۱۸ RCT، شامل ۱۰۱۴ نوزاد، را وارد مرور کردیم. تمام مطالعات کوچک بودند و در معرض سوگیری (bias) پُر‐خطر قرار داشتند، که اغلب شامل کاستیهای عمدهای در عوامل چندگانه طراحی (به عنوان مثال انتخاب، عملکرد، ریزش نمونه (attrition)، عدم دوره پاکشدگی (washout period)) میشدند.
سه مطالعه سایمتیکون (simethicon) را با دارونما (placebo) و یک مطالعه سایمتیکون را با نعناع (Mentha piperita)، چهار مطالعه عوامل گیاهی را با دارونما، دو مطالعه ساکاروز یا گلوکز را با دارونما، پنج مطالعه دیسیکلومین (dicyclomine) را با دارونما، یک مطالعه سیمتروپیوم (cimetropium) را در برابر دارونما و یک مطالعه دیگر سیمتروپیوم را در دو دوز مختلف با یکدیگر مقایسه کرد. یک مطالعه چند‐بازویی، ساکاروز و چای گیاهی را در برابر عدم درمان مقایسه کرد.
سایمتیکون در یک مطالعه کوچک با کیفیت پائین شامل ۲۷ نوزاد، در پایان درمان، سایمتیکون در مقایسه با دارونما هیچ تفاوتی را در میزان ساعت گریه نوزاد طی روز نشان نداد. متاآنالیز (meta‐analysis) دادههای دو مطالعه متقاطع در مقایسه سایمتیکون با دارونما، تفاوتی را در تعداد نوزادانی که به درمان پاسخ مثبت دادند، نشان نداد (خطر نسبی (RR): ۰,۹۵؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۷۳ تا ۱.۲۳؛ ۱۱۰ نوزاد؛ شواهد با کیفیت پائین).
یک مطالعه کوچک (۳۰ شرکتکننده) سایمتیکون را با نعناع مقایسه و هیچ تفاوتی را در مدت زمان گریه، تعداد اپیزودهای گریه یا تعداد پاسخ دهندگان مشاهده نکرد.
عوامل گیاهی ما شواهدی با کیفیت پائین یافتیم که نشان میدهد عوامل گیاهی، مدت زمان گریه را بر اساس مقیاسهای متفاوت مزایا ذکر شده در مطالعات مختلف (۹۶% = I²)، در مقایسه با دارونما کاهش میدهد (تفاوت میانگین (MD): ۱,۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۱ تا ۱.۹۶؛ سه مطالعه؛ ۲۷۹ نوزاد). شواهدی با کیفیت متوسط پیدا کردیم که نشان میدهد عوامل گیاهی، واکنش را نسبت به دارونما افزایش میدهد (RR: ۲.۰۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۶ تا ۲.۷۰؛ سه مطالعه؛ ۲۷۷ نوزاد).
ساکارز یک مطالعه با کیفیت بسیار پائین شامل ۳۵ نوزاد، گزارش داد که ساکاروز، طول مدت گریه را در مقایسه با دارونما کاهش میدهد (MD: ۱,۷۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۸ تا ۲.۰۶).
دیسیکلومین ما توانستیم فقط یکی از پنج مطالعه را درباره دیسیکلومین (۴۸ نوزاد) برای مقایسه در نظر بگیریم. در این مطالعه، نوزادانی که به آنها دیسیکلومین داده شد بیشتر از نوزادانی که به آنها دارونما داده شد، پاسخ دادند (RR: ۲,۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۷ تا ۵.۳۴).
سیمتروپیوم بروماید (cimetropium bromide) دادههای به دست آمده از یک مطالعه با کیفیت بسیار پائین برای مقایسه سیمتروپیوم بروماید با دارونما نشان داد که مدت زمان گریه در نوزادان تحت درمان با سیمتروپیوم بروماید کاهش یافت (MD: ‐۳۰,۲۰ دقیقه در هر بار گریه؛ ۹۵% CI؛ ۳۹.۵۱‐ تا ۲۰.۸۹‐؛ ۸۶ نوزاد). همان مطالعه گزارش داد که سیمتروپیوم تعداد پاسخ دهندگان را افزایش داد (RR: ۲.۲۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۴ تا ۳.۶۴).
برای همه عوامل در نظر گرفته شده، عوارض جانبی جدی گزارش نشد، به استثنای دیسیکلومین، که دو مورد از پنج مطالعه، عوارض جانبی مرتبط را (خواب طولانیتر: ۴%، حالت خواب با چشم باز ۴%، خواب آلودگی: ۱۳%) گزارش کردند.
در حال حاضر، شواهد مبنی بر اثربخشی عوامل تسکین دهنده درد برای درمان کولیک نوزادان، پراکنده است و در معرض خطر سوگیری (bias) قرار دارند. چند مطالعه موجود، حجم نمونه کوچکی را انتخاب کردند و بسیاری از آنها محدودیتهای جدی داشتند. مزایا، هنگامی که گزارش شدند، متناقض بودند.
هیچ شواهدی را برای حمایت از استفاده از سایمتیکون به عنوان یک عامل تسکین دهنده درد برای کولیک نوزادان نیافتیم.
شواهد موجود نشان میدهند که عوامل گیاهی، شکر، دیسیکلومین و سیمتروپیوم بروماید را نمیتوان برای نوزادان مبتلا به کولیک توصیه کرد.
محققان باید RCTهایی با استفاده از معیارهای استاندارد شده انجام دهند که در آنها امکان مقایسه میان عوامل تسکین دهنده درد و ادغام نتایج مطالعات متقاطع وجود داشته باشد. والدین، که اغلب مداخله را فراهم میکنند و پیامد آن را ارزیابی میکنند، همیشه باید کورسازی شوند.
سوال مطالعه مروری
آیا عوامل تسکین دهنده درد (موادی برای کاهش/پیشگیری از درد) برای نوزادانی که در طول چهار ماه اول زندگی کولیک (colic) دارند، در مقایسه با نوزادانی که به آنها هیچ عامل یا دارونمایی (placebo) (مادهای که به عنوان دارو معرفی شد ولی هیچ گونه ماده فعالی نداشت) داده نشده، مزیتی به همراه دارد؟
پیشینه
کولیک نوزادان، که یک مشکل شایع در دوران نوزادی است، در چهار ماه اول زندگی در نوزادان سالم رخ میدهد. این موضوع با اپیزودهایی از گریه زیاد تشخیص داده میشود و اغلب منجر به اضطراب در والدین و در پزشکانی که با نوزادان کار میکنند، میشود.
به نظر میرسد عوامل تسکین دهنده درد، مانند داروها (به عنوان مثال سایمتیکون (simethicone، دیسیکلومین (dicyclomine)، سیمتروپیوم (cimetropium))، داروهای گیاهی (به عنوان مثال بابونه ، رازیانه، بادرنجبویه) و شکر، نشانههای مرتبط با کولیک نوزادان، به ویژه مدت زمان گریه، را کاهش دهند.
ویژگیهای مطالعه
ما ۱۸ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (مطالعاتی که در آنها شرکتکنندگان به طور تصادفی در یکی از دو یا چند گروه درمان قرار گرفتند) شامل ۱۰۱۴ نوزاد مبتلا به کولیک نوزادان را یافتیم. شواهد تا می ۲۰۱۶ بهروز است.
سن نوزادان هشت تا ۱۶ هفته بود و تعداد مردان و زنان برابر بود. تمام نوزادانی که کولیک داشتند، به یکی از دو روش تعریف شدند. برخی مطالعات، آن را به عنوان گریه تسلیناپذیر در نوزادان سالم، طولانیتر از سه ساعت در روز به مدت بیش از سه روز در هفته به مدت بیش از سه هفته تعریف کردند. مطالعات دیگر کولیک را به عنوان حملات فریاد و گریه (معمولا در بعد از ظهر، یا در اوایل شب) که در آن نوزاد در پاسخ به آرامش ایجاد شده توسط بزرگسالان با شکست مواجه شود، تعریف کردند.
چهار مطالعه تاثیرات سایمتیکون را بررسی کردند (داروی مورد استفاده برای کاهش گاز اضافی روده)؛ چهار مطالعه عوامل گیاهی را بررسی کردند (داروهای مشتق شده از گیاهان که ممکن است خواص آرامبخشی داشته و گرفتگی و درد روده را کاهش دهند)؛ دو مطالعه شکر را مورد بررسی قرار دادند؛ و پنج مطالعه تاثیرات دیسیکلومین و دو مطالعه تاثیرات سیمتروپیوم بروماید (داروهایی که اسپاسم عضلات روده را از بین میبرند) را بررسی کردند. یک مطالعه ساکارز و چای گیاهی را در نوزادان گروه عدم درمان مقایسه کردند.
شانزده مورد از ۱۸ مطالعه، مداخله را با دارونما مقایسه کردند. در این میان، دو مطالعه دیگر، یکی سایمتیکون را با نعناع، و مطالعه دیگر دو دوز مختلف سیمتروپیوم را مقایسه کردند.
مطالعات وارد شده، از منابع مختلفی حمایت مالی دریافت کردند: یک نهاد عمومی (دو مطالعه)، صندوق دانشگاهی (یک مطالعه) و شرکتهای خصوصی (سه مطالعه). سه مطالعه هیچ بودجهای دریافت نکردند. نه مطالعه گزارش نکردند که مطالعه، بودجه دریافت کرده بود یا خیر. چهار مطالعه درباره حمایت مالی و جرئیات آن، شرکتهای خصوصی تولید کننده محصولات گزارشی ارائه نکردند (عوامل تسکین دهنده درد).
نتایج کلیدی
دادههای موجود هیچ شواهدی درباره اینکه شکر، دیسیکلومین و سیمتروپیوم، مداخلات موثری در درمان کولیک هستند ارائه نمیکند. برخی شواهد نشان میدهد که عوامل گیاهی در مقایسه با دارونما یا عدم درمان، ممکن است مدت زمان گریه را کاهش دهند. با این حال، به دلیل اینکه کیفیت این مطالعات بسیار ضعیف و میزان مزیت مشاهده شده بسیار متغیر بود، این نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. همچنین برای شکر، دیسیکلومین و سیمتروپیوم، کیفیت شواهد را پائین و بسیار پائین در نظر گرفتیم.
مطالعاتی که سایمتیکون را تست کردند، هیچ مزیتی برای تجویز این دارو نسبت به دارونما گزارش نکردند.
دو مطالعه، عوارض جانبی دیسیکلومین را گزارش کردند، برای مثال، دشواری در بیدار شدن، خوابیدن با چشم باز و خوابآلودگی. مطالعات دیگر درباره عوامل تسکین دهنده درد، عوارض جانبی مربوط به درمان گزارش نکردند.
کیفیت شواهد
شواهدی با کیفیت پائین نشان میدهند که ممکن است درمان با شکر و سیمتروپیوم برای نوزادان مبتلا به کولیک مزیت داشته باشند و عوامل گیاهی ممکن است مدت زمان گریه را کاهش دهند. شواهدی با کیفیت متوسط نشان میدهد که این عوامل، تعداد کودکانی که بهبود نشانهها را تجربه میکنند، افزایش میدهد. به طور کلی، شواهد برای گرفتن نتایج قطعی درباره مزایا و عوارض جانبی عوامل تسکین دهنده درد در درمان گریه به علت کولیک نوزادن، کافی نیست.
ما ۱۵ RCT را شامل ۱۱۲۱ نوزاد ۲ تا ۱۶ هفتهای وارد مرور کردیم. تمامی مطالعات حجم نمونه کوچکی داشته و با خطر بالایی از سوگیری (bias) در طول فاکتورهای چندگانه طراحی مطالعه (برای مثال سوگیری انتخاب، ریزش نمونه (attrition)) روبهرو بودند. مطالعات طیف گستردهای را از مداخلات رژیم غذایی در بر گرفته، و حوزهای برای اجرای متاآنالیز وجود نداشت. با استفاده از رویکرد درجهبندی توصیهها، ارزیابی، ارتقا و بررسی (GRADE)، کیفیت شواهد را در سطح بسیار پائین ارزیابی کردیم.
هیچ مطالعهای در مورد کیفیت والدین یا خانواده، مدت زمان خواب نوزاد در ۲۴ ساعت، یا رضایت والدین گزارشی ارائه نکرد.
رژیم غذایی مادر با محتوای پائین آلرژنها در مقابل رژیم غذایی حاوی آلرژنهای بالقوه شناخته شده: یک مطالعه (۹۰ نوزاد) دریافت که ۳۵/۴۷ (۷۴%) از نوزادان به رژیم غذایی مادر با محتوای پائین آلرژنها، در مقایسه با ۱۶/۴۳ (۳۷%) از نوزادان دریافتکننده رژیم غذایی حاوی آلرژنهای بالقوه شناخته شده، پاسخ دادند (کاهش ۲۵% در طول مدت گریه/بیقراری) (۳۷% اختلاف؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI)؛ ۱۸ تا ۵۶؛ P < ۰,۰۰۱).
رژیم غذایی با محتوای پائین آلرژنها یا فرمولای شیر‐سویا در مقابل رژیم غذایی استاندارد یا فرمولای شیر گاو و دیسیکلومین هیدروکلراید (dicyclomine hydrochloride): یک مطالعه (۱۲۰ نوزاد) دریافت که ۱۰/۱۵ (۶۶,۶%) از نوزادان تغذیه شده با شیر مادر در مقایسه با ۱۰/۱۶ (۶۲.۵%) از نوزادان تحت رژیم غذایی با محتوای پائین آلرژن، به دیسیکلومین هیدروکلراید و یک رژیم غذایی طبیعی پاسخ میدهند، در حالیکه ۲۴/۴۵ (۵۳.۳%) از نوزادان تغذیه شده با شیر خشک استاندارد که دیسیکلومین هیدروکلراید مصرف میکنند، در مقایسه با ۲۹/۴۴ (۶۵.۹%) از نوزادان تغذیه شده با فرمولای شیر‐سویا بهبود پیدا میکنند. پاسخ به مداخله صورت کاهش در طول مدت گریه کردن به کمتر از یک ساعت در روز پس از ۴۸ ساعت درمان، با حفظ بهبودی برای یک ماه، تعریف شد.
شیر خشک هیدرولیز‐شده در مقابل شیر خشک استاندارد: یک مطالعه (۴۳ نوزاد) گزارش کرد تعداد نوزادانی که به مداخله پاسخ دادند (گریه کردن به مدت کمتر از ۳ ساعت در روز به مدت حداقل ۳ روز در هفته) در گروه آب پنیر (whey) هیدرولیز شده معادل ۸/۲۳ و در گروه شیر خشک استاندارد معادل ۵/۲۰ بود (χ۲ با استفاده از yate's correction معادل ۰,۲۰؛ P = ۰.۶۵).
همان مطالعه (۴۳ نوزاد) کاهش بیشتری را در طول مدت گریه کردن پس از مداخله با شیر خشک هیدرولیز‐شده (۱۰۴ دقیقه در روز؛ ۹۵% CI؛ ۵۵ تا ۱۵۵) نسبت به شیر خشک استاندارد (۳ دقیقه در روز؛ ۹۵% CI؛ ۶۳‐ تا ۶۷)؛ تفاوت = ۱۰۱ دقیقه در روز؛ ۹۵% CI؛ ۲۵ تا ۱۷۹؛ P = ۰,۰۲) گزارش کرد.
نویسندگان تائید کردند که عارضه جانبی وجود نداشت.
شیر خشک هیدرولیز‐شده یا رژیم غذایی مادر عاری از لبنیات یا سویا در مقابل رژیم غذایی/شیر خشک استاندارد و آموزش یا مشاوره والدین: یک مطالعه (۲۱ نوزاد) دریافت که طول مدت گریه در گروه شیر خشک هیدرولیز‐شده یا رژیم غذایی مادر عاری از لبنیات یا سویا تا ۲,۰۳ ساعت در روز (SD: ۱.۰۳) در مقابل ۱.۰۸ ساعت در روز (SD: ۰.۷) در گروه مقابل، نه روز پس از مداخله، کاهش مییابد.
شیر خشک نسبتا هیدرولیز‐شده، با لاکتوز پائینتر، بر پایه آب پنیر (whey‐based)، حاوی الیگوساکارید در مقابل شیر خشک استاندارد با سایمتیکون (simethicone): یک مطالعه (۲۶۷ نوزاد) نشان داد که هر دو گروه با کاهش در اپیزودهای کولیک (پیامد ثانویه) پس از هفت روز مواجه شدند (شیر خشک نسبتا هیدرولیز‐شده: از ۵,۹۹ اپیزود (SD: ۱.۸۴) تا ۲.۴۷ اپیزود (SD: ۱.۹۴)؛ شیر خشک استاندارد: از ۵.۴۱ اپیزود (SD: ۱.۸۸) تا ۳.۷۲ اپیزود (SD: ۱.۹۸))؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷‐ تا ۱.۸‐؛ P < ۰.۰۰۱). این اختلاف پس از دو هفته معنیدار بود (شیر خشک نسبتا هیدرولیز‐شده: ۱.۷۶ اپیزود (SD: ۱.۶۰)؛ شیر خشک استاندارد: ۳.۳۲ اپیزود (SD: ۲.۰۶)؛ P < ۰.۰۰۱). نویسندگان مطالعه تائید کردند که عارضه جانبی وجود نداشت.
مکملیاری با آنزیم لاکتاز در مقابل دارونما: سه مطالعه (۱۳۸ نوزاد) این مقایسه را ارزیابی کردند، اما هیچیک از آنها دادههای قابل استفادهای را برای تحلیل برای هیچیک از پیامدها ارائه ندادند. بروز هیچ موردی از عوارض جانبی در هیچ یک از مطالعات مشاهده نشد.
عصاره فونیکلوم ولگار (Foeniculum vulgare)، ماتریکاریا رکوتیتا (Matricariae recutita) ، و ملیسا آفیسینالیس (Melissa officinalis) در مقابل دارونما: یک مطالعه (۹۳ نوزاد) دریافت که متوسط طول مدت گریه روزانه برای نوزادان دریافتکننده عصاره (۷۶,۹ دقیقه در روز؛ SD: ۲۳.۵)، نسبت به نوزادان دریافتکننده دارونما (۱۶۹.۹ دقیقه در روز؛ SD: ۲۳.۱)، در پایان مطالعه یک‐هفتهای، کمتر بود (۹۵% CI؛ ۱۰۲.۸۹‐ تا ۸۳.۱۱‐؛ P < ۰.۰۱). عوارض جانبی گزارش نشد.
شیر خشک با پایه پروتئین سویا در مقابل شیر خشک استاندارد با پایه پروتئین شیر گاو: یک مطالعه (۱۹ نوزاد) میانگین زمانی گریه را ۱۲,۷ ساعت در هفته (SD: ۱۶.۴) در گروه فرمولای سویا در مقابل ۱۷.۳ ساعت در هفته (SD: ۶.۹) در گروه شیر گاو استاندارد گزارش کرد، و نشان داد که ۵/۱۰ (۵۰%) از نوزادان گروه شیر خشک سویا در مقابل ۰/۹ (۰%) از نوزادان گروه شیر گاو استاندارد واکنش نشان دادند.
فرمولا با پروتئین سویا با پلیساکارید در مقابل فرمولای استاندارد پروتئین سویا: یک مطالعه متقاطع (۲۷ نوزاد) این مقایسه را ارزیابی کرد، اما هیچ داده مجزایی (disaggregated data) را برای تعداد پاسخدهندگان به درمان در هر یک از گروهها پس از درمان ارائه نکرد.
در حال حاضر، شواهد اثربخشی اصلاحات رژیم غذایی برای درمان کولیک نوزادی محدود و پراکنده بوده و خطر سوگیری قابل توجهی دارند. تعداد اندک مطالعات در دسترس دارای اندازههای نمونه کوچک بوده و اغلب آنها محدودیتهای جدی داشتند. کافی نبودن مطالعات، استفاده از متاآنالیز را غیر‐ممکن ساخت. مزایای گزارش شده درباره شیر خشکهای هیدرولیز‐شده ناسازگار بودند.
بر مبنای شواهد در دسترس، قادر به توصیه هیچ مداخلهای نیستیم. به انجام مطالعات بیشتر از مداخلات تکی با استفاده از معیارهای پیامد معنیدار به لحاظ بالینی، و با طراحی و قدرت مناسب نیاز است.
سوال مطالعه مروری
زمانی که مادران شیرده از یک رژیم غذایی با محتوای پائین آلرژن پیروی میکنند، یا زمانی که به نوزادان تغذیه شده با شیر خشک نوع خاصی از شیر خشک داده میشود، بهبودی در کولیک نوزادی حاصل میشود؟
پیشینه
کولیک نوزادی یک مشکل شایع است که به نوزادان سالم در سه ماه اول زندگی ایشان آسیب میرساند. این مشکل با اپیزودهای تسلیناپذیر گریه شناخته میشود که برای بیشتر از سه ساعت در روز و بیشتر از سه روز در هفته و به مدت حداقل سه هفته به طول میانجامد.
این وضعیت میتواند برای والدین بسیار ناراحتکننده باشد.
تغییرات رژیم غذایی، از جمله حذف شیر گاو از رژیم غذایی مادر شیرده یا تغییر رژیم غذایی نوزادان تغذیه شده با شیر خشک به شیر خشک خاص با پایه سویا، ممکن است نشانههای کولیک را کاهش دهد.
ویژگیهای مطالعه
ما ۱۵ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده، نوعی از مطالعه که در آن شرکتکنندگان بهطور تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمانی تخصیص داده میشوند، را شامل ۱۱۲۱ نوزاد مبتلا به کولیک پیدا کردیم. شواهد تا جولای ۲۰۱۸ بهروز است.
نوزادان (با تعداد مساوی پسرها و دخترها) کمتر از سه ماه سن داشتند.
نتایج کلیدی
بیشتر مطالعات دادههای مربوط را به ترکیبی از پیامدها گزارش کردند: طول مدت گریه، تعداد پاسخدهندگان به درمان در هر یک از گروهها پس از درمان (برای مثال آنهایی که با کاهش در گریه روزانه مواجه بودند)، یا فراوانی اپیزودهای گریه. ما این یافتهها را در زیر ارائه میدهیم. هیچیک از مطالعات کیفیت زندگی والدین یا خانواده، خواب نوزاد یا رضایتمندی والدین را گزارش نکردند. شش مطالعه گزارش کردند که هیچگونه اثرات جانبی به عنوان نتیجه تغییرات در رژیم غذایی وجود نداشتند.
رژیم غذایی با محتوای پائین آلرژن
یک مطالعه (۹۰ نوزاد) دریافت که تعداد بیشتری از نوزادان تغذیه شده از شیر مادر نسبت به نوزادان تغذیه شده با رژیم غذایی استاندارد حاوی آلرژنهای بالقوه شناخته شده، به رژیم غذایی مادر با محتوای پائین آلرژن پاسخ دادند.
یک مطالعه (۱۲۰ نوزاد) دیگر تفاوت اندکی را بین نوزادان تغذیه شده از شیر مادر که مادرانشان از رژیم غذایی با محتوای پائین آلرژن پیروی کردند (۱۰/۱۶؛ ۶۲,۵%) و نوزادان تغذیه شده با شیر خشک که به آنها شیر سویا داده شد (۲۹/۴۴؛ ۶۵.۹%) یافت، اما پژوهشگران دریافتند که نوزادان تغذیه شده از شیر مادر بیشتر از نوزادان تغذیه شده از شیر خشک، به دیسیکلومین هیدروکلراید (dicyclomine hydrochloride) (قرصی برای درمان اسپاسمهای شکمی) واکنش نشان میدهند.
شیر خشک هیدرولیز‐شده
یک مطالعه (۴۳ نوزاد) تفاوت روشنی را در برطرف شدن نشانههای کولیک بین نوزادان تغذیه شده با شیر گاو هیدرولیز شده (هیپو‐آلرژن) و شیر گاو استاندارد نیافت. آنها همچنین از کاهش بیشتر طول مدت گریه در پایان مطالعه در نوزادانی خبر دادند که شیر هیدرولیز شده مصرف کردند، و هیچگونه عوارض جانبی گزارش نشد.
مطالعه سوم (۲۱ نوزاد) گزارش داد نوزادانی که به والدین آنها اطلاعات و پشتیبانی ارائه شد، کاهش سریعتری در طول مدت گریه نسبت به نوزادانی داشتند که با فرمولای هیدرولیز شده یا رژیم غذایی بدون لبنیات و سویا (طی نه روز) تغذیه شدند.
مطالعه چهارم (۲۶۷ نوزاد) نشان داد که هم فرمولای نیمه‐هیدرولیز شده با الیگوساکاریدها (oligosaccharide) (کربوهیدراتها) و هم یک فرمولای استاندارد با سیمتیکون (simethicone) (دارویی برای درمان نشانههای گاز) اپیزودهای کولیک را پس از هفت روز کاهش میدهد، اما اثرات آن در گروه شیر هیدرولیز شده به علاوه الیگوساکاریدها پس از دو هفته بیشتر بود. نویسندگان مطالعه تائید کردند که عارضه جانبی وجود نداشت.
مکملیاری با آنزیم لاکتاز
سه مطالعه (۱۳۸ نوزادان) اثر افزودن لاکتاز (آنزیمی که به شکست لاکتوز (شکر) موجود در شیر کمک میکند) را به شیر نوزادان تست کردند. بروز هیچ موردی از عوارض جانبی در هیچ یک از مطالعات مشاهده نشد.
عصاره فنل (Fennel)، کامومیل (chamomile) و لیمون بالم (lemon balm)
یک مطالعه (۹۳ نوزاد) دریافت که متوسط طول مدت گریه روزانه در نوزادان تغذیه شده با شیر مادر در طول یک هفته درمان با عصاره فنل، کامومیل (بابونه) و لیمون بالم کاهش یافت. عوارض جانبی گزارش نشد.
شیر خشک با پایه پروتئین سویا
یک مطالعه (۱۹ نوزاد) دریافت که، در مقایسه با شیر خشک گرفته شده از شیر گاو، شیر خشک با پایه سویا طول مدت گریه را کاهش و تعداد پاسخدهندگان را به درمان افزایش داد. با وجود این، گایدلاین بینالمللی به دلیل نگرانیهای موجود درباره اثر شیر‐سویا بر هورمونهای نوزادان، از استفاده از آن حمایت نمیکند، بنابراین این نتایج مرتبط نیستند.
کیفیت شواهد
بسیاری از مطالعات وارد شده به مرور فقط تعداد اندکی را از شرکتکنندگان در بر گرفته و کیفیت پائینی داشتند. شواهدی را مبنی بر اثربخشی بیشتر مداخلات رژیم غذایی نیافتیم. در جایی که مطالعات برخی مزایا را گزارش کردند، به اندازه کافی بزرگ نبود تا معنیدار باشد.
نتیجهگیریها
بر مبنای شواهد در دسترس، نمیتوانیم هیچیک از اصلاحات رژیم غذایی ارزیابی شده را در این مرور توصیه کنیم.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb