جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای Graziella Quattrocchi

Elisa Bruno، Alessandra Nicoletti، Graziella Quattrocchi، Graziella Filippini، Mario Zappia، Carlo Colosimo،
دوره ۲۰۱۵، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

پیشینه
لرزش اساسی (essential tremor; ET) یکی از شایع‌ترین اختلالات حرکتی به حساب می‌آید. درمان آن در درجه اول شامل استفاده از عوامل دارویی است. بر این اساس، اگرچه درمان با پروپرانولول (propranolol) و پریمیدون (primidone) در طبابت بالینی به خوبی تثبیت شده‌اند، ممکن است در ۲۵ تا ۵۵ درصد از بیماران بی‌اثر باشند و در درصد زیادی از آنها می‌توانند عوارض جانبی (AEs) جدی ایجاد کنند. به همین دلایل، ارزیابی گزینه‌های درمانی جایگزین برای ET ممکن است یک اقدام ارزشمند باشد. آلپرازولام به عنوان یک عامل بالقوه مفید برای درمان افراد مبتلا به ET پیشنهاد شده، اما اثربخشی و ایمنی آن نامشخص است.
اهداف

اهداف اولیه

ارزیابی اثربخشی و ایمنی آلپرازولام در درمان افراد مبتلا به ET.

اهداف ثانویه

بررسی تأثیرات درمان با آلپرازولام بر کیفیت زندگی مبتلایان به ET.

روش های جستجو
ما یک جست‌وجوی سیستماتیک را بدون اعمال محدودیت‌های زبان مقاله، برای شناسایی همه کارآزمایی‌های مرتبط انجام دادیم. ما پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE (ژانویه ۱۹۶۶ تا سپتامبر ۲۰۱۹)؛ EMBASE (ژانویه ۱۹۸۸ تا سپتامبر ۲۰۱۹)، انستیتوی ملی سلامت و تعالی مراقبت (NICE) (۱۹۹۹ تا سپتامبر ۲۰۱۹)، ClinicalTrials.gov (۱۹۹۷ تا سپتامبر ۲۰۱۹) و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی (ICTRP) سازمان بهداشت جهانی (WHO) (۲۰۰۴ تا سپتامبر ۲۰۱۹) را جست‌وجو کردیم. ما منابع علمی خاکستری را به صورت دستی جست‌وجو کرده و فهرست منابع مطالعات و مرورهای شناسایی شده را بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب
ما همه کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در رابطه با مقایسه آلپرازولام در مقابل دارونما (placebo) یا هر نوع درمان دیگری وارد کردیم. ما مطالعاتی را در نظر گرفتیم که تشخیص ET در آنها طبق معیارهای تشخیصی پذیرفته شده و معتبر انجام شده بود. مطالعاتی را که روی بیمارانی با اشکال ثانویه لرزش انجام شده یا فقط پارامترهای نوروفیزیولوژیکی را برای هدف ارزیابی پیامدها گزارش کرده بودند، حذف کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو مرورگر به طور مستقل از هم داده‌ها را با استفاده از فرم جمع‌آوری داده‌ها، گردآوری و استخراج کردند. ما خطر سوگیری (bias) و بدنه شواهد را ارزیابی کردیم. ما از روش‌های واریانس معکوس برای پیامدهای پیوسته و مقیاس‌های اندازه‌گیری استفاده کردیم. ما تفاوت‌های میان گروه‌های درمانی را در قالب تفاوت‌های میانگین مقایسه کردیم. برای مدیریت و تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار Review Manager استفاده کردیم.
نتایج اصلی
ما در این مرور یک کارآزمایی را وارد کردیم که آلپرازولام را با دارونما مقایسه کرد (۲۴ شرکت‌کننده). این کارآزمایی خطر سوگیری (bias) کلی بالایی داشت. کیفیت کلی شواهد را در سطح بسیار پائین درجه‌بندی کردیم. در مقایسه با گروه دارونما، شرکت‌کنندگان تحت درمان با آلپرازولام کاهش معنی‌داری را در شدت لرزش نشان دادند (تفاوت میانگین (MD): ۰,۷۵‐؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۸۳‐ تا ۰.۶۷‐). ۹ شرکت‌کننده تحت درمان با آلپرازولام (۷۵%) دچار AE شدند که عمدتا سداسیون (۵۰%)، یبوست (۱۷%) و خشکی دهان (۹%) بودند. هیچ شرکت‌کننده‌ای در گروه آلپرازولام و هیچ شرکت‌کننده‌ای در گروه دارونما درمان را قطع نکرده و از مطالعه خارج نشدند.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حال حاضر، اطلاعات موجود شواهد کافی را برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی درمان با آلپرازولام برای افراد مبتلا به ET نشان نمی‌دهد.
خلاصه به زبان ساده

استفاده از آلپرازولام برای درمان لرزش اساسی (essential tremor)

لرزش اساسی (essential tremor; ET) شایع‌ترین اختلال حرکتی به حساب می‌آید. اگرچه از نظر تأثیر آن بر امید به زندگی خوش‌خیم به حساب می‌آید، معمولا پیشرونده بوده و بالقوه ناتوان کننده در نظر گرفته می‌شود. درمان در درجه اول شامل عوامل دارویی (پروپرانولول (propranolol) و پریمیدون (primidone) به عنوان درمان خط اول) است، که می‌تواند در ۲۵ تا ۵۵ درصد بیماران بی‌اثر باشد. آلپرازولام (alprazolam) به عنوان یک درمان بالقوه مفید در ET پیشنهاد شده است. نویسندگان این بررسی سعی کردند اثربخشی و ایمنی آن را در افراد مبتلا به ET ارزیابی کنند. یک مطالعه تصادفی‌سازی شده وارد شد که آلپرازولام و دارونما (placebo) را در ۲۴ فرد مبتلا به ET سر و/یا اندام مقایسه کرد. آلپرازولام منجر به کاهش در شدت لرزش همراه با فراوانی بالای حوادث جانبی شد. با این حال، تعداد اندک مطالعات و وجود شواهدی از محدودیت‌های زیاد روش‌شناسی در مطالعه وارد شده، مانع از نتیجه‌گیری‌های محکم در زمینه پروفایل مزیت‐خطر این درمان شد. برای تأیید اثربخشی و ارزیابی ایمنی طولانی‌مدت آلپرازولام در درمان بیماران مبتلا به ET، انجام تحقیقات بیشتری لازم است.

Elisa Bruno، Alessandra Nicoletti، Graziella Quattrocchi، Graziella Filippini، Carlo Colosimo، Mario Zappia،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
لرزش اساسی (essential tremor; ET) یکی از شایع‌ترین اختلالات حرکتی به حساب می‌آید. درمان آن در درجه اول شامل استفاده از عوامل دارویی است. در حالی که درمان با پروپرانولول (propranolol) و پریمیدون (primidone) در طبابت بالینی به خوبی تثبیت شده‌اند، ممکن است در ۲۵ تا ۵۵ درصد بیماران بی‌اثر باشند و در درصد زیادی از آنها می‌توانند عوارض جانبی جدی ایجاد کنند. به همین دلایل، ارزیابی گزینه‌های درمانی جایگزین برای لرزش اساسی دارای اهمیت و ارزش است. برخی از متخصصان پیشنهاد کرده‌اند که پرگابالین می‌تواند یک عامل بالقوه مفید باشد، اما در مورد اثربخشی و ایمنی آن عدم اطمینان وجود دارد.
اهداف
ارزیابی اثرات پرگابالین در مقابل دارونما (placebo) یا سایر درمان‌ها برای مدیریت و درمان لرزش اساسی در بزرگسالان.
روش های جستجو
ما یک جست‌وجوی سیستماتیک را بدون اعمال محدودیت‌های زبان مقاله برای شناسایی همه کارآزمایی‌های مرتبط تا دسامبر ۲۰۱۵ انجام دادیم. ما پایگاه ثبت کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ Embase؛ NICE؛ ClinicalTrials.gov؛ و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی (ICTRP) سازمان جهانی بهداشت (WHO) را جست‌وجو کردیم. ما منابع علمی خاکستری را به صورت دستی جست‌وجو کرده و فهرست منابع مطالعات و مرورهای شناسایی شده را بررسی کردیم.
معیارهای انتخاب
ما همه کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در رابطه با مقایسه پرگابالین در مقابل دارونما یا هر نوع درمان دیگری وارد کردیم. ما مطالعاتی را در نظر گرفتیم که تشخیص ET در آنها طبق معیارهای تشخیصی پذیرفته شده و معتبر انجام شده بود. مطالعاتی را که روی بیمارانی با اشکال ثانویه لرزش، انجام شده یا فقط پارامترهای نوروفیزیولوژیکی را برای ارزیابی پیامدها گزارش کرده بودند، حذف کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو مرورگر به طور مستقل از هم داده‌ها را با استفاده از فرم جمع‌آوری داده‌ها، گردآوری و استخراج کردند. ما خطر سوگیری (bias) بدنه شواهد را ارزیابی کرده، و از روش‌های واریانس معکوس برای آنالیز پیامدهای پیوسته و مقیاس‌های اندازه‌گیری استفاده کردیم. ما تفاوت میانگین (MD) را بین گروه‌های درمانی مقایسه کردیم و نتایج را برای پیامدهای دو حالتی با استفاده از روش‌های منتل‐هنزل (Mantel‐Haenszel) و تفاوت‌های خطر ترکیب کردیم. با استفاده از نرم‌افزار Review Manager، مدیریت و تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها را انجام دادیم.
نتایج اصلی
ما فقط یک مطالعه واجد شرایط را برای این مرور (۲۲ شرکت‌‌کننده) پیدا کردیم. ما خطر سوگیری را برای اکثر حوزه‌ها ناشناخته ارزیابی کردیم. کیفیت کلی شواهد را در سطح بسیار پائین قضاوت کردیم. در مقایسه با دارونما، بیماران تحت درمان با پرگابالین بهبود معنی‌داری را در کارهای حرکتی خود بر اساس خرده‌مقیاس ۳۶ نقطه‌ای Fahn‐Tolosa‐Marin Tremor Rating Scale یا TRS (MD؛ ۲,۱۵‐ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۹.۱۶‐ تا ۴.۸۶) یا بر اساس خرده‌مقیاس ۳۲ نقطه‌ای توانایی‌های عملکردی TRS (MD؛ ۰.۶۶‐ امتیاز؛ ۹۵% CI؛ ۲.۹۰‐ تا ۱.۵۸) نشان ندادند. شواهد محدودی، حاکی از عدم تفاوت در میزان در خروج از مطالعه (Mantel‐Haenszel RD؛ ۰.۰۹‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۸‐ تا ۰.۳۰) و تظاهرات عوارض جانبی (Mantel‐Haenszel RD؛ ۰.۱۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۳‐ تا ۰.۵۰) بین پرگابالین و دارونما بودند.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
اثرات پرگابالین برای درمان لرزش اساسی نامشخص است زیرا کیفیت شواهد بسیار پایین است. یک مطالعه کوچک هیچ تأثیری را از این درمان برجسته نکرد؛ با این حال، خطر بالای سوگیری و فقدان مطالعات دیگر در این حوزه، نتیجه‌گیری بیشتر را محدود می‌کند.
خلاصه به زبان ساده

استفاده از پرگابالین در درمان لرزش اساسی (essential tremor)

سوال مطالعه مروری

نویسندگان این مرور سعی داشتند اثربخشی و ایمنی پرگابالین را در افراد مبتلا به لرزش اساسی ارزیابی کنند.

پیشینه

لرزش اساسی شایع‌ترین اختلال حرکتی است. اگرچه از نظر تأثیر آن بر امید به زندگی خوش‌خیم به حساب می‌آید، معمولا پیشرونده و بالقوه ناتوان کننده در نظر گرفته می‌شود. درمان در درجه اول شامل عوامل دارویی (پروپرانولول (propranolol) و پریمیدون (primidone) به عنوان درمان خط اول) است، که می‌تواند در ۲۵ تا ۵۵ درصد بیماران بی‌اثر باشد. برخی از متخصصان پیشنهاد کرده‌اند که پرگابالین می‌تواند یک داروی بالقوه مفید در درمان این وضعیت باشد.

ویژگی‌های مطالعه

ما یک مطالعه را پیدا کردیم که به مقایسه پرگابالین با دارونما (placebo) پرداخته، و شامل ۲۲ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده مبتلا به لرزش اساسی بود.

نتایج کلیدی

تأثیر پرگابالین بر توانایی‌های عملکردی و عوارض جانبی نامشخص است، زیرا کیفیت شواهد بسیار پایین است.

کیفیت شواهد

فقدان مطالعات و محدودیت‌های قابل توجه در یک کارآزمایی وارد شده، مانع از نتیجه‌گیری‌های محکم در مورد پروفایل خطر‐منفعت این درمان می‌شود.


Elisa Bruno، Alessandra Nicoletti، Graziella Filippini، Graziella Quattrocchi، Carlo Colosimo، Mario Zappia،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
ترمور اساسی (essential tremor; ET) یکی از شایع‌ترین اختلالات حرکتی است. درمان این وضعیت عمدتا بر عوامل دارویی بنا می‌شود. گرچه پریمیدون (primidone) و پروپرانولول (propranolol) در درمان بالینی به‌خوبی جا افتاده‌اند، می‌توانند در ۲۵% تا ۵۵% از بیماران از نظر بالینی غیر‐موثر بوده، و در درصد زیادی از این افراد عوارض جانبی جدی ایجاد کنند. به این دلایل، ارزیابی جایگزین های درمانی برای ET ممکن است ارزشمند باشد. زونی‌سامید (zonisamide) به عنوان یک عامل بالقوه مفید برای درمان ET پیشنهاد شده، اما در مورد اثربخشی و بی‌خطری (safety) آن عدم‐قطعیت وجود دارد.
اهداف
ارزیابی تاثیر زونی‌سامید بر توانایی‌های عملکردی و بررسی پروفایل بی‌خطری آن در بزرگسالان مبتلا به ترمور اساسی (ET).
روش های جستجو
جست‌وجوی سیستماتیکی را بدون اعمال محدودیت در زبان برای شناسایی تمام کارآزمایی‌های مرتبط انجام دادیم. CENTRAL؛ MEDLINE؛ Embase؛ NICE؛ ClinicalTrials.gov، و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی (ICTRP) سازمان جهانی بهداشت را تا ژانویه ۲۰۱۷ جست‌وجو کردیم. BIOSIS Citation Index (۲۰۰۰ تا ژانویه ۲۰۱۷) را برای یافتن خلاصه مقالات کنفرانس‌ها جست‌وجو کردیم. منابع علمی خاکستری را به صورت دستی جست‌وجو کرده و فهرست منابع مطالعات و مرورهای شناسایی شده را مورد بررسی قرار دادیم.
معیارهای انتخاب
تمام کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را از مقایسه زونی‌سامید در برابر دارونما (placebo) یا هر درمان دیگری وارد کردیم. مطالعاتی را در این مطالعه گنجاندیم که در آن‌ها تشخیص ET با معیارهای تشخیصی معتبر و پذیرفته‌شده تعیین شد. مطالعاتی را خارج کردیم که در افراد مبتلا به فرم‌های ثانویه ترمور انجام شده یا فقط از پارامترهای نوروفیزیولوژیکی برای ارزیابی پیامدها استفاده کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم با استفاده از فرم جمع‌آوری داده‌ها، آن‌ها را جمع‌آوری و استخراج کردند. خطر سوگیری (bias) و کیفیت شواهد را ارزیابی کرده، و از روش‌های واریانس معکوس برای آنالیز پیامدهای پیوسته و مقیاس‌های اندازه‌گیری استفاده کردیم. تفاوت‌های بین گروه‌های درمانی را در قالب تفاوت میانگین (MD) مقایسه کردیم. نتایج حاصل از پیامدهای دو‐حالتی را با استفاده از روش‌های منتل‐هنزل (Mantel‐Haenszel) تجمیع کرده و تفاوت خطر را برای مقایسه گروه‌های درمانی تعیین کردیم. از نرم‌افزار Review Manager ۵ برای مدیریت داده‌ها و آنالیز استفاده کردیم.
نتایج اصلی
فقط یک مطالعه واجد شرایط را برای این مرور (۲۰ شرکت‌کننده) یافتیم. ارزیابی‌های خطر سوگیری در اکثر حوزه‌ها نامشخص یا پائین بود. وقوع عوارض جانبی فقط در شرکت‌کنندگان بازوی زونی‌سامید گزارش شدند، که ممکن است نشانگر این باشد که آن‌ها از قرار گرفتن خود در گروه درمان آگاه بودند. در مورد تاثیرات زونی‌سامید در مقایسه با دارونما بر عملکرد حرکتی (تفاوت میانگین (MD): ۰,۰۰‐؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۱.۵۱‐ تا ۱.۵۱؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) و ناتوانی‌های عملکردی (MD: ‐۰.۳۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۳‐ تا ۰.۶۳؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) مطمئن نیستیم. سه شرکت‌کننده از گروه زونی‌سامید (۳۰%) و دو شرکت‌کننده از گروه دارونما (۲۰%) درمان را متوقف کردند و به هر دلیلی از مطالعه خارج شدند (شواهد با کیفیت بسیار پائین)، با این وجود افزایش خطر خروج از مطالعه در گروه زونی‌سامید از لحاظ آماری معنی‌دار نبود (تفاوت خطر (RD): ۰.۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۸‐ تا ۰.۴۸). شش شرکت‌کننده در گروه زونی‌سامید (%۶۰) و هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان در گروه دارونما (%۰) دچار عوارض جانبی (AE) شدند (RD: ۰.۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۸ تا ۰.۹۲؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). شایع‌ترین عوارض جانبی، که با مصرف زونی‌سامید رخ داد، سردرد، تهوع، خستگی، خواب‌آلودگی، و اسهال بودند. کیفیت زندگی در این مطالعه بررسی نشد.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
براساس داده‌های موجود، در حال حاضر شواهد ناکافی برای ارزیابی اثربخشی و بی‌خطری درمان زونی‌سامید برای ET وجود دارد.
خلاصه به زبان ساده

استفاده از زونی‌سامید در درمان ترمور اساسی

سوال مطالعه مروری

نویسندگان این مرور در تلاش بودند تا اثربخشی و بی‌خطری زونی‌سامید را در افراد (۱۶ سال یا بالاتر) مبتلا به ترمور اساسی ارزیابی کنند.

پیشینه

ترمور اساسی شایع‌ترین اختلال حرکتی است. اگرچه این اختلال خوش‌خیم است، از نظر تاثیرات آن بر امید به زندگی، به‌طور معمول پیشرونده و به شدت ناتوان‌کننده است. درمان عمدتا بر اساس عوامل دارویی (پروپرانولول و پریمیدون به عنوان درمان خط اول درمان) بنا می‌شود، اما این داروها در ۲۵% تا ۵۵% شرکت‌کنندگان غیر‐موثر هستند. زونی‌سامید به عنوان یک عامل بالقوه مفید در درمان ترمور اساسی پیشنهاد شده است.

ویژگی‌های مطالعه

یک مطالعه را برای مقایسه زونی‌سامید و دارونما (placebo) یافتیم، که در مجموع شامل ۲۰ شرکت‌کننده تصادفی‌سازی شده مبتلا به ترمور اساسی بود.

نتایج کلیدی

تاثیر زونی‌سامید بر توانایی‌های عملکردی، خطر قطع درمان، و عوارض جانبی، نامشخص است زیرا کیفیت شواهد بسیار پائین است. عوارض جانبی فقط در شرکت‌کنندگان گروه زونی‌سامید گزارش شد، شاید به این دلیل که بیماران از نوع درمانی که دریافت کردند، آگاه بودند. کیفیت زندگی در این مطالعه بررسی نشد.

کیفیت شواهد

تنها مطالعه‌ای را که یافتیم کوچک بود و احتمال اینکه شرکت‌کنندگان گروه درمان می‌دانستند در کدام گروه درمانی قرار داشتند، به این معنا است که نمی‌توانیم در مورد پروفایل هزینه‐فایده این درمان مطمئن باشیم.


Elisa Bruno، Alessandra Nicoletti، Graziella Quattrocchi، Roberta Allegra، Graziella Filippini، Carlo Colosimo، Mario Zappia،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
ترمور اساسی (essential tremor; ET) یکی از شایع‌ترین اختلالات حرکتی است. مدیریت درمانی آن عمدتا بر عوامل دارویی بنا شده و در بالین، پروپرانولول (propranolol) و پریمیدون (primidone) به عنوان درمان خط اول در نظر گرفته می‌شوند. با این حال، این درمان‌ها در ۲۵% تا ۵۵% افراد غیر‐موثر بوده و اغلب با عوارض جانبی (AE) جدی همراه هستند. به همین دلایل، ارزیابی دیگر روش‌های درمانی ET ارزشمند است. توپیرامات (topiramate) به عنوان یک عامل بالقوه مفید در درمان ET شناخته شده، اما عدم‐قطعیت در مورد اثربخشی و بی‌خطری (safety) آن وجود دارد.
اهداف
ارزیابی اثربخشی و بی‌خطری توپیرامات در درمان ET.
روش های جستجو
جست‌وجوی سیستماتیک و بدون محدودیت زبانی را برای شناسایی تمام کارآزمایی‌های مرتبط در پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)، MEDLINE (ژانویه ۱۹۶۶ تا ژانویه ۲۰۱۷)، Embase (ژانویه ۱۹۸۸ تا ژانویه ۲۰۱۷)، موسسه ملی سلامت و تعالی مراقبت (National Institute for Health and Care Excellence; NICE) (۱۹۹۹ تا ژانویه ۲۰۱۷)، ClinicalTrials.gov (۱۹۹۷ تا ژانویه ۲۰۱۷) و پلت‌فرم بین‌المللی پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت (ICTRP؛ ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۱۷) انجام دادیم. BIOSIS Citation Index (۲۰۰۰ تا ژانویه ۲۰۱۷) را برای یافتن خلاصه مقالات کنفرانس‌ها جست‌وجو کردیم. منابع علمی خاکستری و فهرست منابع مطالعات و مرورهای شناسایی شده را به صورت دستی جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
همه کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را از مقایسه توپیرامات در مقابل دارونما (placebo)/ کنترل باز یا هر نوع درمان دیگری وارد کردیم. مطالعاتی را وارد کردیم که تشخیص ET بر اساس معیارهای تشخیصی پذیرفته شده و معتبر گذاشته شد. مطالعاتی را خارج کردیم که در افراد مبتلا به فرم‌های ثانویه ترمور انجام شده یا فقط از پارامترهای نوروفیزیولوژیکی برای ارزیابی پیامدها استفاده کردند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم با استفاده از فرم جمع‌آوری داده‌ها، آن‌ها را جمع‌آوری و استخراج کردند. خطر سوگیری (bias) و کیفیت شواهد را ارزیابی کردیم. از یک متاآنالیز اثر‐ثابت برای تجمیع داده‌ها استفاده کردیم.
نتایج اصلی
این مرور شامل سه کارآزمایی بود که به مقایسه توپیرامات با دارونما (۳۰۹ شرکت‌کننده) پرداختند. همه آن‌ها در معرض خطر بالای سوگیری قرار داشتند. کیفیت شواهد در محدوده بسیار پائین و پائین قرار داشت. شرکت‌کنندگان تحت درمان با توپیرامات در مقایسه با دارونما، بهبودی قابل‌توجهی را در ناتوانی عملکردی و افزایش خطر خروج از مطالعه نشان دادند (خطر نسبی (RR): ۱,۷۸؛ %۹۵ فاصله اطمینان (CI): ۱.۲۳ تا ۲.۶۰). بروز عوارض جانبی بیشتری در شرکت‌کنندگان درمان شده با توپیرامات گزارش شد، به‌خصوص پاراستزی، کاهش وزن، کاهش اشتها و مشکل حافظه.
نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این مرور سیستماتیک وجود داده‌های محدود و شواهدی را با کیفیت بسیار پائین تا پائین برای حمایت از اثربخشی واضح مداخله و وقوع عوارض جانبی محدود‌کننده درمان را در افراد مبتلا به ET درمان شده با توپیرامات برجسته کرد. انجام تحقیقات بیشتری برای ارزیابی اثربخشی و بی‌خطری توپیرامات در درمان ET نیاز است.
خلاصه به زبان ساده
نویسندگان این مرور تلاش کردند تا اثربخشی و بی‌خطری (safety) توپیرامات را در افراد مبتلا به ترمور اساسی ارزیابی کنند.

پیشینه

ترمور اساسی نوعی تکان خوردن یا لرزش غیر‐قابل کنترل قسمت‌های بدن است. اگرچه این وضعیت تاثیر منفی بر طول عمر ندارد، به‌طور کلی پیشرونده بوده و ممکن است ناتوان‌کننده شود. درمان معمولا با دارو (پروپرانولول و پریمیدون) صورت می‌گیرد، که ممکن است در یک‐چهارم تا نیمی از افراد مبتلا به ترمور اساسی تاثیری نداشته باشد. برخی از متخصصان پیشنهاد کرده‌اند که داروی دیگر، توپیرامات، ممکن است برای درمان این وضعیت مفید باشد.

ویژگی‌های مطالعه

بانک‌های اطلاعاتی پزشکی را برای یافتن مطالعاتی جست‌وجو کردیم که توپیرامات را با دارونما (placebo) (قرص ساختگی) یا هر داروی دیگری در بزرگسالان مبتلا به ترمور اساسی مقایسه کردند. سه مطالعه را برای مقایسه توپیرامات و دارونما یافتیم که شامل ۳۰۹ شرکت کننده مبتلا به ترمور اساسی متوسط تا شدید بودند.

نتایج کلیدی

به دلیل کیفیت شواهد بسیار پائین، تاثیر توپیرامات بر فعالیت‌های روزانه، خطر توقف درمان و عوارض جانبی نامشخص بود.

کیفیت شواهد

فقط چند مطالعه را یافتیم که روش‌های انجام آن‌ها مشکل داشتند، بنابراین نمی‌توانیم نتیجه‌گیری دقیقی در این مورد داشته باشیم که توپیرامات چه عملکردی داشته و آیا عوارض جانبی ایجاد می‌کند یا خیر.



صفحه ۱ از ۱