• ارزیابی تاثیر مداخلات در سطح جامعه برای کاهش میزان سدیم در رژیم غذایی در حوزههای دولتی در سراسر جهان.
• ارزیابی تاثیر افتراقی برنامههای ابتکاری بر اساس شاخصهای اجتماعی و اقتصادی.
بانکهای اطلاعاتی الکترونیکی زیر را از تاریخ شروع به کار آنها تا ۵ ژانویه ۲۰۱۵ جستوجو کردیم: پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ پایگاه ثبت تخصصی گروه سلامت عمومی در کاکرین؛ MEDLINE؛ MEDLINE In Process و دیگر استنادات نمایه نشده؛ EMBASE؛ بانک اطلاعاتی Effective Public Health Practice Project؛ Web of Science؛ بانکهای اطلاعاتی پایگاههای ثبت کارآزماییهای مداخلات ارتقای سلامت (Trials Register of Promoting Health Interventions (TRoPHI) databases)؛ و منابع علمی سلامت آمریکای لاتین و کارائیب (LILACS). همچنین منابع علمی خاکستری، دیگر منابع ملی و منابع مطالعات وارد شده را جستوجو کردیم.
این مرور به صورت موازی با یک مرور جامع درباره تلاشهای ملی برای کاهش سدیم در سراسر جهان (Trieu ۲۰۱۵) انجام شد، که از طریق آن اطلاعات بیشتری را بهطور مستقیم از کشورها به دست آوردیم.
هیچ محدودیتی را از نظر زبان یا وضعیت انتشار اعمال نکردیم.
دو نویسنده مرور دادهها را استخراج کردند، و دو نویسنده مرور خطر سوگیری (bias) را برای هر برنامه ابتکاری انتخاب شده، ارزیابی کردند.
تاثیر ابتکارات را با استفاده از تخمین مصرف سدیم از طریق بررسی رژیم غذایی یا نمونه ادرار، آنالیز کردیم. تمام تخمینها به یک متریک (metric) مشترک تبدیل شدند: مصرف نمک بر حسب گرم در روز. این تاثیر را با محاسبه میانگین تغییر در مصرف نمک (گرم در روز) از پیش از مداخله تا پس از مداخله آنالیز کردیم.
در مجموع، ۸۸۱ مقاله دارای متن کامل را مرور کردیم. از بین این موارد، ۱۵ برنامه ابتکاری را در سطح ملی شناسایی کردیم، شامل بیش از ۲۶۰,۰۰۰ نفر، که معیارهای ورود را داشتند. هیچ یک از برنامههای ابتکاری در کشورهایی با سطح درآمد پائینتر از متوسط یا با سطح درآمد پائین اجرا نشدند. تمام برنامههای ابتکاری، به جز یک مورد، از طراحی مطالعه کنترل نشده پیش‐بعد از مداخله استفاده کردند.
به دلیل سطح بالای ناهمگونی مطالعه (I۲ > ۹۰%)، به جای نتایج تجمعی بر برنامههای ابتکاری مجزا متمرکز شدیم.
ده برنامه ابتکاری، دادههای کافی را برای انجام تجزیهوتحلیل کمّی (quantitative) تاثیر خود ارائه کردند (۶۴,۷۹۸ شرکتکننده). بر اساس روش درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (Grading of Recommendations Assessment, Development and Evaluation; GRADE)، با توجه به خطر سوگیری در مطالعات وارد شده، و همچنین تغییر جهت و اندازه تاثیر مداخله در سراسر مطالعات، سطح کیفیت شواهد را بسیار پائین درجهبندی کردیم. پنج مورد از این مطالعات، میانگین کاهش متوسط مصرف نمک روزانه را در هر فرد از پیش از مداخله تا پس از مداخله بین کمتر از ۱,۱۵ گرم/روز (فنلاند) و کمتر از ۰.۳۵ گرم/روز (ایرلند) نشان دادند. دو برنامه ابتکاری، میانگین افزایش مصرف نمک را از پیش از مداخله تا پس از مداخله نشان دادند: کانادا (۱.۶۶) و سوئیس (۰.۸۰ گرم/روز بیشتر به ازای هر فرد)؛ با این حال در هر دو کشور نقطه داده پیش از مداخله مربوط به چندین سال پیش از شروع مداخله بود. دیگر برنامههای ابتکاری، میانگین تغییر را که دارای اهمیت آماری باشد، نشان ندادند.
هفت مورد از ۱۰ برنامه ابتکاری، فعالیتهای مداخلهای چندگانه و ترکیبی درباره ماهیت ساختاری بودند (به عنوان مثال فرمول تولید مواد غذایی، سیاست خرید مواد غذایی در شرایط خاص). چهار مورد از این هفت برنامه ابتکاری، کاهش میانگین مصرف نمک را از پیش از مداخله تا پس از مداخله، شامل فنلاند تا ایرلند (بالا را ببینید) نشان دادند که از اهمیت آماری برخوردار بود و یک برنامه، افزایش میانگین مصرف نمک را از پیش از مداخله تا پس از مداخله (سوئیس؛ بالا را ببینید) نشان داد که دارای اهمیت آماری بود.
نه برنامه ابتکاری، امکان انجام تجزیهوتحلیل کمّی را درباره تاثیر افتراقی مداخله بر اساس جنسیت (مردان و زنان بهطور جداگانه) فراهم کردند. در مورد زنان، سه برنامه ابتکاری (چین، فنلاند، فرانسه) کاهش میانگین را که اهمیت آماری داشتند، نشان دادند، چهار برنامه ابتکاری (اتریش، هلند، سوئیس، انگلستان) تغییر قابلتوجهی را نشان نداده و دو برنامه ابتکاری (کانادا، ایالات متحده) افزایش میانگین مصرف نمک را از پیش از مداخله تا پس از مداخله نشان دادند که از اهمیت آماری برخوردار بود. برای مردان، پنج برنامه ابتکاری (اتریش، چین، فنلاند، فرانسه، انگلستان) کاهش میانگین را که اهمیت آماری داشتند، نشان دادند، سه برنامه ابتکاری (هلند، سوئیس، ایالات متحده) به تغییر معنیداری نرسیدند و یک برنامه ابتکاری (کانادا) افزایش میانگین مصرف نمک را از پیش از مداخله تا پس از مداخله نشان داد که دارای اهمیت آماری بود.
اطلاعات مربوطه برای تعیین اینکه تغییر مشخصی در میانگین مصرف نمک از پیش از مداخله تا پس از مداخله توسط دیگر محورهای مشابه موجود در چارچوب PROGRESS(بهعنوان مثال آموزش، محل اقامت) رخ داده بود یا خیر، کافی نبود.
بروز هیچگونه عوارض جانبی را از این برنامهها شناسایی نکردیم.
تعداد برنامههای ابتکاری برای انجام دیگر آنالیزهای زیر گروه، از جمله طبقهبندی بر اساس نوع مداخله، وضعیت اقتصادی کشور و مدت زمان (یا سال شروع) طرح، کافی نبود.
بسیاری از مطالعات دارای روششناسی (methodology) قوی بودند، از جمله حجم نمونه بزرگ که نماینده جمعیت ملی بودند، و اندازهگیری دقیق مصرف سدیم در رژیم غذایی. با این حال، تمام مطالعات از نظر قرار داشتن در معرض خطر بالای سوگیری (bias)، منعکس کننده ماهیت مشاهدهای پژوهش و استفاده از طراحی مطالعه کنترل نشده، امتیازبندی شدند. سطح کیفیت شواهد برای پیامد اصلی پائین بود. ما توانستیم آنالیز حساسیت (sensitivity) را فقط برای تاثیر طرحها انجام دهیم.
موضوع چیست؟ بسیاری از افراد تقریبا در تمام کشورهای جهان، بیش از حد نمک مصرف میکنند. این موضوع یک مشکل است، زیرا مصرف بیش از حد نمک میتواند باعث فشار خون بالا شود که به بروز مشکلات سلامت مانند بیماریهای قلبی و سکته مغزی میانجامد. برای کاهش مقدار نمک مصرف شده، دولتها در بسیاری از کشورها، طرحهای ملی کاهش نمک را توسعه دادهاند.
سوال مطالعه مروری
هدف ما بررسی این مساله بود که برنامههای ابتکاری ملی کاهش نمک در کاهش میزان نمک مصرف شده در سطح جمعیت موثر بودهاند یا خیر.
ویژگیهای مطالعه
مقالات پژوهشی و گزارشهای دولتی را جستوجو کرده و با افراد مشغول به کار در زمینه کاهش مصرف نمک در کشورهای متبوع خود، ارتباط مستقیمی داشتیم. شواهد تا ۵ ژانویه ۲۰۱۵، زمانی که آخرین جستوجو را در بانکهای اطلاعاتی الکترونیکی انجام دادیم، بهروز است. طرحها در ۱۵ کشور، معیارهای ورود را به مطالعه داشتند. ده مورد از این کشورها، دادههای کافی را برای انجام تجزیهوتحلیل کمّی (quantitative) که از مطالعاتی شامل ۶۴,۷۹۸ شرکتکننده جمعآوری شدند، فراهم کردند. برنامههای ابتکاری در محدوده یک فعالیت (برای مثال در ژاپن، که در آن در زمان نوشتن مقاله، یک کمپین اطلاعرسانی عمومی وجود داشت) تا استفاده از چندین فعالیت (برای مثال در انگلستان، که پنج فعالیت از جمله پکیج اطلاعات تغذیهای، محدودیت در خرید کودکان و فرمول محصولات غذایی ارائه شد) قرار داشتند. از ۱۵ کشوری که معیارهای ورود را به مطالعه داشتند، هفت کشور اطلاعاتی را در مورد منبع مالی خود ارائه کردند، که شش کشور، منبع مالی غیر صنعتی داشتند. هشت کشور دیگر، منبع مالی را برای یک یا چند نقطه(های) داده گزارش نکردند.
نتایج کلیدی و کیفیت شواهد پنج کشور از ۱۰ کشور که در تجزیهوتحلیل کمّی انتخاب شدند (چین، فنلاند، فرانسه، ایرلند و انگلستان) کاهش مصرف نمک را پس از مداخله نشان دادند. دو کشور از ۱۰ کشور (کانادا، سوئیس)، افزایش مصرف نمک را پس از مداخله نشان دادند، با این حال، در هر دو کشور فقط دادههای موجود مربوط به چندین سال پیش از شروع مداخله در دسترس بودند. از آنجا که طرحها بسیار متفاوت بودند، نتوانستیم یک یافته کلی را درباره اینکه این قبیل طرحها اثربخش هستند یا خیر، ارائه دهیم.
هنگامی که روی زیر مجموعهای از هفت کشوری متمرکز شدیم که در آنها برنامههای ابتکاری کاهش نمک به صورت اجزای چندگانه انتخاب شدند و صرفا بر آموزش مردم متمرکز نبودند، متوجه شدیم که بیش از نیمی از آنها (چهار کشور از هفت کشور)، کاهش میزان مصرف نمک را از پیش از مداخله تا پس از مداخله نشان دادند.
هنگامی که نه برنامه ابتکاری را بررسی کردیم که مردان و زنان بهطور جداگانه در آنها آنالیز شدند، متوجه شدیم که میان مردان، بیش از نیمی از آنها (پنج مورد از نه برنامه) کاهش مصرف نمک را پس از مداخله نشان دادند. میان زنان، الگوی یافتهها کمتر واضح بود، در سه مورد از نه مداخله، کاهش، در دو مداخله، افزایش و در چهار مداخله، عدم تغییر را در مصرف نمک نشان دادند.
طراحیهای مطالعه با سوگیری پائین، مانند کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده، معمولا برای ارزیابی طرحهای پیچیده مانند این طرحها مناسب نیستند؛ بنابراین، تمام مطالعاتی را که در این مرور انتخاب شدند، با کیفیت روششناسی (methodology) پائین امتیازبندی کردیم. حجم نمونههای ملی بزرگ از جمعیت و اندازهگیری دقیق مصرف سدیم در رژیم غذایی در چندین مطالعه دارای نقاط قوت بودند. با این حال، به دلیل محدودیتهای طراحی مطالعه، قابل اعتماد بودن نتایج مطالعه مشخص نیست.
بهطور کلی، نتایج نشان میدهند که برنامههای ابتکاری ملی دولت بهطور بالقوه به کاهش مصرف نمک در سراسر جمعیت، به خصوص میان مردان، دست یافتند، به خصوص زمانی که آنها بیش از یک استراتژی را به کار گرفته و فعالیتهای ساختاری را مانند فرمول محصولات غذایی انتخاب کردند (یعنی شرکتهای مواد غذایی با قرار دادن نمک کمتر در محصولات غذایی). به دلیل تنوع گسترده نتایج در سراسر مطالعات، چالشی را در تفسیر شواهد موجود یافته و انجام پژوهشهای بیشتری را برای کمک به درک این مرور پیشنهاد میکنیم.
برای این بهروزرسانی CENTRAL را، که شامل پایگاه ثبت تخصصی گروه عفونتهای حاد تنفسی در کاکرین؛ MEDLINE؛ Embase؛ CINAHL؛ و ERIC بود، همچنین WHO ICTRP و ClinicalTrials.gov را برای مطالعات در حال انجام تا ۷ دسامبر ۲۰۱۷ جستوجو کردیم. همچنین فهرست منابع مطالعات وارد شده را جستوجو کردیم.
۳ RCT جدید را برای این بهروزرسانی انتخاب کردیم (در مجموع ۶۱ RCT؛ ۱,۰۵۵,۳۳۷ شرکتکننده). کارآزماییها شامل افراد ۶۰ ساله و بالاتری بودند که در کشورهای با درآمد بالا زندگی میکردند. ناهمگونی موجود، انجام برخی از متاآنالیزها را محدود کرد. مطالعات را از نظر تصادفیسازی (۳۸%)، پنهانسازی تخصیص (۱۱%)، کورسازی (۴۴%)، و گزارشدهی انتخابی (۱۰۰%) در معرض خطر پائین سوگیری ارزیابی کردیم. نیمی (۵۱%) از کارآزماییها دادههای ازدسترفته داشتند. ما کیفیت شواهد را در سطح پائین ارزیابی کردیم. سه سطح را از شدت مداخله شناسایی کردیم: پائین (مثلا کارت پستال)، متوسط (بهعنوان مثال تماس تلفنی شخصی)، و بالا (مانند ویزیت در منزل، امکانات).
افزایش تقاضا در جامعه (۱۲ استراتژی؛ ۴۱ کارآزمایی؛ ۵۳ بازوی مطالعه؛ ۷۶۷,۴۶۰ شرکتکننده)
یک مداخله موفق که توانست متاآنالیز شود، مقایسه یادآوری به افراد یا تماس مجدد از طریق ارسال نامه به همراه بروشور یا کارت پستال در مقایسه با یادآوری بود (نسبت شانس (OR): ۱,۱۱؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۱.۰۷ تا ۱.۱۵؛ ۳ مطالعه؛ ۶۴,۲۰۰ شرکتکننده). مداخلات موفق که توسط مطالعات تکی مورد آزمایش قرار گرفتند، عبارت بودند از تیمهای یاریرسان بیماران توسط معلمان بازنشسته (OR: ۳.۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۹ تا ۶.۲۲)؛ دعوت از طریق مسوولین پذیرش کلینیک (OR: ۲.۷۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۵ تا ۴.۷۶)؛ پرستاران یا داروسازان آموزش دیده و پرستاران مسوول واکسیناسیون بیماران (OR: ۱۵۲.۹۵؛ ۹۵% CI؛ ۹.۳۹ تا ۲۴۹۰.۶۷)؛ دانشجویان پزشکی برای ارائه مشاوره به بیماران (OR: ۱.۶۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱۱ تا ۲.۳۵)؛ و پرسشنامههای فراخوان چندگانه (OR: ۱.۱۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۳ تا ۱.۲۴).
به دلیل ناهمگونی قابل توجه، امکان متاآنالیز برخی از مداخلات وجود نداشت: ۱۷ مطالعه یادآورهای ساده (۹۵% CI در ۱۱ کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر ۱۱ مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است)؛ ۱۶ مطالعه یادآورهای فردی (۹۵% CI در ۱۲ کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر ۱۲ مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است)؛ ۲ مطالعه نامههای سفارشی را با نامههای ساده و معمولی (۹۵% CI در هر دو کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر دو مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است)؛ و ۴ مطالعه تأثیر ارزیابی خطر سلامت (۹۵% CI در ۴ کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر ۴ مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است) را مورد آزمایش قرار دادند. یک مطالعه مربوط به قرعهکشی برای مواد غذایی رایگان موثر نبود.
افزایش دسترسی به واکسیناسیون (۶ استراتژی؛ ۸ کارآزمایی؛ ۱۰ بازو؛ ۹۳۵۳ شرکتکننده)
نتایج به دست آمده را از ۲ مطالعه مربوط به ویزیت در منزل (OR: ۱,۳۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۵ تا ۱.۶۱)، و ۲ مطالعه که دریافت واکسن رایگان را در مقایسه با پرداخت هزینه برای واکسن توسط بیمار بررسی کردند (OR: ۲.۳۶؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۸ تا ۲.۸۲)، متاآنالیز کردیم. قادر به انجام متاآنالیز برای ۲ مطالعه مربوط به ویزیت در منزل توسط پرستاران به همراه یک برنامه مراقبت پزشک (۹۵% CI در دو کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر دو مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است) و ۲ مطالعه مربوط به واکسن رایگان در مقایسه با عدم مداخله (۹۵% CI در دو کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر دو مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است) نبودیم. مطالعه مربوط به ویزیتهای گروهی (OR: ۲۷.۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۶۰ تا ۴۶۳.۳) موثر بود، و ۱ مطالعه مربوط به ویزیت در منزل برای مقایسه ایمنی مداخلات انجام نشد.
مداخلات مبتنی بر ارائه دهنده یا مبتنی بر سیستم (۱۱ استراتژی، ۱۵ کارآزمایی، ۱۷ بازو، ۲۷۸,۵۲۴ شرکتکننده)
یک مداخله موفق که میتوانست متاآنالیز شود، بر پرداخت پول به پزشکان متمرکز بود (OR: ۲,۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۷۷ تا ۲.۷۷). مداخلات موفق که توسط مطالعات فردی مورد آزمایش قرار گرفتند، عبارت بودند از: یادآوری به پزشکان برای واکسیناسیون تمام بیماران (OR: ۲.۴۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۵۳ تا ۳.۹۹)؛ نصب پوسترهایی در کلینیکها برای نشان دادن میزان واکسیناسیون و تشویق رقابتی بین پزشکان (OR: ۲.۰۳؛ ۹۵% CI؛ ۱.۸۶ تا ۲.۲۲)؛ و بررسی نمودار و معیار سنجش برای به دست آوردن میزانهای مربوط به بیش از ۱۰% از پزشکان (OR: ۳.۴۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۳۷ تا ۴.۹۷).
قادر به انجام متاآنالیز ۴ مطالعهای که یادآور پزشکان را مورد بررسی قرار داد (۹۵% CI در ۳ کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر ۳ مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است) و ۳ مطالعه مربوط به تسهیل کننده تشویق به انجام واکسیناسیون (۹۵% CI در ۲ کارآزمایی کاملا بالاتر از واحدی بود که نشان میدهد در هر دو مداخله میزان واکسیناسیون افزایش یافته است) نبودیم. مداخلاتی که موثر نبودند عبارت بودند از: مقایسه نامههای زمان ترخیص از بیمارستان با نامههای پزشکان عمومی؛ پوسترها به همراه کارت پستال در مقابل پوستر به تنهایی؛ یادآورهای آموزشی؛ جزئیات آکادمیک؛ و مقایسههای همتراز در مقایسه با مواد آموزشی ارسال شده؛ دسترسی آموزشی به همراه بازخورد به تیمها در مقابل ارائه بازخورد کتبی؛ و مداخله برای افزایش میزان واکسیناسیون کارکنان.
مداخلات در سطح اجتماعی
هیچ مطالعهای در مورد مداخلات در سطح اجتماعی گزارشی را ارائه نکرد.
منابع مالی مطالعه
مطالعات از سازمانهای دولتی سلامت (n = ۳۳)، بنیادها (n = ۹)، سازمانهای ارائه دهنده خدمات مراقبت سلامت در مطالعات (n = ۳)، و یک شرکت دارویی که واکسنهای رایگان ارائه میکرد (n = ۱) ، حمایت مالی خود را دریافت کردند. پانزده مطالعه منابع مالی مطالعه را گزارش نکردند.
سوال مطالعه مروری
آیا افزایش تقاضا، دسترسی به واکسیناسیون، و فعالیت ارائه دهنده منجر به افزایش میزان واکسیناسیون آنفلوانزا در افراد ۶۰ سال و بالاتر که در جامعه زندگی میکنند، میشوند؟
پیشینه
میزان واکسیناسیون در کشورها و گروههای اجتماعیاقتصادی و خطر سلامت، متفاوت است.
تاریخ جستوجو
شواهد تا ۷ دسامبر ۲۰۱۷ بهروز است.
ویژگیهای مطالعه
برای این بهروزرسانی سه کارآزمایی جدید (۱۵,۹۹۳ شرکتکننده) را وارد کردیم؛ در حال حاضر این مطالعه مروری در مجموع شامل ۶۱ کارآزمایی با ۱,۰۵۵,۳۳۷ شرکتکننده است. تمام شرکتکنندگان در سنین ۶۰ سال یا بالاتر بودند، و در سطح جامعه زندگی میکردند.
منابع مالی مطالعه
سازمانهای دولتی سلامت ۳۳ مطالعه؛ بنیادها ۹ مطالعه؛ سازمانهای ارائه دهنده خدمات مراقبت سلامت در مطالعات ۳ مطالعه؛ و یک شرکت دارویی تامین کننده واکسنهای رایگان ۱ مطالعه، را از نظر مالی تامین کردند. پانزده مطالعه منبع مالی خود را گزارش نکردند.
نتایج کلیدی
افزایش تقاضای جامعه برای واکسیناسیون (۱۲ استراتژی، ۴۱ کارآزمایی، ۷۶۷,۴۶۰ شرکتکننده)
مداخلات موثر عبارت بودند از یادآورها/فراخوانها با استفاده از نامهها و جزوهها، و پرستاران یا داروسازان آموزش دهنده و پرستاران مسوول واکسیناسیون بیماران. مطالعات فردی موثر شامل دسترسی به افراد توسط معلمان بازنشسته، پذیرش کنندگان، پرستاران، و دانشجویان پزشکی.
امکان ترکیب برخی از مداخلات برای تجزیهوتحلیل ممکن نبود زیرا بسیار متغیر بودند: ۱۷ مطالعه درباره یادآورهای ساده (۱۱ مطالعه با نتایج معنیدار)؛ ۱۶ مطالعه درباره یادآورهای شخصی (۱۲ مطالعه با نتایج معنیدار)؛ دو مطالعه درباره نامههای سفارشی در مقابل نامههای ساده (هر دو مطالعه دارای با معنیدار)؛ و چهار مطالعه درباره ارزیابی خطر سلامت به همراه توصیههای واکسیناسیون (تمام مطالعات با نتایج معنیدار).
بهبود دسترسی به واکسیناسیون (۶ استراتژی، ۸ کارآزمایی، ۹۳۵۳ شرکتکننده)
مداخلات موثر عبارت بودند از ویزیت در منزل، ویزیت گروهی افراد در کلینیک، و ارائه واکسن رایگان.
بهبود ارائه توسط ارائه دهندگان یا سیستم مراقبت سلامت (۱۱ استراتژی، ۱۵ کارآزمایی، ۲۷۸,۵۲۴ شرکتکننده)
مداخلات موثر که توانستند برای تجزیهوتحلیل ترکیب شوند شامل پرداخت وجه به پزشک، یادآورهای پزشکان، نصب پوسترهای کلینیکی برای تشویق رقابت پزشکان، و بررسی نمودارها به همراه معیار سنجش برای نرخ بالاتر از ۱۰% از پزشکان بودند. ما نتوانستیم برخی از گروههای مداخله را تجزیهوتحلیل کنیم: یادآورهای پزشک (چهار مطالعه، دو مطالعه موثر بودند) و ترغیب واکسیناسیون تسهیل کننده (سه مطالعه، دو مطالعه موثر بودند).
مطالعات تکی که موثر نبودند شامل ارائه پوسترها به همراه کارت پستالها در مقابل پوسترها بهتنهایی، یادآورهای آموزشی به پزشکان در مقایسه با مواد آموزشی پست شده، تیمهای یاریرسان آموزشی و بازخورد به تیم در مقابل بازخورد کتبی، و افزایش میزان واکسیناسیون کارکنان بودند.
هیچ مطالعهای مداخلاتی را اندازهگیری نکرد که بیماری یا پذیرش بیمارستانی را کاهش داده یا مداخلات انجام شده را در سطح اجتماعی گزارش کنند.
کیفیت شواهد
بهطور کلی، مطالعات وارد شده را در معرض خطر متوسط سوگیری (bias) ارزیابی کردیم. ارزیابی کلی درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) از کیفیت شواهد، بالا تا متوسط بود.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb