری نسبت به دارونما (به علاوه AED معمول) در کاهش فراوانی تشنج تا حداقل به میزان ۵۰% دارد. دادههای به دست آمده از فقط یک مطالعه (۷۳ شرکتکننده) وضعیت عاری از تشنج را گزارش کردند: RR:۱.۳۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۴.۸۶؛ یک RCT؛ ۷۳ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط. RR کلی برای خروج از گروه درمان (به هر دلیلی و به دلیل AED) معادل ۱.۸۳ (۹۵% CI؛ ۱.۴۵ تا ۲.۳۱؛ ۶ RCT؛ ۱۷۵۹ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) گزارش شد، که نشان میدهد بیماران دریافت کننده روفینامید بهطور قابل توجهی بیشتر از بیماران تحت درمان با دارونما از گروه درمانی خود خارج میشوند. بیشتر عوارض جانبی با احتمال بیشتری در گروه تحت درمان با روفینامید رخ دادند. عوارض جانبی که بیشتر با روفینامید همراه بودند، سردرد، سرگیجه، خوابآلودگی، استفراغ، حالت تهوع، خستگی، و دوبینی هستند. RRها برای این عوارض جانبی به شرح زیر گزارش شدند: سردرد ۱.۳۶ (۹۵% Cl؛ ۱.۰۸ تا ۱.۶۹؛ ۳ RCT؛ ۱۲۲۸ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت بالا)؛ سرگیجه ۲.۵۲ (۹۵% Cl؛ ۱.۹۰ تا ۳.۳۴؛ ۳ RCT؛ ۱۲۹۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)؛ خوابآلودگی ۱.۹۴ (۹۵% Cl؛ ۱.۴۴ تا ۲.۶۱؛ ۶ RCT؛ ۱۷۵۹ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)؛ استفراغ ۲.۹۵ (۹۵% Cl؛ ۱.۸۰ تا ۴.۸۲؛ ۴ RCT؛ ۷۷۷ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)؛ حالت تهوع ۱.۸۷ (۹۵% Cl؛ ۱.۳۳ تا ۲.۶۴؛ ۳ RCT؛ ۱۲۹۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)؛ خستگی ۱.۴۶ (۹۵% Cl؛ ۱.۰۸ تا ۱.۹۷؛ ۳ RCT؛ ۱۲۹۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)؛ و دوبینی ۴.۶۰ (۹۵% Cl؛ ۲.۵۳ تا ۸.۳۸؛ ۳ RCT؛ ۱۲۹۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین). هیچ ناهمگونی مهمی میان مطالعات برای هیچ یک از پیامدها یافت نشد. بهطور کلی، به دلیل CIهای گسترده و احتمال بالقوه سوگیری موجود در برخی مطالعات که در تجزیهوتحلیل شرکت داده شدند، شواهد را با قطعیت متوسط تا پائین ارزیابی کردیم.
صرع مقاوم به دارو چیست؟
صرع نوعی بیماری مغزی است که در آن فعالیت الکتریکی شدیدی در مغز بطور ناگهانی رخ میدهد و باعث میشود پیامهای مغزی با هم تداخل پیدا کنند، در نتیجه تشنج ایجاد شود. تشنجها از راههای مختلفی بر افراد تأثیر میگذارند: ممکن است باعث ایجاد حسها، حرکات یا احساسات غیرمعمول، از دست دادن آگاهی، سقوط، سفتی یا حرکات پرشی ناگهانی (jerking) شود. حملات صرعی میتوانند بهطور مکرر و بدون هیچگونه محرکی رخ دهند. تشنجها در هر زمان و در هر مکانی اتفاق میافتند؛ آنها ممکن است ناگهانی بروز کنند و ممکن است به کرات، رخ دهند.
درمانهای صرع، معمولا متمرکز بر متوقف کردن یا کاهش تعداد تشنجها در فرد، با کمترین عوارض جانبی ممکن، است. اکثر تشنجها با استفاده از فقط یک داروی ضدصرع کنترل میشوند. اما صرع در بعضی افراد به درمان پاسخ نمیدهد (صرع مقاوم به دارو) و بیماران ممکن است برای کنترل تشنج به بیش از یک دارو نیاز داشته باشند. صرع مقاوم به دارو بیشتر با بروز تشنج در یک ناحیه از مغز (صرع کانونی (focal epilepsy)) مشخص میشود، تا آنکه کل ناحیه خارجی مغز (صرع جنرالیزه (generalised epilepsy)) درگیر شود.
چرا این مرور را انجام دادیم
روفینامید (rufinamide) یک داروی ضدصرع است. این دارو همراه با دیگر داروهای ضدصرع به عنوان درمان «کمکی (add‐on)» برای مدیریت صرع کانونی در بزرگسالان و نوجوانان تجویز میشود.
ما میخواستیم بدانیم که روفینامید کمکی برای درمان صرع مقاوم به دارو چقدر خوب عمل میکند، از جمله مزایای بالقوه و هر گونه اثرات ناخواسته درمان.
ما چه کاری را انجام دادیم؟
ما به دنبال مطالعاتی بودیم که استفاده از روفینامید را به عنوان درمان کمکی در مدیریت صرع مقاوم به دارو بررسی کردند.
ما به دنبال مطالعات تصادفیسازی و کنترل شده بودیم، که در آنها برای درمانهایی که افراد دریافت میکنند، به صورت تصادفی تصمیمگیری میشود؛ زیرا این مطالعات اغلب قابل اعتمادترین شواهد را درباره تاثیرات یک درمان ارائه میدهند. ما شواهد پیدا شده را با بررسی چگونگی انجام مطالعات، حجم نمونههای مطالعه، و میزان سازگاری یافتههای مطالعه، ارزیابی کردیم.
تاریخ جستوجو: شواهدی را که تا ۲۰ فوریه ۲۰۲۰ منتشر شدند، وارد کردیم.
آنچه ما پیدا کردیم
ما شش مطالعه را روی ۱۷۵۹ نفر (۴ تا ۸۰ سال) پیدا کردیم. چهار مطالعه شامل افراد مبتلا به تشنجهای کانونی و دو مطالعه شامل کودکان مبتلا به سندرم لنوکس‐گستو (Lennox‐Gastaut) (نوعی صرع که کودکان را درگیر میکند) بود. آنها مطالعات کوتاهمدتی بودند: درمانها حداکثر ۹۶ روز طول کشیدند، و ارزیابیها ۳ تا ۶ ماه پس از آن ادامه یافتند.
مطالعات انجام شده درمان کمکی روفینامید را در مقایسه با درمان کمکی ساختگی (دارونما (placebo)) ارزیابی کردند. دوزهای روفینامید در مطالعات از ۲۰۰ میلیگرم تا ۳۲۰۰ میلیگرم در روز متغیر بود.
هدف مورد نظر ما، تعداد تشنجهایی بود که افراد داشتند. ما همچنین میخواستیم دریابیم که افزودن روفینامید، تاثیری بر تعداد و انواع اثرات ناخواسته دارد یا خیر.
نتایج مرور ما چه هستند؟
افزودن روفینامید به داروی ضدصرع دیگر، احتمالا تعداد دفعات وقوع حملات تشنجی را بیش از دارونمای کمکی کاهش داد (۶ مطالعه). روفینامید کمکی، احتمال دستیابی بیمار را به وضعیت بدون تشنج، بیش از دارونمای افزودنی افزایش داد، اگرچه فقط یک مطالعه این مورد را اندازهگیری کرد.
در مقایسه با افرادی که درمان خود را با دارونمای کمکی قطع کردند، افراد بیشتری مصرف روفینامید کمکی را متوقف کردند (به دلیل اثرات ناخواسته یا به هر دلیل دیگری) (۶ مطالعه). اثرات ناخواسته در افرادی که روفینامید کمکی دریافت کردند، در مقایسه با دارونمای کمکی، احتمالا بیشتر بود. اثرات ناخواسته گزارش شده عبارت بودند از: احساس سرگیجه (۳ مطالعه)، احساس خستگی (۳ مطالعه)، احساس تهوع (۳ مطالعه)، سردرد (۳ مطالعه)، احساس خوابآلودگی یا خوابآلوده بودن (۶ مطالعه)، استفراغ (۴ مطالعه) و دوبینی (۳ مطالعه).
این نتایج تا چه حد قابل اطمینان هستند؟
ما نسبت به یافتههای خود در مورد تأثیرات روفینامید کمکی بر تعداد تشنجها در افراد، و بر برخی از اثرات ناخواسته دیده شده (سرگیجه، خوابآلودگی، سردرد، خستگی و احساس بیماری)، اطمینان نسبتا کمی داریم. در صورت در دسترس قرار گرفتن شواهد بیشتر، این نتایج ممکن است تغییر کنند.
نسبت به عوارض جانبی استفراغ و دوبینی که با افزودن روفینامید مشاهده میشود، اطمینان کمی داریم، زیرا نتایج این اثرات بهطور گستردهای متفاوت هستند. اگر شواهد بیشتری در دسترس قرار گیرند، احتمالا این نتایج تغییر میکنند.
تمامی مطالعات توسط یک شرکت دارویی که روفینامید را تولید میکند، انجام گرفت یا حمایت مالی شد: این موضوع ممکن است بر نحوه طراحی، اجرا و گزارش مطالعه، تأثیر داشته باشد. یک مطالعه طراحی مطالعه خود را کامل گزارش نکرد.
نتیجهگیریها
افزودن روفینامید به داروی ضدصرع احتمال وقوع تشنج را بیشتر از دارونما کاهش میدهد، اما میتواند اثرات ناخواسته بیشتری ایجاد کند (در کوتاهمدت)؛ افراد بیشتری درمان کمکی روفینامید را متوقف کردند.
این یک نسخه بهروزشده از مرور کاکرین است که پیش از این در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.
صرع (epilepsy) یک اختلال نورولوژیکی شایع است که با تشنجهای مکرر شناخته میشود. اکثر افراد مبتلا به صرع پیشآگهی خوبی دارند و تشنج آنها به خوبی با فقط یک داروی ضد‐صرع کنترل میشود، اما تا ۳۰% از افراد مبتلا به صرع مقاوم به دارو هستند، به ویژه افرادی که تشنجهای کانونی دارند. در این مرور، شواهد به دست آمده را از کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) در مورد گاباپنتین (gabapentin)، زمانی که به عنوان یک درمان کمکی برای مدیریت صرع کانونی مقاوم به دارو تجویز میشود، خلاصه کردیم.
ارزیابی اثربخشی و تحملپذیری گاباپنتین در صورت استفاده به عنوان یک درمان کمکی برای افراد مبتلا به صرع کانونی مقاوم به دارو.
هیچ مطالعه جدیدی را برای این بهروزرسانی پیدا نکردیم، بنابراین، نتایج و نتیجهگیریها بدون تغییر باقی ماندند.
در بهروزرسانی قبلی این مرور، دادههای شش کارآزمایی را در متاآنالیز ۱۲۰۶ شرکتکننده تصادفیسازی شده ترکیب کردیم. خطر نسبی (RR) کلی برای کاهش ۵۰% یا بیشتر در فراوانی تشنج در مقایسه با دارونما ۱,۸۹ (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۱.۴۰ تا ۲.۵۵؛ ۶ کارآزمایی؛ ۱۲۰۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) گزارش شد. تجزیهوتحلیل رگرسیون دوز (dose regression) (برای کارآزماییهای مربوط به بزرگسالان) نشان داد که با افزایش دوز دارو اثربخشی آن هم افزایش یافت، به طوری که ۲۵.۳% (۹۵% CI؛ ۱۹.۳ تا ۳۲.۳) از افراد به گاباپنتین ۱۸۰۰ میلیگرم در مقایسه با ۹.۷% به دارونما پاسخ دادند، یعنی ۱۵.۵% افزایش در نرخ پاسخ (۹۵% CI؛ ۸.۵ تا ۲۲.۵). RR برای خروج از درمان در مقایسه با دارونما معادل ۱.۰۵ (۹۵% CI؛ ۰.۷۴ تا ۱.۴۹؛ ۶ کارآزمایی؛ ۱۲۰۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) بود. عوارض جانبی بهطور قابل توجهی با گاباپنتین در مقایسه با دارونما ارتباط داشتند. مقادیر RR به ترتیب عبارت بودند از: آتاکسی (ataxia): ۲.۰۱؛ (۹۹% CI؛ ۰.۹۸ تا ۴.۱۱؛ ۳ مطالعه؛ ۷۸۷ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین)، سرگیجه (dizziness): ۲.۴۳؛ (۹۹% CI؛ ۱.۴۴ تا ۴.۱۲؛ ۶ مطالعه؛ ۱۲۰۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط)، خستگی (fatigue): ۱.۹۵؛ (۹۹% CI؛ ۰.۹۹ تا ۳.۸۲؛ ۵ مطالعه؛ ۱۱۶۱ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین) و خوابآلودگی (somnolence): ۱.۹۳؛ (۹۹% CI؛ ۱.۲۲ تا ۳.۰۶؛ ۶ مطالعه؛ ۱۲۰۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط). تفاوت معنیداری از لحاظ عوارض جانبی سردرد (RR: ۰.۷۹؛ ۹۹% CI؛ ۰.۴۶ تا ۱.۳۵؛ ۶ مطالعه؛ ۱۲۰۶ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) یا حالت تهوع (RR: ۰.۹۵؛ ۹۹% CI؛ ۰.۵۲ تا ۱.۷۳؛ ۴ کارآزمایی؛ ۱۰۳۴ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) وجود نداشت. بهطور کلی، این مطالعات در معرض خطر پائین تا نامشخص سوگیری ارزیابی شدند زیرا اطلاعات مربوط به خطر سوگیری (bias) در هر حوزه در دسترس نبود. قطعیت کلی شواهد (با استفاده از رویکرد درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE)) را به دلیل وجود سوگیری بالقوه ریزش نمونه (attrition bias) ناشی از دادههای گمشده پیامد و عدم دقت نتایج با فواصل اطمینان گسترده، در سطح پائین تا متوسط قضاوت کردیم.
پیشینه
صرع (epilepsy) اختلالی است که در آن تخلیههای غیر‐طبیعی الکتریکی از مغز سبب ایجاد غش کردن یا تشنجهای مکرر میشوند. شواهد حاصل از کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده (کارآزماییهای بالینی با طراحی خوب که در آنها افراد بهطور تصادفی برای تست یک داروی خاص، درمان یا مداخله دیگر اختصاص داده میشوند) اغلب برای بررسی چگونگی اثربخشی و ایمنی داروهای ضد‐صرع در افرادی که دچار چنین تشنجهایی میشوند، مورد استفاده قرار میگیرند. این مرور شامل ۱۲ مطالعه و دادههای به دست آمده از ۲۶۰۷ بیمار مبتلا به تشنجهای کانونی (تشنجهایی که فقط در یک قسمت از مغز رخ میدهند) بود.
ویژگیهای مطالعه
دادههای حاصل از شش مطالعه در تجزیهوتحلیل ترکیب شدند. همه شرکتکنندگان (از جمله بزرگسالان و کودکان) قبلا حداقل یک داروی ضد‐صرع را دریافت کرده و همه آنها همچنان دچار تشنج میشدند. گاباپنتین (gabapentin) (یک داروی ضد‐صرع) یا دارونما (placebo) (یک قرص بدون هیچ دارویی) به رژیم دارویی اضافه شد.
نتایج کلیدی
نتایج نشان دادند هنگامی که گاباپنتین به عنوان یک درمان کمکی استفاده شد، بهطور موثری تشنجها را کاهش داد. گاباپنتین در مقایسه با یک دارونما، تقریبا دو برابر بیشتر احتمال داشت که تشنجها را تا ۵۰% یا بیشتر کاهش دهد. شایعترین عوارض جانبی مرتبط با گاباپنتین عبارت بودند از آتاکسی (هماهنگی ضعیف و راه رفتن ناپایدار)، سرگیجه، خستگی و خوابآلودگی.
کیفیت شواهد
بهطور کلی، سطح کیفیت شواهد پائین تا متوسط بود، زیرا در برخی از کارآزماییها اطلاعات مربوط به تمام شرکتکنندگان گزارش نشد و برخی از نتایج غیر‐دقیق بودند. انجام تحقیق در مورد اثرات استفاده طولانی‐مدت از گاباپنتین، و مقایسه آن با سایر داروهای کمکی ضروری است.
شواهد تا ۱۱ آگوست ۲۰۲۰ بهروز است.
این مرور، شش کارآزمایی را شامل ۲۴۱۱ شرکتکننده وارد کرد. فقط یک مطالعه شامل شرکتکنندگان مبتلا به هر دو نوع تشنج کانونی و جنرالیزه بود؛ پنج کارآزمایی دیگر فقط شامل شرکتکنندگان مبتلا به تشنج با شروع کانونی بودند. هر شش مطالعه شامل شرکتکنندگان بزرگسال بین ۱۶ تا ۸۰ سال، و دورههای درمان بین ۷ تا ۱۶ هفته بودند. ما دو مطالعه را در معرض خطر پائین سوگیری (bias) و چهار مطالعه را در معرض خطر نامشخص سوگیری قضاوت کردیم. یک مطالعه موفق به ارائه جزئیات در مورد روش مورد استفاده برای پنهانسازی تخصیص نشد و یک مطالعه تمام پیامدهای از پیش تعیین شده را در پروتکل کارآزمایی گزارش نکرد. یک مطالعه مشخص نکرد که کورسازی چگونه حفظ شد، و مطالعه دیگر اختلافاتی را در گزارشدهی ذکر کرد.
شرکتکنندگان دریافت کننده بریواراستام کمکی نسبت به شرکتکنندگان دریافت کننده دارونما، بهطور معنیداری بیشتر احتمال داشت که با کاهش ۵۰% یا بیشتر در فراوانی تشنج روبهرو شوند (RR: ۱,۸۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۳ تا ۲.۱۴؛ ۶ مطالعه؛ شواهد با کیفیت متوسط). شرکتکنندگان دریافت کننده بریواراستام همچنین بهطور معنیداری بیشتر احتمال داشت که دچار تشنج نشوند (RR: ۵.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۲.۳۰ تا ۱۵.۱۳؛ ۶ مطالعه؛ شواهد با کیفیت متوسط). بروز خروج از درمان به هر علتی (RR: ۱.۲۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۴ تا ۱.۷۴؛ ۶ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین)، همچنین خطر تجریه یک یا چند حادثه جانبی در شرکتکنندگان (RR: ۱.۰۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۰ تا ۱.۱۷؛ ۵ مطالعه؛ شواهد با کیفیت متوسط)، پس از درمان با بریواراستام در مقایسه با دارونما تفاوت معنیداری نداشت. با این حال، بهنظر میرسد که شرکتکنندگان دریافت کننده بریواراستام نسبت به شرکتکنندگان دریافت کننده دارونما، بهویژه به علت حوادث جانبی، بیشتر احتمال داشت که از درمان خارج شوند (RR: ۱.۵۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۲ تا ۲.۳۳؛ ۶ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین).
پیشینه
صرع اختلالی است که مشخصه آن تشنجهای متعدد است. اکثر افراد میتوانند صرع خود را با یک داروی ضد‐صرع واحد کنترل کنند؛ با این حال، برخی از افراد به داروهای ضد‐صرع متعددی نیاز دارند. گفته میشود که این افراد، مبتلا به صرع مقاوم به دارو هستند. بریواراستام (brivaracetam) یک داروی ضد‐صرع است که میتواند بهعنوان درمان کمکی همراه با داروی ضد‐صرع دیگری برای تلاش برای مدیریت صرع مقاوم به دارو تجویز شود.
هدف مطالعه مروری
هدف این مرور، تعیین این موضوع است که بریواراستام هنگامی که از آن بهعنوان درمان کمکی برای افراد مبتلا به صرع مقاوم به دارو استفاده میشود، موثر و قابل تحمل است یا خیر.
نتایج
ما قادر به شناسایی شش مطالعه بودیم که بریواراستام را بهعنوان درمان کمکی برای صرع مقاوم به دارو مورد بررسی قرار دادند. این مطالعات در مجموع شامل ۲۴۱۱ شرکتکننده، با سن ۱۶ تا ۸۰ سال بودند. اکثر شرکتکنندگان مبتلا به صرع کانونی بودند (یعنی صرعی که از یک ناحیه از مغز آغاز میشود). افراد دریافت کننده بریواراستام همراه با داروی ضد‐صرع معمول خودشان در مقایسه با افراد دریافت کننده دارونما (placebo) (بهعنوان مثال یک داروی تقلبی، غیر‐فعال که نباید تاثیری بر صرع داشته باشد)، تقریبا دو برابر بیشتر احتمال داشت که با کاهش ۵۰% یا بیشتر در فراوانی تشنجهای خود روبهرو شوند. افرادی که بریواراستام دریافت کردند، تقریبا شش برابر بیشتر از افرادی که دارونما دریافت میکردند، به رهایی از انواع تشنجها دست یافتند. افرادی که بریواراستام دریافت کردند بیشتر احتمال داشت که به علت عوارض جانبی از مطالعات خارج شوند، اما در مقایسه با افرادی که دارونما دریافت کردند، در واقع احتمال زیادی وجود نداشت که دچار عوارض جانبی شوند.
کیفیت شواهد
شواهد حاصل از مطالعاتی که به بررسی اثربخشی بریواراستام پرداختند، دارای کیفیت متوسط بودند. این بدان معنی است که ما میتوانیم نسبتا مطمئن باشیم که یافتههای مطالعه که نشان میدهند بریواراستام در کاهش فراوانی تشنجها در صرع مقاوم به دارو موثر است، دقیق هستند. هرچند که شواهد مربوط به تحملپذیری بریواراستام، بهعنوان مثال تعداد افرادی که از این مطالعات خارج شدند و تعداد افرادی که دچار عوارض جانبی شدند، دارای کیفیت پائین بودند. این بدان معنی است که ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که یافتههای کارآزمایی کاملا دقیق هستند، و پژوهش بیشتری لازم است تا تحملپذیری بریواراستام را بهطور کامل بررسی کنیم. همه شرکتکنندگان مطالعه بزرگسال و اکثر آنها مبتلا به صرع کانونی بودند. بهعنوان نتیجه، این مرور نمیتواند اطلاعاتی را در مورد چگونگی اثربخشی بریواراستام در کودکان یا در افراد مبتلا به انواع دیگر صرع، بهعنوان مثال، صرع جنرالیزه، که در آن صرع کل مغز را در برمیگیرد، به ما ارائه دهد.
شواهد تا اکتبر ۲۰۱۸ بهروز است.
صرع یک بیماری عصبی شایع است که تقریبا ۱% از جمعیت انگلستان را تحت تاثیر قرار میدهد. تقریبا یک سوم این افراد با وجود درمان دارویی همچنان دچار تشنج میشوند. پرگابالین (pregabalin) یکی از داروهای ضد‐صرع جدید است که برای بهبود پیامدها توسعه یافته است.
این یک نسخه بهروزشده از مطالعه مروری کاکرین است که در شماره ۳، سال ۲۰۱۴ منتشر شد و شامل سه مطالعه جدید اس
ما در این مطالعه مروری ۹ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (۳۳۲۷ شرکتکننده) را وارد کردیم که تحت حمایت مالی از جانب صنعت بودند. هفت کارآزمایی، پرگابالین را با دارونما مقایسه کردند. برای پیامد اولیه، شرکتکنندگانی که بهطور تصادفی برای پرگابالین انتخاب شدند، در مقایسه با دارونما، بهطور معنیداری بیشتر احتمال داشت که کاهش ۵۰% یا بیشتر در فراوانی تشنج نشان دادند (RR: ۲,۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۲ تا ۳.۴۲؛ ۷ کارآزمایی؛ ۲۱۹۳ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت پائین). با افزایش دوز دارو از ۳۰۰ میلیگرم در روز به ۶۰۰ میلیگرم در روز، شانس پاسخ به درمان دو برابر شد (OR: ۱.۹۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۴ تا ۲.۲۸)، که نشان دهنده ارتباط دوز‐پاسخ است. پرگابالین بهطور معنیداری با رهایی از تشنج مرتبط بود (RR: ۳.۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۰ تا ۱۰.۳۷؛ ۴ کارآزمایی؛ ۱۱۲۵ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط). شرکتکنندگان دریافت کننده پرگابالین در مقایسه با دارونما، بهطور قابلتوجهی بیشتر احتمال داشت که به هر دلیلی (RR: ۱.۳۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۱ تا ۱.۶۵؛ ۷ کارآزمایی؛ ۲۱۹۳ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) و به دلیل عوارض جانبی (RR: ۲.۶۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۸۸ تا ۳.۷۴؛ ۷ کارآزمایی؛ ۲۱۹۳ شرکتکننده؛ شواهد با قطعیت متوسط) از درمان کنارهگیری کنند.
سه کارآزمایی، پرگابالین را با سه داروی کنترل فعال مقایسه کرد: لاموتریژین (lamotrigine)، لوتیراستام (levetiracetam)، و گاباپنتین (gabapentin). شرکتکنندگانی که به پرگابالین اختصاص داده شدند، نسبت به کسانی که به لاموتریژین اختصاص داده شده بودند، بهطور معنیداری بیشتر احتمال داشت کاهش ۵۰% یا بیشتر را در فراوانی تشنج داشته باشند (RR: ۱,۴۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۲.۱۲؛ ۱ کارآزمایی؛ ۲۹۳ شرکتکننده) اما در مورد کسانی که به لوتیراستام (RR: ۰.۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۰ تا ۱.۱۱؛ ۱ کارآزمایی؛ ۵۰۹ شرکتکننده) یا به گاباپنتین (RR: ۰.۹۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۲ تا ۱.۱۲؛ ۱ کارآزمایی؛ ۴۸۴ شرکتکننده) اختصاص داده شده بودند، اینطور نبود. ما تفاوتهای معنیداری را بین پرگابالین و لاموتریژین برای رهایی از تشنج پیدا نکردیم (RR: ۱.۳۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۰ تا ۴.۸۳)، بااینحال، بهطور معنیداری شرکتکنندگان کمتری با پرگابالین افزوده شده در مقایسه با لوتیراستام، از تشنج خلاص شده بودند (RR: ۰.۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۰ تا ۰.۸۵). هیچ دادهای برای این پیامد برای پرگابالین در مقابل گاباپنتین گزارش نشده بود. ما تفاوتهای معنیداری را بین پرگابالین و لاموتریژین (RR: ۱.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۷ تا ۱.۵۲)، لوتیراستام (RR: ۱.۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۱ تا ۱.۴۹)، یا گاباپنتین (RR: ۰.۷۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۷ تا ۱.۰۷) برای ترک درمان به هر دلیلی یا به دلیل عوارض جانبی (پرگابالین در مقابل لاموتریژین: RR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳ تا ۱.۴۸؛ در مقابل لوتیراستام: RR: ۱.۲۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۶ تا ۲.۵۴؛ در مقابل گاباپنتین: RR: ۱.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۴ تا ۲.۱۱) پیدا نکردیم. آتاکسی، سرگیجه، خوابآلودگی، افزایش وزن و خستگی بهطور معنیداری با پرگابالین ارتباط داشتند.
خطر کلی سوگیری را در مطالعات وارد شده به دلیل احتمال سوگیری انتشار و نبود جزئیات روششناختی ارائه شده، در سطح پائین یا نامشخص رتبهبندی کردیم. قطعیت شواهد را با استفاده از رویکرد درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) در سطح بسیار پائین تا متوسط رتبهبندی کردیم.
سوال مطالعه مروری
هدف این مطالعه مروری، ارزیابی اثربخشی و قابلیت پذیرش پرگابالین (pregabalin)، هنگام استفاده به عنوان یک داروی کمکی ضد‐صرع در درمان صرع کانونی مقاوم به درمان بود.
پیشینه
صرع یک بیماری مزمن عصبی شایع است که تقریبا ۱% از افراد را در انگلستان مبتلا میکند. تقریبا از هر ۴۰۰ نفر مبتلا به صرع، یک نفر دچار تشنجهایی میشود که با وجود درمان با داروی ضد‐صرع همچنان ادامه مییابد (صرع مقاوم به دارو). تعدادی داروهای ضد‐صرع جدید برای درمان صرع تولید شده که پرگابالین یکی از آنها است. استفاده از پرگابالین در ترکیب با سایر داروهای ضد‐صرع میتواند فراوانی تشنجها را کاهش دهد، اما دارای عوارض جانبی است.
ویژگیهای مطالعه
این مطالعه مروری دادههای مربوط به ۹ کارآزمایی را بررسی کرد که در مجموع شامل ۳۳۲۷ شرکتکننده بودند. شرکتکنندگان در این مطالعه با استفاده از یک روش تصادفی برای دریافت پرگابالین، دارونما (placebo) یا داروی ضد‐صرع دیگری علاوهبر داروهای ضد‐صرع معمول خود اختصاص یافتند.
نتایج اصلی
شرکتکنندگانی که پرگابالین دریافت کردند، در مقایسه با افرادی که دارونما مصرف میکردند، دو برابر بیشتر احتمال داشت که طی یک دوره درمانی ۱۲ هفتهای، تا ۵۰% یا بیشتر تعداد دفعات تشنج آنها کاهش یابد و تقریبا چهار برابر بیشتر، کاملا عاری از تشنج شدند. پرگابالین در طیف وسیعی از دوزها (۱۵۰ میلیگرم تا ۶۰۰ میلیگرم) اثربخش بود، با افزایش اثربخشی در دوزهای بالاتر. همچنین احتمال ترک درمان با پرگابالین افزایش یافت. عوارض جانبی مرتبط با پرگابالین شامل آتاکسی، سرگیجه، خستگی، خوابآلودگی و افزایش وزن بودند. هنگامیکه پرگابالین با سه داروی ضد‐صرع دیگر (لاموتریژین (lamotrigine)، لوتیراستام (levetiracetam) و گاباپنتین (gabapentin)) مقایسه شد، شرکتکنندگانی که پرگابالین مصرف میکردند احتمال بیشتری داشت که تعداد دفعات حمله آنها نسبت به افرادی که لاموتریژین مصرف میکردند، ۵۰% کاهش یابد. ما تفاوت معنیداری را بین پرگابالین و لوتیراستام یا گاباپنتین به عنوان یک داروی افزودنی پیدا نکردیم.
قطعیت شواهد
ما همه مطالعات وارد شده را به دلیل نداشتن اطلاعات در مورد روشهای استفاده شده برای انجام کارآزمایی و نگرانی از سوگیری (bias) انتشار، در معرض خطر پائین یا نامشخص سوگیری درجهبندی کردیم. سوگیری انتشار میتواند هنگامی اتفاق بیفتد که مطالعاتی که یافتههای غیرمعنیدار را گزارش میکنند، منتشر نشوند. ما به سوگیری انتشار مشکوک بودیم، زیرا بیشتر مطالعات وارد شده یافتههای معنیداری را نشان میدادند و توسط همان شرکت دارویی حمایت مالی میشدند. ما قطعیت شواهد را برای پیامد اولیه کاهش در فراوانی تشنج، پائین ارزیابی کردیم، به این معنی که نمیتوانیم مطمئن باشیم که این یافته گزارششده دقیق هستند. با این حال، ما قطعیت شواهد را در مورد پیامدهای رهایی از تشنج و ترک درمان متوسط ارزیابی کردیم، بنابراین تا حدی میتوانیم مطمئن باشیم که این نتایج دقیق هستند. هیچ دادهای در رابطه با اثربخشی بلندمدت پرگابالین وجود ندارد، که باید در مطالعات بعدی بررسی شوند.
شواهد تا ۵ جولای ۲۰۱۸ موجود است.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb