جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای Lynne Bax

Colin Powell، Stephen J Milan، Kerry Dwan، Lynne Bax، Nicola Walters،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه
این مرور نخستین نسخه به‌روزشده از مرور منتشر شده قبلی در کتابخانه کاکرین است (۲۰۱۵، نخستین به‌روزرسانی در ۲۰۱۷ انجام شد). اینترلوکین ۵ (IL‐۵) نوعی سیتوکین اصلی است که در تکثیر، بلوغ، فعال شدن و بقای ائوزینوفیل‌ها که باعث التهاب راه هوایی شده و یکی از ویژگی‌های کلاسیک آسم به شمار می‌رود، دخیل است. مطالعات صورت گرفته روی آنتی‌بادی‌های مونوکلونال که IL‐۵ یا گیرنده (IL‐۵R) آن را هدف قرار می‌دهند، نشان می‌دهند که آنها تشدید حملات آسم را کاهش می‌دهند، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL) و عملکرد ریه را در بیماران به درستی انتخاب شده بهبود می‌بخشند، و گنجاندن آنها را در آخرین دستورالعمل‌های بالینی توجیه می‌کنند.
اهداف
مقایسه تاثیرات درمان‌های موثر بر سیگنال‌دهی‌ IL‐۵ (آنتی‐IL‐۵ یا آنتی‐IL‐۵Rα) با دارونما (placebo) بر تشدید حملات بیماری (exacerbations)، معیارهای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL)، و عملکرد ریه در بزرگسالان و کودکان مبتلا به آسم مزمن، و به ویژه در افراد مبتلا به آسم ائوزینوفیلی (eosinophilic asthma) مقاوم در برابر درمان‌های موجود.
روش های جستجو
CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase و دو پایگاه‌ ثبت کارآزمایی، وب‌سایت‌های تولید کنندگان دارو، و فهرست‌ منابع مطالعات گنجانده شده را جست‌وجو کردیم. آخرین جست‌وجو در ۷ فوریه ۲۰۲۲ انجام شد.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده‌ای را وارد مرور کردیم که به مقایسه مپولیزوماب (mepolizumab)، رسلیزوماب (reslizumab) و بنرالیزوماب (benralizumab) در مقابل دارونما در بزرگسالان و کودکان مبتلا به آسم پرداختند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم داده‌ها را استخراج و پیامدها را با استفاده از مدل اثرات تصادفی آنالیز کردند. از روش‌های استاندارد مورد نظر کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی

هفده مطالعه با حدود ۷۶۰۰ شرکت‌کننده واجد معیارهای ورود بودند. شش مورد از مپولیزوماب، پنج مورد از رسلیزوماب، و شش مورد از بنرالیزوماب استفاده کردند. یک مطالعه که از بنرالیزوماب استفاده کرد، به دلیل تصمیم حمایت‌کننده مالی زودتر از موعد مقرر متوقف شده و هیچ داده‌ای از آن مطالعه وارد مرور نشد. مطالعات عمدتا روی افراد مبتلا به آسم شدید ائوزینوفیلی انجام شدند، که به‌طور مشابه اما متنوع تعریف شدند. یک مورد در کودکان ۶ تا ۱۷ ساله صورت گرفت؛ نه مطالعه دیگر شامل کودکان بالای ۱۲ سال بودند اما نتایج را جداگانه بر اساس گروه سنی گزارش نکردند. خطر کلی سوگیری (bias) را برای همه مطالعات که داده‌های متدولوژی قوی را ارائه دادند، در سطح پائین در نظر گرفتیم. قطعیت شواهد را برای همه مقایسه‌ها با استفاده از طرح درجه‌بندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE) در سطح بالا در نظر گرفتیم، به جز برای مپولیزوماب داخل وریدی (IV) و رسلیزوماب زیر جلدی (SC)، زیرا این موارد در حال حاضر تائیدیه تجویز ندارند.

درمان‌های آنتی‐IL‐۵، نرخ تشدید آسم «قابل‌توجه از نظر بالینی» (نیاز به درمان با کورتیکواستروئیدهای سیستمیک به مدت سه روز یا بیشتر) را تقریبا به نصف در شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم ائوزینوفیلی شدید در گروه مراقبت استاندارد (کورتیکواستروئیدهای استنشاقی (ICS) با حداقل دوز متوسط) با بیماری ضعیف کنترل‌شده (یا دو یا چند تشدید حملات در سال قبل یا کسب نمره ۱,۵ یا بیشتر در پرسش‌نامه کنترل آسم (ACQ)) کاهش دادند. نسبت نرخ (rate ratio) برای این تاثیرات ۰.۴۵ (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۳۶ تا ۰.۵۵؛ شواهد با قطعیت بالا) برای مپولیزوماب زیر جلدی، ۰.۵۳ (۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۰.۶۴؛ شواهد با قطعیت متوسط) برای مپولیزوماب داخل وریدی، ۰.۴۳ (۹۵% CI؛ ۰.۳۳ تا ۰.۵۵؛ شواهد با قطعیت بالا) برای رسلیزوماب داخل وریدی، و ۰.۵۹ (۹۵% CI؛ ۰.۵۲ تا ۰.۶۶؛ شواهد با قطعیت بالا) برای بنرالیزوماب زیر جلدی گزارش شد. شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی تحت درمان با بنرالیزوماب نیز کاهش قابل‌توجهی را در نرخ تشدید حملات نشان دادند، تاثیری که با رسلیزوماب داخل وریدی مشاهده نشد، البته فقط در یک مطالعه. هیچ داده‌ای برای شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی تحت درمان با مپولیزوماب در دسترس نبود.

بهبودی در نمرات معتبر شده HRQoL با تمام عوامل آنتی‐IL‐۵ در آسم ائوزینوفیلی شدید دیده شد. این وضعیت به حداقل تفاوت مهم بالینی (minimum clinically important difference; MCID) در پرسشنامه تنفسی سنت جورج (SGRQ؛ تغییر ۴ نقطه‌ای) گسترده‌تر فقط برای بنرالیزوماب دست یافت، اما بهبودی در ACQ و پرسشنامه کیفیت زندگی آسم (Asthma Quality of Life Questionnaire; AQLQ) که بر نشانه‌های آسم تمرکز دارد، کمتر از MCID (تغییر ۰,۵ امتیازی برای هر دو ACQ و AQLQ) برای همه مداخلات بود. شواهد برای بهبودی در نمرات HRQoL در شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی تحت درمان با بنرالیزوماب و رسلیزوماب ضعیف بود، اما تست‌ها برای تفاوت زیرگروه منفی بودند.

تمام درمان‌های آنتی‐IL‐۵ در شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم ائوزینوفیلی، بهبودی‌های کوچکی را در میانگین جریان بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV۱) بین ۰,۰۸ لیتر و ۰.۱۵ لیتر پیش از مصرف گشاد کننده برونش ایجاد کردند، که ممکن است برای تشخیص توسط بیماران کافی نباشد.

هیچ عارضه جانبی جدی بیش از حد با درمان آنتی‐IL‐۵ رخ نداد؛ در واقع، کاهشی در چنین حوادثی با بنرالیزوماب وجود داشت که احتمالا ناشی از پذیرش کمتر مرتبط با آسم در بیمارستان است. هیچ تفاوتی در مقایسه با دارونما از نظر بروز عوارض جانبی که منجر به انصراف از ادامه درمان با مپولیزوماب یا رسلیزوماب شده باشد، مشاهده نشد، اما تعداد موارد انصرافی در گروه تحت درمان با بنرالیزوماب در مقایسه با دارونما بیشتری بود، اگرچه تعداد مطلق افراد کم بودند (۴۲/۲۰۲۶ (۲,۱%) از گروه بنرالیزوماب در مقابل ۱۱/۱۲۲۷ (۰.۹%) در گروه دارونما).

پیامدهای اثربخشی یا عوارض جانبی نامشخص هستند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

به‌طور کلی این آنالیز از استفاده از درمان‌های آنتی‐IL‐۵ به عنوان درمان کمکی مراقبت استاندارد در افراد مبتلا به آسم ائوزینوفیلی شدید و دارای کنترل ضعیف نشانه‌های آن پشتیبانی می‌کند. این درمان‌ها تقریبا نرخ حملات آسم را در این جمعیت نصف می‌کنند. شواهد محدودی در رابطه با بهبودی در نمرات HRQoL و عملکرد ریه وجود دارد، که ممکن است سطوح قابل تشخیص را به لحاظ بالینی برآورده نکند. مطالعات، نگرانی‌های مربوط به بی‌خطری استفاده از مپولیزوماب و رسلیزوماب، یا بروز هر گونه عوارض جانبی جدی شدید را با بنرالیزوماب گزارش نکردند، اگرچه در مورد عوارض جانبی که به اندازه کافی قابل‌توجه باشند تا منجر به قطع مصرف دارو شوند، هم‌چنان سوالاتی مطرح است.

انجام پژوهش‌های بیشتر در زمینه بیومارکرها (biomarkers) برای ارزیابی پاسخ به درمان، طول دوره مطلوب درمان و تاثیرات بلندمدت آن، خطر عود بیماری (relapse) به دنبال انصراف از درمان (withdrawal)، بیماران مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی، کودکان (به ویژه زیر ۱۲ سال)، و مقایسه درمان‌های آنتی‐IL‐۵ با یکدیگر و، در افراد واجد شرایط، با دیگر درمان‌های بیولوژیکی (مونوکلونال آنتی‌بادی) مورد نیاز هستند. برای بنرالیزوماب، مطالعات آتی باید نرخ بروز عوارض جانبی را که باعث قطع مصرف دارو می‌شوند، به دقت بررسی کنند.

خلاصه به زبان ساده

مپولیزوماب، رسلیزوماب یا بنرالیزوماب در افراد مبتلا به آسم و سابقه قبلی استفاده از استروئیدهای استنشاقی و بتا۲‐آگونیست‌های طولانی‌اثر

پیام‌های کلیدی

• داروهای آسم مپولیزوماب، رسلیزوماب و بنرالیزوماب، نرخ حملات آسم را در افراد منتخب مبتلا به آسم شدید (بیمارانی که دارای تعداد بالایی از یک سلول التهابی به نام ائوزینوفیل در خون خود هستند) کاهش داد.

• بهبودی‌های کوچکی در نمرات پرسشنامه کیفیت زندگی و تست‌های تنفسی حاصل شدند، اما مقدار این بهبودی‌ها ممکن است به اندازه‌ای کوچک باشند که از سوی بیماران احساس نشوند.

سوال مطالعه مروری

در این مرور مزیت استفاده از داروهای مپولیزوماب (mepolizumab)، رسلیزوماب (reslizumab) یا بنرالیزوماب (benralizumab) را در کنار درمان استاندارد (برای مثال استروئیدهای استنشاقی و اسپری‌های استنشاقی ترکیبی) نسبت به دارونما (placebo یا داروی ساختگی) برای افراد مبتلا به آسم بررسی کردیم.

پیشینه

آسم یک وضعیت التهابی ریه است که با تنگ شدن راه‌های هوایی، تنگی نفس، و فشار در قفسه سینه (tight chest) و کاهش کیفیت زندگی شناخته می‌شود. این وضعیت حدود ۳۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان درگیر می‌کند. مپولیزوماب، رسلیزوماب و بنرالیزوماب، درمان‌های «آنتی‐IL‐۵» هستند که ممکن است به کاهش نشانه‌های آسم کمک کنند.

ویژگی‌های مطالعه

هفده مطالعه به مقایسه مپولیزوماب، رسلیزوماب یا بنرالیزوماب با دارونما در حدود ۷۶۰۰ بیمار مبتلا به آسم پرداختند، که اکثر آنها مبتلا به آسم شدید بودند. نتایج مربوط به وقوع حملات آسم نیازمند درمان بیشتر، کیفیت زندگی، تست‌های تنفسی، اثرات درمان بر بیومارکرهای خونی (تعداد نوعی از سلول التهابی به نام ائوزینوفیل)، و عوارض جانبی را خلاصه کردیم.

نتایج کلیدی

ما دریافتیم که مپولیزوماب، رسلیزوماب یا بنرالیزوماب در شرکت‏‌کنندگان مبتلا به آسم شدید، که دارای تعداد زیادی ائوزینوفیل‌ در خون خود بودند، تعداد حملات آسم را کاهش دادند. بهبودی‌های کوچکی در کیفیت زندگی و تست‌های تنفسی حاصل شدند، اما ممکن است به اندازه‌ای کوچک باشند که از سوی بیماران تشخیص داده نشوند. با گایدلاین‌های بین‌المللی موافق هستیم که اظهار می‌دارند این روش‌های درمانی می‌توانند به درمان استاندارد برای افراد مبتلا به آسم شدید افزوده شوند. انجام تحقیقات بیشتری برای روشن شدن برخی جنبه‌ها، مانند چگونگی ارزیابی پاسخ درمانی و طول دوره درمان، مورد نیاز است.

کیفیت شواهد

شواهد موجود در این مرور توسط مطالعات بسیار خوب طراحی شده ارائه شد. ما مطمئن هستیم که شرکت‌کنندگان در مطالعات به‌طور تصادفی در گروه‌های درمانی مختلف قرار گرفتند، نه آنها و نه تیم مطالعه از درمانی که دریافت می‌کردند آگاه نبودند، و تعداد کمی که مطالعه را کامل نکردند تاثیری بر یافته‌ها نداشتند.

این خلاصه به زبان ساده تا ۷ فوریه ۲۰۲۲ به‌روز است.


Kerry Dwan، Stephen J Milan، Lynne Bax، Nicola Walters، Colin Powell،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه

ویلانترول (vilanterol; VI)، یک بتا۲‐آگونیست طولانی‌اثر (LABA) است که به بتا۲‐آدرنورسپتور (adrenoceptor) موجود روی عضلات صاف راه‌های هوایی متصل شده و برونش‌ها را متسع می‌کند. درمان با LABA، که به عنوان بخشی از دستورالعمل‌های بالینی مدیریت آسم منسوب به انجمن توراکس بریتانیا (British Thoracic Society; BTS) در بزرگسالان مقرر شده، منجر به بهبود در نشانه‌ها و عملکرد ریوی و کاهش حملات می‌شود. در حال حاضر، رایج‌ترین LABA‌ها برای استفاده در مدیریت آسم (فورموترول (formoterol) و سالمترول (salmeterol))، نیازمند مصرف دو بار در روز هستند، در حالی که درمان با VI یک بار در روز صورت می‌گیرد.

فلوتیکازون فوروات (fluticasone furoate; FF)، یک کورتیکو‌استروئید استنشاقی (inhaled corticosteroid; ICS) است، و گایدلاین‌های درمان آسم BTS، درمان را با آن توصیه کرده‌اند. ICSها، درمان اصلی آسم بوده، و باعث کاهش التهاب راه‌های هوایی و واکنش بیش‌ازحد راه‌های هوایی (airway hyper‐responsiveness) می‌شوند. استفاده منظم از آنها، منجر به بهبود نشانه‌ها و عملکرد ریوی بیماران می‌شود. در حال حاضر، مصرف ICS‌ها به صورت هفته‌ای سه ‌بار یا بیشتر، به عنوان درمان «پیشگیرانه (preventer)» برای بیمارانی که از داروی «تسکین دهنده (reliever)» (برای مثال سالبوتامول که بتا۲‐آگونیست کوتاه‌اثر (SABA) است) استفاده می‌کنند، توصیه می‌شود. اغلب درمان‌های ICS رایج که استفاده می‌شوند، به صورت مصرف دو بار در روز هستند، اگرچه دو محصول دارای تائیدیه برای مصرف ‌یک بار در روز هستند (سیکلزوناید (ciclesonide) و مومتازون (mometasone)).

امروزه، فقط یک ترکیب ICS/LABA؛ (FF/VI) به شکل مصرف یک بار در روز موجود است، و چندین اسپری استنشاقی ترکیبی دیگر برای تجویز دو بار در روز توصیه می‌شوند.

اهداف
مقایسه تاثیرات ترکیب FF و VI در مقابل دارونما (placebo)، یا در مقابل دیگر ICS‌ها و/یا LABA‌ها، بر حملات حاد و بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL) در بزرگسالان و کودکان مبتلا به آسم مزمن.
روش های جستجو
پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه راه‌های هوایی در کاکرین، پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی، وب‌سایت‌های تولید‌ کنندگان و فهرست منابع مطالعات وارد شده را تا جون ۲۰۱۶ جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) مربوط به کودکان و بزرگسالان دارای تشخیص آسم را برگزیدیم. مطالعات انتخابی، ترکیب FF و VI را در مقابل دارو‌نما، یا در برابر دیگر ICS‌ها و/یا LABA‌ها مقایسه کردند. پیامد‌های اولیه شامل کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، حملات شدید آسم، که به صورت بستری در بیمارستان یا درمان با دوره‌ای از کورتیکواستروئید‌های خوراکی تعریف شدند، و بروز عوارض جانبی جدی بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم داده‌ها را استخراج کرده و با به‌کار‌گیری مدل اثر ثابت (fixed‐effect model)، پیامد‌ها را آنالیز کردند. از روش‌های استاندارد کاکرین بهره بردیم.
نتایج اصلی

تعداد ۱۴ مطالعه را که دارای معیار‌های ورود به مطالعه بودند، با مجموع ۶۶۴۱ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده انتخاب کردیم که از این تعداد، ۵۶۳۸ نفر مطالعه را به اتمام رساندند. تمام مطالعات بین دو و ۷۸ هفته زمان برده و کیفیت روش‌شناسی (methodology) خوبی داشتند.

تعداد ۱۰ مقایسه را در این مرور وارد کردیم، که در هفت مورد از آنها دوز VI و FF معادل ۱۰۰/۲۵ میکروگرم (VI/FF با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل دارونما؛ VI/FF با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل همان دوز از FF؛ FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل همان دوز از VI؛ FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل فلوتیکازون پروپیونات (FP) با دوز ۵۰۰ میکروگرم دو بار در روز؛ FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل دوز ۲۵۰/۵۰ میکروگرم از فلوتیکازون پروپیونات/سالمترول (SAL/FP) دو بار در روز؛ FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل ۲۵۰/۲۵ میکروگرم فلوتیکازون پروپیونات/سالمترول (SAL/FP) دو بار در روز؛ FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل دوز ۵۰۰/۵۰ از SAL/FP) و دوز VI و FF در سه مطالعه، ۲۰۰/۲۵ میکروگرم در نظر گرفته شد (FF/VI با دوز ۲۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل دارونما؛ FF/VI با دوز ۲۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل دوز ۵۰۰ میکروگرم از FP؛ FF/VI با دوز ۲۰۰/۲۵ میکروگرم با دوز مشابهی از FF).

فرصت‌های بسیار کمی را برای ترکیب نتایج حاصل از ۱۴ مطالعه وارد شده در متاآنالیز‌ها یافتیم. داده‌های مربوط به پیامد‌های اولیه‌ از پیش تعیین‌شده را جدول‌بندی کردیم. نکته مهم آنکه، اطلاعات ناقصی را برای ارزیابی بهتر یا بد‌تر بودن مصرف یک بار در روز FF/VI نسبت به دو بار در روز SAL/FP از لحاظ اثربخشی یا بی‌خطری (safety) داشتیم.

فقط یکی از ۱۴ مطالعه، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در هنگام مقایسه FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم با دارونما بررسی کرده و بیانگر برتری معنادار FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم بود (تفاوت میانگین (MD): ۰,۳۰؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI)؛ ۰.۱۴ تا ۰.۴۶؛ ۳۲۹ شرکت‌کننده)؛ سطح کیفیت شواهد این مطالعه را متوسط تشخیص دادیم. فقط دو مطالعه، FF/VI را با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در مقابل دارونما با توجه به حملات حاد مقایسه کردند؛ هر‌ دوی آنها، وقوع حمله‌ای را در هیچ‌یک از بازو‌های درمان گزارش نکردند. پنج مطالعه (FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم در برابر دارونما)، اطلاعاتی را درباره عوارض جانبی جدی ارائه دادند؛ همه این پنج مطالعه، بروز عارضه جانبی جدی را در بازو‌های FF/VI با دوز ۱۰۰/۲۵ میکروگرم یا دارونما گزارش نکردند. مقایسه‌ای را مربوط به پیامد‌های اولیه برای FF/VI در دوز‌ بالاتر (۲۰۰/۲۵) در مقابل دارونما نیافتیم.

تعداد کم مطالعات مرتبط با هر مقایسه، مانع از فرصت نتیجه‌گیری مستحکم برای عملکرد بالینی می‌شود. طول دوره انجام این مطالعات برای نتیجه گرفتن در مورد عوارض جانبی طولانی‌مدت، کافی نبودند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
برخی شواهد، حاکی از مزیت آشکار ترکیب FF/VI در مقایسه با دارونما، به خصوص برای حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV۱) و حداکثر جریان بازدمی بود؛ با این حال، تنوع پرسش‌های بررسی شده در مطالعات وارد شده، اجازه نتیجه‌گیری‌های قاطع را به نویسندگان مطالعه نداد. برای ارزیابی بهتر یا بد‌تر بودن FF/VI یک بار در روز نسبت به SAL/FP دو بار در روز از لحاظ اثربخشی یا بی‌خطری، اطلاعات کافی نبودند. روشن است که نیاز به تحقیقات بیشتری برای کاهش تردید‌ها پیرامون تفسیر این مطالعات وجود دارد. لازم است پیش از نتیجه‌گیری قوی‌تر، این یافته‌ها در کارآزمایی‌های دیگری تکرار شوند. فقط پنج مورد از ۱۳ مطالعه، داده‌های مربوط به کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را ارائه کرده و فقط شش مورد، حملات آسم را ثبت کردند. فقط یک مطالعه بر کودکان بیماران خردسال متمرکز بود، بنابراین امکان هیچ نتیجه‌گیری برای کودکان وجود نداشت. انجام تحقیقات بیشتری به ویژه در زمینه پیامد‌های اولیه انتخاب شده برای این مرور، مورد نیاز است تا بتوانیم نتیجه‌گیری‌های قطعی‌تری را در به‌روز‌رسانی بعدی این مطالعه مروری داشته باشیم.
خلاصه به زبان ساده

تاثیر ویلانترول و فلوتیکازون فوروات در آسم مزمن در بزرگسالان و کودکان

سوال مطالعه مروری

در این مطالعه مروری، برتری احتمالی ترکیب ویلانترول (VI) و فلوتیکازون فوروات (FF) را برای افراد مبتلا به آسم نسبت به دارونما ارزیابی کردیم. همچنین FF و VI را با دیگر استروئید‌های استنشاقی و دارو‌های بتا۲‐آگونیست طولانی‌اثر مقایسه کردیم.

پیشینه

آسم، یک بیماری ریوی التهابی است که ممکن است طی آن، مسیر راه‌های هوایی بسیار محدود شود. برآورد می‌شود تا سال ۲۰۲۵، حدود ۴۰۰ میلیون نفر مبتلا به این بیماری باشند. آسم می‌تواند کیفیت زندگی افراد را به‌طور جدی تحت تاثیر قرار دهد، و ترکیب FF و VI ممکن است به کاهش مشکلات مرتبط با تاثیر این بیماری بر زندگی روزمره، تنگی نفس و دیگر نشانه‌های همراه کمک کند.

ویژگی‌های مطالعه

تعداد ۱۴ مطالعه را شامل ۶۶۴۱ شرکت‌کننده در این مطالعه مروری وارد کردیم. همه مطالعات بین دو و ۷۸ هفته به طول انجامیدند. تمام افراد انتخاب شده در این مطالعات، مبتلا به آسم بودند. کارآزمایی‌ها هم مردان و هم زنان را برگزیده و یک مطالعه، دربرگیرنده کودکان و نوجوانان بود.

تمام مطالعات، FF و VI را با دارویی دیگر یا دارو‌نما مقایسه کردند. در همه مطالعات، ترکیب FF/VI از طریق پودر خشک اسپری استنشاقی مصرف شد.

نتایج کلیدی

ما دریافتیم، شرکت‌کنندگانی که درمان را با ترکیب FF و VI دریافت کردند، دارای عملکرد بهتر ریوی در قیاس با افراد مصرف‌کننده دارونما بودند، اما شواهد برای هر‌گونه نتیجه‌گیری بیشتر، ناکافی بود، زیرا محققان می‌خواستند به سؤالات بسیار متفاوتی پاسخ دهند. شواهدی در مورد برتری یا عدم برتری درمان یک بار در روز با ترکیب FF و VI نسبت به یک جایگزین دو بار در روز، وجود نداشت. انجام مطالعات بیشتری مورد‌ نیاز هستند تا بتوانیم درک بهتری از شواهد کلی داشته باشیم.

کیفیت شواهد

در مجموع، شواهد ارائه‌ شده در این مطالعه مروری، از مطالعاتی حاصل شدند که دارای طراحی خوب و با خطر پائین سوگیری در زمینه تصمیم‌گیری درباره اینکه چه کسی کدام درمان را دریافت کند، نحوه کورسازی (blinding) و چگونگی ارائه گزارش از پیامد‌ها برای شرکت‌کنندگانی بودند که مطالعه را به پایان نرساندند. با این حال، از آنجا که قادر به ترکیب نتایج برای بسیاری از پیامد‌های مطلوب خود نبودیم یا به این خاطر که پیامد‌ها نادر بودند، سطح کیفیت کلی شواهد را پائین تا متوسط ارزیابی کردیم.


Hugo A Farne، Amanda Wilson، Colin Powell، Lynne Bax، Stephen J Milan،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
این مرور نخستین نسخه به‌روزشده از مرور منتشر شده قبلی در کتابخانه کاکرین است (۲۰۱۵، نخستین به‌روزرسانی در ۲۰۱۷ انجام شد). اینترلوکین ۵ (IL‐۵) نوعی سیتوکین اصلی است که در تکثیر، بلوغ، فعال شدن و بقای ائوزینوفیل‌ها که باعث التهاب راه هوایی شده و یکی از ویژگی‌های کلاسیک آسم به شمار می‌رود، دخیل است. مطالعات صورت گرفته روی آنتی‌بادی‌های مونوکلونال که IL‐۵ یا گیرنده (IL‐۵R) آن را هدف قرار می‌دهند، نشان می‌دهند که آنها تشدید حملات آسم را کاهش می‌دهند، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL) و عملکرد ریه را در بیماران به درستی انتخاب شده بهبود می‌بخشند، و گنجاندن آنها را در آخرین دستورالعمل‌های بالینی توجیه می‌کنند.
اهداف
مقایسه تاثیرات درمان‌های موثر بر سیگنال‌دهی‌ IL‐۵ (آنتی‐IL‐۵ یا آنتی‐IL‐۵Rα) با دارونما (placebo) بر تشدید حملات بیماری (exacerbations)، معیارهای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL)، و عملکرد ریه در بزرگسالان و کودکان مبتلا به آسم مزمن، و به ویژه در افراد مبتلا به آسم ائوزینوفیلی (eosinophilic asthma) مقاوم در برابر درمان‌های موجود.
روش های جستجو
CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase و دو پایگاه‌ ثبت کارآزمایی، وب‌سایت‌های تولید کنندگان دارو، و فهرست‌ منابع مطالعات گنجانده شده را جست‌وجو کردیم. آخرین جست‌وجو در ۷ فوریه ۲۰۲۲ انجام شد.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده‌ای را وارد مرور کردیم که به مقایسه مپولیزوماب (mepolizumab)، رسلیزوماب (reslizumab) و بنرالیزوماب (benralizumab) در مقابل دارونما در بزرگسالان و کودکان مبتلا به آسم پرداختند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم داده‌ها را استخراج و پیامدها را با استفاده از مدل اثرات تصادفی آنالیز کردند. از روش‌های استاندارد مورد نظر کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی

هفده مطالعه با حدود ۷۶۰۰ شرکت‌کننده واجد معیارهای ورود بودند. شش مورد از مپولیزوماب، پنج مورد از رسلیزوماب، و شش مورد از بنرالیزوماب استفاده کردند. یک مطالعه که از بنرالیزوماب استفاده کرد، به دلیل تصمیم حمایت‌کننده مالی زودتر از موعد مقرر متوقف شده و هیچ داده‌ای از آن مطالعه وارد مرور نشد. مطالعات عمدتا روی افراد مبتلا به آسم شدید ائوزینوفیلی انجام شدند، که به‌طور مشابه اما متنوع تعریف شدند. یک مورد در کودکان ۶ تا ۱۷ ساله صورت گرفت؛ نه مطالعه دیگر شامل کودکان بالای ۱۲ سال بودند اما نتایج را جداگانه بر اساس گروه سنی گزارش نکردند. خطر کلی سوگیری (bias) را برای همه مطالعات که داده‌های متدولوژی قوی را ارائه دادند، در سطح پائین در نظر گرفتیم. قطعیت شواهد را برای همه مقایسه‌ها با استفاده از طرح درجه‌بندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE) در سطح بالا در نظر گرفتیم، به جز برای مپولیزوماب داخل وریدی (IV) و رسلیزوماب زیر جلدی (SC)، زیرا این موارد در حال حاضر تائیدیه تجویز ندارند.

درمان‌های آنتی‐IL‐۵، نرخ تشدید آسم «قابل‌توجه از نظر بالینی» (نیاز به درمان با کورتیکواستروئیدهای سیستمیک به مدت سه روز یا بیشتر) را تقریبا به نصف در شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم ائوزینوفیلی شدید در گروه مراقبت استاندارد (کورتیکواستروئیدهای استنشاقی (ICS) با حداقل دوز متوسط) با بیماری ضعیف کنترل‌شده (یا دو یا چند تشدید حملات در سال قبل یا کسب نمره ۱,۵ یا بیشتر در پرسش‌نامه کنترل آسم (ACQ)) کاهش دادند. نسبت نرخ (rate ratio) برای این تاثیرات ۰.۴۵ (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۳۶ تا ۰.۵۵؛ شواهد با قطعیت بالا) برای مپولیزوماب زیر جلدی، ۰.۵۳ (۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۰.۶۴؛ شواهد با قطعیت متوسط) برای مپولیزوماب داخل وریدی، ۰.۴۳ (۹۵% CI؛ ۰.۳۳ تا ۰.۵۵؛ شواهد با قطعیت بالا) برای رسلیزوماب داخل وریدی، و ۰.۵۹ (۹۵% CI؛ ۰.۵۲ تا ۰.۶۶؛ شواهد با قطعیت بالا) برای بنرالیزوماب زیر جلدی گزارش شد. شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی تحت درمان با بنرالیزوماب نیز کاهش قابل‌توجهی را در نرخ تشدید حملات نشان دادند، تاثیری که با رسلیزوماب داخل وریدی مشاهده نشد، البته فقط در یک مطالعه. هیچ داده‌ای برای شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی تحت درمان با مپولیزوماب در دسترس نبود.

بهبودی در نمرات معتبر شده HRQoL با تمام عوامل آنتی‐IL‐۵ در آسم ائوزینوفیلی شدید دیده شد. این وضعیت به حداقل تفاوت مهم بالینی (minimum clinically important difference; MCID) در پرسشنامه تنفسی سنت جورج (SGRQ؛ تغییر ۴ نقطه‌ای) گسترده‌تر فقط برای بنرالیزوماب دست یافت، اما بهبودی در ACQ و پرسشنامه کیفیت زندگی آسم (Asthma Quality of Life Questionnaire; AQLQ) که بر نشانه‌های آسم تمرکز دارد، کمتر از MCID (تغییر ۰,۵ امتیازی برای هر دو ACQ و AQLQ) برای همه مداخلات بود. شواهد برای بهبودی در نمرات HRQoL در شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی تحت درمان با بنرالیزوماب و رسلیزوماب ضعیف بود، اما تست‌ها برای تفاوت زیرگروه منفی بودند.

تمام درمان‌های آنتی‐IL‐۵ در شرکت‌کنندگان مبتلا به آسم ائوزینوفیلی، بهبودی‌های کوچکی را در میانگین جریان بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV۱) بین ۰,۰۸ لیتر و ۰.۱۵ لیتر پیش از مصرف گشاد کننده برونش ایجاد کردند، که ممکن است برای تشخیص توسط بیماران کافی نباشد.

هیچ عارضه جانبی جدی بیش از حد با درمان آنتی‐IL‐۵ رخ نداد؛ در واقع، کاهشی در چنین حوادثی با بنرالیزوماب وجود داشت که احتمالا ناشی از پذیرش کمتر مرتبط با آسم در بیمارستان است. هیچ تفاوتی در مقایسه با دارونما از نظر بروز عوارض جانبی که منجر به انصراف از ادامه درمان با مپولیزوماب یا رسلیزوماب شده باشد، مشاهده نشد، اما تعداد موارد انصرافی در گروه تحت درمان با بنرالیزوماب در مقایسه با دارونما بیشتری بود، اگرچه تعداد مطلق افراد کم بودند (۴۲/۲۰۲۶ (۲,۱%) از گروه بنرالیزوماب در مقابل ۱۱/۱۲۲۷ (۰.۹%) در گروه دارونما).

پیامدهای اثربخشی یا عوارض جانبی نامشخص هستند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

به‌طور کلی این آنالیز از استفاده از درمان‌های آنتی‐IL‐۵ به عنوان درمان کمکی مراقبت استاندارد در افراد مبتلا به آسم ائوزینوفیلی شدید و دارای کنترل ضعیف نشانه‌های آن پشتیبانی می‌کند. این درمان‌ها تقریبا نرخ حملات آسم را در این جمعیت نصف می‌کنند. شواهد محدودی در رابطه با بهبودی در نمرات HRQoL و عملکرد ریه وجود دارد، که ممکن است سطوح قابل تشخیص را به لحاظ بالینی برآورده نکند. مطالعات، نگرانی‌های مربوط به بی‌خطری استفاده از مپولیزوماب و رسلیزوماب، یا بروز هر گونه عوارض جانبی جدی شدید را با بنرالیزوماب گزارش نکردند، اگرچه در مورد عوارض جانبی که به اندازه کافی قابل‌توجه باشند تا منجر به قطع مصرف دارو شوند، هم‌چنان سوالاتی مطرح است.

انجام پژوهش‌های بیشتر در زمینه بیومارکرها (biomarkers) برای ارزیابی پاسخ به درمان، طول دوره مطلوب درمان و تاثیرات بلندمدت آن، خطر عود بیماری (relapse) به دنبال انصراف از درمان (withdrawal)، بیماران مبتلا به آسم غیر ائوزینوفیلی، کودکان (به ویژه زیر ۱۲ سال)، و مقایسه درمان‌های آنتی‐IL‐۵ با یکدیگر و، در افراد واجد شرایط، با دیگر درمان‌های بیولوژیکی (مونوکلونال آنتی‌بادی) مورد نیاز هستند. برای بنرالیزوماب، مطالعات آتی باید نرخ بروز عوارض جانبی را که باعث قطع مصرف دارو می‌شوند، به دقت بررسی کنند.

خلاصه به زبان ساده

مپولیزوماب، رسلیزوماب یا بنرالیزوماب در افراد مبتلا به آسم و سابقه قبلی استفاده از استروئیدهای استنشاقی و بتا۲‐آگونیست‌های طولانی‌اثر

پیام‌های کلیدی

• داروهای آسم مپولیزوماب، رسلیزوماب و بنرالیزوماب، نرخ حملات آسم را در افراد منتخب مبتلا به آسم شدید (بیمارانی که دارای تعداد بالایی از یک سلول التهابی به نام ائوزینوفیل در خون خود هستند) کاهش داد.

• بهبودی‌های کوچکی در نمرات پرسشنامه کیفیت زندگی و تست‌های تنفسی حاصل شدند، اما مقدار این بهبودی‌ها ممکن است به اندازه‌ای کوچک باشند که از سوی بیماران احساس نشوند.

سوال مطالعه مروری

در این مرور مزیت استفاده از داروهای مپولیزوماب (mepolizumab)، رسلیزوماب (reslizumab) یا بنرالیزوماب (benralizumab) را در کنار درمان استاندارد (برای مثال استروئیدهای استنشاقی و اسپری‌های استنشاقی ترکیبی) نسبت به دارونما (placebo یا داروی ساختگی) برای افراد مبتلا به آسم بررسی کردیم.

پیشینه

آسم یک وضعیت التهابی ریه است که با تنگ شدن راه‌های هوایی، تنگی نفس، و فشار در قفسه سینه (tight chest) و کاهش کیفیت زندگی شناخته می‌شود. این وضعیت حدود ۳۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان درگیر می‌کند. مپولیزوماب، رسلیزوماب و بنرالیزوماب، درمان‌های «آنتی‐IL‐۵» هستند که ممکن است به کاهش نشانه‌های آسم کمک کنند.

ویژگی‌های مطالعه

هفده مطالعه به مقایسه مپولیزوماب، رسلیزوماب یا بنرالیزوماب با دارونما در حدود ۷۶۰۰ بیمار مبتلا به آسم پرداختند، که اکثر آنها مبتلا به آسم شدید بودند. نتایج مربوط به وقوع حملات آسم نیازمند درمان بیشتر، کیفیت زندگی، تست‌های تنفسی، اثرات درمان بر بیومارکرهای خونی (تعداد نوعی از سلول التهابی به نام ائوزینوفیل)، و عوارض جانبی را خلاصه کردیم.

نتایج کلیدی

ما دریافتیم که مپولیزوماب، رسلیزوماب یا بنرالیزوماب در شرکت‏‌کنندگان مبتلا به آسم شدید، که دارای تعداد زیادی ائوزینوفیل‌ در خون خود بودند، تعداد حملات آسم را کاهش دادند. بهبودی‌های کوچکی در کیفیت زندگی و تست‌های تنفسی حاصل شدند، اما ممکن است به اندازه‌ای کوچک باشند که از سوی بیماران تشخیص داده نشوند. با گایدلاین‌های بین‌المللی موافق هستیم که اظهار می‌دارند این روش‌های درمانی می‌توانند به درمان استاندارد برای افراد مبتلا به آسم شدید افزوده شوند. انجام تحقیقات بیشتری برای روشن شدن برخی جنبه‌ها، مانند چگونگی ارزیابی پاسخ درمانی و طول دوره درمان، مورد نیاز است.

کیفیت شواهد

شواهد موجود در این مرور توسط مطالعات بسیار خوب طراحی شده ارائه شد. ما مطمئن هستیم که شرکت‌کنندگان در مطالعات به‌طور تصادفی در گروه‌های درمانی مختلف قرار گرفتند، نه آنها و نه تیم مطالعه از درمانی که دریافت می‌کردند آگاه نبودند، و تعداد کمی که مطالعه را کامل نکردند تاثیری بر یافته‌ها نداشتند.

این خلاصه به زبان ساده تا ۷ فوریه ۲۰۲۲ به‌روز است.



صفحه ۱ از ۱