جستجو در مقالات منتشر شده


۱۹ نتیجه برای Jo C Dumville

Elizabeth McInnes، Asmara Jammali-Blasi، Sally EM Bell-Syer، Jo C Dumville، Victoria Middleton، Nicky Cullum،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های فشاری (pressure ulcer) (یعنی زخم بستر، زخم‌های ناشی از فشار، آسیب‌ها و صدمات فشاری، زخم‌های دکوبیتوس (decubitus))، در واقع، آسیب‌های موضعی به پوست و بافت‌های اطراف هستند. این آسیب‌ها در افراد مسن و بی‌تحرک شایع و از نظر مالی و انسانی پُر‐هزینه هستند. سطوح محافظت کننده در برابر فشار (یعنی تخت‌ها، تشک‌ها، صندلی‌ها و غیره) برای پیشگیری از پیشرفت این گونه زخم‌ها کمک کننده هستند.
اهداف
این مرور سیستماتیک به دنبال کشف موارد زیر بوده است:
۱) کدام نوع از سطوح محافظت کننده زخم در برابر فشار، که برای پیشگیری مورد استفاده قرار می‌گیرند، در مقایسه با سطوح استانداردی که به ‌عنوان محافظ به ‌کار برده می‌شوند، در کاهش بروز زخم‌های فشاری موثرترند، و
۲) اثربخشی مقایسه‌ای آنها در پیشگیری از زخم.
روش های جستجو
در اپریل ۲۰۱۵، برای چهارمین نسخه به‌روز شده، ما پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین (در ۱۵ اپریل ۲۰۱۵ جست‌وجو شد) را که دربرگیرنده نتایج جست‌وجوهای دقیق در MEDLINE؛ EMBASE و CINAHL و پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ (کتابخانه کاکرین)؛ شماره ۳؛ ۲۰۱۵) بود، جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
معیار انتخاب، کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و کارآزمایی‌های شبه‐تصادفی‌سازی شده، منتشر شده یا منتشر نشده‌ای بود که به ارزیابی تاثیرات هر نوع سطح محافظ که از بروز زخم‌های فشاری پیشگیری می‌کرد، در هر گروهی از بیماران یا هر شرایط و محیطی که در آن بتوان بروز زخم‌های فشاری را اندازه‌گیری کرد، پرداخته بودند. کارآزمایی‌هایی که فقط پیامدهای پروکسی (proxy) (برای مثال فشار وارد شده در محل برخورد با زمین) را گزارش کرده بودند، از مطالعه خارج شدند. دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را انتخاب کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
داده‌ها توسط یک نویسنده مرور استخراج و توسط نویسنده دوم کنترل شدند. در جایی که اقتضا می‌کرد، تخمین‌هایی از کارآزمایی‌ها برای انجام متاآنالیز (meta‐analysis) تجمیع شدند.
نتایج اصلی

در این چهارمین نسخه به‌روز، شش کارآزمایی جدید وارد مرور شده و به این ترتیب تعداد کلی کارآزمایی‌های وارد شده به ۵۹ مورد رسید.

فوم اضافه شده به فوم استانداردی که در تشک‌های بیمارستانی وجود داشت، باعث کاهش بروز زخم‌های فشاری در افراد در معرض خطر شد (RR: ۰,۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۱ تا ۰.۷۴). مزایای نسبی استفاده از وسایل کم کننده متناوب فشار، نسبت به نوع ثابت، به وضوح مشخص نشده است. یک کارآزمایی با کیفیت بالا نشان داد تشک‌های کاهنده فشار متناوب ممکن است نسبت به سطوح پوشاننده که روی زمینه استفاده شده در انگلستان قرار می‌گیرند، مقرون به صرفه‌تر باشند.

پوشش‌های کاهنده فشار که روی تخت‌های جراحی قرار می‌گیرند، می‌توانند بروز زخم‌های فشاری را پس از جراحی کاهش دهند، گرچه دو کارآزمایی اشاره کرده بودند که پوشاننده‌های فومی باعث ایجاد عوارض پوستی می‌شوند. متاآنالیز سه کارآزمایی نیز نشان داد که پوشش استرالیایی استاندارد طبی ساخته شده از پوست گوسفند، می‌تواند از بروز زخم‌های فشاری پیشگیری کند (RR: ۰,۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۰.۹۷).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
افرادی که برای ابتلا به زخم‌های فشاری پُر‐خطر محسوب می‌شوند باید از تشک‌هایی که از فوم‌های خاص تشکیل شده‌اند، به جای تشک‌های استانداردی که در بیمارستان‌ها به کار می‌روند، استفاده کنند. از نظر پیشگیری از زخم‌های فشاری، مزیت نسبی تشک‌هایی که به طور ثابت فشار را کم می‌کنند، نسبت به آنها که به طور متناوب فشار را کاهش می‌دهند به وضوح مشخص نشده، اما نوعی که به طور متناوب فشار را کاهش می‌دهد از نظر اقتصادی در انگلستان نسبت به نوع دیگر مقرون ‌به صرفه‌تر است. پوست گوسفند طبی با جلوگیری از پیشرفت زخم‌های فشاری مرتبط دانسته شده است. سازمان‌های مختلف ممکن است از به کار بردن برخی انواع کاهنده فشار در اتاق عمل برای بیمارانی که برای زخم‌های فشاری پُر‐خطر هستند، استقبال کنند.
خلاصه به زبان ساده

آیا می‌توان با استفاده از سطوح محافظتی مختلف از بروز زخم‌های فشاری پیشگیری کرد؟

زخم‌های فشاری (pressure ulcer) (که با نام‌هایی مثل زخم بستر، زخم‌های ناشی از فشار، یا صدمات و آسیب‌های فشاری هم شناخته می‌شوند)، زخم‌هایی هستند که روی پوست در اثر فشار یا ساییدگی در محل‌هایی که متحمل وزن بدن هستند، یا نقاط استخوانی در افراد بی‌تحرک (مثلا مفصل ران، پاشنه، آرنج) ایجاد می‌شوند. سطوح محافظ برای درمان زخم فشاری (که می‌تواند شامل تخت‌ها، تشک‌ها، پوشش‌های تشکی و بالشتک‌های با طراحی خاص باشند) که برای محافظت از بخش‌های آسیب‌پذیر بدن و توزیع فشار سطح به طور مساوی، استفاده می‌شوند. در این مرور مشخص شد، افرادی که روی تشک‌های فومی معمولی می‌خوابند، نسبت به آنها که روی تشک‌هایی با فوم‌های اختصاصی‌تر می‌خوابند، بیشتر دچار زخم‌های فشاری می‌شوند. علاوه بر این، مرور ما نشان داد افرادی که از پوشش ساخته شده از پوست گوسفند روی تشک‌شان استفاده می‌کنند کمتر دچار زخم‌های فشاری می‌شوند. تشک‌های کاهنده فشار متناوب از پوشش‌های روتشکی کاهنده فشار متناوب، مقرون به صرفه‌تر هستند، این در حالی است که شواهد ما درباره اینکه مواد کاهنده فشار اختصاصی‌تر ثابت و سطوح محافظ در برابر فشار متناوب، از نظر پیشگیری از زخم‌های فشاری بر این محافظ‌ها ارجحیتی دارند یا خیر، مبهم است. انجام پژوهش‌های دقیق برای مقایسه تفاوت این سطوح محافظ مورد نیاز است.

Gill Norman، Jo C Dumville، Zena EH Moore، Judith Tanner، Janice Christie، Saori Goto،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های فشاری، که تحت عنوان زخم بستر، زخم دکوبیتوس (decubitus) و صدمات فشاری نیز شناخته می‌شوند، مناطق موضعی آسیب‌دیده روی پوست یا بافت زیرین آن، یا هر دو، هستند. طیف وسیعی از درمان‌ها با خواص آنتی‌میکروبیال، از جمله پانسمان‌های آغشته به دارو (impregnated dressings)، به‌طور گسترده‌ای در درمان زخم‌های فشاری استفاده می‌شوند. به منظور تسهیل تصمیم‌گیری در خصوص استفاده از درمان‌های آنتی‌سپتیک یا آنتی‌بیوتیک در درمان زخم‌های فشاری، انجام یک بررسی اجمالی شفاف و روزآمد مورد نیاز است. این مطالعه مروری یکی از مجموعه مرورهای کاکرین در زمینه بررسی استفاده از آنتی‌سپتیک‌ها و آنتی‌بیوتیک‌ها برای انواع مختلف زخم‌ها است. همچنین بخشی را از مجموعه مطالعات مروری به منظور بررسی استفاده از انواع مختلف پانسمان و درمان‌های موضعی در درمان زخم‌های فشاری تشکیل می‌دهد.
اهداف

ارزیابی تاثیرات تجویز آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک و موضعی، و آنتی‌سپتیک‌های موضعی در بهبود زخم‌های فشاری عفونی و غیر‐عفونی که در محیط بالینی تحت درمان قرار گرفته‌اند.

روش های جستجو
در اکتبر ۲۰۱۵، منابع زیر را جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم‌ها در کاکرین، پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL) (کتابخانه کاکرین)؛ Ovid MEDLINE؛ (Ovid MEDLINE (In‐Process & Other Non‐Indexed Citations؛ Ovid EMBASE و EBSCO CINAHL Plus. هم‌چنین سه پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی و منابع مطالعات وارد شده و مرورهای سیستماتیک مربوطه را جست‌وجو کردیم. هیچ محدودیتی برای زبان یا تاریخ انتشار یا شرایط انجام مطالعه وجود نداشت.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل ‌شده‌ای که بزرگسالان مبتلا به زخم‌های فشاری مرحله II یا بالاتر را انتخاب کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها را انجام دادند.
نتایج اصلی

تعداد ۱۲ کارآزمایی (۵۷۶ شرکت‌کننده) را وارد کردیم؛ ۱۱ مورد دو بازو و یک کارآزمایی سه بازو داشت. همه کارآزمایی‌ها، عوامل موضعی را ارزیابی کردند، هیچ یک به بررسی آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک نپرداختند. کارآزمایی‌ها وارد شده عوامل آنتی‌میکروبیال زیر را ارزیابی کردند: پوویدون آیوداین (povidone iodine)، کادکسومر آیوداین (cadexomer iodine)، بنفشه جنتیان (gentian violet)، لیزوزیم (lysozyme)، پانسمان نقره، عسل، رزین کاج (pine resin)، پلی‌هگزانید (polyhexanide)، سولفادیازین نقره (silver sulfadiazine)، و نیتروفورازون (nitrofurazone) با اتوکسی‐دی‌آمینوآکریدین (ethoxy‐diaminoacridine). مقایسه‌کننده‌ها شامل طیف وسیعی از دیگر پانسمان‌ها و پمادها بدون خواص آنتی‌میکروبیال و آنتی‌میکروبیال‌های جایگزین بودند. هر مقایسه فقط یک کارآزمایی داشت، تعداد شرکت‌کنندگان کم و طول دوره پیگیری کوتاه بود. کیفیت شواهد از سطح متوسط تا بسیار پائین متفاوت بود.

شش کارآزمایی، پیامد اولیه بهبود زخم را گزارش کردند. همه کارآزمایی‌ها به جز یک مورد، یک مقایسه‌کننده آنتی‌سپتیک را با غیر‐آنتی‌میکروبیال مقایسه کردند. شواهدی با کیفیت متوسط و پائین به دست آمد مبنی بر اینکه ممکن است تعداد زخم‌های بهبود یافته در کوتاه‌‐مدت زمانی که با پوویدون آیوداین در مقایسه با جایگزین‌های غیر‐آنتی‌میکروبیال (پانسمان‌های تعدیل کننده پروتئاز (خطر نسبی (RR): ۰,۷۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۲ تا ۰.۹۸) و هیدروژل (RR: ۰.۶۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۳ تا ۰.۹۷) درمان شوند، کمتر باشند؛ و تفاوت بارزی بین پوویدون آیوداین و درمان غیر‐آنتی‌میکروبیال سوم (هیدروکولوئید) وجود نداشت (شواهد با کیفیت پائین). مرهم رزین کاج ممکن است زخم‌های فشار بیشتری را نسبت به هیدروکولوئید بهبود بخشد (RR: ۲.۸۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۴ تا ۷.۰۵) (شواهد با کیفیت پائین). تفاوت بارزی بین کادکسومر آیوداین و مراقبت استاندارد، و بین عسل و ترکیبی از آنتی‌سپتیک و آنتی‌بیوتیک وجود ندارد (شواهد با کیفیت بسیار پائین).

شش کارآزمایی عوارض جانبی گزارش کردند (پیامد بی‌خطری (safety) اولیه). چهار کارآزمایی عدم وقوع عوارض جانبی را گزارش کردند؛ شواهدی با کیفیت بسیار پائین از یک کارآزمایی، شواهد بارزی را دال بر تفاوت بین کادکسومر آیوداین و مراقبت استاندارد نشان نداد؛ در یک کارآزمایی مشخص نشد که داده‌ها به طور مناسبی گزارش شدند یا خیر.

گزارش‌دهی محدودی درباره پیامدهای ثانویه وجود دارد. پنج کارآزمایی که تغییر در اندازه زخم را در قالب یک پیامد پیوسته گزارش کردند، شواهد بارزی را که از هرگونه درمان خاص آنتی‌سپتیک/آنتی‌میکروبیال حمایت کند، گزارش نکردند. برای مقاومت باکتریایی، یک کارآزمایی شواهدی را از ریشه‌کن شدن MRSA در شرکت‌کنندگان با زخم درمان شده به وسیله پانسمان پلی‌هگزانید در مقایسه با سوآب پلی‌هگزانید نشان داد (RR: ۱,۴۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۲ تا ۲.۱۳)؛ بیماران در گروه پانسمان، درد کمتری را نیز گزارش کردند (MD: ‐۲.۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۶۶‐ تا ۱.۴۰‐). شواهد بارزی از تفاوت بین مداخلات در رفع عفونت در سه مقایسه دیگر وجود نداشت. شواهد مربوط به پیامدهای ثانویه از کیفیت متوسط تا بسیار پائین متفاوت بود؛ هر جا که ارزیابی با GRADE امکان‌پذیر نبود، به محدودیت‌های قابل‌توجهی برخورد کردیم که باید ارزیابی می‌شدند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
اثرات نسبی درمان‌های آنتی‌میکروبیال سیستمیک و موضعی روی زخم‌های فشاری مشخص نیست. هر جا که تفاوت‌هایی در بهبود زخم پیدا شد، گاهی اوقات به نفع درمان‌ مقایسه‌کننده بدون خواص آنتی‌میکروبیال بود. کارآزمایی‌ها کوچک، از نظر بالینی ناهمگون، و به طور کلی دارای مدت زمان کوتاه هستند و در معرض خطر بالا یا نامشخص سوگیری قرار دارند. کیفیت شواهد از محدوده متوسط تا بسیار پائین بودند؛ شواهد در تمام مقایسه‌ها در معرض برخی محدودیت‌ها قرار داشتند.
خلاصه به زبان ساده

تاثیر آنتی‌‌بیوتیک‌‌ها و آنتی‌سپتیک‌ها در درمان زخم‌‌های فشاری

زخم فشاری چیست و چه کسانی در معرض خطر آن هستند؟

زخم‌های فشاری، که تحت عنوان زخم بستر، زخم دکوبیتوس و صدمات فشاری نیز شناخته شده‌اند، زخم‌هایی هستند که پوست و اغلب بافت زیر آن را درگیر می‌کنند. زخم‌های فشاری می‌تواند دردناک باشند، ممکن است عفونی شوند، و کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار دهند. افراد در معرض خطر ابتلا به زخم‌های فشاری شامل افراد مبتلا به آسیب نخاعی، افراد بی‌حرکت یا با تحرک محدود، مانند افراد مسن و افراد بیمار هستند.

چرا از آنتی‌سپتیک‌ها و آنتی‌بیوتیک‌ها برای درمان زخم‌های فشاری استفاده می‌شود؟

زمانی که زخم‌های فشاری عفونی می‌شوند، آنتی‌بیوتیک‌ها یا آنتی‌سپتیک‌ها برای از بین بردن یا کاهش سرعت رشد میکروارگانیسم‌های مسبب عفونت استفاده شده و ممکن است از بدتر شدن یا گسترش عفونت پیشگیری کنند. این کار همچنین ممکن است به التیام زخم کمک کند. زخم‌های غیر‐عفونی معمولا مجموعه‌ای را از میکروارگانیسم‌های درون خود دارند. تصور می‌شود که اگر این مجموعه توسط عوامل آنتی‌میکروبیال کاهش یابد ممکن است زخم را بهتر التیام دهد. با این حال، رابطه بین عفونت و مجموعه میکروارگانیسم در زخم‌ها و بهبود زخم چندان روشن نیست.

آنچه ما یافتیم

در اکتبر ۲۰۱۵ بسیاری از مطالعاتی را که می‌توانستیم پیدا کنیم، جست‌وجو کردیم که شامل کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده بوده و استفاده از یک آنتی‌بیوتیک یا آنتی‌سپتیک را با درمان‌های دیگر برای درمان زخم‌های فشاری مقایسه کردند. تعداد ۱۲ کارآزمایی را شامل مجموع ۵۷۶ شرکت‌کننده یافتیم. اکثر شرکت‌کنندگان در مطالعه، افراد مسن در بیمارستان‌ها بودند. بیشتر زخم‌ها در آغاز کارآزمایی‌ها عفونی نبودند. درمان‌های متفاوتی ارزیابی شدند، از جمله پوویدون آیوداین (povidone iodine)، کادکسومر آیوداین (cadexomer iodine)، بنفشه جنتیان (gentian violet)، لیزوزیم (lysozyme)، پانسمان نقره، عسل، رزین کاج (pine resin)، پلی‌هگزانید (polyhexanide)، سولفادیازین نقره (silver sulfadiazine)، و ترکیبی از نیتروفورازون (nitrofurazone) و اتوکسی‐دی‌آمینوآکریدین (ethoxy‐diaminoacridine). سولفادیازین نقره و نیتروفورازون،‌ آنتی‌بیوتیک‌های موضعی هستند در حالی که درمان‌های دیگر، آنتی‌سپتیک هستند. هیچ‌یک از کارآزمایی‌ها آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک (که در سراسر بدن عمل می‌کنند) را بررسی نکردند. درمان‌ها با یکدیگر یا با درمان‌هایی بدون ویژگی‌های آنتی‌میکروبیال مقایسه شدند. بیشتر شواهد درباره بهبود زخم حاصل از کارآزمایی‌هایی بودند که آنتی‌سپتیک‌ها را با درمان‌های بدون ویژگی‌های آنتی‌میکروبیال مقایسه کردند.

هیچ شواهد هم‌سو و سازگاری درباره مزایای استفاده از یک درمان آنتی‌میکروبیال خاص برای زخم‌های فشاری وجود نداشت. با این حال، شواهد محدودی به دست آمد که زخم‌های بیشتری با برخی از پانسمان‌های جایگزین بدون خواص آنتی‌میکروبیال در مقایسه با پوویدون آیوداین التیام می‌یابند. تمام مطالعات تعداد کمی شرکت‌کننده داشتند، و در برخی موارد این تعداد بسیار اندک بودند. بسیاری از مطالعات اطلاعات مهمی را در مورد اینکه چگونه انجام شدند، گزارش نکردند و بنابراین مشکل بتوان گفت که نتایج ارائه شده احتمالا درست باشند. انجام تحقیقات بیشتر و با کیفیت بهتر، برای تعیین اثرات درمان‌های آنتی‌میکروبیال بر زخم‌های فشاری مورد نیاز است.


Gill Norman، Jo C Dumville، Devi Prasad Mohapatra، Gemma L Owens، Emma J Crosbie،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
پس از جراحی، برش‌ها معمولا با ثابت کردن لبه‌ها به کمک دوختن (بخیه یا stitch)، منگنه (staple)، چسب (glue) یا گیره (clip)، بسته می‌شوند. این فرآیند به ترمیم و اتصال لبه‌های بریده شده به هم کمک می‌کند و به آن «بهبود به روش ترمیم اولیه (healing by primary intention)» گفته می‌شود. با این حال، تعداد کمی از زخم‌های جراحی با این روش بسته نمی‌شوند. در مواردی که خطر عفونت زیاد است یا میزان قابل‌توجهی از بافت از دست رفته، ممکن است به جای بستن اولیه، زخم‌ها تا زمان بهبودی باز بمانند تا بافت جدید رشد کند؛ این روش نیز «بهبود به روش ترمیم ثانویه (healing by secondary intention)» گفته می‌شود. خطر عفونت در زخم‌های باز وجود دارد، که ممکن است بر روند بهبود زخم تاثیر بگذارد، و می‌توان از درمان‌های آنتی‌بیوتیک یا آنتی‌سپتیک با هدف پیشگیری یا درمان چنین عفونت‌هایی استفاده کرد. این مرور یکی از مجموعه مرورهای کاکرین است که شواهد موجود را در مورد تاثیر استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها و آنتی‌سپتیک‌ها در انواع مختلف زخم‌ها بررسی می‌کند. هدف آن، ارائه شواهد فعلی مربوط به استفاده از آنتی‌سپتیک‌ها و آنتی‌بیوتیک‌ها برای بهبود زخم‌های جراحی به روش ترمیم ثانویه (surgical wounds healing by secondary intention; SWHSI) است.
اهداف
ارزیابی تاثیرات آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک و موضعی، و آنتی‌سپتیک‌های موضعی در درمان و بهبود زخم‌های جراحی به روش ترمیم ثانویه.
روش های جستجو
در نوامبر ۲۰۱۵ به جست‌وجو در پایگاه‌های زیر پرداختیم: پایگاه ثبت تخصصی زخم در کاکرین (Cochrane Wounds Specialised Register)؛ پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL) (کتابخانه کاکرین (The Cochrane Library))؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (In‐Process & Other Non‐Indexed Citations)؛ Ovid EMBASE؛ و EBSCO CINAHL. هم‌چنین سه پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی و منابع مطالعات وارد شده و مرورهای سیستماتیک مرتبط را جست‌وجو کردیم. هیچ گونه محدودیتی را از نظر زبان نگارش، تاریخ انتشار یا محیط انجام مطالعه اعمال نکردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده که بزرگسالانی را با بهبود زخم جراحی به روش ترمیم ثانویه وارد کرده و درمان را با یک درمان آنتی‌سپتیک یا آنتی‌بیوتیک مورد ارزیابی قرار دادند. مطالعاتی که افراد دارای محل اهدا کننده پیوند پوست را وارد کردند، هم‌چنین مطالعات مربوط به زخم‌هایی با منشا غیر‐جراحی که متعاقبا تحت دبریدمان تیز یا جراحی یا دیگر درمان‌های جراحی یا زخم‌های درون حفره‌های دهان یا گوش قرار گرفتند، حذف شدند.

گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها را انجام دادند.
نتایج اصلی

یازده مطالعه با مجموع ۸۸۶ شرکت‏‌کننده وارد این مرور شدند. آنها طیف وسیعی را از مقایسه‌ها در طیف وسیعی از زخم‌های جراحی که به روش ترمیم ثانویه بهبود می‌یابند، ارزیابی کردند. در کل، مطالعات در مقیاس کوچک بودند، و برخی از آنها داده‌ها یا آنالیزهایی را ارائه نکردند که بتوان به راحتی تفسیر کرد یا به پیامدهای بالینی ارتباط داد. این عوامل کیفیت شواهد را کاهش داد.

دو مقایسه، ترکیبات مختلف ید را با عدم استفاده از آنتی‌سپتیک مقایسه کرده و شواهد بارزی را از تاثیرات این درمان‌ها پیدا نکردند. داده‌های پیامد موجود محدود بوده و شواهد موجود از کیفیت پائینی برخوردار بودند.

یک مطالعه یک پانسمان مش (mesh) زینک اکسید (zinc oxide) را با پانسمان مش ساده مقایسه کرد. شواهد بارزی مبنی بر تفاوت در زمان سپری شده تا بهبود زخم بین گروه‌ها به دست نیامد. شواهدی مبنی بر تفاوت در معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی عفونت زخم (زخم با بوی بد و تعداد شرکت‌کنندگانی که آنتی‌بیوتیک برایشان تجویز شد) وجود داشت که به نفع گروه زینک اکسید بود. شواهد از کیفیت پائین برخوردار بود.

یک مطالعه گزارش داد که کرم سوکرالفیت (sucralfate) احتمال بهبود زخم‌های باز را پس از هموروئیدکتومی (haemorrhoidectomy) در مقایسه با کرم پترولاتوم (petrolatum) در طول یک دوره سه هفته‌ای افزایش می‌دهد (RR: ۱,۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۳ تا ۱.۹۹). این شواهد با کیفیت متوسط درجه‌بندی شدند. این مطالعه هم‌چنین نمرات کمتری را برای درد زخم در گروه سوکرالفیت گزارش کرد.

زمان سپری شده تا بهبود زخم‌های باز پس از انجام هموروئیدکتومی هنگام درمان با تریکلوزان (Triclosan) پس از جراحی در مقایسه با محلول استاندارد هیپوکلریت سدیم (sodium hypochlorite solution) کاهش یافت (تفاوت میانگین (MD): ۱,۷۰‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۳.۴۱‐ تا ۰.۰۱). شواهد کیفیت پائینی داشت.

شواهدی با کیفیت متوسط وجود دارد که بیشتر زخم‌های باز ناشی از اکسیزیون آبسه‌های پیومیوزیت (pyomyositis) هنگام درمان با گاز آغشته به عسل در مقایسه با گاز آغشته به EUSOL طی سه هفته پیگیری بهبود می‌یابند (RR: ۱,۵۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۲.۴۲). هم‌چنین شواهدی مبنی بر کاهش میانگین طول مدت بستری در بیمارستان در گروه عسل وجود داشت. شواهد از یک مطالعه کوچک به دست آمد که فقط ۴۳ شرکت‌کننده داشت.

شواهدی با کیفیت متوسط وجود دارد که بیشتر زخم‌های پا و تحت درمان با درماسیم (Dermacym) پس از جراحی در افراد دیابتی نسبت به زخم‌های تحت درمان با ید بهبود یافتند (RR: ۰,۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۰ تا ۰.۹۳). تخمین‌ها باز هم از یک مطالعه کوچک با ۴۰ شرکت‌کننده به دست آمدند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
هیچ شواهد محکمی در مورد اثربخشی نسبی هر داروی آنتی‌سپتیک/آنتی‌بیوتیک/ضد‐باکتری که تا به امروز برای استفاده در SWHSI ارزیابی شدند، وجود ندارد. در مواردی که شواهدی برای اثرات احتمالی درمان گزارش شد، از مطالعات منفرد با تعداد شرکت‌کنندگان کوچک سرچشمه می‌گرفت و به عنوان شواهدی با کیفیت متوسط یا پایین طبقه‌بندی شدند. این موضوع نشان می‌دهد که پژوهش‌های بیشتر به احتمال زیاد یا بسیار زیاد تاثیر مهمی بر اطمینان ما نسبت به تخمین تاثیر مداخله خواهد داشت و ممکن است تخمین‌ها را تغییر دهند.

خلاصه به زبان ساده

نقش آنتی‌بیوتیک‌ها و آنتی‌سپتیک‌ها در بهبود زخم‌های جراحی به روش ترمیم ثانویه

بهبود زخم‌های جراحی به روش ترمیم ثانویه چه هستند؟

اینها زخم‌های جراحی هستند که به جای بستن به روش معمول با کمک بخیه یا روش‌های دیگری که لبه‌های زخم را به هم نزدیک می‌کنند، تا زمان بهبودی باز می‌مانند تا بافت جدید رشد کند. این روش معمولا زمانی انجام می‌شود که عفونت پُر‐خطر بوده یا مقدار زیادی از بافت زخم از بین رفته باشد. زخم‌هایی که اغلب به این روش درمان می‌شوند شامل زخم‌های مزمن در شکاف بین باسن (سینوس‌های پایلونیدال) و برخی از انواع آبسه‌ها هستند.

چرا از آنتی‌بیوتیک‌ها و آنتی‌سپتیک‌ها برای درمان زخم‌های جراحی به روش ترمیم ثانویه استفاده می‌شود؟

یکی از دلایلی که اجازه می‌دهد زخم به روش ثانویه پس از جراحی بهبود یابد، این است که تصور می‌شود خطر عفونت در آن زخم زیاد است. اگر زخمی قبلا عفونی شده باشد، از آنتی‌بیوتیک‌ها یا آنتی‌سپتیک‌ها برای از بین بردن یا کند کردن روند رشد میکروارگانیسم‌های عامل عفونت و پیشگیری از بدتر شدن یا گسترش آن استفاده می‌شود. این امر ممکن است به بهبود زخم نیز کمک کند. حتی در جایی که زخم‌ها به وضوح عفونی نشده باشند، معمولا جمعیتی از میکروارگانیسم‌ها وجود دارند. تصور می‌شود که اگر این جمعیت‌ها توسط عوامل ضد‐باکتری کاهش یابند، ممکن است روند بهبودی بهتر شود. با این حال، رابطه بین عفونت و جمعیت میکروارگانیسم‌ها در زخم‌ها و بهبود زخم چندان واضح نیست.

آنچه ما به دست آوردیم

در نوامبر ۲۰۱۵، تا آنجایی که امکان‌پذیر بود، به دنبال یافتن مطالعاتی بودیم که هر دو یک طراحی تصادفی‌سازی و کنترل شده داشته و استفاده از یک آنتی‌بیوتیک یا آنتی‌سپتیک را در شرکت‌کنندگانی که زخم‌های جراحی آنها به روش ثانویه بهبود یافتند، بررسی کردند. ما ۱۱ مطالعه را پیدا کردیم که در مجموع ۸۸۶ شرکت‌کننده را در بر می‌گرفتند. همه آنها مقایسه‌های مختلفی را بررسی کردند. چندین نوع مختلف از زخم‌ها گنجانده شدند. مطالعات زخم‌های پس از آمپوتاسیون پای دیابتی، جراحی سینوس پیلونیدال، درمان انواع مختلف آبسه، جراحی هموروئید، عوارض پس از زایمان سزارین و بهبود منافذ ایجاد شده را توسط جراحی‌هایی مانند کولوستومی (colostomy) مورد بررسی قرار دادند.

اکثر مطالعات طیفی را از انواع مختلف درمان‌های ضد‐باکتری با درمان‌های بدون فعالیت ضد‐باکتری مقایسه کردند، اما چهار مطالعه درمان‌های مختلف ضد‐باکتری را مقایسه کردند. اگرچه برخی از کارآزمایی‌ها نشان دادند که یک درمان ممکن است بهتر از دیگری باشد، به دلیل اندازه مطالعات و روش‌های انجام و گزارش آنها، این شواهد محدود بود. همه مطالعات تعداد شرکت‌کنندگان کمی داشتند و در برخی موارد این تعداد بسیار کم بود. بسیاری از مطالعات اطلاعات مهمی را در مورد نحوه انجام خود گزارش نکردند، بنابراین تشخیص اینکه نتایج ارائه شده احتمالا درست هستند یا خیر، دشوار بود. انجام پژوهش بیشتر و با کیفیت بهتر برای کشف تاثیرات درمان‌های ضد‐میکروبی بر زخم‌های جراحی که به روش ثانویه بهبود می‌یابند، مورد نیاز است.

این ارزیابی تا نوامبر ۲۰۱۵ به‌روز است.


Judith Tanner، Jo C Dumville، Gill Norman، Mathew Fortnam،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
متخصصان پزشکی به طور معمول، برای از بین بردن انتقال میکروارگانیسم‌ها و ممانعت از رشد میکروارگانیسم‌های ساکن، ضد‐عفونی کردن دست را پیش از آغاز جراحی و پیش از انجام پروسیجرهای تهاجمی انجام می‌دهند. ضد‐عفونی کردن می‌تواند خطر عفونت‌های محل جراحی (surgical site infections; SSIs) را در بیماران کاهش دهد.
اهداف
بررسی تاثیر ضد‐عفونی کردن دست پیش از جراحی در پیشگیری از رخداد عفونت‌های محل جراحی در بیمارانی که در شرایط مختلف درمان شدند. هدف ثانویه، تعیین تاثیرات ضد‐عفونی کردن دست پیش از جراحی بر تعداد واحدهای تشکیل دهنده کلونی (colony‐forming units; CFUs) باکتری‌ها در دست‌های تیم جراحی است.
روش های جستجو
در ماه جون ۲۰۱۵ برای این نسخه به‌روز، منابع زیر را جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین؛ پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ (کتابخانه کاکرین (The Cochrane Library))؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE؛ (استنادات نمایه نشده در حال انجام و سایر استنادات نمایه نشده) و EBSCO CINAHL. هیچ محدودیتی از نظر زبان، تاریخ انتشار یا محیط انجام مطالعه وجود نداشت.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده که به مقایسه تاثیر ضد‐عفونی کردن دست پیش از جراحی با مدت زمان، روش و انواع محلول‌های آنتی‌سپتیک مختلف پرداخته باشد.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
سه نویسنده به‌طور مستقل از هم مطالعات را برای ورود و کیفیت کارآزمایی ارزیابی و داده‌ها را استخراج کردند.
نتایج اصلی

چهارده کارآزمایی در این مرور به‌روز شده وارد شدند. چهار کارآزمایی، پیامد اولیه را یعنی نرخ SSIها را گزارش کردند، در حالی که ۱۰ کارآزمایی، تعداد CFUها را گزارش کردند، اما اطلاعاتی در مورد میزان SSIها ارائه ندادند. در کل، مطالعات در مقیاس کوچک بودند، و برخی از آنها داده‌ها یا آنالیزهایی را که بتوان به راحتی تفسیر کرد یا به پیامدهای بالینی ارتباط داد، ارائه نکردند. این عوامل کیفیت شواهد را کاهش داد.

SSIها

یک مطالعه ۳۳۱۷ شرکت‌کننده را به طور تصادفی به یکی از دو گروه بهداشت اولیه دست (صابون و آب) در برابر تمیز کردن با الکل به همراه پراکسید هیدروژن بیشتر اختصاص دادند. هیچ شواهد روشنی مبنی بر تفاوت در خطر رخداد SSI بین دو گروه وجود نداشت (خطر نسبی (RR): ۰,۹۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۷ تا ۱.۲۳؛ شواهد با کیفیت متوسط که به دلیل عدم‐دقت سطح آن کاهش یافت).

یک مطالعه (۵۰۰ شرکت‌کننده) فقط تمیز کردن با الکل را در برابر یک محلول اسکراب مقایسه کرد و شواهد روشنی دال بر تفاوت خطر عفونت‌های محل جراحی نیافت (RR: ۰,۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۳ تا ۱.۳۴؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین که به دلیل عدم‐دقت و خطر سوگیری (bias) کاهش یافت).

یک مطالعه (۴۳۸۷ شرکت‌کننده) تمیز کردن با الکل به همراه مواد تشکیل دهنده فعال دیگر را در برابر محلول اسکراب مقایسه کرد و شواهدی دال بر تفاوت در SSI پیدا نکرد (RR: ۱,۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۰ تا ۱.۴۸؛ شواهد با کیفیت پائین؛ عدم‐دقت و خطر سوگیری، سطح کیفیت را کاهش داد).

یک مطالعه (۱۰۰ شرکت‌کننده) تمیز کردن با الکل به همراه یک ماده دیگر را در برابر محلول اسکراب با استفاده از قلم‌مو مقایسه کرد و هیچ شواهدی مبنی بر تفاوت در SSI پیدا نکرد (RR: ۰,۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۵ تا ۵.۳۴؛ شواهد با کیفیت پائین که به دلیل عدم‐دقت کاهش یافت).

CFUها

این مرور نتایج مربوط به تعدادی از مقایسه‌ها را ارائه می‌دهد؛ یافته‌های کلیدی عبارتند از:

چهار مطالعه تاثیر اسکراب‌های مختلف آبی را در کاهش CFU بر دست‌ها مقایسه کردند، سه مطالعه دریافتند که اسکراب کلرهگزیدین گلوکونات (chlorhexidine gluconate) نسبت به اسکراب پوویدون آیوداین (povidone iodine) بلافاصله پس از اسکراب، ۲ ساعت پس از اسکراب اولیه و ۲ ساعت پس از اسکراب بعدی منجر به تعداد کمتری از CFU می‌شود. همه شواهد با کیفیت پائین یا بسیار پائین بودند و کیفیت آنها معمولا به دلیل عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن پیامد، کاهش داشت. یک کارآزمایی که به مقایسه اسکراب کلرهگزیدین گلوکونات در برابر پوویدون آیوداین به علاوه اسکراب تریکلوزان (triclosan) پرداخت، شواهد آشکاری دال بر تفاوت نیافت که دارای شواهد با کیفیت بسیار پائین بود (خطر سوگیری، عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن پیامد،‌ کیفیت شواهد را کاهش داد).

چهار مطالعه محلول اسکراب را در برابر تمیز کردن با الکل حاوی مواد فعال دیگر مقایسه و CFUها را گزارش کرد. در سه مقایسه، شواهدی از CFUهای کمتر بعد از استفاده از الکل با مواد فعال دیگر وجود داشت (شواهد با کیفیت متوسط یا بسیار پائین، عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن پیامد،‌ کیفیت شواهد را کاهش داد). شواهد به دست آمده از یک مطالعه اشاره کرد که محلول اسکراب در کاهش CFUها نسبت به تمیز کردن با الکل حاوی مواد اضافی، موثرتر بود، اما دارای شواهد با کیفیت بسیار پائین بود که با توجه به عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن پیامد، سطح آنها کاهش یافت.

شواهد مربوط به اثربخشی مدت زمان‌های مختلف اسکراب، متغیر بود. چهار مطالعه تاثیر زمان‌های مختلف اسکراب‌ها و پاک کردن‌ها را بر تعداد CFUها در دست مقایسه کرد. شواهدی وجود داشت که نشان می‌داد ۳ دقیقه اسکراب در مقایسه با ۲ دقیقه اسکراب تعداد CFUها را کاهش می‌دهد (شواهد با کیفیت بسیار پائین به علت عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن پیامد سطح آنها کاهش یافت). داده‌های حاصل از مداخلات دیگر هم‌سو و سازگار نبودند و تفسیر آنها دشوار بود. کیفیت تمام شواهد پائین یا بسیار پائین بود (معمولا به دلیل عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن پیامد کاهش داشتند).

یک مطالعه اثربخشی استفاده از برس‌های ناخن و ناخن‌شور (nail picks) را که در زیر آب انجام می‌شود، با اسکراب کلرهگزیدین بر تعداد CFUهای روی دست مقایسه کرد. اینکه تفاوتی در اثربخشی روش‌های مختلف بر تعداد CFUهای باقی‌مانده روی دست وجود دارد یا نه، مشخص نیست (شواهد با کیفیت بسیار پائین که به علت عدم‐دقت و غیر‐مستقیم بودن، کاهش یافت).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
هیچ شواهد محکمی که نشان دهد یک نوع ضد‐عفونی‌کننده دست در کاهش ابتلا به SSIها بهتر از نوع دیگر است، وجود ندارد. اسکراب‌های کلرهگزیدین گلوکونات ممکن است تعداد CFUها را در دست در مقایسه با آغشته کردن با پوویدون آیوداین کاهش دهند؛ با این حال، ارتباط بالینی این پیامد جایگزین، نامشخص است. اسکراب با الکل شامل مواد آنتی‌سپتیک اضافی ممکن است CFUها را در مقایسه با محلول اسکراب کاهش دهد. با توجه به مدت زمان اثر مواد ضد‐عفونی‌کننده دست، ۳ دقیقه اسکراب اولیه در مقایسه با ۲ دقیقه اسکراب، CFUهای دست را کاهش می‌دهد، اما دارای شواهد با کیفیت بسیار پائین بود و یافته‌ها در مورد اسکراب اولیه طولانی‌تر و مدت زمان اسکراب بعدی، هم‌سو و سازگار نیستند. اینکه چیدن ناخن و برس‌ها تاثیر افتراقی بر تعداد CFUهای باقی‌مانده در دست داشته باشد، معلوم نیست. به طور کلی، تقریبا تمام شواهد موجود برای اطلاع‌رسانی درباره تصمیم‌گیری در مورد روش‌های تاثیر مواد ضد‐عفونی کننده دست که در اینجا مورد بررسی قرار گرفته، مبتنی بر شواهد با کیفیت پائین یا بسیار پائین بودند.
خلاصه به زبان ساده

بررسی تاثیر ضد‐عفونی کردن دست پیش از جراحی برای کاهش عفونت محل جراحی

عفونت‌های محل جراحی چه هستند و چه کسانی در معرض خطر ابتلا به آنها قرار دارند؟

انتقال غیر‐عمدی میکروارگانیسم‌هایی مانند باکتری به محل زخم بیمار حین جراحی می‌تواند باعث عفونت زخم شود که معمولا عفونت محل جراحی (surgical site infection; SSI) نامیده می‌شود. SSIها یکی از شایع‌ترین انواع عفونت‌های مرتبط با مراقبت‌های سلامت برای بیماران جراحی شده هستند. حدود ۱ بیمار از هر ۲۰ بیمار جراحی شده در بیمارستان دچار SSI می‌شوند و این نسبت، زمانی که افراد به خانه می‌روند، افزایش می‌یابد. SSI‌ها سبب تاخیر التیام زخم، افزایش زمان ماندن در بیمارستان، افزایش استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها، دردهای غیر‐ضروری و در موارد شدید، مرگ‌ومیر بیمار می‌شود، بنابراین پیشگیری از آنها هدف کلیدی برای خدمات سلامت است.

چرا پیش از جراحی از مواد ضد‐عفونی کننده دست استفاده می‌شود؟

نقاط مختلف بسیاری در مسیر مراقبت وجود دارد که در آنها پیشگیری از SSIها انجام می‌گیرد. این کار شامل پاکسازی دست‌ها با مواد آنتی‌سپتیک توسط کسانی است که روی بیمار جراحی انجام می‌دهند. ضد‐عفونی کردن دست پیش از جراحی، تمرکز این مرور است. دو شکل بسیار شایع از مواد ضد‐عفونی کننده دست شامل محلول اسکراب و تمیز کردن با الکل است. محلول‌های اسکراب، محلول‌های با پایه آب، حاوی مواد آنتی‌سپتیک مانند کلرهگزیدین گلوکونات یا پوویدون آیوداین هستند. اسکراب شامل خیس کردن دست‌ها و ساعد با آب است، استعمال سیستماتیک محلول اسکراب با استفاده از هر دو دست یا اسفنج، انجام شست‌وشو زیر آب و سپس تکرار این روند است. از محلول‌های الکلی حاوی مواد فعال اضافی، برای انجام تمیز کردن با الکل استفاده می‌شود. تیم‌های جراحی به طور سیستماتیک محلول‌های تمیز کننده الکل را برای دست‌هایشان استفاده می‌کنند و اجازه می‌دهند، تبخیر شود. الکل در برابر طیف وسیعی از باکتری‌ها و دیگر میکروارگانیسم‌ها موثر است. سپس به دنبال ضد‐عفونی دست، افراد تیم جراحی دستکش می‌پوشند که مانع مهمی بین این افراد و بیمار ایجاد می‌کند؛ با این حال، به دلیل اینکه دستکش‌ها ممکن است حین جراحی سوراخ شوند، لازم است تا جایی که امکان‌پذیر است دست‌ها عاری از میکروب باشند.

آنچه ما به دست آوردیم

در ماه جون ۲۰۱۵ ما تا جای ممکن، مطالعات مرتبطی را جست‌وجو کردیم که طراحی نیرومند داشتند (کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده) و انواع مختلف مواد ضد‐عفونی کننده دست را پیش از جراحی مقایسه کرده بودند. ما ۱۴ مطالعه را وارد مرور کردیم که طیفی از روش‌ها را برای انجام ضد‐عفونی کردن دست پیش از جراحی مقایسه کردند. دو معیار که برای ارزیابی اثربخشی درمان‌ها مورد استفاده قرار گرفت، شامل ابتلا به SSIها در بیماران (ارائه شده در چهار مطالعه وارد شده) و تعداد باکتری‌های زنده یا سلول‌های قارچی (شناخته شده به عنوان واحدهای تشکیل دهنده کلونی یا CFUها) روی دست جراح پیش و پس از جراحی (که یک راه شمارش باکتری موجود روی سطح پوست است) بود. اینکه روش ضد‐عفونی کردن دست، خطر SSI را تحت تاثیر قرار می‌دهد یا نه،‌ مشخص نیست، زیرا بسیاری از مطالعات بیش از حد کوچک بوده و دارای نواقصی بودند. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ضد‐عفونی کردن دست با استفاده از کلرهگزیدین می‌تواند تعداد باکتری‌های روی دست متخصصان سلامت را در مقایسه با پویودین آیوداین کاهش دهد. مهم‌تر از همه اینکه ما نمی‌دانیم احتمالا چه تعداد از CFUهای روی دست‌ها، امکان SSIهای بیماران را به ما نشان می‌دهد. هم‌چنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد تمیز کردن با الکل حاوی مواد آنتی‌سپتیک اضافی در مقایسه با محلول‌های اسکراب ممکن است CFUها را کاهش دهد.

این مرور در ماه جون ۲۰۱۵ به‌روز شده است.


Gill Norman، Maggie J Westby، Nikki Stubbs، Jo C Dumville، Nicky Cullum،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های وریدی پا یک نوع شایع و مکرر از زخم‌های پیچیده هستند. این زخم‌ها می‌توانند دردناک، بد بو، مستعد ابتلا به عفونت و دارای روند آهسته التیام باشند. درمان استاندارد برای آن شامل کمپرس‌درمانی یا درمان با استفاده از فشار (compression therapy) و پانسمان است. استفاده از درمان‌های تعدیل کننده پروتئاز (protease‐modulating) برای زخم‌های وریدی پا در حال افزایش است. این درمان‌ها بر پایه برخی از شواهدی هستند که در آنها بخشی از زخم‌ها که به کندی التیام می‌یابند، فعالیت پروتئاز را در زخم بالا برده است. در حال حاضر، تست‌های قابل انجام در بالین بیمار (Point‐of‐care tests) که هدف آنها تشخیص فعالیت افزایش یافته پروتئاز است، وجود دارند. استراتژی «تست و درمان» شامل آزمایش برای بالا رفتن پروتئازها و پس از آن استفاده از درمان‌های تعدیل کننده پروتئاز در زخم‌هایی است که سطوح بالای پروتئاز را نشان می‌دهند.
اهداف
تعیین تاثیر استراتژی «تست و درمان» بر التیام زخم وریدی پا شامل تشخیص سطوح بالای فعالیت پروتئاز زخم و درمان با استفاده از درمان‌های تعدیل کننده پروتئاز، در مقایسه با استراتژی‌های درمانی جایگزین مانند استفاده از درمان یکسان برای همه شرکت‌کنندگان یا استفاده از روش مختلف انتخاب درمان.
روش های جستجو
ما بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی زیر را برای شناسایی کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی شده مرتبط جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم‌ها در کاکرین (Wounds Group Specialised Register) (ژانویه ۲۰۱۶)، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ کتابخانه کاکرین (The Cochrane Library)؛ شماره ۱۲؛ ۲۰۱۵)؛ Ovid MEDLINE (از ۱۹۴۶ تا ژانویه ۲۰۱۶)؛ (Ovid MEDLINE (استنادات نمایه نشده در حال انجام و سایر استنادات نمایه نشده، ژانویه ۲۰۱۶)؛ Ovid EMBASE (از ۱۹۷۴ تا ژانویه ۲۰۱۶)؛ EBSCO CINAHL (از ۱۹۳۷ تا ژانویه ۲۰۱۶). هم‌چنین سه پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی، فهرست منابع و وب‌سایت‌های سازمان‌های نظارتی را جست‌وجو کردیم. هیچ محدودیتی از نظر زبان، تاریخ انتشار یا محیط انجام مطالعه وجود نداشت.
معیارهای انتخاب
RCTهای منتشر شده یا منتشر نشده‌ای که در آنها استراتژی تست و درمان برای فعالیت بالای پروتئاز زخم‌های وریدی پا در بزرگسالان در مقایسه با استراتژی درمان جایگزین ارزیابی شد. استراتژی تست و درمان فقط نیاز به تفاوت سیستماتیک بین گروه‌ها دارد.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم، انتخاب مطالعه را انجام دادند؛ ما برنامه‌ریزی کردیم که دو نویسنده هم‌چنین خطر سوگیری (bias) را ارزیابی و داده‌ها را استخراج کنند.
نتایج اصلی
هیچ مطالعه‌ای که معیارهای ورود به این مرور را داشته باشد، شناسایی نکردیم. ما یک مطالعه در حال انجام را شناسایی کردیم؛ اینکه این مطالعه برای ورود به مطالعه واجد شرایط خواهد بود، مشخص نبود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حال حاضر هیچ شواهد تصادفی‌سازی شده‌ای از تاثیر سیاست درمان و تست درباره سطوح پروتئاز بر پیامدها در افراد مبتلا به زخم‌های وریدی پا وجود ندارد.
خلاصه به زبان ساده

استراتژی «تست و درمان» برای فعالیت بالای پروتئاز زخم در التیام زخم‌های وریدی پا

زخم پای وریدی چیست؟

زخم‌های وریدی پا یک نوع شایع و مکرر از زخم مزمن هستند. کمپرس‌درمانی (باندها یا جوراب‌های ساق بلند) برای درمان زخم‌های وریدی پا مورد استفاده قرار می‌گیرند. پانسمان‌ها با هدف حفاظت از زخم و فراهم کردن محیطی که به التیام زخم کمک کند، در زیر کمپرس استفاده می‌شود. پانسمان‌های تعدیل کننده پروتئاز به عنوان یکی از انواع مختلف پانسمان موجود هستند.

چرا برای درمان زخم‌های پای وریدی از استراتژی تست و درمان استفاده می‌کنیم؟

تصور می‌شود زخم‌هایی که آهسته‌تر التیام می‌یابند دارای سطوح بالاتری از پروتئازها هستند (آنزیم‌هایی که پروتئین‌ها را تجزیه می‌کنند). پانسمان‌های تعدیل کننده پروتئاز برای کاهش فعالیت پروتئاز و کمک به التیام زخم طراحی شده‌اند. یک تست برای تشخیص سطوح بالای فعالیت پروتئاز نیز مطرح شده است. استراتژی «تست و درمان» شامل آزمایش برای بالا رفتن پروتئازها و پس از آن استفاده از درمان‌های تعدیل کننده پروتئاز در زخم‌هایی است که سطوح بالای پروتئاز را نشان می‌دهند. دانستن اینکه استفاده از تست و درمان با هم می‌تواند التیام زخم‌های پا را بهبود بخشد یا خیر، مهم است.

آنچه ما به دست آوردیم

در ژانویه ۲۰۱۶ بسیاری از مطالعات مرتبط را که ممکن بود کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده باشند، و در آنها استراتژی تست و درمان با درمان دیگری در افراد مبتلا به زخم‌های وریدی پا مقایسه شده باشد، جست‌وجو کردیم. هیچ مطالعه تصادفی‌سازی شده واجد شرایطی را پیدا نکردیم. یک مطالعه در حال انجام را یافتیم که ممکن است مرتبط باشد، اما نتوانستیم اطلاعات بیشتری در این مورد به دست بیاوریم. برای پی بردن به اینکه انجام تست زخم‌های وریدی پا برای پی بردن به سطوح بالای فعالیت پروتئاز و سپس درمان سطوح بالای پروتئاز با استفاده از درمان‌های تعدیل کننده پروتئاز مفید است یا خیر، هنوز انجام پژوهش بیشتری مورد نیاز است. این مرور بخشی از مجموعه مرورهایی است که به بررسی جنبه‌های مختلف استفاده از درمان‌های تعدیل کننده پروتئاز در افراد مبتلا به زخم‌های وریدی پا می‌پردازد.


Jason KF Wong، Kavit Amin، Jo C Dumville،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
مدیریت زخم‌های فشاری (pressure ulcers) شامل مداخلات متعددی است که شامل طیف گسترده‌ای از اقدامات تسکین فشار از جمله جابه‌جا کردن بیمار، تا درمان‌های دربرگیرنده اعمال جراحی ترمیمی (reconstructive surgery) می‌شوند. این قبیل جراحی‌ها ممکن است در مورد زخم‌های سرکش (recalcitrant wounds) زمانی که کل ضخامت پوست از دست رفته و ساختارهای عمیق‌تر از جمله فیشیای پوشاننده ماهیچه‌ها (muscle fascia) و حتی استخوان نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرند، استفاده شوند. جراحی به طور معمول شامل دبریدمان زخم (wound debridement) به همراه جایگزینی بافت صدمه دیده با بافت جدید در محل ایجاد زخم است. در حالی که اعمال جراحی ترمیمی یک روش قابل قبول از مدیریت زخم است، مزایا و مضرات این جراحی در مقایسه با روش‌های درمانی غیر‐جراحی، یا رویکردهای جراحی بدیل شفاف نیستند.
اهداف
بررسی تاثیرات اعمال جراحی ترمیمی برای درمان زخم‌های فشاری (مرحله II یا مراحل بالاتر)، مقایسه جراحی با عدم جراحی یا مقایسه اشکال بدیل جراحی در محیط‌های مختلف ارائه مراقبت‌های درمانی.
روش های جستجو
ما تعدادی از بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی را برای شناسایی گزارش‌های حاصل از کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی شده مرتبط جست‌وجو کردیم (جست‌وجو شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶) که عبارت بودند از: پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین؛ CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase و CINAHL. هم‌چنین سه پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مرورهای سیستماتیک مرتبط، متاآنالیز‌ها (meta‐analysis) و گزارش‌های مربوط به ارزیابی تکنولوژی سلامت را مورد جست‌وجو قرار دادیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده منتشر شده یا منتشر نشده‌ای که به بررسی اعمال جراحی ترمیمی در درمان زخم‌های فشاری پرداخته بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به انتخاب مطالعه پرداختند. ما برنامه‌ریزی کرده بودیم که دو نویسنده مرور خطر سوگیری (bias) را نیز بررسی کرده و داده‌های مربوط به مطالعه را استخراج کنند.
نتایج اصلی
هیچ مطالعه‌ای را با معیار واجد شرایط بودن برای ورود به مرور، یا مطالعات ثبت شده‌ای که نقش اعمال جراحی ترمیمی را در مدیریت زخم‌های فشاری مورد بررسی قرار داده باشد، شناسایی نکردیم.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حال حاضر، هیچ شواهد تصادفی‌سازی شده‌ای که از نقش اعمال جراحی ترمیمی در مدیریت زخم فشار حمایت کرده یا آن را رد کند، وجود ندارد. این موضوع یک موضوع اولویت‌دار است و بررسی درباره این مداخله با استفاده از پژوهش‌های قوی‌تر و دقیق‌تر لازم است.
خلاصه به زبان ساده

نقش اعمال جراحی ترمیمی برای درمان زخم‌‌های فشاری

سوال مطالعه مروری

هدف ما مرور شواهد پیرامون این سوال بود که اعمال جراحی ترمیمی (reconstructive surgery) یک روش درمان اثربخش در التیام زخم‌های فشاری (pressure ulcers) است یا خیر؟ ما نتوانستیم هیچ نوع کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای که این سوال را مورد تحقیق و بررسی قرار داده باشد، به دست آوریم.

پیشینه

زخم‌های فشاری به قسمت‌هایی از پوست و بافت آسیب دیده اطلاق می‌شود که به طور عمده در افرادی که برای یک بازه زمانی طولانی در یک وضعیت ثابت باقی می‌مانند، ایجاد می‌شود. زمانی که قسمت‌هایی از بدن، به ویژه قسمت‌هایی که چربی کمتری دارند از جمله نواحی زیر باسن، لگن و پاشنه پا، تحت فشار مداوم وارد شده از خارج قرار می‌گیرند (برای مثال نشستن روی نواحی مشابهی از بدن بدون تغییر وضعیت)، این حالت جریان خون به پوست و بافت‌های زیر آن را محدود کرده و می‌تواند منجر به تجزیه و در هم شکستن آنها شود. افراد مسن و افراد مبتلا به مشکلات حرکتی (mobility problems) از جمله استفاده کنندگان از ویلچر و بیماران بستری شده در بیمارستان برای یک بازه زمانی بلندمدت، جزو افرادی هستند که در معرض خطر ابتلا به زخم‌های فشاری قرار دارند. این زخم‌ها می‌توانند بر مبنای سیستم سطح‏بندی طبقه‌بندی شوند: در زخم‌های مرحله I هنوز پوست سالم بوده و آسیب جدی ندیده است، در زخم‌های مرحله II بخشی از پوست و بافت از دست رفته و معمولا زخم‌ها سطحی هستند و زخم‌های مراحل III و IV باز بوده و بافت به صورت عمیق‌تر دچار آسیب دیدگی می‌شود. زخم‌های فشاری زخم‌های جدی هستند که درمان آنها پُر‐هزینه است، بنابراین مراقبت‌های درمانی بر پیشگیری از بروز آنها متمرکز است. زمانی که این زخم‌ها بروز می‌کنند، گزینه‌های درمانی عبارتند از مرهم‌گذاری و پانسمان محل زخم (wound dressings)، استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها (antibiotics) و آنتی‌سپتیک‌ها (antiseptics). اعمال جراحی ترمیمی معمولا در التیام زخم‌های فشاری سخت یا عمیق یا هر دو مورد استفاده قرار می‌گیرند. روش‌های جراحی مختلفی وجود دارند که می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند: بیشتر آنها شامل جدا کردن بافت مرده از زخم و سپس استفاده از چربی، ماهیچه و/یا پوست از سایر قسمت‌های بدن بیمار برای پر کردن حفره محل زخم است.

ویژگی‌های مطالعه

در سپتامبر ۲۰۱۶ برای دستیابی به کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده که استفاده از جراحی را برای درمان زخم‌های فشاری مورد مطالعه قرار داده بودند، به جست‌وجو پرداختیم. با وجود این، در حالی که اعمال جراحی ترمیمی برای درمان زخم‌های فشاری به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد، ما هیچ گونه کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای را که به تحقیق و بررسی درباره مزایا و مضرات بالقوه مرتبط با جراحی پرداخته یا توانسته باشند به انتخاب بهینه تکنیک‌های جراحی کمک کند، به دست نیاوردیم. بسیاری از مطالعاتی که از این مرور خارج شدند، داده‌هایی را از گروه‌هایی از افرادی که تحت اعمال جراحی ترمیمی قرار گرفته بودند ارائه کرده بودند، بدون آنکه پیامدهای مربوط به این گروه از افراد را با پیامدهای مربوط به گروه‌های مشابه از افرادی که این جراحی را انجام نداده یا کسانی که تحت انواع دیگری از جراحی قرار گرفته بودند با یکدیگر مقایسه کرده باشند. این بدین معناست که سنجش مزایا و مضرات جراحی یا تکنیک‌های مختلف جراحی امکان‌پذیر نیست.

نتایج کلیدی

هیچ گونه کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای که به تحقیق و بررسی درباره نقش اعمال جراحی ترمیمی برای التیام زخم‌های فشاری پرداخته باشد، نیافتیم.

