جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Janne M Veerbeek

Judith DM Vloothuis، Marijn Mulder، Janne M Veerbeek، Manin Konijnenbelt، Johanna MA Visser-Meily، Johannes CF Ket، Gert Kwakkel، Erwin EH van Wegen،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
سکته مغزی علت اصلی ناتوانی‌های طولانی‌مدت در بزرگسالان است. چندین مرور سیستماتیک نشان‌ داده‌اند که آموزش‌های بسیار شدید می‌تواند موجب بهتر شدن پیامدهای کارکردی بعد از سکته مغزی شود. در حال حاضر منابع برای وضعیت‌های بستری همیشه کافی نیستند و روش‌های خلاقانه برای انجام این توصیه‌ها بدون افزایش هزینه‌های مراقبت سلامت ضروری است. یک روش کارآمد، افزایش قوت و شدت آموزش با استفاده از مراقبین سلامت در آموزش تمرینات است. برنامه تمرینی تحت نظر مراقب، بالقوه باعث بهبود پیامدها از طریق عملکرد بدن، فعالیت‌ها و مشارکت در افراد مبتلا به سکته مغزی می‌شود. علاوه بر این، مراقبین به طور فعال درگیر فرآیند توانبخشی هستند و این نکته ممکن است احساس توانمندسازی را، همراه با کاهش بار (burden) مراقبین افزایش دهد و باعث انتقال محل بازتوانی از بیمارستان، مرکز توانبخشی یا خانه پرستاری به منزل شود. در نتیجه، مدت اقامت در بیمارستان کاهش یافته و ترخیص سریع افزایش می‌یابد.
اهداف
تعیین اینکه تمرینات تحت نظر مراقب سلامت، توانایی کارکردی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در افراد مبتلا به سکته مغزی بهبود می‌بخشد یا خیر و هم‌چنین تعیین اینکه این تمرینات تاثیری بر بار (burden) مراقب دارد یا خیر.
روش های جستجو
ما به جست‌وجو در این پایگاه‌ها پرداختیم: پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه استروک در کاکرین (Cochrane Stroke Group)؛ (اکتبر ۲۰۱۵)، CENTRAL (کتابخانه کاکرین؛ شماره ۱۰؛ ۲۰۱۵)، MEDLINE (از ۱۹۴۶ تا اکتبر ۲۰۱۵)، Embase (از ۱۹۸۰ تا دسامبر ۲۰۱۵)، CINAHL (از ۱۹۸۲ تا دسامبر ۲۰۱۵)، SPORTDiscus (از ۱۹۸۵ تا دسامبر ۲۰۱۵)، سه بانک اطلاعاتی دیگر (دو پایگاه در اکتبر ۲۰۱۵، یک پایگاه در دسامبر ۲۰۱۵) و شش پایگاه ثبت کارآزمایی دیگر (اکتبر ۲۰۱۵). هم‌چنین فهرست منابع مقالات منتشر شده مرتبط را جست‌وجو و با نویسندگان این حوزه تماس گرفتیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای را انتخاب کردیم که در آنها CME با مراقبت معمول، عدم مداخله، یا مداخلات دیگری که تحت نظر مراقب سلامت نبودند، مقایسه شده بود؛ هدف این کارآزمایی‌ها بهبود عملکرد حرکتی در افراد مبتلا به سکته مغزی بود.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را انتخاب کردند. یک نویسنده مرور داده‌ها را استخراج کرد و کیفیت و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کرد، نویسنده دوم مرور این داده‌ها را به صورت کراس چک بررسی و کیفیت آنها را ارزیابی کرد. کیفیت شواهد را با استفاده از سیستم درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) تعیین کردیم. کم بودن تعداد مطالعات وارد شده، تجزیه‌و‌تحلیل از پیش برنامه‌ریزی شده را محدود کرده بودند.
نتایج اصلی

ما نه کارآزمایی را درباره CME انتخاب کردیم، شش مورد از این نه کارآزمایی، با ۳۳۳ جفت بیمار‐مراقب برای متاآنالیز (meta‐analysis) انتخاب شدند. تعداد اندک مطالعات، شرکت‌کنندگان و انواع معیارهای پیامد، خلاصه‌سازی و ترکیب داده‌ها در متاآنالیز را دشوار می‌سازد. علاوه بر این در برخی مطالعات، CME تنها مداخله (CME‐core) بود در حالی که در مطالعات دیگر، مراقبین مداخلات دیگری مانند حرکت درمانی ناشی از محدودیت (constraint‐induced movement) را ارائه کردند. در کارآزمایی‌هایی با این نوع از مراقبین، جدا کردن تاثیرات CME از تاثیرات مداخلات دیگر مشکل بود.

وقتی تمام داده‌های بعد از مداخله در کارآزمایی‌ها را تجمیع کردیم، هیچ تاثیر معناداری از CME بر ADL پایه (۴ مطاالعه؛ تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD): ۰,۲۱؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۰۲‐ تا ۰.۴۴؛ ۰.۰۷ = P؛ شواهد با کیفیت متوسط)، یا در پیگیری (۲ مطالعه؛ تفاوت میانگین (MD): ۲.۶۹؛ ۹۵% CI؛ ۱۳.۵۵ تا ۸.۱۸‐؛ ۰.۶۳ = P؛ شواهد با کیفیت پائین) نیافتیم. علاوه بر این ما تاثیرات معناداری از CME بر ADL بسط یافته بعد از مداخله (دو مطالعه؛ SMD: ۰.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۵ تا ۰.۲۱‐؛ ۰.۶۴ = P؛ شواهد با کیفیت پائین) یا در پیگیری (۲ مطالعه؛ SMD: ۰.۱۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۹ تا ۰.۱۷‐؛ ۰.۴۵ = P؛ شواهد با کیفیت پائین) نیافتیم.

بار (burden) مراقبین در پایان مداخله (۲ مطالعه؛ SMD: ‐۰,۰۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۷ تا ۰.۴۵‐؛ ۰.۸۶ = P؛ شواهد با کیفیت متوسط) یا در پیگیری (۱ مطالعه؛ MD: ۰.۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۱ تا ۰.۷۱‐؛ ۰.۳۷ = P؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) افزایش پیدا نکرد.

در پایان مداخله، CME به طور معناداری پیامدهای ثانویه، تعادل فرد در حالت ایستادن (۳ مطالعه؛ SMD: ۰,۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۷ تا ۰.۱۹؛ ۰.۰۰۲ = P؛ شواهد با کیفیت پائین) و کیفیت زندگی (۱ مطالعه؛ عملکرد جسمانی: MD: ۱۲.۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۲۳.۱۳ تا ۱.۶۷؛ ۰.۰۲ = P؛ موربیدیتی: MD: ۱۸.۲۰؛ ۹۵% CI؛ ۲۸.۸۶ تا ۷.۵۴؛ ۰.۰۰۰۸ = P؛ بهبود کلی: MD: ۱۵.۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۲۱.۷۶ تا ۸.۴۴؛ ۰.۰۰۰۰۱ > P؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) را بهبود بخشیده بود. در پیگیری، ما تاثیر معناداری به نفع CME برای طی مسافت در تست پیاده‌روی در شش دقیقه (Six‐Minute Walking Test) پیدا کردیم (۱ مطالعه؛ MD؛ ۱۰۹.۵۰ متر، ۹۵% CI؛ ۲۰۱.۸۸ تا ۱۷.۱۲؛ ۰.۰۲ = P؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). هم‌چنین تاثیر معناداری به نفع گروه کنترل در پایان مداخله بدون توجه به زمان اجرا بر اساس تست عملکرد حرکتی ولف (Wolf Motor Function test پیدا کردیم (۲ مطالعه؛ MD: ‐۱.۷۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۱‐ تا ۲.۲۳‐؛ ۰.۰۰۰۰۱ > P؛ شواهد با کیفیت پائین). تاثیرات معناداری به نفع پیامدهای ثانویه دیگر (یعنی پیامدهای مربوط به بیمار: اختلال حرکتی، عملکرد اندام فوقانی، خلق‌وخو، خستگی، طول مدت بستری و عوارض جانبی؛ پیامدهای مربوط به مراقب: خلق‌وخو و کیفیت زندگی) نیافتیم.

تجزیه‌و‌تحلیل حساسیت از CME‐core در تقابل با تجزیه‌و‌تحلیل اولیه، تاثیر معناداری را از CME بر ADL پایه بعد از مداخله نشان داد (۲ مطالعه؛MD: ۹,۴۵؛ ۹۵% CI؛ ۱۶.۷۸ تا ۲.۱۱؛ ۰.۰۱ = P؛ شواهد با کیفیت متوسط).

کیفیت روش‌شناسی کارآزمایی‌های وارد شده و تنوع در مداخلات (مانند محتوا، زمان‌بندی و مدت)، اعتبار و تعمیم‌پذیری نتایج مشاهده شده را تحت تاثیر قرار داده است.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد با کیفیت متوسط تا بسیار پائینی وجود دارد که نشان می‌دهد CME ممکن است مداخله ارزشمندی برای تقویت گزینه‌های درمانی در توانبخشی سکته مغزی باشد. مطالعات وارد شده کوچک و ناهمگون بودند، برخی کارآزمایی‌ها سوگیری نامشخص یا پُر‐خطر داشتند. پژوهش‌های آتی با کیفیت بالا برای تعیین (هزینه‐)اثربخشی مداخلات CME لازم است.
خلاصه به زبان ساده

نقش تمرینات تحت نظر مراقب (پرستار) در بهبود پیامدهای پس از سکته مغزی

سوال مطالعه مروری

تاثیر انجام تمرینات تحت نظر یک مراقب بعد از سکته مغزی بر پیامد مربوط به افراد مبتلا به سکته مغزی و بار (burden) چیست؟

پیشینه

سکته مغزی علت اصلی ناتوانی اکتسابی در بزرگسالان است. پژوهش‌ها نشان داده که صرف زمان زیاد برای ورزش‌درمانی در هفته اول تا ماه‌ها بعد از سکته مغزی عملکرد فرد را بهتر می‌کند. به دلیل فقدان منابع و پرسنل لازم، در عمل صرف زمان زیاد برای ورزش‌درمانی در این دوره مشکل است. یک شیوه برای افزایش این زمان تمرینی، استفاده از مراقبین در انجام آموزش‌های ورزشی برای افراد مبتلا به سکته مغزی است. در جریان این آموزش‌های تمرینی یک درمانگر، بیمار و مراقب را رهبری می‌کند و ارزیابی را بر یک مبنای منظم برنامه‌ریزی می‌کند.

ویژگی‌های مطالعه

ما نه کارآزمایی بالینی را تا اکتبر ۲۰۱۵ شناسایی کردیم، در تمام این کارآزمایی‌ها برخی از اشکال تمرینات تحت نظر مراقب (caregiver‐mediated exercises) در مقایسه با مراقبت‌های معمول، عدم درمان (مداخله) یا مداخله دیگری که با واسطه مراقب نباشد، بررسی شده بود.

نتایج کلیدی

ما ۳۳۳ زوج بیمار‐مراقب را در این مرور انتخاب کردیم. کارآزمایی‌هایی را یافتیم که در آنها تمرینات تحت نظر مراقب، خودشان موضوع مطالعات بودند (CME‐core نامیده می‌شود). علاوه بر این کارآزمایی‌هایی را یافتیم که در آنها مراقبین ارائه کننده مداخلات دیگری بودند که از قبل وجود داشت. در این مقوله دوم، جدا کردن تاثیرات تمرینات تحت نظر مراقب از تاثیرات مداخلات دیگر مشکل بود.

ما شواهدی را یافتیم که بر مبنای آنها تمرینات تحت نظر مراقب می‌تواند به طور مستقیم، تاثیر مثبتی بر تعادل بیمار در حالت ایستادن (شواهد با کیفیت پائین) و کیفیت زندگی (شواهد با کیفیت بسیار پائین) بعد از سکته مغزی داشته باشد. در طولانی‐مدت، شواهد با کیفیت بسیار پائینی برای نشان دادن تاثیر مثبت بر فاصله پیاده‌روی (walking distance) یافتیم. ما شواهد با کیفیت پائینی در مورد سرعت استفاده از بازو و دست به نفع گروه کنترل یافتیم.

عوارض جانبی یا تاثیرات سودمند معناداری را بر فشار وارده بر مراقب نیافتیم؛ کیفیت این شواهد را در سطح متوسط (بعد از مداخله) تا بسیار پائین (در طولانی‐مدت) ارزیابی کردیم. هم‌چنین ما تاثیر معناداری برای فعالیت‌های اساسی در زندگی روزمره مانند لباس پوشیدن و حمام رفتن بعد از مداخله (شواهد با کیفیت متوسط) یا پیگیری (کیفیت شواهد پایین) نیافتیم. علاوه بر این ما تاثیرات معناداری بر فعالیت‌های گسترده در زندگی روزمره مانند آشپزی و باغبانی بعد از مداخله یا در پیگیری نیافتیم (هر دو دارای شواهد با کیفیت پائین).

در تجزیه‌و‌تحلیل CME‐core ما شواهد با کیفیت متوسط برای نشان دادن تاثیر مثبت تمرینات تحت نظر مراقب در فعالیت‌های اساسی زندگی روزمره پیدا کردیم.

می‌توان نتیجه گرفت که تمرینات تحت نظر مراقب ممکن است درمانی امید بخش برای اضافه کردن به مراقبت‌های معمول باشد.

کیفیت شواهد

تعداد کارآزمایی‌های وارد شده اندک بود و سطح شواهد از کیفیت بسیار پائین تا متوسط برخوردار بود. بنابراین نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند.


Marc B Rietberg، Janne M Veerbeek، Rik Gosselink، Gert Kwakkel، Erwin EH van Wegen،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی است، که حدود ۲,۵ میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد. افراد مبتلا به MS احتمال دارد دچار محدودیت‎‌هایی در قدرت و استقامت عضلانی ‐ از جمله عضلات تنفسی ‐ شوند، که بر کارآیی عملکردی و ظرفیت ورزش در آن‌ها تاثیر می‌گذارد. ضعف عضلات تنفسی می‌تواند منجر به کاهش عملکرد در سرفه شده، و به پنومونی (آسپیراسیون) یا حتی نارسایی حاد تنفسی بی‌انجامد، عوارضی که اغلب علت مرگ را در MS تشکیل می‌دهند. تمرین عضلات تنفسی ممکن است عملکرد تنفسی و اثربخشی سرفه را بهبود بخشد.
اهداف
ارزیابی اثرات تمرین عضلات تنفسی در مقایسه با هر نوع دیگری از تمرین یا عدم‐تمرین برای عملکرد عضلات تنفسی، عملکرد ریوی و پیامدهای بالینی در افراد مبتلا به MS.
روش های جستجو
پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه مالتیپل اسکلروزیس در کاکرین و گروه بیماری‌های نادر سیستم عصبی مرکزی در کاکرین (۳ فوریه ۲۰۱۷) را جست‌وجو کردیم، که شامل کارآزمایی‌هایی از پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ Embase؛ CINAHL؛ LILACS و بانک‌های اطلاعاتی پایگاه ثبت کارآزمایی ClinicalTrials.gov و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت بودند. دو نویسنده مستقلا رکوردهای حاصل از جست‌وجوها را غربالگری کرده، فهرست منابع مقالات مروری و مطالعات اولیه را به‌صورت دستی جست‌وجو کرده، پایگاه ثبت کارآزمایی‌ها را برای یافتن پروتکل‌ها بررسی کرده، و با متخصصین این حوزه برای شناسایی کارآزمایی‌های منتشرشده یا نشده بیشتر، تماس گرفتند.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که اثربخشی تمرین عضلات تنفسی را با هر کنترل دیگری در افراد مبتلا به MS مورد بررسی قرار دادند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
یکی از نویسندگان ویژگی‌ها و داده‌های مطالعات را از RCTهای وارد شده استخراج کرده، و دو نویسنده دیگر مستقلا تمام داده‌های استخراج شده را به صورت متقاطع بررسی کردند. دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم خطر سوگیری (bias) را با ابزار ارزیابی «خطر سوگیری» کاکرین سنجیدند. هنگامی که حداقل دو RCT داده‌های مشابهی را برای یک نوع پیامد ارائه دادند، متاآنالیز را انجام دادیم. قطعیت شواهد را با بر اساس رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردیم.
نتایج اصلی

ما شش RCT را، شامل ۱۹۵ شرکت‌کننده مبتلا به MS در این مرور گنجاندیم. دو RCT تمرین عضلات دمی را با یک دستگاه حد آستانه (threshold) ارزیابی کردند؛ سه RCT تمرین عضلات بازدمی را با دستگاه حد آستانه؛ و یک RCT، تمرینات منظم تنفسی را بررسی کردند. هجده شرکت‌کننده (~ ۱۰%) از مطالعه خارج شدند؛ کارآزمایی‌ها هیچ موردی را از عوارض جانبی جدی گزارش نکردند.

داده‌های ۵ کارآزمایی (N = ۱۳۷) را برای تمرین عضلانی دمی و بازدمی، با استفاده از یک مدل اثرات‐ثابت برای همه پیامدها، به جز یکی، تجمیع و آنالیز کردیم. در مقایسه با گروه کنترل غیر‐فعال، متاآنالیز نشان داد که تمرین عضلات دمی تفاوت معنی‌داری را در حداکثر فشار دمی (تفاوت میانگین (MD)؛ ۶,۵۰ cmH۲O؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۷,۳۹‐ تا ۲۰.۳۸؛ P = ۰.۳۶؛ I۲= ۰%) یا حداکثر فشار بازدمی (MD؛ ۸,۲۲‐ cmH۲O؛ ۹۵% CI؛ ۲۶,۲۰‐ تا ۹.۷۷؛ P = ۰.۳۷؛ I۲= ۰%) ایجاد نمی‌کند، اما منفعت معنی‌داری را در حداکثر فشار پیش‌بینی شده دمی ایجاد کرد (MD؛ ۲۰,۹۲ cmH۲O؛ ۹۵% CI؛ ۶,۰۳ تا ۳۵.۸۱؛ P = ۰.۰۰۶؛ I۲= ۱۸%). انجام متاآنالیز با مدل اثرات‐تصادفی نتوانست تفاوت معنی‌داری در حداکثر فشار پیش‌بینی شده دمی نشان دهد (MD؛ ۵,۸۶ cmH۲O؛ ۹۵% CI؛ ۱۰,۶۳ تا ۲۲.۳۵؛ P = ۰.۴۹؛ I۲ = ۵۵%). این مطالعات پیامدها را در مورد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت گزارش نکردند.

سه RCT تمرینات عضلات دمی را با کنترل غیر‐فعال یا تمرین ساختگی مقایسه کردند. براساس یک مدل اثر‐ثابت، انجام متاآنالیز نتوانست تفاوت معنی‌داری را بین گروه‌ها از نظر حداکثر فشار دمی (MD؛ ۸,۳۳ cmH۲O؛ ۹۵% CI؛ ۰,۹۳‐ تا ۱۷.۵۹؛ P = ۰.۱۸؛ I۲ = ۴۲%) یا حداکثر فشار دمی (MD؛ ۳,۵۴ cmH۲O؛ ۹۵% CI؛ ۵,۰۴‐ تا ۱۲.۱۲؛ P = ۰.۴۲؛ I۲= ۴۱%) نشان دهد یک کارآزمایی کیفیت زندگی را ارزیابی کرد و هیچ تفاوتی را بین گروه‌ها نیافت.

برای تمام پیامدهای ثانویه از پیش تعیین‌شده، مانند حجم بازدمی اجباری (forced expiratory volume)، ظرفیت حیاتی اجباری (forced vital capacity) و حداکثر جریان (peak flow)، تجمیع داده‌ها ممکن نبود. با این وجود، دو کارآزمایی در زمینه تمرین عضلانی دمی، خستگی را با استفاده از Fatigue Severity Scale (محدوده نمرات: ۰ تا ۵۶)، تفاوتی را بین گروه‌ها نشان نداد (MD؛ ۰,۲۸‐ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۵‐ تا ۰.۳۹؛ P = ۰.۴۲؛ I۲ = ۰%). با توجه به تعداد اندک مطالعات وارد شده، نتوانستیم متاآنالیز تجمعی یا آنالیزهای زیر‐گروه‌ها را انجام دهیم. امکان انجام متاآنالیز برای عوارض جانبی نامطلوب وجود نداشت، بروز هیچ موردی از عارضه جدی در هیچ‌یک از کارآزمایی‌های وارد شده ذکر نشد.

به دلیل محدودیت‌های طراحی و اجرا و همچنین عدم‐دقت در نتایج، سطح کیفیت شواهد برای تمام پیامدها پائین بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این مرور شواهدی را با کیفیت پائین ارائه می‌دهد که تمرین مقاومتی عضلات دمی با دستگاه حد آستانه مقاومتی پس از مداخله برای بهبود حداکثر فشار دمی پیش‌بینی‌شده در افراد مبتلا به MS خفیف تا متوسط نسبتا موثر است، در حالی که تمرین عضلات بازدمی هیچ تاثیر قابل‌توجهی را نشان نداد. پایداری اثرات مطلوب آموزش عضلات دمی نامعلوم است، همین وضعیت در مورد تاثیرات مشاهده‌شده بر کیفیت زندگی صادق است.
خلاصه به زبان ساده

تمرینات عضلات تنفسی در مالتیپل اسکلروزیس

پیشینه

مالتیپل اسکلروزیس (multiple sclerosis; MS) یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی است، که حدود ۲,۵ میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگرچه علت دقیق این بیماری مشخص نیست، به‌طور کلی پذیرفته شده که MS شامل پاسخ ایمنی غیر‐طبیعی درون سیستم عصبی مرکزی است. بسته به شدت بیماری، افراد مبتلا به MS ممکن است دچار محدودیت‌های مختلفی، مثل قدرت و استقامت عضلانی، از جمله در عضلات لازم برای تنفس (عضلات تنفسی) باشند. قدرت عضلات تنفسی با توانایی افراد در عملکرد و ورزش مرتبط است، و ضعف عضلات تنفسی می‌تواند منجر به سرفه‌های کمتر موثر شود که ممکن است به پنومونی آسپیراسیون (حالتی که غذا، بزاق یا دیگر مایعات به جای بلعیده شدن وارد راه‌های هوایی تنفسی می‌شوند) یا حتی نارسایی حاد عملکرد تنفسی بی‌انجامد. این عوارض ریوی اغلب به‌ عنوان علت مرگ افراد مبتلا به MS گزارش می‌شوند. تمرین عضلات تنفسی ممکن است باعث بهبود عملکرد تنفس و سرفه موثر شود.

ویژگی‌های مطالعه

بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی را برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (که در آن‌ها شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی به یک بازوی درمان یا بازوی کنترل اختصاص داده می‌شوند) منتشر‌شده تا ۳ فوریه ۲۰۱۷ جست‌وجو کردیم که تمرین عضلات تنفسی را در افراد مبتلا به MS بررسی کردند. علاوه بر این، برای شناسایی مطالعات بیشتر با متخصصان این زمینه تماس گرفتیم.

نتایج کلیدی

شش کارآزمایی را با حضور ۱۹۵ شرکت‌کننده مبتلا به MS یافتیم. آموزش شامل دو یا سه مجموعه تمرینات با ۱۰ تا ۱۵ بار تکرار، دو بار در روز به مدت حداقل سه روز در هفته بود، و مداخلات به مدت شش هفته تا سه ماه ادامه یافتند. دوره پیگیری از عدم‐پیگیری تا شش ماه متغیر بود. دو مورد از کارآزمایی‌های وارد شده تمرینات عضلات دمی را با دستگاه حد آستانه (یعنی دستگاه تنفسی قابل حمل که مقاومت را در برابر هوا در حالت دم یا بازدم افزایش می‌دهد) ارزیابی کردند. سه کارآزمایی، تمرینات عضلات بازدمی را با یک دستگاه حد آستانه، و یک کارآزمایی تمرینات تنفسی را مورد بررسی قرار داد. مزایایی را با تمرین عضلات دمی برای بهبود حداکثر فشار دمی پیش‌بینی‌شده یافتیم، اما نه برای بهبود فشار حداکثری دمی. هیچ تاثیری را برای حداکثر فشار بازدمی پیدا نکردیم. فقط یک مطالعه کیفیت زندگی را اندازه‌گیری کرد، اما هیچ تاثیری را نیافت؛ دو کارآزمایی خستگی را اندازه‌گیری کرده و آن‌ها هم تفاوتی را بین گروه درمان و گروه کنترل پیدا نکردند. هجده شرکت‌کننده (حدود ۱۰%) از مطالعه خارج شدند و هیچ کارآزمایی عوارض جانبی جدی گزارش نکرد.

کیفیت شواهد

شش کارآزمایی که واجد شرایط برای ورود به این مرور بودند حجم نمونه کوچکی داشتند، بنابراین قدرت آماری پائین بوده، و آنالیزها دقیق نبودند. به‌علاوه، مطالعات از لحاظ نوع تمرین‌های عضلات تنفسی، میزان/حدت، و شدت بیماری MS ناهمگن بودند. علاوه بر این، نتوانستیم اثرات آموزش را، برای مثال، بر اثربخشی سرفه، پنومونی، و کیفیت زندگی تجزیه‌وتحلیل کنیم، زیرا کارآزمایی‌های وارد شده این پیامدها را گزارش نکردند، با وجود آنکه برای بیماران، مراقبین و متخصصین سلامت مهم هستند. در مجموع، این مرور شواهدی را با کیفیت پائین فراهم کرد که تمرینات مقاومتی عضلات دمی باعث تقویت قدرت عضلات دمی در افراد مبتلا به MS می‌شود. هیچ تاثیری را برای تمرین مقاومتی عضلات بازدمی نیافتیم. انجام تحقیقات بیشتری با کیفیت بالاتر در مورد تمرین عضلات تنفسی در MS مورد نیاز است.



صفحه ۱ از ۱