جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای Lauren E Kelly

Prakeshkumar S Shah، Vibhuti S Shah، Lauren E Kelly،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
کاهش غلظت نیتریک اکسید، به‌عنوان یکی از مکانیسم‌های احتمالی سلولی در انتروکولیت نکروزان (NEC) مطرح شده است. آرژینین می‌تواند به‌عنوان یک پیش‌ماده برای تولید نیتریک اکسید در بافت‌ها عمل کرده و ممکن است مکمل آرژینین، به پیشگیری از NEC کمک کند.
اهداف
هدف، بررسی تأثیر مکمل آرژینین (تجویز‌شده از هر راه) بر بروز NEC در نوزادان نارس و انجام تجزیه‌و‌تحلیل‌های زیر‌گروه بر مبنای دوز آرژینین و سن حاملگی شرکت‌کنندگان (≤ ۳۲ هفته، > ۳۲ هفته).
روش های جستجو
ما برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین ( CENTRAL، Cochrane Central Register of Controlled Trials؛ شماره ۴، ۲۰۱۶)؛ MEDLINE از طریق PubMed (از ۱۹۶۶ تا ۱۲ می ۲۰۱۶)، Embase (از ۱۹۸۰ تا ۱۲ می ۲۰۱۶) و Cumulative Index to Nursing and Allied Health Literature (CINAHL؛ از ۱۹۸۲ تا ۱۲ می ۲۰۱۶)، از استراتژی جست‌وجوی استاندارد گروه مروری نوزادان در کاکرین استفاده کردیم. ما همچنین پایگاه‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی، مجموعه مقالات کنفرانس‌ها و فهرست منابع مقالات بازیابی‌شده را برای کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده و کارآزمایی‌های شبه‌تصادفی جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده و شبه‌تصادفی مربوط به مقایسه مکمل آرژینین (تجویز‌شده به‌صورت خوراکی یا تزریقی برای حداقل هفت روز، همراه با آن‌چه که یک نوزاد می‌تواند از منبعی خوراکی یا تزریقی دریافت کند) با دارونما یا عدم درمان.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
ما کیفیت روش‌شناختی کارآزمایی‌ها را از طریق به‌کارگیری اطلاعات کسب‌شده از گزارش‌های مطالعه و ارتباط شخصی با نویسندگان مطالعه ارزیابی کردیم. ما داده‌های پیرامون پیامد‌های مربوط را استخراج کرده و اندازه اثر را در صورت امکان به‌صورت خطر نسبی (RR)، اختلاف خطر (RD) و تفاوت میانگین (MD) برآورد و گزارش کردیم. ما از رویکرد درجه‌بندی توصیه‌ها، ارزیابی، ارتقا و بررسی (GRADE) برای ارزیابی کیفیت شواهد استفاده کردیم.
نتایج اصلی
ما سه مطالعه مناسب را انتخاب کردیم که شامل مجموعاً ۲۸۵ نوزاد (۱۴۰ نفر آرژینین دریافت کردند) از سه کشور بود. ما کیفیت روش‌شناختی کلی مطالعات منتخب را خوب ارزیابی کردیم. ما در میان نوزادان نارسی که در گروه آرژینین بودند در مقایسه با گروه دارو‌نما، کاهش معناداری را از نظر آماری در خطر ابتلا به NEC (هر مرحله‌ای) مشاهده کردیم (RR: ۰,۳۸؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۲۳ تا ۰.۶۴؛ I۲ = ۲۷٪) (RD: ۰,۱۹ - ؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۲۸ - تا ۰.۱۰ - ؛ I۲ = ۰٪) و کیفیت شواهد را متوسط رده‌بندی کردیم. تعداد افرادی که باید درمان شوند تا یک نفر منفعت ببرد (NNTB) برای پیشگیری از ابتلا به NEC (هر مرحله‌ای)، ۶ بود (۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۴ تا ۱۰). نتایج مطالعه، بیانگر کاهش چشمگیر خطر ایجاد NEC مرحله ۱ (RR: ۰,۳۷؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۱۵ تا ۰.۹۰؛ I۲ = ۵۲٪) (RD: ۰,۰۷ - ؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۱۴ - تا ۰.۰۱ - ؛ I۲ = ۰٪) و NEC مرحله ۳ (RR: ۰,۱۳؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۰۲ تا ۱.۰۳؛ I۲ = ۰٪) (RD: ۰,۰۵ - ؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۰۹ - تا ۰.۰۱ - ؛ I۲ = ۸۹٪) از لحاظ آماری در گروه آرژینین در قیاس با گروه شاهد بود؛ کیفیت شواهد، متوسط بود.
مکمل آرژینین با کاهش قابل‌توجه در مرگ مرتبط با NEC ارتباط داشت (RR: ۰,۱۸؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۰۳ تا ۱.۰۰؛ I۲ = ۰٪) (RD: ۰,۰۵ - ؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۰۹ - تا ۰.۰۱ - ؛ I۲ = ۸۷٪). یافته‌ها نشان‌دهنده ناهمگونی بالینی در میزان مرگ‌و‌میر بود. مرگ‌و‌میر ناشی از هر علتی، تفاوت معناداری میان آرژینین و گروه‌های شاهد یا عدم درمان نداشت (RR: ۰,۷۷؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۴۱ تا ۱.۴۵؛ I۲ = ۴۲٪) (RD: ۰,۰۳ - ؛ ۹۵٪ فاصله اطمینان (CI): ۰,۱۰ - تا ۰.۰۴؛ I۲ = ۷۹٪). محققان هیچ عوارض جانبی قابل‌ توجهی، از جمله افت فشار خون یا تغییرات در هموستاز گلوکز که به‌طور مستقیم وابسته به آرژینین باشد، نیافتند. داده‌های پیگیری از یک کارآزمایی، بیانگر هیچ اختلاف چشمگیری از نظر آماری در پیامد‌های جانبی در ۳۶ ماهگی کودکان نبود (فلج مغزی، تاخیر شناختی (cognitive delay)، نابینایی دو‌طرفه (bilateral blindness) یا کم‌شنوایی نیازمند سمعک). محدودیت یافته‌های کنونی، اندازه نمونه کلی نسبتاً کوچک بود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
تجویز آرژینین برای نوزادان نارس ممکن است از ابتلا به NEC پیشگیری کند. از آن‌جایی که اطلاعات از طریق سه کارآزمایی کوچک شامل ۲۸۵ شرکت‌کننده فراهم شده بودند، این داده‌ها در حال حاضر برای تأیید یک توصیه عملکردی ناکافی هستند. نیاز به یک مطالعه تصادفی‌سازی و کنترل‌شده چند‌مرکزی که متمرکز بر بروز NEC به‌ویژه در مراحل شدید‌تر (۲ و ۳) باشد، وجود دارد.
خلاصه به زبان ساده
افزودن آرژینین برای پیشگیری از انتروکولیت نکروزان در نوزادان نارس
موضوع چیست؟
انتروکولیت نکروزان (NEC) یک بیماری است که التهاب در آن، دستگاه گوارش (GI) نوزاد را تخریب می‌کند. نرخ NEC از ۴% تا ۲۲% در نوزادان با وزن تولد بسیار کم متفاوت است. انتروکولیت نکروزان می‌تواند به علت نارسی نوزاد، فقدان جریان خون به دستگاه GI و تخریب سطح (موکوز) ناشی از عفونت یا تغذیه با شیر خشک باشد. بدن برای محافظت از دستگاه GI، یک ترکیب طبیعی -نیتریک اکسید- را از آمینواسید آرژینین می‌سازد. غلظت آرژینین پلاسما در نوزادان با وزن تولد بسیار کم و نوزادان نارس مبتلا به NEC، پائین گزارش شده است. افزودن آرژینین اضافه به محلول تغذیه ممکن است از NEC پیشگیری کند.

اهمیت این موضوع چیست؟
NEC می‌تواند منجر به آسیب پایدار روده، نیاز به جراحی‌های متعدد، بستری در بیمارستان طولانی، مرگ و افزایش هزینه‌ها برای نظام سلامت شود.

چه شواهدی پیدا کردیم؟
نویسندگان این مطالعه مروری، منابع را جست‌وجو کردند تا مطالعات کنترل‌شده‌ای را بیابند که اثربخشی و ایمنی مکمل آرژینین را ارزیابی کرده باشند. افزودن آرژینین اضافی به تغذیه یک نوزاد نارس، خطر NEC را در سه مطالعه با کیفیت خوب که شامل ۲۸۵ نوزاد متولدشده در کمتر از هفته ۳۴ حاملگی بودند، کاهش داده بود. شش نوزاد تحت درمان قرار گرفته بود که یکی از آن‌ها از درمان سود برده بود. پژوهشگران هیچ عارضه جانبی چشمگیری را که مستقیماً مرتبط با آرژینین بسیار زیاد در ۲۸ روز نخست زندگی باشد، گزارش نکرده بودند. یک مطالعه، عدم تأخیر رشد طولانی‌مدت (۳۶ ماهه) را ذکر کرده بود. اثرات احتمالی مکمل آرژینین شامل کاهش فشار خون و تغییرات در کنترل قند خون است.

این نتایج به چه معنی است؟
مکمل آرژینین می‌تواند شیوع و شدت NEC را در نوزادان نارس کاهش دهد. نتایج محدود بود‌؛ زیرا مطالعات فقط دربرگیرنده بیماران اندکی بود. نیاز به یک مطالعه بزرگ که شامل نوزادانی از مراکز چندگانه باشد، وجود دارد تا این یافته‌ها تایید شوند.

Lauren E Kelly، Arne Ohlsson، Prakeshkumar S Shah،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
هیپرتانسیون ریوی پایدار در نوزادان (PPHN)، با افزایش خطر مرگ‌ومیر همراه است. در حال حاضر، درمان اصلی برای PPHN، شامل تهویه کمکی و تجویز نیتریک اکسید استنشاقی (iNO) است. با این حال، نیتریک اکسید پرهزینه است و استفاده از آن در سیستم‌هایی با منابع در دسترس ضعیف و محدود، شاید مناسب نباشد. حدود ۳۰ درصد از بیماران به iNO پاسخ درمانی نمی‌دهند. غلظت بالای فسفودی‌استرازها در عروق ریوی، منجر به استفاده از مهارکننده‌های فسفودی‌استراز، مانند سیلدنافیل (sildenafil) یا میلرینون (milrinone) شده است.
اهداف
ارزیابی اثربخشی و ایمنی سیلدنافیل در درمان هیپرتانسیون ریوی در نوزادان.
روش های جستجو
ما از استراتژی استاندارد جست‌وجوی گروه نوزادان در کاکرین برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ ۲۰۱۷؛ شماره ۳)؛ MEDLINE via PubMed (۱۹۶۶ تا ۱۸ اپریل ۲۰۱۷)؛ Embase (۱۹۸۰ تا ۱۸ اپریل ۲۰۱۷) و Cumulative Index to Nursing and Allied Health Literature (CINAHL) (۱۹۸۲ تا ۱۸ اپریل ۲۰۱۷)، استفاده کردیم. ما همچنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی، مجموعه مقالات کنفرانس، و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده و کارآزمایی‌های شبه‌‐تصادفی‌سازی شده جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
ما کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و شبه‌‐تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای را وارد کردیم که سیلدنافیل را در مقایسه با دارونما (placebo) یا سایر وازودیلاتورهای ریوی، صرف‌نظر از دوز دارو، روش تجویز و طول‌ مدت مصرف، در نوزادان مبتلا به هیپرتانسیون ریوی بررسی کردند، در صورتی که محققان هر کدام از پیامدهای از پیش تعیین شده را گزارش کرده بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
ما کیفیت روش‌شناسی کارآزمایی‌ها را در رابطه با این که چگونه سوگیری (bias) در ورود به مطالعه، حین مداخله مطالعه و در اندازه‌گیری پیامدها به حداقل رسانده شده بود، ارزیابی کردیم. ما داده‌های موجود را درباره پیامدهای مرتبط استخراج کردیم؛ در صورت مناسب بودن، اندازه تاثیرگذاری را برآورد کردیم و آن را به صورت خطر نسبی (RR)، تفاوت خطر (RD) یا تفاوت میانگین (MD) گزارش کردیم. ما از آزمون ناهمگونی I۲ بهره گرفتیم و از درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE)، برای ارزیابی کیفیت شواهد استفاده کردیم.
نتایج اصلی
برای این به‌روزرسانی، ما ۲ مطالعه اضافی را شناسایی کردیم، در مجموع ۵‌ کارآزمایی‌ واجد شرایط، که ۱۶۶ نوزاد در آنها شرکت داشتند، وارد شدند. کیفیت روش‌شناسی این مطالعات، طیفی از خطر سوگیری پائین تا بالا بود. ۳ مطالعه در سیستم‌هایی با محدودیت منابع انجام شدند، جایی که iNO و ونتیلاسیون فرکانس بالا در زمان مطالعه در دسترس نبودند. یک مطالعه، سیلدنافیل را در برابر گروه‌های کنترل فعال مقایسه کرد و مطالعه دیگر، سیلدنافیل را به عنوان درمان کمکی و اضافه شونده به iNO مورد ارزیابی قرار داد. محققان هنگام مقایسه سیلدنافیل با دارونما، کاهش قابل‌توجهی را در مرگ‌ومیر در گروه دریافت کننده سیلدنافیل به تنهایی، مشاهده کردند (۳‌ مطالعه، ۷۷ شرکت‌کننده؛ RR معمول: ۰,۲۰؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۰۷ تا ۰.۵۶؛ I۲ = ۰% ‐ هیچ؛ RR معمول: ۰,۳۶‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳‐ تا ۰.۱۸‐؛ تعداد افراد مورد نیاز برای درمان برای دستیابی به یک پیامد مزیتی بیشتر: ۳؛ ۹۵% CI؛ ۲ تا ۶؛ I۲ = ۳۹% ‐ پائین). در مقایسه گروه سیلدنافیل در برابر گروه کنترل فعال (یک مطالعه، ۶۵ شرکت‌کننده؛ RR معمول: ۰,۵۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۵ تا ۵.۷۵)، یا وقتی iNO برای هر دو گروه تجویز شد (یک مطالعه، ۲۴ شرکت‌کننده؛ RR معمول: ۱.۲۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۶ تا ۶.۲۸)، کارآزمایی‌ها تفاوت معنی‌داری را گزارش نکردند. پارامترهای فیزیولوژیکی اکسیژن‌رسانی (شاخص اکسیژن‌رسانی، فشار نسبی اکسیژن در خون شریانی (PaO۲))، بهبود مستمری را پس از دوز اول سیلدنافیل نشان دادند. هیچ یک از کارآزمایی‌های وارد شده، عوارض جانبی بالینی مهمی را نشان ندادند. ما کیفیت شواهد را به دلیل عدم دقت مربوط به حجم نمونه کوچک و ویژگی‌های روش‌شناسی نامشخص، پایین تا خیلی پایین ارزیابی کردیم.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
سیلدنافیل مورد استفاده برای درمان هیپرتانسیون ریوی، پتانسیل کاهش مرگ‌ومیر و بهبود اکسیژن‌رسانی را در نوزادان دارد، به‌ویژه در سیستم‌هایی با محدودیت دسترسی به منابع که iNO در دسترس نیست. با این حال، کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی شده با مقیاس بزرگ برای مقایسه سیلدنافیل در برابر گروه کنترل فعال (سایر وازودیلاتورهای ریوی) و انجام پیگیری بازماندگان مورد نیاز است تا بتوان اثربخشی و ایمنی طولانی‌مدت سیلدنافیل را در برابر سایر وازودیلاتورهای ریوی ارزیابی کرد.
خلاصه به زبان ساده

سیلدنافیل در درمان هیپرتانسیون ریوی در نوزادان

سوال مطالعه مروری

آیا سیلدنافیل (sildenafil) در نوزادان تازه متولد شده و مبتلا به هیپرتانسیون ریوی، ایمن و اثربخش است؟

پیشینه

وقتی نوزاد متولد می‌شود، فشار‌خون در عروق خونی ریوی بالا است و وقتی تنفس طبیعی برقرار می‌شود، این فشار شروع به کاهش می‌کند. در بعضی از نوزادان، این انتقال رخ نمی‌دهد و فشار بالا باقی می‌ماند؛ این وضعیت اجازه نمی‌دهد که خون به ریه‌ها برود تا بتواند اکسیژن کافی دریافت کند. این وضعیت، هیپرتانسیون ریوی پایدار نوزادی (PPHN) نامیده می‌شود. سایر وقایع می‌توانند منجر به بالا رفتن فشار در عروق خونی ریه شود که ممکن است طی چند روز پس از تولد خود را نشان دهند. فشار بالای پایدار در این عروق منجر به انتقال اکسیژن کمتری به تمام اعضای بدن می‌شود. دارویی به‌نام سیلدنافیل، ممکن است باعث ریلکس شدن عروق خونی ریه شده و در نتیجه جریان خون و انتقال اکسیژن را به تمام اعضای بدن بهبود بخشد.

ویژگی‌های مطالعه

ما ۵‌ مطالعه را شناسایی کردیم که تاثیرات سیلدنافیل را ارزیابی کردند: ۳‌ مطالعه، سیلدنافیل را با دارونما (placebo) (بدون سیلدنافیل)؛ یک مطالعه، سیلدنافیل را با داروهای دیگر (سولفات منیزیم)؛ و یکی هم از سیلدنافیل در ترکیب با داروی دیگر (نیتریک اکسید) استفاده کرد. این مطالعات، شامل ۱۶۶ نوزاد بودند و در کلمبیا، مکزیک، ترکیه و قطر انجام شدند.

نتایج کلیدی

۳‌ مطالعه که به مقایسه سیلدنافیل و دارونما (بدون سیلدنافیل) پرداختند، گزارش کردند که سیلدنافیل تعداد موارد مرگ‌ومیر را کاهش داد. مطالعاتی که سیلدنافیل را با سایر داروها مقایسه کردند یا از درمان دیگری همراه با سیلدنافیل استفاده کردند، کاهش قابل توجهی را در تعداد موارد مرگ‌ومیرها گزارش نکردند. سیلدنافیل نسبت به دارونما در بهبود سطوح اکسیژن، موثرتر بود. هیچ‌کدام از ۵ مطالعه، نگرانی‌هایی را در مورد ایمنی گزارش نکردند. با این حال، در این مطالعات تعداد کمی نوزاد شرکت داشتند و اکثر آنها در سیستم‌هایی انجام شدند که سایر گزینه‌های درمانی در دسترس نبودند. سیلدنافیل ممکن است در سیستم‌هایی که سایر رویکردهای درمانی در دسترس نیستند، کاربرد داشته باشد. با این حال، برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی سیلدنافیل در برابر درمان موجود در یک محیط کارآمد (با منابع کافی)، مطالعات بیشتری لازم است.

کیفیت شواهد

به دلیل کم بودن تعداد مطالعات انجام شده در این زمینه و تعداد اندک نوزادان مورد ارزیابی قرارگرفته، کیفیت شواهد برای کاهش مرگ‌ومیر یا بهبود پارامترهای مرتبط با عملکردهای تنفسی، پایین است. برخی از مطالعات لحاظ شده، مشکلات روش‌شناسی دارند، در نتیجه، کیفیت شواهد پایین یا بسیار پایین هستند.


Lauren E Kelly، Sandesh Shivananda، Prashanth Murthy، Ravisha Srinivasjois، Prakeshkumar S Shah،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
تقریبا ۱ مورد از هر ۱۰ بارداری، تحت تاثیر دفع مکونیوم (meconium) در زایمان قرار می‌گیرد که می‌تواند منجر به سندرم آسپیراسیون مکونیوم (meconium aspiration syndrome; MAS) شود. MAS می‌تواند باعث عوارض ریوی و بسیار به ندرت، مرگ‌ومیر شود. آنتی‌بیوتیک‌ها با هدف پیشگیری از عفونت ناشی از آلودگی‌های باکتریایی احتمالی، برای نوزادان در معرض مکونیوم در مایع آمنیوتیک تجویز می‌شوند.
اهداف

ما این مرور را برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی آنتی‌بیوتیک‌ها در این موارد انجام دادیم:

۱. پیشگیری از عفونت، موربیدیتی و مورتالیتی بین نوزادان متولد‌ شده از طریق مایع آمنیوتیک آغشته به مکونیوم (meconium‐stained amniotic fluid; MSAF) که هنگام تولد بدون نشانه هستند؛ و ۲. پیشگیری از عفونت، موربیدیتی و مورتالیتی بین نوزادان متولد‌ شده از طریق MSAF که دارای نشانه‌ها و علائم مرتبط با سندرم آسپیراسیون مکونیوم (MAS) هستند.

روش های جستجو
با استفاده از بانک‌های اطلاعاتی زیر، جست‌وجوی منابع علمی را انجام دادیم: MEDLINE (از ۱۹۶۶ تا جولای ۲۰۱۶)؛ Embase (از ۱۹۸۰ تا جولای ۲۰۱۶)؛ Cumulative Index to Nursing and Allied Health Literature (CINAHL؛ از ۱۹۸۲ تا جولای ۲۰۱۶)؛ و پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین ( CENTRAL؛ شماره ۷، ۲۰۱۶)؛ در کتابخانه کاکرین. هم‌چنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی، خلاصه مقالات کنفرانس‌ها و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و شبه‌‐تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای را وارد کردیم که آنتی‌بیوتیک‌های تجویز شده با هر روشی را در برابر دارونما (placebo) یا عدم درمان برای پیشگیری از عفونت میان نوزادان مواجه شده با MSAF یا آنهایی که دچار MAS شده‌اند، مقایسه کرده بودند. مطالعات کوهورت، مورد‌‐شاهدی و سایر مطالعات غیر‐تصادفی‌سازی شده را خارج کرده و هیچ محدودیت زبانی اعمال نکردیم. مطالعات انجام شده بر روی نوزادان ترم و پره‌ترم و مطالعاتی که استفاده از هر نوع آنتی‌بیوتیک آنتی‌باکتریال را بررسی کرده بودند، را وارد کردیم. مطالعاتی را وارد کردیم که هر ‌کدام از پیامد‌های مطلوب را گزارش کرده بودند.

گردآوری و تحلیل داده‌ها

کیفیت روش‌شناسی کارآزمایی‌های وارد شده را از طریق مرور اطلاعات ارائه شده در گزارش‌های مطالعه و کسب شده از راه ارتباط شخصی با نویسندگان مطالعه ارزیابی کردیم. داده‌های مربوط به پیامد‌های مرتبط را استخراج کرده، اندازه تاثیرگذاری را تخمین زدیم و، در جایی که اقتضا می‌کرد، مقادیر را به صورت خطرات نسبی (RRs)، تفاوت‌های خطر (RDs) و تفاوت‌های میانگین (MDs) گزارش کردیم. تجزیه‌و‌تحلیل‌های زیر‌‐گروه را برای درمان MAS و برای پروفیلاکسی (نوزادان بدون نشانه در مواجهه با مکونیوم) انجام دادیم.

نتایج اصلی

چهار مطالعه تصادفی‌سازی و کنترل شده شامل مجموع ۶۹۵ شرکت‌کننده، واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. سه مطالعه، نوزادان دچار MAS و یک مطالعه، نوزادان بدون نشانه در مواجهه با مکونیوم در مایع آمنیوتیک را ارزیابی کرده بودند. این مطالعات، درجات مختلفی از دقت روش‌شناسی را ارائه داده بودند. در دو مطالعه، خطر پائین سوگیری (bias) و در دو مطالعه خطر نامشخص سوگیری وجود داشت. کیفیت شواهد کسب شده از این مطالعات را پائین طبقه‌بندی کردیم. شواهد کلی را به علت تعداد زیاد شرکت‌کنندگانی که در یک کارآزمایی در پیگیری از دست رفتند، حجم نمونه‌های کوچک تمام کارآزمایی‌ها و جزئیات روش‌شناسی ارائه شده نامشخص برای دو کارآزمایی، کاهش دادیم. پیامد اولیه، خطر سپسیس نوزادی زودهنگام و دیرهنگام بود. آنتی‌بیوتیک‌ها، خطر سپسیس را نه در نوزادان با تشخیص MAS (RR: ۱,۵۴؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۲۷ تا ۸.۹۶؛ RD: ۰.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۲‐ تا ۰.۰۳؛ ۴۴۵ شرکت‌کننده؛ سه مطالعه؛ I² = ۰%) و نه در نوزادان بدون نشانه در مواجهه با مکونیوم در مایع آمنیوتیک (RR: ۰.۷۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۵ تا ۲.۳۴؛ RD: ‐۰.۰۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷‐ تا ۰.۰۴؛ ۲۵۰ شرکت‌کننده؛ یک مطالعه؛ I² = ۰%) کاهش نداده بود. نتایج، نشان دهنده هیچ تفاوت معناداری در مورتالیتی یا مدت بستری در بیمارستان بین گروه‌هایی که آنتی‌بیوتیک دریافت کردند و گروه‌های کنترل نوزادان علامت‌دار و بدون نشانه نبود. یک مطالعه در نوزادان بدون نشانه، کاهش چشمگیری را در مدت ونتیلاسیون مکانیکی برای گروه کنترل در مقایسه با گروه آنتی‌بیوتیک گزارش کرده بود (MD: ۰.۲۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۵ تا ۰.۳۷؛ ۲۵۰ شرکت‌کننده؛ یک مطالعه؛ I² = ۰%).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

در مرور شواهد موجود، هیچ تفاوتی در نرخ‌های عفونت به دنبال آنتی‌بیوتیک‌درمانی میان نوزادان متولد شده از طریق مایع آمنیوتیک آغشته به مکونیوم و افراد دچار سندرم آسپیراسیون مکونیوم نیافتیم. کیفیت کلی شواهد به دلیل تعداد اندک مطالعات وارد شده پائین بود. نیاز به مطالعاتی با قدرت کافی و کنترل مناسب وجود دارد.

خلاصه به زبان ساده

استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها برای کاهش عفونت در کودکان در مواجهه با مکونیوم

موضوع چیست؟

در حدود ۱ مورد از هر ۱۰ بارداری، کودکان حین زایمان با مکونیوم (meconium) مواجه می‌شوند. مکونیوم، اولین مدفوع نوزاد است. اگر کودک پیش از تولد مدفوع دفع کند، مایع آمنیوتیک حاوی مدفوع می‌تواند به ریه‌های او وارد شده و ممکن است سبب اشکال در تنفس و قرار دادن کودک در معرض خطر ابتلا به عفونت‌ و التهاب در ریه‌ها و بدن شود.

چرا این موضوع مهم است؟

عفونت/التهاب ریه‌ها می‌تواند منجر به مشکل تنفسی، کاهش میزان اکسیژن و پنومونی شود. آنتی‌بیوتیک‌ها برای پیشگیری از عفونت در کودکان مواجه شده با مکونیوم در طول زایمان مصرف می‌شوند.

ما چه شواهدی به دست آوردیم؟

در تاریخ جون ۲۰۱۶، به جست‌وجوی مطالعات واجد شرایط در منابع علمی پزشکی پرداختیم. چهار مطالعه را یافتیم که آنتی‌بیوتیک‌ها را در برابر دارونما (placebo) برای کاهش عفونت بین کودکان متولد شده با مایع آمنیوتیک آغشته به مکونیوم مقایسه کرده بودند. دو مطالعه دارای کیفیت خوب و دو مطالعه فاقد برخی جزئیات درباره روش‌های مطالعه بودند. این چهار مطالعه شامل ۶۹۵ کودک بودند که آنتی‌بیوتیک‌های مختلف دریافت کردند یا در گروه کنترل (بدون آنتی‌بیوتیک) قرار گرفته بودند. محققان انواع گوناگونی از آنتی‌بیوتیک‌ها و مدت‌های درمان را ارزیابی کردند. در مجموع، ما به هیچ تفاوتی در نرخ عفونت یا مرگ‌ومیر بین دو گروه پی نبردیم. کیفیت این شواهد را به دلیل طراحی مطالعه با کیفیت کم و تعداد اندک کودکان وارد شده پائین طبقه‌بندی کردیم.

این یافته‌ها چه معنایی دارند؟

ما به اطمینان و قطعیت نرسیدیم که آنتی‌بیوتیک‌ها تاثیر مهمی بر عفونت در کودکان مواجه شده با مایع آمنیوتیک آغشته به مکونیوم دارند یا خیر. نتایج ما غیر‐دقیق هستند و اغلب مطالعات، نیاز به تعیین نقش آنتی‌بیوتیک‌ها در این موقعیت داشتند.



صفحه ۱ از ۱