جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای Lena Al-Khudairy

Emma Loveman، Lena Al-Khudairy، Rebecca E Johnson، Wendy Robertson، Jill L Colquitt، Emma L Mead، Louisa J Ells، Maria-Inti Metzendorf، Karen Rees،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه
چاقی و اضافه‐وزن دوران کودکی و نوجوانی در سراسر جهان افزایش یافته و با عوارض سلامت کوتاه‐مدت و طولانی‐مدت همراه است.
اهداف
بررسی اثربخشی رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری مخصوص والدین برای درمان چاقی و اضافه‐وزن در کودکان با سن ۵ تا ۱۱ سال.
روش های جستجو
یک جست‌وجوی سیستماتیک در منابع علمی بانک‌های اطلاعاتی شامل کتابخانه کاکرین (Cochrane Library)؛ MEDLINE؛ EMBASE؛ PsycINFO؛ CINAHL و LILACS و نیز پایگاه‌های ثبت کارآزمایی، انجام دادیم. منابع کارآزمایی‌های شناسایی شده و مرورهای سیستماتیک را بررسی کردیم. هیچ محدودیت زبانی اعمال نکردیم. تاریخ آخرین جست‌وجو برای تمامی بانک‌های اطلاعاتی، مارچ ۲۰۱۵ بود.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در مورد رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری مخصوص والدین برای درمان اضافه‐وزن یا چاقی در کودکان با سن ۵ تا ۱۱ سال وارد کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای خطر سوگیری (bias) بررسی کرده و به طور کلی کیفیت مطالعه را با استفاده از روش‌های درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردند. در صورت لزوم، برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر با نویسندگان تماس گرفتیم.
نتایج اصلی

RCT ۲۰ با ۳۰۵۷ شرکت‌کننده را وارد مرور کردیم. تعداد شرکت‏‌کنندگان به ازای هر کارآزمایی بین ۱۵ تا ۶۴۵ نفر بود. مدت پیگیری بین ۲۴ هفته تا دو سال بود. هجده کارآزمایی RCTهای موازی و دو کارآزمایی، RCT‌های خوشه‌ای بودند. دوازده RCT، دو مورد مقایسه و هشت RCT، سه مورد مقایسه داشتند. مداخلات به طور گسترده‌ای متفاوت بودند و مدت، محتوی و پیگیری مداخلات ناهمگون بود. مقایسه کننده‌ها نیز متفاوت بودند. این مرور، مقایسه‌ها را به چهار دسته تقسیم کرد: والد به تنهایی در برابر والد‐کودک، والد به تنهایی در برابر کنترل‌های لیست انتظار، والد به تنهایی در برابر حداقل مداخلات تماسی و والد به تنهایی در برابر دیگر مداخلات والد به تنهایی.

کیفیت کارآزمایی به طور کلی پائین در نظر گرفته شد و بخش بزرگی از کارآزمایی‌ها، خطر سوگیری بالایی در خطر معیارهای تکی سوگیری داشت.

در کارآزمایی‌هایی که مداخله مخصوص والدین با مداخله والدین‐کودک مقایسه شد، تغییر امتیاز Z شاخص توده بدنی (body mass index; BMI)، تفاوت میانگین (MD) به اندازه ۰,۰۴‐ را در طولانی‌ترین دوره پیگیری (۱۰ تا ۲۴ ماه) نشان داد (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۱۵‐ تا ۰.۰۸؛ P = ۰.۵۶؛ ۲۶۷ شرکت‌کننده؛ ۳ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین). در کارآزمایی که مداخله مخصوص والدین را با کنترل فهرست انتظار مقایسه می کرد، تغییر امتیاز Z در BMI به نفع مداخله مخصوص والدین در طولانی‌ترین دوره پیگیری (۱۰‐۱۲ ماه)، MD برابر ۰.۱۰‐ بود (۹۵% CI؛ ۰.۱۹‐ تا ۰.۰۱)؛ ۰.۰۴ = P؛ ۱۳۶ شرکت‌کننده؛ ۲ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین). تغییر امتیاز Z در BMI در مداخلات مخصوص والدین وقتی که با حداقل مداخلات کنترل تماس در طولانی‌ترین دوره پیگیری (۹ تا ۱۲ ماه) مقایسه شدند، MD برابر ۰.۰۱ را نشان داد (۹۵% CI؛ ۰.۰۷‐ تا ۰.۰۹؛ ۰.۸۱ = P؛ ۱۶۵ شرکت‌کننده؛ ۱ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین). شباهت‌های کمی بین مداخلات و مقایسه‌ها در کارآزمایی‌های وارد شده در مداخلات مخصوص والدین در برابر دیگر مداخلات مخصوص والدین وجود داشت و این داده‌ها را با هم یکی نکردیم. به طور کلی، این کارآزمایی‌ها هیچ تفاوت چشم‌گیری بین گروه‌های مربوطه مخصوص والدین در پیامدهای BMI نشان ندادند.

پیامدهای دیگر از قبیل ارزیابی‌های رفتاری، ارتباط والدین و کودک و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به صورت متناقض گزارش شدند. عوارض جانبی این مداخلات به طور کلی گزارش نشد و دو کارآزمایی نشان دادند که هیچ عارضه جانبی جدی وجود ندارد. هیچ کارآزمایی مورتالیتی به هر علتی، موربیدیتی یا تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی را گزارش نکرد.

به دلیل کیفیت پائین، مقایسه کننده‌ها و مداخلات ناهمگون و نرخ‌های بالای عدم تکمیل، ضروری است که همه نتایج با احتیاط تفسیر شوند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
مداخلات مخصوص والدین می‌تواند گزینه درمانی موثری برای کودکان مبتلا به اضافه‐وزن یا چاقی با سن ۵ تا ۱۱ سال باشد، وقتی که با کنترل‌های فهرست انتظار مقایسه می‌شود. مداخلات مخصوص والدین در مقایسه با مداخلات مخصوص کودکان و در مقایسه با حداقل کنترل‌های تماس تاثیرات مشابهی دارد. با این حال، شواهد در حال حاضر محدود است؛ برخی از کارآزمایی‌ها خطر سوگیری بالایی داشتند و از دست دادن پیگیری موضوعی خاص بود و شواهدی برای چندین پیامد مهم وجود نداشت. این مرور سیستماتیک، ۱۰ کارآزمایی در حال انجام را شناسایی کرده است که دارای یک بازوی فقط والدین هستند که به نسخه‌های به‌روز بعدی کمک خواهند کرد. این کارآزمایی‌ها می‌تواند اعتبار آنالیزها را با نوع مقایسه کننده بهبود ببخشد و به وسیله مولفه مداخله و موقعیت اجازه تجزیه‌وتحلیل زیر‐گروه داده شود. گزارش‌های کارآزمایی باید جزئیات مناسبی را درباره مداخلاتی که قرار است توسط دیگران تکرار شوند، ارائه دهند. انجام و گزارش آنالیز هزینه‐اثربخشی در کارآزمایی‌های آتی به جهت تعیین اینکه مداخلات مخصوص والدین نسبت به مداخلات مخصوص کودکان هزینه‐اثربخش‌تر است یا خیر، ضروری است.
خلاصه به زبان ساده

مداخلات مخصوص والدین برای اضافه‐وزن یا چاقی دوران کودکی در کودکان با سن ۵ تا ۱۱ سال

سوال مطالعه مروری

مداخلات رژیم غذایی، فعالیتی و رفتاری مخصوص والدین در کاهش وزن کودکان مبتلا به اضافه‐وزن و چاقی تا چه اندازه موثر است؟

پیشینه

در سراسر جهان تعداد کودکان مبتلا به اضافه‐وزن و چاق در حال افزایش است. این کودکان به احتمال بیشتری در همان دوران کودکی یا در آینده دچار مشکلات سلامت خواهند شد. والدین می‌توانند نقش مهمی در مشخص کردن تغذیه کودک داشته باشند. در مورد اینکه کمک به والدین برای ایجاد تغییر در رژیم خانواده و سبک زندگی می‌تواند این مشکل را برطرف کند یا خیر، مطالعات بیشتری مورد نیاز است.

ویژگی‌های مطالعه

۲۰ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (مطالعات بالینی که افراد در آنها به طور تصادفی در یکی از دو یا چند گروه درمانی قرار می‌گیرند) را گرد آوردیم که درمان‌های رژیمی، فعالیتی و رفتاری (عادت‌های تغییر یا بهبود یافته) را با انواع گروه‌های کنترل (افرادی که هیچ درمانی نگرفتند) در ارتباط با والدین ۳۰۵۷ کودک (با سن ۵ تا ۱۱ سال) مقایسه کردند. شباهت‌های کمی بین کارآزمایی‌ها از لحاظ ماهیت و نوع مداخله مورد استفاده وجود داشت. کارآزمایی‌ها را بر اساس نوع مقایسه گروه‌بندی کردیم. مرور سیستماتیک ما تاثیرات مداخلات مخصوص والدین را در مقایسه با مداخلات والدین و کودک، کنترل‌های فهرست انتظار (یعنی مداخله تا زمان پایان کارآزمایی به تعویق انداخته می‌شود)، دیگر مداخلات دارای ارتباط یا اطلاعات حداقلی و انواع دیگر مداخلات مخصوص والدین گزارش کرد. کودکان تحت‌نظر در کارآزمایی‌های وارد شده برای شش ماه تا دو سال تحت کنترل بودند (که پیگیری نامیده می‌شود). این شواهد تا مارچ ۲۰۱۵ به‌روز است.

نتایج کلیدی

بیشترین پیامد گزارش شده به صورت شاخص توده بدنی (body mass index; BMI) بود. BMI معیاری از میزان چربی بدن است و با اندازه‌گیری وزن (بر حسب کیلوگرم) تقسیم بر قد به توان دو (به متر) به دست می‌آید (kg/m۲). این مطالعات، BMI را با محاسبه جنس، وزن و قد با بزرگ شدن کودک اندازه‌گیری کردند (مانند نمره z در BMI و صدک BMI).

در مقایسه با کنترل لیست انتظار، شواهد محدودی وجود داشت که نشان می‌داد مداخلات والدین به کاهش BMI کمک می‌کرد. در بررسی طولانی‌ترین دوره‌های پیگیری کارآزمایی‌های وارد شده، شواهد محکمی مبنی بر مزیت یا مضرات مداخلات فقط والدین در مقایسه با مداخلات والدین و کودک، یا در مقایسه با اطلاعات محدود، پیدا نکردیم. این مرور داده بسیار کمی در مورد چگونگی مقایسه انواع مختلف مداخلات والدین یافت. هیچ کارآزمایی، مرگ‌ومیر به هر علتی، بیماری و تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی را گزارش نکرد (مثلا اینکه هزینه مداخلات مخصوص والدین نسبت به مداخلات کودک و والدین کمتر است یا خیر). دو کارآزمایی عوارض جانبی نه چندان جدی را گزارش کردند و بقیه کارآزمایی‌ها هیچ موردی از عوارض جانبی را گزارش نکردند. اطلاعات در مورد روابط والدین و کودک و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به ندرت گزارش شد.

کیفیت شواهد

کیفیت کلی شواهد پائین بود، به دلیل اینکه کارآزمایی‌های کمی به ازای هر ارزیابی وجود داشت یا تعداد کودکانی که گردآوری شدند، کم بود. علاوه بر این، بسیاری از کودکان پیش از پایان کار، کارآزمایی را ترک کردند.


Lena Al-Khudairy، Louise Hartley، Christine Clar، Nadine Flowers، Lee Hooper، Karen Rees،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه
چربی‌های امگا‐۶ چربی‌های چند‐زنجیره‌ای اشباع نشده حیاتی برای بسیاری از عملکردهای فیزیولوژیک هستند، اما تاثیر آنها بر خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی (cardiovascular disease; CVD) مورد بحث است.
اهداف
ارزیابی تاثیرات افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ (اسید لینولئیک (linoleic acid; LA)، گاما‐لینولنیک اسید (gamma‐linolenic acid; GLA)، دی‌هومو‐گاما‐لینولنیک اسید (dihomo‐gamma‐linolenic acid; DGLA) و آراشیدونیک اسید (arachidonic acid; AA)) بر میزان مورتالیتی ناشی از CVD و مورتالیتی به هر علتی.
روش های جستجو
تا ماه می ۲۰۱۷، در CENTRAL؛ MEDLINE و Embase و تا سپتامبر ۲۰۱۶ در clinicaltrials.gov و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت، بدون اعمال محدودیت زبانی، به جست‌وجو پرداختیم. کارآزمایی‌هایی را بررسی کردیم که در مرورهای سیستماتیک مرتبط وارد شدند.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که به مقایسه مصرف زیاد و کم چربی امگا‐۶ در بزرگسالان با یا بدون CVD پرداخته و تاثیرات آن را برای حداقل ۱۲ ماه بررسی کردند. جست‌وجوی ما شامل متون کامل، چکیده‌ها، کارآزمایی‌های ثبت شده و مطالعات منتشر نشده بود. پیامدها عبارت بودند از: مورتالیتی به هر علتی، مورتالیتی ناشی از CVD، رویدادهای CVD، عوامل خطر (چربی خون، چاقی، فشار خون) و حوادث جانبی بالقوه. کارآزمایی‌هایی را که در آنها نتوانستیم تاثیرات چربی امگا‐۶ را از سایر رژیم‌های غذایی، شیوه زندگی یا مداخلات دارویی جدا کنیم، از مرور خارج کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده به‌طور جداگانه به بررسی عناوین/چکیده‌ها پرداختند و کارآزمایی‌ها را از نظر واجد شرایط بودن بررسی کردند، داده‌ها را استخراج و خطر وجود سوگیری (bias) را در کارآزمایی‌های وارد شده ارزیابی کردند. با نویسندگان مطالعات وارد شده مکاتبه کردیم. برای تجزیه‌وتحلیل‌های مربوط به متاآنالیز از تحلیل اثرات تصادفی استفاده کردیم، در حالی که در تجزیه‌وتحلیل مربوط به حساسیت از تجزیه‌وتحلیل‌های اثر ثابت استفاده کرده و تجزیه‌وتحلیل‌ها را به کارآزمایی‌هایی که خطر کلی سوگیری در آنها پائین بود، محدود کردیم. برای جداول «خلاصه یافته‌ها» کیفیت شواهد را با استفاده از سیستم درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردیم.
نتایج اصلی

ما ۱۹ RCT را با مجموع ۶۴۶۱ شرکت‌کننده وارد کردیم که به مدت یک تا هشت سال پیگیری شدند. در هفت کارآزمایی، تاثیرات GLA مکمل و در ۱۲ کارآزمایی تاثیرات LA بررسی شدند، هیچ‌یک از کارآزمایی‌ها تاثیرات DGLA یا AA را بررسی نکردند؛ چربی‌های امگا‐۶ عموما جایگزین چربی‌های اشباع شده یا چربی‌های تک‐زنجیره‌ای غیر‐اشباع شده بودند. خطر کلی سوگیری را در سه RCT پائین ارزیابی کردیم.

پیامدهای اولیه : به شواهدی با کیفیت پائین دست پیدا کردیم که افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در مورتالیتی به هر علتی (خطر نسبی (RR): ۱,۰۰؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۸۸ تا ۱.۱۲؛ ۷۴۰ مورد مرگ‌ومیر؛ ۴۵۰۶ فرد تصادفی‌سازی شده؛ ۱۰ کارآزمایی) یا رویدادهای CVD (RR: ۰,۹۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۱.۱۵؛ ۱۴۰۴ مورد از ۴۹۶۲ فرد تصادفی‌سازی شده دچار این رویدادها شدند؛ ۷ کارآزمایی) ایجاد کند. ما مطمئن نیستیم که تاثیرات مصرف چربی‌های امگا‐۶ بر میزان مورتالیتی ناشی از CVD (RR: ۱,۰۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۶ تا ۱.۵۵؛ ۴۷۲ مورد مرگ‌ومیر؛ ۴۰۱۹ فرد تصادفی‌سازی شده؛ ۷ کارآزمایی)، بیماری‌های شریان کرونر (RR: ۰,۸۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۶ تا ۱.۱۷؛ ۱۰۵۹ نفر از ۳۹۹۷ فرد تصادفی‌سازی شده دچار عارضه شدند؛ ۷ کارآزمایی)، حوادث جانبی مهم قلبی و مغزی‌عروقی (RR ۰,۸۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۹ تا ۱.۲۰، ۸۱۷ رویداد، ۲۸۷۹ شرکت‌کننده، ۲ کارآزمایی) یا سکته مغزی (RR: ۱,۳۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۵ تا ۴.۱۱؛ ۵۴ رویداد؛ ۳۷۳۰ شرکت‌کننده؛ ۴ کارآزمایی) افزایش می‌یابد، چرا که کیفیت این شواهد را بسیار پائین برآورد کردیم. ما هیچ شواهدی را مبنی بر تاثیرات دوز‐پاسخ یا مدت زمان اعمال مداخله برای هیچ‌یک از پیامدهای اولیه پیدا نکردیم، اما پیشنهادهایی برای محافظت بیش‌تر در شرکت‌کنندگانی وجود داشت که مصرف پایه امگا‐۶ آنها کم بود.

پیامدهای کلیدی بیش‌تر : ما متوجه شدیم افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶می‌تواند خطر ابتلا به انفارکتوس میوکارد (myocardial infarction; MI) را کاهش دهد (RR: ۰,۸۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۶ تا ۱.۰۲؛ ۶۰۹ رویداد؛ ۴۶۰۶ شرکت‌کننده؛ ۷ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین). شواهدی با کیفیت بالا نشان می‌دهد افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ در طولانی‌مدتمیزان کلسترول تام سرم را اندکی کاهش می‌دهد (تفاوت میانگین (MD): ۰,۳۳‐ میلی‌مول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۰‐ تا ۱۶.۰‐؛ I۲ = ۸۱%؛ ناهمگونی تا حدی تحت تاثیر دوز است، ۴۲۸۰ شرکت‌کننده؛ ۱۰ کارآزمایی). افزایش امگا‐۶ احتمالا تاثیری اندک یا عدم تاثیر در چاقی (MD شاخص توده بدن (body mass index; BMI): ۰,۲۰‐ کیلوگرم/متر۲؛ ۹۵% CI؛ ۰,۵۶‐ تا ۰.۱۶؛ ۳۷۱ شرکت‌کننده؛ ۱ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت متوسط). ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در میزان تری‌گلیسیرید سرم (MD؛ ۰,۰۱‐ میلی‌مول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۳‐ تا ۰.۲۱؛ ۸۳۴ شرکت‌کننده؛ ۵ کارآزمایی)، میزان HDL (MD؛ ۰,۰۱‐ میلی‌مول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۳‐ تا ۰.۰۲؛ ۱۹۹۵ شرکت‌کننده؛ ۴ کارآزمایی) یا میزان لیپوپروتئین با چگالی پائین (MD؛ ۰,۰۴‐ میلی‌مول/لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۱‐ تا ۰.۱۴؛ ۲۴۴ شرکت‌کننده؛ ۲ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین) ایجاد کند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این گسترده‌ترین ارزیابی سیستماتیک از تاثیرات چربی‌های امگا‐۶ بر سلامت قلبی‌عروقی، مورتالیتی، چربی‌ها و چاقی تا به امروز است، که با استفاده از داده‌هایی صورت گرفته که پیش از این منتشر نشده‌اند. ما هیچ شواهدی را نیافتیم مبنی بر اینکه افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ بتواند پیامدهای قلبی‌عروقی را، به غیر از MI، کاهش دهد، در حالی که برای پیشگیری از ابتلای ۱ نفر به MI لازم است ۵۳ نفر افزایش مصرف چربی امگا‐۶ داشته باشند. با وجودی که مزایای چربی‌های امگا‐۶ هنوز تایید نشده، افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ ممکن است در افرادی که در معرض خطر ابتلا به MI هستند مفید باشد. افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ باعث کاهش کلسترول تام سرم می‌شود اما تاثیری بر سایر فاکتورهای چربی خون یا چاقی ندارد.
خلاصه به زبان ساده

نقش چربی‌های امگا‐۶ در پیشگیری و درمان بیماری‌های قلبی و گردش خون

سوال مطالعه مروری

ما به بررسی کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی شده‌ای (شرکت‌کنندگان برای قرار گرفتن در هر دو گروه درمان شانس یکسان دارند) پرداختیم که به مقایسه تاثیرات مصرف زیاد و کم چربی‌های امگا‐۶ بر مرگ‌ومیرها و بیماری‌های قلبی و گردش خون (بیماری‌های قلبی‌عروقی (cardiovascular diseases; CVD)، شامل حملات قلبی و سکته مغزی) پرداختند.

پیشینه

چربی‌های امگا‐۶ ضروری هستند، که لازم است مقادیری از آن را از مواد غذایی به دست آوریم. آنها برای تنظیم تولید انرژی (بخشی از متابولیسم)، سلامت استخوان، پوست و مو مهم هستند. بسیاری از غذاها حاوی چربی‌های امگا‐۶ هستند، به ویژه روغن‌های گیاهی و آجیل. چربی‌های امگا‐۶ عبارتند از اسید لینولئیک (linoleic acid; LA)، اسید گاما‐لینولنیک (gamma‐linolenic acid; GLA)، دی‌هومو‐گاما‐لینولنیک اسید (dihomo‐gamma‐linolenic acid; DGLA) و آراشیدونیک اسید (arachidonic acid; AA).

بعضی شواهد نشان می‌دهد که افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶، همراه با مصرف کمتر چربی‌های اشباع شده (از منابع حیوانی مانند گوشت و پنیر) می‌تواند بیماری عروق کرونر قلب را کاهش دهد. در مقابل، این نگرانی وجود دارد که سطوح بالای چربی‌های امگا‐۶ با افزایش التهاب، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی را بیش‌تر کنند. به‌طور کلی، شواهد قطعی در مورد مزایا و آسیب‌های مصرف چربی‌ امگا‐۶ بر بیماری‌های قلبی و گردش خون یا سایر پیامدهای مرتبط با سلامت وجود ندارد.

ویژگی‌های مطالعه

شواهدی که در این مرور وجود دارد تا می ۲۰۱۷ به‌روز است. ما به ۱۹ مطالعه با مجموع ۶۴۶۱ بزرگسال دست یافتیم. این مطالعات تاثیرات میزان بالاتر مصرف چربی امگا‐۶ را در مقایسه با مقادیر پائین‌تر آن، بر بیماری‌های قلبی و گردش خون و همچنین مرگ‌ومیرها ارزیابی کردند. ما متوجه شدیم که سه کارآزمایی بسیار قابل اعتماد هستند (با طراحی‌های خوب که به ایجاد شواهد معتبر منجر شدند). مطالعات در آمریکای شمالی، آسیا، اروپا و استرالیا انجام شده و هشت مطالعه فقط توسط آژانس‌های ملی یا خیریه تامین مالی شدند. شرکت‌کنندگان میزان مصرف چربی‌های امگا‐۶ خود را افزایش داده یا همان چربی‌های معمول خود را برای حداقل یک سال و حداکثر هشت سال ادامه دادند.

نتایج کلیدی

ما دریافتیم که افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در مرگ‌ومیرها یا حوادث قلبی‌عروقی ایجاد کند، اما می‌توانند خطر ابتلا را به حملات قلبی کاهش دهند (شواهد با کیفیت پائین). نقاط ضعف شواهد عبارت بودند از: مشکلاتی در طراحی مطالعه، تعداد کم رویدادها (events)، تعداد اندک شرکت‌کنندگان از کشورهای در حال توسعه، و تعداد کم زنان.

شواهد نشان می‌دهد افزایش مصرف چربی‌های امگا‐۶ باعث کاهش کلسترول خون شده (شواهد با کیفیت بالا) و احتمالا تاثیری اندک یا عدم تاثیر بر وزن متناسب بدن و تعدیل شده با قد دارد (همه شواهد با کیفیت متوسط) و ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در میزان تری‌گلیسیریدها، لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL، کلسترول خوب) یا لیپوپروتئین با چگالی پائین (LDL، کلسترول بد) ایجاد کند (شواهد با کیفیت پائین).


Jill L Colquitt، Emma Loveman، Claire O'Malley، Liane B Azevedo، Emma Mead، Lena Al-Khudairy، Louisa J Ells، Maria-Inti Metzendorf، Karen Rees،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
تعداد کودکان دارای اضافه‌ وزن و چاقی در سطح جهان افزایش یافته، و این موضوع می‌تواند با پیامدهای سلامت کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت در ارتباط باشد.
اهداف
بررسی تاثیر مداخلات رژیم غذایی، فعالیت بدنی، و رفتاری در درمان اضافه‌ وزن یا چاقی در کودکان پیش دبستانی تا سن ۶ سال.
روش های جستجو
جست‌وجوی سیستماتیکی را در متون علمی بانک‌های اطلاعاتی کتابخانه کاکرین؛ MEDLINE؛ EMBASE؛ PsycINFO؛ CINAHL و LILACS، هم‌چنین در پورتال جست‌وجوی پایگاه ثبت کارآزمایی ClinicalTrials.gov و ICTRP انجام دادیم. منابع کارآزمایی‌ها و مرورهای سیستماتیک شناسایی شده را نیز بررسی کردیم. هیچ‌گونه محدودیت زبانی را اعمال نکردیم. تاریخ آخرین جست‌وجو برای همه بانک‌های اطلاعاتی، مارچ ۲۰۱۵ بود.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را از مداخلات رژیم غذایی، فعالیت بدنی، و رفتاری برای درمان اضافه‌ وزن یا چاقی در کودکان پیش دبستانی بین ۰ و ۶ سال انتخاب کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم خطر سوگیری (bias) را بررسی، کیفیت کلی شواهد را با استفاده از ابزار درجه‌بندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE) ارزیابی کرده، و داده‌ها را مطابق کتابچه راهنمای کاکرین برای مرورهای سیستماتیک مداخلات (Cochrane Handbook for Systematic Reviews of Interventions) ، استخراج کردند. برای کسب اطلاعات بیشتر با نویسندگان کارآزمایی‌ها تماس گرفتیم.
نتایج اصلی

تعداد ۷ RCT را با مجموع ۹۲۳ شرکت‌کننده وارد کردیم: ۵۲۹ شرکت‌کننده به‌طور تصادفی به گروه مداخله و ۳۹۴ شرکت‌کننده به گروه مقایسه کننده تخصیص یافتند. تعداد شرکت‌کنندگان به ازای هر کارآزمایی بین ۱۸ و ۴۷۵ بود. شش کارآزمایی به صورت RCTهای موازی، و یک مورد به صورت RCT خوشه‌ای انجام شدند. دو کارآزمایی دارای سه بازو بودند، که هر یک از آنها به مقایسه دو مداخله با یک گروه کنترل پرداختند. مداخلات و مقایسه کننده‌ها در کارآزمایی‌ها متفاوت بودند. مقایسه کننده‌ها را در دو گروه دسته‌بندی کردیم: مداخلات چند جزئی و مداخلات رژیم غذایی. کیفیت کلی شواهد پائین یا بسیار پائین بود، و شش کارآزمایی با توجه به معیارهای مجزای «خطر سوگیری»، دارای خطر بالای سوگیری بودند. کودکان در کارآزمایی‌های وارد شده برای مدت زمان میان شش ماه و سه سال پیگیری شدند.

در کارآزمایی‌هایی که به مقایسه مداخله چند جزئی با مراقبت معمول، مراقبت معمول تقویت شده، یا کنترل اطلاعات پرداختند، کاهش بیشتری را در نمره Z شاخص توده بدن (BMI) در گروه مداخله در پایان مداخله (۶ تا ۱۲ ماه): تفاوت میانگین (MD): ۰,۳‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۴‐ تا ۰.۲‐)؛ ۰.۰۰۰۰۱ > P؛ ۲۱۰ شرکت‌کننده؛ ۴ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین؛ در ۱۲ تا ۱۸ ماه پیگیری: MD؛ ۰.۴‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۶‐ تا ۰.۲‐)؛ ۰.۰۰۰۱ = P؛ ۲۰۲ شرکت‌کننده؛ ۴ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین؛ و در ۲ سال پیگیری: MD؛ ۰.۳‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۴‐ تا ۰.۱‐)؛ ۹۶ شرکت‌کننده؛ ۱ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین، مشاهده کردیم.

یک کارآزمایی اعلام کرد که هیچ موردی از عوارض جانبی گزارش نشدند؛ کارآزمایی‌های دیگر مطلبی درباره عوارض جانبی ارائه ندادند. سه کارآزمایی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را گزارش دادند و در برخی از آنها بهبودی را مشاهده کردند، اما نه در همه زمینه‌ها. پیامدهای دیگر، مانند تغییر رفتار و ارتباط والدین‐کودک، به صورت متناقضی اندازه‌گیری شدند.

در یکی از کارآزمایی‌های دارای سه بازو که به مقایسه دو نوع رژیم غذایی با کنترل پرداخت، شواهدی با کیفیت بسیار پائین نشان داد که در پایان دوره مداخله، هر دو رژیم غذایی غنی از لبنیات (MD تغییر در نمره z از BMI؛ ۰,۱‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۱۱‐ تا ۰.۰۹‐)؛ ۵۹ شرکت‌کننده؛ ۰.۰۰۰۱ > P) و رژیم غذایی دارای کالری محدود (MD تغییر در نمره z از BMI؛ ۰.۱‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۱۱‐ تا ۰.۰۹‐)؛ ۵۷ شرکت‌کننده؛ ۰.۰۰۰۱ > P) نسبت به مقایسه کننده باعث کاهش بیشتری در BMI شدند، اما فقط رژیم غذایی غنی از لبنیات این کاهش را در ۳۶ ماه پیگیری حفظ کرد (MD تغییر در نمره z از BMI؛ ۰.۷‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۷۱‐ تا ۰.۶۹‐)؛ ۵۲ شرکت‌کننده؛ ۰.۰۰۰۱ > P). در این دوره پیگیری، رژیم غذایی دارای کالری محدود، پیامد BMI بدتری نسبت به کنترل داشت (MD تغییر در نمره z از BMI؛ ۰.۱ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۰۹ تا ۰.۱۱)؛ ۴۷ شرکت‌کننده؛ ۰.۰۰۰۱ > P) هیچ تفاوت قابل‌توجهی در میانگین مصرف انرژی روزانه میان گروه‌ها وجود نداشت. پیامدهای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، عوارض جانبی، دیدگاه شرکت‌کنندگان، و فرزندپروری اندازه‌گیری نشدند.

هیچ‌یک از کارآزمایی‌ها درباره مورتالیتی به هر علتی (all‐cause mortality)، موربیدیتی، یا تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی گزارشی را ارائه ندادند.

با توجه به کیفیت پائین و ناهمگونی مداخلات و مقایسه کننده‌ها، همه نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

به نظر می‌رسد که مداخلات چند جزئی، یک گزینه درمانی موثر برای کودکان پیش دبستانی دارای اضافه وزن یا چاقی تا سن ۶ سال است. با این حال، شواهد موجود محدود بوده، و بسیاری از کارآزمایی‌ها در معرض خطر بالای سوگیری قرار داشتند. اغلب کارآزمایی‌ها، عوارض جانبی را اندازه‌گیری نکردند. چهار کارآزمایی در حال انجام را شناسایی کردیم که در به‌روزرسانی آینده این مطالعه مروری در نظر گرفته خواهند شد.

نقش مداخلات غذایی مبهم‌تر است، یک کارآزمایی نشان می‌دهد که مداخلات لبنی ممکن است در طولانی‌مدت موثر باشند، اما رژیم‌های غذایی دارای محدودیت انرژی اینگونه نیستند. این کارآزمایی در معرض خطر بالای سوگیری قرار داشت.

خلاصه به زبان ساده

مداخلات رژیم غذایی، فعالیت بدنی، و رفتاری در درمان اضافه وزن یا چاقی در کودکان پیش دبستانی تا سن ۶ سال

سوال مطالعه مروری

مداخلات رژیم غذایی، فعالیت بدنی، و رفتاری در کاهش وزن کودکان پیش دبستانی چاق و دارای اضافه وزن، چقدر موثر هستند؟

پیشینه

در سراسر جهان تعداد کودکان مبتلا به اضافه وزن و چاق در حال افزایش است. این کودکان به احتمال بیشتری از مشکلات سلامت رنج می‌برند، چه در کودکی و چه در دوره پس از آن. اطلاعات بیشتری در مورد آنچه که بهترین درمان برای این مشکل است، مورد نیاز است.

ویژگی‌های مطالعه

تعداد ۷ کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی و کنترل شده (مطالعات بالینی که در آنها افراد به صورت تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمانی تخصیص می‌یابند) را یافتیم که به مقایسه درمان‌های (مداخلات) رژیم غذایی، فعالیت بدنی و رفتاری (که در آن عادات، تغییر داده شده یا بهبود می‌یابند) با انواع گروه‌های کنترل (که درمان دریافت نمی‌کنند) در ۹۲۳ کودک پیش دبستانی مبتلا به اضافه وزن یا چاقی تا سن ۶ سال پرداختند. مطالعات را طبق نوع مداخله، گروه‌بندی کردیم. در مرور سیستماتیک حاضر، تاثیرات مداخلات چند جزئی و مداخلات رژیم غذایی را در مقایسه با عدم دریافت هیچ نوع مداخله‌ای، مراقبت معمول، مراقبت‌های معمول تقویت شده یا برخی از درمان‌های دیگر، در صورتی که در بازوی مداخله نیز استفاده شده بودند، گزارش کردیم. کودکان در مطالعات وارد شده بین شش ماه و سه سال تحت نظر قرار گرفتند (پیگیری).

نتایج کلیدی

اغلب مطالعات نمره z شاخص توده بدن (BMI) را گزارش کردند. BMI یک معیار از چربی بدن است و با تقسیم وزن (به کیلوگرم) بر مجذور قد بدن با مقیاس متر (کیلوگرم/متر مربع (kg/m²)) محاسبه می‌شود. در کودکان، BMI به طریقی محاسبه می‌شود که با بزرگتر شدن کودکان، جنس، وزن و قد لحاظ شوند (نمره z از BMI). نتایج حاصل از ۴ کارآزمایی را شامل ۲۰۲ کودک خلاصه کردیم که نمره z از BMI را گزارش کردند، که در گروه مداخله چند جزئی به‌طور متوسط ۰,۴ واحد کمتر از گروه کنترل بود. واحدهای کمتر نشان دهنده از دست دادن وزن بیشتر است. به عنوان مثال، یک دختر ۵ ساله با قد ۱۱۰ سانتی‌متر و وزن ۳۲ کیلوگرم دارای BMI برابر ۲۶.۴ و نمره z در BMI برابر ۲.۹۹ است. اگر این دختر در مدت یک سال، ۲ کیلوگرم وزن از دست دهد (و قد او ۱ سانتی‌متر افزایش یابد)، نمره z در BMI او حدود ۰.۴ واحد کاهش می‌یابد (BMI او برابر ۲۴.۳ و نمره z در BMI او برابر ۲.۵۸ خواهد شد). بر این اساس، میانگین تغییر در وزن در مداخلات چند جزئی ۲.۸ کیلوگرم کمتر از گروه کنترل بود. دیگر تاثیرات مداخلات، مانند بهبود در کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یا بررسی رابطه والدین‐کودک، چندان روشن نیست، و بسیاری از مطالعات عوارض جانبی را اندازه‌گیری نکردند. هیچ یک از مطالعات مرگ‌ومیر به هر علتی، موربیدیتی، یا تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی را بررسی نکردند. یک مطالعه نشان داد که نمره z در BMI، در پایان هر دو مداخله رژیم غذایی غنی از لبنیات و مداخلات رژیم غذایی با کالری محدود شده، در مقایسه با فقط ارائه آموزش شیوه زندگی سالم، کاهش بیشتری داشت. با این حال، فقط رژیم غذایی غنی از لبنیات برای نشان دادن منافع مداخله دو تا سه سال پس از آن، ادامه یافت، در حالی که گروه رژیم غذایی با کالری محدود شده نسبت به گروه کنترل، افزایش بیشتری را در نمره z در BMI نشان داد.

این شواهد تا مارچ ۲۰۱۵ به‌روز است.

کیفیت شواهد

سطح کیفیت کلی شواهد، پائین یا بسیار پائین بود، عمدتا به این دلیل که به ازای اندازه‌گیری هر پیامد، تعداد کمی مطالعه وجود داشت و تعداد کودکان انتخاب شده اندک بودند. علاوه بر این، بسیاری از کودکان مطالعات را پیش از به پایان رساندن آنها، ترک کردند.


Emma Mead، Tamara Brown، Karen Rees، Liane B Azevedo، Victoria Whittaker، Dan Jones، Joan Olajide، Giulia M Mainardi، Eva Corpeleijn، Claire O'Malley، Elizabeth Beardsmore، Lena Al-Khudairy، Louise Baur، Maria-Inti Metzendorf، Alessandro Demaio، Louisa J Ells،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
تعداد کودکان و نوجوانان دارای اضافه‐وزن و چاق در سطح جهان رشد کرده، و این می‌تواند با پیامدهای مهم سلامت در کوتاه‌مدت و بلندمدت همراه باشد. این یک نسخه به‌روز از مرور کاکرین است که نخستین بار در سال ۲۰۰۳ منتشر، و قبلا در سال ۲۰۰۹ به‌روز شده است. با این حال، این نسخه به‌روز اکنون به شش مرور تقسیم شده که به درمان‌های مختلف چاقی کودکان در سنین مختلف می‌پردازند.
اهداف
ارزیابی تاثیرات رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری (مداخلات تغییر رفتار) برای درمان اضافه‐وزن یا چاقی در کودکان ۶ تا ۱۱ سال.
روش های جستجو
ما CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase؛ PsycINFO؛ CINAHL؛ LILACS و هم‌چنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی ClinicalTrials.gov و پورتال جست‌وجوی ICTRP را جست‌وجو کردیم. منابع مطالعات و مرورهای سیستماتیک را بررسی کردیم. محدودیت‌های زبانی را اعمال نکردیم. تاریخ آخرین جست‌وجو، جولای ۲۰۱۶ برای همه بانک‌های اطلاعاتی بود.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) در مورد رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری (مداخلات تغییر رفتار) برای درمان کودکان بین ۶ تا ۱۱ سال مبتلا به اضافه‐وزن یا چاق با پیگیری حداقل شش ماهه را وارد کردیم. مداخلاتی را که به طور خاص به درمان اختلالات خوردن یا دیابت نوع ۲ پرداخته بودند، یا شامل مشارکت‌کنندگانی با علت ثانویه یا سندرم یک چاقی بودند، حذف کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم منابع را ارزیابی، داده‌ها را استخراج، خطر سوگیری (bias) را ارزیابی، و کیفیت شواهد را با استفاده از ابزار GRADE (نظام درجه‌بندی کیفیت شواهد و قدرت توصیه‌ها) تعیین کردند. برای کسب اطلاعات بیشتر با نویسندگان این مطالعه تماس گرفتیم. بر اساس دستورالعمل‌های آماری کتابچه راهنمای کاکرین برای مرورهای سیستماتیک مداخلات متاآنالیزها را انجام دادیم.
نتایج اصلی

۷۰ کارآزمایی را، با مجموع ۸۴۶۱ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده در گروه‌های مداخلات یا کنترل، در مرور گنجاندیم. تعداد شرکت‌کنندگان هر کارآزمایی از ۱۶ تا ۶۸۶ متغیر بود. پنجاه‌وپنج کارآزمایی، یک مداخله تغییر رفتار را با عدم درمان/مراقبت معمول مقایسه کرده و ۱۵ مورد اثربخشی افزودن یک مولفه اضافی را به مداخلات تغییر رفتار ارزیابی کرده بودند. شصت‌وچهار کارآزمایی، RCTهای با طرح موازی و چهار کارآزمایی RCTهای با طرح خوشه‌ای بودند. شصت‌وچهار کارآزمایی چند‐جزئی بودند، دو مورد فقط رژیم غذایی و چهار مورد فقط فعالیت فیزیکی را ارزیابی کرده بودند. ده کارآزمایی بیشتر از دو بازو داشتند. کیفیت کلی شواهد پائین یا بسیار پائین بود و ۶۲ کارآزمایی برای حداقل یک معیار دارای خطر سوگیری (bias) بالا بودند. طول مدت کلی کارآزمایی‌ها از شش ماه تا سه سال متغیر بود. میانه سن شرکت‌کنندگان ۱۰ سال و میانه نمره z در BMI معادل ۲,۲ بود.

تجزیه‌وتحلیل اولیه نشان داد که مداخلات تغییر رفتار در مقایسه با عدم درمان/مراقبت معمول در طولانی‌ترین دوره پیگیری باعث کاهش BMI، نمره z در BMI و وزن فرد شد. تفاوت میانگین (MD) در BMI معادل ۰,۵۳‐ کیلوگرم/m۲ بود (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰,۸۲‐ تا ۰.۲۴‐)؛ P < ۰.۰۰۰۰۱؛ ۲۴ کارآزمایی؛ ۲۷۸۵ شرکت‌کننده، شواهد با کیفیت پائین. MD در نمره z در BMI معادل ۰.۰۶‐ واحد (۹۵% CI؛ ۰.۱۰‐ تا ۰.۰۲‐)؛ P = ۰.۰۰۱؛ ۳۷ کارآزمایی؛ ۴۰۱۹ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین و MD در وزن ۱.۴۵‐ کیلوگرم بود (۹۵% CI؛ ۱.۸۸‐ تا ۱.۰۲‐)؛ P < ۰.۰۰۰۰۱؛ ۱۷ کارآزمایی؛ ۱۷۷۴ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین.

سی‌ویک کارآزمایی حوادث جانبی جدی را گزارش کردند، که ۲۹ کارآزمایی وقوع صفر مورد را گزارش داد، RR معادل ۰,۵۷ بود (۹۵% CI؛ ۰.۱۷ تا ۱.۹۳)؛ P = ۰.۳۷؛ ۴/۲۱۰۵ شرکت‌کننده در گروه مداخلات تغییر رفتار در مقایسه با ۷/۱۹۹۱ شرکت‌کننده در گروه مقایسه کننده). تعداد کمی از کارآزمایی‌ها کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یا پیامدهای تغییر رفتار را گزارش کرده بودند، و هیچ کدام از تجزیه‌وتحلیل‌ها تفاوت قابل توجهی را در این پیامدها بین گروه مداخله و کنترل نشان نداده بودند. در دو کارآزمایی که تعداد دقایق تماشای تلویزیون در هر روز گزارش شده بود، کاهش اندکی در حد ۶.۶ دقیقه در روز (۹۵% CI؛ ۱۲.۸۸‐ تا ۰.۳۱‐)؛ P = ۰.۰۴؛ ۲ کارآزمایی؛ ۵۵ شرکت‌کننده) به نفع گروه مداخله پیدا شد. هیچ کارآزمایی گزارشی در مورد مورتالیتی به هر علتی، موربیدیتی یا تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی نداده بود، و تعداد کمی از کارآزمایی‌ها نظرات شرکت‌کنندگان را گزارش کرده بودند، که هیچ کدام از آنها نمی‌توانستند متاآنالیز شوند.

از آنجایی که متاآنالیزها ناهمگونی‌های قابل ملاحظه‌ای را نشان دادند، ما تجزیه‌وتحلیل زیر‐گروه را برای بررسی تاثیرات انواع مقایسه کننده، نوع مداخله، خطر سوگیری ریزش نمونه (attrition bias)، موقعیت، مدت زمان دوره پیگیری پس از انجام مداخله، دخالت والدین و نمره z در BMI نسبت به خط پایه انجام دادیم. تاثیرات زیر‐گروه برای هیچ یک از زیر‐گروه‌ها روی هر یک از پیامدها نشان داده نشد. بعضی از داده‌ها نشان می‌دهد که کاهش BMI بلافاصله پس از انجام مداخله در پیگیری کمتر از شش ماه آن چنان مشهود نیست، که باید در کارآزمایی‌های بعدی بررسی شود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
مداخلات تغییر رفتار چند‐جزئی که رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و تغییرات رفتاری را ترکیب می‌کنند، ممکن است در دستیابی به کاهش‌های کوچک و کوتاه‐مدت در BMI، نمره z در BMI و وزن در کودکان ۶ تا ۱۱ ساله سودمند باشد. شواهد پیشنهاد دهنده وقوع حوادث جانبی بسیار معدود است. کیفیت شواهد پائین یا بسیار پائین بود. ناهمگونی مشاهده شده در همه پیامدها توسط زیر‐گروه‌ کردن توضیح داده نشد. پژوهش بیشتر در مورد مداخلات تغییر رفتار در کشورهای با سطح درآمد پائین و در کودکانی از قومیت‌های مختلف؛ هم‌چنین در مورد تاثیر مداخلات تغییر رفتار بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و موربیدیتی‌های مرتبط با آن لازم است. کاهش پایدار در نمره BMI/نمره z در BMI و وزن نکته مورد توجه کلیدی است و نیاز به پیگیری‌های طولانی‐مدت و پژوهش‌های بیشتر در مورد مناسب‌ترین شیوه‌های نگهداری پس از انجام مداخله به منظور اطمینان در مورد دوام بیشتر مزایا وجود دارد.
خلاصه به زبان ساده

نقش رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری در درمان کودکان دارای اضافه‐وزن یا چاق ۶ تا ۱۱ سال

سوال مطالعه مروری

رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری در کاهش وزن کودکان دارای اضافه‐وزن یا چاق بین ۶ تا ۱۱ سال چقدر موثر هستند؟

پیشینه

در سراسر جهان تعداد کودکان مبتلا به اضافه‐وزن و چاق در حال افزایش است. این کودکان به احتمال بیشتری از مشکلات سلامت رنج می‌برند، چه در کودکی و چه در دوره بعد از آن. اطلاعات بیشتر در مورد آنچه که بهترین درمان برای این مشکل است، مورد نیاز است.

ویژگی‌های مطالعه

ما ۷۰ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده (کارآزمایی‌های بالینی که افراد به صورت تصادفی در یکی از دو یا چند گروه قرار می‌گیرند) را یافتیم که درمان‌های رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و رفتار (زمانی که عادات تغییر کرده یا بهبود یافته است)، را در گروه‌های کنترل شده برای ۸۴۶۱ کودک دارای اضافه‐وزن یا چاق ۶ تا ۱۱ ساله تجویز کرده بودند. تاثیرات ۶۴ مداخله چند‐جزئی (ترکیب‌های متفاوت از رژیم غذایی و فعالیت فیزیکی و تغییرات رفتاری)، چهار مداخله فعالیت‌های فیزیکی و دو مداخله رژیم غذایی را با عدم مداخله، مراقبت معمول یا درمان‌های دیگر، در صورتی که در بازوی مداخله هم به کار گرفته شده بودند، گزارش کردیم. کودکان در مطالعات وارد شده بین شش ماه تا سه سال پیگیری شدند.

نتایج کلیدی

میانگین سنی کودکان ۱۰ سال بود. بیشتر مطالعات، نمره z شاخص توده بدنی (BMI) را گزارش کرده بودند: BMI اندازه‌گیری چربی بدن است و با تقسیم وزن (به کیلوگرم) بر مجذور قد به متر (کیلوگرم/متر مربع) محاسبه می‌شود. در کودکان، BMI اغلب به روشی اندازه‌گیری می‌شود که جنسیت و سن، وزن و تغییرات قد را با توجه به رشد کودک نشان دهد (نمره z در BMI).

نتایج ۳۷ کارآزمایی را با ۴۰۱۹ کودک که نمره z در BMI را گزارش کرده بودند، خلاصه کردیم، که به طور میانگین در گروه مداخله ۰,۰۶ واحد کمتر از گروه کنترل بود. نتایج ۲۴ کارآزمایی را در ۲۷۸۵ کودک که BMI را گزارش کرده بودند، خلاصه کردیم، که در آنها در گروه مداخله به طور میانگین ۰.۵۳ کیلوگرم/m۲ کمتر از گروه کنترل بود. نتایج ۱۷ کارآزمایی را در ۱۷۷۴ کودک که وزن آنها گزارش شده بود خلاصه کردیم که در گروه مداخله به طور میانگین ۱,۴۵ کیلوگرم کمتر از گروه کنترل بود.

تاثیرات دیگر مداخلات، مانند بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، کمتر مشخص بود. هیچ مطالعه‌ای مرگ‌ومیر به هر علتی، موربیدیتی یا تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی را بررسی نکرده بود. حوادث جانبی جدی نادر بود: فقط دو مورد از ۳۱ کارآزمایی داده‌هایی را از حوادث جانبی جدی گزارش کرده بودند (۴/۲۱۰۵ شرکت‌کننده در گروه مداخلات تغییر رفتاری در مقایسه با ۷/۱۹۹۱ در گروه‌های مقایسه کننده). شواهد تا جولای ۲۰۱۶ به‌روز است.

کیفیت شواهد

کیفیت کلی شواهد پائین یا بسیار پائین بود، عمدتا به دلیل محدودیت اطمینان در مورد چگونگی انجام مطالعات، و اینکه نتایج بین مطالعات ناسازگار بود. هم‌چنین تعداد مطالعات برای برخی پیامدها پائین، و تعداد کودکان کمی در آنها گنجانده شده بود.


Lena Al-Khudairy، Emma Loveman، Jill L Colquitt، Emma Mead، Rebecca E Johnson، Hannah Fraser، Joan Olajide، Marie Murphy، Rochelle Marian Velho، Claire O'Malley، Liane B Azevedo، Louisa J Ells، Maria-Inti Metzendorf، Karen Rees،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
تعداد نوجوانان دارای اضافه‐وزن و چاقی در سرتاسر جهان افزایش یافته و این امر می‌تواند با پیامدهای کوتاه‌‐مدت و طولانی‐مدت سلامت همراه شوند. اصلاح ریسک‌فاکتورهای شناخته شده رژیم غذایی و رفتاری به وسیله مداخلات تغییر رفتار (behaviour changing interventions; BCI) ممکن است به کاهش اضافه‐وزن و چاقی نوجوانان بی‌انجامد. این به‌روزرسانی یک مرور منتشر شده در سال ۲۰۰۹ است.
اهداف
ارزیابی تاثیرات رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری در درمان اضافه‐وزن یا چاقی در نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال.
روش های جستجو
ما یک جست‌وجوی سیستماتیک منابع علمی را در: CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase؛ PsycINFO؛ CINAHL؛ LILACS و کارآزمایی‌های ثبت شده در ClinicalTrials.gov و پورتال جست‌وجوی ICTRP انجام دادیم. منابع مطالعات یافت شده و مرورهای سیستماتیک را بررسی کردیم. هیچ گونه محدودیتی از نظر زبان نگارش مقاله اعمال نشد. تاریخ آخرین جست‌وجو در جولای ۲۰۱۶ برای همه بانک‌های اطلاعاتی بود.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در مورد رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری در درمان اضافه‐وزن یا چاقی در نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال انتخاب کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کرده، کیفیت کلی شواهد را با استفاده از ابزار درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) تعیین کرده و داده‌ها را بر اساس دستورالعمل‌های کتابچه راهنمای کاکرین برای مرورهای سیستماتیک مداخلات استخراج کردند. برای دریافت اطلاعات بیشتر با نویسندگان کارآزمایی‌ها تماس گرفتیم.
نتایج اصلی

تعداد ۴۴ RCT کامل شده (۴۷۸۱ شرکت کننده) و ۵۰ مطالعه در حال انجام را وارد این مرور کردیم. تعداد شرکت‌کنندگان در هر کارآزمایی (۱۰ تا ۵۲۱) و مدت زمان پیگیری هم (۶ تا ۲۴ ماه) متغیر بودند. میانگین سنی شرکت‏‌کنندگان در تمام کارآزمایی‌هایی که آن را در ابتدای مطالعه گزارش کردند، از ۱۲ تا ۱۷,۵ سال متغیر بود. اغلب کارآزمایی‌ها از مداخلات چند‐مولفه‌ای با ترکیبی از رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و عناصر رفتاری استفاده کردند. محتوا و مدت مداخله، شیوه ارائه آن و مقایسه‌های آن در تمام کارآزمایی‌ها متفاوت بودند. مطالعاتی که بیشترین اطلاعات را در مورد پیامدهای وزن و شاخص توده بدنی (BMI) ارائه کردند، مواردی بودند که در معرض خطر پائین سوگیری قرار داشتند، اما مطالعاتی با خطر بالای سوگیری، داده‌های مربوط به عوارض جانبی و کیفیت زندگی را ارائه دادند.

تفاوت میانگین (MD) تغییرات در BMI در طولانی‌ترین دوره پیگیری به نفع BCI و به میزان ۱,۱۸‐ kg/m۲ (۹۵% CI؛ ۱,۶۷‐ تا ۰.۶۹‐؛ ۲۷۷۴ شرکت‌کننده؛ ۲۸ کارآزمایی؛ شواهد با کیفیت پائین) بود. BCI تغییر را در نمره BMI z به اندازه ۰.۱۳‐ واحد کاهش داد (۹۵% CI؛ ۰.۲۱‐ تا ۰.۰۵‐؛ ۲۳۹۹ شرکت‌کننده؛ ۲۰ کارآزمایی؛ کیفیت شواهد پائین). BCI وزن بدن را تا ۳.۶۷‐ کیلوگرم کاهش داد (۹۵% CI؛ ۵.۲۱‐ تا ۲.۱۳‐؛ ۱۹۹۳ شرکت‌کننده، ۲۰ کارآزمایی؛ کیفیت شواهد متوسط). تاثیر مداخله بر معیارهای وزن در کارآزمایی‌هایی با دوره ۱۸ تا ۲۴ ماه پیگیری هم برای BMI؛ (MD؛ ۱.۴۹‐ kg/m۲؛ (۹۵% CI؛ ۲,۵۶‐ تا ۰.۴۱‐؛ ۷۶۰ شرکت‌کننده؛ ۶ کارآزمایی) و هم برای نمره BMI z MD؛ ۰.۳۴‐ (۹۵% CI؛ ۰.۶۶‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۶۰۲ شرکت‌کننده؛ ۵ کارآزمایی) ثابت باقی ماند.

در مطالعاتی که مداخلات را با کنترل عدم‐مداخله/لیست انتظار یا مراقبت معمول مقایسه کردند، تفاوت‌های زیر‐گروهی نشان‌دهنده تاثیرات بزرگ‌تری از مداخله برای BMI و نمره BMI z، در مقایسه با آن دسته از مداخلات هم‌زمانی بود که به هر دو گروه مداخله و کنترل ارائه شدند. هیچ تفاوت زیر‐گروهی بین مداخلات با و بدون دخالت والدین یا بر اساس نوع مداخله یا محیط (مراقبت‌های سلامت، جامعه، مدرسه) یا نحوه ارائه (فردی در مقابل گروه) وجود نداشت.

نرخ عوارض جانبی در گروه‌های مداخله و کنترل نامشخص بوده و فقط در پنج کارآزمایی گزارش شدند، و از آنها، جزئیات فقط در یک مورد ارائه شد (شواهد با کیفیت پائین). هیچ یک از مطالعات وارد شده در مورد مورتالیتی به هر علتی، موربیدیتی یا تاثیرات اجتماعی‐اقتصادی گزارشی ندادند.

BCIها در طولانی‌ترین دوره پیگیری، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت نوجوان را تا حدودی بهبود بخشیدند (تفاوت میانگین استاندارد شده: ۰,۴۴؛ (۹۵% CI؛ ۰.۰۹ تا ۰.۷۹؛ P = ۰.۰۱؛ ۹۷۲ شرکت‌کننده؛ ۷ کارآزمایی؛ ۸ مقایسه؛ شواهد با کیفیت پائین) اما تاثیری روی اعتماد به نفس آنها نداشتند.

کارآزمایی‌ها در مورد چگونگی محاسبه جذب مواد غذایی، رفتار رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و رفتار ناهمگون بودند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهدی را با کیفیت پائین یافتیم که مداخلات چند‐مولفه‌ای شامل ترکیبی از رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و عوامل رفتاری در نوجوانان دارای اضافه‐وزن یا چاق، باعث کاهش مقادیر BMI شده و شواهدی با کیفیت متوسط نشان داد که این مداخلات باعث کاهش وزن در این دسته از نوجوانان می‌شوند، به‌خصوص زمانی که با کنترل‌های عدم‐درمان یا لیست انتظار مقایسه شدند. نتایج متناقض، خطر سوگیری یا غیر‐مستقیم بودن پیامدهای اندازه‌گیری شده، به این معنی است که شواهد باید با احتیاط تفسیر شوند. تعداد زیادی را از کارآزمایی‌های در حال انجام (۵۰) یافتیم که در به‌روزرسانی‌های آینده این مرور گنجانده خواهند شد.
خلاصه به زبان ساده

رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری در درمان نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال دارای اضافه‐وزن یا چاق

سوال مطالعه مروری

رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و مداخلات رفتاری در کاهش وزن نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال دارای اضافه‐وزن و چاق تا چه میزان موثر هستند؟

پیشینه

در سرتاسر جهان، نوجوانان بیشتری دچار اضافه‐وزن و چاقی می‌شوند. این افراد با احتمال بیشتری در معرض آسیب ناشی از مشکلات سلامت در دوره بعدی زندگی خود هستند. به اطلاعات بیشتری در مورد بهترین راه حل درمان این مشکل نیاز است.

ویژگی‌های مطالعه

تعداد ۴۴ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده (مطالعات بالینی که افراد در آنها به صورت تصادفی در یکی از دو یا چند گروه درمانی قرار می‌گیرند) را یافتیم که درمان‌های (مداخلات) رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و رفتار (عادات تغییر یابند یا بهبود پیدا کنند) را با گروه‌های مختلف کنترل در ۴۷۸۱ نوجوان دارای اضافه‐وزن یا چاق در سنین ۱۲ تا ۱۷ سال مقایسه کردند. مرور سیستماتیک ما مقایسه تاثیرات مداخلات چند‐مولفه‌ای، مداخلات رژیم غذایی و مداخلات فعالیت فیزیکی را با گروه کنترل (عدم‐مداخله، «مراقبت معمول»، مراقبت معمول بهبود یافته یا برخی درمان‌های دیگر، اگر به گروه مداخله نیز ارائه شده بود) گزارش می‌کند. نوجوانان در مطالعات وارد شده بین شش ماه و دو سال تحت نظارت (پیگیری) قرار داشتند.

نتایج کلیدی

میانگین سنی نوجوانان بین ۱۲ و ۱۷,۵ سال بود. اکثر مطالعات شاخص توده بدنی (BMI) را گزارش کردند. BMI معیاری است از چربی بدن و با تقسیم وزن (به کیلوگرم) بر مجذور قد به متر (kg/m۲) محاسبه می‌شود. ما نتایج ۲۸ مطالعه را با حضور ۲۷۷۴ نوجوان خلاصه کردیم که BMI را گزارش کردند، که متوسط BMI در گروه مداخله به طور متوسط ۱,۱۸ kg/m۲ کمتر از گروه کنترل بود. اطلاعات ۲۰ مطالعه را با مشارکت ۱۹۹۳ نوجوان که وزن را گزارش کردند، خلاصه کردیم، که در گروه مداخله به‌طور متوسط ۳,۶۷ کیلوگرم کمتر از گروه کنترل بود. کاهش BMI در طول دوره پیگیری ۱۸ تا ۲۴ ماهه (نظارت بر شرکت‌کنندگان تا پایان دوره مطالعه) حفظ شد، که در گروه مداخله به‌طور متوسط ۱.۴۹ kg/m۲ کمتر از گروه کنترل به دست آمد. مداخلات، سطح کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را به طور نسبی افزایش دادند (معیار رضایت فرد از زندگی و سلامت خود) اما شواهدی را در مورد مزیت یا زیان‌بار بودن این مداخلات در بهبود اعتماد به نفس، فعالیت فیزیکی و دریافت غذا نیافتیم. هیچ مطالعه‌ای درباره مرگ به هر دلیلی، موربیدیتی (بیماری‌ها) یا تاثیرات اجتماعی‌اقتصادی (از قبیل روزهای غیبت از مدرسه) گزارشی را ارائه نکرد. سه مطالعه اظهار داشتند که عارضه جانبی رخ نداده، یکی از آنها اعلام کرد که عوارض جانبی جدی مشاهده نشده، یکی از آنها جزئیات عوارض جانبی را ارائه نداد و بقیه مطالعات هم گزارش ندادند که عوارض جانبی وجود داشته یا نه.

ما ۵۰ مطالعه در حال انجام را شناسایی کردیم که در به روزرسانی‌های آینده این بررسی گنجانده خواهند شد.

به‌روز بودن شواهد

شواهد تا جولای ۲۰۱۶ به‌روز است.

کیفیت شواهد

کیفیت کلی شواهد برای اغلب پیامدها (نتایج) در سطح پائین رتبه‌بندی شد، عمدتا به دلیل اطمینان محدود به نحوه انجام مطالعات، نتایج متضاد بین مطالعات و نحوه استفاده از برخی پیامدها، که پیامدهای چاقی را مستقیما در بر نمی‌گرفتند. همچنین، فقط معدودی مطالعه، با تعداد کمی از نوجوانان برای برخی از پیامدها وجود داشت.


Lena Al-Khudairy، Nadine Flowers، Rebecca Wheelhouse، Obadah Ghannam، Louise Hartley، Saverio Stranges، Karen Rees،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
ویتامین C یک ریزمغذی ضروری و آنتی‌اکسیدان قوی است. مطالعات مشاهده‌ای نشان داده‌اند که ارتباط معکوسی میان مصرف ویتامین C و حوادث قلبی‌عروقی عمده و عوامل خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی (cardiovascular disease; CVD) وجود دارد. نتایج حاصل از کارآزمایی‌های بالینی، کمتر هم‌سو و سازگار هستند.
اهداف
تعیین اثربخشی مکمل ویتامین C به عنوان یک مکمل واحد برای پیشگیری اولیه از CVD.
روش های جستجو
بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی زیر در ۱۱ می ۲۰۱۶ جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL) در کتابخانه کاکرین؛ MEDLINE (OVID)؛ Embase Classic و Embase (OVID)؛Web of Science Core Collection (Thomson Reuters)؛ بانک اطلاعاتی خلاصه‌های مرور اثرات (Database of Abstracts of Reviews of Effects; DARE)؛ بانک اطلاعاتی ارزیابی فناوری سلامت و بانک اطلاعاتی ارزیابی‌های اقتصادی سلامت در کتابخانه کاکرین. پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌ها را در ۱۳ اپریل ۲۰۱۶ و فهرست منابع مرورها را به دنبال یافتن مطالعات بیشتر جست‌وجو کردیم. هیچ محدودیت زبانی اعمال نشد.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده مربوط به مصرف مکمل ویتامین C به عنوان یک مکمل غذایی واحد به مدت حداقل سه ماه و شامل بزرگسالان سالم یا بزرگسالانی که در معرض خطر متوسط و بالای ابتلا به CVD قرار داشتند، وارد مرور شدند. گروه مقایسه‌ای، عدم مداخله یا دارونما (placebo) بود. پیامدهای مطلوب، حوادث CVD بالینی و عوامل خطر CVD بود.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای ورود انتخاب کرده، داده‌ها را خلاصه و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند.
نتایج اصلی

ما هشت کارآزمایی را با ۱۵,۴۴۵ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده وارد کردیم. بزرگ‌ترین کارآزمایی با ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده، داده‌هایی را در ارتباط با پیامدهای اولیه ما ارائه کرده بود. هفت کارآزمایی در مورد عوامل خطر CVD گزارش داده بودند. سه مورد از هشت کارآزمایی، دارای خطر سوگیری بالا از نظر سوگیری گزارش‌دهی یا ریزش نمونه (attrition bias) بوده و اغلب حوزه‌های «خطر سوگیری بالا» برای کارآزمایی‌های باقیمانده، نامشخص ارزیابی شد، به جز بزرگ‌ترین کارآزمایی که حوزه‌های آن دارای خطر پائین سوگیری ارزیابی شد.

تفاوتی بین گروه ویتامین C و دارونما در نقطه پایانی ترکیبی یعنی حوادث CVD عمده، طی هشت سال پیگیری در مطالعه سلامت پزشکان شماره دو (Physicians Health Study II)، وجود نداشت (نسبت خطر (HR): ۰,۹۹؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۸۹ تا ۱.۱۰؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). نتایج مشابهی برای مورتالیتی به هر علتی (HR: ۱.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۷ تا ۱.۱۸؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، انفارکتوس میوکارد (MI) کلی (کشنده و غیر‐کشنده) (HR: ۱.۰۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۷ تا ۱.۲۴؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین)، استروک کلی (کشنده و غیر‐کشنده) (HR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۴ تا ۱.۰۷؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین)، مورتالیتی CVD (HR: ۱.۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۵ تا ۱.۲۲؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، جراحی بای‌پس عروق کرونر (coronary artery bypass grafting; CABG) خود‐گزارشی/آنژیوپلاستی داخل مجرائی عروق کرونر از راه پوست (percutaneous transluminal coronary angioplasty; PTCA) (HR: ۰.۹۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۶ تا ۱.۰۷؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین) و آنژین خود‐گزارشی (HR: ۰.۹۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۴ تا ۱.۰۳؛ ۱ مطالعه؛ ۱۴,۶۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین) به دست آمد.

شواهد برای اغلب پیامدهای اولیه به خاطر غیر‐مستقیم بودن و عدم‐دقت، پائین در نظر گرفته شدند (کیفیت پائین). کیفیت شواهد برای مورتالیتی به هر علتی و مورتالیتی CVD، به دلیل ناهمگونی و اینکه اغلب عوامل، مستقیم بودن شواهد را تحت تاثیر قرار داده بودند، پائین بود.

چهار مطالعه، منابع تامین بودجه را مشخص کرده بودند، دو مطالعه دارای سرمایه‌گذاری غیر‐تجاری و دو مطالعه دارای سرمایه‌گذاری تجاری و غیر‐تجاری بودند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
اکنون هیچ شواهدی مبنی بر اینکه مکمل ویتامین C موجب کاهش خطر CVD در شرکت‌کنندگان سالم و کسانی که در معرض خطر بالای CVD هستند می‌شود، وجود ندارد اما شواهد موجود به یک کارآزمایی از پزشکان میانسال و مسن آمریکایی محدود بودند. در حال حاضر شواهد محدودی با کیفیت پائین و بسیار پائین درباره تاثیر مکمل ویتامین C و خطر ناشی از عوامل خطرساز CVD وجود دارد.
خلاصه به زبان ساده

مکمل ویتامین C به منظور پیشگیری از بیماری‌های قلبی‌عروقی

پیشینه

بیماری‌های قلبی‌عروقی (cardiovascular disease; CVD)، گروهی از بیماری‌ها هستند که قلب و عروق خونی را متاثر می‌کنند. CVD یک بار (burden) جهانی و در مناطق مختلف، متفاوت است، این تفاوت تا حدی مرتبط با عوامل تغذیه‌ای است. چنین عواملی مهم هستند، زیرا می‌توانند اصلاح شوند تا به پیشگیری و مدیریت CVD کمک کنند. این مرور، اثربخشی مکمل ویتامین C را به عنوان مکمل واحد بر کاهش مرگ‌ومیر قلبی‌عروقی، مرگ‌ومیر به هر علتی، نقاط پایانی غیر‐کشنده (مانند حملات قلبی، استروک‌ها و حملات آنژین) و عوامل خطرساز CVD در بزرگسالان سالم و افرادی که در معرض خطر بالای CVD قرار دارند، ارزیابی کرده است.

ویژگی‌های مطالعه

ما بانک‌های اطلاعاتی علمی را به دنبال کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (کارآزمایی‌های بالینی که در آنها افراد به صورت تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمانی تخصیص می‌یابند) مربوط به تاثیرات مکمل ویتامین C در بزرگسالان سالم یا کسانی که در معرض خطر بالای ابتلا به CVD قرار دارند، جست‌وجو کردیم. افرادی را که مبتلا به CVD (مثل حملات قلبی و استروک‌ها) بودند، وارد مرور نکردیم. شواهد تا می ۲۰۱۶ به‌روز است.

نتایج کلیدی

هشت کارآزمایی، معیارهای ورود ما داشتند. یک کارآزمایی بزرگ، تاثیرات مکمل ویتامین C را بر خطر حوادث CVD عمده (کشنده و غیر‐کشنده) بررسی کرده و هیچ تاثیر مثبتی نیافته بود. با این حال، این کارآزمایی در پزشکان میانسال و مسن آمریکایی انجام گرفته بود، بنابراین قطعی نیست که این تاثیرات در سایر افراد گروه‌های جامعه یکسان باشد. هفت کارآزمایی، تاثیرات مکمل ویتامین C را بر عوامل خطر CVD بررسی کرده بودند. ما نتوانستیم این کارآزمایی‌ها را به دلیل اطلاعات ازدست‌رفته زیاد و تفاوت میان کارآزمایی‌ها از لحاظ شرکت‌کنندگان به کار گرفته شده، دوز ویتامین C و مدت زمان کارآزمایی‌ها ترکیب کنیم. در مجموع، مکمل‌های ویتامین C، تاثیرات متضادی بر میزان چربی و فشار خون داشته و نیاز به پژوهش بیشتری وجود دارد. چهار مورد از مطالعات وارد شده، منابع تامین بودجه را ذکر نکرده بودند، دو مطالعه، سرمایه‌گذاری غیر‐تجاری (گرنت) و دو مطالعه، سرمایه‌گذاری تجاری (صنایع) و غیر‐تجاری (گرنت) داشتند.

کیفیت شواهد

کیفیت شواهد برای حوادث CVD عمده (انفارکتوس میوکارد، استروک، آنژین و جراحی پیوند عروق کرونر)، مورتالیتی به هر علتی و مورتالیتی CVD، پائین یا بسیار پائین بود. کیفیت پائین این شواهد، به علت قابل‌ تعمیم نبودن به جمعیت عمومی (فقط دربرگیرنده پزشکان مرد آمریکایی بود) و مطالعات محدود در مورد ویتامین C برای پیشگیری از CVD است.



صفحه ۱ از ۱