جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای Jane E Harding

Philip J Weston، Deborah L Harris، Malcolm Battin، Julie Brown، Joanne E Hegarty، Jane E Harding،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه

هیپوگلیسمی نوزادان (neonatal hypoglycaemia)، وضعیت شایعی است که می‌تواند با آسیب مغزی همراه باشد. روش فعلی معمولا شامل شناسایی زودهنگام نوزادان در معرض خطر (به عنوان مثال نوزادان متولد شده از مادران مبتلا به دیابت؛ نوزادان نارس، کوچک یا بزرگ برای سن جنینی) بوده، و انجام اقدامات پیشگیرانه توصیه می‌شوند. با این حال، این اقدامات اغلب شامل استفاده از شیر خشک یا بستری شدن در بخش نوزادان است. ژل دکستروز (dextrose gel) یک روش غیرتهاجمی، کم‌هزینه و موثر برای درمان هیپوگلیسمی نوزادان است. ژل دکستروز پیشگیرانه می‌تواند بروز هیپوگلیسمی نوزادان را کاهش دهد، بنابراین به‌طور بالقوه جدایی مادر و نوزاد را کاهش داده و از شیردهی مادر حمایت کرده، همچنین از بروز آسیب مغزی پیشگیری می‌کند. این یک نسخه به‌روز شده از مرور قبلی کاکرین است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد.

اهداف

ارزیابی اثربخشی و بی‌خطری (safety) استفاده از ژل دکستروز خوراکی در پیشگیری از وقوع هیپوگلیسمی پیش از ترخیص از بیمارستان و کاهش بروز اختلال طولانی‌مدت در تکامل سیستم عصبی در نوزادان در معرض خطر ابتلا به هیپوگلیسمی.

روش های جستجو

ما CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase و Epistemonikos را در اپریل ۲۰۲۳ جست‌وجو کردیم. بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مقالات بازیابی‌شده را جست‌وجو کردیم.

معیارهای انتخاب

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده (randomised controlled trials; RCTs) و شبه‐RCTهایی را وارد کردیم که ژل دکستروز خوراکی را در برابر دارونما (placebo)، عدم مداخله، یا دیگر درمان‌ها به منظور پیشگیری از بروز هیپوگلیسمی در نوزادان مقایسه کردند. نوزادان تازه متولد شده و در معرض خطر ابتلا به هیپوگلیسمی، از جمله نوزادان مادران مبتلا به دیابت (همه انواع)، نوزادان با وزن بالا یا پائین، و نارس متولد شده (< ۳۷ هفته)، سن از بدو تولد تا ۲۴ ساعت که هنوز هیپوگلیسمی در آنها تشخیص داده نشده بود، را وارد کردیم.

گردآوری و تحلیل داده‌ها

دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم، اطلاعات را استخراج کرده و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند. با پژوهشگران تماس گرفتیم تا اطلاعات بیشتری را به دست آوریم. از متاآنالیزهای مدل اثر ثابت (fixed‐effect) استفاده کردیم. برای ارزیابی قطعیت شواهد از رویکرد درجه‌بندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE) استفاده شد.

نتایج اصلی

دو مطالعه را وارد کردیم که در کشورهایی با سطح درآمد بالا انجام شده و به مقایسه ژل دکستروز خوراکی در برابر دارونما در ۲۵۴۸ نوزاد در معرض خطر ابتلا به هیپوگلیسمی نوزادان پرداختند. هر دوی این مطالعات در نسخه قبلی این مرور گنجانده شدند، اما داده‌های پیگیری جدید برای هر دو در دسترس بودند. این دو مطالعه را در معرض خطر پائین سوگیری در ۱۳/۱۴ حوزه قضاوت کردیم، و سطح قطعیت شواهد مربوط به اکثر پیامدها، متوسط بود. متاآنالیز دو مطالعه نشان داد که ژل دکستروز خوراکی خطر بروز هیپوگلیسمی را کاهش می‌دهد (خطر نسبی (RR): ۰,۸۷؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۷۹ تا ۰.۹۵؛ تفاوت خطر (RD): ۰.۰۶‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۰‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت بالا). شواهد حاصل از دو مطالعه نشان داد که ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در خطر ناتوانی عصبی عمده در دو سالگی کودک پس از مصرف ژل دکستروز خوراکی وجود داشته باشد (RR: ۱.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۹ تا ۱.۶۸؛ ۱۵۵۴ کودک؛ شواهد با قطعیت پائین). متاآنالیز دو مطالعه نشان داد که ژل دکستروز خوراکی احتمالا خطر دریافت درمان را برای هیپوگلیسمی حین بستری اولیه در بیمارستان کاهش می‌دهد (RR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۹ تا ۱.۰۰؛ ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت متوسط) اما ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت را در خطر دریافت درمان داخل وریدی برای هیپوگلیسمی ایجاد می‌کند (RR: ۱.۰۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۸ تا ۱.۴۹؛ ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت متوسط). ژل دکستروز خوراکی ممکن است تاثیری اندک یا عدم تاثیر بر خطر جدایی از مادر برای درمان هیپوگلیسمی بر جای بگذارد (RR: ۱.۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۱.۵۵؛ دو مطالعه، ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت پائین). احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در خطر بروز عوارض جانبی در نوزادانی که ژل دکستروز خوراکی را دریافت می‌کنند در مقایسه با ژل دارونما وجود دارد (RR: ۱.۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۴ تا ۲.۳۳؛ دو مطالعه، ۲۵۱۰ نوزاد؛ شواهد با قطعیت متوسط)، اما هیچ مطالعه‌ای به مقایسه دکستروز خوراکی با دیگر مقایسه‌کننده‌ها مانند عدم مداخله، یا دیگر درمان‌ها نپرداخت. هیچ داده‌ای در مورد شیردهی انحصاری با شیر مادر پس از ترخیص در دسترس نبود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

ژل دکستروز خوراکی پیشگیرانه خطر هیپوگلیسمی نوزادی را در نوزادان در معرض خطر کاهش داده و احتمالا خطر درمان هیپوگلیسمی را بدون عوارض جانبی کاهش می‌دهد. این درمان ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت را در خطر ناتوانی عصبی عمده در دو سال بر جای بگذارد، اما فواصل اطمینان شامل امکان مزیت یا آسیب قابل توجه است. شواهد در شش تا هفت سالگی کودک به یک مطالعه کوچک محدود می‌شود. با توجه به مزایای کوتاه‌مدت محدود شده این مداخله، تا زمانی که اطلاعات بیشتر در مورد تعادل خطرات و مضرات ناتوانی عصبی بعدی در دسترس قرار گیرند، مصرف ژل دکستروز خوراکی پیشگیرانه نباید در عملکرد بالینی روتین گنجانده شود. انجام مطالعات بیشتر و با دوره پیگیری طولانی‌تر و در مقیاس بزرگ در سن دو سالگی یا بالاتر مورد نیاز است. پژوهش‌های آینده همچنین باید در دیگر کشورهای پیشرفته و ثروتمند، کشورهایی با سطح درآمد پائین و متوسط، نوزادان پره‌ترم، استفاده از دیگر ترکیبات ژل دکستروز، و استفاده از مقایسه‌کننده‌های دیگر غیر از ژل دارونما انجام شوند. سه مطالعه که در انتظار طبقه‌بندی و یک مطالعه که در حال انجام‌ هستند، در صورت انتشار ممکن است نتیجه‌گیری‌های این مرور را تغییر دهند.

خلاصه به زبان ساده

نقش ژل دکستروز خوراکی در پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز خون در نوزادان تازه متولد شده

سوال مطالعه مروری

آیا مصرف ژل دکستروز خوراکی در پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز خون و کاهش ناتوانی طولانی‌‌مدت در نوزادان تازه متولد شده که در معرض خطر سطوح پائین گلوکز خون هستند، موثر و بی‌خطر است؟

پیام‌های کلیدی

‐ شواهد فعلی بر اساس نتایج دو مطالعه با حضور ۲۵۴۸ نوزاد در معرض خطر در کشورهایی با درآمد بالا، با ارزیابی پیامد در نوزادان، کودکان دو ساله و شش تا هفت ساله، به دست آمدند.

‐ مصرف ژل دکستروز خوراکی در کاهش سطوح پائین گلوکز خون در نوزادانی که در معرض خطر سطوح پائین گلوکز خون هستند، بی‌خطر و موثر است.

‐ مشخص نیست که ژل دکستروز خوراکی باعث افزایش یا کاهش ناتوانی در دو سالگی یا بیشتر می‌شود.

چرا سطح پائین گلوکز خون مهم است؟

سطوح پائین قند (گلوکز) خون مهم هستند زیرا شایع بوده و با آسیب مغزی در نوزادان تازه متولد شده همراه هستند. از هر ۱۰۰ نوزاد، تا ۳۹ مورد در روزهای نخست پس از تولد و بیش از نیمی از نوزادانی که در معرض خطر بیشتری هستند (نوزادانی که نارس یا کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از حد معمول بوده یا مادرشان مبتلا به دیابت است) با سطوح پائینی از گلوکز خون روبه‌رو خواهند شد.

سطوح پائین گلوکز خون می‌توانند باعث بروز مشکلاتی در پیشرفت تحصیلی و رشد در دوران کودکی شوند. برخی شواهد نشان می‌دهند که بروز حتی یک اپیزود از سطح پائین گلوکز خون یا اپیزودهای غیرقابل تشخیص می‌توانند در بروز این مشکلات نقش داشته باشند. بنابراین، پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز مفید خواهد بود. علاوه بر این، درمان‌ها برای سطوح پائین گلوکز اغلب شامل مصرف شیر خشک یا بستری در بخش نوزادان است، که منجر به جدایی مادر و نوزاد می‌شود. درمان‌ها و جدایی از مادر ممکن است باعث ایجاد اختلال در شیردهی مادر شوند.

چگونه ژل دکستروز می‌تواند از سطوح پائین گلوکز خون پیشگیری کند؟

ژل دکستروز (قند) را می‌توان به قسمت داخلی دهان کودک مالید، جایی که قند می‌تواند جذب شود و به افزایش سطوح گلوکز خون کمک کند، بنابراین به‌طور بالقوه به پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز کمک می‌کند.

ما به دنبال چه یافته‌ای بودیم؟

ما خواستیم بدانیم نوزادانی که پس از تولد ژل دکستروز خوراکی دریافت می‌کنند، احتمال کمتری دارد که:

‐ سطح قند خون پائینی داشته باشند

‐ مبتلا به ناتوانی شدید در دو سالگی یا بیشتر شوند

ما همچنین خواستیم بدانیم که مصرف ژل دکستروز خوراکی عوارض ناخواسته‌ای مانند استفراغ یا خفگی به همراه دارد یا خیر.

ما چه کاری را انجام دادیم؟

ما به دنبال مطالعاتی بودیم که بررسی کردند مصرف ژل دکستروز خوراکی، در مقایسه با درمان دیگر یا عدم درمان، در پیشگیری از سطوح پائین قند خون و ناتوانی‌های عمده در دوران کودکی، بی‌خطر و موثر است یا خیر. همچنین پیامدهای بالینی مهم دیگر را بررسی کردیم.

ما به چه نتایجی رسیدیم؟

دو مطالعه را پیدا کردیم، هر دو در کشورهایی با سطح درآمد بالا، شامل ۲۵۴۸ نوزاد در معرض خطر. هر دو مطالعه پیامدهای سلامت کودکان شرکت‌کننده را در دو سالگی ارزیابی کردند، و یکی نیز آنها را تا سنین شش تا هفت سالگی پیگیری کرد. با بررسی این مطالعات، ما مطمئن هستیم که ژل دکستروز خوراکی پیشگیرانه، خطر سطوح پائین گلوکز خون را در نوزادان تازه متولد شده در معرض خطر کاهش می‌دهد. با این حال، مطمئن نیستیم که مصرف ژل دکستروز خوراکی خطر ناتوانی عمده را در دو سالگی یا بیشتر تغییر می‌دهد یا خیر، زیرا یک مطالعه در ۳۶۰ کودک نشان داد که ناتوانی احتمالا کاهش یافت، در حالی که مطالعه دیگر روی ۲۱۴۹ کودک نشان داد که احتمالا افزایش یافته است.

شواهد حاصل از دو مطالعه حاکی از آن است که مصرف ژل دکستروز خوراکی در نوزادان در مقایسه با نوزادانی که ژل دارونما دریافت ‌کردند، آنها را در معرض خطر بالای عوارض جانبی (آسیب‌ها) مانند خفگی یا استفراغ قرار نمی‌دهد، اما هیچ اطلاعاتی در دست نیست که تجویز ژل دکستروز خوراکی بی‌خطر‌تر از عدم درمان یا دیگر درمان‌ها باشد. ژل دکستروز خوراکی نیز احتمالا نیاز به درمان را برای سطوح پائین قند خون کاهش می‌دهد. این مداخله ممکن است تاثیری اندک تا عدم تاثیر بر جدایی از مادر برای درمان سطح پائین قند خون داشته باشد، اما به دلیل تفاوت میان دو مطالعه، به این یافته اعتماد کمی داریم. هیچ داده‌ای در مورد شیردهی انحصاری با شیر مادر پس از ترخیص در دسترس نبود.

محدودیت‌های شواهد چه هستند؟

این دو مطالعه فقط در کشورهایی با درآمد بالا انجام شده‌اند، و ممکن است یافته‌ها برای دیگر شرایط قابل اجرا نباشد. همچنین ممکن است این یافته‌ها برای نوزادان نارس یا دیگر محصولات ژل دکستروز قابل استفاده نباشند. جایی که به شواهد اطمینان نداشتیم، عموما به این دلیل بود که فقط دو مطالعه وجود داشت که به ما اجازه ندادند در مورد نتایج مطمئن شویم. همچنین، ممکن است رویدادهای بسیار کمی (مثلا عوارض جانبی) برای نتیجه‌گیری با قطعیت بالا وجود داشته باشند.

این شواهد تا چه زمانی به‌روز است؟

این مرور در واقع مطالعه قبلی را که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، به‌روز می‌کند. شواهد تا اپریل ۲۰۲۳ به‌روز است.


Jennifer VE Brown، Nicholas D Embleton، Jane E Harding، William McGuire،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
شیر خشک مصنوعی را می‌توان به نحوی دستکاری کرد که نسبت به شیر مادر حاوی مقادیر بالاتری از درشت‌مغذی‌ها باشد، اما شیر مادر مزایای تغذیه‌ای و ایمنی مهمی را برای نوزادان پره‌ترم یا با وزن کم هنگام تولد (LBW) به همراه دارد.
اهداف
تعیین تاثیر تغذیه نوزادان پره‌ترم یا LBW با شیر خشک در مقایسه با شیر مادر بر پیامدهای رشد‌ و تکامل.
روش های جستجو
ما از استراتژی استاندارد گروه نوزادان در کاکرین برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۹، ۲۰۱۸)؛ و Ovid MEDLINE؛ Ovid Embase؛ Ovid Maternity & Infant Care Database؛ و CINAHL تا اکتبر ۲۰۱۸ استفاده کردیم. ما همچنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی، مجموعه مقالات کنفرانس، و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی‌ یا شبه‌‐تصادفی‌سازی و کنترل شده که به مقایسه تغذیه نوزادان پره‌ترم یا کم‌وزن هنگام تولد با شیر خشک در مقابل شیر مادر پرداختند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور قصد داشتند تا به‌طور مستقل از هم به ارزیابی واجد شرایط بودن کارآزمایی و خطر سوگیری (bias) پرداخته، و داده‌ها را استخراج کنند. ما برنامه‌ریزی کردیم تا اثرات درمان را، همانطور که در کارآزمایی‌های مجزا توصیف شدند، تجزیه‌وتحلیل کرده و خطرات نسبی و تفاوت‌های خطر را برای داده‌های دو حالتی، و تفاوت‌های میانگین را برای داده‌های پیوسته، با ۹۵% فواصل اطمینان، گزارش کنیم. ما از یک مدل اثر ثابت در متاآنالیزها (meta‐analyses) استفاده کرده و علل بالقوه ناهمگونی را در تجزیه‌و‌تحلیل‌های زیرگروه مورد بررسی قرار دادیم. برنامه‌ریزی ما، استفاده از رویکرد GRADE برای بررسی قطعیت شواهد بود.
نتایج اصلی
ما هیچ کارآزمایی واجد شرایطی را شناسایی نکردیم.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
هیچ کارآزمایی‌ای وجود ندارد که به بررسی شیر خشک در مقابل شیر مادر برای تغذیه نوزادان پره‌ترم یا کم‌وزن هنگام تولد پرداخته باشد. انجام چنین کارآزمایی‌هایی، به دلیل دشواری در تخصیص یک فرم جایگزین تغذیه برای نوزادی که مادرش مایل است نوزاد خود را با شیر خودش تغذیه کند، بعید به نظر می‌رسد. شیر مادر همچنان یک انتخاب پیش‌فرض در تغذیه انترال (روده‌ای) است چرا که مطالعات مشاهده‌ای، و متاآنالیزهای کارآزمایی‌ها که به مقایسه تغذیه با شیر خشک در مقابل شیر مادر اهدا کننده پرداخته‌اند، نشان می‌دهند که تغذیه با شیر مادر مزایای تغذیه‌ای و ایمنی مهمی را برای نوزادان پره‌ترم یا کم‌وزن هنگام تولد به همراه دارد.
خلاصه به زبان ساده

شیر خشک در مقابل شیر مادر برای تغذیه نوزادان پره‌ترم یا با وزن کم هنگام تولد

سوال مطالعه مروری
آیا تغذیه نوزادان پره‌ترم یا کم‌وزن هنگام تولد با شیر خشک به جای شیر مادر، رشد و تکامل آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

پیشینه
شیر خشک‌های مصنوعی را می‌توان برای داشتن مقادیر بالاتری از مواد مغذی مهم از جمله پروتئین نسبت به شیر مادر دستکاری کرد اما هضم آنها برای نوزادان تازه متولد شده اغلب دشوار است. علاوه بر این، شیر خشک‌های مصنوعی حاوی آنتی‌بادی‌ها و دیگر مواد موجود در شیر مادر نیستند که از روده نابالغ نوزادان پره‌ترم یا کم‌وزن هنگام تولد محافظت می‌کنند و خطر ابتلای آنها را به عفونت و مشکلات شدید روده کاهش می‌دهند. اگر نوزادان پره‌ترم به جای شیر مادر (تغذیه مستقیم با شیر مادر یا شیر دوشیده شده مادر خود نوزاد) با شیر خشک‌ تغذیه ‌شوند، ممکن است خطر بروز این مشکلات افزایش یافته و اثر معکوسی بر رشد و تکامل آنها داشته باشند. با توجه به این نگرانی‌ها، هدف ما، مرور تمام شواهد به دست آمده از کارآزمایی‌های بالینی‌ای بود که به مقایسه شیر خشک در مقابل شیر مادر برای تغذیه نوزادان پره‌ترم یا با وزن کم هنگام تولد پرداختند.

ویژگی‌های مطالعه
در جست‌وجوهای انجام شده تا اکتبر ۲۰۱۸، ما هیچ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده واجد شرایطی را نیافتیم.

نتایج کلیدی و نتیجه‌گیری‌ها
هیچ داده کارآزمایی برای پاسخ به این سوال وجود ندارد. از آنجایی که مرور دیگر کاکرین نشان داد تغذیه با شیر خشک در مقایسه با شیر مادر اهدا شده، خطر ابتلا را به مشکلات جدی روده‌ای در نوزادان پره‌ترم یا کم‌وزن هنگام تولد افزایش می‌دهد، بعید به نظر می‌رسد که خانواده‌ها و پزشکان اختصاص دادن نوزاد را برای دریافت شیر خشک به عنوان جایگزین شیر مادر، در صورت در دسترس بودن شیر مادر، بپذیرند.


Jane E Harding، Jess Wilson، Julie Brown،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
نوزادان پره‌ترم با ذخایر پائین کلسیم و فسفر اسکلتی متولد می‌شوند. شیر مادر نوزاد نارس، کلسیم و فسفر کافی برای برآورده‌سازی نیازهای تخمینی نوزادان پره‌ترم را جهت رشد مناسب فراهم نمی‌کند. مکمل شیر مادر با کلسیم و فسفر می‌تواند رشد و تکامل نوزادان پره‌ترم را بهبود ببخشد.
اهداف
تعیین اینکه افزودن کلسیم و فسفر به شیر مادر، منجر به بهبود رشد و متابولیسم استخوان نوزادان پره‌ترم، بدون عوارض جانبی قابل‌ توجه، می‌شود یا خیر.
روش های جستجو
برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۳؛ ۲۰۱۶)؛ MEDLINE via PubMed (از ۱۹۶۶ تا ۱۴ اپریل ۲۰۱۶)؛ Embase (از ۱۹۸۰ تا ۱۴ اپریل ۲۰۱۶) و Cumulative Index to Nursing and Allied Health Literature (CINAHL؛ از ۱۹۸۲ تا ۱۴ اپریل ۲۰۱۶)، از استراتژی جست‌وجوی استاندارد گروه مرور نوزادان در کاکرین استفاده کردیم. هم‌چنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی (۱۱ می ۲۰۱۶) و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده و کارآزمایی‌های شبه‐تصادفی‌سازی شده جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و شبه‐تصادفی‌سازی شده مربوط به مقایسه مکمل شیر انسان با کلسیم و/یا فسفر در برابر عدم مکمل نوزادان پره‌ترم بستری شده، واجد شرایط ورود به این مرور بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور (JB ،JW) به طور مستقل از هم داده‌ها را استخراج و کیفیت کارآزمایی را با استفاده از روش‌های استاندارد گروه مرور نوزادان در کاکرین ارزیابی کردند. داده‌های دو‐حالتی (dichotomous) را به صورت خطرات نسبی (RRs) و داده‌های پیوسته را به صورت تفاوت‌های میانگین (MDs) با ۹۵% فواصل اطمینان (CIs) گزارش کردیم. از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای ارزیابی کیفیت شواهد استفاده کردیم.
نتایج اصلی
این یک نسخه به‌روز شده از مرور سال ۲۰۰۱ است که هیچ کارآزمایی واجد شرایطی را شناسایی نکرده بود. یک کارآزمایی شامل ۴۰ نوزاد، معیارهای ورود به این مرور را داشت. با به کارگیری معیارهای GRADE، کیفیت شواهد را به دلیل خطر سوگیری (bias) (گزارش‌دهی ناکافی شیوه‌های تصادفی‌سازی، پنهان‌سازی تخصیص و/یا کورسازی) و عدم دقت (فواصل اطمینان گسترده و داده‌های موجود از فقط یک کارآزمایی کوچک)، پائین ارزیابی کردیم. هیچ شواهدی حاکی از تفاوت میان مکمل با کلسیم و فسفر در برابر عدم مکمل برای پیامدهای رشد نوزادان (وزن، قد، دور سر) در هر نقطه زمانی گزارش شده (سن پس از زایمان دو، چهار یا شش هفتگی) نیافتیم. در سن شش هفتگی پس از زایمان، مکمل با کلسیم/فسفر با کاهش غلظت آلکالین فسفاتاز (alkaline phosphatase) در سرم خون مرتبط بود (MD: ‐۵۶,۸۵ IU/L؛ ۹۵% CI؛ ۱۰۱.۲۷‐ تا ۱۲.۴۳‐؛ یک کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده (RCT)؛ n = ۴۰ نوزاد). محققان هیچ داده‌ای را در مورد رشد در ۱۲ تا ۱۸ ماهگی، شکستگی‌های نوزادان، عدم تحمل غذایی، تغذیه با شیر مادر یا هر کدام از پیامدهای کودکی از پیش تعیین شده برای این مرور (شکستگی‌ها، رشد، پیامدهای تکامل سیستم عصبی) ارائه نکرده بودند.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
یک کارآزمایی کوچک شامل فقط ۴۰ نوزاد را وارد کردیم که مکمل شیر مادر با کلسیم و فسفر را در برابر عدم مکمل در نوزادان پره‌ترم بستری شده مقایسه کرده بود. کیفیت شواهد را پائین ارزیابی کردیم و هیچ شواهدی مبنی بر تفاوت بین گروه‌ها برای پیامدهای مهم از نظر بالینی شامل رشد و شکستگی‌ها نیافتیم. اگرچه غلظت آلکالین فسفاتاز سرمی در گروهی که مکمل را در سن شش هفتگی پس از زایمان دریافت کردند، کاهش یافته بود اما به نظر نمی‌رسد این تفاوت اهمیت بالینی داشته باشد. ما نتیجه گرفتیم که شواهد برای تعیین اینکه غنی‌سازی شیر مادر با کلسیم و/یا فسفر برای نوزاد نارس بستری شده، مزیت یا آسیبی به همراه دارد یا خیر، ناکافی است. هیچ مزیتی از انجام کارآزمایی‌های بیشتر درباره این مداخله مشاهده نکردیم؛ زیرا با ظهور غنی‌ساز‌های چند‐جزئی شیر مادر (multi‐component human milk fortifier)، مکمل شیر مادر با کلسیم و/یا فسفر به تنهایی دیگر عملکرد شایعی نیست. کارآزمایی‌های آینده باید ارزیابی تاثیرات غنی‌ساز‌های چند‐جزئی را با ترکیبات معدنی متفاوت بر پیامدهای مهم بالینی حین دوران نوزادی و در دوران کودکی در نظر بگیرند.
خلاصه به زبان ساده

آیا مکمل شیر مادر با کلسیم و فسفر، رشد و تکامل را در نوزادان پره‌ترم بهبود می‌بخشد؟

موضوع چیست؟

هنگامی که کودکان بسیار زود به دنیا می‌آیند (نارس)، ذخایر بسیار اندکی از مواد معدنی کلسیم و فسفر مورد نیاز برای رشد استخوان‌های سالم دارند. ممکن است شیر مادر حاوی مواد معدنی کافی برای این دسته از کودکان نباشد.

چرا این موضوع مهم است؟

کلسیم و فسفر برای استخوان‌های سالم و رشد و تکامل طبیعی آنها ضروری هستند. ممکن است زمانی که یک کودک نارس متولد می‌شود و کلسیم و فسفر کافی دریافت نمی‌کند، دچار شکستگی‌ها و رشد ضعیف شود.

ما چه شواهدی به دست آوردیم؟

برای یافتن شواهد تا اپریل ۲۰۱۶ جست‌وجو کرده و یک کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده را شامل ۴۰ کودک شناسایی کردیم. محققان، کاهش اندکی را در غلظت آلکالین فسفاتاز (alkaline phosphatase) (آنزیم دخیل در رشد استخوان) میان نوزادانی که مکمل کلسیم/فسفر دریافت کردند، گزارش کرده بودند. ما هیچ تفاوتی را در رشد بین نوزادانی که شیر مادر غنی شده با کلسیم و فسفر اضافی دریافت کرده بودند و نوزادانی که هیچ مکملی نگرفته بودند، نیافتیم. یک کارآزمایی کوچک، شواهدی را فراهم کرده بود و ما کیفیت شواهد را پائین در نظر گرفتیم. پژوهشگران هیچ پیگیری را از این نوزادان تا دوران کودکی ذکر نکرده بودند.

این یافته‌ها چه معنایی دارد؟

شواهد برای قضاوت درباره اینکه کلسیم و/یا فسفر اضافی فراهم شده برای کودکان نارس، مزیتی برای استخوان‌ها و رشد آنها به همراه می‌آورد یا خیر، ناکافی است. استفاده از مکمل‌های کلسیم و فسفر به تنهایی دیگر خیلی شایع نیست، چرا که غنی‌ساز‌های شیر مادری که اکنون موجود هستند، ترکیبات زیاد دیگر و هم‌چنین مواد معدنی را برای حمایت از رشد و تکامل نوزادان پره‌ترم دارند. بنابراین ما پیشنهاد می‌کنیم که کارآزمایی‌های آینده برای بررسی تاثیرات مکمل‌های مینرال در کودکان نارس، از جمله غنی‌ساز‌های چند‐جزئی شیر مادر، انجام شوند و پیامدهای مهم از لحاظ بالینی را در دوران کودکی ارزیابی کنند.


Emma A Amissah، Julie Brown، Jane E Harding،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
نوزادان پره‌ترم برای رشد‌و‌نمو کافی نیاز به مصرف پروتئین زیادی دارند. اگرچه تغذیه با شیر مادر منافع زیادی برای این جمعیت دارد، محتوای پروتئینی آن بسیار متغیر است و برای حمایت از رشد سریع نوزادان کافی نیست. این به‌روزرسانی ۲۰۲۰ از مرور کاکرین است که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
اهداف
تعیین اینکه تغذیه نوزادان پره‌ترم با شیر غنی‌شده انسان توسط پروتئین در مقایسه با شیر غنی‌نشده انسان، پیامدهای رشد، ترکیب بدنی، قلبی‐متابولیکی و تکامل سیستم عصبی (neurodevelopmental) را بدون اثرات جانبی قابل‌توجه بهبود می‌بخشد.
روش های جستجو
ما از استراتژی استاندارد جست‌وجوی گروه نوزادان در کاکرین برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۸؛ ۲۰۱۹)، در کتابخانه کاکرین و MEDLINE via PubMed در ۲۳ آگوست ۲۰۱۹ استفاده کردیم. هم‌چنین پایگاه‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده و کارآزمایی‌های شبه‌‐تصادفی‌سازی شده جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
RCT‌های منتشر شده و منتشر نشده‌ای مناسب بودند که از روش‌های تصادفی‌سازی یا شبه‌‐تصادفی‌سازی شده برای تخصیص نوزادان پره‌ترم بستری شده که با شیر مادر تغذیه می‌شدند، برای دریافت مکمل‌های پروتئینی اضافی یا بدون مکمل استفاده کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم داده‌ها را خلاصه کرده، و خطر سوگیری (bias) و کیفیت شواهد را در سطح پیامد، با استفاده از سیستم درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردند. ما متاآنالیز داده‌های دو حالتی را با استفاده از خطر نسبی (RR) و برای داده‌های پیوسته با استفاده از میانگین تفاوت (MD)، با ۹۵% فاصله اطمینان (CIs) انجام دادیم. از یک مدل اثر ثابت استفاده کردیم و برای بررسی علل بالقوه ناهمگونی از طریق تجزیه‌و‌تحلیل زیرگروه یا حساسیت (sensitivity) برنامه‌ریزی کردیم.
نتایج اصلی
ما شش RCT را شامل ۲۰۴ نوزاد پره‌ترم انتخاب کردیم. خطر سوگیری برای اغلب دامنه‌های روش‌شناسی نامشخص بود زیرا جزئیات کافی گزارش نشدند. شواهدی با کیفیت پائین نشان داد که مکمل پروتئین شیر مادر باعث افزایش نرخ رشد در وزن (MD؛ ۳,۸۲ گرم/کیلوگرم/روز؛ ۹۵% CI؛ ۲.۹۴ تا ۴.۷؛ پنج RCT؛ ۱۰۱ نوزاد؛ I² = ۷۳%)، قد (MD؛ ۰.۱۲ سانتی‌متر/هفته؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷ تا ۰.۱۷؛ چهار RCT؛ ۶۸ نوزاد؛ I² = ۸۹%) و دور سر (MD؛ ۰.۰۶ سانتی‌متر/هفته؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۰.۱۲؛ چهار RCT؛ ۶۸ نوزاد؛ I² = ۸۴%) در زمان اقامت آنان در بیمارستان شد. مکمل پروتئین منجر به بستری شدن طولانی‌مدت در بیمارستان (MD؛ ۱۸.۵ روز؛ ۹۵% CI؛ ۴.۳۹ تا ۳۲.۶۱؛ یک RCT؛ ۲۰ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). شواهدی با کیفیت بسیار پائین نشان دادند که اثر مکمل پروتئین بر خطر عدم تحمل تغذیه (RR: ۲.۷۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۳ تا ۵۸.۲۴؛ یک RCT؛ ۱۷ نوزاد)، یا انتروکولیت نکروزان (necrotizing enterocolitis) هنوز نامشخص است (RR: ۱.۱۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷ تا ۱۷.۱۲؛ یک RCT؛ ۷۶ نوزاد). هیچ داده‌ای در مورد اثرات مکمل پروتئین بر تکامل سیستم عصبی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

شواهدی با کیفیت پائین نشان داد که مکمل پروتئین شیر مادر، که نوزادان پره‌ترم با آن تغذیه می‌شوند، رشد کوتاه‌مدت را افزایش داد. با این حال، حجم نمونه‌های اندک، دقت پائین و شواهد با کیفیت بسیار پائین در مورد مدت زمان بستری در بیمارستان، عدم تحمل تغذیه و انتروکولیت نکروزان مانع انجام هرگونه نتیجه‌گیری در مورد این پیامدها شد. در مورد پیامدهای پس از ترخیص بیمار هیچ داده‌ای وجود نداشت. یافته‌های ما ممکن است قابل تعمیم به شرایطی با منابع محدود نباشد، زیرا هیچ یک از مطالعات وارد شده در این شرایط انجام نشدند.

از آنجایی که مکمل پروتئین شیر مادر در حال حاضر معمولا به عنوان بخشی از غنی‌سازهای دارای چند ماده مغذی استفاده می‌شود، مطالعات آینده باید مقادیر مختلف پروتئین را در غنی‌سازهای چند‐جزئی مقایسه کنند، و برای تعیین اثرات بر پیامدهای طول مدت بستری در بیمارستان و ایمنی و هم‌چنین رشد طولانی‌مدت، ترکیب بدنی، قلبی‐متابولیک و تکامل سیستم عصبی طراحی شوند.

خلاصه به زبان ساده

مکمل پروتئین شیر مادر برای افزایش رشد در نوزادان پره‌ترم (نارس)

سوال مطالعه مروری

ما شواهدی را بررسی کردیم تا ببینیم اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر، در مقایسه با هیچ پروتئین اضافی، برای تغذیه نوزادان پره‌ترم، باعث بهبود رشد، چربی بدن، چاقی، مشکلات قلبی، قند خون بالا و رشد مغز، بدون اثرات جانبی قابل‌توجه می‌شود یا خیر.

پیشینه

عدم مصرف پروتئین کافی در مراحل اولیه زندگی نوزاد پره‌ترم ممکن است منجر به رشد‌و‌نمو ضعیف وی شود. نوزادان پره‌ترم نسبت به نوزادان ترم نیاز به پروتئین بیش‌تری دارند. شیر مادر دارای منافع فراوانی برای نوزادان متولد شده پره‌ترم (قبل از ۳۷ هفته) است، اما محتوای پروتئین آن متغیر است و ممکن است نتواند نیازهای تغذیه‌ای را برای رشد سریع نوزاد پره‌ترم برآورده کند. بنابراین، برای رفع نیاز پروتئین بیش‌تر و ارتقاء سلامت مطلوب و رشد درازمدت، پروتئین اضافی، به صورت یک غنی‌ساز، می‌تواند به شیر مادر دوشیده شده برای نوزادان پره‌ترم اضافه شود.

ویژگی‌های مطالعه

شش کارآزمایی تصادفی‌سازی شده (کارآزمایی‌هایی که در آن‌ها هر نوزاد شانس مساوی برای انتخاب شدن برای دریافت هر درمان را داشتند)، را شامل ۲۰۴ نوزاد پره‌ترم یافتیم. این جست‌وجو تا آگوست ۲۰۱۹ به‌روز است.

نتایج اصلی

شواهدی با کیفیت پائین نشان داد که اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر، نرخ کوتاه‌مدت افزایش وزن (پنج کارآزمایی)، افزایش قد (چهار کارآزمایی) و رشد سر (چهار کارآزمایی) را افزایش داد. شواهد با کیفیت پائین به دست آمده از یک کارآزمایی تفاوت روشنی را در میزان رشد ضخامت پوست (اندازه‌گیری چربی زیر پوست) بین گروه‌های مکمل و بدون مکمل نشان نداد. شواهدی با کیفیت بسیار پائین به دست آمده از یک کارآزمایی نشان داد نوزادانی که پروتئین اضافی دریافت کردند به مدت طولانی‌تری در بیمارستان بستری شدند، در حالی که شواهدی با کیفیت بسیار پائین به دست آمده از چهار کارآزمایی، غلظت بالاتر نیتروژن اوره خون (اندازه‌گیری عملکرد کلیه و شکستن پروتئین) را در مقایسه با نوزادانی که پروتئین اضافی دریافت نکردند، در این نوزادان نشان داد. شواهد با کیفیت بسیار پائین حاصل از یک کارآزمایی نشان داد که اضافه کردن پروتئین اضافی افزوده شده به شیر مادر خطر انتروکولیت نکروزان (التهاب روده) یا عدم تحمل تغذیه را به وضوح افزایش نداد، یا غلظت سرم آلبومین (اندازه‌گیری سطح پروتئین خون) را واضحا تغییر داد. هیچ داده‌ای در مورد اثرات اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر در رشد طولانی‌مدت، چربی بدن، چاقی، قند خون بالا، یا رشد مغز وجود نداشت.

نتیجه‌گیری‌‌ها

اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر برای نوزادان پره‌ترم ممکن است رشد کوتاه‌مدت را افزایش دهد. اما، تأثیر آن بر طول مدت بستری در بیمارستان، عدم تحمل تغذیه و انتروکولیت نکروزان به دلیل محدودیت‌های داده‌ها و شواهد با کیفیت بسیار پائین غیر‐قطعی است. هیچ داده‌ای در مورد اثر سلامت و رشد، یا اثرات در شرایط با منابع پائین وجود نداشت.

از آنجایی که مکمل پروتئین شیر مادر در حال حاضر معمولا به عنوان بخشی از غنی‌سازی شیر حاوی چند ماده مغذی استفاده می‌شود، مطالعات آینده باید مقادیر مختلف پروتئین را در غنی‌سازی‌های چند‐جزئی مقایسه کنند و برای تعیین اثرات طول مدت بستری در بیمارستان، ایمنی، رشد طولانی‌مدت، چربی بدن، چاقی، قند خون بالا و رشد مغز طراحی شوند.


Emma A Amissah، Julie Brown، Jane E Harding،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
از آنجا که نوزادان پره‌ترم، دوره ذخیره مواد غذایی و فاز سریع رشد را در سه ماهه سوم بارداری طی نمی‌کنند، در معرض کمبودهای تغذیه‌ای پس از زایمان، از جمله کمبود چربی هستند. در نتیجه، برای دستیابی به رشد و تکامل کافی، نیاز به دریافت چربی بیشتری در مقایسه با همتایان ترم خود دارند. چربی شیر مادر، تامین کننده عمده انرژی مورد نیاز نوزاد پره‌ترم است و همچنین، به چندین عملکرد متابولیکی و فیزیولوژیکی کمک می‌کند. اگرچه شیر مادر مزایای بسیاری برای این جمعیت سنی (نوزادان پره‌ترم) دارد، محتوای چربی آن بسیار متغیر است و ممکن است برای رشد و تکامل مطلوب آنها ناکافی باشد. این یک به‌روز‌رسانی از یک مرور کاکرین در سال ۲۰۲۰ است که آخرین بار در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.
اهداف
تعیین این که مکمل‌یاری شیر مادر با چربی در مقایسه با شیر مادر بدون مکمل‌یاری، برای تغذیه نوزادان پره‌ترم باعث بهبود رشد، ساختار و ترکیب بدن، پیامدهای قلبی‐متابولیکی، و تکامل سیستم عصبی بدون بروز عوارض جانبی قابل توجه می‌شود یا خیر.
روش های جستجو
از استراتژی استاندارد جست‌وجوی گروه نوزادان در کاکرین برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل ‌شده کاکرین (CENTRAL؛ شماره ۸؛ ۲۰۱۹) در کتابخانه کاکرین و MEDLINE از طریق PubMed در ۲۳ آگوست ۲۰۱۹ استفاده کردیم. همچنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده و کارآزمایی‏‌های شبه‐تصادفی‏‌سازی‏ شده جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده منتشر شده و منتشر نشده، در صورت استفاده از روش‌های تصادفی‌سازی شده یا شبه‐تصادفی‌سازی شده برای تخصیص نوزادان پره‌ترم تغذیه شده با شیر مادر در بیمارستان به گروه‌هایی با یا بدون مکمل‌یاری با چربی اضافی، واجد شرایط بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
هیچ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده جدیدی مطابق با معیارهای انتخاب یافت نشد، اما به دلیل تغییرات رخ داده در پیامدهای مرور از زمانی که پروتکل آن برای اولین‌بار منتشر شد، داده‌ها را از کارآزمایی وارد شده قبلی استخراج کردیم. دو مرورگر به‌طور مستقل از هم، اطلاعات را خلاصه کرده، و با استفاده از معیار درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE)، کیفیت کارآزمایی، و کیفیت شواهد را در سطح پیامد ارزیابی کردند. در نظر داشتیم که با استفاده از خطر نسبی (RR) برای داده‌های دو‐حالتی و تفاوت میانگین (MD) برای داده‌‏های پیوسته، با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) آنها، متاآنالیزهایی را انجام دهیم. ما برنامه داشتیم که از یک مدل اثر ثابت (fixed‐effect model) استفاده کرده و علل بالقوه ناهمگونی (heterogeneity) را در آنالیزهای حساسیت (sensitivity) بیابیم.
نتایج اصلی
یک کارآزمایی تصادفی‌سازی شده، شامل ۱۴ نوزاد پره‌ترم وارد شد. این خطر سوگیری (bias) برای همه حوزه‌های روش‌شناسی نامشخص بود. وجود شواهدی با کیفیت بسیار پائین به این معنی است که در مورد تاثیر مکمل‌یاری شیر مادر با چربی بر نرخ رشد وزنی در بیمارستان (MD؛ ۰,۶ گرم/کیلوگرم/روز؛ ۹۵% CI؛ ۲.۴‐ تا ۳.۶؛ ۱ RCT؛ ۱۴ نوزاد)، طول قد (MD؛ ۰.۱ سانتی‌متر/هفته؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۸‐ تا ۰.۳؛ ۱ RCT؛ ۱۴ نوزاد) و اندازه دور سر (MD؛ ۰.۲ سانتی‌متر/هفته؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷‐ تا ۰.۴؛ ۱ RCT؛ ۱۴ نوزاد)، و در معرض خطر عدم تحمل تغذیه (RR: ۳.۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱ تا ۶۴.۳؛ ۱ RCT؛ ۱۶ نوزاد) عدم قطعیت وجود دارد. هیچ داده‌ای در مورد اثرات مکمل‌یاری شیر مادر با چربی بر خطر آنتروکولیت نکروزان کننده یا پیامدهای تکامل سیستم عصبی در دسترس نبود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
یک کارآزمایی وارد شده پیشنهاد می‌کند که هیچ شواهدی مبنی بر تاثیر مکمل‌یاری شیر مادر با چربی بر رشد و عدم تحمل گوارشی در نوزادان پره‌ترم در کوتاه‌‐مدت وجود ندارد. با این حال، شواهدی با کیفیت بسیار پائین، حجم نمونه اندک، عوارض پراکنده، و دقت پائین، اعتماد ما را نسبت به این که نتایج به دست آمده تاثیر واقعی مکمل‌یاری شیر مادر را با چربی در نوزادان پره‌ترم منعکس می‌کنند یا خیر، کاهش داده و هیچ پیامد طولانی‐‌مدتی گزارش نشد. پژوهش‌های با کیفیت‌تر بیشتری باید تاثیر مداخله را بر رشد، پیامدهای تکامل سیستم عصبی و قلبی‐متابولیکی در کوتاه‐‌مدت و دراز‌‐مدت در زمینه توسعه محصولات غنی‌ کننده با چند ماده غذایی ارزیابی کنند.
خلاصه به زبان ساده

نقش مکمل‌یاری شیر مادر با چربی در تقویت رشد نوزادان پره‌ترم

سوال مطالعه مروری

ما شواهد را مرور کردیم تا مشخص شود که افزودن چربی اضافی (استفاده از مکمل‌ها) به شیر مادر که به نوزادان زود‐متولد شده (پره‌ترم) داده می‌شود، در مقایسه با نوزادانی که چربی اضافی دریافت نمی‌کنند، می‌تواند بدون آن که عوارض جانبی قابل‌ توجهی داشته باشد، باعث بهبودی رشد، چربی بدن، چاقی، مشکلات قلبی، قند خون بالا، و تکامل مغزی ‌شود یا خیر.

پیشینه

نوزادان پره‌ترم در بدو تولد فاقد ذخایر کافی چربی هستند، زیرا قبل از آن که فرصت تامین ذخایر مغذی را در فاز رشد سریع سه ماهه سوم بارداری بیابند، متولد می‌شوند. در نتیجه، برای دستیابی به رشد و تکامل کافی، نیاز به دریافت چربی بیشتری در مقایسه با همتایان ترم خود دارند. چربی تقریبا نیمی از کالری موجود را در شیر مادر تامین کرده و از رشد و تکامل مغز حمایت می‌کند. اگرچه شیر مادر مزایای فراوانی برای نوزاد پره‌ترم دارد، ممکن است حاوی مقادیر متغیر و ناکافی چربی برای رشد و تکامل مطلوب باشد. تامین ناکافی چربی در نوزادان پره‌ترم که با شیر مادر تغذیه می‌شوند ممکن است بر رشد و تکامل آنها اثرات منفی داشته باشد. بنابراین، می‌توان چربی اضافی را به شیر مادر افزود، که معمولا با اضافه کردن ترکیباتی از محصولات تجاری چربی به مقدار کمی (به عنوان مثال، ۲۰ میلی‌لیتر) از شیر دوشیده شده مادر انجام می‌شود.

ویژگی‌های مطالعه

یک کارآزمایی را با شواهدی با کیفیت بسیار پائین و شامل ۱۴ نوزاد پره‌ترم وارد کردیم. این جست‌وجو تا تاریخ آگوست ۲۰۱۹ به‌روز است.

‌نتایج کلیدی

افزودن چربی اضافی به شیر مادر در نوزادان پره‌ترم هیچ مزیت واضحی را از نظر میزان وزن‌گیری، افزایش طول بدن، و رشد سر در کوتاه‐‌مدت نشان نداد. هیچ شواهدی به نفع این ادعا وجود نداشت که چربی اضافی، خطر عدم تحمل گوارشی را افزایش می‌دهد. هیچ اطلاعاتی در مورد اثرات افزودن چربی اضافی بر رشد، چربی بدن، چاقی، افزایش قند خون، یا تکامل مغزی در دراز‐‌مدت در دسترس نبود. همچنین، داده‌های محدودی برای ارزیابی عوارض جانبی وجود داشت.

نتیجه‌گیری‌‌ها

شواهد کافی و با کیفیت بالا در مورد مزایا و مضرات افزودن چربی اضافی به شیر مادر در نوزادان پره‌ترم وجود ندارد، و هیچ پیامد طولانی‌‐مدتی گزارش نشده است. از آنجا که در حال حاضر افزودن چربی اضافی به شیر مادر به عنوان بخشی از غنی‌سازی با چند ماده مغذی (multi‐nutrient fortification) انجام می‌شود، کارآزمایی‌های آتی باید تاثیر مولفه چربی را بر رشد، چربی بدن، چاقی، افزایش قند خون، یا تکامل مغزی در کوتاه‌‐مدت و دراز‌‐مدت ارزیابی کنند. میزان و ترکیب مناسب چربی اضافی مورد نیاز، عوارض جانبی، و راه‌های انتقال نیز باید ارزیابی شوند.


Emma A Amissah، Julie Brown، Jane E Harding،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
نوزادان پره‌ترم با کمبود ذخایر گلیکوژن به دنیا می‌آیند و نیاز به مصرف گلوکز بالاتری دارند تا با نرخ سرعت رشد جنین مطابقت یابند. علیرغم مزایای بی‌شمار شیر مادر برای نوزادان پره‌ترم، ممکن است نیازهای نوزادانی را که به سرعت رشد می‌کنند به اندازه کافی برآورده نکند. تکمیل شیر مادر با کربوهیدرات می‌تواند به این امر کمک کند. با این حال، با کمبود داده در مورد ارزیابی مزایا یا آسیب‌های مکمل‌یاری شیر مادر با کربوهیدرات به منظور افزایش رشد نوزادان پره‌ترم مواجه هستیم. این به‌روزرسانی ۲۰۲۰ از یک مرور کاکرین است که نخستین بار در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
اهداف
تعیین این که غنی‌سازی شیر مادر با کربوهیدرات در مقایسه با عدم غنی‌سازی آن برای تغذیه نوزادان پره‌ترم باعث بهبود پیامدهای رشد، ساختار بدن، پیامدهای قلبی‐متابولیکی و تکامل سیستم عصبی بدون بروز عوارض جانبی قابل توجه می‌شود یا خیر.
روش های جستجو
از استراتژی استاندارد جست‌وجوی گروه نوزادان در کاکرین برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL، شماره ۸، ۲۰۱۹) در کتابخانه کاکرین و MEDLINE از طریق PubMed در ۲۲ آگوست ۲۰۱۹ استفاده کردیم. هم‌چنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی و فهرست منابع مقالات بازیابی شده را برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده و کارآزمایی‌های شبه‐‌تصادفی‌سازی شده بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های کنترل شده منتشر شده و منتشر نشده در صورتی برای ورود مناسب بودند که برای تخصیص نوزادان پره‌ترم تغذیه کننده با شیر مادر در بیمارستان به دریافت مکمل‌یاری یا عدم دریافت مکمل‌یاری با کربوهیدرات بیشتر، از روش‌های تصادفی‌سازی یا شبه‌‐تصادفی‌سازی شده استفاده ‌کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم داده‌ها را خلاصه کرده و کیفیت کارآزمایی و کیفیت شواهد را در سطح پیامد با استفاده از روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE) ارزیابی کردند. برای انجام متاآنالیز با استفاده از خطرات نسبی (RRs) برای داده‌های دو‐حالتی و تفاوت‌های میانگین (MDs) برای داده‌های پیوسته، با ۹۵% فواصل اطمینان (CIs) متناظر آن‌ها، برنامه‌ریزی کردیم. ما قصد داشتیم از یک مدل اثر‐ثابت استفاده کرده و علل بالقوه ناهمگونی را از طریق تجزیه‌و‌تحلیل حساسیت بررسی کنیم. برای کسب اطلاعات بیشتر با نویسندگان مطالعه تماس گرفتیم.
نتایج اصلی
یک کارآزمایی کورسازی نشده، شبه‌‐تصادفی‌سازی شده و کنترل شده (RCT) که به ارزیابی تاثیرات مکمل‌یاری کربوهیدرات به شیر مادر به شکل پره‌بیوتیک در ۷۵ نوزاد پره‌ترم پرداخت، برای ورود به این مرور مناسب بود. ما دو مقاله را از همان کارآزمایی شناسایی کردیم، که روش‌های مختلفی را برای کورسازی و تصادفی‌سازی گزارش کردند. نویسندگان مطالعه تایید کردند که این مقالات مربوط به یک کارآزمایی است، اما هنوز مشخص نکرده‌اند که کدام روش صحیح است. آنالیزهای ما شواهدی را با قطعیت بسیار پائین از تأثیر مکمل‌های کربوهیدرات بر وزن نوزاد تا سن ۳۰‐روزگی (MD؛ ۱۶۰,۴ گرم؛ ۹۵% CI؛ ۱۲.۴ تا ۳۰۸.۴ گرم) و هیچ تاثیری را بر خطر عدم تحمل تغذیه (RR: ۰.۶۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۱.۱۵) یا آنتروکولیت نکروزان (necrotising enterocolitis; NEC) (RR: ۰.۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۲ تا ۱.۳) نشان داد. مدت زمان بستری در بیمارستان در گروه پره‌بیوتیک کوتاه‌تر از گروه کنترل بود (اختلاف میانه (median difference): ۹ روز). هیچ داده‌ای برای ارزیابی تاثیرات مکمل کربوهیدرات بر رشد طولانی‐مدت و رشد عصبی در دسترس نبود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
ما مطمئن نیستیم که استفاده از مکمل کربوهیدرات برای شیر انسان تأثیری بر هر پیامدی در نوزادان نارس می‌گذارد یا خیر. تنها کارآزمایی وارد شده در این مرور، شواهدی را با کیفیت بسیار پائین ارائه داد و نویسندگان مطالعه اطلاعات نامطمئنی را درباره روش‌ها و تجزیه‌و‌تحلیل مطالعه ارائه کردند. کاربرد این شواهد ممکن است محدود شود زیرا محققان نمونه کوچکی را از نوزادان پره‌ترم از یک مرکز تکی وارد کردند. در کارآزمایی‌های آتی باید ایمنی و اثربخشی انواع و غلظت‌های مختلف مکمل‌یاری کربوهیدرات برای نوزادان پره‌ترم تغذیه شده با شیر مادر ارزیابی شود. با این حال، پیش‌بینی نمی‌شود که کارآزمایی‌های بیشتری درباره کربوهیدرات‌های قابل هضم انجام شوند، زیرا در حال حاضر به عنوان بخشی از غنی‌سازی شیر مادر با چندین ماده مغذی استفاده می‌شود.
خلاصه به زبان ساده

نقش مکمل‌یاری شیر مادر با کربوهیدرات در افزایش رشد نوزادان پره‌ترم

سوال مطالعه مروری

آیا افزودن کربوهیدرات اضافی به شیر مادر برای تغذیه نوزادان پره‌ترم، در مقایسه با اضافه نکردن کربوهیدرات اضافی، بدون اینکه باعث اثرات جانبی قابل‌توجهی شود، منجر به بهبود رشد، چربی بدن، چاقی، مشکلات قلبی، قند خون بالا و رشد مغز می‌شود؟

پیشینه

عدم مصرف کربوهیدرات کافی در نوزادان پره‌ترم ممکن است منجر به رشدونمو و تکامل ضعیف آن‌ها شود. شیر مادر بهترین غذا برای نوزادان پره‌ترم است، اما تغذیه آن‌ها فقط با شیر مادر ممکن است از نظر تغذیه‌ای ناکافی باشد. افزودن کربوهیدرات به شیر مادر می‌تواند کمک ‌کننده باشد. با این حال، داده‌های کافی در مورد ارزیابی مزایا و آسیب‌های افزودن کربوهیدرات به شیر مادر در جهت افزایش رشد نوزادان پره‌ترم یافت نشد.

ویژگی‌های مطالعه

یک کارآزمایی را با شواهدی با کیفیت بسیار پائین شامل ۷۵ نوزاد پره‌ترم در مورد تاثیرات افزودن پره‌بیوتیک (prebiotics) (نوعی کربوهیدرات) اضافی به شیر مادر در نوزادان پره‌ترم یافتیم. مطالعه دوم که توسط نویسندگان همان مطالعه منتشر شد، روش‌های مختلفی را در رابطه با کورسازی و تصادفی‌سازی کارآزمایی گزارش کرد. نویسندگان مطالعه تایید کردند که این مقاله‌ها کارآزمایی مشابهی را توصیف می‌کنند اما هنوز مشخص نکرده‌اند که کدام روش دقیق است. ما قادر به باز‐تولید تجزیه‌و‌تحلیل‌ها از داده‌های ارائه شده نبودیم. این جست‌وجو تا آگوست ۲۰۱۹ به‌روز است.

‌نتایج کلیدی

مکمل‌یاری با کربوهیدرات پره‌بیوتیک میانگین وزن نوزادان پره‌ترم را در روز ‌۳۰ افزایش داد و باعث شد که در مقایسه با گروه کنترل مدت کوتاه‌تری را در بیمارستان بستری بمانند. هیچ شواهدی، تفاوت روشنی را از نظر خطر عدم تحمل تغذیه یا بروز انتروکولیت نکروزان بین گروه‌های دریافت کننده پره‌بیوتیک و عدم دریافت آن نشان نداد. هیچ اطلاعات دیگری برای نشان دادن تاثیرات افزودن کربوهیدرات بیشتر به شیر مادر در رشد کوتاه‐‌مدت و بلند‐مدت، چربی بدن، چاقی، تکامل مغزی و مشکلات قلبی در دسترس نبود.

نتیجه‌گیری‌‌ها

شواهدی مبنی بر تاثیرات کوتاه‌‐مدت و بلند‐مدت اضافه کردن کربوهیدرات بیشتر به شیر مادر در نوزادان پره‌ترم وجود ندارد. این مرور سیستماتیک، شواهدی را با کیفیت بسیار پائین در مورد تاثیرات افزودن کربوهیدرات پره‌بیوتیک به شیر مادر در نوزادان پره‌ترم، همراه با عدم قطعیت در مورد روش‌های انجام و تجزیه‌و‌تحلیل، نشان داد. تنها کارآزمایی موجود شامل نمونه کوچکی از نوزادان پره‌ترم ایرانی بود، و بنابراین ممکن است شواهد غیر‐قابل تعمیم باشند. با این حال، پیامدهای ارزیابی شده برای همه نوزادان پره‌ترم رایج هستند، و کارآزمایی نشان می‌دهد که افزودن کربوهیدرات پره‌بیوتیک به شیر انسان در کشورهای در حال توسعه امکان‌پذیر است. انجام تحقیقات بیشتری برای ارزیابی مزایا و آسیب‌های انواع و غلظت‌های مختلف مکمل‌یاری کربوهیدرات برای نوزادان پره‌ترمی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، مورد نیاز است. در حال حاضر، مکمل‌یاری کربوهیدرات قابل هضم برای نوزادان پره‌ترم در قالب یک عنصر غنی‌سازی شیر انسان در کنار چندین ماده مغذی دیگر ارائه می‌شود.


Mariana Muelbert، Luling Lin، Frank H Bloomfield، Jane E Harding،
دوره ۲۰۱۹، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

پیشینه
نوزادان پره‌ترم به علت نارس بودن، اغلب قادر به مکیدن، بلعیدن و نفس کشیدن هماهنگ برای تغذیه خوراکی نیستند؛ در این موارد، تغذیه اولیه از طریق تغذیه با لوله اوروگاستریک (دهانی‐معده‌ای) (orogastric) یا نازوگاستریک (بینی‐معده‌ای) (nasogastric) انجام می‌شود. عدم تحمل غذایی شایع است و می‌تواند دستیابی را به تغذیه کامل روده‌ای (enteral) و تغذیه مکیدنی (sucking feeds) به تاخیر اندازد که نیاز به تغذیه وریدی و بستری را در بیمارستان طولانی می‌کند. بو و طعم، نقش مهمی در فعال‌سازی فرآیندهای فیزیولوژیک پیش از جذب (pre‐absorptive) دارند که مرتبط با هضم و جذب غذا هستند. با این ‌حال، حین تغذیه با لوله، شیر، حفرات بینی و دهان را دور میزند که مواجهه با بو و طعم شیر را محدود می‌سازد. رساندن بو و طعم شیر به وسیله تغذیه با لوله، غیرتهاجمی و ارزان است؛ و اگر گذار به تغذیه روده‌ای و سپس به تغذیه مکیدنی را تسریع کند، مزیت بالقوه قابل‌توجهی برای نوزادان، خانواده آنان و نظام مراقبت سلامت خواهد داشت.
اهداف
ارزیابی اینکه مواجهه با بو یا طعم شیر (یا هر دو) تجویز شده توسط تغذیه با لوله می‌تواند پیشرفت به سمت تغذیه مکیدنی کامل را بدون عوارض جانبی در نوزادان پره‌ترم تسریع کند یا خیر.
روش های جستجو
ما از استراتژی جست‌وجوی گروه نوزادان در کاکرین برای جست‌وجو در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL، شماره ۵، ۲۰۱۸)؛ MEDLINE via PubMed (۱۹۶۶ تا ۱ جون ۲۰۱۸)؛ Embase (۱۹۸۰ تا ۱ جون ۲۰۱۸) و CINAHL (۱۹۸۲ تا ۱ جون ۲۰۱۸) استفاده کردیم. ما هم‌چنین بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌های بالینی، مجموعه مقالات کنفرانس‌ها و فهرست منابع مقالات بازیابی‌شده را به دنبال کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و شبه‌‐تصادفی‌سازی شده جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
ما مطالعات تصادفی‌سازی و شبه‌‐تصادفی‌سازی شده را مربوط به مقایسه رساندن بو یا طعم شیر (یا هر دو) بلافاصله قبل از یا در زمان تغذیه با لوله، با عدم رساندن بو یا طعم، وارد کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم داده‌ها را بر اساس روش‌شناختی گروه نوزادان در کاکرین خلاصه کردند؛ همچنین آن‌ها خطر سوگیری (bias) و کیفیت شواهد را در سطح پیامد با استفاده از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردند. متاآنالیزها را با بهره‌گیری از خطر نسبی (RR) برای داده‌های دو حالتی و تفاوت میانگین (MD) را برای داده‌های پیوسته با ۹۵% فاصله‌های اطمینان (CIs) متناظر با آن‌ها انجام دادیم.
نتایج اصلی
سه کارآزمایی شامل مجموعا ۱۶۱ نوزاد پره‌ترم در این مرور وارد شدند، اما فقط داده‌های دو کارآزمایی (۱۳۱ نوزاد) وارد متاآنالیز شد. هیچ شواهدی از تفاوت آشکار مواجهه با بو یا طعم شیر از طریق تغذیه لوله‌ای بر زمان سپری‌شده تا دستیابی به تغذیه مکیدنی کامل وجود نداشت (MD؛ ۲,۵۷‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۵.۱۵‐ تا ۰.۰۲؛ I۲ = ۱۷%؛ ۲ کارآزمایی؛ ۱۳۱ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). یک کارآزمایی هیچ عارضه جانبی را گزارش نکرد. شواهدی از تفاوت روشن مواجهه با بو یا طعم شیر بر این پیامدها وجود نداشت: زمان سپری شده تا رسیدن به تغذیه کامل روده‌ای (MD؛ ۱,۵۷‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۶.۲۵‐ تا ۳.۱۱؛ ۱ کارآزمایی؛ ۵۱ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، مدت زمان تغذیه وریدی (MD؛ ۲.۲۰‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۹.۴۹‐ تا ۵.۰۹؛ ۱ کارآزمایی؛ ۵۱ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین)، بروز انتروکولیت نکروزان (RR: ۰.۶۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۵ تا ۲.۴۸؛ ۱ کارآزمایی؛ ۵۱ نوزاد؛ شواهد با کیفیت پائین) و عفونت دیرهنگام (RR: ۲.۴۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۷ تا ۲۲.۱۳؛ ۱ کارآزمایی؛ ۵۱ نوزاد؛ شواهد با کیفیت پائین). شواهدی با کیفیت بسیار پائین وجود داشت که قرار گرفتن در معرض بو و طعم شیر، مدت بستری را تا حدود چهار روز کاهش می‌دهد (MD؛ ۳.۸۹‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۷.۰۳‐ تا ۰.۷۵‐؛ I۲ = ۵۱%؛ ۲ کارآزمایی؛ ۱۳۱ نوزاد؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). در دو کارآزمایی، افزایش سرعت رشد در نوزادان مواجه شده با مداخله، ذکر شد، اما ما قادر به ادغام داده‌ها برای انجام متاآنالیز نبودیم. هیچ اطلاعاتی جهت ارزیابی عدم تحمل غذایی و نرخ‌های اختصاصی تغذیه با شیر مادر (breastfeeding) هنگام ترخیص موجود نبود. کارآزمایی‌های وارد شده کوچک و دارای محدودیت‌های روش‌شناختی از جمله فقدان تصادفی‌سازی (یک کارآزمایی)، عدم کورسازی و معیارهای ورودی مختلف و اجرای متفاوت مداخلات بودند.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد حاصل از دو کارآزمایی نشان می‌دهد که مواجهه با بو و طعم شیر به وسیله تغذیه با لوله، هیچ تاثیر روشنی بر زمان سپری‌شده تا رسیدن به تغذیه کامل مکیدنی ندارد؛ اما ممکن است طول مدت بستری را در بیمارستان کاهش دهد. با این‌ حال، این نتایج به دلیل کیفیت بسیار پائین شواهد غیرقطعی هستند. هم‌چنین شواهد محدودی درباره تاثیر بر سایر پیامدهای بالینی مهم و بر ایمنی وجود دارد. تحقیقات آینده باید اثر مواجهه با بو و طعم شیر با تغذیه با لوله را بر پیامدهای بالینی حین بستری مانند دستیابی به تغذیه کامل روده‌ای و مکیدنی، ایمنی، عدم تحمل غذایی، بروز عفونت و رشد نوزاد بررسی کنند. علاوه ‌بر این، تحقیقات آینده باید قدرت کافی را برای ارزیابی تاثیر این مداخله بر هر جنسیت به‌طور جداگانه و بر فراوانی و مدت بهینه مواجهه در نوزادان با سن‌های بارداری مختلف داشته باشند.
خلاصه به زبان ساده

مواجهه با بو و طعم شیر برای تسریع تغذیه در نوزادان پره‌ترم

سوال مطالعه مروری

ما شواهد موجود را از مطالعات بالینی برای بررسی مواجهه نوزادانی که زودهنگام متولد شده‌اند (پره‌ترم) با بو و طعم شیر به وسیله تغذیه از طریق لوله‌ای که از بینی یا دهان وارد معده می‌شود، مرور کردیم. ما این مورد را با عدم قرار گرفتن نوزادان پره‌ترم در معرض بو و طعم شیر طی تغذیه با لوله مقایسه کردیم تا ببینیم کدام رویکرد زمان مورد نیاز را تا کسب تغذیه مکیدنی کامل بدون ایجاد عوارض جانبی کاهش خواهد داد.

پیشینه

نوزادان نارس اغلب تا زمانی که قادر به مکیدن همه غذای خود باشند، نیاز به تغذیه از طریق یک لوله باریک که از دهان یا بینی وارد معده می‌شود (اوروگاستریک (orogastric) یا نازوگاستریک (nasogastric)) دارند. در ابتدا فقط حجم‌های اندکی از شیر داده می‌شود و به صورت تدریجی بر اساس میزان تحمل غذایی نوزاد، افزایش می‌یابد. ممکن است نوزادانی که به وسیله لوله تغذیه می‌شوند، بو و طعم شیر را تجربه نکنند، زیرا شیر به‌طور مستقیم وارد معده می‌شود. بو و طعم، نقش مهمی در کمک به هضم و جذب غذا دارند. بنابراین هنگامی که شیر از طریق یک لوله اوروگاستریک یا نازوگاستریک داده می‌شود، عرضه مقداری از بو و طعم آن برای نوزاد می‌تواند به‌طور بالقوه به تحمل سریع‌تر حجم‌های بیشتری از شیر توسط آن‌ها کمک کند.

ویژگی‌های مطالعه

ما در جست‌وجو تا ۱ جون ۲۰۱۸، سه مطالعه تکمیل‌شده را شامل ۱۶۱ نوزاد پره‌ترم بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (neonatal intensive care unit; NICU) در یک بیمارستان سطح سوم شناسایی کردیم. یک مطالعه شامل ۵۱ نوزاد پره‌ترم بوده و هر نوزاد دارای احتمال برابری از انتخاب برای دریافت هر یک از درمان‌ها بودند (کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده). یک مطالعه دربرگیرنده ۸۰ نوزاد پره‌ترم بود که به صورت ترتیبی به گروه‌های شاهد و درمان اختصاص یافتند (کارآزمایی شبه‐تصادفی‌سازی شده). یک مطالعه، کارآزمایی تصادفی‌سازی شده آینده‌نگر شامل ۳۰ نوزاد بود، اما روش گزارش آن به این معنا است که اطلاعات کافی را برای ما جهت ورود در آنالیزهای ما نداشت.

نتایج اصلی

ما دریافتیم که قرار گرفتن در معرض بو و طعم شیر به وسیله تغذیه با لوله اوروگاستریک یا نازوگاستریک، تاثیر روشنی بر زمان سپری شده تا رسیدن به تغذیه مکیدنی کامل ندارد. یک مطالعه هیچ عارضه جانبی را گزارش نکرد. هم‌چنین مواجهه با بو و طعم شیر، هیچ اثر واضحی بر زمان رسیدن به تغذیه کامل با لوله، تحمل غذایی، بروز عفونت دیرهنگام و عفونت روده‌ای شدید، مدت تغذیه داخل وریدی و رشد نداشت. شواهدی با کیفیت بسیار پائین از دو مطالعه نشان می‌دهد که مواجهه با بو و طعم شیر، طول مدت بستری را در بیمارستان حدود چهار روز در قیاس با مواجه نشدن با بو و طعم شیر کاهش می‌دهد. با این ‌حال، مطالعات وارد شده کوچک و دارای محدودیت‌های مختلف از لحاظ چگونگی اجرا بودند.

نتیجه‌گیری‌

مواجهه با بو و طعم شیر از طریق تغذیه با لوله اوروگاستریک یا نازوگاستریک، می‌تواند طول مدت بستری را در بیمارستان برای نوزادان نارس کاهش دهد. گرچه تاثیر این درمان برای تسریع تغذیه در نوزادان نارس به علت شواهد محدود و با کیفیت بسیار پائین، نامشخص است. تحقیقات آینده باید اثر مواجهه با بو و طعم شیر را به وسیله تغذیه با لوله بر پیامدهای بالینی مهم مانند زمان رسیدن به تغذیه کامل مکیدنی، عوارض جانبی، زمان رسیدن به تغذیه کامل با لوله، تحمل غذایی، بروز عفونت، و رشد بررسی کنند.



صفحه ۱ از ۱