مطالعات مربوط به آزاتیوپورین (azathioprine) و مرکاپتوپورین (mercaptopurine)‐۶ به عنوان درمان نگهدارنده کولیت اولسراتیو (ulcerative colitis)
هفت مطالعه مرور شدند که بهترین شواهد را برای ما به همراه داشتند. کیفیت مطالعه اکثرا پائین بود. در این مطالعات در مجموع ۳۰۲ فرد بالای هجده سال مبتلا به کولیت اولسراتیو تست شدند. موضوع این مطالعات دریافت آزاتیوپورین خوراکی یا مرکاپتوپورین‐۶، دارونما (placebo) یا درمان نگهدارنده استاندارد (مزالازین (mesalazine) یا سولفاسالازین (sulfasalazine)) بوده است. طول مدت آنها حداقل ۱۲ ماه بود.
کولیت اولسراتیو چیست و آیا آزاتیوپورین و مرکاپتوپورین‐۶ برای آن موثرند؟
کولیت اولسراتیو یک اختلال التهابی مزمن روده بزرگ است. شایعترین نشانههای کولیت اولسراتیو اسهال خونی و درد شکمی هستند. گفته میشود آزاتیوپورین و مرکاپتورین‐۶ میتواند با بلوکه کردن سیستم ایمنی، التهاب را کاهش دهند.
مطالعات چه چیزی را نشان میدهند؟
مطالعات نشان میدهند که استفاده از آزاتیوپورین به عنوان درمان نگهدارنده (یعنی پیشگیری از بازگشت بیماری وقتی فرد به درمان پاسخ داده است) بهتر از دارونما است. پنجاهوشش درصد از بیمارانی که از آزاتیوپورین استفاده کرده بودند، پس از یک سال بیماریشان درمان شد که این میزان در بیمارانی که دارونما دریافت کرده بودند ۳۵% بود.
آیا آزاتیوپورین و مرکاپتوپورین‐۶ ایمن هستند؟
این داروها عموما به خوبی تحمل میشوند و وقوع عوارض جانبی آنها شایع نیست. با این وجود، عوارض جانبی جدی مثل پانکراتیت حاد (التهاب پانکراس که باعث ایجاد درد شکمی شدیدی میشود‐ با احتمال ۲%) و سرکوب مغز استخوان (عدم توانایی ساخت سلولهای خونی طبیعی‐ با احتمال ۴%) ممکن است رخ دهند. بیمارانی که این داروها را دریافت میکنند باید به طور منظم برای شواهد مربوط به اثربخشی دارو و عوارض جانبی آن تحت نظر قرار داشته باشند.
حرف آخر چیست؟
آزاتیوپورین میتواند برای بیمارانی که درمان با مزالازین یا سولفاسالازین در آنها با شکست مواجه شده، یا نتوانستهاند آنها را تحمل کنند و نیز برای بیمارانی که نیازمند دریافت دورههای مکرر استروئید هستند، یک درمان نگهدارنده موثر باشد.
کولیت کلاژنی چیست؟
کولیت کلاژنی (collagenous colitis) عبارت است از نوعی کولیت میکروسکوپی، وضعیتی که با اسهال آبکی مزمن غیر خونی تشخیص داده میشود. افراد مبتلا به کولیت کلاژنی هنگام ارزیابی توسط اندوسکوپ (یک دوربین که برای مشاهده روده استفاده میشود)، یک روده ظاهرا طبیعی دارند؛ اما هنگامی که با بیوپسی (در طول اندوسکوپی، نمونه بافت برداشته میشود) بررسی میشوند، التهاب میکروسکوپی روده گزارش میشود. علت این اختلال ناشناخته است.
چه درمانهایی برای کولیت لنفوسیتی مورد آزمایش قرار گرفتهاند؟
بودزوناید (budesonide)، مسالامین (mesalamine)، کلستیرامین (cholestyramine)، عصاره Boswellia serrata ، پروبیوتیکها (probiotics)، پردنیزولون (prednisolone) و پپتو‐بیسمول (®Pepto‐Bismol) به عنوان درمانهای کولیت کلاژنی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. بودزوناید یک داروی استروئیدی برای سرکوب سیستم ایمنی است که به سرعت توسط کبد متابولیزه شده و موجب کاهش عوارض جانبی ناشی از استروئید میشود. پردنیزولون یک داروی استروئیدی است که برای درمان التهاب تجویز میشود. مسالامین (۵‐ASA نیز نامیده میشود) یک داروی ضد التهابی است. کلستیرامین دارویی است که به بدن کمک میکند تا اسیدهای صفراوی را دفع کند. پپتو‐بیسمول، یک داروی ضد اسید معده است که برای درمان ناراحتیهای معده و دستگاه گوارش مورد استفاده قرار میگیرد. عصاره Boswellia serrata یک عصاره گیاهی است. پروبیوتیکها در ماست یا مکملهای غذایی یافت شده و حاوی باکتریهای بالقوه سودمند یا مخمرها هستند.
پژوهشگران چه موضوعی را بررسی کردند؟
پژوهشگران به بررسی این موضوع پرداختند که این درمانها، نشانههای کولیت کلاژنی (برای مثال اسهال) یا التهاب میکروسکوپی را بهبود میبخشند یا خیر، و اینکه درمان منجر به بروز هرگونه عوارض جانبی (آسیبها) میشود یا خیر. پژوهشگران تا ۷ نوامبر ۲۰۱۶، متون علمی پزشکی را بهطور گستردهای جستوجو کردند.
پژوهشگران به چه نتایجی دست یافتند؟
دوازده مطالعه (۴۷۶ شرکتکننده) شناسایی شدند. چهار مطالعه از کیفیت بالایی برخوردار بودند. یک مطالعه که مسالامین و کلستیرامین را ارزیابی کرد، کیفیت پائینی داشت و مطالعات دیگر به دلیل ارائه گزارش ضعیف از روشهای انجام، کیفیت نامشخصی داشتند.
اسهال در ۱۰۰% (۴/۴) از شرکتکنندگان گروه پپتو‐بیسمول (نه قرص ۲۶۲ میلیگرم در روز به مدت ۸ هفته) در مقایسه با ۰% (۰/۵) از شرکتکنندگان گروه دارونما برطرف شد (۱ مطالعه؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). اسهال در ۴۴% (۷/۱۶) از شرکتکنندگان گروه Boswellia serrata (سه کپسول ۴۰۰ میلیگرم/روز به مدت ۸ هفته) در مقایسه با ۲۷% (۴/۱۵) از شرکتکنندگان گروه دارونما برطرف شد (۱ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین). اسهال در ۸۰% (۲۴/۳۰) از شرکتکنندگان گروه بودزوناید در مقایسه با ۴۴% (۱۱/۲۵) از شرکتکنندگان گروه مسالامین برطرف شد (۱ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین). هیچ تفاوتی میان دو گروه درمانی از نظر عوارض جانبی وجود نداشت. اسهال در ۴۴% (۱۱/۲۵) از شرکتکنندگان گروه مسالامین (۳ گرم/روز) در مقایسه با ۵۹% (۲۲/۳۷) از شرکتکنندگان گروه دارونما برطرف شد (۱ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین). هیچ تفاوتی میان دو گروه درمانی از نظر عوارض جانبی وجود نداشت. اسهال در ۶۳% (۵/۸) از شرکتکنندگان گروه پردنیزولون (۵۰ میلیگرم/روز به مدت ۲ هفته) در مقایسه با ۰% (۰/۳) از شرکتکنندگان گروه دارونما برطرف شد (۱ مطالعه، شواهد با کیفیت پائین). اسهال در ۲۹% (۶/۲۱) از شرکتکنندگانی که پروبیوتیک دریافت کردند (۲ کپسول حاوی پروبیوتیک دو بار در روز به مدت ۱۲ هفته) در مقایسه با ۱۳% (۱/۸) از شرکتکنندگان گروه دارونما برطرف شد (۱ مطالعه، شواهد با کیفیت بسیار پائین). اسهال در ۷۳% (۸/۱۱) از شرکتکنندگان گروه مسالامین (۸۰۰ میلیگرم سه بار در روز) در مقایسه با ۱۰۰% (۱۲/۱۲) از شرکتکنندگان گروه مسالامین + کلستیرامین (۴ گرم در روز) برطرف شد (۱ مطالعه، شواهد با کیفیت بسیار پائین). اسهال در ۸۱% (۳۸/۴۷) از شرکتکنندگان گروه بودزوناید (۹ میلیگرم در روز به مدت ۸‐۶ هفته) در مقایسه با ۱۷% (۸/۴۷) از شرکتکنندگان گروه دارونما برطرف شد (۳ مطالعه، شواهد با کیفیت پائین). بهبود التهاب میکروسکوپی در ۷۲% (۳۴/۴۷) از شرکتکنندگان گروه بودزوناید در مقایسه با ۱۷% (۸/۴۷) از شرکتکنندگان گروه دارونما رخ داد (شواهد با کیفیت پائین). رفع اسهال در ۶۸% (۵۷/۸۴) از شرکتکنندگان گروه بودزوناید در مقایسه با ۲۰% (۱۸/۸۸) از شرکتکنندگان گروه دارونما طی ۶ ماه حفظ شد (۳ مطالعه، شواهد با کیفیت پائین). بهبود التهاب میکروسکوپی در ۴۸% (۱۹/۴۰) از شرکتکنندگان گروه بودزوناید در مقایسه با ۱۵% (۶/۴۰) از شرکتکنندگان گروه دارونما حفظ شد (۲ مطالعه؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). هیچ تفاوتی میان دو گروه درمانی بودزوناید و دارونما برای بروز عوارض جانبی (شواهد با کیفیت پائین) یا عوارض جانبی جدی (شواهد با کیفیت بسیار پائین) یافت نشد. عوارض جانبی گزارش شده در مطالعات بودزوناید عبارت بودند از تهوع، استفراغ، درد گردن، درد شکم، تعریق بیش از حد و سردرد. عوارض جانبی گزارش شده در مطالعات مسالامین شامل تهوع و بثورات پوستی بودند. عوارض جانبی در مطالعه پردنیزولون شامل درد شکمی، سردرد، اختلال خواب، تغییر خلقوخو و افزایش وزن بودند.
به عنوان نتیجهگیری، شواهدی با کیفیت پائین نشان میدهد که بودزوناید ممکن است یک درمان موثر برای کولیت کلاژنی فعال و غیر فعال باشد. به دلیل حجم نمونه کوچک و کیفیت پائین مطالعه، در مورد مزایا و آسیبهای درمان با پپتو‐بیسمول، عصاره Boswellia serrata ، مسالامین با یا بدون کلستیرامین، پردنیزولون و پروبیوتیکها نامطمئن هستیم. این عوامل و درمانهای دیگر نیاز به مطالعه بیشتری دارند.
بانکهای اطلاعاتی MEDLINE؛ PUBMED و EMBASE از زمان شروع تا ۱۱ آگوست ۲۰۱۶ برای شناسایی مقالات مرتبط جستوجو شدند. جستوجوهای دستی منابع مطالعات وارد شده و مقالات مروری مرتبط انجام شدند.
خلاصه مقالات به دست آمده از جلسات متخصصین گوارشی نیز برای شناسایی پژوهشهای ارائه شده فقط به صورت چکیده مورد جستوجو قرار گرفتند. پایگاه ثبت کارآزمایی در وبسایت www.ClinicalTrials.gov برای شناسایی کارآزماییهای ثبت شده اما منتشر نشده مورد جستوجو قرار گرفت. در نهایت، پایگاه ثبت مرکزی کارآزماییهای کنترل شده کاکرین و پایگاه ثبت تخصصی کارآزماییهای گروه بیماریهای التهابی روده و بیماریهای عملکردی روده در کاکرین برای شناسایی مطالعات دیگر مورد جستوجو قرار گرفتند.
کولیت لنفوسیتی چیست؟
کولیت لنفوسیتی (lymphocytic colitis)، نوعی کولیت میکروسکوپی است، وضعیتی که با اسهال آبدار مزمن غیر‐خونی تشخیص داده میشود. افراد مبتلا به کولیت لنفوسیتی هنگام ارزیابی توسط اندوسکوپ (یک دوربین برای مشاهده روده استفاده میشود) یا اشعه ایکس، یک روده ظاهرا طبیعی دارند؛ اما هنگامی که با بیوپسی (در طول آندوسکوپی، نمونه بافت برداشته میشود) بررسی میشوند، التهاب میکروسکوپی روده دارند (بافتشناسی). علت این اختلال ناشناخته است. این مرور، یک نسخه بهروز از مرور قبلی منتشر شده کاکرین است.
