جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای Gustavo C Machado

Bruno T Saragiotto، Gustavo C Machado، Manuela L Ferreira، Marina B Pinheiro، Christina Abdel Shaheed، Christopher G Maher،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
داروهای ضد‐درد رایج‌ترین درمان تجویز شده برای کمردرد (low back pain; LBP) هستند، که پاراستامول (استامینوفن) به عنوان اولین داروی انتخابی توصیه می‌شود. با این حال، اثربخشی پاراستامول در درمان LBP در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
اهداف
بررسی اثربخشی و بی‌خطری (safety) مصرف پاراستامول در درمان LBP غیر‐اختصاصی.
روش های جستجو
جست‌وجوهایی را در پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL، شامل پایگاه ثبت کارآزمایی‌های گروه مرور پشت و گردن)، MEDLINE؛ EMBASE؛ CINAHL؛ AMED؛ Web of Science؛ LILACS، و IPA از آغاز تا ۷ آگوست ۲۰۱۵ انجام دادیم. هم‌چنین، فهرست منابع مقالات واجد شرایط و وب‌سایت‌های ثبت کارآزمایی‌ها (WHO ICTRP و ClinicalTrials.gov ) را جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
فقط آن دسته از کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی شده را در نظر گرفتیم که به مقایسه اثربخشی پاراستامول در برابر دارونما (placebo) برای درمان LBP غیر‐اختصاصی پرداختند. پیامدهای اولیه عبارت بودند از درد و ناتوانی. هم‌چنین مواردی را مانند کیفیت زندگی، عملکرد، عوارض جانبی، احساس کلی بهبودی، کیفیت خواب، پایبندی و تبعیت بیمار، و استفاده از داروی نجات در زمره پیامدهای ثانویه بررسی کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم به استخراج داده‌ها و ارزیابی خطر سوگیری (bias) در مطالعات وارد شده پرداختند. کیفیت شواهد را نیز با استفاده از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) ارزیابی کردیم. مقیاس‌های شدت درد را به یک مقیاس متداول ۰ تا ۱۰۰ تبدیل کردیم. تاثیرات درمان را با استفاده از میانگین تفاوت برای پیامدهای پیوسته و خطر نسبی را برای پیامدهای دو‐حالتی اندازه‌گیری کردیم. اندازه تاثیرگذاری و ۹۵% فاصله اطمینان (CI) را به‌مثابه معیاری برای تاثیر درمان برای پیامدهای اولیه به‌کار بردیم. هنگامی که اثرات درمان کوچک‌تر از ۹ امتیاز در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ بود، تاثیر مذکور را کوچک و از نظر بالینی بی‌اهمیت در نظر گرفتیم.
نتایج اصلی
در جست‌وجوهای خود تعداد ۴۴۴۹ کارآزمایی ثبت‌شده را بازیابی کردیم که از این تعداد، دو مورد شامل ۱۷۸۵ شرکت‌کننده وارد شدند. در مورد LBP حاد، شواهدی با کیفیت بالا حکایت از آن دارد که هیچ تفاوتی بین مصرف پاراستامول (۴ گرم در روز) و دارونما در ۱ هفته (فوری)، ۲ هفته، ۴ هفته، و ۱۲ هفته (کوتاه‐‌مدت) برای پیامدهای اولیه وجود ندارد. شواهدی با کیفیت بالا در دست است که مصرف پاراستامول تاثیری بر کیفیت زندگی، عملکرد، تصور و احساس کلی از بهبودی، و کیفیت خواب برای همه دوره‌های زمانی موردنظر ندارد. همچنین تفاوت معناداری بین پاراستامول و دارونما برای عوارض جانبی، پایبندی بیمار به درمان، یا استفاده از داروی نجات (use of rescue medication) دیده نشد. در نهایت، هیچ کارآزمایی‌ای شناسایی نشد که در آن به ارزیابی بیماران مبتلا به LBP تحت‌‐حاد یا مزمن پرداخته شده باشد.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
ما دریافتیم که پاراستامول در مقایسه با دارونما پیامدهای بهتری را برای افراد مبتلا به LBP حاد ایجاد نمی‌کند.
خلاصه به زبان ساده

نقش پاراستامول (استامینوفن) در تسکین کمردرد

سوال مطالعه مروری

بررسی اثربخشی پاراستامول در تسکین کمردرد‌های (low back pain; LBP) غیر‐اختصاصی (بدون وجود علت مشخص). LBP غیر‐اختصاصی، دردی است در ناحیه پشت که بیماری یا وضعیت شناخته‌شده‌ای برای آن وجود ندارد.

پیشینه

پاراستامول یکی از رایج‌ترین داروهای تجویزی برای افراد مبتلا به LBP است، و مصرف آن در دستورالعمل‌هایی توصیه شده که برای کمک به پزشکان جهت مدیریت بیماری‌های مختلف منتشر می‌شوند. با این حال، شواهد اخیر میزان اثربخشی آن را زیر سوال برده است.

تاریخ جست‌وجو

شواهد تا آگوست سال ۲۰۱۵ به‌روز است.

ویژگی‌های مطالعه

در این مطالعه مروری، دو کارآزمایی را با مجموع ۱۷۸۵ شرکت‌کننده وارد کردیم، که کمردرد بیماران به طور ناگهانی و به‌تازگی (حاد) رخ داد. بیشتر افراد حاضر در این مطالعه (۹۰%) در سنین میان‌سالی قرار داشته و در قالب یک کارآزمایی با تمرکز بر کمردرد حاد تحت بررسی قرار گرفتند. هر دو کارآزمایی‌ پاراستامول را در برابر دارونما (که حاوی ماده‌ای نیست که همانند یک دارو عمل کند) تست کردند. شرکت‌کنندگان بین یک روز و ۱۲ هفته پیگیری شدند. پیامدهای اصلی مورد مطالعه عبارت بودند از درد و ناتوانی؛ همچنین این موارد را بررسی کردیم: کیفیت زندگی، نحوه و سهولت ادامه زندگی روزمره افراد، اثرات جانبی ناخوشایند یا ناخواسته، نوع احساس افراد درباره روند بهبود خود، کیفیت خواب، اعم از اینکه شرکت‌کنندگان داروی تجویزی را دریافت کرده یا نکرده باشند و اینکه اگر دریافت «داروی نجات» (rescue medication) ضرورت داشته، آیا به دلیل بی‌اثر بودن پاراستامول بوده یا خیر. یافته‌های یک کارآزمایی (۱۶۵۱=n) را در یک آنالیز واحد (متاآنالیز) ترکیب کردیم که پاراستامول را با دارونما مقایسه کرد؛ کارآزمایی دوم نتایج دارونما را گزارش نکرد و بنابراین قابل ورود نبودند.

نتایج کلیدی و کیفیت شواهد

شواهدی را با کیفیت بالا یافتیم مبنی بر اینکه مصرف پاراستامول (۴ گرم در روز) برای تسکین LBP حاد در کوتاه‐‌مدت یا بلند‐مدت بهتر از دارونما نیست. همچنین در دیگر جنبه‌های مورد مطالعه، مانند کیفیت زندگی و کیفیت خواب، بهتر از دارونما عمل نکرد. حدود یک نفر از هر پنج نفر عوارض جانبی را گزارش کردند، اگرچه تعداد کمی از آنها جدی بودند، و تفاوتی بین گروه مداخله و کنترل وجود نداشت. از آنجا که بیشتر شرکت‌کنندگان مورد بررسی میان‌سال بودند، نمی‌توانیم مطمئن باشیم که دیگر گروه‌های سنی نیز به همین یافته‌ها دست یابند.


Gustavo C Machado، Paulo H Ferreira، Rafael IJ Yoo، Ian A Harris، Marina B Pinheiro، Bart W Koes، Maurits W van Tulder، Magdalena Rzewuska، Christopher G Maher، Manuela L Ferreira،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
در سال‌های اخیر، مخارج بیمارستانی برای درمان تنگی کانال مهره‌های کمری در سراسر جهان به شدت در حال افزایش است و در قیمت و نرخ‌های پروسیجرهای مختلف جراحی، تفاوت زیادی وجود دارد. هم‌چنین، نرخ فیوژن پیچیده (complex fusion) و استفاده از ایمپلنت‌های فاصله‌انداز (spacer implant) نخاعی در مقایسه با جراحی کاهش فشار (decompression) مرسوم، به طور چشم‌گیری افزایش یافته‌، اگرچه روش اولی هزینه‌هایش تا سه برابر روش مرسوم هم می‌رسد. علاوه بر این، برتری این پروسیجرهای جراحی جدید نسبت به جراحی مرسوم کاهش فشار هنوز مشخص نیست.
اهداف
بررسی اثربخشی جراحی در مدیریت بیماران مبتلا به تنگی کانال نخاعی علامت‌دار و اثربخشی مقایسه‌ای بین روش‌های مرسوم جراحی بر پیامدهای مربوط به بیمار، برای درمان این بیماری. هم‌چنین، هدف‌ ما بررسی سلامت این مداخلات جراحی با گردآوری داده‌های جراحی حول‌وحوش زمان انجام جراحی و نرخ‌های تکرار جراحی بود.
روش های جستجو
نویسندگان مرور، پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ Embase؛ CINAHL؛ AMED؛ Web of Sience؛ LILACS و سه پایگاه ثبت کارآزمایی‌ها را از شروع فعالیت‌شان تا ۱۶ جون ۲۰۱۶ به صورت الکترونیکی جست‌وجو کردند. هم‌چنین، نویسندگان با استفاده از فهرست منابع کارآزمایی‌های وارد شده و مرورهای سیستماتیک مرتبط، نقل‌قول کردند.
معیارهای انتخاب
این مرور فقط شامل کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای است که اثربخشی و سلامت جراحی را در مقایسه با عدم درمان، دارونما (placebo) یا جراحی ساختگی، یا در مقایسه با روش جراحی دیگر در بیماران مبتلا به تنگی کانال مهره‌ای کمری بررسی می‌کند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده به‌طور مستقل از هم مطالعات را برای انتخاب بررسی و «خطر سوگیری (bias)» را با استفاده از معیارهای گروه مرور کمر و گردن در کاکرین ارزیابی کردند. هم‌چنین، نویسندگان مرور برای شرح مشخصات مطالعات وارد شده، داده‌های جمعیت‌شناسی، جزئیات جراحی، و انواع پیامدها را استخراج کردند. پیامدهای اولیه به صورت زیر بود: شدت درد، عملکرد فیزیکی یا وضعیت ناتوانی، کیفیت زندگی، و احیا. پیامدهای ثانویه شامل موارد زیر می‌شد: معیارهای مربوط به جراحی، مثل خونریزی حول‌وحوش زمان انجام جراحی، مدت جراحی، مدت بستری، نرخ‌های تکرار جراحی، و هزینه‌ها. کارآزمایی‌ها را بر اساس انواع مداخلات جراحی مقایسه شده، گروه‌بندی کردیم و زمان پیگیری کمتر از ۱۲ ماه را کوتاه‐مدت و ۱۲ ماه یا بیشتر را بلندمدت در نظر گرفتیم. نمرات درد و ناتوانی به یک مقیاس شایع و معمولی ۰ تا ۱۰۰ تبدیل شدند. تفاوت‌های میانگین (MD) را برای پیامدهای پیوسته و نسبت خطر (relative risk) را برای پیامدهای دو‐حالتی محاسبه کردیم. با استفاده از مدل اثرات‐تصادفی (random‐effects model) در Review Manager ۵,۳ داده‌ها را تجمیع کردیم، و از رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) برای بررسی کیفیت شواهد استفاده کردیم.
نتایج اصلی
در این مرور، مجموعه‌ای از ۲۴ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده (گزارش شده در ۳۹ مقاله یا چکیده پژوهشی منتشر شده) را وارد کردیم. این کارآزمایی‌ها شامل ۲۳۵۲ شرکت‌کننده مبتلا به تنگی کانال مهره‌ای کمری با نشانه‌های لنگش عصبی بود. هیچ کدام از کارآزمایی‌های وارد شده، جراحی را با عدم درمان، دارونما یا جراحی ساختگی مقایسه نکردند. بنابراین، همه مطالعات وارد شده، دو یا بیش از دو روش جراحی را مقایسه کردند. به دلیل حیطه کورسازی ارائه دهندگان مراقبت، خطر سوگیری همه کارآزمایی‌ها بالا بود، و اکثر کارآزمایی‌ها نتوانستند به صورت مناسب، فرآیند تصادفی‌سازی را پنهان کرده، شرکت‌کنندگان را کورسازی یا از آنالیز قصد درمان (intention‐to‐treat) استفاده کنند. پنج کارآزمایی، تاثیرات فیوژن را به علاوه جراحی کاهش فشار مقایسه کردند. نتایج ما تفاوت چشم‌گیری را در کاهش درد در بلندمدت نشان نداد (تفاوت میانگین (MD): ۰,۲۹‐؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۷.۳۲‐ تا ۶.۷۴). به طور مشابه، هیچ تفاوت بین‌گروهی را در کاهش ناتوانی در بلندمدت پیدا نکردیم (MD: ۳.۲۶؛ ۹۵% CI؛ ۶.۱۲‐ تا ۱۲.۶۳). شرکت‌کنندگانی که فقط برایشان کاهش فشار انجام شده بود، در مقایسه با بیماران کاهش فشار به علاوه فیوژن، به طور چشم‌گیری، خونریزی حول‌وحوش زمان انجام جراحی کمتر (MD: ‐۰.۵۲ لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۰‐ لیتر تا ۰.۳۴‐ لیتر) و نیاز به جراحی‌های کوتاه‌تر (MD: ‐۱۰۷.۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۱۶۱.۶۵‐ دقیقه تا ۵۴.۲۳‐ دقیقه) در مقایسه با افراد تحت درمان کاهش فشار به علاوه فیوژن داشتند؛ اگرچه هیچ تفاوتی در تعداد تکرار جراحی پیدا نکردیم (خطر نسبی (RR): ۱.۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۱.۹۲). سه کارآزمایی دیگر، تاثیرات دستگاه‌های فاصله‌انداز بین خاری را با کاهش فشار معمولی استخوان مقایسه کردند. کاهش درد (MD: ‐۰.۵۵؛ ۹۵% CI؛ ۸.۰۸‐ تا ۶.۹۹) و ناتوانی (MD: ۱.۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۴.۴۸‐ تا ۶.۹۸) با این دستگاه‌های فاصله‌انداز مشابه بود. این دستگاه‌ها، نیاز به مدت زمان جراحی طولانی‌تری داشتند (MD: ۳۹.۱۱ دقیقه؛ ۹۵% CI؛ ۱۹.۴۳ دقیقه تا ۵۸.۷۸ دقیقه) و از نظر تکرار جراحی، پُر‐خطر بودند (RR: ۳.۹۵؛ ۹۵% CI؛ ۲.۱۲ تا ۷.۳۷)، اما هیچ تفاوتی در خونریزی حول‌وحوش زمان انجام جراحی پیدا نکردیم (MD؛ ۱۴۴.۰۰ میلی‌لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۲۰۹.۷۴‐ تا ۴۹۷.۷۴ میلی‌لیتر). دو کارآزمایی، دستگاه‌های فاصله‌انداز بین خاری را با کاهش فشار به همراه فیوژن مقایسه کردند. اگرچه، هیچ تفاوتی در کاهش درد پیدا نکردیم (MD: ۵.۳۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۸‐ تا ۱۱.۸۸)، دستگاه‌های فاصله‌انداز، تاثیر کم ولی مهمی را بر کاهش ناتوانی نشان داد (MD: ۵.۷۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۸ تا ۱۰.۱۵). هم‌چنین، این دستگاه‌ها نسبت به کاهش فشار به علاوه فیوژن از لحاظ مدت جراحی برتری داشتند (MD: ۷۸.۹۱ دقیقه؛ ۹۵% CI؛ ۳۰.۱۶ دقیقه تا ۱۲۷.۶۵ دقیقه) و از دست دادن خون حول‌وحوش زمان انجام جراحی (MD؛ ۲۳۸.۹۰ میلی‌لیتر؛ ۹۵% CI؛ ۱۸۲.۶۶ تا ۲۹۵.۱۴ میلی‌لیتر)، اما در نرخ تکرار جراحی هیچ تفاوتی وجود نداشت (RR: ۰.۷۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۱.۵۱). به طور کلی، با مقایسه انواع مختلف روش‌های جراحی کاهش فشار با هم دیگر، هیچ تفاوتی در پیامدهای اولیه یا ثانویه وجود نداشت. در مجموع، کیفیت شواهد از «بسیار پائین» تا «بالا»، متغیر بود.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
نتایج این مرور کاکرین، کمبود شواهد اثربخشی جراحی را برای تنگی کانال مهره‌ای کمری نشان می‌دهد، به دلیل اینکه تاکنون هیچ کارآزمایی، جراحی را با عدم درمان، دارونما یا جراحی ساختگی مقایسه نکرده ‌است. امکان انجام کارآزمایی‌های کنترل شده با دارونما در جراحی وجود دارد و به آنها در حیطه تنگی کانال مهره‌ای کمر نیاز است. در حال حاضر نتایج ما نشان می‌دهد که کاهش فشار به علاوه فیوژن و فاصله‌اندازهای بین خاری، نسبت به فقط کاهش فشار معمولی برتری ندارند. به مطالعات بسیار دقیق از لحاظ روش‌شناسی در این حیطه برای تاکید بر نتایج‌مان نیاز است.
خلاصه به زبان ساده

اثربخشی جراحی برای افراد مبتلا به درد پشت یا پا به دلیل تنگی کانال مهره‌ای علامت‌دار

سوال مطالعه مروری

انواع مختلف جراحی برای تنگی کانال مهره‌ای کمری هر کدام به چه میزانی خوب عمل می‌کنند؟

پیشینه

تنگی کانال مهره‌ای، باریک شدن کانال مهره در قسمت کمر است که به دلیل ضخیم شدن بافت نرم و استخوان رخ می‌دهد. تنگی کانال بیماری شایعی است و معمولا بعد از اینکه درمان‌های غیر‐جراحی (مثل فیزیوتراپی) نمی‌توانند به اندازه کافی درد بیمار را کاهش دهند، درمان‌های جراحی انجام می‌شود. تنگی کانال مهره‌ای علت شایع کمردرد است که به پاها تیر می‌کشد، و در افراد مسن شایع‌تر است. جراحی تنگی کانال مهره‌ای معمولا به صورت برداشتن فشار از روی نخاع یا ریشه‌های نخاعی (تحت عنوان کاهش فشار «decompression») با برداشتن استخوان و بافت نرم از دور کانال نخاعی انجام می‌شود. رویکرد جراحی دیگری که معمولا استفاده می‌شود، فیوژن دو یا چند مهره به هم بعد از کاهش فشار در بیمارانی است که به نظر می‌آید ستون مهره‌هایشان ثبات ندارد. اما، در فواید انواع مختلف جراحی تنگی کانال مهره‌ای تردید وجود دارد و مطالعات گذشته گزارش کرده‌اند که بیماران با جراحی فیوژن نسبت به بیمارانی که فقط برای آنها کاهش فشار انجام می‌شود، به احتمال بیشتری دچار عوارض جانبی بزرگ می‌شوند و هزینه‌های بالاتری دارند. اخیرا، ایمپلنت‌های نخاعی برای کمک غیر‐مستقیم به کاهش فشار در کانال مهره‌ای و برای با ثبات کردن استخوان‌ها تولید شده‌اند. اما، هم‌چنین این ایمپلنت‌ها در مقایسه با روش کاهش فشار قدیمی، پیامدهای بدتری (مثل نرخ تکرار جراحی بیشتر) داشته‌اند.

تاریخ جست‌و‌جو

این مرور، همه کارآزمایی‌هایی را که تا جون ۲۰۱۶ منتشر شده‌اند، وارد کرده است.

ویژگی‌های مطالعه

همه کارآزمایی‌هایی را که هر روش جراحی را با عدم جراحی یا جراحی دارونما (placebo) مقایسه کرده‌اند و نیز کارآزمایی‌هایی که روش‌های مختلف جراحی را با هم، شامل فیوژن و ایمپلنت‌های نخاعی، مقایسه کرده‌اند؛ وارد کردیم. همه بیماران این مطالعات تنگی کانال مهره‌ای کمری و نشانه‌هایی در پا یا ران داشتند که با راه رفتن یا ایستادن بدتر می‌شود و با تغییر وضعیت بدن مثل خم شدن یا نشستن دردشان تسکین می‌یابد. معیار اصلی که از آن برای مقایسه بهتر بودن این روش‌های جراحی استفاده کردیم، این بود که افراد بعد از جراحی، در زندگی روزمره‌شان چقدر احساس درد می‌کردند. هم‌چنین، جدا از ارزیابی بهبود درد، میزان خونی که حین جراحی نیز از دست می‌رود، مدت جراحی، مدت بستری، تعداد تکرار جراحی و هزینه درمان را نیز ارزیابی کردیم.

نتایج کلیدی و کیفیت شواهد

بیست‌وچهار کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده با مجموع ۲۳۵۲ فرد وارد مرور شد. کارآزمایی‌ای که جراحی را با عدم درمان یا جراحی دارونما (placebo) مقایسه کند، پیدا نکردیم، از این‌رو، همه کارآزمایی‌های وارد شده، روش‌های مختلف جراحی را با هم مقایسه کرده‌اند. کیفیت شواهد حاصل از این مطالعات از بسیار پائین تا بالا متفاوت بود. این تفاوت‌ها بیشتر به دلیل روش‌های مختلف مطالعات و کیفیت گزارش بر اساس بررسی «خطر سوگیری (bias)» بود. دریافتیم بیمارانی که برایشان جراحی کاهش فشار به همراه فیوژن انجام می‌شود، نسبت به بیمارانی که برایشان فقط جراحی کاهش فشار انجام می‌شود، شانس بهتری ندارند. در حقیقت، کاهش فشار به همراه فیوژن منجر به از دست دادن خون بیشتری حین جراحی نسبت به روش کاهش فشار به تنهایی شد. اگرچه فاصله‌اندازهای نخاعی نسبت به جراحی کاهش فشار به همراه فیوژن از لحاظ بهبود فعالیت‌های روزانه، کمی بهتر بودند، اما در مقایسه با فقط کاهش فشار هیچ تفاوتی وجود نداشت. در نهایت، هیچ تفاوتی بین انواع مختلف کاهش فشار پیدا نکردیم.


Amanda O Leopoldino، Gustavo C Machado، Paulo H Ferreira، Marina B Pinheiro، Richard Day، Andrew J McLachlan، David J Hunter، Manuela L Ferreira،
دوره ۲۰۱۹، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

پیشینه
پاراستامول (استامینوفن) به‌طور گسترده‌ای به عنوان داروی ضد درد خط اول برای مدیریت درمانی استئوآرتریت مفصل ران یا زانو توصیه می‌شود. با این حال، بحث‌هایی در مورد این توصیه وجود دارد زیرا مطالعات اخیر تاثیرات کوچکی را از پاراستامول در مقایسه با دارونما (placebo) نشان داده‌اند. با این حال، مطالعات گذشته منابع را به منظور بررسی اثرات این دارو بر مکان‌های خاص استئوآرتریت، که مفصل ران یا زانو هستند، یا در مورد دوز مورد استفاده از آنها، به‌طور سیستماتیک مرور یا ارزیابی نکرده‌اند.
اهداف
ارزیابی مزایا و مضرات پاراستامول در مقایسه با دارونما در درمان استئوآرتریت مفصل ران یا زانو.
روش های جستجو
پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین؛ MEDLINE؛ Embase؛ AMED؛ CINAHL؛ Web of Science؛ LILACS و خلاصه مقالات بین‌المللی دارویی را تا ۳ اکتبر ۲۰۱۷، و ClinicalTrials.gov و پلت‌فرم بین‌المللی ثبت کارآزمایی‌های بالینی (International Clinical Trials Registry Platform; ICTRP) سازمان جهانی بهداشترا در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۷ جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای را وارد کردیم که به مقایسه پاراستامول با دارونما در بزرگسالان مبتلا به استئوآرتریت مفصل ران یا زانو پرداخته بودند. پیامدهای عمده، عبارت بودند از درد، عملکرد، کیفیت زندگی، عوارض جانبی و خروج از مطالعه به دلیل عوارض جانبی، عوارض جانبی جدی و تست‌های غیر طبیعی عملکرد کبدی.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور از روش‌های استاندارد کاکرین برای جمع‌آوری داده‌ها، و ارزیابی خطر سوگیری (bias) و کیفیت شواهد استفاده کردند. برای ترکیب اهداف، نمرات درد و عملکرد فیزیکی (عملکرد شاخص استئوآرتریت دانشگاه‌های اونتاریوی غربی و مک‌ماستر (Western Ontario and McMaster Universities Osteoarthritis Index function)) را به مقیاس شایع ۰ (بدون درد یا ناتوانی) تا ۱۰۰ (بدترین درد ممکن یا ناتوانی) تبدیل کردیم.
نتایج اصلی

تعداد ۱۰ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده با دارونما را با ۳۵۴۱ شرکت‌کننده مبتلا به استئوآرتریت مفصل ران یا زانو شناسایی کردیم. دوز پاراستامول از ۱,۹۵ گرم در روز تا ۴ گرم در روز متفاوت بود و اکثر کارآزمایی‌ها فقط به مدت سه ماه شرکت‌کنندگان را پیگیری کردند. اکثر کارآزمایی‌ها به وضوح روش‌های تصادفی‌سازی و پنهان‌سازی را گزارش نکرده و در معرض خطر نامشخص سوگیری (bias) انتخاب قرار داشتند. کارآزمایی‌ها در معرض خطر پائین سوگیری عملکرد، تشخیص، و گزارش‌دهی بودند.

در پیگیری ۳ هفته تا ۳ ماه، شواهدی با کیفیت بالا وجود داشت که پاراستامول هیچ پیشرفت مهمی را از نظر بالینی در درد و عملکرد فیزیکی فراهم نکرد. میانگین کاهش در درد با دارونما ۲۳ امتیاز (مقیاس ۰ تا ۱۰۰، نمرات پائین‌تر درد کمتر را نشان داد) و با پاراستامول ۳,۲۳ امتیاز بهتر (از ۵.۴۳ بهتر تا ۱.۰۲ بهتر) بود، کاهش مطلق ۳% (از ۱% بهتر تا ۵% بهتر، حداقل اختلاف بالینی مهم معادل ۹%) و کاهش نسبی ۵% (از ۲% بهتر تا ۸% بهتر) (هفت کارآزمایی، ۲۳۵۵شرکت‌کننده) بود. عملکرد فیزیکی تا ۱۲ نمره در یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ (نمرات پائین‌تر عملکرد بهتر را نشان داد) با دارونما بهبود یافت و با پاراستامول ۲.۹ امتیاز بهتر (از ۰.۹۵ بهتر تا ۴.۸۹ بهتر) بود، بهبود مطلق ۳% (از ۱% بهتر تا ۵% بهتر، حداقل اختلاف بالینی مهم ۱۰%) و بهبود نسبی ۵% (از ۲% بهتر تا ۹% بهتر) (۷ کارآزمایی، ۲۳۵۴ شرکت‌کننده) بود.

شواهدی با کیفیت بالا از هشت کارآزمایی‌ نشان داد که بروز عوارض جانبی بین گروه‌ها مشابه بود: ۵۱۵/۱۵۸۶ (معادل ۳۲۵ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر) در گروه دارونما در مقابل ۵۳۷/۱۶۶۶ (معادل ۳۲۸ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر، دامنه ۲۹۹ تا ۳۶۰) در گروه پاراستامول (خطر نسبی (RR): ۱,۰۱؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI)؛ ۰.۹۲ تا ۱.۱۱). به دلیل فواصل اطمینان (CIs) گسترده یا نرخ پائین حوادث، از جمله عدم دقت، قطعیت کمتری (شواهد با کیفیت متوسط) پیرامون خطر عوارض جانبی جدی، خروج از مطالعه به دلیل عوارض جانبی، و میزان تست‌های غیر طبیعی عملکرد کبدی، وجود داشت. هفده مورد از ۱۴۸۰ نفر (معادل ۱۱ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر) تحت درمان با دارونما و ۲۸/۱۷۲۹ (معادل ۱۶ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر، محدوده ۸ تا ۲۹) فرد تحت درمان با پاراستامول، دچار عوارض جانبی جدی شدند (RR: ۱.۳۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۳ تا ۲.۵۳؛ ۶ کارآزمایی). بروز خروج از مطالعه به علت عوارض جانبی ۶۵/۱۰۰۰ شرکت‌کننده در گروه دارونما و ۷۷/۱۰۰۰ شرکت‌کننده (محدوده ۵۹ تا ۱۰۰) با پاراستامول بود (RR: ۱.۱۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۱ تا ۱.۵۵؛ ۷ کارآزمایی). عملکرد غیر طبیعی کبد در ۱۸/۱۰۰۰ شرکت‌کننده تحت درمان با دارونما و ۷۰/۱۰۰۰ شرکت‌کننده تحت درمان با پاراستامول رخ داد (RR: ۳.۷۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۴ تا ۷.۳۹)، اما اهمیت بالینی این اثر نامشخص بود. هیچ یک از کارآزمایی‌ها کیفیت زندگی را گزارش نکردند.

تجزیه‌و‌تحلیل‌های زیرگروهی نشان داد که اثرات پاراستامول بر درد و عملکرد با توجه به دوز پاراستامول (۳,۰ گرم در روز یا کمتر در مقابل ۳.۹ گرم در روز یا بیشتر) متفاوت نیست.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

براساس شواهدی با کیفیت بالا، این مرور تائید می‌کند که پاراستامول فقط بهبود مختصری را در درد و عملکرد برای افراد مبتلا به استئوآرتریت مفصل ران یا زانو، بدون افزایش خطر عوارض جانبی به‌طور کلی، ارائه می‌دهد. تجزیه‌وتحلیل زیرگروه نشان می‌دهد که اثرات مداخله بر درد و عملکرد با توجه به دوز پاراستامول متفاوت نیست. با توجه به تعداد کم حوادث، اطمینان کمی داریم که استفاده از پاراستامول خطر عوارض جانبی جدی، خروج از مطالعه به دلیل عوارض جانبی، و میزان تست‌های غیر طبیعی عملکرد کبدی را افزایش می‌دهد.

دستورالعمل‌های بالینی فعلی، همواره پاراستامول را، با توجه به فرکانس مطلق پائین مضرات ذاتی آن، به عنوان داروی ضد درد خط اول برای استئوآرتریت مفصل ران یا زانو توصیه می‌کنند. با این حال، نتایج ما خواستار تجدید نظر در این توصیه‌ها هستند.

خلاصه به زبان ساده

پاراستامول برای درمان افراد مبتلا به استئوآرتریت مفصل ران یا زانو

پیشینه

استئوآرتریت مفصل ران یا زانو یک بیماری پیشرونده ناتوان کننده است که بسیاری از افراد را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر چه پاراستامول (paracetamol) به‌طور گسترده‌ای به عنوان یک گزینه درمانی برای این وضعیت استفاده می‌شود، مطالعات اخیر این سوال را مطرح کرده‌اند که این داروی تسکین‌دهنده درد تا چه اندازه موثر است.

تاریخ جست‌وجو

این مرور شامل تمام کارآزمایی‌های منتشر شده تا ۳ اکتبر ۲۰۱۷ است.

ویژگی‌های مطالعه

کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی شده (randomised controlled trials) (که در آن افراد به صورت تصادفی در یکی از دو گروه درمانی قرار می‌گیرند) را وارد کردیم که به دنبال اثرات پاراستامول برای افراد مبتلا به درد مفصل ران یا زانو به علت استئوآرتریت در برابر دارونما (placebo) (یک قرص قند که حاوی چیزی نیست که بتواند به عنوان یک دارو عمل کند) بودند. تعداد ۱۰ کارآزمایی را با ۳۵۴۱ شرکت‌کننده یافتیم. به‌طور متوسط، شرکت‌کنندگان در مطالعه بین ۵۵ و ۷۰ سال سن داشتند، و اغلب مبتلا به استئوآرتریت زانو بودند. دوز درمانی در محدوده ۱,۹۵ گرم در روز تا ۴ گرم در روز از پاراستامول بود و شرکت‌کنندگان بین یک و ۱۲ هفته در همه مطالعات پیگیری شدند، به جز یک مطالعه که افراد را برای ۲۴ هفته پیگیری کردند. شش کارآزمایی توسط شرکت‌هایی که پاراستامول را تولید کردند، حمایت مالی ‌شدند.

نتایج کلیدی

در مقایسه با قرص‌های دارونما، پاراستامول منجر به مزیت کمی در ۱۲ هفته شد.

درد (نمرات پائین‌تر به معنی درد کمتر است)

بهبود یافته تا ۳% (از ۱% بهتر تا ۵% بهتر)، یا ۳,۲ امتیاز (از ۱ نمره بهتر تا ۵.۴ نمره بهتر) در یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی.

• افرادی که پاراستامول را دریافت کردند، گزارش دادند که درد آنها تا ۲۶ امتیاز بهبود یافت.

• افرادی که دارونما را گرفتند گزارش دادند که درد آنها تا ۲۳ امتیاز بهبود یافت.

عملکرد فیزیکی (نمرات پائین‌تر به معنی عملکرد بهتر است)

بهبود یافته تا ۳% (از ۱% بهتر تا ۵% بهتر)، یا ۲,۹ امتیاز (از ۱.۰ نمره بهتر تا ۴.۹ نمره بهتر) در یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ امتیازی.

• افرادی که پاراستامول را دریافت کردند، گزارش دادند که عملکرد آنها تا ۱۵ امتیاز بهبود یافت.

• افرادی که دارونما را دریافت کردند، گزارش دادند که عملکرد آنها تا ۱۲ امتیاز بهبود یافت.

عوارض جانبی (تا ۱۲ تا ۲۴ هفته)

هیچ بیماری با پاراستامول دچار عوارض جانبی نشد (۳% کمتر تا ۳% بیشتر)، یا ۰ نفر بیشتر از ۱۰۰ نفر.

• ۳۳ نفر از ۱۰۰ نفر بروز یک عارضه جانبی را با پاراستامول گزارش کردند.

• ۳۳ نفر از ۱۰۰ نفر بروز یک عارضه جانبی را با دارونما گزارش کردند.

عوارض جانبی جدی (تا ۱۲ تا ۲۴ هفته)

۱% بیشتر از افراد با پاراستامول دچار عوارض جانبی جدی شدند (۰% کمتر تا ۱% بیشتر)، یا یک نفر بیشتر از هر ۱۰۰ نفر.

• دو نفر از هر ۱۰۰ نفر بروز یک عارضه جانبی جدی را با پاراستامول گزارش کردند.

• یک نفر از ۱۰۰ نفر بروز یک عارضه جانبی جدی را با دارونما گزارش کردند.

خروج از مطالعه به دلیل عوارض جانبی (تا ۱۲ تا ۲۴ هفته)

۱% بیشتر از افراد با پاراستامول از مطالعه خارج شدند (۱% کمتر تا ۳% بیشتر)، یا یک نفر بیشتر از ۱۰۰ نفر.

• هشت نفر از هر ۱۰۰ نفر از گروه درمانی پاراستامول خارج شدند.

• هفت نفر از ۱۰۰ نفر از گروه درمانی دارونما خارج شدند.

تست‌های عملکرد کبدی غیر طبیعی (تا ۱۲ تا ۲۴ هفته):

%۵ بیشتر از افراد تست عملکرد کبدی غیر طبیعی (به این معنی که تا حدی التهاب یا آسیب به کبد وجود داشت) با پاراستامول داشتند (۱% بیشتر تا ۱۰% بیشتر)، یا پنج نفر بیشتر از ۱۰۰ نفر.

• هفت نفر از هر ۱۰۰ نفر تست عملکرد کبدی غیر طبیعی با پاراستامول داشتند.

• دو نفر از هر ۱۰۰ نفر تست عملکرد کبدی غیر طبیعی با دارونما داشتند.

کیفیت شواهد

شواهدی با کیفیت بالا نشان داد که پاراستامول فقط بهبود مختصری را در درد و عملکرد برای افراد مبتلا به استئوآرتریت مفصل ران یا زانو، بدون افزایش خطر عوارض جانبی به‌طور کلی، ارائه کرد. هیچ یک از مطالعات کیفیت زندگی را اندازه‌گیری نکردند. با توجه به تعداد کم حوادث، اطمینان کمی داشتیم که استفاده از پاراستامول خطر عوارض جانبی جدی را افزایش داد، خروج از مطالعه را به دلیل عوارض جانبی افزایش داد، و نرخ تست‌های غیر طبیعی عملکرد کبدی را تغییر داد. با این حال، اگر چه ممکن است تست‌های غیر طبیعی عملکرد کبدی با پاراستامول بیشتر دیده شوند، کاربردهای بالینی آن ناشناخته است.



صفحه ۱ از ۱