گزارشها نشان دادند که مصرف مکمل فولیک اسید پیش از بارداری میتواند از نقایص لوله عصبی (neural tube defects; NTD) پیشگیری کند. تاثیر مقادیر، اشکال و طرحهای مختلف مکمل فولات برای پیشگیری از دیگر نقایص تولد و پیامدهای آن بر مادر و نوزاد نامشخص هستند.
این مرور با هدف بررسی اینکه مصرف مکمل فولات پیش از بارداری، خطر نقص لوله عصبی و دیگر ناهنجاریهای مادرزادی (از جمله کام شکافدار) را بدون ایجاد پیامدهای جانبی در مادران و نوزادان کاهش میدهد یا خیر، انجام شد. این یک نسخه بهروز از مرور قبلی کاکرین است که در این زمینه منتشر شده است.
پایگاه ثبت کارآزماییهای گروه بارداری و زایمان در کاکرین (Cochrane Pregnancy and Childbirth Group's Trials Register) (تا ۳۱ آگوست ۲۰۱۵) را جستوجو کردیم. پلتفرم بینالمللی پایگاه ثبت کارآزماییهای بالینی (ICTRP) سازمان جهانی بهداشت (WHO) (در ۳۱ آگوست ۲۰۱۵) را جستوجو کردیم و با سازمانهای مرتبط برای شناسایی مطالعات در حال انجام و منتشر نشده تماس گرفتیم.
تمام کارآزماییهای تصادفیسازی یا شبه‐تصادفیسازی شدهای را که تاثیر مصرف مکمل فولات را به تنهایی یا در ترکیب با ویتامینها و مواد معدنی دیگر در زنان پیش از بارداری ارزیابی میکرد، مستقل از سن و وضعیت تاهل وارد کردیم.
دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم، واجد شرایط بودن مطالعات را بر اساس معیارهای ورود به مطالعه ارزیابی کردند، دادههای مطالعات وارد شده را استخراج کرده و دادههای ورودی را از لحاظ دقت بررسی و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند. کیفیت مجموعه شواهد را با استفاده از رویکرد درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردیم.
پنج کارآزمایی شامل ۷۳۹۱ زن (۲۰۳۳ نفر با سابقه یک بارداری با NTD و ۵۳۵۸ نفر بدون سابقه NTD) وارد مرور شدند. چهار گروه مقایسهای ایجاد شد: ۱) مکملهای فولات در برابر عدم‐مداخله، دارونما (placebo) یا دیگر ریزمغذیهای بدون فولات (پنج کارآزمایی)، ۲) مکملهای اسید فولیک به تنهایی در برابر عدم درمان یا دارونما (یک کارآزمایی)، ۳) مکملهای فولات به اضافه ریزمغذیهای دیگر در برابر ریزمغذیهای دیگر بدون فولات (چهار کارآزمایی)، ۴) مکملهای فولات به اضافه ریزمغذیهای دیگر در برابر همان ریزمغذیها بدون فولات (دو کارآزمایی). خطر سوگیری در کارآزماییها متغیر بود. تنها یک کارآزمایی خطر پائین سوگیری داشت. مطالعات دیگر از روش تصادفیسازی واضحی استفاده نکردند یا نوع مداخله پنهان شد. تمام شرکتکنندگان نسبت به مداخله کور شدند، هرچند کورسازی برای ارزیابان پیامد در پنج کارآزمایی نامشخص بود. نتایج حاصل از اولین مقایسه که شامل ۶۷۰۸ تولد با اطلاعات NTD و پیامدهای نوزادی دیگر بود، تاثیر حفاظتی مصرف روزانه مکمل فولیک اسید را (به تنهایی یا در ترکیب با ویتامینها و مواد معدنی دیگر) در پیشگیری از نقص NTDها در مقایسه با عدم‐مداخله یا دارونما یا ویتامینها و مواد معدنی بدون فولیک اسید نشان داد (خطر نسبی (RR): ۰,۳۱؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۱۷ تا ۰.۵۸؛ پنج مطالعه؛ ۶۷۰۸ تولد؛ شواهد با کیفیت بالا). تنها یک مطالعه بروز NTDها را ارزیابی کرد و هیچ گونه شواهدی را درباره تاثیر آن نیافت (RR: ۰,۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۰ تا ۱.۳۲؛ ۴۸۶۲ تولد)، اگرچه هیچ رویدادی در گروهی که اسید فولیک دریافت کرده بودند یافت نشد. فولیک اسید تاثیر محافظتی بالایی برای عود مجدد دارد (RR: ۰.۳۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۸ تا ۰.۶۴؛ چهار مطالعه؛ ۱۸۴۶ تولد). آنالیز زیر‐گروهها نشان داد که تاثیر مثبت فولیک اسید روی بروز NTD و عود آن تحت تاثیر مقدار روزانه فولیک اسید (۴۰۰ میکروگرم یا ۰.۴ میلیگرم یا بالاتر) یا اینکه فولیک اسید به تنهایی یا همراه با دیگر ویتامینها و مواد معدنی داده میشود، نیست. این نتایج بین تمام این چهار گروه مقایسه مرور، همسو و سازگار بود. شواهدی در رابطه با تاثیرات پیشگیرانه یا منفی روی کام شکافدار (RR: ۰.۷۳؛ سه مطالعه؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۵ تا ۱۰.۸۹؛ ۵۶۱۲ تولد؛ شواهد با کیفیت پائین)، لب شکری (RR: ۰,۷۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۴ تا ۴.۳۶؛ سه مطالعه، ۵۶۱۲ تولد؛ شواهد با کیفیت پائین)، نقایص قلبیعروقی مادرزادی (RR: ۰,۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۴ تا ۱.۳۳؛ سه مطالعه؛ ۵۶۱۲ تولد؛ شواهد با کیفیت پائین)، سقط جنین (RR: ۱,۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۴ تا ۲۸.۱؛ پنج مطالعه؛ ۷۳۹۱ بارداری؛شواهد با کیفیت متوسط) یا دیگر نقایص تولد (RR: ۰,۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳ تا ۱.۶۶؛ سه مطالعه؛ ۵۶۱۲ تولد؛ شواهد با کیفیت متوسط) یافت نشد. هیچ یک از کارآزماییهای وارد شده، تاثیرات این مداخلات را روی مرگومیر نوزادی، میزان فولات خون مادری یا کم خونی بررسی کند، وجود نداشت.
فولیک اسید به تنهایی یا در ترکیب با ویتامینها و مواد معدنی از NTDها پیشگیری میکند، اما تاثیر شفافی روی دیگر نقایص تولد ندارد.
فولیک اسید یک فرم سنتتیک از فولات است که در مکملها و غذاهای غنی شده اصلی (مانند گندم و آرد ذرت) استفاده شده تا وقوع نقایص لوله عصبی (neural tube defects; NTDs) را کاهش دهد. از جمله نقایص لوله عصبی اسپینا بیفیدا (spina bifida) (یا شکاف ستون فقرات) است که در این بیماری شکافی در یکی یا بیشتر از استخوانهای (مهره) ستون فقرات به وجود میآید، بیماری دیگر آنانسفالی (anencephaly) است که در آن سر (جمجمه) در نزدیکی انتهای لوله عصبی بسته نمیشود. مصرف مکملهای فولیک اسید به طور بینالمللی به زنان از لحظهای که برای بارداری تصمیم میگیرند تا هفته ۱۲ بارداری توصیه شده است. گزینههای توصیه شده دیگر توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) به زنان این است که در سنین باروری به طور متناوب (هفتگی) آهن و مکمل فولیک اسید مصرف کنند، به ویژه در جمعیتهایی که شیوع کم خونی بالای ۲۰% است. مکملها همچنین میتوانند دیگر نقایص تولد را مانند لب شکری، با یا بدون سندرم کام شکافدار و نقایص قلبیعروقی مادرزادی کاهش دهند. اخیرا ۵‐متیل تترا هیدروفولات (۵‐MTHF) به عنوان جایگزین مکمل فولیک اسید ارائه شده است. به این دلیل که بسیاری از فولاتهای رژیم غذایی و فولیک اسید به ۵‐MTHF متابولیزه میشوند. برخی از زنان دارای ویژگیهای ژنتیکی خاصی هستند که غلظت فولات را در خون کاهش میدهند. این مرور تایید میکند که مکمل فولیک اسید از وقوع اولیه و ثانویه NTDها پیشگیری میکند، اما شواهد کافی برای تشخیص اینکه فولیک اسید از دیگر نقایص تولد پیشگیری میکند یا خیر، ارائه نمیکند. اطلاعات در مورد بیخطری طرحهای مکمل فعلی و جایگزین دیگر و تاثیرات احتمالی آنها بر پیامدهای مادران و کودکان نیز وجود ندارد. این مرور از پنج کارآزمایی شامل ۷۳۹۱ مورد بارداری (۲۰۳۳ یا سابقه یک بارداری با NTD و ۵۳۵۸ نفر بدون سابقه NTD) تشکیل شده بود که تاثیر حفاظتی مصرف روزانه مکمل فولیک اسید را در دوزهای ۰,۳۶ میلیگرم (۳۶۰ میکروگرم) تا ۴ میلیگرم (۴۰۰۰ میکروگرم) در روز، با و بدون دیگر مواد معدنی و ویتامینها، پیش از بارداری و تا هفته ۱۲ بارداری برای پیشگیری از عود این نقایص نشان دادند. دادههای کافی جهت ارزیابی تاثیرات آن بر پیامدهای دیگر نظیر لب شکری و کام شکافدار، سقط جنین یا دیگر نقایص تولد وجود نداشت. پژوهش بیشتر روی انواع متفاوت برنامههای مکمل غذایی و استفاده از انواع مختلف مکملها، (مانند ۵‐متیل تترا هیدروفولات (۵‐MTHF)) مخصوصا در کشورهایی که در آنها غنی شدن غذاهای اصلی مثل گندم یا آرد ذرت الزامی نیست و جاهایی که شیوع NTDها هم بالاست، مورد نیاز است. کیفیت کلی شواهد برای پیامدهای نوزادی در NTDها بالا بود، در حالی که برای دیگر پیامدهای نوزادی کیفیت پائینی داشت. کیفیت کلی شواهد برای پیامدهای مادری در حد متوسط نمرهگذاری شد.
ما ۳۰ کارآزمایی (۷۰۳۳ زن) را وارد و ۶۰ کارآزمایی را از آن خارج کردیم، شش کارآزمایی در حال انجام/منتشر نشده را شناسایی کردیم و دو کارآزمایی در انتظار ارزیابی هستند.
مکملیاری با ویتامین D به تنهایی در مقابل دارونما/عدم مداخله
در مجموع ۲۲ کارآزمایی با حضور ۳۷۲۵ زن باردار در این مقایسه وارد شدند؛ ۱۹ کارآزمایی در معرض خطر پائین تا متوسط سوگیری برای اغلب حوزهها و سه کارآزمایی در معرض خطر بالای سوگیری برای اغلب دامنهها بودند. مکملیاری با ویتامین D به تنهایی در دوران بارداری در مقایسه با زنانی که دارونما یا عدم مداخله دریافت کردند، احتمالا خطر پرهاکلامپسی (خطر نسبی (RR): ۰,۴۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۳۰ تا ۰.۷۹؛ ۴ کارآزمایی؛ ۴۹۹ زن؛ شواهد با قطعیت متوسط ) و دیابت بارداری (RR: ۰,۵۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۷ تا ۰.۹۷؛ ۴ کارآزمایی؛ ۴۴۶ زن؛ شواهد با قطعیت متوسط ) را کاهش میدهد و احتمالا خطر داشتن نوزادی را با وزن پائین نوزاد در زمان تولد (کمتر از ۲۵۰۰ گرم) (RR: ۰,۵۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۵ تا ۰.۸۷؛ ۵ کارآزمایی؛ ۶۹۷ زن؛ شواهد با قطعیت متوسط ) کم میکند. مکملیاری با ویتامین D ممکن است تفاوت اندک یا عدم تفاوت در خطر داشتن زایمان زودرس کمتر از ۳۷ هفته در مقایسه با عدم مداخله یا دارونما ایجاد کند (RR: ۰,۶۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۴ تا ۱.۳۰، ۷ کارآزمایی، ۱۶۴۰ زن، شواهد با قطعیت پائین ). از نظر عوارض جانبی در مادر ، مکملیاری با ویتامین D ممکن است خطر هموراژی شدید پس از زایمان را کاهش دهد (RR: ۰,۶۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۱ تا ۰.۹۱؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۱۳۴ زن؛ شواهد با قطعیت پائین ). هیچ موردی از هیپرکلسمی وجود نداشت (۱ کارآزمایی، ۱۱۳۴ زن، شواهد با قطعیت پائین) و در مورد افزایش یا کاهش خطر ابتلا به سندرم نفریتیک (nephritic syndrome) با ویتامین D بسیار نامطمئن هستیم (RR: ۰,۱۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۴.۰۶؛ ۱ کارآزمایی، ۱۳۵ زن، شواهد با قطعیت بسیار پائین ). با این حال، با توجه به کمبود اطلاعات بهطور کلی برای عوارض جانبی در مادر، نمیتوان نتیجهگیری قطعی کرد.
مکملیاری با ویتامین D و کلسیم در مقابل دارونما/عدم مداخله
نه کارآزمایی شامل ۱۹۱۶ زن باردار در این مقایسه وارد شدند؛ سه کارآزمایی در معرض خطر کم سوگیری تخصیص و کورسازی، چهار کارآزمایی در معرض خطر بالای سوگیری و دو مورد هم در بعضی قسمتها، خطر پائین، خطر بالا یا خطر نامشخص داشتند. مکملیاری با ویتامین D و کلسیم در طول بارداری احتمالا خطر پرهاکلامپسی (RR: ۰,۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۰.۷۸؛ ۴ کارآزمایی؛ ۱۱۷۴ زن؛ شواهد با قطعیت متوسط ) را کاهش میدهد. اثر مداخله بر دیابت بارداری (RR: ۰,۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۷.۸۴؛ ۱ کارآزمایی؛ ۵۴ زن؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین ) و داشتن نوزادی با وزن پائین نوزاد در زمان تولد (کمتر از ۲۵۰۰ گرم) (RR: ۰,۶۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۰ تا ۴.۵۵؛ ۲ کارآزمایی؛ ۱۱۰ زن؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین ) در مقایسه با عدم مداخله یا دارونما نامشخص است. مکملیاری با ویتامین D و کلسیم در دوران بارداری ممکن است منجر به افزایش خطر زایمان پرهترم کمتر از ۳۷ هفته در مقایسه با عدم مداخله یا دارونما شود (RR: ۱,۵۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۱ تا ۲.۲۸؛ ۵ کارآزمایی؛ ۹۴۲ زن؛ شواهد با قطعیت پائین ). هیچ کارآزماییای در این مقایسه عوارض جانبی در مادر را گزارش نکردند.
مکملیاری با ویتامین D + کلسیم + دیگر ویتامینها و مواد معدنی در مقابل کلسیم + دیگر ویتامینها و مواد معدنی (بدون ویتامین D)
یک کارآزمایی با ۱۳۰۰ شرکتکننده در این مقایسه وارد شد؛ این مطالعه در معرض خطر پائین سوگیری قرار داشت. پرهاکلامپسی ارزیابی نشد. مکملیاری با ویتامین D + دیگر ریزمغذیها ممکن است تفاوت اندک یا عدم تفاوت در خطر زایمان زودرس کمتر از ۳۷ هفته (RR: ۱,۰۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۸ تا ۱.۵۹؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲۹۸ زن؛ شواهد با قطعیت پائین )؛ یا وزن پائین نوزاد در زمان تولد (کمتر از ۲۵۰۰ گرم) (RR: ۱,۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۲ تا ۱.۵۱؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲۹۸ زن؛ شواهد با قطعیت پائین ) ایجاد کند. مشخص نیست آیا تفاوتی در خطر دیابت بارداری (RR: ۰,۴۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۰ تا ۱.۷۳) یا عوارض جانبی در مادر (هیپرکلسمی بدون حادثه جانبی؛ هیپرکلسیوری RR: ۰,۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۲ تا ۳.۹۷؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲۹۸ زن) وجود دارد یا خیر، زیرا قطعیت شواهد برای هر دو پیامد بسیار پائین بود.
ما ۳۰ کارآزمایی (۷۰۳۳) را در طول سه مقایسه جداگانه وارد کردیم. ارزیابیهای GRADE از متوسط تا بسیار پائین متغیر بودند، که دلیل کاهش آنها محدودیتهای موجود در طراحی مطالعه، عدم دقت و غیرمستقیم بودن بود.
مکملیاری زنان باردار با ویتامین D بهتنهایی، احتمالا خطر ابتلا به پرهاکلامپسی، دیابت بارداری، وزن پائین نوزاد در زمان تولد را کاهش میدهند و ممکن است خطر خونریزی شدید پس از زایمان را کاهش دهند. ویتامین D ممکن است در خطر زایمان زودرس در کمتر از ۳۷ هفته بارداری تغییر چندانی نداشته باشد. مکملیاری زنان باردار با ویتامین D و کلسیم احتمالا خطر پرهاکلامپسی را کاهش میدهند اما ممکن است خطر زایمان زودرس را در کمتر از ۳۷ هفته بارداری افزایش دهند (این یافتهها تحقیقات بیشتری را میطلبند). مکملیاری زنان باردار با ویتامین D و دیگر مواد مغذی ممکن است تفاوت اندک یا عدم تفاوت در خطر زایمان زودرس در کمتر از هفته ۳۷ هفته بارداری یا وزن پائین نوزاد در زمان تولد (کمتر از ۲۵۰۰ گرم) ایجاد کند. انجام کارآزماییهای تصادفیسازی شده بزرگتر و با کیفیت بالای قوی بیشتری به منظور ارزیابی اثرات مکملیاری با ویتامین D در دوران بارداری، به خصوص در رابطه با خطر عوارض جانبی در مادر، مورد نیاز است.
موضوع چیست؟
مشخص نیست مکملیاری با ویتامین D، به تنهایی یا در ترکیب با کلسیم یا دیگر ویتامینها و مواد معدنی، در طول بارداری برای مادر و نوزادش، مفید است یا مضر.
چرا این موضوع مهم است؟
ویتامین D برای سلامت انسان، به ویژه استخوان، انقباض عضلانی، هدایت عصبی و عملکرد کلی سلولی ضروری است. تصور میشود که ویتامین D اضافی از طریق مکملها در دوره بارداری ممکن است برای محافظت در برابر عوارض بارداری، مورد نیاز باشد. غلظت کم ویتامین D خون در زنان باردار با عوارض بارداری همراه بوده است. تصور میشود که ویتامین D اضافی از طریق مکملها در دوره بارداری ممکن است برای محافظت در برابر عوارض بارداری، مورد نیاز باشد.
در این مرور، چه چیزی مطالعه شد؟
این یک بهروزرسانی از مروری است که اولین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر و متعاقبا در سال ۲۰۱۶ بهروز شد. این مرور تاثیر مکملیاری را با ویتامین D به تنهایی یا در ترکیب با دیگر ریزمغذیها برای زنان در طول دوران بارداری در مقایسه با مصرف دارونما یا عدم مداخله، بدون توجه به مقدار، مدت یا زمان شروع مکملیاری یا نوع مکملیاری (خوراکی یا با تزریق) مورد ارزیابی قرار داد.
ما چه شواهدی را یافتیم؟
ما به دنبال شواهد (جولای ۲۰۱۸) گشتیم و ۳۰ کارآزمایی (شامل ۷۰۳۳ زن) را برای ورود به این بهروزرسانی پیدا کردیم.
شواهد حاصل از ۲۲ کارآزمایی شامل ۳۷۲۵ زن باردار پیشنهاد میکنند که مکملیاری با ویتامین D به تنهایی در طول دوران بارداری احتمالا خطر ابتلا به پرهاکلامپسی، دیابت بارداری و خطر داشتن یک نوزاد را با وزن پائین نوزاد در زمان تولد در مقایسه با دارونما یا هیچ مداخلهای کاهش میدهد و ممکن است تفاوت اندک یا عدم تفاوت در خطر زایمان زودرس ایجاد کند. این، ممکن است خطر عوارض جانبی در مادر را، مانند هموراژی شدید پس از زایمان، کاهش دهد، اگرچه باید ذکر شود که این نتیجه غیرمنتظره بوده و براساس یک کارآزمایی واحد است.
شواهدی از نه کارآزمایی شامل ۱۹۱۶ زن باردار حاکی از آن است که مکملیاری با ویتامین D و کلسیم احتمالا خطر پرهاکلامپسی را کاهش میدهد اما ممکن است خطر زایمان زودرس را افزایش دهد. این آسیب بالقوه اندک، دقت زیادی را در مورد زنانی که به عنوان بخشی از مراقبتهای دوران بارداری مکمل کلسیم دریافت میکنند، میطلبد.
شواهد حاصل از یک مطالعه شامل ۱۳۰۰ زن باردار پیشنهاد میکنند که مکملیاری با ویتامین D به علاوه مواد مغذی دیگر ممکن است تفاوت اندک یا عدم تفاوت در خطر بیشتر پیامدهای ارزیابی شده ایجاد کند.
دادههای مربوط به عوارض جانبی در مادر در اغلب کارآزماییها کم بودند.
این به چه معنی است؟
مکملیاری زنان باردار مبتلا به ویتامین D به تنهایی خطر پرهاکلامپسی، دیابت بارداری، وزن پائین نوزاد هنگام تولد و خطر خونریزی شدید پس از زایمان را کاهش میدهد. ویتامین D ممکن است در خطر زایمان زودرس در کمتر از ۳۷ هفته بارداری تغییر چندانی نداشته باشد. مکملیاری زنان باردار با ویتامین D و کلسیم احتمالا خطر پرهاکلامپسی را کاهش میدهند اما ممکن است خطر زایمان زودرس را در کمتر از ۳۷ هفته بارداری افزایش دهند (این یافتهها تحقیقات بیشتری را میطلبند). مکملیاری زنان باردار با ویتامین D و دیگر مواد مغذی ممکن است در خطر زایمان زودرس یا وزن پائین نوزاد در زمان تولد (کمتر از ۲۵۰۰ گرم) تفاوت چندانی ایجاد نکنند و اثرات دیابت بارداری و عوارض جانبی در مادر مشخص نیست. انجام کارآزماییهای تصادفیسازی شده بزرگتر و با کیفیت بالای قوی بیشتری به منظور ارزیابی اثرات مکملیاری با ویتامین D در دوران بارداری، به خصوص در رابطه با خطر عوارض جانبی در مادر، مورد نیاز است.
استراتژی جستوجو ۳۱,۷۶۷ رکورد را شناسایی کرد؛ پس از غربالگری، ۹۰ گزارش متن کامل از نظر واجد شرایط بودن ارزیابی شدند. تعداد ۶۷ کارآزمایی را وارد کردیم (از ۷۶ گزارش)، که ۸۵۰۶ زن را وارد کردند؛ تعداد زنانی که در آنالیزها شرکت کردند، میان پیامدها بسیار متفاوت بودند، به طوری که بررسی غلظت هموگلوبین در نقطه پایانی مطالعه، پیامدی با بیشترین تعداد شرکتکنندگان آنالیز شده بود (۶۸۶۱ زن). فقط ۱۰ مطالعه با خطر سوگیری (bias) پائین در نظر گرفته شدند، اکثر مطالعات جزئیات کافی را در مورد کیفیت کارآزمایی ارائه ندادند.
احتمال بروز کمخونی میان زنان دریافت کننده آهن در پایان مداخله در مقایسه با زنان گروه کنترل، بهطور قابلتوجهی کمتر بود (خطر نسبی (RR): ۰,۳۹؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۲۵ تا ۰.۶۰، ۱۰ مطالعه، ۳۲۷۳ زن، شواهد با کیفیت متوسط). زنان دریافت کننده آهن، غلظت بالاتر هموگلوبین را نسبت به زنان گروه کنترل در پایان مداخله نشان دادند (تفاوت میانگین (MD): ۵.۳۰؛ ۹۵% CI؛ ۴.۱۴ تا ۶.۴۵، ۵۱ مطالعه، ۶۸۶۱ زن، شواهد با کیفیت بالا). زنان دریافت کننده آهن در مقایسه با زنان گروه کنترل، با خطر کمتر کمبود آهن روبهرو بودند (RR: ۰.۶۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۰ تا ۰.۷۶، ۷ مطالعه، ۱۰۸۸ زن، شواهد با کیفیت متوسط). فقط یک مطالعه (۵۵ زن) بهطور خاص کمخونی ناشی از فقر آهن را گزارش کرد و هیچ مطالعهای به مورتالیتی اشاره نداشت. هفت کارآزمایی با حضور ۹۰۱ زن در مورد «هر گونه عارضه جانبی» گزارش کرده و افزایش کلی شیوع عوارض جانبی ناشی از مصرف مکملهای آهن را شناسایی نکردند (RR: ۲.۱۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۴ تا ۴.۸۶، شواهد با کیفیت پائین). پنج مطالعه با حضور ۵۲۱ زن، به افزایش شیوع عوارض گوارشی در زنان مصرف کننده آهن اشاره نکردند (RR: ۱.۹۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۶ تا ۳.۱۲، شواهد با کیفیت پائین). شش مطالعه که ۶۰۴ زن را وارد کردند، افزایش شیوع مدفوع شل/اسهال را شناسایی کردند (RR: ۲.۱۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۰ تا ۴.۱۱، شواهد با کیفیت بالا)؛ هشت مطالعه با ورود ۱۰۳۶ زن، افزایش شیوع مدفوع سفت/یبوست را گزارش کردند (RR: ۲.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۵ تا ۳.۱۷، شواهد با کیفیت بالا). هفت مطالعه که ۱۱۹۰ زن را بررسی کردند، شواهدی را مبنی بر افزایش شیوع درد شکم میان زنان تصادفیسازی شده برای مصرف آهن به دست آوردند (RR: ۱.۵۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۹ تا ۲.۴۱، شواهد با کیفیت پائین). هشت مطالعه با حضور ۱۲۱۴ زن، شواهدی را مبنی بر افزایش شیوع تهوع میان زنان تصادفیسازی شده برای مصرف آهن نیافتند (RR: ۱.۱۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۱.۸۲). وجود شواهدی مبنی بر اینکه مکمل آهن باعث بهبود عملکرد شناختی در زنان میشود، نامطمئن است، زیرا مطالعات قابل متاآنالیز نبودند و مطالعات فردی نتایج متناقضی را گزارش کردند. مصرف مکمل آهن حداکثر و کمتر از حداکثر عملکرد ورزشی را بهبود بخشیده، و به نظر میرسد خستگی علامتدار را کاهش میدهد. اگرچه به دلیل وجود تفاوت در گزارشدهی نمیتوان پایبندی به درمان را بهطور رسمی متاآنالیز کرد، تفاوت آشکاری در پایبندی به درمان میان زنان تصادفیسازی شده به گروه دریافت آهن و گروه کنترل وجود نداشت.
سوال مطالعه مروری
مصرف خوراکی آهن حداقل به مدت پنج روز در هفته چه تاثیری بر پیامدهای سلامت زنان در دوران قاعدگی دارد (در مقایسه با عدم مصرف آهن)؟
پیشینه
کمبود آهن (کمبود آهن ذخیره شده در بدن) و کمخونی (سطوح پائین هموگلوبین ‐ گلبولهای قرمز سالم ‐ در خون) از مشکلات رایج در سطح جهانی، به ویژه در زنان، است. سطوح پائین آهن در نهایت میتواند باعث کمخونی (کمخونی ناشی از فقر آهن) شود. حدود یک سوم زنان غیر باردار در سراسر جهان دچار کم خونی هستند. این مشکل بیشتر در کشورهای کم درآمد دیده میشود، اما کمبود آهن و کمخونی در زنان در همه زمینهها شایعتر است. کمخونی ناشی از فقر آهن به سلامت و بهزیستی (well‐being) زنان آسیب رسانده و مکملهای آهن ‐ قرص، کپسول، شربت یا قطره حاوی آهن ‐ یک مداخله رایج برای پیشگیری و درمان این بیماری هستند. ما به دنبال بررسی شواهد آهن، مصرف خوراکی آن حداقل به مدت پنج روز در هفته، برای بهبود پیامدهای سلامت در زنان غیر باردار در سنین باروری (زنان در دوره قاعدگی) بودیم.
تاریخ جستوجو
این مرور تا نوامبر ۲۰۱۵ بهروز است.
ویژگیهای مطالعه
مطالعاتی را وارد کردیم که تاثیرات مصرف آهن را در مقایسه با عدم مصرف آن، زمانی که حداقل پنج روز در هفته به زنان در سنین قاعدگی داده شد، مقایسه کردند. تعداد ۶۷ کارآزمایی را شناسایی کردیم که ۸۵۰۶ زن واجد شرایط را برای گنجاندن در مرور انتخاب کردند. اکثر کارآزماییها بین یک و سه ماه به طول انجامیدند. رایجترین نوع آهن مورد استفاده، سولفات آهن ( ferrous sulphate) بود.
نتایج کلیدی
شواهدی را پیدا کردیم که مکملهای آهن شیوع کمخونی و کمبود آهن را کاهش داده، و سطوح هموگلوبین را در خون و در ذخایر آهن افزایش میدهند. مصرف مکمل آهن به وضوح خطر بروز عوارض جانبی، به عنوان مثال، یبوست و درد شکم، را افزایش میدهد.
کیفیت شواهد
شواهدی را با کیفیت بالا یافتیم که آهن هموگلوبین را بهبود میبخشد و در عملکرد روده تغییراتی ایجاد میکند، اما شواهدی را با کیفیت متوسط به دست آوردیم که آهن شیوع کمخونی و کمبود آهن را کاهش میدهد. شواهدی دال بر تاثیرات آهن بر دیگر پیامدها، مانند درد شکم، کیفیت پائینی دارد. هیچ اطلاعاتی در مورد تاثیرات آهن بر مورتالیتی در این گروه جمعیتی وجود ندارد.
انجام مطالعات قطعی بیشتری مورد نیاز است تا مشخص شود مصرف مکملهای آهن به صورت خوراکی برای حداقل پنج روز در هفته تاثیری بر پیامدهای کلیدی مرتبط با سلامت دارد یا خیر.
ما هشت کارآزمایی (۷۰۹ شرکتکننده) را در مطالعه گنجاندیم؛ هفت مطالعه از کشورهای با سطح درآمد متوسط در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین بودند، کشورهایی که کمبود روی در آنها به احتمال زیاد یک مشکل بهداشت عمومی است. چهار کارآزمایی تاثیر غذاهای اصلی غنی شده با روی را با غذاهای غنی نشده مقایسه کردند (مقایسه ۱) و چهار مورد مواد غذایی اصلی غنی شده با روی را در ترکیب با سایر مواد مغذی/عوامل با همان مواد غذایی حاوی همان مواد مغذی یا عوامل بدون روی (مقایسه ۲) مقایسه کردند. مداخلات بین یک تا نه ماه به طول انجامید. اکثر کارآزماییها را با خطر نامشخص یا بالای سوگیری برای تصادفیسازی، اما با خطر پائین سوگیری برای کورسازی و ریزش نمونه (attrition) دستهبندی کردیم. هیچ یک از مطالعات در مقایسه ۱، دادهای برای کمبود روی گزارش نکرد.
غذاهای غنی شده با روی در مقایسه با غذاهای غنی نشده سطوح سرمی یا پلاسمایی روی را افزایش دادند (تفاوت میانگین (MD): ۲,۱۲ میکرومول/لیتر؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۱.۲۵ تا ۳.۰۰ میکرومول/لیتر؛ ۳ مطالعه؛ ۱۵۸ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). شرکتکنندگان مصرف کننده غذاهای غنی شده با روی در برابر مصرف کنندگان غذاهای یکسان بدون روی، خطر یکسانی برای کمبود وزن (میانگین خطر نسبی (RR): ۳.۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۲ تا ۱۸.۳۸؛ ۲ مطالعه؛ ۳۹۷ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین)، و کوتاهی قد (خطر نسبی (RR): ۰.۸۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۲.۱۳؛ ۲ مطالعه؛ ۳۹۷ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین) داشتند. یک کارآزمایی واحد، افزودن روی را به آهن در آرد گندم بررسی کرد و کاهشی در نسبت کمبود روی نیافت (RR: ۰.۱۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۳.۹۴؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). تفاوتی در سطوح روی سرم یا پلاسما در شرکتکنندگانی که غذاهای غنی شده را با روی و دیگر ریزمغذیها مصرف میکردند، در مقایسه با گروهی که همان غذاها را که فقط روی به آنها اضافه شده بود مصرف میکردند، نیافتیم (MD: ۰.۰۳ میکرومول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۷‐ تا ۰.۷۲ میکرومول/لیتر؛ ۴ مطالعه؛ ۲۵۰ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). در مقایسه ۲ هیچ یک از کارآزماییها اطلاعاتی درباره کمبود وزن یا کوتاهی قد ارائه نکردند.
هیچ عوارض جانبی ناشی از غنیسازی مواد غذایی با روی بر شاخصهای آهن یا مس گزارش نشد.
پیشینه
اعتقاد بر این است که کمبود روی در سطح جهان، به ویژه در کودکان و زنان کشورهای با سطح درآمد پائین و متوسط گسترده است. مواد غذایی غلاتمحور غنی از فیبرهای غذایی و فیتاتها هستند، که باعث کاهش جذب روی از روده میشوند. از آنجایی که افراد خانوادههای کمدرآمد مقدار زیادی غذای غلاتمحور میخورند، با احتمال بیشتر به کمبود روی مبتلا میشوند. غنیسازی مواد خوراکی اساسی شایع با روی به تنهایی یا در ترکیب با سایر ویتامینها و مواد معدنی به عنوان یک مداخله برای افزایش مصرف روی در جمعیتی که این غذاها را مصرف میکنند، پیشنهاد شده است.
سوال مطالعه مروری
ما تاثیرات غنیسازی مواد غذایی اصلی را با روی بر سطح روی خون و پیامدهای مرتبط با سلامت در جمعیت عمومی بالاتر از دو سال بررسی کردیم.
ویژگیهای مطالعه
ما هشت کارآزمایی (۷۰۹ شرکتکننده) را در مطالعه گنجاندیم؛ هفت مطالعه از کشورهای با سطح درآمد متوسط در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین بودند، کشورهایی که کمبود روی در آنها به احتمال زیاد یک مشکل بهداشت عمومی است.
نتایج کلیدی و کیفیت شواهد
تاثیر غنیسازی مواد غذایی با روی در بروز کمبود روی نامطمئن است. غنیسازی مواد غذایی با روی در صورتی که تنها ریزمغذی مورد استفاده برای غنیسازی باشد، ممکن است باعث بهبود اندکی در سطح روی خون در جمعیت شود. روی اضافه شده به غذا در ترکیب با دیگر ریزمغذیها ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در سطوح روی خون ایجاد کند. غنیسازی مواد غذایی با روی ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در بروز کمبود وزن یا کوتاهی قد ایجاد کند. تاثیرات غنیسازی مواد غذایی با روی بر دیگر پیامدها، از جمله لاغری و وزن/قد، ناشناخته است. غنیسازی مواد غذایی با روی به نظر نمیرسد عوارض جانبی بر شاخصهای آهن یا مس داشته باشد. اغلب مطالعات وارد شده در این مرور دارای تعداد کمی شرکتکننده بوده و در معرض خطر پائین یا نامشخص سوگیری (bias) قضاوت شدند. همچنین برخی از تناقضات در نتایج مطالعات مختلف وجود داشت.
دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم به ارزیابی واجد شرایط بودن کارآزماییها برای ورود به مرور، خطر سوگیری (bias) و استخراج دادهها پرداخته و دقت آنها را بررسی کردند. از رویکرد درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای ارزیابی کیفیت شواهد مربوط به پیامدهای اولیه استفاده کردیم.
ما پیشبینی کردیم که ناهمگونی زیادی میان کارآزماییها وجود داشته باشد، نتایج کارآزماییها را با استفاده از مدلهای اثرات‐تصادفی تجمیع کرده و در تفسیر نتایج تجمعی با احتیاط عمل کردیم.
۱۴ مطالعه را وارد مرور و ۴۸ مطالعه را از آن خارج کردیم. پنج مطالعه را شناسایی کردیم که در حال اجرا بوده یا منتشر نشده بودند و دو مطالعه در انتظار طبقهبندی هستند. از دادههای مربوط به یازده کارآزمایی شامل بیش از ۲۷۰۰ زن برای مقایسهها در این مرور استفاده شد (در سه کارآزمایی، پیامدهای اولیه یا ثانویه گزارش نشده بودند).
پیامدهای اولیه مادر
مکمل ید احتمال بروز عارضه جانبی هیپرتیروئیدیسم (hyperthyroidism) را پس از زایمان تا ۶۸% کاهش داد (میانگین خطر نسبی (RR): ۰,۳۲؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۱۱ تا ۰.۹۱؛ سه کارآزمایی؛ در حالتهای کمبود خفیف ید تا متوسط؛ ۵۴۳ زن؛ عدم ناهمگونی آماری؛ شواهد با کیفیت پائین) و احتمال بروز عارضه جانبی عدم تحمل گوارشی (digestive intolerance) را در دوره بارداری تا ۱۵ برابر افزایش میدهد (میانگین RR؛ ۱۵.۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۰۷ تا ۱۱۳.۷۰؛ یک کارآزمایی؛ در حالت کمبود خفیف ید؛ ۷۶ زن؛ عدم ناهمگونی آماری؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین).
هیچ تفاوت آشکاری میان گروهها به لحاظ هیپوتیروئیدیسم در دوره بارداری یا پس از زایمان (بارداری: میانگین RR؛ ۱,۹۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۷ تا ۶.۳۸؛ یک کارآزمایی؛ ۳۶۵ زن؛ شواهد با کیفیت پائین؛ و پس از زایمان: میانگین RR؛ ۰.۴۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۶ تا ۳.۴۲؛ سه کارآزمایی؛ ۵۴۰ زن؛ عدم ناهمگونی آماری؛ شواهد با کیفیت پائین)، زایمان زودرس (preterm birth) (میانگین RR؛ ۰.۷۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۰ تا ۱.۶۶؛ دو کارآزمایی؛ ۳۷۶ زن؛ ناهمگونی آماری؛ شواهد با کیفیت پائین) یا عوارض جانبی مادر مربوط به افزایش سطح آنتیبادیهای تیروئید پراکسیداز (thyroid peroxidase antibodies; TPO‐ab) در دوره بارداری یا پس از زایمان (میانگین RR؛ ۰.۹۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۲.۰۷؛ یک کارآزمایی؛ ۳۵۹ زن؛ شواهد با کیفیت پائین؛ میانگین RR؛ ۱.۰۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۱.۳۰؛ سه کارآزمایی؛ ۳۹۷ زن؛ عدم ناهمگونی آماری؛ شواهد با کیفیت پائین) یا هیپرتیروئیدیسم در دوره بارداری (میانگین RR؛ ۱.۹۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۷ تا ۶.۳۸؛ یک کارآزمایی؛ ۳۶۵ زن؛ شواهد با کیفیت پائین) وجود نداشت. تمامی کارآزماییهایی که از دادههای آنها برای این پیامدها استفاده شده بود، در شرایطی به اجرا درآمده بودند که کمبود خفیف تا متوسط ید بود.
پیامدهای اولیه نوزاد/کودک
احتمال بروز مورتالیتی پریناتال (perinatal) در افرادی که مکملهای ید دریافت کرده بودند، در مقایسه با افرادی که ید دریافت نکرده بودند، به میزان ۳۴% کمتر بود، اما این تفاوت دارای اهمیت آماری نبود (میانگین RR؛ ۰,۶۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۲ تا ۱.۰۳؛ دو کارآزمایی؛ ۴۵۷ ارزیابی؛ شواهد با کیفیت پائین). تمامی مرگومیرهای پریناتال در یک کارآزمایی اجرا شده در حالت کمبود ید شدید، اتفاق افتاده بود. تفاوت آشکاری میان گروهها به لحاظ وزن پائین هنگام تولد (میانگین RR؛ ۰.۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۶ تا ۲۳.۱؛ دو کارآزمایی؛ ۳۷۷ نوزاد؛ عدم ناهمگونی آماری؛ شواهد با کیفیت پائین)، هیپوتیروئیدیسم نوزادی/افزایش هورمون تحریک کننده تیروئید (thyroid‐stimulating hormone; TSH) (میانگین RR؛ ۰.۵۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۱ تا ۳.۱۲؛ دو کارآزمایی؛ ۲۶۰ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) یا بروز عارضه جانبی مبنی بر افزایش سطح آنتیبادیهای تیروئید پراکسیداز (TPO‐ab) مربوط به نوزاد (میانگین RR؛ ۰.۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷ تا ۵.۷۰، یک کارآزمایی؛ ۱۰۸ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) وجود نداشت. تمامی کارآزماییهایی که از دادههای آنها برای این پیامدها استفاده شد، در نواحیای به اجرا درآمده بودند که کمبود ید در آنجا خفیف تا متوسط بود. هیچ کارآزمایی هیپوتیروئیدیسم/TSH افزایش یافته یا هر گونه عارضه جانبی پس از دوره نوزادی را گزارش نکرده بود.
دادههای کافی برای نتیجهگیری معنیدار درباره مزایا و مضرات مکمل روتین ید در زنان پیش از بارداری، حین یا پس از بارداری وجود ندارند. شواهد در دسترس نشان میدهند که مکمل ید احتمال هیپوتیروئیدیسم پس از زایمان را کاهش و احتمال بروز عارضه جانبی عدم تحمل گوارشی را در دوره بارداری افزایش میدهد ‐ هر دو عوارض جانبی بالقوه را بررسی کرده بودند. با این حال، به دلیل محدودیتهای مربوط به طرح مطالعه و فواصل اطمینان زیاد، کیفیت شواهد مربوط به این پیامدها را در سطح پائین یا بسیار پائین در نظر گرفتیم. به علاوه، به دلیل محدود بودن تعداد کارآزماییها و زنان وارد شده به متاآنالیز ما، این یافتهها باید با احتیاط تفسیر شوند. هیچ تاثیر آشکاری روی سایر پیامدهای مهم مادر یا کودک وجود نداشت، گرچه این یافتهها نیز به دلیل محدود بودن دادهها و پائین بودن کیفیت کارآزماییها، باید با احتیاط تفسیر شوند. به علاوه، تقریبا تمامی این شواهد در شرایطی حاصل شدند که کمبود ید در آنجا خفیف یا متوسط بود، بنابراین این شواهد ممکن است در شرایط کمبود ید شدید کاربردی نباشند.
به کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده با کیفیت بالا درباره تاثیر مکمل ید پیش از بارداری، حین بارداری و پس از آن روی پیامدهای مربوط به مادر و نوزاد/کودک نیاز است. با وجود این، مقایسه ید با دارونما (placebo) یا عدم درمان در حالت کمبود شدید غیر‐اخلاقی است. اجرای کارآزمایی ممکن است در شرایطی که زنان باردار و شیرده (lactating) معمولا از مکملهای پریناتال با ید (prenatal supplements with iodine) استفاده میکنند، امکانپذیر نباشد. اطلاعاتی درباره زمانبندی بهینه استفاده و نیز دوز و رژیمهای مکمل مورد نیاز است. کارآزماییهای آتی بهتر است پیامدهای این مرور را بررسی کرده و کودکان را پس از دوره نوزادی پیگیری نمایند. کارآزماییهای آتی بهتر است دارای حجم نمونه کافی بوده، عوارض جانبی بالقوه (شامل ماهیت و میزان عدم تحملپذیری گوارشی) را ارزیابی کرده و به روشی گزارش شوند که امکان ارزیابی خطر سوگیری، استخراج کامل دادهها و تجزیهوتحلیل زیر‐گروههای مشخص شده در این مرور را فراهم کنند.
موضوع چیست؟
تخمین زده میشود که بیش از ۸,۱ بیلیون نفر در سراسر جهان در رژیم غذایی خود به میزان کافی ید (iodine) دریافت نمیکنند. این امر آنها را در معرض خطر ابتلا به کمبود ید قرار میدهد، ید یک ماده مغذی ضروری است که در مقادیر اندک برای ساخت هورمون تیروئید (thyroid hormones) در بدن مورد نیاز است. سازمان جهانی بهداشت (WHO) توصیه میکند که ید برای پیشگیری از مشکلاتی که به دنبال کمبود ید بروز میکنند، به نمک افزوده شود. زنان باردار یا شیرده به مقادیر بیشتری از ید نیاز دارند که به این دلیل آنها را در معرض خطر بالاتری از نظر ابتلا به کمبود ید قرار میدهد. شیر موجود در پستان برای نوزاد حاوی ید است.
چرا این موضوع مهم است؟
از آنجایی که هورمونهای تیروئیدی که توسط مادر ساخته میشود (و توسط نوزاد به موازات پیشروی بارداری) برای رشد و تکامل نوزاد و تنظیم و تکامل مغز و سیستم عصبی او ضروری است، کارکرد تیروئید در دوره بارداری افزایش مییابد. بافتهای عصبی از هفته دوم بارداری شروع به تکامل میکنند. اگر ذخایر ید در بدن زنان در دوره بارداری محدود باشد یا نوزادان در طول دوره کودکی مقادیر بسیار کمی از این ماده را دریافت کنند، آنگاه آسیب حاصله ممکن است برگشتناپذیر (irreversible) باشد. پژوهشها نشان میدهد کمبود شدید ید میتواند رشد فیزیکی نرمال کودکان را دچار وقفه کرده و نیز روند نرمال تکاملی مغز را دچار آسیب نموده و منجر به کاهش ضریب هوشی (intelligence quotients) شود. اطلاعات کمتری درباره عواقب کمبود خفیف یا متوسط ید وجود دارد. مقادیر بسیار زیاد ید نیز میتواند به مادران و نوزادان آسیب رسانده و تاثیرات منفی (به عنوان مثال ایجاد پرکاری تیروئید) روی آنها بر جای بگذارد.
اگرچه نمک منبع اصلی متداول برای دریافت ید است، گروههای متخصص پزشکی توصیه میکنند که زنان در بسیاری از کشورها برای کمک به اطمینان از تامین نیاز ایشان به ید، حین بارداری و پس از آن از مکملهای ید استفاده کنند.
ما چه شواهدی به دست آوردیم؟
در نوامبر ۲۰۱۶ برای دستیابی به شواهد به جستوجو پرداخته و ۱۴ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را درباره مکملهای ید در اشکال قرص، کپسول و قطره یا به صورت تزریقی پیش، حین و پس از بارداری شناسایی کردیم. از یافتههای به دست آمده از یازده کارآزمایی با بیش از ۲۷۰۰ زن در این مرور استفاده شد. هشت کارآزمایی به مقایسه ید با عدم درمان یا یک دارونما (placebo) و سه کارآزمایی به مقایسه ید به صورت ترکیب شده با سایر ویتامینها و مواد معدنی در برابر ویتامینها و مواد معدنی به تنهایی پرداخته بودند.
احتمال بروز تاثیر ناخواسته هیپرتیروئیدیسم (hyperthyroidism) (پرکاری غده تیروئید) پس از زایمان (سه کارآزمایی، ۵۴۳ زن) در زنانی که مکملهای ید دریافت کرده بودند کمتر، اما احتمال ابتلا به تهوع یا استفراغ در دوره بارداری (یک کارآزمایی، ۷۶ زن) در این گروه در مقایسه با زنانی که ید دریافت نکرده بودند، بیشتر بود. یک کارآزمایی (۳۶۵ زن) هیچ تفاوتی را از نظر تعداد زنان مبتلا شده به پرکاری غده تیروئید (overactive thyroid gland) در دوره بارداری به دست نداد. تعداد زنان مبتلا شده به کمکاری غده تیروئید (underactive thyroid gland (hypothyroidism)) در زنانی که ید دریافت کرده بودند، حین بارداری (یک کارآزمایی، ۳۶۵ زن) یا پس از تولد نوزاد (سه کارآزمایی شامل ۵۴۰ زن) به طور شفاف تفاوتی نداشت. تعداد مشابهی از زنان حین بارداری (یک کارآزمایی، ۳۵۹ زن) و پس از تولد نوزاد (سه کارآزمایی، ۳۹۷ زن) دچار افزایش سطح آنتیبادیهای تیروئید (thyroid antibodies) شدند. ما هیچ تفاوتی میان زنانی که مکملهای حاوی ید دریافت کرده بودند و آنهایی که دریافت نکرده بودند به لحاظ زایمان زودرس (preterm births) (دو کارآزمایی، ۳۷۶ زن)، یا مرگومیرهای بدو تولد (دو کارازمایی، ۴۵۷ زن)، وزن پائین هنگام تولد (دو کارآزمایی، ۳۷۷ زن)، نوزادان متولد شده با کمکاری غده تیروئید (دو کارآزمایی، ۲۶۰ زن) یا با آنتیبادیهای تیروئید افزایش یافته (یک کارآزمایی،۱۰۸ نوزاد) به دست نیاوردیم.
کیفیت شواهد عمدتا به دلیل محدود بودن تعداد کارآزماییهای مربوط به هر پیامد یا محدودیتهای مربوط به طرح مطالعه پائین تا بسیار پائین بود. بیشتر یافتهها از یک یا دو کارآزمایی به دست آمده بودند و تعداد کمی از زنان را شامل میشدند. این بدان معناست که ما به نتایج اطمینان کامل نداریم.
این یافتهها چه معنایی دارد؟
مزایا و مضرات بالقوه هر نوع مداخله باید به عنوان بخشی از فرآیند تصمیمگیری درباره استفاده یا عدم استفاده از آن سنجیده شود. مرور کاکرین ما خلاصهای از شواهد را به دست داد اما دادهها برای هرگونه نتیجهگیری معنیدار درباره مزایا و مضرات مکمل روتین ید در زنان پیش، حین یا پس از بارداری کافی نبود. اطلاعات محدودی که ما به دست آوردیم نشان میدهد مکمل ید دارای مزایا و خطراتی است. پژوهش بیشتر، تاثیرات و ایمنی این مداخله را آشکار خواهد کرد. پژوهشهای آتی بهتر است از طرحهای کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شدهای استفاده نمایند که کاربردی و اخلاقمدار بوده و پیامدهای استفاده شده در این مرور را دربرگیرند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb