هشت مطالعه به صورت بالقوه مرتبط شناخته شدند؛ سه مورد معیارهای انتخاب را برآورده کرده و به این مطالعه مروری وارد شدند. دو کارآزمایی دوسو کور و کنترل شده با دارونما (placebo) شامل بزرگسالان از کشورهای توسعهیافته بودند، در حالی که یک کارآزمایی یکسو کور و کنترل شده با دارونما شامل کودکان، در یک کشور در حال توسعه (مصر) انجام شد. مطالعه Bromfield ۲۰۰۸ تعداد ۲۷ بزرگسال آمریکایی را برای دریافت ۲,۲ گرم/روز از PUFAهای امگا‐۳ (نسبت EPA به DHA؛ ۳ به ۲) یا دارونما تصادفیسازی کرد. مطالعه Yuen ۲۰۰۵ تعداد ۵۸ نفر را در انگلستان برای دریافت حدود ۱.۷ گرم/روز از PUFAهای امگا‐۳ (۱ گرم EPA و ۰.۷ گرم DHA) یا دارونما تصادفیسازی کرد. مطالعه Reda ۲۰۱۵ تعداد ۷۰ کودک مصری را برای دریافت حدود ۳ میلیلیتر/روز از ۱۲۰۰ میلیگرم روغن ماهی (۰.۳۶ گرم EPA و ۰.۲۴ گرم DHA) یا دارونما تصادفیسازی کرد. این سه مطالعه در مجموع ۱۵۵ بیمار (۸۵ بزرگسال و ۷۰ کودک) را وارد کردند؛ ۷۸ نفر از آنها (۴۳ بزرگسال و ۳۵ کودک) برای دریافت PUFAها و ۷۷ نفر (۴۲ بزرگسال و ۳۵ کودک) برای دارونما تصادفیسازی شدند. همه شرکتکنندگان تا ۱۲ هفته مورد پیگیری قرار گرفتند. موارد بدون تشنج فقط توسط یک مطالعه، با خطر بالای سوگیری (bias)، شامل منحصرا کودکان گزارش شد. برآورد خطر برای این پیامد، در کودکانی که PUFA مصرف کردند، در مقایسه با گروه کنترل، بهطور معناداری بیشتر بود (خطر نسبی (RR): ۲۰.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۲.۸۴ تا ۱۴۰.۹۹؛ ۱ مطالعه؛ ۷۰ کودک). به نحو مشابهی، مکمل PUFA با تفاوت معنادار در نسبتی از کودکان همراه بود که به حداقل ۵۰% کاهش در فراوانی تشنج دست یافتند (RR: ۳۳.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۴.۷۷ تا ۲۲۸.۱۵؛ ۱ مطالعه با خطر سوگیری بالا؛ ۷۰ کودک). با این حال، هنگام ترکیب دادههای دو مطالعه از جمله شرکتکنندگان بزرگسال، این تاثیر مشاهده نشد (RR: ۰.۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۱.۷۵؛ ۰% = I²؛ ۲ مطالعه؛ ۷۸ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). یکی از سه پیامد اولیه (عوارض جانبی مرتبط با خونریزی) در هیچکدام از مطالعات وارد شده به این مرور، ارزیابی نشد. هیچ تفاوت معناداری میان گروههای PUFA و کنترل در ارتباط با تاثیرات درمان بر دستگاه گوارش وجود نداشت (RR: ۰.۷۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۱.۸۹؛ ۲ مطالعه؛ ۸۵ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین).
مکمل PUFA، تفاوت معناداری را در میانگین فراوانی تشنجها، کیفیت زندگی یا دیگر عوارض جانبی ایجاد نکرد.
پیشینه
حدود ۲۵% تا ۳۰% از تمام افراد مبتلا به صرع، علیرغم مصرف دو دارو یا بیشتر با دوزهای کافی، همچنان به تشنج کردن ادامه میدهند. این وضعیت، صرع مقاوم به دارو یا صرع مقاوم نامیده میشود. درمانهای متفاوت، از جمله استفاده از مکملهای ویتامین و دیگر مکملها، بررسی شدند تا مشخص شود میتوانند به بهبود کنترل صرع در این گروه کمک کنند.
روشهای جستوجو
برای یافتن مطالعاتی جستوجو کردیم که تاثیرات مصرف اسیدهای چرب با چند پیوند اشباع نشده (PUFAs) را به علاوه داروهای ضد صرع معمول، در قیاس با دارونما (placebo)، برای درمان تشنج در افراد مبتلا به صرع مقاوم آزمودند.
نتایج کلیدی
فقط سه کارآزمایی تصادفیسازی شده را، شامل ۱۵۵ نفر، شناسایی کردیم (۸۵ بزرگسال و ۷۰ کودک). دو مطالعه فقط شامل بزرگسالان و در کشورهای بیشتر توسعهیافته (آمریکا و انگلیس) انجام شدند، در شرایطی که مطالعه سوم فقط مشتمل بر کودکان بود و در مصر انجام شد. پس از ۱۲ هفته درمان در مطالعهای که فقط شامل کودکان بود، کودکان بیشتری در گروهی که PUFA دریافت کردند، نسبت به گروهی که دارونما گرفتند (قرصهایی که حاوی مواد موثره نیستند)، از تشنج رهایی یافتند. به همین ترتیب، نسبتی از کودکان که به ۵۰% کاهش در تعداد تشنجها دست یافتند، در گروهی که PUFAها را دریافت کردند، در قیاس با گروهی که دارونما مصرف کردند، بالاتر بود. دو مطالعه که شامل بزرگسالان بودند، تعداد شرکتکنندگانی را که پس از درمان از تشنج خلاصی یافتند، برآورد نکرد. آنالیزهای دو مطالعهای که فقط شامل بزرگسالان بودند، هیچ تفاوتی را در نسبتی از شرکتکنندگان که به ۵۰% کاهش در تعداد تشنجها دست یافتند (شواهد با کیفیت پائین)، میانگین فراوانی تشنجها، کیفیت زندگی یا عوارض جانبی، در قیاس با آنهایی که دارونما گرفتند، نشان ندادند.
نتیجهگیری
شواهد موجود، که فقط از سه مطالعه کوچک تشکیل شدهاند، برای حمایت از مصرف مکمل PUFA همراه با داروهای معمول ضد صرع، به منظور بهبود کنترل تشنج یا کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع مقاوم به دارو، کافی نیستند.
این شواهد تا ۵ نوامبر ۲۰۱۵ بهروز است.
همه کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده که جویدن آدامس را در برابر مراقبت معمول برای زنان در ۲۴ ساعت اول پس از CS مقایسه کرده بودند. مطالعاتی را وارد مرور کردیم که فقط به صورت چکیده منتشر شده بودند.
کارآزماییهای شبه‐تصادفیسازی شده، متقاطع یا خوشهای‐تصادفیسازی شده برای ورود به این مرور واجد شرایط نبودند.
۱۷ کارآزمایی تصادفیسازی شده (۳۱۴۹ شرکتکننده) که در نه کشور مختلف انجام شده بودند، را وارد کردیم. هفت مطالعه (۱۳۲۵ زن) فقط زنانی را در مطالعه وارد کردند که CS الکتیو داشتند و پنج مطالعه (۸۳۳ زن) فقط زنان با CS اولین بار را وارد مطالعه کردند. ده مطالعه (۱۷۳۱ زن) از پروتکلهای قدیمی تغذیه (عدم تغذیه از راه دهان تا زمان برگشت عملکرد روده) استفاده کردند. رژیم جویدن آدامس در رابطه با موارد زیر در مطالعات فرق میکرد: شروع جویدن آدامس (بلافاصله پس از CS، تا ۱۲ ساعت پس از جراحی)، مدت جویدن (از ۱۵ تا ۶۰ دقیقه) و دفعات جویدن آدامس در روز (سه بار تا بیش از شش بار در روز). همه مطالعات خطر سوگیری بالایی داشتند؛ زیرا به دلیل ماهیت مداخله، امکان کور کردن زنان در مطالعه وجود نداشت و اکثر پیامدها توسط خود شرکتکنندگان گزارش شده بود.
پیامدهای اولیه این مرور: برای زنانی که آدامس جویدند، زمان تا دفع اولین نفخ هفت ساعت کمتر از زنانی بود که فقط در گروه کنترل تحت «مراقبت معمول» بودند (MD: ‐۷,۰۹ ساعت؛ ۹۵% CI؛ ۹.۲۷‐ تا ۴.۹۱‐ ساعت؛ ۲۳۹۹ شرکتکننده؛ ۱۳ مطالعه؛ اثرات‐تصادفی؛ Tau² = ۱۴.۶۳؛ I² = ۹۵%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). این تاثیر در همه تجزیهوتحلیلهای زیر‐گروه، همسو و سازگار بود (CS اولیه و تکرار شده، مدت زمان جویدن آدامس در روز، پروتکلهای تغذیهای اولیه و قدیمی، CS الکتیو و غیر‐الکتیو و زمان شروع جویدن آدامس پس از CS ثابت بود). نرخ ایلئوس به طور میانگین در گروه جویدن آدامس در مقایسه با گروه کنترل بیش از ۶۰% کمتر بود (RR: ۰,۳۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۰.۸۰؛ ۱۱۳۹ شرکتکننده؛ چهار مطالعه؛ I² = ۳۹%؛ شواهد با کیفیت پائین). به نظر آمد که تحمل جویدن آدامس بالا باشد. در یک مطالعه سه شرکتکننده زن از جویدن آدامس ناراضی بودند (اما اطلاعات بیشتر یافت نشد) و هیچ مطالعهای، عارضه جانبی گزارش نکرد (هشت مطالعه، ۹۲۵ زن، شواهد با کیفیت پائین).
پیامدهای ثانویه این مرور: زمان تا دفع مدفوع به طور میانگین در گروه مداخله نه ساعت زودتر اتفاق افتاد (MD: ‐۹,۲۲ ساعت؛ ۹۵% CI؛ ۱۱.۴۹‐ تا ۶.۹۵‐ ساعت؛ ۲۰۱۶ شرکتکننده؛ ۱۱ مطالعه؛ اثرات‐تصادفی، Tau² = ۱۲.۵۳؛ I² = ۹۳%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). میانگین مدت بستری در بیمارستان در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل کمتر بود (MD: ‐۰,۳۶ روز؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳‐ تا ۰.۱۸‐ روز؛ ۱۴۸۹ شرکتکننده؛ هفت مطالعه؛ اثرات‐تصادفی؛ Tau² = ۰.۰۴؛ I² = ۹۲%). اولین صداهای رودهای در گروه مداخله زودتر از گروه کنترل شنیده شد (MD: ‐۴,۵۶ ساعت؛ ۹۵% CI؛ ۶.۱۸‐ تا ۲.۹۳‐ ساعت؛ ۱۷۲۹ شرکتکننده؛ نه مطالعه؛ اثرات‐تصادفی؛ Tau² = ۵.۴۱؛ I² = ۹۶%). هیچ یک از مطالعات رضایت زنان را در رابطه با جویدن آدامس بررسی نکرده است. نیاز به عوامل آنالژزی یا ضد‐تهوع بین گروههای کنترل و مداخله تفاوتی نداشت (میانگین RR: ۰,۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۲ تا ۲.۱۳؛ ۷۲۶ شرکتکننده؛ سه مطالعه؛ اثرات‐تصادفی؛ Tau² = ۰.۷۹؛ I² = ۶۹%).
برای این مرور، ۱۷ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (شامل ۳۱۴۹ زن) پیدا کردیم. به دلیل خطر سوگیری بالای مطالعات (به علت عدم کورسازی و گزارش توسط خود شرکتکنندگان)، سطح کیفیت شواهد را برای زمان سپری شده تا اولین دفع گاز و مدفوع و عوارض جانبی/عدم تحمل جویدن آدامس کاهش دادیم. به دلیل ناهمگونی بالا در متاآنالیزها (meta‐analysis) و احتمال سوگیری انتشار بر اساس بررسی بصری نمودارهای قیفی (funnel plot)، کیفیت شواهد مربوط به زمان تا دفع اولین گاز یا مدفوع را تا سطح بیشتری کاهش دادیم. کیفیت شواهد عوارض جانبی/تحمل جویدن آدامس و ایلئوس به دلیل کم بودن تعداد رخدادها کاهش یافت. کیفیت شواهد برای ایلئوس به دلیل خطر سوگیری نامشخص ارزیابان این پیامد، به میزان بیشتری کاهش یافت.
شواهد موجود نشان میدهد که جویدن آدامس بلافاصله پس از جراحی CS، مداخلهای است که به خوبی تحمل و باعث بهبود زودتر عملکرد رودهای میشود. اما، کیفیت کلی شواهد از بسیار پائین تا پائین است.
برای تعیین بهترین رژیم جویدن آدامس (زمان شروع، تعداد و دفعات جویدن آدامس در روز) به جهت افزایش بهبود عملکرد رودهای و بررسی عوارض جانبی بالقوه و رضایت زنان با این مداخله، به پژوهشهای بیشتری نیاز است. همچنین، به مطالعات جدیدی جهت بررسی ظرفیت شرکتکنندگان برای دستورالعملهای توصیه شده جویدن آدامس نیاز است. برای افزایش اطلاعات برای بهروز کردن آتی این مرور و افزایش مجموعه شواهد این مداخله، به مطالعات بیشتر و بزرگتری که کیفیت روششناسی و گزارشهایشان نیز بیشتر باشد، نیاز است.
موضوع چیست؟
امروزه زنان بسیاری با زایمان سزارین (caesarean section; CS) نوزاد خود را به دنیا میآورند. در برخی از کشورها، نسبت زنانی که با CS زایمان میکنند، از ۱۵% تا بیش از ۵۰% است. اختلال در عملکرد رودهها به مدت چند ساعت یا چند روز پس از CS شایع است. اگرچه این اختلال پس از چند روز خودبهخود برطرف میشود، اما ممکن است باعث ناراحتی مادر شود. تجمع گاز و مدفوع میتواند باعث ورم شکم مادر شود و دردهای کرامپی ایجاد کند و باعث شود که بیمار تهوع داشته و استفراغ کند، بنابراین مادر نمیتواند چیزی بخورد. برای کاهش این نشانهها ممکن است به داروهای بیشتری نیاز باشد و مدت بستری مادر در بیمارستان طولانی شود. همچنین، استفاده از داروهای مسکّن که درد حین زایمان و پس از جراحی را کم میکند، میتواند عملکرد رودهای را به تاخیر اندازد.
گرچه تغذیه سریع پس از CS میتواند روده را تحریک کند، اما باعث استفراغ میشود. برای همین است که بسیاری از متخصصان زنان و زایمان تا قبل از شنیدن صداهای رودهای و دفع گاز یا مدفوع بیمار را از خوردن غذا منع میکنند. همانطور که در جراحیهای دیگر اثبات شده، جویدن آدامس میتواند به برگشت سریعتر عملکرد روده کمک کند. ما میخواهیم ببینیم که این کار پس از CS هم عملی است یا خیر. جویدن آدامس در ۲۴ ساعت اول پس از جراحی مداخلهای ساده و ارزان است.
ما چه شواهدی به دست آوردیم؟
مطالعات تصادفیسازی و کنترل شدهای را وارد کردیم که تا جون ۲۰۱۶ منتشر شدهاند.
۱۷ مطالعه را با حضور ۳۱۴۹ زن که تحت CS قرار گرفته بودند، پیدا کردیم. در این مطالعات، گروهی از زنان آدامس جویدند و گروه دیگر فقط مراقبت معمول دریافت کردند. این مطالعات در نه کشور (اکثرا کشورهای با سطح درآمد پائین تا متوسط) انجام شده و از جنبههای بسیاری متفاوت بودند. برای نمونه، برخی از مطالعات فقط زنانی را وارد مطالعه کردند که اولین فرزندشان را به دنیا میآوردند و مطالعات دیگر شامل زنانی بود که CS قبلی داشتند؛ برخی مطالعات فقط CS الکتیو (از قبل برنامهریزی شده) و برخی CS اورژانسی هم وارد مطالعه کردند. نحوه دادن آدامس هم در این مطالعات متفاوت بود؛ در برخی مطالعات زنان بلافاصله پس از جراحی شروع به جویدن کردند و در برخی دیگر پس از ۱۲ ساعت. همچنین، امکان کورکردن شرکتکنندگان برای دریافت آدامس ممکن نبود. ترکیب نتایج (در متاآنالیز) این مطالعات نشان داد زنانی که پس از CS آدامس جویدند، برگشت عملکرد رودهایشان زودتر بود. به طور میانگین، ایشان هفت ساعت زودتر دفع گاز داشتند (۱۳ مطالعه، ۲۳۹۹ زن). این تاثیر در موارد زیر همسو و سازگار بود: اولین CS در برابر تکرار CS، مدت زمان جویدن آدامس در روز، تغذیه زود در برابر عدم خوردن تا زمان برگشت عملکرد رودهای، CS الکتیو در برابر CS غیر‐الکتیو یا اورژانسی و مدت زمان پس از جراحی تا شروع جویدن آدامس. کیفیت شواهد برای این پیامد بسیار پائین بود. حداقل نیمی از زنانی که آدامس جویدند بیشتر از زنانی که آدامس نجویدند، احتمال داشت دچار «ایلئوس» (ileus) (ترکیبی از نشانههایی مثل نفخ، دلپیچه، تهوع، استفراغ و ناتوانی در دفع مدفوع) شوند (چهار مطالعه، ۱۱۳۹ زن، شواهد با کیفیت پائین). جویدن آدامس، زمان تا اولین دفع مدفوع را حدود نه ساعت (۱۱ مطالعه، ۲۰۱۶ زن، شواهد با کیفیت بسیار پائین) و زمان تا ترخیص از بیمارستان را حدود هشت ساعت (هفت مطالعه، ۱۴۸۹ زن) کاهش داد. فقط سه زن از ۹۲۵ زن، از جویدن آدامس ناراضی بودند، هیچ عارضه جانبی گزارش نشد (هشت مطالعه، ۹۲۵ زن، شواهد با کیفیت پائین). هیچ مطالعهای، رضایت زنان را در رابطه با جویدن آدامس بررسی نکرده است.
کیفیت کلی شواهد، بیشتر به دلیل عدم کورسازی شرکتکنندگان (زنان میدانستند آدامس میجوند) و ناهمگونی بین مطالعات در سطح پائین تا بسیار پائین بود.
این یافتهها چه معنایی دارند؟
شواهد موجود نشان میدهد که جویدن آدامس در ۲۴ ساعت اول پس از CS به خوبی تحمل میشود و مداخلهای ساده، کمهزینه و آسان است که بهبود عملکرد رودهای را تسریع و ناراحتی مادر و هزینههای بیمارستان را کاهش میدهد. برای تعیین بهترین رژیم جویدن آدامس (زمان شروع، تعداد و دفعات جویدن آدامس در روز) به جهت افزایش بهبود عملکرد رودهای و بررسی عوارض جانبی بالقوه و رضایت زنان با این مداخله، به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb