دو RCT، هفت مطالعه CBA و دو مطالعه ITS را وارد کردیم. نه مطالعه با ۷۸۲۰ شرکتکننده، فرآیند غربالگری تستهای پیش از استخدام را به صورت کلی، و دو مطالعه با ۲۱۶۴ شرکتکننده، معیارهای کاهش خطرات یافتشده را پس از فرآیند غربالگری ارزیابی کردند. مطالعات برای ترکیب آماری نتایج، بسیار ناهمگون بودند. کیفیت شواهد برای تمام پیامدها با کیفیت بسیار پائین رتبهبندی شد. هر دو مطالعه CBA جدید، از کنترل تاریخی استفاده کرده و هر دو در معرض خطر بالای سوگیری (bias) قرار داشتند.
از میان مطالعاتی که فرآیند غربالگری را ارزیابی کردند، شواهدی با کیفیت بسیار پائین از یک RCT نشان داد که انجام تست عمومی برای کارهای سبک، خطر مرخصی استعلاجی را کاهش نمیدهد (تفاوت میانگین (MD): ۰,۰۹‐؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۴۷‐ تا ۰.۲۹). برای افراد استخدام شده در ارتش، شواهدی با کیفیت بسیار پائین از یک مطالعه CBA وجود داشت که مداخله تاثیر مثبتی بر تناسب برای کار پس از ۱۲ ماه پیگیری گذاشت (نسبت شانس (OR): ۰.۴۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۰.۸۵).
شواهد متناقضی را از تاثیر انجام معاینات پیش از استخدام متمرکز بر شغل بر خطر آسیبهای عضلانیاسکلتی در مقایسه با معاینه عمومی یا عدم انجام معاینه پیش از استخدام بر اساس یک RCT با خطر بالای سوگیری، و چهار مطالعه CBA پیدا کردیم. شواهدی با کیفیت بسیار پائین مبتنی بر یک مطالعه ITS وجود دارد که استفاده از تست چالش برونشیال (bronchial) در مقایسه با انجام تست عمومی پیش از استخدام با استفاده از تستهای عملکرد ریه، میتواند رخداد آسم شغلی را کاهش دهد (trend change: ‐۲,۶؛ ۹۵% CI؛ ۳.۶‐ تا ۱.۵‐).
انجام تستهای پیش از استخدام همچنین ممکن است باعث عدم استخدام متقاضی برای کار جدید شود. در شش مطالعه، نرخ رد متقاضیان کار به دلیل انجام تستهای مورد مطالعه، بهطور متوسط از ۲% تا ۳۵%، افزایش یافت، اما در یک مطالعه این افزایش مشاهده نشد.
شواهدی با کیفیت بسیار پائین بر اساس دو مطالعه CBA نشان میدهد که کاهش خطر میان متقاضیانی که در تستهای پیش از استخدام برای کار مناسب تشخیص داده نشدند، ممکن است باعث خطر مشابهی از آسیب عضلانیاسکلتی مربوط به کار در طول پیگیری، نسبت به کارگرانی شود که برای کار در تست سلامت مناسب تشخیص داده شدند.
شواهد با کیفیت بسیار پائین نشان میدهد انجام تست عمومی برای کارهای سبک ممکن است خطر مرخصی استعلاجی را کاهش ندهد، اما ممکن است تاثیر مثبتی بر تناسب اندام برای کار، در سربازان ارتش پس از ۱۲ ماه پیگیری داشته باشد.
شواهد متناقضی درباره تاثیر انجام تستهای پیش از استخدام متمرکز شده بر کار بر خطر ابتلا به آسیبهای عضلانیاسکلتی در مقایسه با انجام تست عمومی یا عدم انجام تست پیش از استخدام وجود دارد. شواهدی با کیفیت بسیار پائین وجود دارد که استفاده از تست چالش برونشیال، در مقایسه با تست عمومی پیش از استخدام با تستهای عملکرد ریه، میتواند آسم شغلی را کاهش دهد. تستهای پیش از استخدام باعث افزایش رد درخواست متقاضیان کار در شش مطالعه از هفت مطالعه شدند.
کاهش خطر بر اساس نتایج معاینات پیش از استخدام ممکن است در کاهش خطر افزایش صدمات شغلی بر اساس شواهد با کیفیت بسیار پائین موثر باشد. این شواهد، از سیاست فعلی برای محدود کردن انجام تستهای پیش از استخدام فقط به تستهای مربوط به مشاغل خاص حمایت میکند. انجام مطالعات ارزیابیکننده بهتر کیفیت در مورد معاینات پیش از استخدام، از جمله ارزیابی مزایای کاهش خطر، با توجه به تاثیر آن بر سلامت و وضعیت مالی برای آن دسته از کارکنانی که انجام آزمون پیش از استخدام را قبول نمیکنند، ضروری است.
هدف از انجام تستهای سلامت، پیش از اینکه افراد کار جدید خود را شروع کنند، چیست؟
هدف از انجام تستهای پیش از استخدام، شناسایی افرادی است که در صورت دادن شغل به آنها، برای بیماریهای شغلی، آسیب یا خطر مرخصی استعلاجی بیشتر در معرض خطر قرار دارند. با عدم بهکارگیری متقاضیان شغلی با خطرات بالاتر سلامت، ممکن است بتوان از بروز بیماری یا آسیب پیشگیری کرد. این مزایای سلامت احتمالی به قیمت عدم استخدام متقاضیان تمام میشود. راهبردهای دیگر پیشگیری، رفع مشکلاتی است که با تغییر وظایف کاری یا آموزش آمادگی جسمانی در معاینه پیدا میشود.
این مطالعه چگونه انجام شد؟
جستوجوی سیستماتیکی را برای یافتن مطالعاتی انجام دادیم که تا ۳۱ مارچ ۲۰۱۵ منتشر شدند. یازده مطالعه را شامل ۷۸۲۰ نفر یافتیم که کل فرآیند تستهای سلامت را، از جمله رد متقاضیانی با خطرات بالاتر برای رخداد بیماریهای شغلی، آسیب یا مرخصی استعلاجی، مورد ارزیابی قرار دادند.
یافتههای پژوهش چه بود؟
یکی از مطالعات وارد شده نشان داد که انجام تست عمومی در مقایسه با عدم مداخله، استفاده از مرخصی استعلاجی را میان کارگران دارای کار سبک کاهش نداد. با این حال، مطالعه دیگر نشان داد که افراد استخدامشده در ارتش، ۱۲ ماه پس از انجام تست سلامت برای انجام کار مناسبتر بودند. نتایج در پنج مطالعه متناقض بود که معاینات پیش از استخدام و متمرکز بر شغل را با عدم انجام تست یا با معاینه سلامت عمومی مقایسه کردند. همچنین انجام تستهای پیش از استخدام ممکن است باعث رد متقاضی کار شوند. در شش مطالعه، نرخ رد متقاضیان کار به دلیل انجام تستهای سلامت بهطور متوسط از ۲% تا ۳۵% افزایش یافت، اما در یک مطالعه این افزایش مشاهده نشد. دو مطالعه از ۱۱ مطالعه وارد شده (شامل ۲۱۶۴ نفر)، متقاضیان کار را که در طول تست سلامت، مناسب تشخیص داده شدند با کسانی مقایسه کردند که بر اساس تستهای سلامت، توصیههای ویژهای برای رسیدگی به مسائل مربوط به سلامت دریافت کردند. هر دو مطالعه، تفاوتی را در نرخ آسیب عضلانیاسکلتی بین گروهها در طول دوره پیگیری گزارش نکردند. این بدان معنی است که متقاضیان کار، قادر به مراقبت از مشکلات سلامت شناختهشده در طول تستهای سلامت خود خواهند بود.
کیفیت شواهد
تمام مقایسههای مورد مطالعه را دارای شواهدی با کیفیت بسیار پائین رتبهبندی کردیم.
نتیجهگیریها
انجام تستهای سلامت که بر خطرات سلامت مشاغل خاص تمرکز داشته باشند، ممکن است موثر باشند. برخورد معقول با خطرات سلامت بالقوه با تغییر وظایف کاری یا آموزش تناسب اندام نیز میتوانند موثر باشند. به انجام مطالعات ارزیابیشده بیشتری با کیفیت بهتر نیاز داریم. اجازه ندادن به افراد برای کار کردن در مشاغل خاص، ممکن است بر سلامت آنها تاثیر داشته باشند. همچنین ممکن است برای آنها هزینههایی را به همراه آورد. پژوهشهای آینده باید هر دو مورد را ارزیابی کنند.
ما ۴۸ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را با ۸۷۴۳ شرکتکننده وارد کردیم. از این تعداد، ۳۰ مطالعه اشتغال تحت حمایت، ۱۳ مورد اشتغال تحت حمایت تقویت شده، ۱۷ مورد آموزش پیش‐حرفهای، و ۶ مورد اشتغال انتقالی را بررسی کردند. مراقبتهای روانپزشکی تنها، وضعیت کنترل در ۱۳ مطالعه در نظر گرفته شد.
متاآنالیز مقایسه مستقیم از دستیابی به اشتغال رقابتی
ما توانستیم ۱۸ کارآزمایی را با پیگیری کوتاه‐مدت در یک متاآنالیز مستقیم (N = ۲۲۹۱) از مقایسههای زیر قرار دهیم. اشتغال تحت حمایت موثرتر از آموزش پیش‐حرفهای (RR: ۲,۵۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۱ تا ۵.۲۴) و اشتغال انتقالی (۳.۴۹ :RR؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۷ تا ۶.۸۹) و آموزش پیش‐حرفهای موثرتر از مراقبتهای روانپزشکی (۸.۹۶:RR؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۷ تا ۴۵.۵۱) در به دست آوردن اشتغال رقابتی بود.
برای متاآنالیز مستقیم پیگیری طولانی‐مدت، توانستیم ۲۲ کارآزمایی (N = ۵۲۳۳) را وارد کنیم. اشتغال تحت حمایت تقویت شده (RR: ۴,۳۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۹ تا ۱۲.۴۸)، اشتغال تحت حمایت (۱.۵۱ :RR؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۶ تا ۱.۶۸) و آموزش پیش‐حرفهای (RR: ۲.۱۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۷ تا ۴.۴۶) موثرتر از مراقبتهای روانپزشکی تنها بودند. اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرتر از اشتغال تحت حمایت (۱.۹۴ :RR؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۳.۶۵)، اشتغال انتقالی (۲.۴۵ RR:؛ ۹۵% CI؛ ۱.۶۹ تا ۳.۵۵) و آموزش پیش‐حرفهای (۵.۴۲:RR؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۸ تا ۲۷.۱۱) بود. اشتغال تحت حمایت تاثیر بیشتری را از اشتغال انتقالی (RR: ۳.۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۲.۱۳ تا ۵.۰۴) و آموزش پیش‐حرفهای (RR: ۲.۳۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۸۵ تا ۲.۸۹) نشان داد.
متاآنالیز شبکهای از به دست آوردن اشتغال رقابتی
ما توانستیم ۲۲ کارآزمایی را با پیگیری طولانی‐مدت در یک متاآنالیز شبکهای وارد کنیم.
اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرترین مداخله در مقابل مراقبتهای روانپزشکی تنها (RR: ۳,۸۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۹ تا ۷.۳۱؛ SUCRA: ۹۸.۵، شواهد با کیفیت متوسط)، و به دنبال آن اشتغال تحت حمایت (RR: ۲.۷۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۵ تا ۴.۷۶؛ SUCRA: ۷۶.۵، شواهد با کیفیت پائین) در به دست آوردن اشتغال رقابتی بود.
آموزشهای پیش‐حرفهای (RR: ۱,۲۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۳ تا ۲.۱۹؛ SUCRA: ۴۰.۳، شواهد با کیفیت بسیار پائین) و اشتغال انتقالی (RR: ۱.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۱ تا ۱.۹۶؛ SUCRA: ۱۷.۲، شواهد با کیفیت پائین) تفاوت قابل توجهی با مراقبتهای روانپزشکی در دستیابی به اشتغال رقابتی نداشتند، اما آموزشهای پیش‐حرفهای از نظر ارزش و رتبه SUCRA برجسته بودند.
اشتغال تحت حمایت تقویت شده اندکی بهتر از اشتغال تحت حمایت بود، اما قابل توجه نبود (۱,۴۰:RR؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۲ تا ۲.۱۴). ارزش و میانگین رتبه SUCRA برای اشتغال تحت حمایت تقویت شده بیشتر گزارش شد.
نتایج متاآنالیز شبکهای از زیر‐گروههای مداخله، به نفع مداخلات اشتغال تحت حمایت تقویت شده، و آموزشهای شناختی بودند. با این حال، اشتغال تحت حمایت که با آموزش مهارتهای مرتبط با نشانه همراه شد، بهترین نتایج را نشان دادند (RR در مقایسه با مراقبتهای روانپزشکی تنها: ۳,۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۱۲.۶۳، SUCRA: ۸۰.۳).
کیفیت شواهد رتبهبندی شبکهای را به دلیل وجود خطر احتمالی سوگیری در مطالعات وارد شده، ناسازگاری و سوگیری انتشار، در سطح بسیار پائین ارزیابی کردیم.
متاآنالیز مستقیم از حفظ اشتغال رقابتی
بر اساس متاآنالیز مستقیم از پیگیری کوتاه‐مدت حفظ اشتغال، اشتغال تحت حمایت موثرتر از موارد زیر بود: فقط مراقبتهای روانپزشکی، اشتغال انتقالی، آموزشهای پیش‐حرفهای، و اشتغال تحت حمایت تقویت شده.
در متاآنالیز مستقیم از پیگیری بلند‐مدت، اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرتر از آموزش پیش‐حرفهای (MD؛ ۲۲,۷۹ هفته؛ ۹۵% CI؛ ۱۵.۹۶ تا ۲۹.۶۲) و اشتغال تحت حمایت (MD: ۱۰.۰۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۱۹.۸۵) در حفظ اشتغال رقابتی نشان داده شد. شرکتکنندگانی که از اشتغال تحت حمایت استفاده کردند نسبت به افرادی که شغل انتقالی (MD: ۱۷.۳۶؛ ۹۵% CI؛ ۱۱.۵۳ تا ۲۳.۱۸) یا آموزش پیش‐حرفهای (MD: ۱۱.۵۶؛ ۹۵% CI؛ ۵.۹۹ تا ۱۷.۱۳) دریافت کردند، هفتههای بیشتری را کار کردند.
تفاوتی را بین مداخلات از نظر خطر خروج از مطالعه یا بستری شدن در بیمارستان پیدا نکردیم.
هدف این مطالعه مروری چیست؟
هدف از انجام این مرور آن بود که بدانیم میتوان به بزرگسالان مبتلا به بیماری روانی شدید کمک کرد تا شغلی را پیدا کرده و آن را حفظ کنند یا خیر.
افراد مبتلا به بیماریهای روانی شدید، مانند اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی، بیشتر اوقات بیکار هستند. با این حال، این افراد همچنان اغلب تمایل به انجام کار دارند. راههای زیادی وجود دارد که میتوان به آنها در دستیابی به یک شغل رقابتی کمک کرد. افراد مبتلا به بیماریهای روانی شدید پیش از آغاز جستوجو برای یافتن کار رقابتی، در مراکز حمایتی خدمات آموزشی را دریافت کرده، یا در آموزشهای پیش‐حرفهای ثبتنام میکردند. در حال حاضر نیز مداخلههایی وجود دارد که مستقیما بر یافتن سریع شغل، با ارائه پشتیبانی مداوم برای حفظ شغل، متمرکز هستند. این موضوع به عنوان اشتغال تحت حمایت شناخته میشود. اخیرا، علاقهمندی برای ترکیب اشتغال تحت حمایت با دیگر مداخلات پیش‐حرفهای یا روانپزشکی افزایش یافته است.
پیامهای کلیدی
اشتغال تحت حمایت و اشتغال تحت حمایت تقویت شده در مقایسه با سایر مداخلات در دستیابی و حفظ اشتغال رقابتی برای افراد مبتلا به بیماریهای روانی شدید بدون افزایش خطر بستری شدن در بیمارستان، موثرتر است. تفاوت در اثربخشی میان اشتغال تحت حمایت و اشتغال تحت حمایت تقویت یافته اندک است. تحقیقات آینده باید هزینه‐اثربخشی اشتغال تحت حمایت تقویت شده را در مقایسه با فقط اشتغال تحت حمایت ارزیابی کنند.
در این مرور چه موضوعی بررسی شد؟
ما ۴۸ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را با ۸۷۴۳ شرکتکننده وارد کردیم. این مداخلات شامل ارائه آموزشهای پیش‐حرفهای، اشتغال انتقالی، مانند اشتغال در مراکز ارائه خدمات خاص به این افراد، اشتغال تحت حمایت، اشتغال تحت حمایت تقویت شده با سایر مداخلات خاص یا فقط مراقبتهای روانپزشکی، بودند. از دادههای این مطالعات در مورد تعداد شرکتکنندگانی که کار رقابتی را به دست آوردند و تعداد هفتههای اشتغال استفاده کردیم. از طریق انجام یک متاآنالیز مقایسه مستقیم و یک متاآنالیز شبکهای، تفاوت اثربخشی را بین همه مداخلات ارزیابی کرده، و بر این اساس آنها را رتبهبندی کردیم.
نتایج اصلی این مرور چه هستند؟
در هر دو نوع متاآنالیز، اشتغال تحت حمایت و اشتغال تحت حمایت تقویت شده، موثرتر از ارائه آموزشهای پیش‐حرفهای، مشاغل انتقالی یا فقط مراقبتهای روانپزشکی در به دست آوردن شغل بودند. در متاآنالیز مقایسه مستقیم هم ارائه آموزش پیش‐حرفهای موثرتر از مراقبتهای روانپزشکی تنها گزارش شد. باز هم در هر دو نوع متاآنالیز، اشتغال تحت حمایت تقویت شده نتایج اندکی بهتر را از اشتغال تحت حمایت نشان میدهد. با این حال، این نتیجه در متاآنالیز شبکهای کمتر مشخص بود. در تجزیهوتحلیل زیر‐گروه، اشتغال تحت حمایت با آموزش مهارتهای مرتبط با نشانه بهترین نتایج را نشان داد. نتایج بر اساس شواهدی با کیفیت متوسط تا بسیار پائین به دست آمدند، به این معنی که نتایج مطالعات آینده میتوانند نتایج ما را تغییر دهند. اشتغال تحت حمایت تقویت شده موثرتر از دریافت آموزش پیش‐حرفهای و اشتغال تحت حمایت در حفظ اشتغال رقابتی در متاآنالیز مقایسه مستقیم است. نتایج به نفع اشتغال تحت حمایت در مقایسه با اشتغال انتقالی در حفظ اشتغال رقابتی است.
به طور کلی، هیچ تفاوتی را بین مداخلات در خطر خروج از مطالعه یا بستری شدن در بیمارستان پیدا نکردیم.
این مرور تا چه زمانی بهروز است؟
به جستوجوی مطالعاتی پرداختیم که تا ۱۱ نوامبر ۲۰۱۶ منتشر شدند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb