هیپوگلیسمی نوزادان (neonatal hypoglycaemia)، وضعیت شایعی است که میتواند با آسیب مغزی همراه باشد. روش فعلی معمولا شامل شناسایی زودهنگام نوزادان در معرض خطر (به عنوان مثال نوزادان متولد شده از مادران مبتلا به دیابت؛ نوزادان نارس، کوچک یا بزرگ برای سن جنینی) بوده، و انجام اقدامات پیشگیرانه توصیه میشوند. با این حال، این اقدامات اغلب شامل استفاده از شیر خشک یا بستری شدن در بخش نوزادان است. ژل دکستروز (dextrose gel) یک روش غیرتهاجمی، کمهزینه و موثر برای درمان هیپوگلیسمی نوزادان است. ژل دکستروز پیشگیرانه میتواند بروز هیپوگلیسمی نوزادان را کاهش دهد، بنابراین بهطور بالقوه جدایی مادر و نوزاد را کاهش داده و از شیردهی مادر حمایت کرده، همچنین از بروز آسیب مغزی پیشگیری میکند. این یک نسخه بهروز شده از مرور قبلی کاکرین است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد.
ارزیابی اثربخشی و بیخطری (safety) استفاده از ژل دکستروز خوراکی در پیشگیری از وقوع هیپوگلیسمی پیش از ترخیص از بیمارستان و کاهش بروز اختلال طولانیمدت در تکامل سیستم عصبی در نوزادان در معرض خطر ابتلا به هیپوگلیسمی.
ما CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase و Epistemonikos را در اپریل ۲۰۲۳ جستوجو کردیم. بانکهای اطلاعاتی کارآزماییهای بالینی و فهرست منابع مقالات بازیابیشده را جستوجو کردیم.
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده (randomised controlled trials; RCTs) و شبه‐RCTهایی را وارد کردیم که ژل دکستروز خوراکی را در برابر دارونما (placebo)، عدم مداخله، یا دیگر درمانها به منظور پیشگیری از بروز هیپوگلیسمی در نوزادان مقایسه کردند. نوزادان تازه متولد شده و در معرض خطر ابتلا به هیپوگلیسمی، از جمله نوزادان مادران مبتلا به دیابت (همه انواع)، نوزادان با وزن بالا یا پائین، و نارس متولد شده (< ۳۷ هفته)، سن از بدو تولد تا ۲۴ ساعت که هنوز هیپوگلیسمی در آنها تشخیص داده نشده بود، را وارد کردیم.
دو نویسنده مرور بهطور مستقل از هم، اطلاعات را استخراج کرده و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند. با پژوهشگران تماس گرفتیم تا اطلاعات بیشتری را به دست آوریم. از متاآنالیزهای مدل اثر ثابت (fixed‐effect) استفاده کردیم. برای ارزیابی قطعیت شواهد از رویکرد درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE) استفاده شد.
دو مطالعه را وارد کردیم که در کشورهایی با سطح درآمد بالا انجام شده و به مقایسه ژل دکستروز خوراکی در برابر دارونما در ۲۵۴۸ نوزاد در معرض خطر ابتلا به هیپوگلیسمی نوزادان پرداختند. هر دوی این مطالعات در نسخه قبلی این مرور گنجانده شدند، اما دادههای پیگیری جدید برای هر دو در دسترس بودند. این دو مطالعه را در معرض خطر پائین سوگیری در ۱۳/۱۴ حوزه قضاوت کردیم، و سطح قطعیت شواهد مربوط به اکثر پیامدها، متوسط بود. متاآنالیز دو مطالعه نشان داد که ژل دکستروز خوراکی خطر بروز هیپوگلیسمی را کاهش میدهد (خطر نسبی (RR): ۰,۸۷؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۷۹ تا ۰.۹۵؛ تفاوت خطر (RD): ۰.۰۶‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۰‐ تا ۰.۰۲‐؛ ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت بالا). شواهد حاصل از دو مطالعه نشان داد که ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در خطر ناتوانی عصبی عمده در دو سالگی کودک پس از مصرف ژل دکستروز خوراکی وجود داشته باشد (RR: ۱.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۹ تا ۱.۶۸؛ ۱۵۵۴ کودک؛ شواهد با قطعیت پائین). متاآنالیز دو مطالعه نشان داد که ژل دکستروز خوراکی احتمالا خطر دریافت درمان را برای هیپوگلیسمی حین بستری اولیه در بیمارستان کاهش میدهد (RR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۹ تا ۱.۰۰؛ ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت متوسط) اما ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت را در خطر دریافت درمان داخل وریدی برای هیپوگلیسمی ایجاد میکند (RR: ۱.۰۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۸ تا ۱.۴۹؛ ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت متوسط). ژل دکستروز خوراکی ممکن است تاثیری اندک یا عدم تاثیر بر خطر جدایی از مادر برای درمان هیپوگلیسمی بر جای بگذارد (RR: ۱.۱۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۱.۵۵؛ دو مطالعه، ۲۵۴۸ نوزاد؛ شواهد با قطعیت پائین). احتمالا تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در خطر بروز عوارض جانبی در نوزادانی که ژل دکستروز خوراکی را دریافت میکنند در مقایسه با ژل دارونما وجود دارد (RR: ۱.۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۴ تا ۲.۳۳؛ دو مطالعه، ۲۵۱۰ نوزاد؛ شواهد با قطعیت متوسط)، اما هیچ مطالعهای به مقایسه دکستروز خوراکی با دیگر مقایسهکنندهها مانند عدم مداخله، یا دیگر درمانها نپرداخت. هیچ دادهای در مورد شیردهی انحصاری با شیر مادر پس از ترخیص در دسترس نبود.
ژل دکستروز خوراکی پیشگیرانه خطر هیپوگلیسمی نوزادی را در نوزادان در معرض خطر کاهش داده و احتمالا خطر درمان هیپوگلیسمی را بدون عوارض جانبی کاهش میدهد. این درمان ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت را در خطر ناتوانی عصبی عمده در دو سال بر جای بگذارد، اما فواصل اطمینان شامل امکان مزیت یا آسیب قابل توجه است. شواهد در شش تا هفت سالگی کودک به یک مطالعه کوچک محدود میشود. با توجه به مزایای کوتاهمدت محدود شده این مداخله، تا زمانی که اطلاعات بیشتر در مورد تعادل خطرات و مضرات ناتوانی عصبی بعدی در دسترس قرار گیرند، مصرف ژل دکستروز خوراکی پیشگیرانه نباید در عملکرد بالینی روتین گنجانده شود. انجام مطالعات بیشتر و با دوره پیگیری طولانیتر و در مقیاس بزرگ در سن دو سالگی یا بالاتر مورد نیاز است. پژوهشهای آینده همچنین باید در دیگر کشورهای پیشرفته و ثروتمند، کشورهایی با سطح درآمد پائین و متوسط، نوزادان پرهترم، استفاده از دیگر ترکیبات ژل دکستروز، و استفاده از مقایسهکنندههای دیگر غیر از ژل دارونما انجام شوند. سه مطالعه که در انتظار طبقهبندی و یک مطالعه که در حال انجام هستند، در صورت انتشار ممکن است نتیجهگیریهای این مرور را تغییر دهند.
سوال مطالعه مروری
آیا مصرف ژل دکستروز خوراکی در پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز خون و کاهش ناتوانی طولانیمدت در نوزادان تازه متولد شده که در معرض خطر سطوح پائین گلوکز خون هستند، موثر و بیخطر است؟
پیامهای کلیدی
‐ شواهد فعلی بر اساس نتایج دو مطالعه با حضور ۲۵۴۸ نوزاد در معرض خطر در کشورهایی با درآمد بالا، با ارزیابی پیامد در نوزادان، کودکان دو ساله و شش تا هفت ساله، به دست آمدند.
‐ مصرف ژل دکستروز خوراکی در کاهش سطوح پائین گلوکز خون در نوزادانی که در معرض خطر سطوح پائین گلوکز خون هستند، بیخطر و موثر است.
‐ مشخص نیست که ژل دکستروز خوراکی باعث افزایش یا کاهش ناتوانی در دو سالگی یا بیشتر میشود.
چرا سطح پائین گلوکز خون مهم است؟
سطوح پائین قند (گلوکز) خون مهم هستند زیرا شایع بوده و با آسیب مغزی در نوزادان تازه متولد شده همراه هستند. از هر ۱۰۰ نوزاد، تا ۳۹ مورد در روزهای نخست پس از تولد و بیش از نیمی از نوزادانی که در معرض خطر بیشتری هستند (نوزادانی که نارس یا کوچکتر یا بزرگتر از حد معمول بوده یا مادرشان مبتلا به دیابت است) با سطوح پائینی از گلوکز خون روبهرو خواهند شد.
سطوح پائین گلوکز خون میتوانند باعث بروز مشکلاتی در پیشرفت تحصیلی و رشد در دوران کودکی شوند. برخی شواهد نشان میدهند که بروز حتی یک اپیزود از سطح پائین گلوکز خون یا اپیزودهای غیرقابل تشخیص میتوانند در بروز این مشکلات نقش داشته باشند. بنابراین، پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز مفید خواهد بود. علاوه بر این، درمانها برای سطوح پائین گلوکز اغلب شامل مصرف شیر خشک یا بستری در بخش نوزادان است، که منجر به جدایی مادر و نوزاد میشود. درمانها و جدایی از مادر ممکن است باعث ایجاد اختلال در شیردهی مادر شوند.
چگونه ژل دکستروز میتواند از سطوح پائین گلوکز خون پیشگیری کند؟
ژل دکستروز (قند) را میتوان به قسمت داخلی دهان کودک مالید، جایی که قند میتواند جذب شود و به افزایش سطوح گلوکز خون کمک کند، بنابراین بهطور بالقوه به پیشگیری از بروز سطوح پائین گلوکز کمک میکند.
ما به دنبال چه یافتهای بودیم؟
ما خواستیم بدانیم نوزادانی که پس از تولد ژل دکستروز خوراکی دریافت میکنند، احتمال کمتری دارد که:
‐ سطح قند خون پائینی داشته باشند
‐ مبتلا به ناتوانی شدید در دو سالگی یا بیشتر شوند
ما همچنین خواستیم بدانیم که مصرف ژل دکستروز خوراکی عوارض ناخواستهای مانند استفراغ یا خفگی به همراه دارد یا خیر.
ما چه کاری را انجام دادیم؟
ما به دنبال مطالعاتی بودیم که بررسی کردند مصرف ژل دکستروز خوراکی، در مقایسه با درمان دیگر یا عدم درمان، در پیشگیری از سطوح پائین قند خون و ناتوانیهای عمده در دوران کودکی، بیخطر و موثر است یا خیر. همچنین پیامدهای بالینی مهم دیگر را بررسی کردیم.
ما به چه نتایجی رسیدیم؟
دو مطالعه را پیدا کردیم، هر دو در کشورهایی با سطح درآمد بالا، شامل ۲۵۴۸ نوزاد در معرض خطر. هر دو مطالعه پیامدهای سلامت کودکان شرکتکننده را در دو سالگی ارزیابی کردند، و یکی نیز آنها را تا سنین شش تا هفت سالگی پیگیری کرد. با بررسی این مطالعات، ما مطمئن هستیم که ژل دکستروز خوراکی پیشگیرانه، خطر سطوح پائین گلوکز خون را در نوزادان تازه متولد شده در معرض خطر کاهش میدهد. با این حال، مطمئن نیستیم که مصرف ژل دکستروز خوراکی خطر ناتوانی عمده را در دو سالگی یا بیشتر تغییر میدهد یا خیر، زیرا یک مطالعه در ۳۶۰ کودک نشان داد که ناتوانی احتمالا کاهش یافت، در حالی که مطالعه دیگر روی ۲۱۴۹ کودک نشان داد که احتمالا افزایش یافته است.
شواهد حاصل از دو مطالعه حاکی از آن است که مصرف ژل دکستروز خوراکی در نوزادان در مقایسه با نوزادانی که ژل دارونما دریافت کردند، آنها را در معرض خطر بالای عوارض جانبی (آسیبها) مانند خفگی یا استفراغ قرار نمیدهد، اما هیچ اطلاعاتی در دست نیست که تجویز ژل دکستروز خوراکی بیخطرتر از عدم درمان یا دیگر درمانها باشد. ژل دکستروز خوراکی نیز احتمالا نیاز به درمان را برای سطوح پائین قند خون کاهش میدهد. این مداخله ممکن است تاثیری اندک تا عدم تاثیر بر جدایی از مادر برای درمان سطح پائین قند خون داشته باشد، اما به دلیل تفاوت میان دو مطالعه، به این یافته اعتماد کمی داریم. هیچ دادهای در مورد شیردهی انحصاری با شیر مادر پس از ترخیص در دسترس نبود.
محدودیتهای شواهد چه هستند؟
این دو مطالعه فقط در کشورهایی با درآمد بالا انجام شدهاند، و ممکن است یافتهها برای دیگر شرایط قابل اجرا نباشد. همچنین ممکن است این یافتهها برای نوزادان نارس یا دیگر محصولات ژل دکستروز قابل استفاده نباشند. جایی که به شواهد اطمینان نداشتیم، عموما به این دلیل بود که فقط دو مطالعه وجود داشت که به ما اجازه ندادند در مورد نتایج مطمئن شویم. همچنین، ممکن است رویدادهای بسیار کمی (مثلا عوارض جانبی) برای نتیجهگیری با قطعیت بالا وجود داشته باشند.
این شواهد تا چه زمانی بهروز است؟
این مرور در واقع مطالعه قبلی را که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، بهروز میکند. شواهد تا اپریل ۲۰۲۳ بهروز است.
سوال مطالعه مروری
آیا تغذیه نوزادان پرهترم یا کموزن هنگام تولد با شیر خشک به جای شیر مادر، رشد و تکامل آنها را تحت تاثیر قرار میدهد؟
پیشینه
شیر خشکهای مصنوعی را میتوان برای داشتن مقادیر بالاتری از مواد مغذی مهم از جمله پروتئین نسبت به شیر مادر دستکاری کرد اما هضم آنها برای نوزادان تازه متولد شده اغلب دشوار است. علاوه بر این، شیر خشکهای مصنوعی حاوی آنتیبادیها و دیگر مواد موجود در شیر مادر نیستند که از روده نابالغ نوزادان پرهترم یا کموزن هنگام تولد محافظت میکنند و خطر ابتلای آنها را به عفونت و مشکلات شدید روده کاهش میدهند. اگر نوزادان پرهترم به جای شیر مادر (تغذیه مستقیم با شیر مادر یا شیر دوشیده شده مادر خود نوزاد) با شیر خشک تغذیه شوند، ممکن است خطر بروز این مشکلات افزایش یافته و اثر معکوسی بر رشد و تکامل آنها داشته باشند. با توجه به این نگرانیها، هدف ما، مرور تمام شواهد به دست آمده از کارآزماییهای بالینیای بود که به مقایسه شیر خشک در مقابل شیر مادر برای تغذیه نوزادان پرهترم یا با وزن کم هنگام تولد پرداختند.
ویژگیهای مطالعه
در جستوجوهای انجام شده تا اکتبر ۲۰۱۸، ما هیچ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده واجد شرایطی را نیافتیم.
نتایج کلیدی و نتیجهگیریها
هیچ داده کارآزمایی برای پاسخ به این سوال وجود ندارد. از آنجایی که مرور دیگر کاکرین نشان داد تغذیه با شیر خشک در مقایسه با شیر مادر اهدا شده، خطر ابتلا را به مشکلات جدی رودهای در نوزادان پرهترم یا کموزن هنگام تولد افزایش میدهد، بعید به نظر میرسد که خانوادهها و پزشکان اختصاص دادن نوزاد را برای دریافت شیر خشک به عنوان جایگزین شیر مادر، در صورت در دسترس بودن شیر مادر، بپذیرند.
موضوع چیست؟
هنگامی که کودکان بسیار زود به دنیا میآیند (نارس)، ذخایر بسیار اندکی از مواد معدنی کلسیم و فسفر مورد نیاز برای رشد استخوانهای سالم دارند. ممکن است شیر مادر حاوی مواد معدنی کافی برای این دسته از کودکان نباشد.
چرا این موضوع مهم است؟
کلسیم و فسفر برای استخوانهای سالم و رشد و تکامل طبیعی آنها ضروری هستند. ممکن است زمانی که یک کودک نارس متولد میشود و کلسیم و فسفر کافی دریافت نمیکند، دچار شکستگیها و رشد ضعیف شود.
ما چه شواهدی به دست آوردیم؟
برای یافتن شواهد تا اپریل ۲۰۱۶ جستوجو کرده و یک کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را شامل ۴۰ کودک شناسایی کردیم. محققان، کاهش اندکی را در غلظت آلکالین فسفاتاز (alkaline phosphatase) (آنزیم دخیل در رشد استخوان) میان نوزادانی که مکمل کلسیم/فسفر دریافت کردند، گزارش کرده بودند. ما هیچ تفاوتی را در رشد بین نوزادانی که شیر مادر غنی شده با کلسیم و فسفر اضافی دریافت کرده بودند و نوزادانی که هیچ مکملی نگرفته بودند، نیافتیم. یک کارآزمایی کوچک، شواهدی را فراهم کرده بود و ما کیفیت شواهد را پائین در نظر گرفتیم. پژوهشگران هیچ پیگیری را از این نوزادان تا دوران کودکی ذکر نکرده بودند.
این یافتهها چه معنایی دارد؟
شواهد برای قضاوت درباره اینکه کلسیم و/یا فسفر اضافی فراهم شده برای کودکان نارس، مزیتی برای استخوانها و رشد آنها به همراه میآورد یا خیر، ناکافی است. استفاده از مکملهای کلسیم و فسفر به تنهایی دیگر خیلی شایع نیست، چرا که غنیسازهای شیر مادری که اکنون موجود هستند، ترکیبات زیاد دیگر و همچنین مواد معدنی را برای حمایت از رشد و تکامل نوزادان پرهترم دارند. بنابراین ما پیشنهاد میکنیم که کارآزماییهای آینده برای بررسی تاثیرات مکملهای مینرال در کودکان نارس، از جمله غنیسازهای چند‐جزئی شیر مادر، انجام شوند و پیامدهای مهم از لحاظ بالینی را در دوران کودکی ارزیابی کنند.
شواهدی با کیفیت پائین نشان داد که مکمل پروتئین شیر مادر، که نوزادان پرهترم با آن تغذیه میشوند، رشد کوتاهمدت را افزایش داد. با این حال، حجم نمونههای اندک، دقت پائین و شواهد با کیفیت بسیار پائین در مورد مدت زمان بستری در بیمارستان، عدم تحمل تغذیه و انتروکولیت نکروزان مانع انجام هرگونه نتیجهگیری در مورد این پیامدها شد. در مورد پیامدهای پس از ترخیص بیمار هیچ دادهای وجود نداشت. یافتههای ما ممکن است قابل تعمیم به شرایطی با منابع محدود نباشد، زیرا هیچ یک از مطالعات وارد شده در این شرایط انجام نشدند.
از آنجایی که مکمل پروتئین شیر مادر در حال حاضر معمولا به عنوان بخشی از غنیسازهای دارای چند ماده مغذی استفاده میشود، مطالعات آینده باید مقادیر مختلف پروتئین را در غنیسازهای چند‐جزئی مقایسه کنند، و برای تعیین اثرات بر پیامدهای طول مدت بستری در بیمارستان و ایمنی و همچنین رشد طولانیمدت، ترکیب بدنی، قلبی‐متابولیک و تکامل سیستم عصبی طراحی شوند.
سوال مطالعه مروری
ما شواهدی را بررسی کردیم تا ببینیم اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر، در مقایسه با هیچ پروتئین اضافی، برای تغذیه نوزادان پرهترم، باعث بهبود رشد، چربی بدن، چاقی، مشکلات قلبی، قند خون بالا و رشد مغز، بدون اثرات جانبی قابلتوجه میشود یا خیر.
پیشینه
عدم مصرف پروتئین کافی در مراحل اولیه زندگی نوزاد پرهترم ممکن است منجر به رشدونمو ضعیف وی شود. نوزادان پرهترم نسبت به نوزادان ترم نیاز به پروتئین بیشتری دارند. شیر مادر دارای منافع فراوانی برای نوزادان متولد شده پرهترم (قبل از ۳۷ هفته) است، اما محتوای پروتئین آن متغیر است و ممکن است نتواند نیازهای تغذیهای را برای رشد سریع نوزاد پرهترم برآورده کند. بنابراین، برای رفع نیاز پروتئین بیشتر و ارتقاء سلامت مطلوب و رشد درازمدت، پروتئین اضافی، به صورت یک غنیساز، میتواند به شیر مادر دوشیده شده برای نوزادان پرهترم اضافه شود.
ویژگیهای مطالعه
شش کارآزمایی تصادفیسازی شده (کارآزماییهایی که در آنها هر نوزاد شانس مساوی برای انتخاب شدن برای دریافت هر درمان را داشتند)، را شامل ۲۰۴ نوزاد پرهترم یافتیم. این جستوجو تا آگوست ۲۰۱۹ بهروز است.
نتایج اصلی
شواهدی با کیفیت پائین نشان داد که اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر، نرخ کوتاهمدت افزایش وزن (پنج کارآزمایی)، افزایش قد (چهار کارآزمایی) و رشد سر (چهار کارآزمایی) را افزایش داد. شواهد با کیفیت پائین به دست آمده از یک کارآزمایی تفاوت روشنی را در میزان رشد ضخامت پوست (اندازهگیری چربی زیر پوست) بین گروههای مکمل و بدون مکمل نشان نداد. شواهدی با کیفیت بسیار پائین به دست آمده از یک کارآزمایی نشان داد نوزادانی که پروتئین اضافی دریافت کردند به مدت طولانیتری در بیمارستان بستری شدند، در حالی که شواهدی با کیفیت بسیار پائین به دست آمده از چهار کارآزمایی، غلظت بالاتر نیتروژن اوره خون (اندازهگیری عملکرد کلیه و شکستن پروتئین) را در مقایسه با نوزادانی که پروتئین اضافی دریافت نکردند، در این نوزادان نشان داد. شواهد با کیفیت بسیار پائین حاصل از یک کارآزمایی نشان داد که اضافه کردن پروتئین اضافی افزوده شده به شیر مادر خطر انتروکولیت نکروزان (التهاب روده) یا عدم تحمل تغذیه را به وضوح افزایش نداد، یا غلظت سرم آلبومین (اندازهگیری سطح پروتئین خون) را واضحا تغییر داد. هیچ دادهای در مورد اثرات اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر در رشد طولانیمدت، چربی بدن، چاقی، قند خون بالا، یا رشد مغز وجود نداشت.
نتیجهگیریها
اضافه کردن پروتئین اضافی به شیر مادر برای نوزادان پرهترم ممکن است رشد کوتاهمدت را افزایش دهد. اما، تأثیر آن بر طول مدت بستری در بیمارستان، عدم تحمل تغذیه و انتروکولیت نکروزان به دلیل محدودیتهای دادهها و شواهد با کیفیت بسیار پائین غیر‐قطعی است. هیچ دادهای در مورد اثر سلامت و رشد، یا اثرات در شرایط با منابع پائین وجود نداشت.
از آنجایی که مکمل پروتئین شیر مادر در حال حاضر معمولا به عنوان بخشی از غنیسازی شیر حاوی چند ماده مغذی استفاده میشود، مطالعات آینده باید مقادیر مختلف پروتئین را در غنیسازیهای چند‐جزئی مقایسه کنند و برای تعیین اثرات طول مدت بستری در بیمارستان، ایمنی، رشد طولانیمدت، چربی بدن، چاقی، قند خون بالا و رشد مغز طراحی شوند.
سوال مطالعه مروری
ما شواهد را مرور کردیم تا مشخص شود که افزودن چربی اضافی (استفاده از مکملها) به شیر مادر که به نوزادان زود‐متولد شده (پرهترم) داده میشود، در مقایسه با نوزادانی که چربی اضافی دریافت نمیکنند، میتواند بدون آن که عوارض جانبی قابل توجهی داشته باشد، باعث بهبودی رشد، چربی بدن، چاقی، مشکلات قلبی، قند خون بالا، و تکامل مغزی شود یا خیر.
پیشینه
نوزادان پرهترم در بدو تولد فاقد ذخایر کافی چربی هستند، زیرا قبل از آن که فرصت تامین ذخایر مغذی را در فاز رشد سریع سه ماهه سوم بارداری بیابند، متولد میشوند. در نتیجه، برای دستیابی به رشد و تکامل کافی، نیاز به دریافت چربی بیشتری در مقایسه با همتایان ترم خود دارند. چربی تقریبا نیمی از کالری موجود را در شیر مادر تامین کرده و از رشد و تکامل مغز حمایت میکند. اگرچه شیر مادر مزایای فراوانی برای نوزاد پرهترم دارد، ممکن است حاوی مقادیر متغیر و ناکافی چربی برای رشد و تکامل مطلوب باشد. تامین ناکافی چربی در نوزادان پرهترم که با شیر مادر تغذیه میشوند ممکن است بر رشد و تکامل آنها اثرات منفی داشته باشد. بنابراین، میتوان چربی اضافی را به شیر مادر افزود، که معمولا با اضافه کردن ترکیباتی از محصولات تجاری چربی به مقدار کمی (به عنوان مثال، ۲۰ میلیلیتر) از شیر دوشیده شده مادر انجام میشود.
ویژگیهای مطالعه
یک کارآزمایی را با شواهدی با کیفیت بسیار پائین و شامل ۱۴ نوزاد پرهترم وارد کردیم. این جستوجو تا تاریخ آگوست ۲۰۱۹ بهروز است.
نتایج کلیدی
افزودن چربی اضافی به شیر مادر در نوزادان پرهترم هیچ مزیت واضحی را از نظر میزان وزنگیری، افزایش طول بدن، و رشد سر در کوتاه‐مدت نشان نداد. هیچ شواهدی به نفع این ادعا وجود نداشت که چربی اضافی، خطر عدم تحمل گوارشی را افزایش میدهد. هیچ اطلاعاتی در مورد اثرات افزودن چربی اضافی بر رشد، چربی بدن، چاقی، افزایش قند خون، یا تکامل مغزی در دراز‐مدت در دسترس نبود. همچنین، دادههای محدودی برای ارزیابی عوارض جانبی وجود داشت.
نتیجهگیریها
شواهد کافی و با کیفیت بالا در مورد مزایا و مضرات افزودن چربی اضافی به شیر مادر در نوزادان پرهترم وجود ندارد، و هیچ پیامد طولانی‐مدتی گزارش نشده است. از آنجا که در حال حاضر افزودن چربی اضافی به شیر مادر به عنوان بخشی از غنیسازی با چند ماده مغذی (multi‐nutrient fortification) انجام میشود، کارآزماییهای آتی باید تاثیر مولفه چربی را بر رشد، چربی بدن، چاقی، افزایش قند خون، یا تکامل مغزی در کوتاه‐مدت و دراز‐مدت ارزیابی کنند. میزان و ترکیب مناسب چربی اضافی مورد نیاز، عوارض جانبی، و راههای انتقال نیز باید ارزیابی شوند.
سوال مطالعه مروری
آیا افزودن کربوهیدرات اضافی به شیر مادر برای تغذیه نوزادان پرهترم، در مقایسه با اضافه نکردن کربوهیدرات اضافی، بدون اینکه باعث اثرات جانبی قابلتوجهی شود، منجر به بهبود رشد، چربی بدن، چاقی، مشکلات قلبی، قند خون بالا و رشد مغز میشود؟
پیشینه
عدم مصرف کربوهیدرات کافی در نوزادان پرهترم ممکن است منجر به رشدونمو و تکامل ضعیف آنها شود. شیر مادر بهترین غذا برای نوزادان پرهترم است، اما تغذیه آنها فقط با شیر مادر ممکن است از نظر تغذیهای ناکافی باشد. افزودن کربوهیدرات به شیر مادر میتواند کمک کننده باشد. با این حال، دادههای کافی در مورد ارزیابی مزایا و آسیبهای افزودن کربوهیدرات به شیر مادر در جهت افزایش رشد نوزادان پرهترم یافت نشد.
ویژگیهای مطالعه
یک کارآزمایی را با شواهدی با کیفیت بسیار پائین شامل ۷۵ نوزاد پرهترم در مورد تاثیرات افزودن پرهبیوتیک (prebiotics) (نوعی کربوهیدرات) اضافی به شیر مادر در نوزادان پرهترم یافتیم. مطالعه دوم که توسط نویسندگان همان مطالعه منتشر شد، روشهای مختلفی را در رابطه با کورسازی و تصادفیسازی کارآزمایی گزارش کرد. نویسندگان مطالعه تایید کردند که این مقالهها کارآزمایی مشابهی را توصیف میکنند اما هنوز مشخص نکردهاند که کدام روش دقیق است. ما قادر به باز‐تولید تجزیهوتحلیلها از دادههای ارائه شده نبودیم. این جستوجو تا آگوست ۲۰۱۹ بهروز است.
نتایج کلیدی
مکملیاری با کربوهیدرات پرهبیوتیک میانگین وزن نوزادان پرهترم را در روز ۳۰ افزایش داد و باعث شد که در مقایسه با گروه کنترل مدت کوتاهتری را در بیمارستان بستری بمانند. هیچ شواهدی، تفاوت روشنی را از نظر خطر عدم تحمل تغذیه یا بروز انتروکولیت نکروزان بین گروههای دریافت کننده پرهبیوتیک و عدم دریافت آن نشان نداد. هیچ اطلاعات دیگری برای نشان دادن تاثیرات افزودن کربوهیدرات بیشتر به شیر مادر در رشد کوتاه‐مدت و بلند‐مدت، چربی بدن، چاقی، تکامل مغزی و مشکلات قلبی در دسترس نبود.
نتیجهگیریها
شواهدی مبنی بر تاثیرات کوتاه‐مدت و بلند‐مدت اضافه کردن کربوهیدرات بیشتر به شیر مادر در نوزادان پرهترم وجود ندارد. این مرور سیستماتیک، شواهدی را با کیفیت بسیار پائین در مورد تاثیرات افزودن کربوهیدرات پرهبیوتیک به شیر مادر در نوزادان پرهترم، همراه با عدم قطعیت در مورد روشهای انجام و تجزیهوتحلیل، نشان داد. تنها کارآزمایی موجود شامل نمونه کوچکی از نوزادان پرهترم ایرانی بود، و بنابراین ممکن است شواهد غیر‐قابل تعمیم باشند. با این حال، پیامدهای ارزیابی شده برای همه نوزادان پرهترم رایج هستند، و کارآزمایی نشان میدهد که افزودن کربوهیدرات پرهبیوتیک به شیر انسان در کشورهای در حال توسعه امکانپذیر است. انجام تحقیقات بیشتری برای ارزیابی مزایا و آسیبهای انواع و غلظتهای مختلف مکملیاری کربوهیدرات برای نوزادان پرهترمی که از شیر مادر تغذیه میکنند، مورد نیاز است. در حال حاضر، مکملیاری کربوهیدرات قابل هضم برای نوزادان پرهترم در قالب یک عنصر غنیسازی شیر انسان در کنار چندین ماده مغذی دیگر ارائه میشود.
سوال مطالعه مروری
ما شواهد موجود را از مطالعات بالینی برای بررسی مواجهه نوزادانی که زودهنگام متولد شدهاند (پرهترم) با بو و طعم شیر به وسیله تغذیه از طریق لولهای که از بینی یا دهان وارد معده میشود، مرور کردیم. ما این مورد را با عدم قرار گرفتن نوزادان پرهترم در معرض بو و طعم شیر طی تغذیه با لوله مقایسه کردیم تا ببینیم کدام رویکرد زمان مورد نیاز را تا کسب تغذیه مکیدنی کامل بدون ایجاد عوارض جانبی کاهش خواهد داد.
پیشینه
نوزادان نارس اغلب تا زمانی که قادر به مکیدن همه غذای خود باشند، نیاز به تغذیه از طریق یک لوله باریک که از دهان یا بینی وارد معده میشود (اوروگاستریک (orogastric) یا نازوگاستریک (nasogastric)) دارند. در ابتدا فقط حجمهای اندکی از شیر داده میشود و به صورت تدریجی بر اساس میزان تحمل غذایی نوزاد، افزایش مییابد. ممکن است نوزادانی که به وسیله لوله تغذیه میشوند، بو و طعم شیر را تجربه نکنند، زیرا شیر بهطور مستقیم وارد معده میشود. بو و طعم، نقش مهمی در کمک به هضم و جذب غذا دارند. بنابراین هنگامی که شیر از طریق یک لوله اوروگاستریک یا نازوگاستریک داده میشود، عرضه مقداری از بو و طعم آن برای نوزاد میتواند بهطور بالقوه به تحمل سریعتر حجمهای بیشتری از شیر توسط آنها کمک کند.
ویژگیهای مطالعه
ما در جستوجو تا ۱ جون ۲۰۱۸، سه مطالعه تکمیلشده را شامل ۱۶۱ نوزاد پرهترم بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (neonatal intensive care unit; NICU) در یک بیمارستان سطح سوم شناسایی کردیم. یک مطالعه شامل ۵۱ نوزاد پرهترم بوده و هر نوزاد دارای احتمال برابری از انتخاب برای دریافت هر یک از درمانها بودند (کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده). یک مطالعه دربرگیرنده ۸۰ نوزاد پرهترم بود که به صورت ترتیبی به گروههای شاهد و درمان اختصاص یافتند (کارآزمایی شبه‐تصادفیسازی شده). یک مطالعه، کارآزمایی تصادفیسازی شده آیندهنگر شامل ۳۰ نوزاد بود، اما روش گزارش آن به این معنا است که اطلاعات کافی را برای ما جهت ورود در آنالیزهای ما نداشت.
نتایج اصلی
ما دریافتیم که قرار گرفتن در معرض بو و طعم شیر به وسیله تغذیه با لوله اوروگاستریک یا نازوگاستریک، تاثیر روشنی بر زمان سپری شده تا رسیدن به تغذیه مکیدنی کامل ندارد. یک مطالعه هیچ عارضه جانبی را گزارش نکرد. همچنین مواجهه با بو و طعم شیر، هیچ اثر واضحی بر زمان رسیدن به تغذیه کامل با لوله، تحمل غذایی، بروز عفونت دیرهنگام و عفونت رودهای شدید، مدت تغذیه داخل وریدی و رشد نداشت. شواهدی با کیفیت بسیار پائین از دو مطالعه نشان میدهد که مواجهه با بو و طعم شیر، طول مدت بستری را در بیمارستان حدود چهار روز در قیاس با مواجه نشدن با بو و طعم شیر کاهش میدهد. با این حال، مطالعات وارد شده کوچک و دارای محدودیتهای مختلف از لحاظ چگونگی اجرا بودند.
نتیجهگیری
مواجهه با بو و طعم شیر از طریق تغذیه با لوله اوروگاستریک یا نازوگاستریک، میتواند طول مدت بستری را در بیمارستان برای نوزادان نارس کاهش دهد. گرچه تاثیر این درمان برای تسریع تغذیه در نوزادان نارس به علت شواهد محدود و با کیفیت بسیار پائین، نامشخص است. تحقیقات آینده باید اثر مواجهه با بو و طعم شیر را به وسیله تغذیه با لوله بر پیامدهای بالینی مهم مانند زمان رسیدن به تغذیه کامل مکیدنی، عوارض جانبی، زمان رسیدن به تغذیه کامل با لوله، تحمل غذایی، بروز عفونت، و رشد بررسی کنند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb