جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Jessica Deitch

Matthew J Page، Sally Green، Brodwen McBain، Stephen J Surace، Jessica Deitch، Nicolette Lyttle، Marshall A Mrocki، Rachelle Buchbinder،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
مدیریت بیماری روتاتور کاف (rotator cuff disease) اغلب شامل درمان‌های با دست (manual therapy) و ورزش است، که معمولا با هم به عنوان بخشی از یک مداخله درمان فیزیکی انجام می‌شوند. این مرور یکی از سری مرورهایی است که نسخه به‌روز شده یک مرور کاکرین، «مداخلات فیزیوتراپی برای درد شانه» را تشکیل می‌دهد.
اهداف
سنتز شواهد در دسترس در مورد مزایا و مضرات درمان‌های با دست و ورزش، به تنهایی یا همراه هم، برای درمان افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف.
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۳؛ ۲۰۱۵)؛ Ovid MEDLINE (از ژانویه ۱۹۶۶ تا مارچ ۲۰۱۵)؛ Ovid EMBASE (از ژانویه ۱۹۸۰ تا مارچ ۲۰۱۵)؛ CINAHL Plus (EBSCO؛ از ژانویه ۱۹۳۷ تا مارچ ۲۰۱۵)؛ ClinicalTrials.gov و پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی WHO ICTRP تا مارچ ۲۰۱۵ را، بدون محدودیت زبانی، جست‌وجو کرده و فهرست منابع مقالات مروری و کارآزمایی‌های بازیابی شده را برای شناسایی کارآزمایی‌های بالقوه مرتبط، مرور کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و شبه‐تصادفی‌سازی شده را، شامل بزرگسالان مبتلا به بیماری روتاتور کاف، که هر نوع درمان دستی یا مداخله ورزشی را با دارونما (placebo)، عدم مداخله، نوع متفاوتی از درمان‌های با دست و ورزش یا هر مداخله دیگری (مثلا تزریق گلوکوکورتیکوئیدها) مقایسه کرده بودند، در این مرور گنجاندیم. مداخلات شامل تحرک، دستکاری (manipulation) و تمرینات تحت نظارت یا در خانه بود. کارآزمایی‌هایی که تاثیرات اولیه یا اضافی درمان‌های با دست و ورزش را بررسی کرده بودند، اصلی‌ترین مقایسه مورد علاقه این مطالعه بودند. پیامدهای اصلی مورد علاقه عبارت بودند از درد کلی، عملکرد، درد هنگام حرکت، موفقیت درمان بر اساس ارزیابی کلی گزارش شده توسط بیمار، کیفیت زندگی و تعداد شرکت‌کنندگانی که عوارض جانبی تجربه کرده بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای ورود انتخاب کردند، داده‌ها را استخراج، و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند، کیفیت مجموعه شواهد را برای پیامدهای اصلی با استفاده از روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) انجام دادند.
نتایج اصلی

ما ۶۰ کارآزمایی (۳۶۲۰ شرکت‌کننده) را در مرور گنجاندیم، هر چند فقط ۱۰ کارآزمایی مقایسه اصلی مورد علاقه را مورد بررسی قرار داده بودند. خطر کلی سوگیری در سه کارآزمایی در سطح پائین و در ۱۴ مورد نامشخص و در ۴۳ کارآزمایی بالا بود. به دلیل ناهمگونی بالینی یا گزارش ناقص پیامد، نتوانستیم متاآنالیز (meta‐analysis) را انجام دهیم. یک کارآزمایی درمان‌های با دست و ورزش را با دارونما (درمان اولتراسوند غیر‐فعال) در ۱۲۰ شرکت‌کننده مبتلا به بیماری مزمن روتاتور کاف مقایسه کرده بود (شواهد با کیفیت بالا). در ۲۲ هفته، میانگین تغییر در درد کلی با دارونما ۱۷,۳ امتیاز در مقیاس ۱۰۰ امتیازی بود، و با درمان‌های با دست و ورزش این میانگین تغییر ۲۴.۸ بود (تفاوت میانگین (MD) تعدیل شده: ۶.۸ امتیاز، ۹۵% فاصله اطمینان(CI)؛ ۰.۷۰‐ تا ۱۴.۳۰ امتیاز؛ تفاوت خطر مطلق ۷%؛ ۱% کمتر تا ۱۴% بیشتر). میانگین تغییر عملکرد با دارونما ۱۵.۶ امتیاز در مقیاس ۱۰۰ امتیازی، و ۲۲.۴ امتیاز با درمان‌های دستی و ورزش بود (MD تعدیل شده: ۷.۱ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۰ تا ۱۳.۹۰ امتیاز؛ تفاوت خطر مطلق ۷%؛ ۱% تا ۱۴% بیشتر). پنجاه‌وهفت درصد (۳۱/۵۴) از شرکت‌کنندگان موفقیت درمان با درمان‌های با دست و ورزش را در مقایسه با ۴۱% (۲۴/۵۸) از شرکت‌کنندگان دریافت کننده دارونما، گزارش داده بودند (خطر نسبی (RR): ۱.۳۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۴ تا ۲.۰۳؛ تفاوت خطر مطلق ۱۶%؛ (۲% کمتر تا ۳۴% بیشتر). سی‌ویک درصد (۱۷/۵۵) از شرکت‌کنندگان با درمان‌های با دست و ورزش در مقایسه با ۸% (۵.۶۱) از شرکت‌کنندگانی که دارونما دریافت کرده بودند، دچار عوارض جانبی شدند (RR: ۳.۷۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۹ تا ۹.۵۴؛ تفاوت خطر مطلق ۲۳%؛ (۹% تا ۳۷% بیشتر). با این حال عوارض جانبی خفیف بودند (درد کوتاه‐مدت پس از درمان).

پنج کارآزمایی (شواهد با کیفیت پائین) تفاوت مهمی را بین درمان‌های با دست و ورزش در مقایسه با تزریق گلوکوکورتیکوئید در مورد درد کلی، عملکرد، ابداکشن فعال شانه و کیفیت زندگی در چهار هفته تا ۱۲ ماه نیافتند. با این حال، موفقیت کلی درمان در افرادی که تزریق گلوکوکورتیکوئید داشتند در ۱۱ هفته شایع‌تر بود (شواهد با کیفیت پائین). یک کارآزمایی (شواهد با کیفیت پائین) تفاوت مهمی را بین درمان‌های با دست و ورزش و رفع فشار ساب‌آکرومیال آرتروسکوپی با توجه به درد به طور کلی، تابع، محدوده فعال حرکت و قدرت در شش و ۱۲ ماه یا موفقیت کلی درمان در چهار تا هشت سال نشان داد. یک کارآزمایی (شواهد با کیفیت پائین) نشان داد که درمان‌های با دست و ورزش ممکن است به اندازه طب سوزنی همراه با مشاوره رژیم غذایی و مکمل Phlogenzym در مورد درد کلی، فعالیت، ابداکشن شانه فعال و کیفیت زندگی در ۱۲ هفته موثر نباشد. به دلیل شواهد با کیفیت بسیار پائین در این دو کارآزمایی، ما مطمئن نیستیم که درمان‌های با دست و ورزش بیشتر از داروهای غیر‐استروئیدی ضد‐التهابی (non‐steroidal anti‐inflammatory drugs; NSAID) خوراکی باعث بهبود عملکردی می‌شوند، یا اینکه ترکیب درمان‌های با دست و ورزش همراه با تزریق گلوکوکورتیکوئید مزایای اضافی در عملکرد بیش از تزریق گلوکوکورتیکوئید به تنهایی داشته باشد.

پنجاه‌ودو کارآزمایی تاثیرات درمان‌های دستی به تنهایی و ورزش به تنهایی را بررسی کرده بودند، و اغلب شواهد با کیفیت بسیار پائین بودند. تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در پیامدهای مربوط به بیمار در درمان‌های دستی به تنهایی و دارونما، عدم درمان، اولتراسوند درمانی و kinesiotaping وجود داشت، اگر چه درمان‌های دستی به تنهایی کمتر از تزریق گلوکوکورتیکوئید موثر بودند. در مقایسه با ترمیم جراحی برای پارگی روتاتور کاف، ورزش به تنهایی منجر به بهبود کمتر در درد کلی، اما نه عملکرد، شد. تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در پیامدهای مهم مربوط به بیمار بین ورزش به تنهایی و دارونما، درمان radial extracorporeal shockwave، تزریق گلوکوکورتیکوئید، رفع فشار آرتروسکوپیک ساب‌آکرومیال و بریس فانکشنال وجود داشت. علاوه بر این، درمان‌های دستی یا ورزش زمانی که با دیگر مداخلات درمانی فیزیکی ترکیب شود، موجب هیچ مزیت یا مزایای اضافی کمی می‌شود، و یک نوع خاص از درمان‌های دستی یا ورزش به ندرت موثرتر از سایر انواع بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
با وجود تشخیص ۶۰ کارآزمایی واجد شرایط، فقط یک کارآزمایی مقایسه‌ای بین ترکیب درمان‌های دستی و ورزش انعکاس دهنده فعالیت‌های فعلی شایع با دارونما انجام داده بود. ما کیفیت شواهد را بالا ارزیابی کردیم و تفاوت بالینی مهمی بین دو گروه در تمام پیامدها نیافتیم. تاثیرات درمان‌های دستی یا ورزش ممکن است شبیه به تزریق گلوکوکورتیکوئید و رفع فشار آرتروسکوپیک ساب‌آکرومیال باشد، اما این نتیجه‌گیری بر اساس شواهد با کیفیت پائین است. عوارض جانبی همراه با درمان‌های دستی و ورزش نسبت به دارونما نسبتا شایع‌تر اما در کل خفیف‌تر هستند. ترکیبات جدیدی از درمان‌های دستی و ورزش باید با یک دارونمای واقع‌گرایانه در کارآزمایی‌های آینده مورد مقایسه قرار گیرند. کارآزمایی‌های بیشتر در مورد درمان‌های دستی به تنهایی یا ورزش به تنهایی برای درمان بیماری روتاتور کاف بر اساس منطق قوی و در نظر گرفتن اینکه آنها نتیجه‌گیری این مرور را تغییر خواهند داد یا خیر، بنا شوند.
خلاصه به زبان ساده

درمان دستی و ورزش برای بیماری روتاتور کاف

پیشینه

بیماری روتاتور کاف (rotator cuff disease) از علل شایع درد شانه است. افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف اغلب عنوان می‌کنند دردشان در شب بدتر و با حرکت در برخی جهات از جمله فعالیت‌های بالای سر تشدید می‌شود. این حالت اغلب با از دست دادن عملکرد همراه است و برخی از افراد هم ضعف را عنوان می‌کنند.

درمان‌های دستی شامل حرکت‌های مفاصل و سایر اندام‌ها توسط یک متخصص مراقبت سلامت (به عنوان مثال فیزیوتراپیست) است. تمرینات شامل هر حرکت هدفمند یک مفصل، انقباض عضلات یا فعالیت‌های تجویز شده است. هدف از هر دو درمان، تسکین درد، افزایش قدرت و محدوده عملکرد مفصل، و بهبود عملکرد است.

ویژگی‌های مطالعه

این، خلاصه‌ای از یک نسخه به‌روز مرور کاکرین و ارائه‌ای است از آنچه ما از پژوهش در مورد مزایا و مضرات درمان‌های دستی و ورزش در مقایسه با دارونما (placebo)، عدم مداخله یا هر مداخله دیگری در افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف می‌دانیم. پس از جست‌وجو برای تمام مطالعات مرتبط منتشر شده تا مارچ ۲۰۱۵، ما ۶۰ کارآزمایی (۳۶۲۰ شرکت‌کننده) را در مرور گنجاندیم، با این حال فقط در ۱۰ کارآزمایی به ترکیب درمان‌های دستی و ورزش پرداخته شده بود. میان شرکت‌کنندگان، ۵۲% زن بودند و میانگین سن ۵۱ سال و میانگین مدت زمان ابتلا به این وضعیت ۱۱ ماه بود. میانگین زمان درمان‌های دستی و مداخلات ورزشی شش هفته بود.

نتایج کلیدی: یک کارآزمایی درمان‌های دستی و ورزش را با دارونما (درمان اولتراسوند غیر‐فعال) به مدت ۱۰ هفته در افراد مبتلا به بیماری مزمن روتاتور کاف مقایسه کرده بود

درد به طور کلی (نمره بالاتر به معنی بهبود بیشتر در کاهش درد است)

افرادی که درمان‌های دستی و ورزش دریافت کرده بودند بهبود دردی داشتند که تفاوتی اندک یا عدم تفاوت با افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، داشت. بهبود درد، ۶,۸ امتیاز بیشتر (از ۰.۷ امتیاز کمتر تا ۱۴.۳ امتیاز بیشتر) در ۲۲ هفته (۷% بهبود مطلق) بود.

افرادی که درمان‌های دستی و ورزش دریافت کرده بودند، تغییر در نمره درد خود را ۲۴,۸ امتیاز در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی ارزیابی کرده بودند.

افرادی که دارونما دریافت کرده بودند تغییر در نمره دردشان را ۱۷,۳ امتیاز در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی ارزیابی کردند.

عملکرد (نمرات بالاتر به معنای بهبود بیشتر عملکرد است)

افرادی که درمان‌های دستی و ورزش دریافت کرده بودند، اندکی بیشتر از افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، بهبود یافته بودند. بهبود عملکرد ۷,۱ امتیاز بیشتر (از ۰.۳ امتیاز بیشتر تا ۱۳.۹ امتیاز بیشتر) در ۲۲ هفته (۷% بهبود مطلق) بود.

افرادی که درمان‌های دستی و ورزش دریافت کرده بودند، تغییر در عملکرد خود را ۲۲,۴ امتیاز در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی ارزیابی کردند.

افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، تغییر در عملکرد خود را ۱۵,۶ امتیاز در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی ارزیابی کردند.

موفقیت درمان

۱۶ نفر بیشتر از هر ۱۰۰ نفر، درمان با درمان‌های دستی و ورزش را در مقایسه با دارونما موفق عنوان کردند، ۱۶% بهبود مطلق (از ۲% کمتر تا ۳۴% بهبود بیشتر).

پنجاه‌وهفت نفر از ۱۰۰ نفر گزارش موفقیت درمان را با درمان‌های دستی و ورزش داده بودند.

چهل‌ویک نفر از ۱۰۰ نفر گزارش موفقیت درمان را با دارونما داده بودند.

عوارض جانبی

۲۳ نفر بیشتر در هر ۱۰۰ نفر، گزارش عوارض جانبی جزئی مانند درد موقت پس از درمان‌های دستی و ورزش را در مقایسه با دارونما داده بودند.

سی‌ویک نفر از ۱۰۰ نفر، بروز عوارض جانبی را با درمان‌های دستی و ورزش گزارش کرده بودند.

هشت نفر از ۱۰۰ نفر، عوارض جانبی را با دارونما گزارش کرده بودند.

کیفیت شواهد

شواهد با کیفیت بالا از یک کارآزمایی نشان داد که درمان‌های دستی و ورزش باعث بهبود عملکرد اندکی بیشتر از دارونما در ۲۲ هفته می‌شود، و تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در مقایسه با دارونما از لحاظ دیگر پیامدهای مهم برای بیمار (به عنوان مثال درد کلی) وجود داشت، و با تعداد نسبتا بیشتری از عوارض جانبی شایع اما خفیف همراه بود.

شواهد با کیفیت پائین پیشنهاد می‌کرد که ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در درد کلی و عملکرد در مقایسه درمان‌های دستی و ورزش با تزریق گلوکوکورتیکوئید وجود داشته باشد، ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در درد کلی و عملکرد در درمان‌های دستی و ورزش در مقایسه با رفع فشار ساب آکرومیال آرتروسکوپیک وجود داشته باشد، و افرادی که طب سوزنی به همراه مشاوره رژیم غذایی و مکمل Phlogenzym دریافت کرده بودند ممکن است درد کمتر و عملکرد بهتری نسبت به افراد دریافت کننده درمان‌های دستی و ورزش داشته باشند.

ما مطمئن نیستیم که اولا درمان‌های دستی و ورزش باعث بهبود عملکردی بیشتری نسبت به داروهای غیر‐استروئیدی ضد‐التهابی (non‐steroidal anti‐inflammatory drugsک NSAID) خوراکی می‌شود، و ثانیا، ترکیب درمان‌های دستی و ورزش همراه با تزریق گلوکوکورتیکوئید منجر به بهبود اضافی در عملکرد، بیش از تزریق گلوکوکورتیکوئید به تنهایی، می‌شود، که این به دلیل کیفیت بسیار پائین شواهد بود.


Matthew J Page، Sally Green، Marshall A Mrocki، Stephen J Surace، Jessica Deitch، Brodwen McBain، Nicolette Lyttle، Rachelle Buchbinder،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
مدیریت بیماری روتاتور کاف (rotator cuff disease) ممکن است شامل استفاده از مدالیته‌های الکتروتراپی (electrotherapy) (که به عنوان عوامل الکتروفیزیکال هم شناخته می‌شوند)، با هدف کاهش درد و بهبود عملکرد از طریق افزایش انرژی (الکتریکی، صوتی، نوری، یا حرارتی) در بدن باشد. مثال‌ها در این زمینه عبارتند از اولتراسوند، درمان با لیزر سطح پائین (low‐level laser therapy; LLLT)، تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست (transcutaneous electrical nerve stimulation; TENS) و درمان الکترومغناطیس میدانی پالسی (pulsed electromagnetic field therapy; PEMF). این مدالیته‌ها معمولا به عنوان اجزای یک مداخله درمان فیزیکی به کار گرفته می‌شوند. این مرور یکی از سری مرورهایی است که نسخه به‌روز شده یک مرور کاکرین، «مداخلات فیزیوتراپی برای درد شانه» را تشکیل می‌دهد.
اهداف

سنتز شواهد موجود در مورد مزایا و مضرات مدالیته‌های الکتروتراپی برای درمان افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف.

روش های جستجو
ما پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۳؛ ۲۰۱۵)؛ Ovid MEDLINE (از ژانویه ۱۹۶۶ تا مارچ ۲۰۱۵)؛ Ovid EMBASE (از ژانویه سال ۱۹۸۰ تا مارچ ۲۰۱۵)؛ CINAHL Plus (EBSCOhost؛ از ژانویه سال ۱۹۳۷ تا مارچ ۲۰۱۵)؛ ClinicalTrials.gov و پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی WHO ICTRP را تا مارچ ۲۰۱۵، بدون محدودیت زبانی جست‌وجو کردیم، فهرست منابع مقالات مروری و کارآزمایی‌های بازیابی شده، برای شناسایی کارآزمایی‌های بالقوه مرتبط مرور کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و کارآزمایی‌های شبه‐تصادفی‌سازی شده را، که شامل بزرگسالان مبتلا به بیماری روتاتور کاف (به عنوان مثال سندرم گیرافتادگی ساب‌آکرومیال، التهاب تاندون روتاتور کاف، تاندونیت کلسیفیکه (calcific tendinitis))، و مقایسه هر روش الکتروتراپی با دارونما (placebo)، عدم مداخله‌، نوع دیگری از الکتروتراپی یا هرگونه مداخله دیگر (برای مثال تزریق گلوکوکورتیکوئیدها) می‌شدند، در مرور گنجاندیم. کارآزمایی‌هایی که بررسی کرده بودند روش الکتروتراپی نسبت به دارونما یا عدم درمان مفیدتر است، یا با اضافه کردن به یکی دیگر از مداخله‌هایی درمان فیزیکی (به عنوان مثال درمان‌های دستی و ورزش) موثر است، مقایسه‌های اصلی مورد نظر این مرور بودند. پیامدهای اصلی مورد علاقه عبارت بودند از درد کلی، عملکرد، درد هنگام حرکت، گزارش موفقیت درمان بر اساس ارزیابی کلی گزارش شده توسط بیمار، کیفیت زندگی و تعداد شرکت‌کنندگانی که عوارض جانبی را تجربه می‌کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را برای ورود به مرور انتخاب کرده، داده‌ها را استخراج، و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند، کیفیت مجموعه شواهد را برای پیامدهای اصلی با استفاده از روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردند.
نتایج اصلی

ما ۴۷ کارآزمایی (۲۳۸۸ شرکت‌کننده) را در مرور گنجاندیم. اغلب کارآزمایی‌ها (۴۳ مورد) شامل شرکت‌کنندگان مبتلا به بیماری روتاتور کاف بدون کلسیفیکاسیون (calcification) بودند (چهار کارآزمایی شامل افراد با تاندونیت کلسیفیکه بود). شانزده (۳۴%) مورد از کارآزمایی‌ها تاثیر یک روش الکتروتراپی تجویز شده به تنهایی را بررسی کرده بودند. فقط ۲۳% از کارآزمایی‌ها در معرض خطر پائین سوگیری تخصیص ارزیابی شدند و ۴۹% در معرض خطر پائین از هر دو ناحیه سوگیری عملکرد و تشخیص (برای پیامدهای‌ گزارش شده توسط خود فرد) ارزیابی شدند. کارآزمایی‌ها از نظر جمعیت، مداخلات و مقایسه کننده‌ها ناهمگون بودند، به طوری که هیچ یک از داده‌ها را نمی‌توان در یک متاآنالیز (meta‐analysis) ترکیب کرد.

در یک کارآزمایی (۶۱ شرکت‌کننده، شواهد با کیفیت پائین)، درمان اولتراسوند پالسی (سه تا پنج بار در هفته به مدت شش هفته) با دارونما (placebo) (درمان اولتراسوند غیر‐فعال) برای تاندونیت کلسیفیکه مقایسه شده بود. در شش هفته، میزان کاهش کلی درد با دارونما ۶,۳‐ امتیاز در مقیاس ۵۲ امتیازی، و ۱۴.۹‐ امتیاز با اولتراسوند بود (تفاوت میانگین (MD): ۸.۶۰‐ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۱۳.۴۸‐ تا ۳.۷۲‐ امتیاز؛ تفاوت خطر مطلق ۱۷%؛ ۷% تا ۲۶% درصد بیشتر). میانگین بهبود عملکرد با دارونما ۳.۷ امتیاز در مقیاس ۱۰۰ امتیازی، و ۱۷.۸ امتیاز با اولتراسوند بود (تفاوت میانگین (MD): ۱۴.۱۰ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۵.۳۹ تا ۲۲.۸۱ امتیاز؛ تفاوت خطر مطلق: ۱۴%؛ ۵% تا ۲۳% بیشتر). نودویک درصد (۲۹/۳۲) از شرکت‌کنندگان موفقیت درمان را با اولتراسوند در مقایسه با ۵۲% (۱۵/۲۹) از شرکت‌کنندگان با دارونما، گزارش داده بودند (خطر نسبی (RR): ۱.۷۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۱ تا ۲.۵۳؛ تفاوت خطر مطلق: ۳۹%؛ ۱۸% تا ۶۰% بیشتر). میانگین بهبود کیفیت زندگی با دارونما ۴۰.۰ امتیاز در یک مقیاس ۱۰ امتیازی، و ۲.۶۰ امتیاز با اولتراسوند بود (MD: ۲.۲۰ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۱ امتیاز تا ۳.۴۹ امتیاز؛ تفاوت خطر مطلق: ۲۲%؛ ۹% تا ۳۵% بیشتر). تفاوت‌های بین گروهی در نه ماه مهم نبود. هیچ یک از شرکت‌کنندگان دچار عوارض جانبی نشدند.

اولتراسوند درمانی هیچ مزیت بالینی مهم اضافی در مقایسه با سایر مداخلات درمان فیزیکی نداشت (هشت کارآزمایی بالینی ناهمگون، شواهد با کیفیت پائین). به دلیل کیفیت بسیار پائین شواهد، ما مطمئن نیستیم که تفاوتی در پیامدهای مهم برای بیمار بین اولتراسوند و سایر مداخلات فعال (درمان‌های با دست، طب سوزنی، تزریق گلوکوکورتیکوئید، تزریق گلوکوکورتیکوئید به علاوه سدیم تولمتین (tolmetin sodium) خوراکی یا ورزش) وجود دارد. دو کارآزمایی کنترل شده با دارونما نتایجی به نفع LLLT تا سه هفته داشتند (شواهد با کیفیت پائین)، با این حال، ترکیب LLLT با دیگر مداخلات درمان فیزیکی منجر به مزایای اضافی اندکی شد (۱۰ کارآزمایی بالینی ناهمگون، شواهد با کیفیت پائین). به دلیل شواهد با کیفیت بسیار پائین حاصل از کارآزمایی واحد، ما مطمئن نیستیم که تحریک الکتریکی عصب از راه پوست (transcutaneous electrical nerve stimulation; TENS) بیشتر یا کمتر از تزریق گلوکوکورتیکوئید در مورد درد، عملکرد، موفقیت کلی درمان و محدوده حرکت فعال، موثر باشد. در سایر کارآزمایی‌های مستقل کوچک، مزایای بالینی مهمی بین درمان الکترومغناطیسی میدانی پالسی (pulsed electromagnetic field therapy; PEMF)، تحریک الکتریکی میکروکورنت (microcurrent electrical stimulation; MENS)، یونتوفورزیس اسید استیک (acetic acid iontophoresis) و دیاترمی مایکروویوی (microwave diathermy) مشاهده نشد (شواهد با کیفیت پائین یا بسیار پائین).

هیچ عارضه جانبی از اولتراسوند درمانی، LLLT؛ TENS یا دیاترمی مایکروویوی توسط هیچ یک از شرکت‌کنندگان گزارش نشد. عوارض جانبی در کارآزمایی‌های بررسی کننده تاثیرات PEMF؛ MENS یا یونتوفروزیس اسید استیک اندازه‌گیری نشده بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
بر اساس شواهد با کیفیت پائین، اولتراسوند درمانی ممکن است مزایای کوتاه‐مدت بیشتری از دارونما در افراد مبتلا به تاندونیت کلسیفیکه، و LLLT ممکن است مزایای کوتاه‐مدت بیشتری نسبت به دارونما در افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف داشته باشد. به انجام کارآزمایی‌های کنترل شده با دارونمای بیشتری با کیفیت بالاتر برای تایید این نتایج نیاز است. در نقطه مقابل، بر اساس شواهد با کیفیت پائین، PEMF ممکن است مزایای بالینی مرتبطی نسبت به دارونما داشته باشد، و اولتراسوند درمانی، LLLT و PEMF هم ممکن است زمانی که با دیگر مداخلات درمان فیزیکی ترکیب شوند موجب مزایای اضافی نشوند. به دلیل کیفیت بسیار پائین شواهد، ما مطمئن نیستیم که TENS نسبت به دارونما برتر است، و اینکه هر روش با الکتروتراپی مزایای بیشتری از دیگر مداخلات فعال (به عنوان مثال تزریق گلوکوکورتیکوئیدها) دارد. پزشکان باید با عدم‐قطعیت این تاثیرات ارتباط برقرار کنند و روش‌های دیگر یا ترکیبی از درمان‌ها را در نظر داشته باشند. کارآزمایی‌های آینده در مورد روش‌های الکتروتراپی برای بیماری روتاتور کاف باید بر مبنای منطق قوی و در نظر گرفتن اینکه آنها نتیجه‌گیری این مرور را تغییر می‌دهند یا خیر، بنا شوند.
خلاصه به زبان ساده

نقش مدالیتی‌های الکتروتراپی برای بیماری روتاتور کاف

پیشینه

بیماری روتاتور کاف (rotator cuff disease) شایع‌ترین علت درد شانه است. افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف اغلب درد خود را به عنوان دردی که در شب و با حرکت در جهات خاص، از جمله فعالیت‌های بالای سر تشدید می‌شود، توصیف می‌کنند. این حالت اغلب با از دست دادن عملکرد همراه است و برخی از مردم ضعف را هم توصیف می‌کنند.

مدالیته‌های الکتروتراپی (که هم‌چنین به عنوان عوامل الکتروفیزیکال هم شناخته می‌شوند) نوعی درمان فیزیکی هستند که با هدف کاهش درد و بهبود عملکرد از طریق افزایش در انرژی (الکتریکی، صوتی، نوری، یا حرارتی) در بدن عمل می‌کنند. مثال‌ها در این زمینه عبارتند از اولتراسوند، درمان با لیزر سطح پائین (low‐level laser therapy; LLLT)، تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست (transcutaneous electrical nerve stimulation; TENS) و درمان الکترومغناطیس میدانی پالسی (pulsed electromagnetic field therapy; PEMF). مدالیته‌های الکتروتراپی توسط پزشکان مختلف، از جمله فیزیوتراپیست‌ها، متخصصان کایروپرکتیک و اوستئیوپات‌ها انجام می‌شوند. در عمل، افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف به ندرت صرفا یک روش مدالیته الکتروتراپی جدا از دیگر شیوه‌های درمان فیزیکی (برای مثال درمان‌های دستی یا ورزش یا هر دو) دریافت خواهند کرد.

ویژگی‌های مطالعه

این، خلاصه‌ای از یک نسخه به‌روز مرور کاکرین و ارائه‌ای است از آنچه ما از پژوهش در مورد مزایا و مضرات درمان‌های دستی و ورزش در مقایسه با دارونما (placebo)، عدم مداخله یا هر مداخله دیگری در افراد مبتلا به بیماری روتاتور کاف می‌دانیم. پس از جست‌وجو برای تمام مطالعات مرتبط منتشر شده تا مارچ ۲۰۱۵؛ ما ۴۷ کارآزمایی (۲۳۸۸ شرکت‌کننده) را در مرور گنجاندیم. میان شرکت‌کنندگان وارد شده، ۶۷% زن بودند، میانگین سنی ۵۳ سال و میانگین مدت زمان ابتلا هشت ماه بود. الکتروتراپی به طور میانگین به مدت سه هفته انجام شد.

نتایج کلیدی

درمان اولتراسوند پالسی در برابر دارونما (اولتراسوند غیر‐فعال) به مدت شش هفته در افراد مبتلا به تاندونیت کلسیفیکه (calcific tendinitis) (بر اساس یک کارآزمایی)

درد کلی (نمرات پائین‌تر به معنی کاهش بیشتر درد)

افرادی که اولتراسوند دریافت کرده بودند کاهش درد بیشتری نسبت به افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، داشتند. کاهش درد ۸,۶۰ امتیاز بیشتر (از ۳.۷۲ تا ۱۳.۴۸ امتیاز بیشتر) در شش هفته (۱۷% بهبود مطلق) بود. در مقیاس ۰ تا ۵۲ امتیازی، افراد با اولتراسوند کاهش نمره درد خود را ۱۴.۹‐ امتیاز اعلام کردند، و افرادی که دارونما دریافت کرده بودند کاهش نمره درد خود را ۶.۳‐ امتیاز اعلام کردند.

عملکرد (نمره بالاتر به معنی بهبود بیشتر در عملکرد)

افرادی که اولتراسوند دریافت کرده بودند بهبود بیشتری نسبت به افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، داشتند. بهبود در عملکرد ۱۴,۱۰ امتیاز بیشتر (از ۵.۳۹ تا ۲۲.۸۱ امتیاز بیشتر) در شش هفته (۱۴% بهبود مطلق) بود. در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی، افراد با اولتراسوند تغییر در عملکرد خود را با نمره ۱۷.۸ امتیاز ارزیابی کردند، و افرادی که دارونما گرفته بودند تغییر در عملکرد خود را با نمره ۳.۷ امتیاز ارزیابی کردند.

موفقیت درمان

از هر ۱۰۰ نفر، سی‌ونه نفر بیشتر درمان را با اولتراسوند در مقایسه با دارونما موفق ارزیابی کردند، ۳۹% بهبود مطلق (از ۱۸% تا ۶۰% بهبود بیشتر). نودویک نفر از هر ۱۰۰ نفر، گزارش موفقیت درمان با اولتراسوند و ۵۲ نفر از ۱۰۰ نفر گزارش موفقیت درمان با دارونما را ارائه دادند.

عوارض جانبی

هیچ یک از شرکت‌کنندگان دریافت کننده اولتراسوند یا دارونما، عوارض جانبی را گزارش نکرده بودند.

کیفیت شواهد

شواهد با کیفیت پائین نشان می‌دهد که درمان با اولتراسوند ممکن است درد کلی، عملکرد، میزان موفقیت کلی درمان و کیفیت زندگی را نسبت به دارونما در کوتاه‌‐مدت (شش هفته) در افراد مبتلا به تاندونیت کلسیفیکه بهبود ببخشد، LLLT ممکن است درد کلی و عملکرد را نسبت به دارونما در کوتاه‌‐مدت (تا سه هفته) بهبود بخشد، درمان با اولتراسوند و LLLT احتمالا هیچ مزایای اضافی بالینی مهمی در مورد درد و عملکرد، هنگام ترکیب با دیگر مداخلات درمانی فیزیکی در مقایسه با آنها به تنهایی ایجاد نکنند، و PEMF احتمالا مزایای بالینی مهمی در مورد درد و عملکرد در مقایسه با دارونما ندارد. پژوهش‌های با کیفیت بالای بیشتر به احتمال زیاد باعث تغییر اطمینان ما نسبت به تخمین اثرگذاری خواهند شد.

به دلیل کیفیت بسیار پائین شواهد، ما مطمئن نیستیم که TENS درد و عملکرد را نسبت به دارونما بهبود می‌بخشد، یا درمان اولتراسوند درد و عملکرد را بیشتر از دیگر مداخلات فعال (درمان‌های با دست، طب سوزنی، تزریق گلوکوکورتیکوئید، تزریق گلوکوکورتیکوئید به علاوه سدیم تولمتین خوراکی و ورزش) بهبود می‌بخشد، یا اینکه LLLT درد و عملکرد را بیشتر از داروهای غیر‐استروئیدی ضد‐التهابی (nonsteroidal anti‐inflammatory drugs; NSAID) خوراکی و تزریق گلوکوکورتیکوئید بهبود می‌بخشد.



صفحه ۱ از ۱