جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Guilherme AF Fregonezi

Diego N Araujo، Cibele TD Ribeiro، Alvaro CC Maciel، Selma S Bruno، Guilherme AF Fregonezi، Fernando AL Dias،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
نارسایی مزمن وریدی (chronic venous insufficiency; CVI) یک بیماری شایع است که باعث ناراحتی و اختلال در کیفیت زندگی افراد مبتلا می‌شود. درمان‌هایی مانند تمرینات ورزشی که هدف آن افزایش حرکت مفصل مچ پا و تقویت پمپ عضلانی در کاف اندام تحتانی باشد، می‌تواند برای کاهش نشانه‌های CVI مفید باشد.
اهداف
ارزیابی و خلاصه کردن شواهد بالینی موجود در مورد اثربخشی و ایمنی برنامه‌های ورزشی برای درمان افراد مبتلا به CVI زخمی نشده.
روش های جستجو
متخصص اطلاعات گروه عروق در کاکرین (CIS) پایگاه ثبت تخصصی گروه عروق در کاکرین را جست‌وجو کرد (می ۲۰۱۶). علاوه بر این، CIS پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL، شماره ۴، ۲۰۱۶) و بانک‌های اطلاعاتی کارآزمایی‌ها را برای جزئیات مطالعات در حال انجام یا منتشر نشده جست‌وجو کرد.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) که به مقایسه برنامه‌های تمرینات ورزشی با عدم انجام آنها پرداخته بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم نتایج جست‌وجو را ارزیابی و مطالعات واجد شرایط را وارد کردند. ما اختلافات را با بحث حل کردیم. جزئیات را از مطالعات وارد شده خلاصه و دوبار بررسی کردیم. تلاش کردیم که برای داده‌های ازدست‌رفته با نویسندگان کارآزمایی‌ها تماس بگیریم اما اطلاعات بیشتری به دست نیاوردیم.
نتایج اصلی
دو کارآزمایی را شامل ۵۴ شرکت‌کننده مبتلا به CVI وارد مرور کردیم. بسیاری از پیامدهای مرور ما گزارش نشده یا فقط توسط یک از دو مطالعه گزارش شده بودند. شدت علائم و نشانه‌های بیماری در هر دو مطالعه اندازه‌گیری شد اما با استفاده از مقیاس‌های مختلف؛ بنابراین ما قادر به تجمیع داده‌ها نیستیم. یک مطالعه گزارش داد تفاوتی بین تمرینات ورزشی و گروه کنترل وجود ندارد، در حالی که دومین مطالعه کاهش را در نشانه‌های گروه تمرینات ورزشی نشان داد. در یک مطالعه، افزایش در تغییر کسر جهشی در مقایسه با خط پایه (تفاوت میانگین (MD): %۴,۸۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۳.۱۶ تا ۶.۶۰؛ ۳۰ شرکت‌کننده؛ P < ۰.۰۰۰۰۱)، زمان پر شدن یک‌دوم ورید (MD: ۴.۲۰ ثانیه؛ ۹۵% CI؛ ۳.۲۸ تا ۵.۱۲؛ ۲۳ شرکت‌کننده؛ P < ۰.۰۰۰۰۱) و زمان کل پر شدن وریدی (MD: ۹.۴۰ ثانیه؛ ۹۵% CI؛ ۷.۷۷ تا ۱۱.۰۳؛ ۲۳ شرکت‌کننده؛ P < ۰.۰۰۰۰۱) در گروه تمرین ورزشی در مقایسه با گروه کنترل دیده شد. یک مطالعه تفاوتی را بین گروه‌های تمرین و کنترل از نظر کیفیت زندگی یا محدوده حرکتی مچ پا گزارش نکرد. هر چند قدرت عضلانی که توسط دینامیکومتری (dynamometry) در سرعت کم اندازه‌گیری شد، بین دو گروه این مطالعه تفاوتی نداشت، گشتاور نوسان متغیر (variable peak torque) در سرعت بالا در گروه کنترل نسبت به گروه تمرین ورزشی کم‌تر بود (۰.۹ ± ۲.۸ در مقایسه با ۰.۶ ± ۰.۳‐؛ P < ۰.۰۳). بروز زخم‌های وریدی پا، بروز مداخله جراحی برای درمان نشانه‌های مربوط به CVI و ظرفیت ورزشی در هر یک از کارآزمایی‌های وارد شده مورد بررسی قرار نگرفت یا گزارش نشد. هر دو مطالعه وارد شده را در معرض خطر بالای سوگیری قرار دادیم؛ از این رو، این داده‌ها باید با دقت تفسیر شوند. با توجه به تعداد کم مطالعات و حجم کوچک نمونه، قادر به بررسی غیر‐مستقیم بودن و سوگیری انتشار نبودیم. بنابراین، طبق رویکرد درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE)، کیفیت کلی شواهد را بسیار پائین قضاوت کردیم.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حال حاضر شواهد کافی برای ارزیابی اثربخشی تمرین ورزشی در افراد مبتلا به CVI وجود ندارد. پژوهش‌های آینده در مورد تاثیر تمرینات باید انواع پروتکل‌های ورزشی (شدت، فراوانی و زمان)، حجم نمونه، کورسازی و همگونی را با توجه به شدت بیماری در نظر بگیرند.
خلاصه به زبان ساده

آیا تمرین ورزشی جریان خون را از طریق وریدها بهبود می‌بخشد؟

پیشینه

وریدها یک نوع رگ خونی هستند که خون را از بدن به قلب منتقل می‌کنند (به نام بازگشت خون وریدی). این فرآیند به کمک انقباضات یک سری از پمپ‌های عضلانی درون پاها انجام می‌شود. مشکلات وریدها یا پمپ‌های عضلانی در پاها در بعضی افراد می‌تواند این روند را مختل کند و موجب بیماری‌ای شود که به نام نارسایی مزمن وریدی (chronic venous insufficiency; CVI) شناخته می‌شود. CVI ممکن است باعث درد، ادم (احتباس مایع منجر به تورم) و زخم‌های پا شده و می‌تواند کیفیت زندگی یک فرد را مختل کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که درمان‌هایی مانند تمرین ورزشی که هدف آن افزایش حرکت مفصل مچ پا و تقویت پمپ عضلانی در کاف پا است، می‌تواند برای پیشگیری از بدتر شدن بیماری و عواقب آن مفید باشد. شواهدی را مبنی بر حمایت از تمرینات ورزشی به عنوان درمانی برای CVI مورد بررسی قرار داده‌ایم.

ویژگی‌های مطالعه و نتایج کلیدی

این مرور شامل دو کارآزمایی بالینی بود که در مجموع ۵۴ شرکت‌کننده را وارد کرده و به طور مستقیم تاثیر مداخله تمرینات ورزشی و کنترل را مقایسه کردند (شواهد موجود تا می ۲۰۱۶). یک مطالعه گزارش داد تفاوتی بین تمرینات ورزشی و گروه کنترل وجود ندارد، در حالی که دومین مطالعه کاهش را در نشانه‌های گروه تمرینات ورزشی نشان داد. در پایان مطالعه، بهبود در بازگشت خون وریدی در گروه تمرینات ورزشی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. مطالعات وارد شده گزارشی از موارد جدید زخم‌های پای وریدی ارائه نکردند. تفاوتی بین گروه ورزش و کنترل با توجه به کیفیت زندگی افراد شرکت‌کننده، دامنه حرکات مفصل مچ پا یا قدرت عضلات کلی مشاهده نشد. یافته‌های کلی بهبود در بازگشت خون وریدی در گروه تمرینات ورزشی، این ایده را مطرح می‌کند که تمرینات ورزشی موجب بهبود جریان خون در افراد مبتلا به CVI می‌شود، اما خطر سوگیری (bias) ناشی از کورسازی یا تصادفی‌سازی را برای هر دو مطالعه بالا می‌برد. بنابراین ما در نظر می‌گیریم که در حال حاضر اطلاعات کافی برای تعیین این‌که تمرینات ورزشی در مدیریت CVI موثر است یا خیر، وجود ندارد.

کیفیت شواهد

کیفیت کلی شواهد را بسیار پائین قضاوت کردیم: دو مطالعه وارد شده کوچک بودند (مجموعا ۵۴ شرکت‌کننده) و در معرض خطر بالایی از سوگیری بر اساس شیوه‌های کورسازی یا تصادفی‌سازی آنها بود.


Gabriela SS Chaves، Diana A Freitas، Thayla A Santino، Patricia Angelica MS Nogueira، Guilherme AF Fregonezi، Karla MPP Mendonça،
دوره ۲۰۱۹، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

پیشینه
پنومونی یک عفونت ریوی است که بیشتر از هر عامل تکی دیگری موجب مرگ‌ومیر در کودکان زیر ‌۵ سال می‌شود. فیزیوتراپی قفسه‌ سینه به‌طور گسترده‌ای به عنوان درمان کمکی برای پنومونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. تصور می‌شود که فیزیوتراپی به خارج کردن ترشحات التهابی، ترشحات تراکئوبرونشیال (tracheobronchial) و انسدادهای راه‌های هوایی کمک می‌کند و منجر به کاهش مقاومت راه‌های هوایی برای بهبود تنفس و افزایش تبادل گازی می‌شود. این یک به‌روزرسانی از مروری است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
اهداف
ارزیابی اثربخشی فیزیوتراپی قفسه‌ سینه با توجه به زمان سپری شده تا برطرف شدن بالینی علایم در کودکان (از تولد تا ۱۸ سالگی) از هر جنسی با هر نوعی از پنومونی.
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL؛Cochrane Central Register of Controlled Trials) (۲۰۱۸، شماره ۱) را جست‌وجو کردیم که شامل پایگاه ثبت تخصصی گروه عفونت‌های حاد تنفسی در کاکرین؛ MEDLINE (۲۲ فوریه ۲۰۱۸ )؛ Embase (۲۲ فوریه ۲۰۱۸)؛ CINAHL (۲۲ فوریه ۲۰۱۸)؛ LILACS (۲۲ فوریه ۲۰۱۸)؛ Web of Science (۲۲ فوریه ۲۰۱۸) و PEDro (۲۲ فوریه ۲۰۱۸) بود. ما همچنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی (ClinicalTrails.gov و WHO ICTRP) را برای شناسایی کارآزمایی‌های برنامه‌ریزی شده، در حال انجام و منتشر نشده جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
ما کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که هر نوعی از فیزیوتراپی قفسه‌ سینه را با عدم انجام فیزیوتراپی قفسه‌ سینه برای کودکان مبتلا به پنومونی مقایسه کرده بودند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
ما از روش‌های استاندارد روش‌شناسی کاکرین استفاده کردیم. پیامدهای اولیه مورد نظر عبارت بودند از مورتالیتی، مدت زمان بستری در بیمارستان، و زمان لازم تا برطرف شدن بالینی علایم. ما از نرم‌افزار Review Manager ۵ برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و از GRADE برای ارزیابی کیفیت شواهد برای هر پیامد استفاده کردیم.
نتایج اصلی

ما سه RCT جدید را برای این به‌روزرسانی وارد کردیم، در مجموع ۶ مورد RCT را وارد کردیم که شامل ۵۵۹ کودک از سن ۲۹ روزگی تا ۱۲ سال و مبتلا به پنومونی بودند و به صورت بیمار بستری در بیمارستان تحت درمان قرار گرفتند. شدت پنومونی در یک کارآزمایی متوسط، در دو کارآزمایی شدید و در سه کارآزمایی مشخص نشده بود. مطالعات، پنج مداخله مختلف را ارزیابی کردند: اثرات فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه (۳ مطالعه؛ ۲۱۱ کودک)، فشار مثبت بازدمی (۱ مطالعه؛ ۷۲ کودک)، فشار راه هوایی مثبت مداوم (CPAP) (۱ مطالعه؛ ۹۴ کودک)، CPAP حبابی (bCPAP) (۱ مطالعه، ۲۲۵ کودک) و کمک به درناژ اتوژنیک (۱ مطالعه؛ ۲۹ کودک). مطالعات وارد شده در بنگلادش، برزیل، چین، مصر، و آفریقای‌جنوبی انجام شده بودند. مطالعات به‌طور کلی در معرض خطر پایین سوگیری (bias) قرار داشتند. کورسازی شرکت‌کنندگان در اکثر مطالعات امکان‌پذیر نبود، اما اینطور تصور ‌کردیم که بعید است پیامدها تحت تاثیر عدم کورسازی قرار گرفته باشند.

یک مطالعه در گروه bCPAP گزارش داد که سه مورد مرگ‌ومیر در کودکان در گروه فیزیوتراپی رخ داد (N = ۷۹) و ۲۰ مورد مرگ‌ومیر در کودکان گروه کنترل گزارش شد (N = ۱۴۶) (خطر نسبی (RR): ۰,۲۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۰۸ تا ۰.۹۰؛ ۲۲۵ کودک؛ شواهد با کیفیت پایین). یک مطالعه در گروه کمک به درناژ اتوژنیک (۲۹ = N)، و یک مطالعه در گروه فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه (۷۲ = N) گزارش دادند که هیچ موردی از مرگ‌ومیر رخ نداد. مشخص نیست که تکنیک‌های فیزیوتراپی قفسه‌ سینه (bCPAP، کمک به درناژ اتوژنیک، و فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه) طول مدت بستری در بیمارستان (روزها) را کاهش داد یا خیر (میانگین تفاوت (MD): ۰.۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۶‐ تا ۰.۷۶؛ ۴ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پایین).

در میان پارامترهای بالینی مورد استفاده برای تعریف برطرف شدن بالینی علایم، تفاوت وجود داشت. دو مطالعه کوچک نشان دادند که تفاوتی در برطرف شدن تب بین کودکان در گروه‌های فیزیوتراپی (فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه و کمک به درناژ اتوژنیک) و کنترل وجود نداشت. از پنج مطالعه‌ای که سطوح اشباع اکسیژن محیطی را در نظر گرفتند، فقط دو مورد گزارش کردند که استفاده از فیزیوتراپی قفسه‌ سینه (CPAP و فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه) بهبود بیشتری را در سطوح اشباع اکسیژن محیطی نشان داده است. با این حال، مشخص نبود که میزان تنفس (تعداد تنفس/دقیقه) پس از فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه، بهبود یافته بود یا خیر (MD: ‐۲,۲۵؛ ۹۵% CI؛ ۵.۱۷‐ تا ۰.۶۸؛ ۲ مطالعه؛ ۱۲۲ کودک؛ شواهد با کیفیت پایین). دو مطالعه، عوارض جانبی (تعداد عوارض) را مورد بررسی قرار دادند، اما فقط یک مطالعه هر گونه عارضه‌ای را گزارش کرد (RR: ۱.۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۸ تا ۱.۶۷؛ ۲ مطالعه؛ ۲۵۴ کودک؛ شواهد با کیفیت پایین).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
ما نمی‌توانیم هیچ نتیجه‌گیری قابل اعتمادی را در مورد استفاده از فیزیوتراپی قفسه‌ سینه برای کودکان مبتلا به پنومونی، به علت تعداد کم کارآزمایی‌های وارد شده با ویژگی‌های مطالعاتی متفاوت و ارائه آماری متفاوت داده‌ها، به دست آوریم. مطالعات بعدی باید نکات کلیدی زیر را در نظر بگیرند: حجم نمونه مناسب با توان آزمونی کافی برای تشخیص تفاوت‌های مورد انتظار، استاندارد‌سازی تکنیک‌های فیزیوتراپی قفسه‌ سینه، پیامدهای مناسب (مانند مدت زمان لکوسیتوز (leukocytosis) و پاکسازی راه‌ هوایی) و عوارض جانبی.
خلاصه به زبان ساده

فیزیوتراپی قفسه سینه برای پنومونی در کودکان

سوال مطالعه مروری

ما شواهدی را در ارتباط با تاثیر هر نوع فیزیوتراپی قفسه‌ سینه برای کودکان مبتلا به پنومونی مرور کردیم.

پیشینه

پنومونی نوعی عفونت ریوی و بزرگترین علت مرگ‌ومیر در سراسر جهان میان کودکان تا سن پنج سالگی است. فیزیوتراپی قفسه‌ سینه ممکن است به بهبودی کودکان کمک کند، زیرا می‌تواند به باز کردن راه‌های هوایی و هم‌چنین به تنفس آنها کمک کند.

تاریخ جست‌وجو

شواهد تا ۲۲ فوریه ۲۰۱۸ به‌روز هستند.

ویژگی‌های مطالعه

ما شش مطالعه را شامل ۵۵۹ کودک مبتلا به پنومونی از سن ۲۹ روزگی تا ۱۲ سالگی انتخاب کردیم. این یک به‌روزرسانی از مروری است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شده و شامل سه مطالعه جدید است.

مطالعات در بیمارستان‌های بنگلادش، برزیل، چین، مصر، و آفریقای جنوبی انجام شده بودند.

پنومونی در سه مطالعه متوسط تا شدید توصیف شد، اما شدت آن در سه مطالعه مشخص نشده بود. همه مطالعات، کودکانی را که فیزیوتراپی دریافت کرده‌ بودند و کودکانی را که فیزیوتراپی دریافت نکرده بودند، وارد کردند. همه کودکان همچنین درمان دارویی استاندارد را برای پنومونی دریافت کردند.

این مطالعات مرگ‌ومیر، طول مدت بستری در بیمارستان، زمان لازم تا طبیعی شدن نتایج آزمایشگاهی (بدون علائم پنومونی) و عوارض جانبی را مورد بررسی قرار دادند.

منابع مالی مطالعه

چهار مطالعه، منابع تامین مالی (یک آژانس سلامت کودک، دانشگاه، کمک‌های تحقیقاتی دولتی) را گزارش کردند و دو مطالعه، منابع مالی مطالعه خود را گزارش نکردند.

نتایج کلیدی

یک مطالعه، مرگ‌ومیرهای کمتری را در کودکانی که فشار جریان هوای مداوم مثبت حبابی (bCPAP) دریافت کردند، گزارش کرد. تکنیک‌های فیزیوتراپی (bCPAP، کمک به درناژ اتوژنیک، و فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه) با طول مدت بستری کوتاه‌تر در بیمارستان ارتباطی نداشتند. دو مطالعه، بهبود‌هایی را در سطوح اکسیژن خون پس از فیزیوتراپی قفسه‌ سینه (CPAP و فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه) گزارش کردند. بهبودی قابل توجهی در میزان تنفس پس از فیزیوتراپی معمولی قفسه‌ سینه مشاهده نشد. بر اساس شواهد موجود، ما نمی‌توانیم تایید کنیم که فیزیوتراپی قفسه‌ سینه برای کودکان مبتلا به پنومونی مفید است یا خیر.

کیفیت شواهد

ما کیفیت کلی شواهد را به دلیل طراحی و روش‌های ناکافی مطالعه، نتایج متفاوت میان مطالعات و داده‌های اندک، پایین ارزیابی کردیم.



صفحه ۱ از ۱