قعطیت شواهد

مزایا و مضرات اعمال جراحی ترمیمی برای درمان زخم‌های فشاری نامطمئن هستند و به پژوهش‌های قوی‌تر و دقیق‌تری در این حوزه نیاز است، به ویژه از آنجایی که این سوال از سوی بیماران، ارائه دهندگان خدمات و متخصصین حوزه سلامت در اولویت قرار گرفته است.

این خلاصه به زبان ساده تا سپتامبر ۲۰۱۶ به‌روز است.


Zena EH Moore، Menno T van Etten، Jo C Dumville،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های فشاری (pressure ulcers) که شامل صدمات موضعی به پوست یا بافت زیرین آن یا هر دو می‌شود، زمانی ایجاد می‌شوند که افراد توانایی تغییر وضعیت بدن خود را در حالت‌های مختلف برای برداشتن فشار از روی برجستگی‌های استخوانی (bony prominences) از دست می‌دهند. التیام زخم‌های فشاری دشوار بوده، با درد همراه است و تاثیرات منفی روی کیفیت زندگی افراد می‌گذارند. دستورالعمل‌های بین‌المللی، استراحت در تختخواب، را به عنوان جزئی از استراتژی درمانی برای مدیریت زخم‌های فشاری برای افراد استفاده کننده از ویلچر توصیه کرده‌اند. مزایا و خطرات بالقوه به هنگام بررسی اثربخشی استراحت در تختخواب به عنوان یک مداخله برای درمان زخم‌های فشاری در این گروه جمعیتی بهتر است مورد توجه قرار گیرند. بنابراین جست‌وجو و ارزیابی شواهد پژوهش موجود برای تعیین اثر استراحت در تختخواب در التیام زخم‌های فشاری در افراد استفاده کننده از ویلچر مهم بود.
اهداف
بررسی اثر استراحت در تختخواب در التیام زخم فشاری در افراد استفاده کننده از ویلچر، با هر سنی، که در هر محیطی زندگی می‌کنند یا تحت مراقبت قرار دارند.
روش های جستجو
ما در اکتبر ۲۰۱۶ در پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین؛ پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ (کتابخانه کاکرین)؛ Ovid MEDLINE (شامل استنادات در حال انجام و سایر استنادات نمایه نشده، MEDLINE Daily و (Epub Ahead of Print) پیشاچاپ)؛ Ovid EMBASE و EBSCO CINAHL Plus به جست‌وجو پرداختیم. هم‌چنین برای شناسایی مطالعات منتشر نشده و در حال انجام، پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی و خلاصه مقالات کنفرانس‌ها را نیز مورد جست‌وجو قرار دادیم. هیچ نوع محدودیتی به لحاظ زبان انتشار، تاریخ انتشار یا محیط اجرای مطالعه اعمال نشد.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و RCTهای خوشه‌ای را که به ارزیابی اثر استراحت در تختخواب بر التیام زخم‌های فشاری در استفاده کنندگان از ویلچر پرداخته بودند، لحاظ کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به بررسی عناوین و چکیده‌ مطالعات شناسایی شده با استفاده از راهبرد جست‌وجو برای بررسی واجد شرایط بودن آنها برای ورود به مرور پرداختند.
نتایج اصلی
ما هیچ مطالعه‌ای را که با معیارهای ورود مطابقت داشته باشد، شناسایی نکردیم.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
برای ارزیابی شواهد پژوهش مربوط به کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای که به بررسی اثر استراحت در تختخواب بر التیام زخم‌ فشار در افراد استفاده کننده از ویلچر پرداخته بودند، برنامه‌ریزی کردیم. هیچ مطالعه‌ای با معیارهای ورود مطابقت نداشت. اینکه استراحت در تختخواب تفاوتی در روند التیام زخم‌های فشاری ایجاد می‌کند یا خیر، نامطمئن است. به کارآزمایی‌هایی با طراحی خوب که اطلاعات مربوط به پیامدهای مهم بالینی، کیفیت زندگی و اقتصادی را گزارش کرده باشند، نیاز است.
خلاصه به زبان ساده

استراحت در تختخواب در درمان زخم‌های فشاری (زخم بستر) در افراد استفاده کننده از ویلچر

پیشینه

زخم‌های فشاری (pressure ulcers) (که تحت عنوان زخم بستر (bed sores) نیز شناخته می‌شوند)، زخم‌هایی هستند که روی سطح پوست یا بافت‌های زیرین آن در نتیجه فشار یکنواخت مهار نشده روی قسمت‌های استخوانی تحمل کننده وزن بدن از جمله مفصل ران، پاشنه‌ها یا لگن ایجاد می‌شوند. افرادی که توانایی تغییر وضعیت فیزیکی بدن خود را از دست می‌دهند، در معرض خطر ابتلا به این زخم‌ها قرار دارند. بنابراین افراد استفاده کننده از ویلچر در معرض خطر قرار دارند زیرا آنها برای یک دوره زمانی طولانی‌مدت در حالت نشسته باقی می‌مانند. زخم‌های فشاری به سختی می‌توانند التیام پیدا کنند و در معرض عفونت و سایر عوارض قرار دارند. زمانی که افراد استفاده کننده از ویلچر دچار زخم‌ فشاری می‌شوند، استراحت در تختخواب برای تسکین فشار از روی بخش‌هایی از بدن که وزن فرد را در وضعیت نشسته تحمل می‌کنند، مهم به حساب می‌آید. گفته می‌شود که این تغییر از وضعیت نشسته به وضعیت خوابیده فرآیند التیام‌ زخم را بهبود می‌بخشد.

سوال مطالعه مروری

ما می‌خواستیم اثر استراحت در تختخواب را بر التیام زخم‌های فشاری در افراد استفاده کننده از ویلچر کشف کنیم. مطالعاتی برای ورود به مرور واجد شرایط بودند که دربرگیرنده افراد استفاده کننده از ویلچر از هر گروه سنی باشند که مبتلا به زخم فشاری بوده و در هر نوع محیطی به سر می‌بردند (بیمارستان، آسایشگاه، منزل شخصی و غیره).

آنچه ما به دست آوردیم

در اکتبر ۲۰۱۶ برای شناسایی کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای که به مقایسه استراحت در تختخواب با عدم استراحت در تختخواب برای التیام زخم‌های فشاری در افراد استفاده کننده از ویلچر پرداخته بودند، میان منابع علمی پزشکی به طور گسترده‌ای به جست‌وجو پرداختیم. هیچ کارآزمایی‌ای نیافتیم که در این رابطه به اجرا درآمده باشد. این بدان معنا است که ما نمی‌توانیم درباره اینکه استراحت در تختخواب روند التیام زخم‌های فشاری را در افراد استفاده کننده از ویلچر بهبود می‌بخشد یا خیر، یا درباره ماهیت احتمالی مزایا یا مضرات این درمان اطلاعاتی ارائه دهیم. به کارآزمایی‌هایی برای مقایسه التیام زخم‌ فشار با و بدون استراحت در تختخواب میان افراد استفاده کننده از ویلچر نیاز است.

این خلاصه به زبان ساده تا اکتبر ۲۰۱۶ به‌روز است.


Stella R Smith، Katy Newton، Jennifer A Smith، Jo C Dumville، Zipporah Iheozor-Ejiofor، Lyndsay E Pearce، Paul J Barrow، Laura Hancock، James Hill،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
آبسه پری‌آنال (آبسه اطراف مقعدی (perianal abscess)) تجمع چرک (pus) در زیر پوست اطراف مقعد (anus) است. این عارضه معمولا به دلیل عفونت یکی از غدد مقعدی ایجاد می‌شود. در انگلستان، بروز سالانه این عارضه ۴۰ مورد به ازای هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر از جمعیت بزرگسال بوده و روش درمان استاندارد آن پذیرش در بیمارستان برای بُرش دادن آبسه (incision) و درناژ (drainage) آن از طریق بی‌هوشی عمومی است. به دنبال درناژ چرک، به منظور متوقف کردن خونریزی یک بانداژ داخلی (پک (pack)) در داخل حفره ناشی از آبسه قرار داده می‌شود. اقدام شایع لازم‌الاجرا از سوی تیم‌های پرستاری (community nursing teams) تعویض پک به طور منظم تا زمانی است که حفره التیام پیدا کند. برخی پزشکان در آمریکا و استرالیا نسبت به ایجاد یک برش با چاقو تحت بی‌هوشی موضعی اقدام کرده و یک کاتتر درون حفره قرار می‌دهند که محتوای آبسه را به درون یک پانسمان خارجی تخلیه می‌کند. زمانی که فرآیند تخلیه متوقف می‌شود، کاتتر از آن محل برداشته می‌شود. در مناطق دیگری از آمریکا، عملیات ساده درناژ در یک محیط سرپایی و تحت بی‌هوشی موضعی صورت می‌گیرد.
اهداف
بررسی تاثیرات پانسمان‌های داخلی در التیام حفره‌های زخم ناشی از درناژ آبسه‌های پری‌آنال.
روش های جستجو
در می ۲۰۱۶ پایگاه‌های زیر را جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم‌ در کاکرین؛ پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ (کتابخانه کاکرین)؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (استنادات در حال انجام و سایر استنادات نمایه نشده)؛ Ovid EMBSE و EBSCO CINAHL Plus. هم‌چنین برای شناسایی مطالعات منتشر نشده و در حال انجام، پایگاه‌های ثبت کارآزمایی بالینی و برای شناسایی مطالعات بیشتر، فهرست منابع گزارش‌های مرتبط را مورد جست‌وجو قرار دادیم. مطالعات را از نظر زبان انتشار، تاریخ انتشار یا محیط انجام مطالعه محدود نکردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) منتشر شده یا منتشر نشده‌ای که به مقایسه هر نوع پانسمان داخلی (پَکینگ (packing)) مورد استفاده در مدیریت پس از جراحی حفره‌های ناشی از آبسه‌ پری‌آنال با روش‌های درمان بدیل یا انواع مختلفی از پانسمان داخلی پرداخته بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به انتخاب مطالعه، بررسی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها پرداختند.
نتایج اصلی

ما دو مطالعه را با مجموع ۶۴ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده (۵۰ و ۱۴ شرکت‌کننده) با سن ۱۸ سال و بالاتر، دارای یک آبسه پری‌آنال وارد مرور کردیم. در هر دو مطالعه، از شرکت‌کنندگان در اولین روز پس از جراحی ثبت‌نام به عمل آمده بود و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه پَکینگ مستمر (continued packing) توسط تیم‌های پرستاری یا گروه درمان بدون پَکینگ قرار داده شده بودند. شرکت‌کنندگان گماشته شده در گروه درمان بدون پَکینگ، زخم‌های خود را در در محیط غیر‐بیمارستانی مدیریت کرده و از پانسمان‌های قابل جذب برای پوشش محل زخم استفاده کردند. پیگیری‌های دو هفته یک‌بار تا زمان بسته شدن حفره و بازیابی بافت پوششی پوست و التیام کامل صورت گرفتند. برای افرادی که به صورت حضوری مراجعه نمی‌کردند، از روش پیگیری تلفنی استفاده شد.

هر دو مطالعه به دلیل خطر سوگیری ریزش نمونه (attrition)، عملکرد و تشخیص، دارای خطر بالای سوگیری بودند.

تجمیع پیامد زمان سپری شده تا حصول بهبودی مربوط به هر دو مطالعه امکان‌پذیر نبود. اینکه پَکینگ مستمر بعد از جراحی حفره ناشی از آبسه‌های پری‌آنال بر مدت زمان سپری شده تا التیام کامل تاثیرگذار است یا خیر، مشخص نیست. یک مطالعه میانگین زمان ۲۶,۸ روزه تا التیام کامل زخم را در گروه تحت درمان به روش پَکینگ، (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۲۲.۷ تا ۳۰.۷) و ۱۹.۵ روزه در گروه درمان بدون پَکینگ (۹۵% CI؛ ۱۳.۶ تا ۲۵.۴) گزارش کرده بود (اینکه تمامی شرکت‌کنندگان در مطالعه التیام یافته بودند یا خیر، مشخص نبود). داده‌ها را مجددا تجزیه‌وتحلیل کردیم و هیچ تفاوت شفافی در مدت زمان سپری شده تا التیام زخم‌ها نیافتیم (۷.۳۰ روز بیشتر در گروه پَکینگ، ۹۵% CI؛ ۲.۲۴ تا ۱۶.۸۴؛ ۱۴ شرکت‌کننده). این یافته به لحاظ کیفیت شواهد در سطح بسیار پائین ارزیابی شدند (تا سه سطح به دلیل عدم‐دقت بسیار جدی و خطر سوگیری جدی کاهش یافت). مطالعه دوم میانه ۲۴.۵ روزه را تا التیام کامل زخم در گروه تحت درمان به روش پَکینگ (بین ۱۰ تا ۱۵۰ روز) و میانه ۲۱ روزه را تا التیام کامل زخم در گروه تحت درمان بدون پَکینگ (بین ۸ تا ۹۰ روز) گزارش کرده بود. اطلاعات موجود برای بازآفرینی تجزیه‌و‌تحلیل ناکافی و برای تجزیه‌و‌تحلیل اصیل نامناسب بود (بدون لحاظ سانسورینگ). مطالعه دوم هم‌چنین شواهد با کیفیت بسیار پائینی ارائه کرده بود (تا چهار سطح به دلیل وجود خطر سوگیری، غیر‐مستقیم بودن و عدم‐دقت بسیار جدی).

شواهد با کیفیت بسیار پائین (به دلیل خطر سوگیری، غیر‐مستقیم بودن و عدم‐دقت کاهش یافت) وجود داشت که نشان می‌داد هیچ تفاوتی از لحاظ نمرات درد ناحیه زخم بعد از اولین تعویض پانسمان وجود نداشت. هر دو مطالعه هم‌چنین قضاوت گذشته‌نگر بیمار از درد ناحیه زخم بعد از گذشت دو هفته (مقیاس آنالوگ بصری (VAS)) را گزارش کرده بودند به طوری که میزان درد گزارش شده در گروه درمان بدون پَکینگ (۲؛ هر دو مطالعه) در مقایسه با گروه درمان به روش پَکینگ (۰؛ هر دو مطالعه) کمتر بود (شواهد با کیفیت بسیار پائین)؛ اما به دلیل عدم انتشار داده‌های مربوط به واریانس ما نتوانستیم این تجزیه‌و‌تحلیل‌ها را مجددا انجام دهیم.

هیچ گونه شواهد بارزی مبنی بر وجود تفاوت به لحاظ تعداد فیستول‌های تشخیص داده شده پس از جراحی بین گروه درمان به روش پَکینگ و گروه درمان بدون پَکینگ وجود نداشت (خطر نسبی (RR): ۲,۳۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۶ تا ۹.۴۵؛ I۲ = ۰%) (شواهد با کیفیت بسیار پائین، تا سه سطح به دلیل عدم‐دقت بسیار جدی و خطر سوگیری جدی کاهش یافت).

هیچ گونه شواهد شفافی مبنی بر وجود تفاوت به لحاظ تعداد عود آبسه بین گروه درمان به روش پَکینگ و روش درمان بدون پَکینگ در طول دوره‌های مختلف پیگیری وجود نداشت (RR: ۰,۷۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۲ تا ۲.۳۷؛ I۲ = ۰%) (شواهد با کیفیت بسیار پائین، تا سه سطح به دلیل خطر سوگیری جدی و عدم‐دقت بسیار جدی).

هیچ مطالعه‌ای وضعیت سلامت/کیفیت زندگی مرتبط با سلامت شرکت‌کنندگان، نرخ‌های ناسازگاری، دوره سپری شده تا زمان بازگشت به کار یا کاکرد عادی، کاربرد منابع از منظر تعداد دفعات تعویض پانسمان یا مراجعه به پرستار یا تغییر در اندازه زخم را گزارش نکرده بودند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
اینکه استفاده از پانسمان‌های داخلی (پَکینگ) برای التیام حفره‌های ناشی از آبسه پری‌آنال بر مدت زمان سپری شده تا التیام کامل، درد زخم، ایجاد فیستول، عود آبسه یا سایر پیامدها تاثیرگذار است یا خیر، مشخص نیست. علیرغم نبود این شواهد، پَکینگ حفرات آبسه یک اقدام شایع و متداول است. به دلیل کمبود شواهد با کیفیت بالا، تصمیمات مبنی بر پَکینگ ممکن است بر مبنای شیوه‌های محلی (local practices) یا ترجیح بیمار اتخاذ شود. برای بررسی تاثیرات و تجارب بیمار درباره پَکینگ به پژوهش بالینی بیشتری نیاز است.
خلاصه به زبان ساده

پانسمان داخلی برای التیام حفره‌‌های ناشی از آبسه پری‌‌آنال (آبسه اطراف مقعدی)

آبسه‌های پری‌آنال چیست و چگونه درمان می‌شوند؟

آبسه پری‌آنال (perianal abscess) تجمعی از چرک در زیر پوست ناحیه اطراف مقعد (anus) (مسیر دفع مدفوع (back passage)) است؛ آبسه‌های پری‌آنال شایع هستند و معمولا به دلیل عفونت غدد ناحیه مقعد ایجاد می‌شوند. در انگلستان، روش درمان استاندارد انجام جراحی تحت بی‌هوشی عمومی برای برش دادن پوست و تخلیه چرک است. این روش از انتشار عفونت پیشگیری کرده و درد ناحیه درگیر را بهبود می‌بخشد. در وهله اول برای متوقف کردن خونریزی، یک پانسمان داخلی (internal dressing) (شناخته شده تحت عنوان پک (pack)) درون حفره آبسه قرار داده می‌شود. این پک توسط پرستاران فعال در محیط غیر‐بیمارستانی (جامعه) به صورت مرتب تا زمان التیام حفره تعویض می‌شود. گفته می‌شود که پَکینگ (packing) حفره، شانس عود آبسه را کاهش می‌دهد.

برخی بیماران بعد از رفع آبسه پری‌آنال دچار عارضه فیستول (fistula) می‌شوند. فیستول یک راه ارتباطی غیر‐عادی بین مقعد و پوست نزدیک به آن و یک سوراخ کوچک نزدیک به مقعد است که به طور متناوب چرک را تخلیه می‌کند. فیستول می‌تواند ماه‌های زیادی باقی مانده و بهبود آن مستلزم انجام جراحی‌های متعددی باشد. هدف از این مرور، ارزیابی تاثیرات پک‌ها بر التیام حفرات آبسه پری‌آنال، به ویژه بر دوره زمانی سپری شده تا التیام کامل حفرات و میزان درد تجربه شده از سوی بیمار است.

آنچه ما به دست آوردیم

بعد از جست‌وجوی گسترده برای شناسایی مطالعات مرتبط، ما فقط دو کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) به دست آوردیم که برای ورود به این مرور واجد شرایط بودند (RCTها نتایج موثق‌تری نسبت به سایر انواع کارآزمایی‌ها به دست می‌دهند). مطالعات کوچک بودند و در مجموع ۶۴ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده را که تمامی آنها بالای ۱۸ سال سن داشته و دچار آبسه پری‌آنال بودند شامل می‌شدند. در مطالعات، شرکت‌کنندگان تحت پَکینگ از سوی تیم‌های پرستار جامعه یا بدون پَکینگ قرار گرفته بودند. شرکت‌کنندگان در گروه درمان بدون پَکینگ، زخم‌های خود را با استفاده از پانسمان‌های قابل جذب برای پوشاندن ناحیه دچار عارضه بدون استفاده از پانسمان داخلی درمان کردند. شرکت‌کنندگان هر دو هفته یک‌بار تا زمان التیام کامل حفره آبسه ویزیت می‌شدند.

اینکه زمان مورد نیاز برای التیام کامل زخم تحت تاثیر پَکینگ حفره قرار دارد یا خیر، مشخص نیست (و شواهدی موجود دارای کیفیت بسیار پائینی هستند). شواهد با کیفیت بسیار پائینی وجود داشت مبنی بر اینکه پَکینگ هیچ تفاوتی در میزان درد زخم در زمان اولین تعویض پانسمان ایجاد نمی‌کرد. شواهد با کیفیت بسیار پائینی وجود داشت مبنی بر اینکه در قضاوت درباره میزان درد زخم‌ بعد از گذشت دو هفته از تخلیه آبسه، شرکت‌کنندگان در گروه درمان به روش پَکینگ نسبت به افراد گماشته شده در گروه درمان بدون پَکینگ، درد بیشتری را تجربه کرده بودند.

اینکه پَکینگ بر تعداد فیستول‌ ایجاد شده یا عود آبسه پس از جراحی تاثیرگذار است یا خیر، مشخص نیست.

هیچ RCTیی که به مقایسه وضعیت سلامت/کیفیت زندگی مرتبط با سلامت شرکت‌کنندگان، نرخ‌های ناسازگاری، دوره زمانی سپری شده تا زمان بازگشت به کار و کارکرد عادی، کاربرد منابع از منظر تعداد دفعات تعویض پانسمان یا مراجعه به یک پرستار یا تغییر در اندازه زخم پرداخته باشد، نیافتیم.

هیچ گونه شواهد با کیفیت بالا در خصوص استفاده از پَکینگ برای التیام حفرات آبسه پری‌آنال وجود ندارد.

این ارزیابی تا ۱۷ام می ۲۰۱۶ به‌روز است.


Jo C Dumville، Trish A Gray، Catherine J Walter، Catherine A Sharp، Tamara Page، Rhiannon Macefield، Natalie Blencowe، Thomas KG Milne، Barnaby C Reeves، Jane Blazeby،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های جراحی (انسزیون‌ها (incision)) زمانی که لبه‌های زخم به هم نزدیک شده و محکم می‌شوند، اغلب با بخیه‌ها، منگنه‌ها (staple) یا گیره‌ها (clips)، به روش ترمیم اولیه بهبود می‌یابند. استفاده از پانسمان‌های زخم پس از بسته شدن زخم ممکن است حمایت فیزیکی، محافظت و جذب اگزودا را فراهم کنند. انواع بسیار مختلفی از پانسمان‌های زخم موجود است و همچنین می‌توان زخم‌ها را بدون پوشش (در معرض) گذاشت. عفونت محل جراحی (surgical site infection; SSI) یک عارضه شایع زخم است و ممکن است با استفاده (یا عدم استفاده) از پانسمان، یا انواع مختلف پانسمان همراه باشد.
اهداف
ارزیابی اثرات پانسمان زخم در مقایسه با زخم بدون پانسمان‌، و اثرات پانسمان‌های زخم جایگزین، در پیشگیری از بروز SSIs در بهبود به روش ترمیم اولیه زخم‌های جراحی.
روش های جستجو

بانک‌های اطلاعاتی زیر جست‌وجو شدند: پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین (۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶)؛ پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ کتابخانه کاکرین؛ شماره ۸، ۲۰۱۶)؛ Ovid MEDLINE (شامل In‐Process & Other Non‐Indexed Citations؛ MEDLINE Daily و Epub Ahead of Print) (۱۹۴۶ تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶)؛ Ovid Embase (۱۹۷۴ تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶)؛ EBSCO CINAHL Plus (۱۹۳۷ تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶).

هیچ محدودیتی از نظر زبان نگارش، تاریخ انتشار یا شرایط مطالعه وجود نداشت.

معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) که پانسمان‌های زخم را با زخم بدون پوشش (بدون پانسمان) یا پانسمان‌های جایگزین زخم برای مدیریت پس از جراحی زخم‌های جراحی به روش ترمیم اولیه مقایسه کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها را انجام دادند.
نتایج اصلی

ما ۲۹ کارآزمایی (۵۷۱۸ شرکت‌کننده) را وارد کردیم. تمام مطالعات در معرض خطر نامشخص یا بالای سوگیری قرار داشتند. مطالعات کوچک بودند، تعداد اندک حوادث SSI را گزارش کرده و اغلب به وضوح گزارش نشدند. تعداد ۱۶ کارآزمایی شامل افرادی با زخم‌های ناشی از روش‌های جراحی با طبقه‌بندی «تمیز» بودند، پنج کارآزمایی افرادی را وارد کردند که تحت عمل جراحی «تمیز/آلوده شده» قرار گرفتند، و مطالعات باقی‌مانده شامل افرادی بودند که تحت انواع روش‌های جراحی با طبقه‌بندی‌های مختلف آلودگی قرار داشتند. چهار کارآزمایی پانسمان‌های زخم را عدم‐پانسمان زخم (زخم باز) مقایسه کردند؛ ۲۵ مطالعه باقی‌مانده انواع پانسمان جایگزین را مقایسه کردند، اکثر آنها یک پانسمان پایه تماسی زخم را با پانسمان‌های فیلم، پانسمان‌های نقره یا پانسمان‌های هیدروکولوئید مقایسه کردند. این مرور در مجموع شامل ۱۱ مقایسه است.

پیامد اولیه: SSI

مشخص نیست که باز ماندن زخم یا هر پانسمانی خطر SSI را در مقایسه با گزینه‌های بررسی شده دیگر کاهش می‌دهند یا افزایش: قطعیت شواهد را برای اکثر مقایسه‌ها بسیار پائین (و برای بقیه، پائین) ارزیابی کردیم، علت کاهش سطح آن (طبق معیارهای درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE)) به وجود خطر سوگیری و عدم‐دقت باز می‌گشت. نتایج مقایسه‌ها را با داده‌های متاآنالیز شده در زیر خلاصه می‌کنیم:

‐ پانسمان‌های فیلم در مقایسه با پانسمان‌های پایه تماسی زخم پس از جراحی تمیز (RR: ۱,۳۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۰ تا ۲.۵۵)، شواهد با قطعیت بسیار پائین قطعیت شواهد یک سطح به دلیل خطر سوگیری و دو سطح برای عدم‐دقت کاهش یافت.

‐ پانسمان‌های هیدروکولوئید در مقایسه با پانسمان‌های پایه تماسی زخم پس از جراحی تمیز (RR: ۰,۹۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۰ تا ۲.۷۸)، شواهد با قطعیت بسیار پائین که یک سطح برای خطر سوگیری و دو سطح برای عدم دقت کاهش یافت.

‐ پانسمان‌های هیدروکولوئید در مقایسه با پانسمان‌های پایه تماسی زخم پس از جراحی بالقوه آلوده (RR: ۰,۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۲ تا ۱.۵۱)، شواهد با قطعیت بسیار پائین که دو سطح برای خطر سوگیری و دو سطح برای عدم دقت کاهش یافت.

‐ پانسمان‌های حاوی نقره در مقایسه با پانسمان‌های پایه تماسی زخم پس از جراحی تمیز (RR: ۱,۱۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۲.۶۲)، شواهد با قطعیت بسیار پائین که یک سطح برای خطر سوگیری و دو سطح برای عدم دقت کاهش یافت.

‐ پانسمان‌های حاوی نقره در مقایسه با پانسمان‌های پایه تماسی زخم پس از جراحی بالقوه آلوده (RR: ۰,۸۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۱ تا ۱.۳۷)، شواهد با قطعیت بسیار پائین که دو سطح برای خطر سوگیری و دو سطح برای عدم دقت کاهش یافت.

پیامدهای ثانویه

شواهدی محدود و با قطعیت پائین یا بسیار پائین برای پیامدهای ثانویه مانند جای زخم، مقبولیت پانسمان و سهولت در برداشتن آن، و عدم اطمینان از اینکه پانسمان زخم بر این پیامدها تاثیری می‌گذارد یا خیر، وجود داشت.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
مشخص نیست که پوشاندن زخم‌های جراحی با پانسمان‌های زخم با قصد بهبود به روش ترمیم اولیه، خطر SSI را کاهش می‌دهد یا خیر، یا اینکه هر پانسمان خاص زخم در کاهش خطر SSI، بهبود جای زخم، کاهش درد، بهبود مقبولیت آن توسط بیماران، موثرتر از دیگران است، یا راحت‌تر برداشته می‌شوند یا خیر. اکثر مطالعات در این مرور کوچک و در معرض خطر بالا یا نامشخص سوگیری بودند. بر اساس شواهد فعلی، تصمیم‌گیرندگان ممکن است بخواهند پایه تصمیمات مربوط به نحوه پانسمان زخم را پس از جراحی بر اساس هزینه‌های پانسمان و همچنین ترجیح بیمار قرار دهند.
خلاصه به زبان ساده

نقش پانسمان‌ها در پیشگیری از بروز عفونت محل جراحی

سوال مطالعه مروری

هدف این مرور ارزیابی تاثیر استفاده از پانسمان‌های مختلف زخم (یا باز گذاشتن زخم بدون پانسمان) بر تعداد افراد مبتلا به عفونت زخم بود که زخم آنها پس از جراحی با بخیه، منگنه، گیره یا چسب بسته شد. ما همچنین بررسی کردیم که پانسمان‌های مختلف باعث درد کمتر، جای زخم کمتر شده، یا مورد قبول بیماران و متخصصان سلامت قرار دارند یا خیر.

پیشینه

سالانه میلیون‌ها عمل جراحی در سراسر جهان انجام می‌شوند. اکثر پروسیجرها منجر به ایجاد زخم‌هایی می‌شوند که لبه‌های آنها با استفاده از بخیه‌ها، منگنه‌ها، گیره‌ها یا چسب به هم نزدیک می‌شوند تا بهبود پیدا کنند؛ وضعیتی که «بهبود به روش ترمیم اولیه» نامیده می‌شود. پس از آن، زخم‌ها اغلب با یک پانسمان پوشانده می‌شوند که در نقش یک مانع بین آن و محیط بیرون عمل می‌کند. یکی از مزایای احتمالی پانسمان ممکن است محافظت از زخم در برابر عفونت (عفونت محل جراحی) باشد. انواع بسیار مختلف پانسمان برای استفاده در زخم‌های جراحی موجود هستند. با این حال، مشخص نیست که یک نوع پانسمان بهتر از نوع دیگری از آن در پیشگیری از عفونت محل جراحی است یا خیر، یا، در واقع، آیا بهتر است اصلا از پانسمان استفاده نشود یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

مروری را بر تمام شواهد مرتبط موجود در مورد تاثیر پانسمان‌ها بر پیشگیری از عفونت‌های محل جراحی در بهبود زخم‌های جراحی به روش ترمیم اولیه انجام دادیم. این مرور داده‌های ۲۹ کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (که معتبرترین شواهد را ارائه می‌دهند) را بررسی کرد. مطالعات مذکور استفاده از پانسمان‌ها را در انواعی از جراحی با خطر پائین (جراحی تمیز) و جراحی با خطر بالاتر (جراحی بالقوه آلوده) بروز عفونت محل جراحی ارزیابی کردند.

نتایج کلیدی

ما هیچ شواهد واضحی را پیدا نکردیم که نشان دهد یک نوع پانسمان بهتر از هر نوع دیگری در کاهش خطر عفونت محل جراحی است، و اینکه پوشاندن زخم‌ها با هر پانسمانی خطر عفونت محل جراحی را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، هیچ شواهد واضحی وجود نداشت مبنی بر اینکه هر نوعی از پانسمان باعث بهبود زخم، کنترل درد، پذیرش بیمار یا سهولت برداشتن آن می‌شود. در حال حاضر تصمیم‌گیرندگان ممکن است بر اساس ترجیحات بیمار و پزشک و هزینه‌های پانسمان در مورد اینکه آیا و چگونه زخم را پانسمان کنند، تصمیم بگیرند.

قطعیت شواهد

توجه به این نکته مهم است که بسیاری از کارآزمایی‌ها در این مرور حجم نمونه اندکی داشتند و شواهد با قطعیت پائین یا بسیار پائین به این معنی بود که اطلاعات فعلی نامطمئن است.

این مرور تا سپتامبر ۲۰۱۶ به‌روز است.


Maggie J Westby، Gill Norman، Jo C Dumville، Nikki Stubbs، Nicky Cullum،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های وریدی اندام تحتانی (venous leg ulcers; VLUs) عبارتند از زخم‌های پوستی باز روی اندام تحتانی که به دلیل جریان ضعیف خون در وریدهای اندام تحتانی ایجاد می‌شوند؛ این زخم‌ها می‌توانند از هفته‌ها تا سال‌ها طول کشیده، و دردناک و پُر‐هزینه هستند. شیوع این وضعیت در بریتانیا حدود ۲,۹ مورد در هر ۱۰,۰۰۰ نفر است. درمان خط اول برای VLU‌ها درمان فشرده‌سازی است، اما حدود ۶۰% از افراد پس از ۱۲ هفته درمان و حدود ۴۰% پس از ۲۴ هفته هم‌چنان با زخم‌های التیام نیافته دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ بنابراین، زمینه برای بهبود بیشتر وجود دارد. شواهدی محدود حاکی از آن است که زخم‌های التیام نیافته اندام تحتانی ممکن است سطوح بالا و پایداری را از پروتئازها داشته باشند که تصور می‌شود از مراحل بعدی بهبودی جلوگیری می‌کنند؛ بنابراین، استفاده به‌موقع از درمان‌های ماتریس تعدیل‌کننده پروتئاز (protease‐modulating matrix; PMM) ممکن است با حذف فیزیکی پروتئازها از مایع زخم، بهبودی را بهبود بخشد.
اهداف
تعیین اثرات درمان‌های ماتریس تعدیل‌کننده پروتئاز (PMM) بر بهبود زخم‌های وریدی اندام تحتانی، در افرادی که در هر محیط مراقبتی مدیریت می‌شوند.
روش های جستجو
در سپتامبر ۲۰۱۶، به جست‌وجو در پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین؛ CENTRAL؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (In‐Process & Other Non‐Indexed Citations)؛ Ovid Embase؛ و EBSCO CINAHL Plus پرداختیم. هم‌چنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی را برای یافتن مطالعات در‌ حال انجام و منتشر‌ نشده جست‌وجو کرده، و فهرست‌ منابع مطالعات وارد شده مرتبط هم‌چنین مرورها، متاآنالیزها (meta‐analyses) و گزارش‌های فناوری سلامت را برای شناسایی مطالعات بیشتر بررسی کردیم. هیچ گونه محدودیتی را از نظر زبان نگارش، تاریخ یا وضعیت انتشار یا محیط انجام مطالعه اعمال نکردیم.
معیارهای انتخاب
برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) منتشر شده یا منتشر نشده‌ای به جست‌وجو پرداختیم که درمان‌های PMM را برای VLUs ارزیابی کردند. درمان‌های PMM را به عنوان درمان‌هایی با قصد کاهش پروتئازها تعریف کردیم. ترمیم زخم، نقطه پایانی اولیه بود.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها را انجام دادند.
نتایج اصلی

تعداد ۱۲ مطالعه (۷۸۴ شرکت‏‌کننده) را در این مرور وارد کردیم؛ حجم نمونه‌ها از ۱۰ تا ۱۸۷ شرکت‏‌کننده (میانه (median): ۵۶,۵) متغیر بود. یک مطالعه دارای سه‐بازو بود که همگی با این مرور مرتبط بوده و مطالعات دیگر دو‐بازو داشتند. یک مطالعه، مقایسه درون‐شرکت‌کننده بود. دو مطالعه از طرف صنعت حمایت مالی دریافت کردند. دو مطالعه داده‌های منتشر نشده‌ای را برای بهبودی زخم ارائه کردند.

نه مطالعه وارد شده، درمان‌های PMM را با دیگر درمان‌ها مقایسه کرده و نتایج را برای پیامدهای اولیه گزارش کردند. تمام درمان‌ها، پانسمان‌ها بودند. همه مطالعات به شرکت‏‌کنندگان بانداژ فشاری نیز دادند. هفت مورد از این مطالعات در شرکت‌کنندگانی انجام شدند که تحت عنوان زخم‌های «غیر‐پاسخ‌دهنده» یا «سخت‐برای‐التیام» توصیف شدند. نتایج، گزارش شده در مدت زمان کوتاه، متوسط و طولانی و به صورت داده‌های زمان‐تا‐رویداد (time‐to‐event)، برای مقایسه هر یک از رژیم‌های پانسمان حاوی PMM در مقابل هر رژیم پانسمان دیگری خلاصه می‌شوند. اکثر شواهد با قطعیت پائین یا بسیار پائین بودند، و عمدتا به دلیل خطر سوگیری و عدم‐دقت تنزل درجه پیدا کردند.

مشخص نیست که رژیم‌های پانسمان PMM نسبت به غیر‐PMM منجر به بهبود سریع‌تر VLU‌ها می‌شوند یا خیر (شواهد با قطعیت پائین از ۱ کارآزمایی با ۱۰۰ شرکت‏‌کننده) (HR: ۱,۲۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۴ تا ۱.۹۷).

در کوتاه‐مدت (چهار تا هشت هفته) مشخص نیست که تفاوتی بین رژیم‌های پانسمان PMM و غیر‐PMM در احتمال بهبودی وجود داشته باشد (شواهد با قطعیت بسیار پائین، ۲ کارآزمایی با ۲۰۷ شرکت‏‌کننده).

در میان‐مدت (۱۲ هفته)، مشخص نیست که رژیم‌های پانسمان PMM در مقایسه با رژیم‌های پانسمان غیر‐PMM احتمال بهبودی زخم را افزایش می‌دهند یا خیر (شواهد با قطعیت پائین از ۴ کارآزمایی با ۱۹۲ شرکت‏‌کننده) (RR: ۱,۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۵ تا ۱.۷۱ ). در طولانی‐مدت (۶ ماه) نیز مشخص نیست که تفاوتی بین رژیم‌های پانسمان PMM و غیر‐PMM در احتمال بهبودی زخم وجود داشته باشد (شواهد با قطعیت پائین، ۱ کارآزمایی، ۱۰۰ شرکت‏‌کننده) (RR: ۱.۰۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۰ تا ۱.۴۱).

مشخص نیست که تفاوتی در عوارض جانبی بین رژیم‌های پانسمان PMM و غیر‐PMM وجود دارد یا خیر (شواهد با قطعیت پائین از ۵ کارآزمایی، ۳۶۳ شرکت‌کننده) (RR: ۱,۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۵ تا ۱.۴۲). هم‌چنین مشخص نیست که استفاده از منابع برای رژیم‌های پانسمان PMM کمتر بوده (شواهد با قطعیت پائین، ۱ کارآزمایی با ۷۳ شرکت‌کننده)، یا اینکه میانگین کل هزینه‌ها در یک محیط مراقبت سلامت در آلمان متفاوت باشند (شواهد با قطعیت پائین، ۱ کارآزمایی در ۱۸۷ شرکت‌کننده). . یکی از آنالیزهای هزینه‐اثربخشی گنجانده نشد، زیرا اثربخشی بر اساس بهبودی کامل زخم نبود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد عموما از قطعیت پائینی برخوردار است، به ویژه به دلیل خطر سوگیری و عدم‐دقت تاثیرات. درون این محدودیت‌ها، مشخص نیست که رژیم‌های پانسمان PMM نسبت به رژیم‌های پانسمان بدون PMM تاثیری بر بهبود زخم وریدی می‌گذارند یا خیر. هم‌چنین مشخص نیست که تفاوتی در نرخ عوارض جانبی بین درمان‌های PMM و غیر‐PMM وجود دارد یا خیر. مشخص نیست که استفاده از منابع (محصولات و زمان کارکنان) یا کل هزینه‌های مرتبط با رژیم‌های پانسمان PMM متفاوت با رژیم‌های پانسمان غیر‐PMM هستند یا خیر. انجام تحقیقات بیشتر برای روشن شدن تاثیر درمان‌های PMM بر بهبود زخم وریدی مورد نیاز است.
خلاصه به زبان ساده

نقش درمان‌های ماتریس تعدیل‌کننده پروتئاز در بهبود زخم‌های وریدی اندام تحتانی

سوال مطالعه مروری

ما شواهد مربوط به اثرات درمان‌های طراحی شده را برای کاهش سطوح پروتئاز در زخم‌های وریدی اندام تحتانی بررسی کردیم. پروتئاز یک آنزیم، ماده شیمیایی تولید شده توسط بدن، است. تصور می‌شود که سطوح بالای پروتئاز در زخم روند بهبود آن را کند می‌کند. ما می‌خواستیم بدانیم که استفاده از درمان‌هایی که پروتئاز را از زخم‌ها حذف می‌کنند، می‌توانند به بهبود سریع‌تر زخم‌های وریدی اندام تحتانی کمک کنند یا خیر، و این درمان‌ها به هر نحوی مضر هستند یا خیر.

پیشینه

زخم‌های اندام تحتانی عبارتند از زخم‌های پوستی باز روی قسمت پائین اندام تحتانی که می‌توانند هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشند. این زخم‌ها می‌توانند دردناک باشند، ممکن است عفونی شده، و تحرک و کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار دهند. در سال ۲۰۱۲ در انگلستان، برای درمان هر فرد مبتلا به زخم وریدی باز اندام تحتانی، حدود ۱۷۰۰ پوند در سال هزینه شد.

درمان معمول برای زخم‌های وریدی اندام تحتانی، درمان فشاری زخم است (به عنوان مثال، بانداژهای فشاری)، اما حتی این درمان برای همه اثر نمی‌کند (حدود یک‐سوم افراد هنوز زخم‌هایی دارند که پس از گذشت شش ماه هنوز بهبود نیافته‌اند). بنابراین، باید درمان‌های بیشتری را امتحان کنیم، و پانسمان‌های مختلفی در کنار درمان فشاری استفاده شده است. یکی از آنها، «ماتریس تعدیل‌کننده پروتئاز» (protease‐modulating matrix; PMM) است. تحقیقات نشان داده‌اند زمانی که میزان بالایی از سطوح پروتئاز وجود داشته باشد، زخم‌ها دیرتر بهبود پیدا می‌کنند. پانسمان PMM برای حذف این پروتئازها از مایع زخم طراحی شده و انتظار می‌رود این کار به بهبود زخم کمک کند.

در این مطالعه، بررسی کردیم که شواهدی وجود دارد که نشان دهد پانسمان‌های PMM زخم‌های اندام تحتانی را سریع‌تر از سایر انواع پانسمان بهبود می‌دهند یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

در سپتامبر ۲۰۱۶، به جست‌وجوی مطالعات مرتبطی بودیم که طراحی قابل قبولی (کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده) داشته و درمان‌های PMM را با دیگر درمان‌ها برای زخم‌های وریدی اندام تحتانی مقایسه کردند. تعداد ۱۲ مطالعه، شامل ۷۸۴ نفر، را پیدا کردیم. ده مطالعه به نتایجی رسیدند که قابل استفاده بوده و همه درمان‌ها پانسمان بودند. تمام این مطالعات به همه شرکت‏‌کنندگان درمان فشاری هم‌چنین پانسمان هم دادند. بیشتر افرادی که در کارآزمایی‌ها حضور داشتند، با زخم‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کردند که بهبود نمی‌یافتند یا مدت‌ها بود که حضور داشتند.

نتایج کلیدی

یافته‌های چهار کارآزمایی مشخص نمی‌کنند که پانسمان PMM در مقایسه با سایر پانسمان‌ها در بهبود زخم وریدی فوایدی دارد یا خیر. پنج کارآزمایی در مورد عوارض جانبی زخم گزارش داده و نتایج آنها تعیین نمی‌کنند که تفاوتی در نرخ عوارض جانبی بین پانسمان‌های PMM و سایر پانسمان‌ها وجود دارد یا خیر. هم‌چنین مشخص نیست که پانسمان‌های PMM منجر به کاهش مقدار نمک مصرفی و زمان صرف شده در طول تعویض پانسمان شده یا خیر و تاثیری بر هزینه‌های کل بر جای می‌گذارند یا خیر.

قطعیت شواهد
به‌طور کلی، قطعیت شواهد در سطح پائین ارزیابی شد: اکثر مطالعاتی را که دریافتیم کوچک بوده و می‌توانستند بهتر انجام شوند، بنابراین اطمینان از اینکه نتایج چقدر معنی‌دار هستند دشوار بود. گام بعدی، انجام تحقیقات بیشتر با کیفیت بهتر برای بررسی این موضوع خواهد بود که پانسمان‌های PMM زخم‌های وریدی را سریع‌تر از سایر پانسمان‌ها بهبود می‌دهند یا خیر.

این خلاصه به زبان ساده تا سپتامبر ۲۰۱۶ به‌روز است.


Gill Norman، Ross A Atkinson، Tanya A Smith، Ceri Rowlands، Amber D Rithalia، Emma J Crosbie، Jo C Dumville،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
عفونت‌های محل جراحی (surgical site infections; SSIs) عفونت‌های زخم هستند که پس از پروسیجر جراحی رخ می‌دهند. این عفونت یک عارضه قابل پیشگیری است که پر‐هزینه بوده و با پیامدهای ضعیف‌تر برای بیماران، افزایش مرگ‌ومیر، موربیدیتی و نرخ‌های جراحی مجدد مرتبط است. شستشوی (irrigation) زخم جراحی یک تکنیک حین جراحی است، که می‌تواند نرخ SSIها را از طریق حذف بافت مرده یا آسیب دیده، ضایعات متابولیک، و اگزودای زخم کاهش دهد. شستشو می‌تواند قبل از بسته شدن زخم یا پس از جراحی انجام شود. لاواژ داخل حفره‌ای تکنیک مشابهی است که در جراحی‌هایی که در آنها حفره‌هایی را در بدن ایجاد می‌کنند مانند پروسیجرهایی که در حفره شکمی انجام می‌شوند و در طول جراحی تعویض مفصل استفاده می‌شود.
اهداف
ارزیابی تاثیرات شستشوی زخم و لاواژ داخل حفره‌ای بر پیشگیری از عفونت محل جراحی (SSI).
روش های جستجو
در فوریه ۲۰۱۷، پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid Embase و EBSCO CINAHL Plus را جست‌وجو کردیم. سه پایگاه ثبت بالینی کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مطالعات وارد شده و مرورهای سیستماتیک مرتبط را نیز جست‌وجو کردیم. هیچ محدودیتی از نظر زبان، تاریخ نشر یا شرایط مطالعه وجود نداشت.
معیارهای انتخاب
تمام کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که در آنها قرار گرفتن شرکت‌کنندگان تحت پروسیجرهای جراحی با استفاده از یک نوع خاص از شستشوی حین جراحی (شستشو یا لاواژ) تنها تفاوت سیستماتیک بین گروه‌ها بود، و زخم‌ها تحت بخیه اولیه قرار گرفتند. پیامدهای اولیه شامل SSI و پارگی زخم بود. پیامدهای ثانویه عبارت بودند از: مرگ‌ومیر، استفاده از آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک، مقاومت به آنتی‌بیوتیک، حوادث جانبی، مداخله مجدد، طول مدت بستری در بیمارستان، و پذیرش مجدد در بیمارستان.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم در هر مرحله مطالعات را برای ورود ارزیابی کردند. هم‌چنین دو نویسنده مرور به استخراج داده‌ها، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و ارزیابی درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) پرداختند. در جایی که امکان‌پذیر بود، خطرات نسبی یا تفاوت در میانگین‌ها را با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) محاسبه کردیم.
نتایج اصلی

۵۹ RCT را با ۱۴,۷۳۸ شرکت‌کننده وارد کردیم. مطالعات، مقایسه‌های بین شستشو و عدم شستشو، بین شستشوی آنتی‌باکتریال و غیر‐آنتی‌باکتریال، بین آنتی‌بیوتیک‌های مختلف، ضد‐عفونی کننده‌های (آنتی‌سپتیک‌ها) مختلف یا عوامل مختلف آنتی‌باکتریال، یا بین روش‌های مختلف انجام شستشو را ارزیابی کردند. هیچ مطالعه‌ای ضد‐عفونی کننده را با شستشوی آنتی‌سپتیک مقایسه نکرد.

عفونت محل جراحی

شستشو در مقایسه با عدم شستشو (۲۰ مطالعه؛ ۷۱۹۲ شرکت‌کننده): تفاوت روشنی از نظر خطر SSI بین شستشو و عدم شستشو وجود ندارد (RR: ۰,۸۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۸ تا ۱.۱۱؛ ۲۸% = I۲؛ ۱۴ مطالعه؛ ۶۱۰۶ شرکت‌کننده). این نشان دهنده تفاوت مطلق SSI کمتر از ۱۳ در هر ۱۰۰۰ فرد درمان شده با شستشو در مقایسه با عدم شستشو است (۹۵% CI؛ از ۳۱ کمتر تا بیشتر از ۱۰ SSI بود). این شواهد دارای قطعیت پائین بودند و به دلیل خطر سوگیری و عدم دقت کاهش یافتند.

شستشوی آنتی‌باکتریال در مقایسه با شستشوی غیر‐آنتی‌باکتریال (۳۶ مطالعه؛ ۶۱۶۳ شرکت‌کننده): ممکن است میزان بروز SSI در شرکت‌کنندگان تحت درمان با شستشوی آنتی‌باکتریال در مقایسه با شستشوی غیر‐آنتی‌باکتریال کمتر باشد (RR: ۰,۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۰.۷۵؛ ۵۳% = I۲؛ ۳۰ مطالعه؛ ۵۱۴۱ شرکت‌کننده). این نشان دهنده تفاوت مطلق کمتر از ۶۰ مورد SSI در هر ۱۰۰۰ فرد درمان شده با شستشوی آنتی باکتریال در مقایسه با غیر‐آنتی‌باکتریال است (۹۵% CI؛ ۳۵ واحد کمتر تا ۷۸ واحد کمتر). این شواهد دارای قطعیت پائین بودند و به دلیل خطر سوگیری و مشکوک بودن به سوگیری انتشار کاهش یافتند.

مقایسه شستشوی دو عامل از یک طبقه درمانی (۱۰ مطالعه، ۲۱۱۸ شرکت‌کننده): ممکن است بروز SSI در شرکت‌کنندگان تحت درمان با پوویدون آیوداین (بتادین)، در مقایسه با آب سوپر اکسید شده (superoxidised water) (درماسین Dermacyn) بالاتر باشد (RR: ۲,۸۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۵ تا ۷.۴۷؛ شواهد با قطعیت پائین به دست آمده از یک مطالعه؛ ۱۹۰ شرکت‌کننده). این نشان دهنده تفاوت مطلق بیشتر از ۹۵ SSI در هر ۱۰۰۰ فرد درمان شده با پوویدون آیوداین (بتادین)، نسبت به آب سوپر اکسید شده بود (۹۵% CI؛ ۳ مورد بیشتر تا ۳۴۱ مورد بیشتر). تمام مقایسه‌های دیگر برای تفاوت روشن بین گروه‌ها شواهد با قطعیت پائین یا بسیار پائین یافتند.

مقایسه دو روش شستشو: دو مطالعه روش‌های استاندارد (غیر‐ضربانی) را با روش‌های ضربانی (pulsatile) مقایسه کردند. به طور میانگین، ممکن است بروز SSIها در شرکت‌کنندگان تحت درمان با روش‌های ضربانی در مقایسه با روش‌های استاندارد کمتر باشد (RR: ۰,۳۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۰.۶۲؛ ۰% = I۲؛ دو مطالعه؛ ۴۸۴ شرکت‌کننده). این نشان دهنده تفاوت مطلق کمتر از ۱۰۹ مورد SSI رخ داده در هر ۱۰۰۰ فرد با استفاده از شستشوی ضربانی در مقایسه با روش استاندارد است (۹۵% CI؛ کمتر از ۶۲ تا کمتر از ۱۳۴). این شواهد دارای قطعیت پائین بودند که دو بار به دلیل خطرات سوگیری در حوزه‌های متعدد کاهش یافتند.

پارگی زخم

مطالعات کمتری پارگی زخم را گزارش کردند. هیچ مقایسه‌ای در مورد تفاوت بین گروه‌های مداخله، شواهدی ارائه ندادند. این مطالعات شامل مقایسه‌های بین شستشو و عدم شستشو (یک مطالعه؛ شواهد با قطعیت پائین)؛ شستشوی آنتی‌باکتریال و غیر‐آنتی‌باکتریال (سه مطالعه؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین) و شستشوی ضربانی و استاندارد (یک مطالعه؛ شواهد با قطعیت پائین) بود.

پیامدهای ثانویه

مطالعات اندکی پیامدهایی را از قبیل استفاده از آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک و مقاومت به آنتی‌بیوتیک گزارش و گزارش‌های ضعیف و ناقصی را ارائه کردند. گزارش‌های محدودی در مورد مرگ‌ومیر وجود داشت؛ این ممکن است تا حدی ناشی از شکست در تعیین عوارضی که اتفاق نیفتادند (صفر مورد) در شرکت‌کنندگانی که در معرض خطر پائین مرگ‌ومیر بودند. حوادث جانبی گزارش شده متغیر بود و اغلب محدود به انواع عوارض فردی می‌شد. شواهد مربوط به تاثیر مداخلات در طول مدت بستری در بیمارستان دارای قطعیت پائین یا متوسط بودند، در جایی که تفاوت‌ها دیده می‌شد این تفاوت‌ها بسیار کوچک‌تر از آن بودند که از لحاظ بالینی مهم باشند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

شواهد پایه مربوط به شستشوی داخل حفره و شستشو به طور کلی، دارای قطعیت پائین هستند. بنابراین ما تفاوت احتمالی را در میزان بروز SSI (در مقایسه بین مداخلات آنتی‌باکتریال و غیر‐آنتی‌باکتریال، و روش‌های ضربانی در مقایسه با روش‌های استاندارد) با توجه به عدم قطعیت، به ویژه با توجه به احتمال سوگیری انتشار برای مقایسه مداخلات آنتی‌باکتریال و غیر‐آنتی‌باکتریال شناسایی کردیم. پزشکان هم‌چنین باید شواهد مرتبط با جمعیت جراحی تحت نظر، گزارش‌های مختلف درباره سایر آنتی‌بیوتیک‌های پروفیلاکسی، و نگرانی را در مورد مقاومت به آنتی‌بیوتیک در نظر داشته باشند.

هیچ کارآزمایی را که به مقایسه یک آنتی‌بیوتیک با ضد‐عفونی کننده پرداخته باشد، شناسایی نکردیم. این شکاف در شواهد پایه مستقیم ممکن است نیاز را به انجام پژوهش بیشتر، استفاده بالقوه از متاآنالیز شبکه‌ای (network meta‐analysis)؛ و اطلاع از مسیر پژوهش اولیه جدید ایجاد کند. هر کارآزمایی جدید باید دارای توان آزمون کافی برای شناسایی تفاوت در SSIها در شرکت‌کنندگان واجد شرایط باشد، باید از متدولوژی پژوهش قوی برای کاهش خطرات سوگیری و معیارهای شناخته شده بین‌المللی برای تشخیص SSI استفاده کند، و دارای طول مدت و پیگیری کافی باشد.

خلاصه به زبان ساده

«شستشو» حین جراحی برای پیشگیری از عفونت محل جراحی

هدف از انجام این مرور چیست؟

هدف از این مرور این بود که بدانیم لاواژ داخل حفره و شستشوی زخم (شستشوی یک زخم حین جراحی) می‌تواند به پیشگیری از عفونت محل جراحی (surgical site infection; SSI) کمک کند یا خیر. محققان کاکرین تمام مطالعات مرتبط (کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده) را برای پاسخ به این سوال گردآوری و تجزیه‌و‌تحلیل کردند و ۵۹ مطالعه مرتبط یافتند.

پیام‌های کلیدی

قطعیت تمام شواهدی که در مورد تاثیر شستشوی زخم‌ها بر SSIها جمع کردیم پائین یا بسیار پائین بود. این امر به دلیل مشکلات مربوط به این موضوع بود که این نتایج چگونه گزارش شدند، حجم نمونه‌های کوچک و نگرانی در مورد اینکه تمام شواهد مرتبط منتشر نشده باشد. این بدان معنی است که تاثیرات واقعی درمان‌ها ممکن است به طور قابل توجهی متفاوت از نتایج ما باشند. شستن زخم‌های جراحی در مقایسه با عدم شستشو ممکن است تفاوت واضحی در نرخ SSI ایجاد نکند. استفاده از محلول‌های آنتی‌باکتریال برای شستن زخم‌ها ممکن است نرخ عفونت را در مقایسه با محصولات غیر‐آنتی‌باکتریال کاهش دهد. در مقایسه با روش‌های دیگر شستشو، پمپاژ محلول شستشو روی زخم ممکن است عفونت‌ها را کاهش دهد. عوارض جانبی به خوبی گزارش نشده بودند.

در این مرور چه موضوعی بررسی شد؟

عفونت‌ها اغلب در زخم‌های پس از جراحی گسترش می‌یابند. این موضوع می‌تواند از التیام زخم پیشگیری کرده و منجر به گسترش عفونت در سراسر بدن شود. افراد مبتلا به SSIها زمان طولانی‌تری را در بیمارستان می‌گذرانند و بیشتر احتمال دارد که به جراحی مجدد نیاز پیدا کنند. تکنیک‌های مورد استفاده برای کاهش خطر ابتلا به عفونت عبارتند از لاواژ داخل حفره (intracavity lavage) یا شستشوی زخم (شستشوی زخم حین جراحی با استفاده از آب یا محلول‌های دارویی). ما می خواستیم بدانیم که این کار نرخ SSI را کاهش داده و التیام زخم را بهبود می‌بخشد یا خیر. هم‌چنین می‌خواستیم عواقب جدی مانند عفونت‌های شدیدی که نمی‌توان با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان کرد، آبسه‌ها، و طول مدت بستری در بیمارستان را شناسایی کنیم.

نتایج اصلی این مرور چه هستند؟

ما ۵۹ مطالعه را که شامل ۱۴۷۳۸ شرکت‌کننده (هم بزرگسالان و هم کودکان) بودند یافتیم. بعضی از مطالعات فقط زنان دارای انواع جراحی (به عنوان مثال زایمان‌های سزارین) را به کار گرفتند. این مطالعات شستشوی زخم‌ها را با عدم درمان، محلول‌های شستشوی آنتی‌باکتریال و غیر‐آنتی‌باکتریال، و روش‌های مختلف شستشو را مقایسه کردند. طول مدت پیگیری از چند روز تا چند ماه متغیر بود، اما اکثر آنها بین دو تا هشت هفته بودند. اغلب مطالعات اعلام نکردند که چگونه حمایت مالی شدند، اما زمانی که بودجه گزارش شده بود، این حمایت بیشتر غیر‐تجاری بود.

بیست مطالعه شامل ۷۱۹۲ شرکت‌کننده به مقایسه شستشو با عدم شستشو پرداختند. نتایج هیچ تفاوت واضحی را در نرخ SSI نشان ندادند (شواهد با قطعیت پائین). محلول‌های شستشوی آنتی‌باکتریال ممکن است نرخ عفونت را در مقایسه با محلول‌های غیر‐آنتی‌باکتریال کاهش دهند (شواهد با قطعیت پائین به دست آمده از ۳۶ کارآزمایی با ۶۱۶۳ شرکت‌کننده). دو مطالعه شامل ۴۸۴ شرکت‌کننده روش‌های شستشوی استاندارد (پاشیدن با استفاده از یک پارچ یا یک سرنگ) را با پمپاژ یا پاشیدن محلول شستشو به صورت ضربانی مقایسه کردند. هنگامی که محلول روی زخم پمپاژ می‌شود، ممکن است SSIها کمتر باشند (شواهد با قطعیت پائین). هنگامی که محلول پوویدون آیوداین (povidone iodine) استفاده شد در مقایسه با ضد‐عفونی کننده جایگزین (آب سوپر اکسید شده (superoxidised water)، درماسین (Dermacyn))، ممکن بود SSIها کمتر باشد (شواهد با قطعیت پائین به دست آمده از ۱ کارآزمایی با ۱۹۰ شرکت‌کننده). نتایج مربوط به تمام مقایسه‌های دیگر تفاوت‌های واضحی را نشان نداند یا این نتایج بسیار نامطمئن بودند. باز شدن مجدد زخم (پارگی زخم)، عفونت‌هایی که درمان آنها با آنتی‌بیوتیک‌ها سخت است، و مرگ‌ومیرها، به طور گسترده گزارش نشده بودند. شستشوی زخم‌ها ممکن است بر طول مدت بستری افراد در بیمارستان تاثیر نگذارد (شواهد با قطعیت پائین یا متوسط).

این مرور تا چه زمانی به‌روز است؟

مطالعاتی را که تا فوریه ۲۰۱۷ منتشر شدند، جست‌وجو کردیم.


Gill Norman، Janice Christie، Zhenmi Liu، Maggie J Westby، Jayne M Jefferies، Thomas Hudson، Jacky Edwards، Devi Prasad Mohapatra، Ibrahim A Hassan، Jo C Dumville،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های سوختگی منجر به سطوح بالایی از موربیدیتی و مورتالیتی در سراسر دنیا می‌شوند. افراد مبتلا به سوختگی به‌خصوص در برابر عفونت‌ها آسیب‌پذیر هستند؛ بیش از ۷۵% از مرگ‌های ناشی از سوختگی (پس از احیاء اولیه) ناشی از عفونت هستند. ضد‐عفونی‌کننده‌ها عوامل دارویی موضعی هستند که هدف آن‌ها، پیشگیری از رشد میکروارگانیسم‌ها است. طیف گسترده‌ای از آن‌ها برای پیشگیری از بروز عفونت و تسریع در التیام زخم‌های سوختگی استفاده می‌شوند.
اهداف
ارزیابی اثربخشی و ایمنی ضد‐عفونی‌کننده‌ها برای درمان سوختگی‌ها در هر محیط مراقبتی.
روش های جستجو
در سپتامبر ۲۰۱۶ پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (In‐Process & Other Non‐Indexed Citations)؛ Ovid Embase؛ و EBSCO CINAHL را جست‌وجو کردیم. همچنین سه پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مطالعات وارد شده و مرورهای سیستماتیک مرتبط را جست‌وجو کردیم. هیچ محدودیتی از نظر زبان، تاریخ انتشار یا شرایط مطالعه وجود نداشت.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که شامل افراد مبتلا به هر نوع زخم سوختگی بوده و استفاده از درمان موضعی را با خواص ضد‐عفونی کنندگی آن‌ها ارزیابی کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها پرداختند.
نتایج اصلی

ما ۵۶ RCT را با ۵۸۰۷ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی‌ شده انتخاب کردیم. تقریبا تمام کارآزمایی‌ها روش‌شناسی ضعیفی داشتند، به این معنی که مشخص نیست در معرض خطر بالای سوگیری قرار داشتند یا خیر. در بسیاری از موارد پیامدهای اولیه مطالعه مروری، یعنی التیام زخم و عفونت، گزارش نشده، یا ناقص گزارش شده بودند.

اکثر کارآزمایی‌ها افراد مبتلا به سوختگی‌های اخیر را وارد کردند، که با سوختگی درجه دو و کمتر از ۴۰% از کل سطح بدن توصیف شدند؛ اغلب شرکت‌کنندگان بزرگسال بودند. عوامل ضد‐عفونی کننده ارزیابی شده عبارت بودند از: حاوی نقره، عسل، آلوئه‌ورا، حاوی ید، کلرهگزیدین (chlorhexidine) یا پلی‌هگزانید (polyhexanide) (بی‌گوآنیدها (biguanides))، هیپوکلریت سدیم (sodium hypochlorite)، مربرومین (merbromin)، اتاکریدین لاکتات (ethacridine lactate)، نیترات سریم (cerium nitrate) و آرنبیا اکروما (Arnebia euchroma). اکثر مطالعات ضد‐عفونی کننده را با آنتی‌بیوتیک موضعی، در درجه اول سولفادیازین نقره (silver sulfadiazine; SSD) مقایسه کردند؛ سایر مطالعات به مقایسه ضد‐عفونی کننده با درمان غیر‐آنتی‌باکتریال یا ضد‐عفونی کننده دیگر پرداختند. اکثر شواهد اغلب به دلیل عدم دقت ناشی از تعداد اندک شرکت‌کننده، میزان پائین عوارض، یا هر دو، اغلب در مطالعات تکی، با قطعیت پائین یا بسیار پائین ارزیابی شدند.

ضد‐عفونی‌ کننده‌ها در مقابل آنتی‌بیوتیک‌های موضعی

در مقایسه با آنتی‌بیوتیک موضعی، SSD، شواهدی با قطعیت پائین وجود دارد که نشان می‌دهد، به‌طور متوسط، تفاوت روشنی از نظر خطر التیام (شانس طولانی شدن روند بهبودی) بین ضد‐عفونی کننده‌های با پایه نقره و SSD وجود ندارد (HR: ۱,۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۴ تا ۱.۶۷؛ I۲ = ۰%؛ ۳ مطالعه؛ ۲۵۹ شرکت‌کننده)؛ ضد‐عفونی‌کننده‌های مبتنی بر نقره ممکن است، به‌طور متوسط، تعداد حوادث التیام را طی دوره پیگیری ۲۱ یا ۲۸ روزه افزایش دهند (HR: ۱,۱۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۰ تا ۱.۳۷؛ I۲ = ۴۵%؛ ۵ مطالعه؛ ۴۰۸ شرکت‌کننده) و ممکن است، به‌طور متوسط، میانگین مدت زمان سپری شده را تا التیام کاهش دهند (تفاوت میانگین (MD): ۳,۳۳‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۴.۹۶‐ تا ۱.۷۰‐؛ I۲ = ۸۷%؛ ۱۰ مطالعه؛ ۹۷۹ شرکت‌کننده).

شواهدی با قطعیت متوسط وجود دارد که نشان می‌دهد، به طور متوسط، سوختگی‌های درمان شده با عسل در مقایسه با آنتی‌بیوتیک‌های موضعی، احتمال بیشتری دارد که در طول زمان بهبود یابند (HR: ۲,۴۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۱ تا ۳.۵۲؛ I۲ = ۶۶%؛ ۵ مطالعه؛ ۱۴۰ شرکت‌کننده).

شواهدی با قطعیت پائین از کارآزمایی‌های تکی وجود دارد که هیپوکلریت سدیم ممکن است، به‌طور متوسط، متوسط زمان سپری شده را تا بهبودی زخم در مقایسه با SSD (MD؛ ۲,۱۰‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۳.۸۷‐ تا ۰.۳۳‐؛ ۱۰ شرکت‌کننده (۲۰ سوختگی)) و مربرومین در مقایسه با سولفادیازین زینک (MD؛ ۳.۴۸‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۶.۸۵‐ تا ۰.۱۱‐؛ ۵۰ شرکت‌کننده مرتبط) کمی کاهش دهد. مقایسه‌های دیگر با شواهد دارای قطعیت پائین یا بسیار پائین تفاوت‌های بارزی را میان گروه‌ها نیافتند.

اکثر مقایسه‌ها داده‌های مربوط به عفونت را گزارش نکردند. براساس داده‌های موجود نمی‌توانیم مطمئن باشیم که درمان‌های ضد‐عفونی کننده نسبت به آنتی‌بیوتیک‌های موضعی خطر ابتلا به عفونت را افزایش یا کاهش می‌دهند (شواهد با قطعیت بسیار پائین).

ضد‐عفونی کننده‌ها در مقابل ضد‐عفونی کننده‌های جایگزین

ممکن است در میانگین زمان سپری شده تا التیام زخم‌های درمان‌ شده با پوویدون آیوداین در مقایسه با کلرهگزیدین، کاهش وجود داشته باشد (MD؛ ۲,۲۱‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۴ تا ۴.۰۸). شواهد دیگر تفاوت‌های روشنی را نشان ندادند و دارای قطعیت پائین یا بسیار پائین هستند.

ضد‐عفونی کننده‌ها در مقابل مقایسه کننده‌های غیر‐آنتی‌باکتریال

شواهدی را با قطعیت بالا یافتیم که نشان دادند درمان سوختگی با عسل، به‌طور متوسط، باعث کاهش زمان متوسط بهبودی در مقایسه با درمان‌های غیر‐آنتی‌باکتریال می‌شود (MD؛ ۵,۳‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۶.۳۰‐ تا ۴.۳۴‐؛ I۲= ۷۱%؛ ۴ مطالعه؛ ۱۱۵۶ شرکت‌کننده) اما این مقایسه شامل برخی از درمان‌های غیر‐متعارف مانند غشای آمنیوتیک و پوست سیب‌زمینی بود. شواهدی با قطعیت متوسط وجود دارد که نشان می‌دهند عسل ممکن است احتمال بهبودی زخم را در طول زمان در مقایسه با درمان‌های غیر‐آنتی‌باکتریال غیر‐متعارف افزایش دهد (HR: ۲,۸۶؛ ۹۵% CI؛ ۱.۶۰ تا ۵.۱۱؛ I۲ = ۵۰%؛ ۲ مطالعه؛ ۱۵۴ شرکت‌کننده).

شواهدی با قطعیت متوسط نشان می‌دهد، به‌طور متوسط، سوختگی‌های درمان شده با پانسمان‌های نانوکریستالین نقره احتمالا زمان متوسط بهبودی نسبتا کمتری نسبت به سوختگی‌های درمان شده با گاز پانسمان وازلین دار دارند (MD؛‌ ۳,۴۹‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۴.۴۶‐ تا ۲.۵۲‐؛ I۲ = ۰%؛ ۲ مطالعه؛ ۲۰۴ شرکت‌کننده)، اما شواهد با قطعیت پائین نشان می‌دهند که ممکن است در تعداد عوارض بهبودی در ۱۴ روز بین سوختگی‌های درمان شده با زنوگرافت نقره (silver xenograft) یا گاز پانسمان پارافین‌دار تفاوتی اندک یا عدم تفاوت دیده شود (RR: ۱,۱۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۹ تا ۲.۱۶؛ ۱ مطالعه؛ ۳۲ شرکت‌کننده). مقایسه‌های دیگر شواهدی را با قطعیت پائین یا بسیار پائین ارائه کردند.

مشخص نیست که میزان عفونت در سوختگی‌های درمان شده با ضد‐عفونی کننده‌های با پایه نقره یا عسل در مقایسه با درمان‌های غیر‐آنتی‌باکتریال متفاوت باشد (شواهد با قطعیت بسیار پائین). احتمالا تفاوتی در میزان عفونت بین درمان با پایه آیوداین در مقایسه با پماد سوختگی مرطوب‌ کننده وجود ندارد (شواهد با قطعیت متوسط). همچنین مشخص نیست که میزان عفونت در SSD به همراه نیترات سریم (cerium nitrate)، در مقایسه با SSD به‌تنهایی متفاوت باشد (شواهد با قطعیت پائین).

میزان مرگ‌ومیر در جایی که گزارش شد، پائین بود. اکثر مقایسه‌ها شواهدی را با قطعیت پائین ارائه کردند که نشان می‌دهد ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت بین بسیاری از درمان‌ها وجود داشته باشد. ممکن است مرگ‌و‌میر کمتری در گروه‌های درمان شده با نیتریت سریم به علاوه SSD در مقایسه با SSD به‌تنهایی دیده شود (RR: ۰,۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۵ تا ۰.۹۹؛ I۲ = ۰%؛ ۲ مطالعه؛ ۲۱۴ شرکت‌کننده).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در اغلب مواقع مشخص نبود ضد‐عفونی کننده‌ها با هر گونه تفاوت در التیام، عفونت‌ها، یا سایر پیامدها مرتبط باشند. در مواردی که شواهدی با قطعیت متوسط یا بالا وجود دارد، لازم است که تصمیم‌ گیرندگان، قابلیت کاربرد شواهد به‌ دست آمده را از مقایسه‌ها برای بیماران خود در نظر بگیرند. گزارش‌دهی مطالعات ضعیف بود، تا آن‌جا که مطمئن نیستیم اکثر کارآزمایی‌ها عاری از خطر سوگیری باشند.
خلاصه به زبان ساده

نقش ضد‐عفونی‌ کننده‌ها (antiseptic) در مدیریت درمانی سوختگی‌ها

سوال مطالعه مروری

ما شواهد مربوط به اینکه ضد‐عفونی کننده‌ها برای درمان زخم‌های سوختگی ایمن و موثر هستند یا خیر را مورد بررسی قرار دادیم.

پیشینه

زخم‌های سوختگی منجر به آسیب‌ها و مرگ‌و‌میرهای بسیاری در سراسر جهان می‌شوند. افراد مبتلا به زخم‌های سوختگی به خصوص در برابر عفونت‌ها آسیب‌پذیر هستند. ضد‐عفونی کننده‌ها از رشد میکروارگانیسم‌هایی مانند باکتری جلوگیری می‌کنند. می‌توان از ضد‐عفونی کننده‌ها برای پانسمان یا شست‌وشوی زخم‌های سوختگی استفاده کرد، که ممکن است به پیشگیری از بروز عفونت کمک کرده و باعث التیام زخم شوند. ما می‌خواستیم بدانیم که ضد‐عفونی کننده‌ها موثرتر از سایر انواع درمان‌ها هستند یا خیر، یا اینکه یک ضد‐عفونی کننده در کاهش عفونت یا سرعت بهبودی زخم ممکن است موثرتر از سایر ضد‐عفونی کننده‌ها باشد یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

در سپتامبر ۲۰۱۶ کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را جست‌وجو کردیم که شامل درمان‌های ضد‐عفونی کننده برای زخم‌های سوختگی بودند. ما ۵۶ مطالعه را با ۵۸۰۷ شرکت‌کننده وارد کردیم. اکثر شرکت‌کنندگان بزرگسالانی بودند که اخیرا دچار سوختگی‌های درجه دو شدند که کمتر از ۴۰% از سطح کل بدن‌شان سوخته بود. ضد‐عفونی کننده‌های استفاده شده عبارت بودند از: نقره، عسل، با پایه آیوداین، کلرهگزیدین (chlorhexidine) یا پلی‌هگزانید (polyhexanide) (بی‌گوآنیدها (biguanides)). اکثر مطالعات ضد‐عفونی کننده‌ها را با یک آنتی‌بیوتیک موضعی (استفاده شده روی پوست) مقایسه کردند. تعداد کمی از مطالعات ضد‐عفونی کننده‌ها را با درمان غیر‐آنتی‌باکتریال، یا ضد‐عفونی کننده دیگر مقایسه کردند.

نتایج اصلی

اکثر مطالعات، درمان‌های ضد‐عفونی کننده را با سولفادیازین نقره (silver sulfadiazine; SSD)، یک آنتی‌بیوتیک موضعی که به‌طور معمول در درمان سوختگی‌ها استفاده می‌شود، مقایسه کردند. شواهدی با قطعیت پائین وجود دارد که نشان می‌دهد برخی از ضد‐عفونی کننده‌ها می‌توانند متوسط زمان سپری شده را تا بهبودی زخم در مقایسه با SSD افزایش دهند. همچنین شواهدی با قطعیت متوسط به دست آمد که سوختگی درمان شده با عسل ممکن است سریع‌تر از سوختگی درمان شده با آنتی‌بیوتیک موضعی بهبود یابد. اکثر مقایسه‌های دیگر تفاوت روشنی را بین ضد‐عفونی کننده‌ها و آنتی‌بیوتیک‌ها نشان ندادند.

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد سوختگی‌های درمان شده با عسل سریع‌تر بهبود می‌یابند (شواهد با قطعیت بالا) و به احتمال زیاد (شواهد با قطعیت متوسط) در مقایسه با سوختگی‌های درمان ‌شده با درمان‌های غیر‐آنتی‌باکتریال، که برخی از آن‌ها غیر متعارف بودند، نیز سریع‌تر بهبود می‌یابند. سوختگی‌های درمان‌ شده با ضد‐عفونی کننده‌هایی مانند نانوکریستالین نقره (nanocrystalline silver) یا مربرومین (merbromin) ممکن است به مراتب سریع‌تر از سوختگی‌های درمان شده با گاز پانسمان حاوی وازلین یا سایر درمان‌های غیر‐آنتی‌باکتریال بهبود یابند (شواهد با قطعیت متوسط یا پائین). مقایسه‌های مربوط به دو ضد‐عفونی کننده مختلف محدود بودند، ولی ممکن است متوسط زمان سپری شده تا بهبودی زخم‌های درمان‌ شده با پوویدون آیوداین (povidone iodine) در مقایسه با کلرهگزیدین کمی ‌سریع‌تر باشد (شواهد با قطعیت پائین). تعداد کمی از شرکت‌کنندگان در این مطالعات دچار اثرات جانبی جدی شدند، اما این عوارض همیشه گزارش نشدند. این نتایج به ما اجازه نمی‌دهند که در مورد تفاوت‌ها در میزان عفونت اطمینان داشته باشیم. میزان مرگ‌ومیر در جایی که گزارش شد، پائین بود.

کیفیت شواهد

اکثر مطالعات گزارش خوبی ارائه نکردند و این موضوع، اطمینان را به اینکه خطر سوگیری (bias) وجود داشت یا خیر، دشوار می‌کند. در بسیاری از موارد، یک مطالعه تکی (اغلب کوچک) تمام شواهد را برای اثرات تطبیقی درمان‌های مختلف فراهم می‌کند؛ و برخی از مطالعات مشابه نتایج متضادی را ارائه کردند. در جایی که شواهد با قطعیت متوسط یا بالا وجود دارد، پزشکان باید توجه داشته باشند که شواهد به دست آمده از مقایسه مرتبط با بیماران‌شان است یا خیر.

این خلاصه به زبان ساده تا سپتامبر ۲۰۱۶ به‌روز است.


Maggie J Westby، Jo C Dumville، Marta O Soares، Nikki Stubbs، Gill Norman،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه

زخم‌های فشاری، که به نام زخم بستر، زخم‌های دکوبیتوس (decubitus) و صدمات فشاری نیز شناخته می‌شوند، در نواحی پوست آسیب‌ دیده یا بافت زیرین آن، یا هر دو، جای می‌گیرند. پانسمان‌ها برای درمان زخم‌های فشاری و ارتقا بهبودی آنها به‌طور گسترده‌ای استفاده می‌شوند، و گزینه‌های بسیاری برای انتخاب وجود دارد که عبارت هستند از پانسمان‌های آلژینات (alginate)، هیدروکلوئید (hydrocolloid) و تعدیل کننده پروتئاز (protease‐modulating). عوامل دارویی موضعی نیز به‌عنوان جایگزینی برای پانسمان‌ها در جهت ارتقای بهبودی استفاده می‌شوند.

یک بررسی اجمالی کلی و دقیق از تمام شواهد برای تسهیل تصمیم‌گیری در مورد استفاده از پانسمان‌ها یا عوامل دارویی موضعی برای درمان زخم‌های فشاری مورد نیاز است. این نوع از مطالعات مروری به‌طور ایده‌آلی به افراد مبتلا به زخم‌های فشاری و متخصصان مراقبت‌های سلامت برای ارزیابی و انتخاب بهترین گزینه‌های درمانی کمک خواهد کرد. این مطالعه مروری یک متاآنالیز شبکه‌ای (network meta‐analysis; NMA) است که احتمالا التیام زخم را در ارتباط با پانسمان‌های جایگزین و عوامل دارویی موضعی کامل می‌کند.

اهداف
ارزیابی اثرات پانسمان‌ها و عوامل دارویی موضعی بر التیام زخم‌های فشاری در هر محیط مراقبتی. به‌طور کلی، هدف ما بررسی شواهد پایه برای تعیین احتمالاتی است که نشان دهد هر درمانی، با ارزیابی کامل عدم قطعیت و کیفیت شواهد، بهترین است.
روش های جستجو
در جولای ۲۰۱۶ پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین؛ پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (In‐Process & Other Non‐Indexed Citations)؛ Ovid Embase و EBSCO CINAHL Plus را جست‌وجو کردیم. همچنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی را برای یافتن مطالعات در حال انجام و منتشر نشده جست‌وجو کردیم، و فهرست منابع مطالعات انتخاب شده مرتبط و همچنین مطالعات مروری، متاآنالیزها، دستورالعمل‌ها و گزارش‌های تکنولوژی سلامت را غربال‌گری کردیم. هیچ محدودیتی در رابطه با زبان، تاریخ انتشار یا شرایط مطالعه وجود نداشت.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) منتشر شده یا منتشر نشده که به مقایسه اثرات حداقل یکی از مداخلات زیر با هر مداخله دیگری در درمان زخم‌های فشاری (درجه ۲ یا بالاتر) پرداخته باشند: هر پانسمان یا هر عامل دارویی موضعی که مستقیما روی زخم فشاری باز استفاده شده و در آنجا باقی بماند. ما از این مطالعه مروری پانسمان‌هایی را که به دستگاه‌های خارجی متصل هستند مانند درمان فشار منفی زخم، گرافت‌های پوستی، درمان با فاکتورهای رشد، ژل‌های پلاکتی و لارو‐درمانی (larval therapy)، حذف کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها را انجام دادند. متاآنالیز شبکه‌ای را با استفاده از روش‌های متا‐رگرسیون فراگیر (frequentist mega‐regression) برای اثربخشی پیامد، احتمال بهبودی کامل، انجام دادیم. اثربخشی نسبی هر دو نوع درمان را به صورت بررسی عملکرد آن نسبت به درمان مرجع (گاز سالین) مدل‌سازی کردیم. ما فرض کردیم که اثرات درمان درون کلاس‌های درمانی پانسمان (مانند هیدروکلوئید، فوم) مشابه بودند. برآوردهای اثر را با ۹۵% فواصل اطمینان (CI) برای درمان‌های تکی در مقایسه با هر یک از درمان‌های دیگر ارائه کرده، و رتبه‌بندی احتمالات را برای هر مداخله (احتمال بهترین بودن، بهترین گزینه بعدی، و سایر درمان‌ها) گزارش می‌کنیم. قطعیت (کیفیت) مجموعه شواهد را با استفاده از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای هر مقایسه شبکه‌ای و برای همه مقایسه‌های شبکه‌ای در کل، ارزیابی کردیم.
نتایج اصلی

ما ۵۱ مطالعه (۲۹۴۷ شرکت‌کننده) را در این مطالعه مروری وارد کرده و NMA را در یک شبکه از مداخلات مرتبط، برای تنها پیامد احتمالی بهبود کامل انجام دادیم. این شبکه شامل ۲۱ مداخله متفاوت (۱۳ پانسمان؛ ۶ عامل دارویی موضعی؛ ۲ مداخله مکمل مرتبط با مداخلات) می‌شد و در ۳۹ مطالعه با ۲۱۲۷ شرکت کننده، ۷۸۳ نفر از آن ها زخم را به طور کامل التیام بخشیدند.

ما این شبکه را پراکنده (sparse) قضاوت کردیم: به‌طور کلی، هم برای تعداد مداخلات و هم برای تعداد کنتراست‌های درمان ترکیبی، تعداد نسبتا کمی شرکت‌کننده و تعداد کمی عوارض وجود داشت؛ بیشتر مطالعات کوچک یا بسیار کوچک بودند. نتیجه این پراکنده بودن، عدم دقت بالا در شواهد است، و این موضوع، همراه با خطر بالای سوگیری (bias) (عمدتا) در مطالعاتی که در شبکه حضور دارند، بدین معنی که ما اکثریت قریب به اتفاق شواهد را دارای اطمینان پائین یا بسیار پائین قضاوت کردیم. ما به یافته‌های مربوط به رتبه‌بندی مداخلات در این مطالعه مروری اطمینان نداریم (شواهد با اطمینان بسیار پائین)، اما در اینجا خلاصه‌ای را از نتایج برخی از مقایسه‌های مربوط به مقایسه مداخلات با گاز سالین گزارش کردیم. در اینجا فقط یافته‌های حاصل از شواهدی را ارائه می‌کنیم که اطمینان آن‌ها را بسیار پائین در نظر نگرفتیم، اما به‌طور کلی، این نتایج گزارش شده باید هم‌چنان در چارچوب قطعیت بسیار پائین شبکه‌ای تفسیر شوند.

مشخص نیست که رژیم‌های حاوی پانسمان‌های تعدیل کننده پروتئاز در مقایسه با گاز سالین، احتمال التیام زخم فشاری را افزایش می‌دهند یا خیر (خطر نسبی (RR): ۱,۶۵؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۹۲ تا ۲.۹۴؛ شواهد با قطعیت متوسط؛ خطر پائین سوگیری، به دلیل عدم دقت کاهش یافت). این خطر نسبی ۱.۶۵ مربوط می‌شود به تفاوت مطلق بیش از ۱۰۲ فرد بهبود یافته با پانسمان‌های تعدیل کننده پروتئاز در هر ۱۰۰۰ فرد درمان شده با گاز سالین به‌تنهایی (۹۵% CI؛ کمتر از ۱۳ تا بیشتر از ۳۰۲). مشخص نیست که مداخلات زیر در مقایسه با گاز سالین احتمال بهبودی را افزایش دهند (شواهد با قطعیت پائین): پماد کلاژناز (collagenase) (RR: ۲.۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۶ تا ۴.۲۲)؛ پانسمان‌های فومی (RR: ۱.۵۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۲.۲۶)؛ پانسمان‌های تماسی اولیه زخم (RR: ۱.۳۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۵ تا ۲.۵۸) و پلی‌وینیل پیرولیدون (polyvinylpyrrolidone) به همراه زینک اکساید (RR: ۱.۳۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۷ تا ۴.۶۲)؛ دو مداخله بعدی هر دو دارای فواصل اطمینان مطابق با هر دو منفعت بالینی مهم و یک آسیب بالینی مهم بودند، و دو مداخله اولیه هر کدام در معرض خطر بالای سوگیری و همچنین عدم دقت قرار داشتند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

یک متاآنالیز شبکه‌ای از داده‌های به‌ دست آمده از ۳۹ مطالعه (که به ارزیابی ۲۱ نوع پانسمان و عوامل موضعی برای ارزیابی زخم‌های فشاری پرداختند) پراکنده بوده و شواهد (عمدتا به دلیل خطر سوگیری و عدم دقت) دارای قطعیت پائین یا بسیار پائین هستند. در نتیجه ما نمی‌توانیم تعیین کنیم که کدام پانسمان یا عوامل دارویی موضعی بیشتر احتمال دارد که زخم‌های فشاری را بهبود ببخشند، و عموما مشخص نیست که درمان‌های ارزیابی‌ شده موثرتر از گاز سالین باشند.

انجام تحقیقات بیشتری برای تعیین اینکه پانسمان‌های خاص یا عوامل دارویی موضعی احتمالا التیام زخم‌های فشاری را بهبود می‌بخشند، مورد نیاز است. NMA درباره اینکه کدام یک از مداخلات برای انتخاب و استفاده در یک کارآزمایی بزرگ بهترین هستند، اطلاعات کافی ارائه نمی‌دهد و ممکن است این تحقیق به سمت پیشگیری هدایت شود، و پزشکان براساس نشانه‌های زخم، تجربه بالینی، اولویت/ترجیح بیمار و هزینه درمان تصمیم بگیرند که از کدام یک استفاده کنند.

خلاصه به زبان ساده

کدام یک از پانسمان‌ها یا عوامل دارویی موضعی برای التیام زخم‌های فشاری موثرتر هستند؟

نقش پانسمان‌ها و عوامل دارویی موضعی در درمان زخم‌های فشاری

سوال مطالعه مروری

ما شواهد مربوط به اثرات پانسمان‌ها یا عوامل دارویی موضعی (مانند پمادها، کرم‌ها و ژل‌ها) را بر بهبود زخم فشاری مورد بررسی قرار دادیم. پانسمان‌ها یا عوامل دارویی موضعی بسیار مختلفی در دسترس هستند، و ما می‌خواستیم بدانیم که کدام یک از آنها نسبت به بقیه موثرتر است.

پیشینه

زخم‌های فشاری، که تحت عنوان زخم بستر، زخم‌های دکوبیتوس (decubitus) و صدمات فشاری نیز شناخته می‌شوند، زخم‌هایی هستند که پوست و گاهی اوقات بافتی را که در زیر آن قرار دارد، در برمی‌گیرند. زخم‌های فشاری ممکن است دردناک باشند، عفونی شده و بر کیفیت زندگی افراد تاثیر بگذارند. افراد در معرض ابتلا به زخم‌های فشاری شامل افرادی هستند که تحرک محدودی دارند ‐ مانند افراد مسن و افراد دارای شرایط کوتاه‌مدت یا بلند‌مدت پزشکی ‐ و افراد مبتلا به آسیب‌های نخاعی. در سال ۲۰۰۴، هزینه کل سالانه درمان زخم‌های فشاری در انگلستان ۱,۴ تا ۲.۱ پوند بریتانیا برآورد شد، که برابر بود با ۴% کل مخارج خدمات ملی سلامت ارائه شده.

عوامل دارویی موضعی مانند پمادها، کرم‌ها یا ژل‌ها برای زخم‌های بهبود‌ نیافته استعمال می‌شوند و برای درمان زخم روی محل باقی می‌مانند؛ آن‌ها ممکن است با یک پانسمان پوشانده شوند. بعضی از این درمان‌ها در کارآزمایی‌هایی با یکدیگر مقایسه شده‌اند، که معمولا دو روش درمان را در یک زمان مقایسه کردند. از روشی به نام متاآنالیز شبکه‌ای استفاده کردیم تا تمام نتایج کارآزمایی‌های مربوط به درمان‌های مختلف را با روشی قابل اعتماد ترکیب کنیم. ما امیدوار بودیم که این روش، که تمام گزینه‌های درمانی را مقایسه می‌کند، به ما کمک خواهد کرد تا بدانیم بهترین درمان برای بهبود زخم‌های فشاری کدام است.

ویژگی‌های مطالعه

در جولای ۲۰۱۶، کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده‌ای را جست‌وجو کردیم که به بررسی پانسمان‌ها و عوامل دارویی موضعی برای درمان زخم‌های فشاری پرداختند و نتایج مربوط به بهبود کامل زخم را ارائه دادیم. در مجموع ۵۱ مطالعه را شامل ۲۹۴۷ فرد پیدا کردیم. سی‌ونه مطالعه از این مطالعات که شامل ۲۱۲۷ فرد بودند، نتایجی را که می‌توانستیم در یک متاآنالیز شبکه‌ای برای مقایسه ۲۱ درمان مختلف به دست آوریم، ارائه کردند. اکثر شرکت‌کنندگان در کارآزمایی، افراد مسن بودند؛ سه کارآزمایی از ۳۹ کارآزمایی شامل شرکت‌کنندگان مبتلا به آسیب‌های نخاعی بودند.

نتایج اصلی

به‌طور کلی، مطالعاتی را که یافتیم شرکت‌کنندگان زیادی نداشتند و نتایج اغلب قاطع نبودند. این مشکل به متاآنالیز شبکه‌ای منتقل شد و یافته‌ها را نامطمئن کرد. در نتیجه، اینکه یک داروی موضعی یا پانسمان بهتر از دیگری باشد، نامشخص بود. برخی از یافته‌ها برای مقایسه‌های فردی ممکن است کمی قابل اعتمادتر باشند. پانسمان‌های تعدیل کننده پروتئاز، پانسمان‌های فوم یا پماد کلاژناز (collagenase) ممکن است در بهبودی زخم‌ها بهتر از گاز (gauze) باشند؛ اما حتی این شواهد به اندازه کافی مطمئن نیستند که راهنمای مناسبی برای انتخاب درمان باشند.

قطعیت شواهد

قطعیت شواهد را در سطح بسیار پائین یا پائین قضاوت کردیم. گام بعدی ممکن است انجام تحقیقات بیشتر و با کیفیت بهتر برای آگاهی از این موضوع باشد که کدام پانسمان یا داروی موضعی می‌تواند زخم‌های فشاری را بهتر بهبود ببخشد.

این خلاصه به زبان ساده تا جولای ۲۰۱۶ به‌روز است.


Jo C Dumville، Benjamin A Lipsky، Christopher Hoey، Mario Cruciani، Marta Fiscon، Jun Xia،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
افراد مبتلا به دیابت در معرض خطر بالای ابتلا به زخم‌های پا قرار دارند که اغلب عفونت می‌کنند. این زخم‌ها، به‌ ویژه هنگامی که عفونی می‌شوند، منجر به موربیدیتی قابل‌ توجهی می‌شوند. درمان زخم باید به‌منظور کاهش نشانه‌ها، پیشرفت التیام، و جلوگیری از بروز پیامدهای جانبی، به‌ ویژه قطع عضو اندام تحتانی، انجام شوند. درمان ضد‐میکروبی موضعی در زخم‌های پای دیابتی، به‌عنوان درمانی برای زخم‌های عفونی شده از نظر بالینی، یا برای جلوگیری از عفونت در زخم‌های بالینی غیر‐عفونی استفاده شده‌اند.
اهداف
ارزیابی اثرات درمان با داروهای ضد‐میکروبی موضعی بر: از بین بردن علائم و نشانه‌های عفونت؛ التیام زخم‌های پای دیابتی عفونی‌ شده؛ و جلوگیری از عفونت و بهبود التیام در زخم‌های پای دیابتی بالینی غیر‐عفونی.
روش های جستجو
پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین؛ CENTRAL؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (In‐Process & Other Non‐Indexed Citations)؛ Ovid Embase؛ و EBSCO CINAHL Plus را در آگوست ۲۰۱۶ جست‌وجو کردیم. هم‌چنین در پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی برای یافتن مطالعات در حال انجام و منتشر نشده جست‌وجو کرده، و فهرست منابع را برای شناسایی مطالعات بیشتر کنترل کردیم. هیچ‌گونه محدودیتی را از نظر زبان، تاریخ انتشار، یا شرایط مطالعه اعمال نکردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده انجام شده را در هر محیطی (بستری یا سرپایی) وارد کردیم که به مقایسه درمان موضعی با هر نوع داروی ضد‐میکروبی جامد یا مایع (به عنوان مثال، کرم، ژل، پماد)، از جمله ضد‐عفونی کننده‌ها (آنتی‌سپتیک‌ها)، آنتی‌بیوتیک‌ها، و پانسمان‌های ضد‐میکروبی، در افراد مبتلا به دیابت ملیتوس پرداختند که مبتلا به زخم یا زخم باز پا، عفونی‌ شده از نظر بالینی یا غیر‐عفونی، بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی «خطر سوگیری (bias)» و استخراج داده‌ها را انجام دادند. اختلافات اولیه از طریق بحث و تبادل نظر، یا در صورت لزوم با انتخاب نویسنده سوم مطالعه حل شد.
نتایج اصلی

ما ۲۲ کارآزمایی را یافتیم که با مجموع بیش از ۲۳۱۰ شرکت‌کننده (یک مطالعه تعداد شرکت‌کنندگان را گزارش نکرد) معیار ورود ما را داشتند. مطالعات وارد‌ شده اغلب تعداد کمی شرکت‌کننده (از ۴ تا ۳۱۷) و دوره‌های پیگیری نسبتا کوتاهی داشتند (۴ تا ۲۴ هفته). در ابتدای کار، شش کارآزمایی فقط افراد مبتلا به زخم‌هایی را انتخاب کردند که از نظر بالینی عفونی بودند؛ یک کارآزمایی افراد مبتلا به زخم‌های عفونی و غیر‐عفونی را انتخاب کرد؛ دو کارآزمایی افراد مبتلا به زخم‌های غیر‐عفونی را وارد کردند؛ و ۱۳ مطالعه باقی ‌مانده وضعیت عفونت را گزارش نکردند.

مطالعات وارد شده درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی مختلفی را به کار گرفتند، از جمله پانسمان‌های ضد‐میکروبی (مانند نقره، یدید (iodides))، محلول‌های آب سوپر اکسید شده (super‐oxidised aqueous solutions)، هیالورونات زینک (zinc hyaluronate)، سولفادیازین نقره (silver sulphadiazine)، ترتینوئین (tretinoin)، کرم پکسی‌گانان (pexiganan cream)، و کلورامین (chloramine). پنج مقایسه زیر را بر اساس مطالعات وارد شده انجام دادیم:

پانسمان‌های ضد‐میکروبی در مقایسه با پانسمان‌های غیر ضد‐میکروبی: داده‌های ترکیب شده از پنج کارآزمایی با مجموع ۹۴۵ شرکت‌کننده (بر اساس میانگین تاثیر درمان به‌ دست آمده از مدل اثر تصادفی) نشان می‌دهند، هنگامی که زخم‌ها با پانسمان‌های ضد‐میکروبی درمان شوند، در مقایسه با پانسمان‌های غیر ضد‐میکروبی، زخم‌های بیشتری ممکن است التیام یابند: خطر نسبی (RR): ۱,۲۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۱.۱۲ تا ۱.۴۵. این نتایج متناظر بود با ۱۱۹ رویداد التیام یافته در بازوی پانسمان ضد‐میکروبی در هر ۱۰۰۰ شرکت‌کننده (۹۵% CI؛ ۵۱ تا بیش از ۱۹۱). این شواهد با قطعیت پائین هستند (دو سطح به علت خطر سوگیری کاهش یافت). شواهد مربوط به عوارض جانبی یا سایر پیامدها نامطمئن بودند (شواهد با اطمینان بسیار پائین، اغلب به علت خطر سوگیری و عدم دقت کاهش یافت).

درمان‌های موضعی ضد‐میکروبی (بدون پانسمان) در مقایسه با درمان موضعی غیر ضد‐میکروبی (بدون پانسمان): در این مقایسه چهار کارآزمایی با ۱۳۲ شرکت‌کننده وجود داشت که به‌ صورت متفاوتی به برآورد داده‌های پیامد کمک می‌کردند. شواهد به‌طور کلی قطعیت پائین یا بسیار پائینی داشتند، و فواصل اطمینان شامل منفعت و آسیب بودند: نسبت زخم‌های بهبود یافته: RR: ۲,۸۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۶ تا ۱۴.۲۳؛ ۱۱۲ شرکت‌کننده؛ ۳ کارآزمایی؛ شواهد با اطمینان بسیار پائین؛ بهبود عفونت RR: ۱.۱۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۴ تا ۲.۵۱؛ ۴۰ شرکت‌کننده؛ ۱ کارآزمایی؛ شواهد با اطمینان پائین؛ جراحی قطع عضو RR: ۱.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۵.۹۰؛ ۴۰ شرکت‌کننده؛ ۱ کارآزمایی؛ شواهد با اطمینان پائین؛ و وجود یک عارضه جانبی (بدون عوارض در بازوها؛ ۸۱ شرکت‌کننده؛ ۲ کارآزمایی؛ شواهد با اطمینان بسیار پائین.

مقایسه درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی مختلف: هشت مطالعه را با مجموع ۲۵۰ شرکت‌کننده وارد کردیم، اما همه مقایسه‌ها متفاوت بودند و نتوانستیم هیچ داده‌ای را به درستی ترکیب کنیم. داده‌های گزارش شده از پیامد محدود بودند و در مورد اثرات نسبی داروهای ضد‐میکروبی موضعی مربوط به هر یک از پیامدهای مطالعه مروری ما در این مقایسه، که شامل التیام زخم، برطرف شدن عفونت، رزکسیون جراحی، و عوارض جانبی بود، نامطمئن بودیم (تمام شواهد دارای اطمینان بسیار پائین).

ضد‐میکروب‌های موضعی در مقایسه با آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک: چهار مطالعه را با مجموع ۹۳۷ شرکت‌کننده وارد کردیم. این مطالعات داده‌های مربوط به التیام زخم را گزارش نکردند، و شواهد مربوط به اثرات نسبی بهبود عفونت در زخم‌های عفونی و رزکسیون جراحی نامطمئن بودند (قطعیت بسیار پائین). به‌طور متوسط، احتمالا تفاوت کمی از نظر خطر عوارض جانبی بین درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی در مقایسه با آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک وجود دارد: (RR: ۰,۹۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۱.۰۶؛ شواهد با اطمینان متوسط؛ یک‌ سطح به دلیل تناقض کاهش یافت).

داروهای ضد‐میکروبی موضعی در مقایسه با فاکتور رشد: یک مطالعه را با ۴۰ شرکت‌کننده انتخاب کردیم. تنها پیامد مرتبط با مطالعه مروری گزارش شده، تعداد زخم‌های بهبود یافته بود، و این داده‌ها نامطمئن بودند (شواهد با اطمینان بسیار پائین).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
داده‌های به دست آمده از کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده درباره اثربخشی و ایمنی درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی بر زخم‌های پای دیابتی، به دلیل در دسترس بودن کارآزمایی‌های نسبتا اندک، اغلب کوچک، و اغلب با طراحی ضعیف، محدود هستند. بر اساس این مرور سیستماتیک و تجزیه‌وتحلیل منابع علمی، پیشنهاد می‌کنیم که: ۱) استفاده از یک پانسمان ضد‐میکروبی به جای پانسمان غیر ضد‐میکروبی، ممکن است تعداد زخم‌های پای دیابتی را که در طول یک دوره پیگیری متوسط بهبود یافتند افزایش دهد (شواهد با اطمینان پائین)؛ و ۲) بر اساس مطالعات موجود احتمالا تفاوت کمی از نظر خطر عوارض جانبی مرتبط با درمان بین آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک و درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی وجود دارد (شواهد با اطمینان متوسط). برای هر کدام از پیامدهای دیگری که بررسی کردیم، داده‌ای گزارش نشد یا داده‌ای وجود نداشت، و ما را در مورد اینکه تفاوتی بین درمان‌های مقایسه شده وجود دارد یا خیر، ناامید کرد. با توجه به فراوانی بالا و رو به افزایش زخم‌های پای دیابتی، محققان را تشویق می‌کنیم تا کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده را با طراحی مناسب در این زمینه انجام دهند تا اثرات درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی را هم بر پیشگیری و هم بر درمان عفونت این زخم‌ها و در نهایت اثرات آن بر التیام زخم بررسی کنند.
خلاصه به زبان ساده

عوامل ضد‐میکروبی موضعی (محصولات آنتی‌باکتریال که به‌طور مستقیم روی زخم‌ها استعمال می‌شوند) برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت

سوال مطالعه مروری

ما شواهد مربوط به اینکه مصرف موضعی (که به‌طور مستقیم روی منطقه آسیب ‌دیده استعمال می‌شود) عوامل ضد‐میکروبی (محصولات آنتی‌باکتریال) می‌توانند از عفونت‌های پا در افراد مبتلا به دیابت جلوگیری کرده یا آن را درمان کنند یا خیر، مورد بررسی قرار دادیم. ما می‌خواستیم بدانیم که درمان‌های آنتی‌باکتریال می‌توانستند به التیام زخم‌های عفونی و غیر‐عفونی کمک کرده، و از عود عفونت زخم‌های غیر‐عفونی جلوگیری کنند یا خیر.

پیشینه

افراد مبتلا به دیابت در معرض خطر بالای گسترش زخم‌های پا قرار دارند. این زخم‌ها ممکن است ایجاد ناراحتی کرده و اغلب عفونت کنند. زخم‌های پای دیابتی که بهبود نمی‌یابند ممکن است منجر به قطع قسمتی از یا تمام پا یا حتی اندام تحتانی شود. داروهای ضد‐میکروبی مانند ضد‐عفونی کننده‌ها و آنتی‌بیوتیک‌ها باعث از بین رفتن یا پیشگیری از رشد باکتری‌ها می‌شوند، و گاهی اوقات برای درمان زخم‌های پای دیابتی استفاده می‌شوند. ضد‐میکروب‌ها ممکن است برای کاهش عفونت یا پیشرفت التیام در زخم‌های عفونی، یا برای جلوگیری از عفونت یا پیشرفت التیام در زخم‌هایی که عفونت در آن‌ها شناسایی نشده، استفاده شوند. ما می‌خواستیم بدانیم که درمان‌های ضد‐میکروبی در هر یک از این موارد موثر بودند یا خیر؛ کدام درمان موثرتر بود؛ و اگر درمان شده‌اند، دچار عوارض جانبی مضری می‌شوند یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

در آگوست ۲۰۱۶، کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل ‌شده‌ای را جست‌وجو کردیم که از هر گونه درمان ضد‐میکروبی برای زخم‌های پا یا سایر زخم‌های باز پا برای افراد مبتلا به دیابت استفاده کرده بودند. ما در مجموع ۲۲ کارآزمایی را شامل بیش از ۲۳۱۰ شرکت‌کننده بزرگسال یافتیم (یک کارآزمایی تعداد شرکت‌کنندگان خود را گزارش نکرد). تعداد شرکت‌کنندگان در هر کارآزمایی بین ۴ تا ۳۱۷ شرکت‌کننده متغیر بود و زمان پیگیری حین و پس از درمان بین ۴ تا ۲۴ هفته گزارش شد. بعضی از کارآزمایی‌ها شرکت‌کنندگان مبتلا به زخم‌های عفونی را انتخاب کردند، در حالی‌که سایر کارآزمایی‌ها شرکت‌کنندگان مبتلا به زخم‌های غیر‐عفونی را وارد کردند. این کارآزمایی‌ها انواع مختلف پانسمان‌های ضد‐میکروبی، محلول‌ها، ژل‌ها، کرم‌ها، یا پمادها را مقایسه کردند.

نتایج اصلی

بسیاری از کارآزمایی‌ها داده‌های مهمی را گزارش نکردند، یعنی اعتبار نتایج نامطمئن هستند. نتایج حاصل از پنج کارآزمایی شامل ۹۴۵ شرکت‌کننده نشان می‌دهد که استفاده از بعضی از انواع پانسمان‌های ضد‐میکروبی ممکن است تعداد زخم‌های بهبود یافته را در پیگیری‌های میان‌مدت (۴ تا ۲۴ هفته) در مقایسه با پانسمان‌های غیر ضد‐میکروبی افزایش دهد (شواهد با اطمینان پائین). با توجه به اطلاعات محدود موجود، قادر به ارزیابی اثربخشی درمان‌ها در پیشگیری یا برطرف کردن عفونت زخم نبودیم. چهار کارآزمایی شامل ۹۳۷ شرکت‌کننده به مقایسه آنتی‌بیوتیک‌های سیستمیک (خوراکی یا تزریقی، از راه جریان خون در سراسر بدن پخش می‌شود)، با درمان‌های ضد‐میکروبی که مستقیما روی زخم استعمال می‌شوند، پرداختند. این کارآزمایی‌ها داده‌های مربوط به التیام یا عفونت را ارائه نکردند، اما به نظر می‌رسد که تفاوتی در اثرات جانبی شرکت‌کنندگانی که زخم‌های آن به‌طور سیستمیک یا موضعی درمان شد، وجود نداشت (شواهد با اطمینان متوسط).

کیفیت شواهد

به‌طور کلی، اطمینان شواهد ارائه‌ شده توسط کارآزمایی‌ها بسیار پائین‌تر از آن بود که بتوانیم از منافع و آسیب‌های درمان‌های ضد‐میکروبی موضعی برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت اطمینان حاصل کنیم. در این زمینه باید کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده بیشتر، بزرگ‌تر و با طراحی بهتر انجام شود.


Zhenmi Liu، Jo C Dumville، Gill Norman، Maggie J Westby، Jane Blazeby، Emma McFarlane، Nicky J Welton، Louise O'Connor، Julie Cawthorne، Ryan P George، Emma J Crosbie، Amber D Rithalia، Hung-Yuan Cheng،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
نرخ عفونت محل جراحی (surgical site infection; SSI) در یک ماه پس از جراحی از ۱% تا ۵% متغیر است. با توجه به تعداد زیادی از پروسیجرهای جراحی که سالانه استفاده می‌شوند، هزینه‌های این SSIها می‌تواند از لحاظ مالی و اجتماعی قابل توجه باشند. بسیاری از مداخلات با هدف کاهش خطر SSIها در افراد تحت جراحی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این مداخلات می‌تواند به طور گسترده در سه مرحله ارائه شوند: پیش از جراحی، حین جراحی و پس از جراحی. مداخلات حین جراحی عمدتا بر ضد‐عفونی کردن پوست با استفاده از صابون و آنتی‌سپتیک‌ها؛ استفاده از موانع برای پیشگیری از ورود میکرو‌ارگانیسم‌ها به داخل برش‌ها یا شکاف‌ها؛ و بهینه‌سازی عملکرد بدن خود بیمار برای ارتقای بهترین ریکاوری متمرکز هستند. هر دو روش ضد‐عفونی کردن و ایجاد مانع می‌تواند افراد تحت جراحی و کارکنان بخش جراحی را مورد هدف قرار دهند. هدف مداخلات دیگری که بر پیشگیری از SSI متمرکز بودند، ممکن بود محیط جراحی باشد و شامل روش‌های theatre cleansing و رویکردهایی برای مدیریت theatre traffic باشد.
اهداف
ارائه یک بررسی اجمالی مرورهای کاکرین در مورد اثربخشی و ایمنی مداخلات، ارائه حین دوره جراحی، با هدف پیشگیری از SSIها بین تمام جمعیت‌های تحت جراحی در operating theatre.
روش های جستجو
مرورهای سیستماتیک منتشر شده در کاکرین که اثربخشی مداخلات ارائه شده حین دوره جراحی را برای پیشگیری از SSI گزارش کردند، برای ورود به این بررسی اجمالی واجد شرایط بودند. ثبت پروتکل‌ها و عناوین کاکرین را نیز برای ورود به بررسی اجمالی در آینده شناسایی کردیم. کتابخانه کاکرین را در ۰۱ جولای ۲۰۱۷ جست‌وجو کردیم. دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم نتایج جست‌وجو را غربا‌لگری کردند و استخراج داده‌ها و ارزیابی «خطر سوگیری (bias)» و قطعیت را به عهده گرفتند. از ابزار ROBIS (خطر سوگیری در مرورهای سیستماتیک) برای ارزیابی کیفیت مرورهای وارد شده استفاده، و از روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای ارزیابی قطعیت شواهد برای هر پیامد استفاده کردیم. ویژگی‌های مرورهای وارد شده را به صورت متن و جداول اضافی خلاصه کردیم.
معیارهای انتخاب
گردآوری و تحلیل داده‌ها
نتایج اصلی

۳۲ مرور کاکرین را در این بررسی اجمالی وارد کردیم: ۳۰ مرور را در معرض خطر پائین سوگیری و دو مرور را در معرض خطر نامشخص سوگیری قضاوت کردیم. سیزده مرور در سه سال گذشته به روز نشده بودند. دو مرور داده‌های مرتبطی برای استخراج نداشتند. ما داده‌ها را از ۳۰ مرور با ۳۴۹ کارآزمایی وارد شده، شامل ۷۳,۰۵۳ شرکت‌کننده استخراج کردیم. مداخلات ارزیابی شده عبارت بودند از: دستکش، استفاده از ماسک‌های صورت یک‌بار مصرف، پروتکل‌های اکسیژن‌رسانی به بیمار، استفاده از آنتی‌سپتیک‌های پوست برای شستشوی دست و آماده‌سازی پوست بیمار، آماده‌سازی واژینال، سیلانت‌های میکروبی، روش‌های برش جراحی، آنتی‌بیوتیک پروفیلاکسی و روش‌های دوختن پوست. به طور کلی، قطعیت شواهد مربوط به پیامدها بر اساس GRADE پائین یا بسیار پائین بود. از ۷۷ مقایسه ارائه کننده شواهد مربوط به پیامد SSI، تعداد هفت مقایسه شواهد با قطعیت بالا یا متوسط، ۳۹ مقایسه شواهد با قطعیت پائین و ۳۱ مقایسه شواهد با قطعیت بسیار پائین ارائه کردند. از نه مقایسه که شواهد مربوط به پیامد مرگ‌ومیر را ارائه کردند، پنج مقایسه شواهد با قطعیت پائین و چهار مقایسه شواهد با قطعیت بسیار پائین ارائه کردند.

شواهد با قطعیت بالا یا متوسط مربوط به پیامدهای زیر در مداخلات حین جراحی وجود دارد: (۱) تجویز پروفیلاکتیک آنتی‌بیوتیک‌های داخل وریدی پیش از زایمان سزارین در مقایسه با تجویز پس از کلامپ کردن بند ناف باعث کاهش خطر SSI می‌شود (۱۰ کارآزمایی، ۵۰۴۱ شرکت‌کننده؛ خطر نسبی (RR): ۰,۵۹؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۴۴ تا ۰.۸۱؛ شواهد با قطعیت بالا ‐ ارزیابی شده توسط نویسندگان مرور). (۲) آنتی‌بیوتیک‌های پیش از جراحی در مقایسه با دارونما (placebo) پس از جراحی سرطان پستان خطر SSI را کاهش می‌دهند (۶ کارآزمایی، ۱۷۰۸ شرکت‌کننده؛ RR: ۰.۷۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۶ تا ۰.۹۸؛ شواهد با قطعیت بالا ‐ ارزیابی شده توسط نویسندگان بررسی اجمالی). (۳) آنتی‌بیوتیک پروفیلاکسی در مقایسه با عدم استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها، احتمالا خطر SSI را در زایمان سزارین کاهش می‌دهد (۸۲ کارآزمایی مرتبط، ۱۴,۴۰۷ شرکت‌کننده؛ RR: ۰.۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۵ تا ۰.۴۶؛ شواهد با قطعیت متوسط؛ به دلیل خطر سوگیری یک درجه کاهش یافت ‐ ارزیابی شده توسط نویسندگان مرور). (۴) تجویز آنتی‌بیوتیک پروفیلاکسی در مقایسه با دارونما یا عدم درمان، احتمالا خطر SSI را در ترمیم فتق کاهش می‌دهد (۱۷ کارآزمایی، ۷۸۴۳ شرکت‌کننده؛ RR: ۰.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۴ تا ۰.۸۴؛ شواهد با قطعیت متوسط؛ به دلیل خطر سوگیری یک درجه کاهش یافت ‐ ارزیابی شده توسط نویسندگان بررسی اجمالی)؛ (۵) در حال حاضر تفاوت واضحی در خطر SSI بین ‌شان‌های چسب‌دار (adhesive drape) آغشته به آیوداین اشباع شده، در مقایسه با عدم از استفاده از ‌شان‌های چسب‌دار وجود ندارد (۲ کارآزمایی، ۱۱۱۳ شرکت‌کننده؛ RR: ۱.۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۶ تا ۱.۶۰؛ شواهد با قطعیت متوسط؛ به دلیل عدم دقت یک درجه کاهش یافت ‐ ارزیابی شده توسط نویسندگان مرور)؛ (۶) در حال حاضر از نظر خطر SSI تفاوت واضحی بین دوره کوتاه‐مدت در مقایسه با دوره طولانی‌مدت استفاده از آنتی‌بیوتیک در جراحی کولورکتال وجود ندارد (۷ کارآزمایی، ۱۴۸۴ شرکت‌کننده؛ RR: ۱.۰۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۱.۴۰؛ شواهد با قطعیت متوسط؛ به دلیل عدم دقت یک درجه کاهش یافت ‐ ارزیابی شده توسط نویسندگان بررسی اجمالی). فقط یک مقایسه تاثیرات منفی مرتبط با مداخله را نشان داد: ‌شان‌های چسب‌دار خطر ابتلا را به SSI در مقایسه با عدم استفاده از ‌شان‌های چسب‌دار افزایش می‌دهند (۵ کارآزمایی، ۳۰۸۲ شرکت‌کننده؛ RR: ۱.۲۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۲ تا ۱.۴۸؛ شواهد با قطعیت بالا – ارزیابی شده توسط نویسندگان مرور).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این بررسی اجمالی به روز شده‌ترین شواهد مربوط به استفاده از درمان‌های حین جراحی را برای پیشگیری از SSI به دست آمده از تمام مرورهای منتشر شده موجود در کاکرین ارائه می‌دهد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی از مداخلات در کاهش خطر SSI در افراد تحت جراحی مفید هستند، مانند آنتی‌بیوتیک پروفیلاکسی برای زایمان سزارین و ترمیم فتق، و هم‌چنین زمان‌بندی تجویز پروفیلاکتیک آنتی‌بیوتیک‌های داخل وریدی پیش از زایمان سزارین. هم‌چنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ‌شان‌های چسب‌دار باعث افزایش خطر SSI می‌شوند. شواهد مربوط به بسیاری از گزینه‌های درمانی دیگر عمدتا دارای قطعیت پائین یا بسیار پائین هستند و داده‌های مربوط به کیفیت زندگی یا هزینه‐اثربخشی گزارش نشده بود. کارآزمایی‌های آینده باید تاثیرات نسبی برخی از درمان‌ها را بررسی کنند. این مطالعات باید بر افزایش تعداد شرکت‌کنندگان، با استفاده از متدولوژی قوی و زمان کافی برای ارزیابی کافی SSI تمرکز کنند. هم‌چنین، ارزیابی پیامدهای دیگر مانند مرگ‌ومیر ممکن است به عنوان بخشی از پیگیری آینده‌نگر غیر‐تجربی افراد مبتلا به SSI با شدت‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد، بنابراین خطر مرگ‌ومیر در زیر‐گروه‌های مختلف می‌تواند بهتر درک شود.
خلاصه به زبان ساده

بررسی اجمالی مرورهای کاکرین در مورد مداخلات استفاده شده حین جراحی برای پیشگیری از عفونت محل جراحی

هدف از این بررسی اجمالی مرورها چیست؟

شناسایی و خلاصه کردن تمام شواهد به دست آمده از مرورهای کاکرین درباره مداخلات برای پیشگیری از عفونت محل جراحی (surgical site infections; SSI) که این مداخلات در حالی ارائه شدند که جراحی در حال انجام بود (در طول دوره جراحی).

پیام‌های کلیدی

ما نمی‌توانیم در مورد اثربخشی اکثریت مداخلات حین جراحی در پیشگیری از SSI مطمئن باشیم، زیرا قطعیت شواهد را به طور کلی پائین یا بسیار پائین قضاوت کردیم. در برخی موارد (ذکر شده در زیر)، آنتی‌بیوتیک‌ها برای پیشگیری از SSI موثر بودند. شواهد با قطعیت بالا یا متوسط برای تاثیرات نسبی مداخلات حین جراحی بر مرگ‌ومیر وجود ندارد، و هیچ داده‌ای در مورد کیفیت زندگی یا هزینه‌ها موجود نیست. با توجه به این دلایل، ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم که این آنتی‌بیوتیک‌ها، که در پیشگیری از SSI موثر هستند، تاثیرات منفی بر مرگ‌ومیر یا کیفیت زندگی داشته باشند. کارآزمایی‌های بزرگ‌تر با روش‌های مناسب برای اندازه‌گیری پیامدهایی که هم برای بیمار و هم برای متخصصان مراقبت سلامت مهم هستند، مورد نیاز هستند.

در این بررسی اجمالی چه موضوعی بررسی شد؟

اگر باکتری حین جراحی وارد برش جراحی شود، می‌تواند به عفونت زخمی به نام SSI منجر شود. SSIها یکی از شایع‌ترین اشکال عفونت‌های مرتبط با مراقبت سلامت هستند، و حدودا ۱ بیمار از ۲۰ بیمار جراحی شده در معرض ابتلا به SSI در بیمارستان قرار دارند. SSIها هم‌چنین ممکن است پس از این‌که افراد بیمارستان را ترک کردند، پیشرفت کنند. آنها می‌توانند منجر به تاخیر در بهبود زخم، افزایش طول مدت بستری در بیمارستان، افزایش استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها، درد غیر‐ضروری و، در موارد شدید مرگ‌ومیر شوند. بنابراین پیشگیری از آنها یک هدف کلیدی برای خدمات سلامت است. بسیاری از مداخلات برای کاهش خطر SSI در افرادی استفاده می‌شوند که جراحی می‌شوند. این مداخلات در سه مرحله می‌توانند ارائه شوند: پیش، حین و پس از جراحی. بنابراین شناسایی مداخلاتی که بتوانند بروز SSIها را کاهش دهند مهم است. این بررسی اجمالی فقط بر مداخلات ارائه شده در طول جراحی تمرکز دارد.

نتایج اصلی این بررسی اجمالی چه هستند؟

در جولای ۲۰۱۷، ما مرورهای کاکرین را یافتیم که شامل مداخلاتی برای پیشگیری از بروز SSIها حین جراحی بودند. در مجموع ۳۲ مرور کاکرین را که توانستند در این بررسی اجمالی وارد شوند، یافتیم. دو مرور داده‌های مرتبطی برای استخراج نداشتند، بنابراین داده‌ها را از ۳۰ مرور با ۳۴۹ کارآزمایی وارد شده، با مجموع ۷۳,۰۵۳ شرکت‌کننده استخراج کردیم. مداخلات ارزیابی شده عبارت بودند از استفاده از ماسک‌های یک بار مصرف صورت و دستکش‌های جراحی، استفاده از اکسیژن در طول جراحی، آنتی‌سپتیک برای شستن دست، آماده‌سازی پوست بیمار و تمیز کردن واژن پیش از زایمان سزارین، روش‌های برش جراحی و دوختن پوست و استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها برای پیشگیری از عفونت.

شواهد با قطعیت متوسط نشان می‌دهند که مداخلات زیر باعث کاهش خطر SSI می‌شوند: (۱) آنتی‌بیوتیک‌های تجویز شده به شکل قطره میکروست (drip) پیش از زایمان سزارین در مقایسه با تجویز آن پس از کلامپ کردن بند ناف باعث کاهش خطر SSI می‌شود (شواهد با قطعیت بالا)؛ (۲) ارائه آنتی‌بیوتیک‌ها پیش از جراحی در مقایسه با دارونما (placebo) پس از جراحی سرطان پستان خطر SSI را کاهش داد (شواهد با قطعیت بالا)؛ (۳) آنتی‌بیوتیک‌های استفاده شده برای پیشگیری از عفونت‌های زخم در مقایسه با عدم استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها، احتمالا SSIها را در زایمان سزارین کاهش می‌دهد (شواهد با قطعیت متوسط)؛ (۴) آنتی‌بیوتیک‌های استفاده شده برای پیشگیری از عفونت‌های زخم در مقایسه با دارونما یا عدم درمان احتمالا خطر ابتلا به SSI را در ترمیم فتق کاهش می‌دهد (شواهد با قطعیت متوسط)؛ (۵) ‌شان‌های چسب‌دار آغشته به آیوداین اشباع شده، احتمالا در مقایسه با عدم استفاده از ‌شان‌های چسب‌دار تفاوتی در خطر SSI ایجاد نمی‌کند (شواهد با قطعیت متوسط)؛ (۶) احتمالا در رابطه با ارائه آنتی‌بیوتیک‌ها در کوتاه‐مدت و طولانی‌مدت حین جراحی کولورکتال تفاوتی در خطر SSI وجود ندارد (شواهد با قطعیت متوسط). یک مقایسه نشان داد که ‌شان‌های چسب‌دار در مقایسه با عدم استفاده از ‌شان‌های چسب‌دار خطر ابتلا را به SSI افزایش می‌دهند (شواهد با قطعیت بالا). به طور کلی، ما قطعیت شواهد را برای پیامدهای اولیه (SSIها و مرگ‌ومیر) پائین یا بسیار پائین قضاوت کردیم.

متخصصان بالینی می‌توانند از شواهد خلاصه شده در این بررسی اجمالی استفاده کنند تا بهترین مداخله را برای افرادی که جراحی دارند، وارد کنند. با این حال، بسیاری از مقایسه‌ها با شواهد با قطعیت پائین یا بسیار پائین پشتیبانی می‌شوند و بنابراین به شواهد بیشتری برای حمایت از تصمیم‌گیری‌های آینده نیاز است. این بررسی اجمالی هم‌چنین می‌تواند توسط سیاست‌گذاران در توسعه پروتکل ‌ها یا دستورالعمل‌های محلی و منطقه‌ای مورد استفاده قرار گیرد و می‌تواند شکاف‌های دانش را در پژوهش‌های آینده نشان دهد.

این بررسی اجمالی تا چه زمانی به‌روز است؟

ما مرورهایی را که تا جولای ۲۰۱۷ منتشر شدند، جست‌وجو کردیم. از ۳۲ مرور وارد شده در این بررسی اجمالی، ۱۳ مرور در سه سال گذشته به روز نشده‌اند.


Zhenmi Liu، Jo C Dumville، Robert J Hinchliffe، Nicky Cullum، Fran Game، Nikki Stubbs، Michael Sweeting، Frank Peinemann،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت ملیتوس (diabetes mellitus; DM)، یک موضوع شایع و جدی بهداشت جهانی است. افراد مبتلا به DM مستعد ابتلا به زخم‌های پا هستند و اگر این زخم‌ها درمان نشوند، ممکن است تحت جراحی آمپوتاسیون (amputation) پا قرار بگیرند که منجر به زخم‌های پس از جراحی می‌شود. درمان زخم با فشار منفی (negative pressure wound therapy; NPWT) تکنولوژی است که در حال حاضر به‌طور گسترده در مراقبت از زخم استفاده می‌شود. NPWT شامل استفاده از پانسمان زخم متصل شده به دستگاه وکیوم (vacuum) است. فشار منفی کنترل شده (یا وکیوم) با دقت مایع بافت و زخم را از منطقه تحت درمان به داخل کنیستر (canister) می‌کشد. برای تسهیل تصمیم‌گیری در مورد استفاده از آن، بررسی اجمالی و واضح شواهد موجود ضروری است.
اهداف
ارزیابی تاثیرات درمان زخم با فشار منفی در مقایسه با مراقبت استاندارد یا سایر روش‌های درمانی در درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به DM در هر محیط مراقبتی.
روش های جستجو
در ژانویه ۲۰۱۸ برای اولین به‌روز کردن این مرور، پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم‌ها در کاکرین؛ پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE (شامل استنادات نمایه نشده در حال انجام و سایر استنادات)؛ Ovid Embase؛ و به‌علاوه EBSCO CINAHL را جست‌وجو کردیم. هم‌چنین پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی را برای مطالعات در‌ حال انجام و منتشر‌ نشده جست‌وجو کردیم و فهرست‌ منابع مطالعات وارد شده مرتبط و هم‌چنین مرورها، متاآنالیزها (meta‐analyses) و گزارش‌های فناوری سلامت را برای شناسایی مطالعات بیشتر ارزیابی کردیم. هیچ محدودیتی در رابطه با زبان، تاریخ انتشار یا محیط مطالعه وجود نداشت. ما شش مطالعه بیشتر را برای ورود به این مرور شناسایی کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) منتشر ‌شده یا منتشر ‌نشده که تاثیرات هر برندی را از NPWT در درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به DM بدون در‌نظر گرفتن زبان یا تاریخ انتشار، ارزیابی کرده باشند. تلاش‌های ویژه‌ای برای شناسایی مطالعات منتشر نشده انجام شد.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و استخراج داده‌ها را انجام دادند. اختلافات اولیه با بحث، یا اضافه کردن نویسنده سوم مرور در صورت لزوم، حل شدند. داده‌ها را برای زخم‌های پا و زخم‌های پس از جراحی، به‌طور جداگانه، ارائه و تجزیه‌و‌تحلیل کردیم.
نتایج اصلی

یازده RCT (۹۷۲ شرکت‌کننده) مطابق معیارهای ورود ما بودند. حجم نمونه در مطالعات از ۱۵ تا ۳۴۱ شرکت‌کننده متغیر بود. یک مطالعه سه بازو داشت که همه آنها در این مرور وارد شدند. ۱۰ مطالعه باقی‌مانده دو بازو داشتند. دو مطالعه روی زخم‌های پس از جراحی تمرکز داشتند و تمام مطالعات دیگر شامل زخم‌های پا در افراد مبتلا به DM بودند. ده مطالعه NPWT را با پانسمان مقایسه کردند و یک مطالعه NPWT تجویز شده را در فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه (mmHg) با NPWT تجویز شده در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه مقایسه کرد. معیارهای پیامد اولیه ما عبارت بودند از تعداد زخم‌های بهبود یافته و زمان سپری شده تا بهبود زخم.

NPWT در مقایسه با پانسمان برای زخم‌های پس از جراحی

دو مطالعه (۲۹۲ شرکت‌کننده) NPWT را با پانسمان‌های زخم مرطوب در زخم‌های پس از جراحی (زخم‌های پس از آمپوتاسیون) مقایسه کردند. فقط یک مطالعه مدت پیگیری را مشخص کرد، که ۱۶ هفته بود. این مطالعه (۱۶۲ شرکت‌کننده) افزایش تعداد زخم‌های بهبود یافته را در گروه NPWT در‌ مقایسه با گروه پانسمان گزارش داد (خطر نسبی (RR): ۱,۴۴؛ %۹۵ فاصله اطمینان (CI): ۱.۰۳ تا ۲.۰۱؛ شواهد با قطعیت پائین، به دلیل خطر سوگیری و عدم دقت کاهش یافت). این مطالعه هم‌چنین گزارش داد که میانه زمان سپری شده تا بهبودی با NPWT در مقایسه با پانسمان‌های مرطوب، ۲۱ روز کوتاه‌تر بود (نسبت خطر (HR) محاسبه شده توسط نویسندگان مرور: ۱.۹۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۱ تا ۲.۹۹؛ شواهد با قطعیت پائین، به دلیل خطر سوگیری و عدم دقت کاهش یافت). داده‌های این دو مطالعه نشان می‌دهند این‌که تفاوتی در میزان خطر آمپوتاسیون بین گروه‌ها وجود دارد یا خیر، نامطمئن است (RR: ۰.۳۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۴ تا ۱.۰۲؛ ۲۹۲ شرکت‌کننده؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین، یک بار برای خطر سوگیری و دو بار برای عدم دقت کاهش یافت).

NPWT در مقایسه با پانسمان‌ها برای زخم‌های پا

در این تجزیه‌و‌تحلیل، هشت مطالعه (۶۴۰ شرکت‌کننده) وجود داشت و مدت زمان‌های پیگیری بین مطالعات متفاوت بود. شش مطالعه (۵۱۳ شرکت‌کننده) گزارش دادند که میزان زخم‌های بهبود یافته و داده‌ها را برای پنج مطالعه، می‌توان تجمیع کرد. داده‌های تجمعی (۴۸۶ شرکت‌کننده) نشان می‌دهد که NPWT ممکن است تعداد زخم‌های بهبود یافته را در مقایسه با پانسمان‌ها افزایش دهد (RR: ۱,۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۴ تا ۱.۷۲؛ I² = ۰%؛ شواهد با قطعیت پائین، یک بار برای خطر سوگیری و یک بار برای عدم دقت کاهش یافت). سه مطالعه زمان سپری شده تا بهبودی را ارزیابی کردند، اما فقط یک مطالعه‌ داده‌های قابل استفاده را گزارش دادند. این مطالعه گزارش داد که NPWT در مقایسه با پانسمان‌ها زمان تا بهبودی را کاهش داده است (نسبت خطر (HR) محاسبه شده توسط نویسندگان مرور: ۱.۸۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۷ تا ۲.۶۰؛۳۴۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با قطعیت پائین، یک بار برای خطر سوگیری و یک بار برای عدم دقت کاهش یافت).

داده‌های حاصل از سه مطالعه (۴۴۱ شرکت‌کننده) نشان می‌دهد که افراد اختصاص یافته به NPWT در مقایسه با افراد اختصاص یافته به پانسمان‌ها، ممکن است خطر آمپوتاسیون در آنها کاهش یابد (RR: ۰,۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۵ تا ۰.۷۰؛ I² = ۰%؛ شواهد با قطعیت پائین، یک بار برای خطر سوگیری و یک بار برای عدم دقت کاهش یافت).

NPWT با فشار پائین در مقایسه با NPWT فشار بالا برای زخم‌های پا

یک مطالعه (۴۰ شرکت‌کننده)، NPWT را با فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه با NPWT با فشار ۱۲۵ میلی‌متر‌ جیوه مقایسه کرد. مدت زمان پیگیری چهار هفته بود. هیچ داده‌ای در مورد پیامدهای اولیه وجود نداشت. تفاوت واضحی در تعداد زخم‌های بسته شده یا تحت جراحی (RR: ۰,۸۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۱.۴۷؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین، یک بار برای خطر سوگیری و دو بار برای عدم دقت جدی کاهش یافت) و حوادث جانبی (RR: ۱.۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۸ تا ۸.۰۴؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین، یک بار برای خطر سوگیری و دو بار برای عدم دقت جدی کاهش یافت) بین گروه‌ها وجود نداشت.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهدی با قطعیت پائین وجود دارد که نشان می‌دهد NPWT، در مقایسه با پانسمان‌های زخم، ممکن است میزان زخم‌های بهبود یافته را افزایش و زمان تا بهبود زخم‌های پا پس از جراحی و زخم‌های پا در افراد مبتلا ‌به DM را کاهش دهد. برای مقایسه فشار‌های مختلف NPWT برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به DM، این‌که تفاوتی در تعداد زخم‌های بسته شده یا تحت جراحی و حوادث جانبی وجود دارد یا خیر، نامطمئن است. هیچ کدام از مطالعات وارد شده شواهدی را در مورد زمان سپری شده تا بسته شدن یا پوشش جراحی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یا هزینه‐اثربخشی ارائه ‌ندادند. محدودیت‌ها در شواهد RCTهای موجود نشان می‌دهد که کارآزمایی‌های بیشتری برای کاهش عدم قطعیت برای تصمیم‌گیری در مورد استفاده از NPWT برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به DM ضروری است.
خلاصه به زبان ساده

درمان زخم با فشار منفی برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت ملیتوس

هدف این مطالعه مروری چه بود؟

ما شواهدی را درباره این موضوع مرور کردیم که بدانیم درمان زخم با فشار منفی (negative pressure wound therapy; NPWT) در درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت موثر است یا خیر. محققان کاکرین تمام مطالعات مرتبط (کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده؛ مطالعات بالینی که افراد به‌طور تصادفی در یکی از دو یا چند گروه درمان قرار می‌گیرند) را برای پاسخ به این سوال، گردآوری و تجزیه‌و‌تحلیل کردند و ۱۱ مطالعه مرتبط را یافتند.

پیام‌های کلیدی

ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم که NPWT برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت موثر است یا خیر. شواهدی با قطعیت پائین وجود دارد که نشان می‌دهد NPWT تعداد زخم‌های بهبود یافته را در مقایسه با پانسمان‌ها افزایش داده، و ممکن است زمان لازم برای بهبود زخم را کاهش دهد. در مورد اثربخشی فشارهای مختلف NPWT در بهبود زخم نامطمئن هستیم. به‌طور کلی، قابلیت اطمینان شواهد ارائه شده توسط کارآزمایی‌ها برای ما بسیار پائین‌تر از آن است که بتوانیم از مزایا و آسیب‌های NPWT برای درمان زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت مطمئن باشیم.

این مطالعه مروری چه موضوعی را مورد بررسی قرار داد؟

دیابت ملیتوس (diabetes mellitus) یک وضعیت شایع است که منجر به غلظت گلوکز بالای خون (قند خون) می‌شود و حدود ۲,۸ میلیون نفر در انگلستان (تقریبا ۴.۳% از جمعیت) مبتلا هستند. برخی از افراد مبتلا به دیابت ممکن است زخم‌هایی روی پای خود داشته باشند. این زخم‌ها می‌توانند مدت زیادی طول بکشد تا درمان شوند، می‌توانند دردناک و عفونی شوند. زخم پا در افراد مبتلا به دیابت هم‌چنین می‌تواند منجر به خطر بالاتر آمپوتاسیون (amputation) در قسمت‌های بیش‌تری از پا یا ران شود. به‌طور کلی، افراد مبتلا به دیابت نسبت به افراد بدون دیابت در معرض خطر بالاتری از آمپوتاسیون اندام تحتانی هستند.

NPWT درمانی است که در حال حاضر برای زخم‌هایی از جمله زخم‌های پا استفاده می‌شود. NPWT شامل استفاده از پانسمان زخم متصل به دستگاه وکیوم است که مایع زخم و بافت را از محل درمان شده به داخل کنیستر (canister) می‌کشاند. در سراسر جهان، استفاده از NPWT در حال افزایش است. با این حال، در مقایسه با درمان‌های زخم مانند پانسمان، گران‌ است.

ما می‌خواستیم ببینیم NPWT می‌تواند زخم‌های پا را در افراد مبتلا به دیابت به‌سرعت و به‌طور موثر بهبود ببخشد یا خیر. می‌خواستیم بدانیم که افراد درمان شده با NPWT دچار عوارض جانبی می‌شوند یا خیر. هم‌چنین به تاثیر NPWT بر کیفیت زندگی افراد علاقه‌مند بودیم.

نتایج اصلی این مطالعه مروری چه بود؟

در ژانویه ۲۰۱۸، ما برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای که NPWT را با سایر روش‌های درمان زخم‌های پا یا دیگر زخم‌های باز در پای افراد مبتلا به دیابت مقایسه کردند، به جست‌وجو پرداختیم. ما ۱۱ کارآزمایی را شامل ۹۷۲ بزرگسال یافتیم. تعداد شرکت‌کنندگان در هر کارآزمایی از ۱۵ تا ۳۴۱ نفر متغیر بوده و مدت زمان‌های پیگیری (مشاهده) کارآزمایی از چهار هفته تا ۱۶ هفته در موارد مشخص شده متغیر بود. تمام مطالعات این‌ موضوع را که چگونه تامین مالی می‌شوند، اظهار نکردند. دو مورد توسط یک تولید‌ کننده NPW تامین مالی شده‌اند.

شواهدی با قطعیت پائین وجود دارد که نشان می‌دهد NPWT ممکن است در بهبود زخم‌های پا پس از جراحی و زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت در مقایسه با پانسمان‌های زخم، از لحاظ میزان زخم‌های بهبود یافته و زمان تا بهبودی، موثر‌تر باشد. برای مقایسه فشارهای مختلف NPWT برای زخم‌های پا در افراد مبتلا به دیابت، ما مطمئن نیستیم که در تعداد زخم‌های بسته شده یا تحت پوشش جراحی قرار ‌گرفته، و عوارض جانبی، تفاوتی وجود دارد یا خیر. هیچ شواهدی در مورد زمان تا بسته شدن یا تحت پوشش جراحی قرار‌ گرفتن، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و هزینه‐اثربخشی وجود نداشت.

این مطالعه مروری تا چه زمانی به‌روز است؟

ما برای شناسایی مطالعاتی که تا ژانویه ۲۰۱۸ منتشر شده بودند، به جست‌وجو پرداختیم.


Maggie J Westby، Jo C Dumville، Nikki Stubbs، Gill Norman، Jason KF Wong، Nicky Cullum، Richard D Riley،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های وریدی پا (venous leg ulcers; VLUs) یک نوع شایع از زخم‌های پیچیده هستند که بر زندگی افراد تاثیر منفی گذاشته و هزینه زیادی را برای سیستم خدمات سلامت و جامعه به همراه می‌آورند. پیشنهاد شده که میزان بالا و طولانی‌مدت فعالیت پروتئاز (protease) ممکن است در مراحل انتهایی بهبود زخم‌های مزمن، با تاخیر در درمان در ارتباط باشند. درمان‌‎های تعدیل پروتئاز به منظور تنظیم فعالیت پروتئاز گسترش داده شده‌اند و در نتیجه به بهبود زخم‌های مزمن کمک می‌کنند.
اهداف

تعیین اینکه فعالیت پروتئاز یک عامل پیش‌آگهی مستقل برای بهبود زخم‌های وریدی پا است یا خیر.

روش های جستجو
در فوریه ۲۰۱۸، ما بانک‌های اطلاعاتی زیر را جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid Embase و CINAHL.
معیارهای انتخاب
ما مطالعات طولی گذشته‌نگر و آینده‌نگر را، با هر دوره پیگیری که افراد مبتلا به VLU را انتخاب کرده بودند، وارد کردیم و بررسی کردیم که فعالیت پروتئاز در مایع زخم با بهبودی VLUها در آینده مرتبط است یا خیر. کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که به عنوان مطالعات کوهورت (cohort) تجزیه‌وتحلیل شدند، مداخلاتی را فراهم کردند که در این تجزیه‌و‌تحلیل به کار گرفته شدند و در صورت عدم وجود مطالعات کوهورت، مطالعات مورد‐شاهدی را انتخاب کردیم. هم‌چنین مطالعات مدل پیش‌بینی را وارد کردیم، به شرط آن‌که آنها به طور جداگانه ارتباط‌های عوامل پیش‌آگهی (فعالیت پروتئاز) مجزا را با بهبودی گزارش کرده باشند. مطالعات با هر نوعی از پروتئاز یا ترکیبی از پروتئازها واجد شرایط بودند، از جمله پروتئازهای ناشی از باکتری، و عامل پیش‌آگهی می‌تواند به عنوان یک متغیر پیوسته (continuous) یا رتبه‌ای (categorical) مورد بررسی قرار گیرند؛ هر نقطه برش (cut‐off point) مجاز بود. پیامدهای اولیه عبارت بودند از زمان تا بهبودی (تجزیه‌وتحلیل بقا) و نسبت افرادی که زخم‎‌هایشان به طور کامل بهبود یافته بود؛ پیامد ثانویه عبارت بود از تغییر اندازه/نرخ زخم‌های بسته شده. ما ارتباط‌های تعدیل نشده (ساده) و تعدیل شده (چند‐متغیره) را بین عامل پیش‌آگهی و بهبود جدا کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها

دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم مطالعات را برای ورود در هر مرحله ارزیابی کردند، و استخراج داده، ارزیابی خطر سوگیری (bias) و ارزیابی سیستم درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) را به انجام رساندند. ما آمارهای ارتباطی موجود را جمع‌آوری کردیم. هیچ مطالعه‌ای، تجزیه‌وتحلیل‌های تعدیل شده را گزارش نکرد: در عوض ما نتایج تعدیل نشده را جمع‌آوری یا معیارهای ارتباط را از روی داده‌های خام محاسبه کردیم. ما خطرات نسبی (RR) را، زمانی که هم پیامد و هم عامل پیش‌آگهی متغیرهای دو‐حالتی بودند، محاسبه کردیم. هنگامی که عامل پیش‌آگهی به عنوان داده‌‏های پیوسته گزارش شد و پیامدهای بهبودی دو‐حالتی بودند، ما هم تجزیه‌وتحلیل رگرسیون (regression) را به اجرا گذاشتیم و هم تاثیر درمان را در سطوح پروتئاز تجزیه‌وتحلیل کردیم که به صورت تفاوت میانگین استاندارد شده تجزیه‌وتحلیل شدند. هنگامی که هر دو عامل پیش‌آگهی و پیامد، داده‌های پیوسته بودند ما ضرایب همبستگی را گزارش کرده یا آنها را از روی داده‌های مجزای شرکت‌کننده محاسبه کردیم.

تمام نتایج را روی نمودارهای انباشت (forest plots) نمایش دادیم تا تصویری را از نمای کلی ارائه دهیم. برنامه‌ریزی کردیم تا متاآنالیز‌ها را در جایی که مناسب بود، انجام دهیم، در غیر این صورت آن را به شکل روایت‌گونه (narrative) خلاصه کردیم.

نتایج اصلی
ما ۱۹ مطالعه را که شامل ۲۱ مطالعه کوهورت با ۶۴۶ شرکت‌کننده بود وارد کردیم. فقط ۱۱ مطالعه (۱۳ مطالعه کوهورت، ۵۲۲ شرکت‌کننده) داده‌هایی برای تجزیه‌و‌تحلیل داشتند. از این تعداد، پنج مورد مطالعات کوهورت آینده‌نگر، چهار مورد RCTs و دو مورد، با طراحی مورد‌‐‌شاهدی بودند. زمان پیگیری چهار تا ۳۶ هفته بود. مطالعات، ۱۰ ماتریکس متالوپروتئاز (matrix metalloproteases; MMPs) مختلف و دو سرین پروتئاز (serine proteases) (نوتروفیل الاستاز (neutrophil elastase) انسانی و فعال کننده‌های پلاسمینوژن نوع اوروکیناز (urokinase‐type plasminogen activators)) را تحت پوشش قرار دادند. دو مطالعه، بهبودی کامل را به عنوان یک پیامد ثبت کردند؛ مطالعات دیگر اقدامات بهبودی نسبی را ثبت کردند. در همه مطالعات، ناهمگونی بالینی و روش‌شناسی وجود داشت؛ برای مثال، در تعریف بهبودی، نوع پروتئاز و اندازه‌گیری آن، توزیع گونه‌های پروتئاز فعال و متصل، انواع درمان و گزارش نتایج ناهمگونی دیده می‌شد. بنابراین، متاآنالیز انجام نشد. هیچ مطالعه‌ای تجزیه‌وتحلیل‌های چند‐متغیره را انجام نداده بود و همه شواهد موجود به دلیل عدم تعدیل مخدوش‌کننده‌ها، خطر بالای سوگیری برای همه مطالعات به جز یکی، عدم دقت پیرامون معیارهای ارتباط و ناهمگونی در جهت ارتباط بسیار پائین بود. در مجموع، پژوهش‌ها عدم قطعیت کامل را نسبت به ارتباط بین فعالیت پروتئاز و بهبودی VLU نشان دادند.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این مرور، شواهدی را با اعتبار بسیار پائین در مورد هر گونه ارتباط بین فعالیت پروتئاز و بهبودی VLU پیدا کرد و در مورد این رابطه عدم قطعیت کاملی وجود دارد. این مرور، اطلاعاتی را هم برای پژوهش‌های آینده و هم برای متدولوژی مرور سیستماتیک ارائه می‌دهد.
خلاصه به زبان ساده

فعالیت پروتئاز و ارتباط آن با بهبودی زخم‌های وریدی پا در آینده

هدف از این مطالعه مروری چیست؟

هدف از این مرور کاکرین این بود که ببینیم ارتباطی بین سطوح مختلف پروتئاز در زخم‌های وریدی پا (زخم‌های پوستی باز روی ساق پا ناشی از مشکلاتی در جریان خون داخل وریدها) در حال حاضر، و بهبودی زخم‌ها در زمانی در آینده وجود دارد یا خیر. پروتئاز (protease) یک آنزیم است، آنزیمی که به طور طبیعی توسط بدن تولید می‌شود و پروتئین‌ها را تجزیه می‌کند و اینکه ممکن است بهبود زخم را تحت تاثیر قرار دهد. ما می‌خواستیم بدانیم که داشتن میزان بالاتری از سطوح پروتئاز به این معنی است که زخم‌ها به احتمال کمتری بهبود پیدا می‌کنند یا آهسته‌تر بهبود می‌یابند. اگر چنین است، این می‌تواند به یافتن درمان‌های مفیدتری برای هر فرد مبتلا به زخم پا کمک کند. نویسندگان مرور برای پاسخ به این پرسش تمام مطالعات مرتبط را از کاکرین جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل کردند و ۱۹ مطالعه را پیدا کردند.

پیام‌های کلیدی

در حال حاضر، در مورد هر گونه ارتباط بین فعالیت پروتئاز و بهبود زخم وریدی پا عدم قطعیت کامل وجود دارد، اما این مرور نشان می‌دهد که چه چیزی ممکن است برای پژوهش‌های بعدی در مورد مواد شیمیایی طبیعی موجود در زخم‌ها و تاثیر آنها در بهبودی مهم باشد.

چه موضوعی در این مطالعه مروری مورد بررسی قرار گرفته است؟

زخم‌های وریدی پا می‌توانند هفته‌ها، ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشند. زخم‌های پا می‌توانند دردناک باشند، ممکن است عفونی شوند، و تحرک و کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار دهند. درمان معمول برای زخم‌های وریدی پا درمان فشرده‌سازی زخم است (به عنوان مثال بانداژهای فشاری (الاستیک))، اما حتی این برای همه اثر نمی‌کند (حدود یک سوم افراد هنوز زخم‌هایی دارند که بعد از گذشت شش ماه هنوز بهبود نیافته‌اند). ما می‌خواستیم بدانیم که چرا این زخم‌ها اغلب بهبود نمی‌یابند و این که در زخم عواملی (تحت عنوان بیومارکرها) وجود دارند که بتوانند نشان دهند کدام زخم‌ها احتمال بهبودی کم‌تری دارند. پیشنهاد شده زمانی که میزان بالایی از سطوح پروتئاز وجود داشته باشد، زخم‌ها دیرتر بهبود پیدا می‌کنند. در این مرور، ما بررسی کردیم که شواهدی وجود دارد مبنی بر این‌که میزان بالای پروتئاز در آغاز یک مطالعه، با بهبودی آهسته‌تر زخم‌های پا یا بهبودی کمتر در یک مقطع زمانی در آینده (مانند شش ماه) مرتبط بوده یا خیر.

در فوریه ۲۰۱۸، ما به دنبال مطالعات مرتبط که طراحی قابل اعتمادی داشتند و به ارتباط بین سطوح پروتئاز و بهبود زخم‌های وریدی پا در آینده پرداخته بودند، جست‌وجو کردیم. ما ۱۹ مطالعه را با ۶۴۶ فرد پیدا کردیم. در هیچ یک از مطالعات، سن و جنسیت شرکت‌کنندگان گزارش نشده بود. در آن تعدادی هم که گزارش شده بود، میانگین سنی شرکت‌کنندگان از ۵۱ تا ۷۵ سال متغیر بود. یازده مطالعه نتایجی را که ما توانستیم استفاده کنیم، شامل ۱۳ گروه از افراد، ارائه دادند. اکثر افراد زخم‌هایی داشتند که حداقل سه ماه طول کشیده بود.

نتایج اصلی این مطالعه مروری چه بود؟

میان مطالعات وارد شده تفاوت‌های زیادی وجود داشت: برای مثال، چگونگی تعریف بهبودی، نوع پروتئاز‌ها و نحوه اندازه‌گیری آنها، نوع درمان و نحوه گزارش نتایج. این عدم توافق به این معناست که ما نمی‌توانیم نتایج را ترکیب و مقایسه کنیم، بنابراین ما یافته‌ها را به صورت کلی خلاصه کردیم.

مشکل بزرگ‌تر این بود که هیچ کدام از مطالعات، داده‌ها را به طور مناسب مورد تجزیه‌وتحلیل قرار ندادند چرا که آنها تاثیر سن، عفونت یا درمان‌ها را در نظر نگرفتند، بنابراین ما نمی‌توانستیم اطمینان حاصل کنیم که این سطوح پروتئاز بود که نسبت به سن یا عوامل دیگر، برای بهبودی مهم بود یا خیر. اکثر مطالعات کوچک بودند و می‌توانستند بهتر انجام شوند، بنابراین مشکل بود تا اطمینان حاصل کنیم که نتایج چقدر معنی‌دار بودند. به طور کلی، قطعیت شواهد بسیار پائین بود. برای بررسی اهمیت بیومارکرها در بهبود زخم، مطالعات بیشتری لازم است.

این مطالعه مروری تا چه زمانی به‌روز است؟

ما مطالعاتی را که تا فوریه ۲۰۱۸ منتشر شده بودند، جست‌وجو کردیم.


Zipporah Iheozor‐Ejiofor، Katy Newton، Jo C Dumville، Matthew L Costa، Gill Norman، Julie Bruce،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های تروماتیک (زخم‌های ناشی از آسیب) از خراشیدگی‌ها و بریدگی‌ها یا شکاف‌های جزئی پوست، تا زخم‌هایی با آسیب شدید یا از دست‌ دادن بافت، هم‌چنین صدمه به استخوان‌ها و اندام‌های داخلی متغیر هستند. دو نوع کلیدی از زخم‌های تروماتیک که در این مرور در نظر گرفته شد، آنهایی هستند که فقط به بافت نرم آسیب می‌رسانند و نیز آنهایی که یک استخوان شکسته، یعنی، شکستگی‌های باز دارند. در بعضی موارد این زخم‌ها به صورت باز رها شده و از درمان زخم با فشار منفی (negative pressure wound therapy; NPWT) به عنوان یک روش درمانی استفاده می‌شود. این وسیله پزشکی شامل استفاده از یک پانسمان زخم است که از طریق آن فشار منفی اعمال می‌شود و مایع بافت از منطقه به بیرون کشیده می‌شود. هدف از درمان کمک به مدیریت زخم، آماده کردن زخم برای جراحی بعدی، کاهش خطر عفونت و احتمالا کاهش زمان تا بهبودی (با یا بدون مداخلات جراحی) است. هیچ مرور سیستماتیکی برای تعیین اثربخشی NPWT برای زخم‌های تروماتیک وجود ندارد.
اهداف
تعیین تاثیرات NPWT برای درمان زخم‌های باز تروماتیک در افرادی که در هر سطوح مختلف مراقبتی درمان می‌شوند.
روش های جستجو

در جون ۲۰۱۸، پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم در کاکرین، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE (شامل استنادات نمایه نشده در حال انجام و دیگر استنادات نمایه نشده)؛ Ovid Embase و EBSCO CINAHL Plus را جست‌وجو کردیم. هم‌چنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی را برای مطالعات در حال انجام و منتشر‌ نشده جست‌وجو کردیم، و فهرست منابع مطالعات وارد شده مرتبط و نیز مرورها، متاآنالیزها و گزارش‌های فن‌آوری سلامت را برای شناسایی مطالعات بیشتر غربالگری کردیم. هیچ محدودیتی در رابطه با زبان، تاریخ انتشار یا شرایط مطالعه وجود نداشت.

معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده منتشر‌ شده و منتشر ‌نشده که از NPWT برای درمان زخم‌های باز تروماتیک، شامل شکستگی‌های باز یا زخم‌های بافت نرم استفاده کرده بودند. بهبودی زخم، عفونت زخم و حوادث جانبی پیامدهای اولیه ما بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم مطالعات واجد شرایط را انتخاب، داده‌ها را استخراج، ارزیابی «خطر سوگیری (bias)» را به انجام رسانده و قطعیت شواهد را رتبه‌بندی کردند. داده‌ها به صورت جداگانه برای زخم‌های باز ناشی از شکستگی و دیگر زخم‌های باز تروماتیک (بدون استخوان شکسته) ارائه و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.
نتایج اصلی

هفت RCT (۱۳۷۷ شرکت‌کننده را به کار گرفتند) معیارهای ورود به این مرور را داشتند. حجم‌های نمونه مطالعه بین ۴۰ و ۵۸۶ شرکت‌کننده بود. یک مطالعه سه بازو داشت، که همه آنها در این مرور وارد شدند. شش مطالعه NPWT را در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه با مراقبت استاندارد مقایسه کردند: یکی از این مطالعات هیچ داده مرتبط با پیامد را گزارش نکرد. یک مطالعه دیگر NPWT را در فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه با مراقبت استاندارد و NPWT را در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه با NPWT در فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه مقایسه کرد.

زخم‌های ناشی از شکستگی باز (چهار مطالعه همگی به مقایسه NPWT با فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه با مراقبت استاندارد پرداختند)

یک مطالعه (۴۶۰ شرکت‌کننده) NPWT را در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه با مراقبت استاندارد مقایسه کرد و نسبت‌های زخم‌های بهبود یافته را در هر بازو گزارش کرد. ظرف شش هفته تفاوت روشنی میان گروه‌ها در تعداد شرکت‌کنندگان با زخم باز ناشی از شکستگی بهبود یافته وجود نداشت: خطر نسبی (RR): ۱,۰۱؛ (%۹۵ فاصله اطمینان (CI): ۰.۸۱ تا ۱.۲۷) شواهد با قطعیت متوسط، به دلیل عدم دقت کاهش یافت.

ما داده‌های مربوط به عفونت زخم را از چهار مطالعه (۵۹۶ شرکت‌کننده) تجمیع کردیم. زمان پیگیری بین مطالعات متفاوت بود، اما تقریبا ۳۰ روز بود. به طور میانگین، این موضوع که NPWT در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه خطر ابتلا به عفونت زخم را در مقایسه با مراقبت استاندارد کاهش می‌دهد یا خیر، نامطمئن است (RR: ۰,۴۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۰ تا ۱.۱۳؛ I۲ = ۵۶%)؛ شواهد با قطعیت بسیار پائین، به دلیل خطر سوگیری، ناهمگونی و عدم دقت کاهش یافت.

داده‌های به دست آمده از یک مطالعه نشان می‌دهد که احتمالا تفاوت خاصی در کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بین شرکت‌کنندگان تحت درمان با NPWT در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه و کسانی که زخم‌های آنها با مراقبت استاندارد درمان می‌شود، وجود ندارد (تفاوت میانگین (MD) نمرات سودمندی EQ‐۵D؛ ۰,۰۱‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۸‐ تا ۰.۰۶؛ ۳۶۴ شرکت‌کننده؛ شواهد با قطعیت متوسط؛ نمره خلاصه جزء فیزیکال در ابزار فرم کوتاه ۱۲ سوالی: MD: ‐۰.۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۴.۰۸‐ تا ۳.۰۸؛ ۳۲۹ شرکت‌کننده؛ شواهد با قطعیت پائین به دلیل عدم دقت کاهش یافت.

شواهد با قطعیت متوسط از یک کارآزمایی (۴۶۰ شرکت‌کننده) نشان می‌دهد که NPWT بعید است درمان به صرفه‌ای از نظر هزینه برای شکستگی‌های باز در انگلستان باشد. به طور میانگین، NPWT گران‌تر بوده و در مقایسه با مراقبت استاندارد، ﺳﺎل‌ﻫﺎی عمر تطبیق داده شده برای ﮐﯿﻔﯿﺖ (quality‐adjusted life years; QALYs) اضافی معدودی را به همراه دارد. نسبت هزینه ‐ اثربخشی افزایشی، GBP ۲۶۷,۹۱۰ بود و نشان داد که NPWT بعید است که در یک محدوده از آستانه‌های هزینه ‐ به ازای هر QALYs (یا cost‐per‐QALYs) مقرون به صرفه باشد. ما قطعیت شواهد را به دلیل عدم دقت کاهش دادیم.

دیگر زخم‌های باز تروماتیک (دو مطالعه، یکی به مقایسه NPWT با فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه با مراقبت استاندارد پرداخت و یک مطالعه با سه بازو کهNPWT را در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه، با NPWT در فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه و مراقبت استاندارد مقایسه کرد)

داده‌های تجمعی از دو مطالعه (۵۰۹ شرکت‌کننده) نشان می‌دهد که تفاوت خاصی در خطر ابتلا به عفونت زخم در بین زخم‌های باز تروماتیک تحت درمان با NPWT در فشار ۱۲۵ میلی‌متر جیوه یا مراقبت استاندارد وجود ندارد (RR: ۰,۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۱ تا ۱.۱۸)؛ شواهد با قطعیت پائین به دلیل خطر سوگیری و عدم دقت کاهش یافت.

یک کارآزمایی با ۴۶۳ شرکت‌کننده، NPWT را در فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه با مراقبت استاندارد و با NPWT در ۱۲۵ میلی‌متر جیوه مقایسه کرد. داده‌های مربوط به عفونت زخم برای هر مقایسه گزارش شدند. این‌که تفاوتی در خطر ابتلا به عفونت زخم بین NPWT با فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه و مراقبت استاندارد (RR: ۰,۴۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۷ تا ۱.۱۰؛ ۴۶۳ شرکت‌کننده) و خطر ابتلا به عفونت بین NPWT با فشار ۷۵ میلی‌متر جیوه و ۱۲۵ میلی‌متر جیوه (RR: ۱.۰۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۱ تا ۳.۵۱؛ ۲۵۱ شرکت‌کننده) وجود دارد یا خیر، نامطمئن است. ما قطعیت شواهد را به دلیل خطر سوگیری و عدم دقت کاهش دادیم.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد با قطعیت متوسط نشان می‌دهد که تفاوت روشنی بین NPWT و مراقبت استاندارد از نظر نسبت زخم‌های باز ناشی از شکستگی که ظرف شش هفته بهبود یافته‌اند، وجود ندارد. شواهد با قطعیت متوسط نشان می‌دهد که NPWT یک درمان مقرون به صرفه برای زخم‌های باز ناشی از شکستگی نیست. شواهد با قطعیت متوسط به این معنی است که تاثیر واقعی احتمالا به تخمین تاثیر نزدیک است، اما این احتمال وجود دارد که اساسا متفاوت باشد. این‌که تفاوتی در خطر ابتلا به عفونت زخم، حوادث جانبی، زمان تا بسته شدن زخم یا جراحی پوششی (coverage surgery)، درد یا کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بین NPWT و مراقبت استاندارد برای هر نوع زخم باز تروماتیک وجود دارد یا خیر، نامطمئن است.
خلاصه به زبان ساده

درمان زخم با فشار منفی برای زخم‌های باز تروماتیک

هدف این مطالعه مروری چیست؟

هدف از این مرور این بود که بفهمیم درمان زخم با فشار منفی (negative pressure wound therapy; NPWT) (یک پانسمان محکم روی زخم که به یک پمپ خلاء که مایع را از زخم بیرون می‌کشد، متصل است) برای درمان زخم‌های باز تروماتیک (آسیب‌هایی مانند گاز گرفتگی حیوانات، زخم‌های ناشی از گلوله یا شکستگی‌هایی که باعث بیرون زدن استخوان از پوست و ایجاد زخم‌های باز می‌شوند) موثر است یا خیر. محققانی در کاکرین برای پاسخ به این سوال تمام مطالعات مرتبط (کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده) را جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل کرده و هفت مطالعه مرتبط را پیدا کردند.

پیام‌های کلیدی

نمی‌توانیم مطمئن باشیم که NPWT برای درمان زخم‌های تروماتیک موثر است یا خیر. در رابطه با این‌که تفاوت روشنی در نرخ بهبودی در زخم‌های باز ناشی از شکستگی درمان شده با NPWT در مقایسه با مراقبت استاندارد وجود ندارد، اطمینان متوسطی داریم. در مورد این‌که افرادی که با NPWT درمان شدند، دچار عفونت زخم کم‌تری نسبت به کسانی شدند که با مراقبت استاندارد درمان شدند، بسیار نامطمئن هستیم. شواهد با قطعیت متوسط نشان می‌دهد که NPWT یک درمان مقرون به صرفه برای زخم‌های باز ناشی از شکستگی نیست.

چه موضوعی در این مطالعه مروری مورد بررسی قرار گرفته است؟

زخم‌های تروماتیک، شامل بریدگی‌های باز، خراشیدگی‌ها یا زخم‌های شکستگی هستند، که هم پوست و هم بافت‌های زیرین پوست دچار آسیب می‌شوند. این زخم‌ها ممکن است دارای لبه‌های ناهموار ‌بوده و حاوی موادی مانند سنگ‌ریزه یا شیشه باشند. آسیب‌های ناشی از تصادفات جاده‌ای، زخم‌های چاقو و زخم‌های ناشی از گلوله، و گاز گرفتگی حیوانات، انواع شایع زخم‌های تروماتیک هستند.

NPWT درمانی است که به طور گسترده در انواع مختلف زخم‌ها استفاده می‌شود. در NPWT، دستگاهی که مکش خلاء (فشار منفی) را با دقت کنترل می‌کند به یک پانسمان زخم که زخم را پوشش می‌دهد، متصل می‌شود. مایع زخم و بافت از ناحیه درمان شده به داخل یک محفظه (canister) منتقل می‌شود. تصور می‌شود که از این طریق جریان خون افزایش می‌یابد و زخم سریع‌تر بهبود می‌یابد.

ما می‌خواستیم بدانیم که NPWT می‌تواند به زخم‌های باز تروماتیک کمک کند تا سریع‌تر و موثر‌تر بهبود یابند یا خیر. هم‌چنین می‌خواستیم پی‌ببریم افرادی که با NPWT بهبود یافتند، دچار هر نوع عوارض جانبی یا عوارض دیگری، مانند عفونت زخم و درد می‌شوند یا خیر. ما تاثیر NPWT را بر کیفیت زندگی افراد نیز مورد توجه قرار دادیم.

نتایج اصلی این مطالعه مروری چه هستند؟

ما هفت مطالعه مرتبط را، که از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۷ تاریخ‌گذاری شده بودند، پیدا کردیم که تاثیر قدرت‌های مختلف NPWT را با مراقبت استاندارد از زخم مقایسه می‌کردند. این مطالعات در مجموع شامل ۱۳۸۱ شرکت‌کننده ۱۲ سال و بالاتر بود. جنسیت شرکت‌کنندگان ثبت نشده بود. هیچ یک از مطالعات بیان نکردند که چگونه تامین مالی شدند. یک مطالعه توسط تولید کننده NPWT تامین مالی شد.

تفاوت روشنی در نرخ بهبودی شرکت‌کنندگان با زخم‌های باز شکستگی که با NPWT درمان شدند، در مقایسه با افرادی که مراقبت استاندارد دریافت کردند، وجود ندارد. شواهد با قطعیت متوسط نشان می‌دهد که NPWT یک درمان مقرون به صرفه برای زخم‌های باز ناشی از شکستگی نیست. در مورد این‌که NPWT ممکن است احتمال ابتلا به عفونت زخم را در مقایسه با مراقبت استاندارد، کاهش دهد یا خیر، نامطمئن هستیم. شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد NPWT بر تجربه افراد از درد، حوادث جانبی یا تجربه آنها از دریافت درمان تاثیر می‌گذارد.

این مطالعه مروری تا چه زمانی به‌روز است؟

مطالعاتی را که تا جون ۲۰۱۸ منتشر شده بودند جست‌وجو کردیم.


Gill Norman، Maggie J Westby، Amber D Rithalia، Nikki Stubbs، Marta O Soares، Jo C Dumville،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
زخم‌های وریدی پا، زخم‌های پوستی باز در ساق پا هستند که به آهستگی بهبود می‌یابند، و هم‌ دردناک و هم پرهزینه هستند. میزان شیوع نقطه‌ای زخم‌های وریدی پا در انگلستان حدود ۳ مورد در هر ۱۰,۰۰۰ نفر است، و بسیاری از افراد در معرض اپیزودهای عود کننده زخم طولانی‐مدت قرار دارند. درمان اولیه برای زخم‌های وریدی پا، درمان فشارنده است، اما طیف گسترده‌ای از پانسمان‌ها و درمان‌های موضعی نیز استفاده می‌شوند. این تنوع درمان‌ها، تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد را به چالش می‌کشد، و یک بررسی اجمالی جدید و روشن از تمام شواهد لازم است. این مرور، یک متاآنالیز شبکه‌ای (NMA) است که احتمال بهبود کامل زخم را همراه با پانسمان‌های جایگزین و عوامل موضعی ارزیابی می‌کند.
اهداف
تعیین تاثیرات (۱) پانسمان‌ها و (‌۲) عوامل موضعی برای بهبود زخم‌های وریدی پا در هر یک از مراکز مراقبت و رتبه‌بندی درمان‌ها از نظر اثربخشی، همراه با ارزیابی عدم قطعیت و کیفیت شواهد.
روش های جستجو
در مارچ ۲۰۱۷، پایگاه ثبت تخصصی گروه زخم‌ در کاکرین، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ Ovid MEDLINE؛ Ovid MEDLINE (استنادات نمایه نشده در حال انجام و دیگر استنادات نمایه نشده)؛ Ovid Embase و EBSCO CINAHL Plus را جست‌وجو کردیم. هم‌چنین فهرست منابع مطالعات وارد شده مرتبط و هم‌چنین مرورها، متاآنالیزها، دستورالعمل‌ها و گزارش‌های فن‌آوری سلامت را برای شناسایی مطالعات بیشتر غربالگری کردیم. هیچ محدودیتی در رابطه با زبان، تاریخ انتشار یا شرایط مطالعه وجود نداشت. این جست‌وجو را در مارچ ۲۰۱۸ به‌روز کردیم؛ در نتیجه چندین مطالعه در انتظار طبقه‌بندی هستند.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) منتشر شده یا منتشر نشده‌ای را وارد کردیم که بزرگسالان مبتلا به زخم‌های وریدی پا را بررسی کرده و تاثیرات حداقل یکی از مداخلات زیر را با دیگر مداخلات در درمان زخم‌های وریدی پا مقایسه کردند: هر گونه پانسمان، یا هر عامل موضعی که به‌طور مستقیم برای زخم وریدی باز پا استفاده می‌شود و در محل زخم باقی می‌ماند. از این مرور، پانسمان‌هایی را که متصل به دستگاه‌های خارجی هستند، مانند درمان‌های زخم با فشار منفی، گرافت‌های پوستی، فاکتورهای رشد و سایر عوامل بیولوژیکی، درمان‌های لاروی (larval therapy) و درمان‌هایی مانند لیزر، گرما یا اولتراسوند را خارج کردیم. مطالعات می‌بایست برای واجد شرایط بودن گزارش کاملی را از بهبود زخم ارائه داده باشند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی «خطر سوگیری (bias)» و استخراج داده را انجام دادند. این NMA را با استفاده از روش‌های متا‐رگرسیون (meta‐regression) از دیدگاه فراوانی (frequentist) برای پیامد اثربخشی؛ احتمال بهبودی کامل، انجام دادیم. ما فرض کردیم که اثرات درمان درون کلاس‌های پانسمان‌ها (مانند هیدروکولوئید، فوم) مشابه بودند. تخمین‌های اثرگذاری را با %۹۵ فواصل اطمینان (CIs) برای درمان‌های مجزا که روی مقایسه‌ها با کلاس‌های پانسمانی با استفاده گسترده‌ تمرکز دارند، ارائه می‌دهیم، و برای هر مداخله احتمالات رتبه‌بندی (احتمال اینکه بهترین درمان، درمان ارجح دوم و غیره باشد) را گزارش می‌دهیم. قطعیت (کیفیت) مجموعه شواهد را با استفاده از سیستم درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای مقایسه هر شبکه و برای این شبکه به صورت کلی ارزیابی کردیم.
نتایج اصلی

در این مرور ۷۸ RCT (۷۰۱۴ شرکت‌کننده) را وارد کردیم. از این تعداد، ۵۹ مطالعه (۵۱۵۶ شرکت‌کننده، ۲۵ مداخله متفاوت) در NMA وارد شدند؛ در نتیجه ۴۰ تقابل مستقیم که در مورد ۳۰۰ تقابل درمان مختلط اطلاع‌رسانی کرد، وارد شدند.

قطعیت شواهد برای شبکه به عنوان یک کل، پائین بود. این قضاوت بر اساس پراکنده بودن (sparsity) شبکه انجام گرفت که منجر به عدم دقت و در کل خطر بالای سوگیری در مطالعات وارد شده شد. تجزیه‌وتحلیل حساسیت هم‌چنین بی‌ثباتی را در جنبه‌های کلیدی شبکه نشان داد و نتایج برای تجزیه‌وتحلیل گسترده حساسیت گزارش می‌شود. شواهد برای تناقضات فردی نشان داد که قطعیت عمدتا پائین یا بسیار پائین بود.

در رابطه با زمانی که نتایج از طریق رتبه‌بندی ‌درمان‌ها با توجه به این احتمال که آنها برای بهبود یافتن زخم، بیشترین تاثیر را داشتند، عدم قطعیت هم‌چنان ادامه یافت، به طوری که بسیاری از درمان‌ها با احتمال‌های مشابه کمی، بهترین درمان محسوب می‌شدند. دو مورد از درمان‌ها که جزء بهترین درمان‌ها رتبه‌بندی شدند، هر دو با بیش از ۵۰% احتمال، به عنوان بهترین درمان انتخاب شدند (پانسمان‌های سوکرالفیت (sucralfate) و سیلور). با این حال، داده‌ها برای سوکرالفیت از یک مطالعه کوچک به دست آمدند، به این معنی که این یافته باید با احتیاط تفسیر شود. با بررسی داده‌ها برای سوکرالفیت و سیلور در مقایسه با گروهی از پانسمان‌ها که به طور زیادی مورد استفاده قرار می‌گیرند، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد پانسمان‌های سیلور در مقایسه با پانسمان‌های غیر‐چسبنده (nonadherent) احتمال بهبود زخم‌های وریدی پا را افزایش می‌دهند: RR: ۲,۴۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۸ تا ۳.۷۴ (شواهد با قطعیت متوسط در زمینه یک شبکه با قطعیت پائین). برای سایر ترکیبات از این پنج مداخله مشخص نبود که مداخله احتمال بهبودی را افزایش داده یا خیر؛ در هر یک از موارد، قطعیت شواهد به عنوان نتیجه حاصل از یک یا چند مورد از عدم دقت، خطر سوگیری و ناهمگونی، پائین یا بسیار پائین بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
برای تعیین این‌که پانسمان‌های خاص یا عوامل موضعی احتمال بهبود زخم وریدی پا را افزایش می‌دهند یا خیر، پژوهش بیش‌تری مورد نیاز است. با این حال، در مورد این‌که کدام یک از مداخلات ممکن است در یک کارآزمایی بزرگ بهترین گزینه انتخاب شده باشند، NMA اطلاعات کافی ارائه نمی‌دهد، عمدتا به علت قطعیت پائین از کل شبکه و مقایسه‌های مجزا. نتایج این NMA به طور انحصاری روی بهبودی کامل تمرکز دارد؛ ضمن اینکه این برای زندگی افراد مبتلا به زخم‌های وریدی پا اهمیت کلیدی دارد و پزشکان ممکن است مایل باشند سایر پیامدها و عواملی را نیز در نظر بگیرند که برای بیمار مهم است، مانند ترجیح بیمار و هزینه درمان.
خلاصه به زبان ساده

پانسمان‌ها و عوامل موضعی (ژل‌ها، پمادها و کرم‌ها) برای درمان زخم‌های وریدی پا

هدف این مطالعه مروری چیست؟

هدف از این مرور آن است که بفهمیم کدام یک از پانسمان‌ها و عوامل موضعی (ژل‌ها، پمادها و کرم‌ها) برای درمان نوعی زخم که با عنوان زخم‌های وریدی پا شناخته می‌شود، موثر هستند. اینها، زخم‌های طولانی‐مدتی هستند که به سبب مشکلاتی در جریان خون برگشتی پاها از طریق وریدها در ساق پا به وجود می‌آیند. محققانی از کاکرین، ۷۸ مطالعه مرتبط (کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده) را برای پاسخ به این سوال پیدا کردند. کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده، مطالعات پزشکی هستند که در آنها بیماران به صورت تصادفی انتخاب می‌شوند تا درمان‌های مختلفی را دریافت کنند. این نوع کارآزمایی، قابل اطمینان‌ترین شواهد را ارائه می‌دهد. ما این مطالعات را با استفاده از روش شناخته ‌شده‌ای با عنوان متاآنالیز شبکه‌ای (NMA) ارزیابی کردیم، که به ما این امکان را می‌داد تا درمان‌ها را در مطالعات مختلف مقایسه کرده و آنها را از نظر بهبودی کامل زخم رتبه‌بندی کنیم.

پیام‌های کلیدی

ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم که کدام یک از پانسمان‌ها و عوامل موضعی برای درمان زخم‌های وریدی پا موثر هستند: در تمام مطالعات، در هر گروه درمانی به اندازه کافی شرکت‌کننده وجود نداشت و خطر بالای سوگیری (bias) وجود داشت؛ این بدان معنی است که بسیاری از مطالعات به روشی انجام یا گزارش شدند که نشان می‌دهد ما نمی‌توانیم به دقت نتایج مطمئن باشیم. درمان اصلی زخم‌های وریدی پا بانداژها یا جوراب‌های فشرده‌سازی هستند و انتخاب پانسمان‌های اضافی یا درمان‌های موضعی باید در یافته‌های این مرور و عدم قطعیت آنها، همراه با عواملی مانند اولویت بیمار و هزینه درمان، در نظر گرفته شود.

چه موضوعی در این مطالعه مروری مورد بررسی قرار گرفته است؟

زخم‌های وریدی پا زخم‌های بازی هستند که به سبب جریان ضعیف خون در وریدهای ساق پا به وجود می‌آیند. افزایش فشار داخل وریدی پا ممکن است موجب آسیب به پوست و بافت‌های اطراف شده و در نهایت منجر به زخم شود. زخم‌های وریدی پا ممکن است به کندی بهبود پیدا کنند و این قبیل زخم‌ها دردناک و درمان آنها پرهزینه هستند. درمان اصلی، بانداژها یا جوراب‌های فشرده‌سازی هستند، اما آنها اغلب با پانسمان‌ها (به عنوان مثال فوم یا پانسمان‌های غیر‐چسبنده) و کرم‌های موضعی، ژل‌ها یا پمادها ترکیب می‌شوند. ما می‌خواستیم بدانیم کدام یک از این درمان‌های اضافی در درمان زخم بیش‌تر موثر هستند.

نتایج اصلی این مطالعه مروری چه هستند؟

ما ۷۸ مطالعه مرتبط با این سوال را، که از سال ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۶ تاریخ‌گذاری شده بودند، پیدا کردیم. ین مطالعات شامل ۷۰۱۴ شرکت‌کننده بود (اکثریت آنها زنان بوده و میانگین سنی گزارش شده آنها بین ۴۶ تا ۸۱ بود). NMAی ما، ۵۹ مطالعه (۵۱۵۶ شرکت‌کننده) را وارد کرده و ۲۵ درمان متفاوت از قبیل بانداژهای آغشته به انواع مسکن‌های هیدروکلوئیدی و سیلور و انواع کرم‌ها و ژل‌ها را با هم مقایسه کرد.

پانسمان‌های سیلوری ممکن است در مقایسه با پانسمان‌های غیر‐چسبنده احتمال بهبودی زخم‌های وریدی پا را افزایش دهند. با این حال، با توجه به سایر شواهد برگرفته از NMA، ما نمی‌توانیم در مورد هر گونه نتیجه‌گیری اطمینان داشته باشیم و این شبکه به طور کلی شواهدی را با قطعیت پائین ارائه می‌دهد. دلیل این امر، تعداد کم افراد درگیر در همه مطالعات وارد شده، تعداد کم مطالعاتی که روی هر درمان تمرکز داشتند، و خطر بالای سوگیری بود. بنابراین ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم که موثرترین درمان برای زخم‌های وریدی پا کدام است، یا حتی چه درمان‌‎هایی در مقایسه کارآزمایی‌های بعدی بهترین درمان هستند.

این مطالعه مروری تا چه زمانی به‌روز است؟

ما مطالعاتی را که تا مارچ ۲۰۱۷ منتشر شده بودند، جست‌وجو کردیم.



صفحه ۱ از ۱