جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Hesham G Al-Inany

Mohamed MA Youssef، Eleni Mantikou، Madelon van Wely، Fulco Van der Veen، Hesham G Al-Inany، Sjoerd Repping، Sebastiaan Mastenbroek،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه
به لحاظ تجاری، محیط‌های بسیاری برای کشت جنین‌های انسانی پیش از لانه‌گزینی (pre‐implantation) در سیکل‌های فناوری کمک‌ باروری (ART؛ Assisted Reproductive Technology) وجود دارند. مشخص نیست که کدام محیط کشت بهترین نرخ موفقیت را پس از ART فراهم می‌آورد.
اهداف
بررسی اثربخشی و بی‌خطری (safety) محیط‌های کشت مختلف جنین انسانی پیش از لانه‌گزینی که در لقاح آزمایشگاهی (IVF؛ In Vitro Fertilisation) و در تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم (intracytoplasmic sperm injection; ICSI) استفاده می‌شوند.
روش های جستجو
برای این مطالعه مروری، پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه اختلالات قاعدگی و‌ ناباروری در کاکرین، پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL)، EMBASE ،MEDLINE، پایگاه ثبت ملی تحقیقات (National Research Register)، پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی انجمن پژوهش پزشکی (Medical Research Council's Clinical Trials Register) و بانک‌های اطلاعاتی NHS Center for Reviews and Dissemination از ژانویه ۱۹۸۵ تا مارچ ۲۰۱۵ جست‌وجو کردیم. همچنین فهرست منابع تمام مطالعات اولیه شناخته‌شده، مقالات مروری، فهرست استنادات مطالعات مرتبط و چکیده‌های جلسات علمی مهم را بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب

تمامی کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده‌ای را وارد کردیم ‌که زنان، اووسیت‌ها یا جنین‌ها را تصادفی‌سازی کرده و هر دو‌ نوع محیط کشت تجاری در دسترس را برای جنین‌های انسانی پیش از لانه‌گزینی در برنامه‌های IVF و ICSI مقایسه کردند.

گردآوری و تحلیل داده‌ها

دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم مطالعات را انتخاب کردند، خطر سوگیری (bias) را بررسی کرده ‌و اطلاعات را استخراج کردند. در جایی که نیاز بود، از محققان کارآزمایی‌ها اطلاعات بیشتر را درخواست کردیم. کیفیت شواهد را با استفاده از روش درجه‌بندی توصیه‌ها، ارزیابی، ارتقا و بررسی (GRADE؛ Grades of Recommendation, Assessment, Development and Evaluation) بررسی کردیم. پیامد اولیه مطالعه مروری، تولد زنده یا تداوم بارداری بود.

نتایج اصلی

در این مطالعه مروری، ۳۲ مطالعه را وارد کردیم. هفده مطالعه (۳۶۶۶ مورد) زنان، سه مطالعه (۱۰۱۸ مورد) سیکل‌ها و دوازده مطالعه (بیش از ۱۵۲۳۰ مورد) اووسیت‌ها را تصادفی‌سازی کردند. به‌ دلیل اینکه در هر مطالعه‌ای از محیط کشت‌های مختلف استفاده شد، امکان یکی کردن اطلاعات نبود. فقط هفت مطالعه، تولد زنده و ادامه بارداری را گزارش کردند. چهار مورد از این مطالعات، هیچ تفاوتی را میان محیط کشت‌های مقایسه‌شده برای انتقال جنین سه روزه و پنج روزه، نیافتند. اطلاعات مطالعه پنجم قابل اعتماد نبودند. شش مطالعه، نرخ بارداری بالینی را گزارش کردند. یکی از این سه مطالعه، تفاوتی را میان محیط‌های مختلف مقایسه‌شده یافت، که نشان می‌داد برای انتقال جنین در مرحله کلیواژ (cleavage‐level)، محیط‌ Quinn's Advantage با نرخ‌های بالاتر بارداری بالینی نسبت به محیط‌ G۵ همراه بود (نسبت شانس (OR): ۱,۵۶؛ %۹۵ فاصله اطمینان (CI): ۱.۱۲ تا ۲.۱۶؛ ۶۹۲ زن). این مطالعه فقط به‌ صورت چکیده در دسترس بود و سطح کیفیت شواهد آن پائین ارزیابی شد.

با در نظر گرفتن عوارض جانبی، سه مطالعه بارداری‌های چند قلویی و شش مطالعه، تعداد سقط‌ها را گزارش کردند. هیچ یک از آنها، شواهدی را دال بر تفاوت میان محیط کشت استفاده‌شده، نشان ندادند. هیچ یک از مطالعات در مورد سلامت نوزادان گزارشی را ارائه نکردند. اکثر مطالعات (۲۲/۳۲) منبع حمایت مالی خود را گزارش نکرده و هیچ یک روش‌شناسی (methodology) خود را به تفصیل شرح ندادند. سطح کیفیت کلی شواهد تقریبا برای تمامی مقایسه‌ها بسیار پائین در نظر گرفته شد، و محدودیت‌های اصلی شامل عدم دقت (imprecision) و ارائه گزارش ضعیف از روش‌های مطالعه بود.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

یک محیط کشت جنینی ایده‌آل، برای رشد جنین و موفقیت بعدی درمان IVF یا ICSI بسیار اهمیت دارد. بحث‌های زیادی پیرامون مناسب‌ترین محیط کشت جنین‌ وجود دارد. مطالعات متعددی انجام شده‌اند، اما هیچ دو مطالعه‌ای، یک محیط کشت را مقایسه نکرده و هیچ کدام از آنها شواهدی را دال بر تفاوت میان محیط کشت استفاده‌شده، پیدا نکردند. از این مطالعه نتیجه گرفتیم که شواهد کافی برای پشتیبانی یا رد استفاده از محیط کشت مخصوص وجود ندارد. به انجام کارآزمایی‌های خوب و تصادفی‌سازی بیشتری نیاز است.

خلاصه به زبان ساده

محیط کشت برای جنین‌های انسانی پیش از لانه‌گزینی در سیکل‌های فناوری کمک‌ باروری 

سوال مطالعه مروری:

تاثیر محیط‌های کشت جنینی انسانی مختلف در زنانی که تحت سیکل‌های تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم (ICSI) یا لقاح آزمایشگاهی (IVF) قرار می‌گیرند، از نظر تولد زنده و تداوم بارداری و عوارض جانبی چیست؟

پیشینه:

کشت جنین به کشت گامت‌های انسانی و جنین‌ها در درمان‌های لقاح آزمایشگاهی اشاره دارد. این پروسیجر با ترکیب تخمک‌ و اسپرم در یک ظرف کشت (culture dish) شروع و با انتقال جنین به داخل رحم پایان می‌یابد. دوره کشت میان یک تا شش روز است، و فرآیند کشت جنین برای موفقیت پروسیجر IVF و ICSI ضروری است. نوع محیط کشتی که استفاده می‌شود، می‌تواند کیفیت جنین و نرخ موفقیت درمان را تحت تاثیر قرار دهد. با وجود اهمیت آن، مشخص نیست کدام محیط کشت موثرتر و بی‌خطر‌تر است.

ویژگی‌های مطالعه:

این شواهد تا مارچ ۲۰۱۵ به‌روز است. تعداد ۳۲ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌شده را در مورد محیط‌های کشت مختلف در زنانی که تحت IVF یا ICSI قرار داشتند، گرد هم آوردیم. شانزده مطالعه (۳۶۶۶ مورد) زنان، سه مطالعه (۱۰۱۸ مورد) سیکل‌ها و دوازده مطالعه (بیش از ۱۵,۲۳۰ مورد) اووسیت‌ها را تصادفی‌سازی کردند. اکثر مطالعات (۲۲/۳۲) منبع حمایت مالی خود را گزارش نکردند.

نتایج کلیدی:

هیچ دو مطالعه‌ای، یک محیط کشت را مقایسه نکردند. فقط هفت مطالعه، پیامد اولیه تولد زنده یا تداوم بارداری را گزارش کردند، و شواهد خوبی را دال بر وجود‌ تفاوت میان محیط‌های مختلف مقایسه‌شده، پیدا نکردند. یک مطالعه تکی، شواهدی را با کیفیت پائین‌ یافت که برای انتقال جنین سه روزه، محیط Quinn's Advantage می‌تواند با نرخ‌های بالاتر بارداری نسبت به محیط G۵ همراه باشد، اما فقط چکیده این مطالعه در دسترس بود و روش‌های استفاده شده در آن، به روشنی گزارش نشده بودند. با توجه به عوارض جانبی، سه مطالعه، بارداری‌های چند قلویی و شش مطالعه، سقط را گزارش کردند. هیچ یک از آنها، شواهدی را دال بر تفاوت میان محیط کشت استفاده‌شده، نشان ندادند. هیچ یک از مطالعات در مورد سلامت نوزادان گزارشی را ارائه نکردند. از این مطالعه نتیجه گرفتیم که شواهد کافی برای پشتیبانی یا رد استفاده از محیط کشت مخصوص وجود ندارد. به انجام کارآزمایی‌های خوب و تصادفی‌سازی بیشتری نیاز است.

کیفیت شواهد:

تقریبا برای تمامی مقایسه‌ها، سطح کیفیت شواهد بسیار پائین در نظر گرفته شد، و محدودیت‌های اصلی شامل عدم دقت (imprecision) و ارائه گزارش ضعیف از روش‌های انجام مطالعه بود.


Hesham G Al-Inany، Mohamed A Youssef، Reuben Olugbenga Ayeleke، Julie Brown، Wai Sun Lam، Frank J Broekmans،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
از آنتاگونیست هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (gonadotrophin‐releasing hormone; GnRH) می‌توان برای پیشگیری از افزایش هورمون جسم زرد تخمدان (luteinizing hormone; LH) حین تحریک بیش از حد کنترل شده تخمدان (controlled ovarian hyperstimulation; COH)، بدون عوارض جانبی هیپواستروژنیک، شعله‌ور شدن بیماری یا دوره طولانی down‐regulation مرتبط با آگونیست استفاده کرد. آنتاگونیست‌ها مستقیما و به سرعت آزادسازی گنادوتروپین را درون چند ساعت و از طریق اتصال رقابتی به گیرنده‌های GnRH هیپوفیز مهار می‌کنند. این ویژگی، امکان استفاده از آنها را در هر زمان طی مرحله فولیکولار میسر می‌سازد. چند رژیم مختلف در قالب پروتکل‎‌های چند‐گانه به این ترتیب شرح داده شده‌اند: چند دوز ثابت (۰,۲۵ میلی‌گرم در روز از روز ششم تا هفتم تحریک)، چند دوز انعطاف‌پذیر (۰.۲۵ میلی‌گرم در روز که به فولیکول ۱۴ تا ۱۵ میلی‌متری منجر می‌شود) و تک‌دوز (تجویز فقط ۳ میلی‌گرم در روز ۷ تا ۸ تحریک)، این پروتکل‌ها با یا بدون افزودن قرص ضد‐بارداری خوراکی تجویز می‌شوند. علاوه بر این، معلوم شده زنانی که آنتاگونیست دریافت می‌کنند، کمتر دچار بروز سندرم تحریک بیش از حد تخمدان (ovarian hyperstimulation syndrome; OHSS) می‌شوند. با فرض مقایسه‌پذیر بودن پیامدهای بالینی برای پروتکل‌های آنتاگونیست و آگونیست، این مزایا ممکن است تغییر را از پروتکل استاندارد آگونیست با دوره طولانی به رژیم‌های آنتاگونیست توجیه کند. این یک نسخه به‌روز از مرور کاکرین است که نخستین بار در سال ۲۰۰۱ منتشر و پیش از این در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱ به‌روز شده است.
اهداف
ارزیابی اثربخشی و بی‌خطری (safety) آنتاگونیست هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) در مقایسه با پروتکل استاندارد آگونیست GnRH با دوره طولانی در خصوص کنترل تحریک بیش از حد تخمدان در سیکل‌های کمک‐باروری.
روش های جستجو
ما این موارد را جست‌وجو کردیم: پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه اختلالات قاعدگی و ناباروری در کاکرین (Cochrane Menstrual Disorders and Subfertility Group) (از ابتدا تا می ۲۰۱۵)، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL) (کتابخانه کاکرین (The Cochrane Library)؛ از ابتدا تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵)؛ Ovid MEDLINE (از ۱۹۶۶ تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵)؛ EMBASE (از ۱۹۸۰ تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵)؛ PsycINFO (از ۱۸۰۶تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵)؛ CINAHL (تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵)، پایگاه‌های ثبت کارآزمایی تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵، و کتاب‌شناختی‌های نشریات و مرورهای مرتبط و چکیده مقالات و نشست‌های علمی اصلی مانند انجمن باروری و جنین‌شناسی انسانی اروپا (European Society of Human Reproduction and Embryology; ESHRE) و انجمن پزشکی باروری آمریکا (American Society for Reproductive Medicine; ASRM) را به صورت دستی جست‌وجو کردیم. برای کسب داده‌های ازدست‌رفته یا منتشر نشده با نویسندگان مطالعات واجد شرایط تماس گرفتیم. شواهد تا ۲۸ اپریل ۲۰۱۵ به‌روز است.
معیارهای انتخاب
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به بررسی استنادهای مرتبط برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) پرداختند که در آنها آگونیست GnRH مختلف در برابر پروتکل‌های آنتاگونیست GnRH در زنان تحت لقاح آزمایشگاهی (in vitro fertilisation; IVF) یا تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم (intracytoplasmic sperm injection; ICSI) مقایسه شده بود.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به ارزیابی واجد شرایط بودن کارآزمایی و خطر سوگیری (bias) پرداخته و داده‌ها را استخراج کردند. پیامدهای اولیه مرور عبارت بودند از میزان زنده‌زایی و سندرم تحریک بیش از حد تخمدان (OHSS). پیامدهای ثانویه نیز شامل سایر عوارض جانبی (سقط جنین و کنسل شدن سیکل) می‌شدند. داده‌ها را به منظور محاسبه نسبت شانس (ORs) تجمعی و ۹۵% فواصل اطمینان (CIs) با هم ترکیب کردیم. ناهمگونی آماری با استفاده از آماره I۲ ارزیابی شد. کیفیت کلی شواهد را برای هر مقایسه با استفاده از روش درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردیم.
نتایج اصلی

ما ۷۳ RCT را با حضور ۱۲,۲۱۲ شرکت‌کننده وارد مرور کردیم که در آنها به مقایسه آنتاگونیست GnRH با پروتکل استاندارد آگونیست GnRH با دوره طولانی پرداخته شده بود. کیفیت شواهد در حد متوسط بود: ضعف در گزارش روش‎‌های مطالعه، از محدودیت‌‎های این مرور بود.

زنده‌زایی

شواهد قطعی مبنی بر تفاوت در نرخ زنده‌زایی بین آنتاگونیست GnRH و آگونیست GnRH با دوره طولانی مشاهده نشد (OR: ۱,۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۵ تا ۱.۲۳؛ ۱۲ RCT؛ ۲۳۰۳ = n؛ I۲ = ۲۷%؛ شواهد با کیفیت متوسط). شواهد نشان داد که اگر احتمال زنده‌زایی پس از کاربرد آگونیست GnRH برابر ۲۹% فرض شود، این احتمال پس از کاربرد آنتاگونیست GnRH بین ۲۵% تا ۳۳% خواهد بود.

OHSS

آنتاگونیست GnRH با هر میزان از OHSS ، نسبت به آگونیست GnRH بروز کمتری داشت (OR: ۰,۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۱ تا ۰.۷۲؛ ۳۶ RCT؛ ۷۹۴۴ = n؛ I۲ = ۳۱%؛ شواهد با کیفیت متوسط). شواهد نشان داد که اگر خطر OHSS پس از کاربرد آگونیست GnRH برابر ۱۱% فرض شود، این خطر پس از کاربرد آنتاگونیست GnRH بین ۶% تا ۹% خواهد بود.

سایر عوارض جانبی

شواهدی مبنی بر تفاوت در نرخ سقط جنین بین زنانی که برای قرار گرفتن در گروه آتناگونیست GnRH و گروه آگونیست GnRH تصادفی‌سازی شده بودند، مشاهده نشد (OR: ۱,۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۲ تا ۱.۲۹؛ ۳۴ RCT؛ ۷۰۸۲ = n؛ I۲ = ۰%؛ شواهد با کیفیت متوسط).

در مورد کنسل شدن سیکل، آنتاگونیست GnRH با بروز کمتری از کنسل شدن سیکل ناشی از پُر‐خطر بودن OHSST همراه بود (OR: ۰,۴۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۰.۶۹؛ ۱۹ RCT؛ ۴۲۵۶ = n؛ I۲ = ۰%؛ شواهد با کیفیت متوسط). اگرچه، کنسل شدن سیکل به علت پاسخ ضعیف تخمدان در زنانی که آنتاگونیست GnRH دریافت کرده بودند، نسبت به کسانی که با آگونیست GnRH درمان شدند، بیشتر بود (OR: ۱,۳۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۶ تا ۱.۶۵؛ ۲۵ RCT؛ ۵۲۳۰ = n؛ I۲ = ۶۸%؛ شواهد با کیفیت متوسط).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
شواهد با کیفیت متوسطی وجود دارد مبنی بر اینکه استفاده از آنتاگونیست GnRH در مقایسه با پروتکل‌های آگونیست GnRH با دوره طولانی با کاهش قابل توجه در OHSS بدون کاهش احتمال دستیابی به زنده‌زایی در ارتباط است.
خلاصه به زبان ساده

استفاده از آنتاگونیست هورمون آزاد کننده گنادوتروپین در برابر آگونیست GnRH در زوج‌های نابارور تحت فناوری کمک‐باروری

سوال مطالعه مروری

در این مرور کاکرین، به ارزیابی اثربخشی و بی‌خطری (safety) آنتاگونیست GnRH در مقایسه با آگونیست‌های GnRH ‌ (پروتکل‌ طولانی‌مدت) که به طور گسترده‌تری مورد استفاده قرار می‌گیرند، پرداخته شده است.

پیشینه

از آگونیست هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (Gonadotrophin‐releasing hormone; GnRH) معمولا برای پیشگیری از کنسل شدن سیکل پیش از افزایش زودهنگام هورمون جسم زرد تخمدان (luteinizing hormone; LH) استفاده می‌شود، در نتیجه، احتمال زنده‌زایی در زنان تحت فناوری کمک‐باروری (assisted reproductive technology; ART) افزایش می‌یابد؛ در حالی که از خطر عوارضی مانند سندرم تحریک بیش از حد تخمدان (ovarian hyperstimulation syndrome; OHSS) نیز کاسته می‌شود. در حال حاضر، آنتاگونیست هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) به طور جدی ابزاری بالقوه برای دستیابی به پیامدهای درمان بهتر شناخته می‌شوند، زیرا این پروتکل انعطاف‌پذیرتر است و ممکن است آنتاگونیست‌ها به شکلی موثرتر از آگونیست‌ها موجب کاهش OHSS شوند. با این حال، لازم است مزایا و بی‌خطری رژیم‌های آنتاگونیست GnRH در مقایسه با رژیم‌های آگونیست GnRH فعلی ارزیابی شود.

ویژگی‌های مطالعه

ما ۷۳ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده را یافتیم که در آنها به مقایسه آنتاگونیست GnRH با آگونیست GnRH در مجموع با ۱۲,۲۱۲ زن تحت ART پرداخته شده بود. شواهد تا می ۲۰۱۵ به‌روز است.

نتایج کلیدی

در خصوص وجود تفاوت بین دو گروه در نرخ زنده‌زایی (یعنی نرخ زنده‌زایی به عنوان یک نتیجه‌گیری در پایان دوره درمان) شواهدی در دسترس نبود. شواهد نشان داد که اگر احتمال زنده‌زایی پس از کاربرد آگونیست GnRH برابر ۲۹% فرض شود، این احتمال پس از کاربرد آنتاگونیست GnRH بین ۲۵% تا ۳۳% خواهد بود. با این حال، نرخ OHSS پس از استفاده از آگونیست GnRH بسیار بیشتر شد. شواهد نشان داد که اگر خطر OHSS پس از کاربرد آگونیست GnRH برابر ۱۱% فرض شود، این خطر پس از کاربرد آنتاگونیست GnRH بین ۶% تا ۹% خواهد بود.

کیفیت شواهد

کیفیت شواهد برای زنده‌زایی و OHSS در حد متوسط بود. علت محدودیت‌های اصلی شواهد احتمالا از سوگیری انتشار برای زنده‌زایی (همراه با مطالعات کوچک که احتمالا در آنها پیامدهای مطلوب برای آنتاگونیست GnRH گزارش می‌شد) و گزارش ضعیف از روش‌های مطالعه برای OHSS ناشی شده بود.



صفحه ۱ از ۱