چه درمانهایی برای کولیت لنفوسیتی مورد آزمایش قرار گرفته است؟
بودزوناید (budesonide)، مزالازین (mesalazine) با یا بدون کلستیرامین (cholestyramine)، بکلومتازون دیپروپیونات (beclometasone dipropionate) و بیسموت سابسالیسیلات (bismuth subsalicylate) (یعنی پپتو‐بیسمول (®Pepto‐BismolÂ)) به عنوان درمان برای کولیت لنفوسیتی مورد آزمایش قرار گرفتند. بودزوناید یک داروی استروئیدی برای سرکوب ایمنی است که به سرعت توسط کبد متابولیزه شده و موجب کاهش عوارض جانبی ناشی از استروئید میشود. این دارو از طریق دهان خورده میشود. بکلومتازون دیپروپیونات نیز یک داروی استروئیدی است. داروهای استروئیدی برای درمان التهاب استفاده میشوند. مزالازین (به نام ASA‐۵ نیز شناخته میشود) یک داروی ضد‐التهابی است که اغلب از طریق دهان خورده میشود. کلستیرامین دارویی است که به بدن کمک میکند اسیدهای صفراوی را دفع کند. پپتو‐بیسمول، یک داروی ضد‐اسید معده است که برای درمان ناراحتیهای زودگذر معده و دستگاه گوارش مورد استفاده قرار میگیرد.
پژوهشگران چه موضوعی را بررسی کردند؟
محققان به بررسی این موضوع پرداختند که این داروها، نشانههای کولیت لنفوسیتی (برای مثال اسهال) یا التهاب میکروسکوپی را بهبود میبخشند یا نه و اینکه درمان منجر به هرگونه عوارض جانبی میشود یا خیر. محققان، منابع علمی پزشکی را به طور گسترده تا ۱۱ آگوست ۲۰۱۶، جستوجو کردند.
پژوهشگران به چه نتایجی دست یافتند؟
پنج مطالعه شامل ۱۴۹ شرکتکننده شناسایی شد. این مطالعات، بودزوناید را در برابر دارونما (برای مثال قرص قند)، مزالازین را در برابر مزالازین به همراه کلستیرامین، و بکلومتازون دیپروپیونات را در برابر مزالازین، و پپتو‐بیسمول را در برابر دارونما مورد بررسی قرار دادند. یک مطالعه که مزالازین را با مزالازین به همراه کلستیرامینین مقایسه کرد و یک مطالعه که بکلومتازون دیپروپیونات را با مزالازین مقایسه کرد، دارای کیفیت پایین قضاوت شدند. یک مطالعه که پپتو‐بیسمول و بیسموت سابسالیسیلات را با دارونما مقایسه کرد، به دلیل حجم نمونه بسیار کوچک (۵ شرکتکننده) و دادههای محدود، دارای کیفیت پائین در نظر گرفته شد. سه مطالعه دیگر دارای کیفیت بالا قضاوت شدند.
یک تجزیهوتحلیل تجمعی از دو مطالعه (۵۷ شرکتکننده) نشان داد که بودزوناید (۹ میلیگرم/روز به مدت ۶ تا ۸ هفته) برای بهبود اسهال و بهبود التهاب میکروسکوپی روده بهتر از دارونما بود. بهبود در اسهال در ۸۸% از شرکتکنندگان مصرف کننده بودزوناید در مقایسه با ۳۸% از شرکتکنندگان مصرف کننده دارونما مشاهده شد. بهبود در التهاب میکروسکوپی در ۷۸% از شرکتکنندگان مصرف کننده بودزوناید در مقایسه با ۳۳% از شرکتکنندگان مصرف کننده دارونما گزارش شد. چهلویک شرکتکننده در مطالعهای که مزالازین (۴,۲ گرم/روز) را با مزالازین به همراه کلستیرامین (۴ گرم/روز) مقایسه کردند، ثبتنام شدند. بهبود اسهال در ۸۵% از شرکتکنندگان در گروه مزالازین در مقایسه با ۸۶% از شرکتکنندگان در گروه مزالازین به همراه کلستیرامین مشاهده شد. پنج بیمار در کارآزمایی مربوط به مطالعه پپتو‐بیسمول ثبتنام شدند (روزانه نه قرص ۲۶۲ میلیگرم به مدت ۸ هفته در برابر دارونما). هیچ تفاوتی در بهبود اسهال یا بهبود التهاب میکروسکوپی روده وجود نداشت. چهلوشش شرکتکننده در کارآزمایی مربوط به مطالعه بکلومتازون دیپروپیونات (۵ میلیگرم/روز یا ۱۰ میلیگرم/روز) در برابر مزالازین (۴.۲ گرم/روز) ثبتنام شدند. اگرچه اسهال در شرکتکنندگان دریافت کننده بکلومتازون دیپروپیونات (۸۴%) و مزالازین (۸۶%)، طی ۸ هفته بهبود یافت، اما این بهبودی طی ۱۲ ماه (۲۶% و ۲۰%) ادامه نیافت. عوارض جانبی گزارش شده در مطالعات بودزوناید عبارت بودند از تهوع، استفراغ، درد گردن، درد شکم، تعریق بیش از حد و سردرد. عوارض جانبی گزارش شده در مطالعه مربوط به مزالازین به همراه کلستیرامین عبارتند از تهوع و خارش پوست. عوارض جانبی در کارآزمایی بکلومتازون دیپروپیونات عبارتند از تهوع، خوابآلودگی و تغییر خلقوخو. هیچ گونه عوارض جانبی در مطالعه پپتو‐بیسمول گزارش نشد.
شواهد با کیفیت پائین نشان میدهد که ممکن است بودزوناید، درمان موثری برای درمان کولیت لنفوسیتی باشد. همچنین شواهد با کیفیت پائین نشان میدهد که مزالازین با یا بدون کلستیرامین و بکلومتازون دیپروپیونات ممکن است برای درمان کولیت لنفوسیتی موثر باشد. به دلیل تعداد بسیار کم شرکتکنندگان در این مطالعه، در مورد بیسموت سابسالیسیلات، نمیتوان نتیجهگیری کرد. در آینده، محققان باید کارآزماییهای کنترل شده با دارونمای بیشتر و بزرگتری درباره بودزوناید برای تایید مزایا و ایمنی پیشنهاد شده این درمان در نظر بگیرند. بیسموت سابسالیسیلات که نسبت به بودزوناید دارای پتانسل کمتری برای ایجاد سمیّت است، نیازمند انجام مطالعه بیشتر است. اثربخشی و ایمنی مزالازین با یا بدون کلستیرامین و بکلومتازون دیپروپیونات باید در مطالعات کنترل شده با دارونما بررسی شود.
در مجموع پنج RCT (۱۷۷۱ شرکتکننده) وارد مرور شدند. چهار مطالعه (۱۶۹۲ شرکتکننده) به مقایسه یک، دو یا سه تزریق از ناتالیزوماب (۳۰۰ میلیگرم یا ۳ میلیگرم/کیلوگرم یا ۶ میلیگرم/کیلوگرم) با دارونما پرداختند. یک مطالعه (۷۹ شرکتکننده) سه تزریق را از ناتالیزوماب (۳۰۰ میلیگرم) و اینفلیکسیماب (infliximab) (۵ میلیگرم/کیلوگرم) در برابر اینفلیکسیماب و دارونما مقایسه کرد. چهار مطالعه با خطر سوگیری پائین ارزیابی شدند. در یک مطالعه خطر سوگیری برای گزارشدهی انتخابی، در سطح نامشخص ارزیابی شد.
یک، دو یا سه تزریق از ناتالیزوماب در القای بهبودی و پاسخ بالینی نسبت به دارونما ارجحیت داشتند. تزریقها در هفتههای صفر، چهار و هشت انجام شدند. پس از یک تزریق، ۷۶% (۸۴۹/۱۱۱۷) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۸۳% (۴۱۱/۴۹۴) از شرکتکنندگان دریافت کننده دارونما، در ورود به فاز بهبودی در ۴ هفته ناموفق بودند (RR: ۰,۹۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۶ تا ۰.۹۶؛ ۳ مطالعه؛ GRADE با کیفیت بالا). RR برای پاسخ بالینی در ۴ هفته، برابر با ۰.۷۸ (۹۵% CI؛ ۰.۶۶ تا ۰.۹۲؛ ۳ مطالعه؛ ۱۶۱۱ شرکتکننده؛ GRADE با کیفیت متوسط) گزارش شد. پس از دو اینفیوژن، پس از ۸ هفته، ۶۶% (۶۹۳/۱۰۴۹) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۷۷% (۳۸۲/۴۹۴) از شرکتکنندگان دریافت کننده دارونما، در ورود به فاز بهبودی ناموفق بودند (RR: ۰.۸۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۶ تا ۰.۹۵؛ ۳ مطالعه؛ GRADE با کیفیت متوسط). RR برای پاسخ بالینی در ۸ هفته برابر با ۰.۷۳ (۹۵% CI؛ ۰.۵۸ تا ۰.۹۱؛ ۳ مطالعه؛ ۱۵۴۳ شرکتکننده؛ GRADE با کیفیت پائین) بود. پس از سه تزریق، در ۱۲ هفته، ۶۱% (۵۹۶/۹۸۳) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۷۳% (۳۱۳/۴۳۱) از شرکتکنندگان دریافت کننده دارونما نتوانستند وارد فاز بهبودی شوند (RR: ۰.۸۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۰.۹۲؛ ۲ مطالعه؛ GRADE با کیفیت بالا). RR برای پاسخ بالینی در ۱۲ هفته، معادل ۰.۷۶ (۹۵% CI؛ ۰.۶۷ تا ۰.۸۶؛ ۲ مطالعه؛ ۱۴۱۴ شرکتکننده؛ GRADE با کیفیت بالا) گزارش شد. یک مطالعه (۵۰۷ شرکتکننده) تغییر را در CADI نسبت به حد پایه گزارش کرد. میانگین نمرات CDAI در شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب نسبت به گروه دارونما در هفتههای ۴، ۸ و ۱۲ به میزان بیشتری کاهش یافت.
نرخ بروز AEها، انصراف از ادامه مطالعه به دلیل بروز AEها و بروز AEهای جدی میان گروهها در هفته ۴، ۸ و ۱۲ مشابه بودند. پس از یک تزریق، ۷۴% (۵۰/۶۸) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۸۱% (۵۱/۶۳) از شرکتکنندگان گروه دارونما دچار AE شدند (RR: ۰,۹۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۵ تا ۱.۰۹؛ GRADE با کیفیت متوسط). انصراف از ادامه مطالعه به دلیل بروز AE در ۱% (۱/۶۸) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب و ۳% از شرکتکنندگان گروه دارونما دیده شد (RR: ۰.۴۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۴ تا ۴.۹۸؛ GRADE با کیفیت پائین). AEهای جدی در ۱۰% (۷/۶۸) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۱۱% (۷/۶۳) از بیماران گروه دارونما رخ دادند (RR: ۰.۳۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۳ تا ۲.۴۹؛ GRADE با کیفیت پائین). پس از دو تزریق، ۸۶% (۵۷/۶۶) از شرکتکنندگان گروه ناتالیزوماب در مقایسه با ۸۱% (۵۱/۶۳) از بیماران گروه دارونما دچار AE شدند (RR: ۱.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۲ تا ۱.۲۴؛ GRADE با کیفیت متوسط). انصراف از ادامه درمان به دلیل بروز AE در ۳% (۲/۶۶) از شرکتکنندگان گروه ناتالیزوماب در مقایسه با ۳% (۲/۶۳) از بیماران گروه دارونما گزارش شد (RR: ۰.۱۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۵ تا ۶.۵۷؛ GRADE با کیفیت پائین). SAEهای جدی در ۹% (۶/۶۶) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۱۱% (۷/۶۳) از بیماران گروه دارونما دیده شد (RR: ۰.۸۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۹ تا ۲.۳۰؛ GRADE با کیفیت پائین). پس از سه تزریق، ۸۶% (۸۴۸/۹۸۴) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۸۳% (۳۵۹/۴۳۱) از افراد تحت درمان با دارونما دچار AE شدند (RR: ۱.۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۸ تا ۱.۰۸؛ GRADE با کیفیت بالا). انصراف از ادامه درمان به دلیل بروز AE در ۸% (۸۲/۹۸۴) از بیماران گروه ناتالیزوماب در مقایسه با ۱۰% (۴۵/۴۳۱) از شرکتکنندگان دریافت کننده دارونما مشاهده شد (RR: ۰.۸۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۹ تا ۱.۲۶؛ GRADE با کیفیت متوسط). SAEهای جدی در ۷% (۶۵/۹۸۳) از شرکتکنندگان دریافت کننده ناتالیزوماب در مقایسه با ۸% (۳۶/۴۳۱) از بیماران گروه دارونما رخ داد (RR: ۰.۷۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۷ تا ۱.۵۶؛ GRADE با کیفیت پائین). عوارض جانبی عبارت بودند از سردرد، حالت تهوع، نازوفارنژیت (nasopharyngitis)، درد شکمی، خستگی، استفراغ و بدتر شدن CD.
مطالعهای که به مقایسه درمان ترکیبی با ناتالیزوماب و اینفلیکسیماب در مقابل اینفلیکسیماب و دارونما پرداخت، نرخهای بهبودی مشابهی را در هفته ۱۰ نشان داد. شصتوچهار درصد (۳۳/۵۲) از شرکت کنندگان اختصاص داده شده به ناتالیزوماب و اینفلیکسیماب در مقایسه با ۷۰% (۲۷/۱۹) از بیماران گروه دارونما و اینفلیکسیماب وارد فاز بهبودی نشدند (RR: ۰,۹۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۵ تا ۱.۲۴؛ GRADE با کیفیت متوسط). نرخهای AE (شواهد با کیفیت متوسط)، خروج از مطالعه به دلیل بروز AE (شواهد با کیفیت پائین) و AE جدی (شواهد با کیفیت پائین) در ۱۰ هفته در گروهها مشابه بودند. عوارض جانبی عبارت بودند از سردرد، تشدید CD، تهوع، و نازوفارنژیت.
تجویز ناتالیزوماب با بروز لکوانسفالوپاتی چند‐کانونی پیشرونده (progressive multifocal leukoencephalopathy; PML) رابطه دارد که منجر به مرگ تعدادی از بیماران میشود. در حال حاضر، هیچ تستی وجود ندارد که بتواند به طور قابل اعتمادی افرادی را که در معرض خطر ابتلا به PML قرار دارند، پیشبینی کند.
پیشینه
بیماری کرون (Crohn's disease; CD) یک بیماری التهابی مزمن رودهای است. CD عموما در ناحیه پائینی روده کوچک، که ایلئوم (ileum) نام دارد، رخ میدهد، اما هر قسمتی را از مجرای گوارشی درگیر میکند. نشانههای شایع آن عبارت است از درد شکمی، معمولا در ناحیه پائین سمت راست، و اسهال. زمانی که افراد مبتلا به CD دچار نشانهها میشوند، بیماری «فعال (active)» به حساب میآید. زمانی که نشانهها متوقف میشوند، این وضعیت را «بهبودی (remission)» میگویند. ناتالیزوماب (natalizumab) و اینفلیکسیماب (infliximab) داروهای بیولوژیکی هستند. آنها مستقیما به داخل ورید تزریق میشوند (داخل وریدی (intravenous)). داروهای بیولوژیکی (biologics) سیستم ایمنی را سرکوب کرده و التهاب ناشی از CD را کاهش میدهند. این دسته از داروها اغلب برای افراد مبتلا به CD متوسط تا شدید تجویز میشوند که علیرغم درمان با داروهای استاندارد نمیتوانند به فاز بهبودی دست یابند.
ویژگیهای مطالعه
مرور جامعی را در منابع علمی انجام داده و پنج کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (مطالعهای که در آن شرکتکنندگان به صورت تصادفی برای دریافت دو یا چند مداخله تقسیم شده و نتایج با هم مقایسه میشوند) شامل مجموعا ۱۷۷۱ شرکتکننده شناسایی شدند. چهار مطالعه (۱۶۹۲ شرکتکننده) به مقایسه یک، دو یا سه تزریق داخل وریدی از ناتالیزوماب (۳۰۰ میلیگرم یا ۳ میلیگرم/کیلوگرم یا ۶ میلیگرم/کیلوگرم) با دارونما (placebo) (تزریق ساختگی (sham) ‐ تزریقی که به ظاهر شبیه ناتالیزوماب بود اما حاوی هیچگونه داروی فعالی نبود) پرداختند. این مطالعات شرکتکنندگان را به مدت ۱۲ هفته پیگیری کردند. یک مطالعه (۷۹ شرکتکننده) سه اینفیوژن داخل وریدی را از ناتالیزوماب (۳۰۰ میلیگرم) و اینفلیکسیماب (۵ میلیگرم/کیلوگرم) با اینفلیکسیماب و دارونما مقایسه کردند. شرکتکنندگان در این مطالعه نتوانستند علیرغم درمان با داروی بیولوژیکی اینفلیکسیماب، به بهبودی دست یابند. مطالعه مذکور بیماران را به مدت ۱۰ هفته پیگیری کردند. تمامی مطالعات کیفیت بالایی داشتند.
نتایج کلیدی
بسته به مطالعه، تزریق داخل وریدی از ناتالیزوماب یا دارونما در هفتههای صفر، چهار و هشت انجام شد. یک، دو و سه تزریق از ناتالیزوماب نسبت به دارونما برای القای بهبودی و پاسخ بالینی (بهبود در نشانههای CD فعال) ارجحیت داشتند. نرخهای عوارض جانبی، خروج از مطالعه به دلیل بروز عوارض جانبی و عوارض جانبی جدی میان گروههای دریافت کننده ناتالیزوماب و دارونما در هفتههای ۴، ۸ و ۱۲ مشابه بودند. عوارض جانبی شایع عبارت بودند از سردرد، حالت تهوع، نازوفارنژیت (nasopharyngitis) (سرماخوردگی (common cold))، درد شکمی، خستگی (fatigue)، استفراغ و تشدید بیماری کرون.
مطالعهای که به مقایسه درمان ترکیبی با ناتالیزوماب و اینفلیکسیماب در مقابل اینفلیکسیماب و دارونما پرداخت، نرخهای بهبودی مشابهی را در هفته ۱۰ نشان داد. نرخهای عوارض جانبی، انصراف از ادامه درمان به دلیل بروز عوارض جانبی و عوارض جانبی جدی میان گروهها در هفته ۱۰ مشابه بودند. عوارض جانبی شایع عبارت بودند از سردرد، تشدید بیماری کرون، حالت تهوع، و نازوفارنژیت.
کارآزماییهای وارد شده به گونهای طراحی نشده بودند که عوارض جانبی جدی غیر‐شایع را تشخیص دهند. تجویز ناتالیزوماب با بروز لکوانسفالوپاتی چند‐کانونی پیشرونده (progressive multifocal leukoencephalopathy; PML) رابطه دارد که منجر به مرگ تعدادی از بیماران میشود. PML عفونت جدی سیستم عصبی است که اغلب میتواند کشنده باشد. در حال حاضر، هیچ تستی وجود ندارد که بتواند به طور قابل اعتمادی افرادی را که در معرض خطر ابتلا به PML قرار دارند، پیشبینی کند.
کیفیت شواهد
در مجموع، سطح کلی کیفیت شواهد برای هر پیامد بالا بود.
نتیجهگیریها
دادههایی با کیفیت بالا پیشنهاد میکنند که ناتالیزوماب در القای بهبودی بالینی و پاسخ به درمان در برخی بیماران مبتلا به CD فعال با شدت متوسط تا شدید، اثربخش است. به دلیل رابطه ناتالیزوماب با PML، و در دسترس بودن عوامل جایگزین که با بروز PML مرتبط نیستند، احتمالا برای بیمارانی استفاده نمیشود که درمانهای دارویی در دسترس کنونی برای آنها ناموفق عمل کردهاند. استفاده از ناتالیزوماب در بیماران منتخب (برای مثال بیمارانی که به عوامل بیولوژیکی مختلف آلرژی دارند) باید به لحاظ وجود خطر بالقوه بروز PML، به دقت بررسی شود. مطالعات بیشتر روی ناتالیزوماب احتمالا انجام نمیشوند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb