جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Cornelis JHM van Laarhoven

Deniece Riviere، Kurinchi Selvan Gurusamy، David A Kooby، Charles M Vollmer، Marc GH Besselink، Brian R Davidson، Cornelis JHM van Laarhoven،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
در حال حاضر، رزکسیون جراحی تنها درمانی است که بالقوه برای بقای طولانی‌مدت و درمان قطعی سرطان پانکراس استفاده می‌شود. در رزکسیون جراحی برای سرطان‌های تنه و دم پانکراس، پانکراتکتومی دیستال (distal pancreatectomy) انجام می‌شود. این کار به‌وسیله جراحی لاپاروسکوپی و باز انجام‌پذیر است. در جراحی‌های انجام‌شده روی دیگر اعضا، نشان داده شده که جراحی لاپاروسکوپی در مقایسه با جراحی باز، عوارض را کاهش داده و طول مدت بستری را در بیمارستان کاهش می‌دهد. با این حال، نگرانی‌هایی در مورد بی‌خطری (safety) پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی در مقایسه با جراحی باز، از نظر عوارض پس از جراحی و بهبودی سرطان، وجود دارد.
اهداف
ارزیابی مزایا و مضرات پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی در مقابل جراحی باز برای افرادی که به دلیل ابتلا به آدنوکارسینومای داکتال پانکراس در قسمت تنه یا دم پانکراس، یا هر دو، تحت پانکراتکتومی دیستال قرار می‌گیرند.
روش های جستجو
استراتژی‌های جست‌وجو را برای بررسی پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL)، MEDLINE؛ EMBASE؛ Science Citation Index Expanded و پایگاه ثبت کارآزمایی تا جون ۲۰۱۵، برای شناسایی کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده (randomised controlled trials; RCTs) و تصادفی‌سازی نشده، به کار بردیم. همچنین فهرست منابع کارآزمایی‌های واردشده را برای شناسایی مطالعات بیشتر جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
RCTها و مطالعات تصادفی‌سازی نشده‌ای را وارد مرور کردیم که به مقایسه پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی در مقابل جراحی باز، در بیماران مبتلا به سرطان پانکراس قابل رزکسیون، صرف نظر از زبان مطالعه، وضعیت کورسازی (blinding) یا انتشار آن، پرداختند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم کارآزمایی‌ها را شناسایی و مستقلا داده‌ها را استخراج کردند. نسبت شانس (OR)، تفاوت میانگین (MD)، یا نسبت خطر (HR) را همراه با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) آنها، با استفاده از مدل‌های اثر ثابت (fixed‐effect) و اثرات تصادفی (random‐effects model) با RevMan ۵، براساس آنالیز قصد درمان (intention‐to‐treat)، هر جایی که امکان‌پذیر بود، محاسبه کردیم.
نتایج اصلی

هیچ RCTای را در این زمینه نیافتیم. در این مرور ۱۲ مطالعه تصادفی‌سازی نشده‌ای را وارد کردیم که پانکراتکتومی دیستال را به روش لاپاروسکوپی با جراحی باز مقایسه کردند (۱۵۷۶ شرکت‌کننده: ۳۹۴ مورد پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی و ۱۱۸۲ مورد پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز)؛ ۱۱ مطالعه (۱۵۰۶ شرکت‌کننده: ۳۵۳ مورد پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی و ۱۱۵۳ مورد پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز) نیز اطلاعاتی را در مورد یک پیامد یا بیشتر فراهم کردند. همه این مطالعات، مطالعات شبه‐کوهورت گذشته‌نگر یا مطالعات مورد‐شاهدی بودند. اغلب آنها در معرض خطر بالا یا نامشخص سوگیری (bias) قرار داشتند، و کیفیت کلی شواهد برای همه پیامدهای گزارش‌شده، پائین بود.

تفاوت‌ها در مورتالیتی کوتاه‌مدت (گروه لاپاروسکوپی: ۱/۳۲۹ (نسبت تعدیل‌شده براساس برآورد متاآنالیز: ۰,۵%) در مقابل گروه جراحی باز: ۱۱/۱۱۲۲ (۱%)؛ OR: ۰.۴۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۱ تا ۲.۱۷؛ ۱۴۵۱ شرکت‌کننده؛ نه مطالعه؛ I ۲ = ۰%)، مورتالیتی طولانی‌مدت (HR: ۰,۹۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۲ تا ۱.۱۲؛ ۲۷۷ شرکت‌کننده؛ سه مطالعه؛ I ۲ = ۰%)، نسبتی از افراد دچار عوارض جانبی جدی (گروه لاپاروسکوپی: ۷/۸۹ (نسبت تعدیل‌شده: ۸,۸%) در مقابل جراحی باز: ۶/۱۱۷ (۵.۱%)؛ OR: ۱.۷۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۳ تا ۶.۰۶؛ ۲۰۶ شرکت‌کننده؛ سه مطالعه؛ I ۲ = ۰%)، نسبتی از افراد مبتلا به فیستول پانکراس قابل توجه از نظر بالینی (گروه لاپاروسکوپی: ۹/۱۰۹ (نسبت تعدیل‌شده: ۷,۷%) در مقابل جراحی باز: ۹/۱۳۷ (۶.۶%)؛ OR: ۱.۱۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۳.۰۲، ۲۴۶ شرکت‌کننده؛ چهار مطالعه؛ I ۲ = ۶۱%) دقیق نبودند. تفاوت‌ها در عود بیماری در حداکثر دوره پیگیری (گروه لاپاروسکوپی: ۳۷/۸۱ (نسبت تعدیل‌شده براساس برآورد متاآنالیز: ۳۶,۳%) در مقابل جراحی باز: ۵۹/۱۰۳ (۴۹.۵%)؛ OR: ۰.۵۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۱.۰۵؛ ۱۸۴ شرکت‌کننده؛ دو مطالعه؛ I ۲ = ۱۳%)، عوارض جانبی با هر درجه‌ای از شدت (گروه لاپاروسکوپی: ۳۳/۱۰۹ (نسبت تعدیل‌شده: ۳۱,۷%) در مقابل جراحی باز: ۴۵/۱۳۷ (۳۲.۸%)؛ OR: ۰.۹۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۴ تا ۱.۶۶؛ ۲۴۶ شرکت‌کننده؛ چهار مطالعه؛ I ۲ = ۱۸%) و نسبتی از شرکت‌کنندگان با حاشیه‌های رزکت‌شده مثبت (گروه لاپاروسکوپی: ۴۹/۳۳۳ (نسبت تعدیل‌شده براساس برآورد متاآنالیز: ۱۴,۳%) در مقابل جراحی باز: ۲۰۸/۱۱۳۳ (۱۸.۴%)؛ OR: ۰.۷۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۹ تا ۱.۱۰؛ ۱۴۶۶ شرکت‌کننده؛ ۱۰ مطالعه؛ I ۲ = ۶%) نیز مبهم گزارش شدند. میانگین طول مدت بستری در بیمارستان در گروه لاپاروسکوپی در مقایسه با جراحی باز، تا ۲,۴۳ روز کمتر بود (MD؛ ۲.۴۳‐ روز؛ ۹۵% CI؛ ۳.۱۳‐ تا ۱.۷۳‐؛ ۱۰۶۸ شرکت‌کننده؛ پنج مطالعه؛ I ۲ = ۰%). هیچ‌یک از مطالعات واردشده کیفیت زندگی را در هر نقطه‌ای از زمان، عود بیماری را طی شش ماه، زمان لازم تا بازگشت به فعالیت طبیعی و زمان بازگشت را به سر کار یا نیاز به ترانسفیوژن خون را گزارش نکردند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
در حال حاضر، هیچ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌شده‌ای وجود ندارد که پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی را با پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز در بیماران مبتلا به سرطان‌های پانکراس مقایسه کرده باشد. در مطالعات مشاهده‌ای، پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی در مقایسه با پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز با طول مدت کوتاه‌تر بستری در بیمارستان همراه بود. در حال حاضر، اطلاعاتی در دست نیست که ارتباط علیتی را در تفاوت‌ها میان دو روش فوق تعیین کند. تفاوت‌های مشاهده‌شده ممکن است نتیجه عوامل مخدوش‌کننده‌ای باشند، مانند انجام جراحی لاپاروسکوپی روی سرطان‌های کمتر گسترش‌یافته و انجام جراحی باز روی سرطان‌هایی با گسترش بیشتر. علاوه بر این، تفاوت‌ها در طول مدت بستری در بیمارستان فقط در صورتی مرتبط هستند که روش‌های جراحی باز و لاپاروسکوپی از نظر انکولوژیکی مشابه هم باشند. این اطلاعات در حال حاضر موجود نیستند. بنابراین، انجام کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده برای مقایسه پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی و پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز، با حداقل دو تا سه سال دوره پیگیری، مورد نیاز هستند. این مطالعات باید شامل پیامدهای بیمار‐محور باشند، مانند مورتالیتی کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت (حداقل دو تا سه سال)؛ کیفیت زندگی مرتبط با سلامت؛ عوارض و عواقب آنها؛ حاشیه رزکسیون؛ معیارهای بهبودی زودتر پس از جراحی، مانند طول مدت بستری در بیمارستان، زمان بازگشت به فعالیت طبیعی و زمان بازگشت به کار (در افرادی که شاغل هستند)؛ و عود سرطان.
خلاصه به زبان ساده

جراحی شکمی با دسترسی سوراخ کلید (لاپاروسکوپی) در مقابل روش استاندارد (باز) در افراد مبتلا به سرطان پانکراس

سوال مطالعه مروری

چگونه روش جراحی شکمی سوراخ کلید (لاپاروسکوپی) با جراحی شکمی دسترسی استاندارد (باز) برای افراد مبتلا به سرطان پانکراس مقایسه می‌شود؟

پیشینه

پانکراس، ارگانی است درون شکم که مایع پانکراتیک را ترشح و به هضم غذا کمک می‌کند و حاوی سلول‌هایی است که هورمون‌های مهمی را مانند انسولین تولید می‌کنند. پانکراس می‌تواند به قسمت سر (قسمت راست پانکراس) و تنه و دم (قسمت چپ یا دیستال پانکراس) تقسیم شود. سرطان‌های دیستال پانکراس، سرطان تنه و/یا دم پانکراس هستند. خارج کردن سرطان دیستال پانکراس با جراحی (پانکراتکتومی دیستال) درمان ترجیحی برای افراد مبتلا به سرطان‌های دیستال پانکراس است که محدود به پانکراس بوده و احتمالا می‌توانند جراحی بزرگ را تحمل کنند، چرا که درمان دیگری نمی‌تواند بالقوه سرطان پانکراس را درمان قطعی کند. سرطان می‌تواند از راه جراحی شکم برداشته شود، چه به روش پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی یا پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز. پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی روش نسبتا جدیدی است که با پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز، قابل مقایسه است. در جراحی‌هایی روی قسمت‌های دیگر تنه، جراحی لاپاروسکوپی نشان داده که در مقایسه با جراحی باز، عوارض و طول مدت بستری را در بیمارستان کاهش می‌دهد. با این حال، نگرانی‌ها در مورد بی‌خطری (safety) پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی از نظر عوارض پس از جراحی به قوت خود باقی است. علاوه بر این، مشخص نیست پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی می‌تواند به اندازه پانکراتکتومی دیستال به روش باز، در برداشتن توده سرطانی موفق باشد یا خیر. از سوی دیگر، مشخص نیست پانکراتکتومی دیستال به روش لاپاروسکوپی، از نظر ریکاوری زودتر پس از جراحی، از پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز بهتر است یا خیر. تا جون ۲۰۱۵، در متون علمی موجود به دنبال مطالعاتی بودیم که به این سوال‌ها پاسخ دهند.

ویژگی‌های مطالعه

هیچ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌شده‌ای به بررسی این موضوع نپرداخته بود. کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده بهترین مطالعات هستند برای یافتن این که یک درمان بهتر است از دیگری یا بدتر، زیرا آنها مطمئن هستند که انواع مشابه افرادی که درمان‌های مورد بررسی را دریافت می‌کنند، بررسی می‌شوند. در نبود کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده، اطلاعات خود را از مطالعات تصادفی‌سازی نشده به دست آوردیم. تعداد ۱۲ مطالعه تصادفی‌سازی نشده را یافتیم که پانکراتکتومی دیستال را با روش جراحی باز با روش لاپاروسکوپی، در جمعیتی معادل ۱۵۷۶ بیمار، مقایسه کردند. یکی از این مطالعات، نتایج قابل استفاده‌ای را ارائه نداد. بنابراین، ۱۱ مطالعه را وارد کردیم که در مجموع ۱۵۰۶ بیمار تحت پانکراتکتومی دیستال قرار گرفتند. از این میان، ۳۵۳ بیمار تحت لاپاروسکوپی پانکراتکتومی دیستال و ۱۱۵۳ بیمار نیز تحت پانکراتکتومی دیستال با جراحی باز قرار گرفتند. در همه مطالعات، اطلاعات مورد نیاز از سوابق بیمارستانی (مطالعات گذشته‌نگر) به دست آمدند. به‌طور کلی، اطلاعات قبلی از اطلاعاتی که به تازگی (آینده‌نگر) جمع‌آوری شوند و یافته‌های کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده، کمتر قابل اعتماد هستند.

نتایج کلیدی

تفاوت‌ها در مرگ‌ومیرهای کوتاه‌مدت، مرگ‌ومیرهای طولانی‌مدت، درصد افراد مبتلا به عوارض شدید، درصد افراد مبتلا به فیستول پانکراس (ارتباط غیرطبیعی میان پانکراس و دیگر ارگان‌ها یا پوست)، عود سرطان در انتهای دوره پیگیری بیماران، درصد افراد دچار هر نوعی از عوارض و درصد افرادی که سرطان در آنها به‌طور کامل برداشته نشد، میان دو گروه دقیق نبودند. میانگین طول مدت بستری در بیمارستان در گروه لاپاروسکوپی از گروه جراحی باز تا حدود دو روز کمتر بود. با این حال، تا زمانی که نتوانیم اطمینان حاصل کنیم میزان درمان قطعی سرطان میان دو گروه جراحی مشابه هم هست، این موضوع قابل اعتماد نیست. هیچ‌یک از مطالعات کیفیت زندگی را در هیچ نقطه‌ای از زمان، عود کوتاه‌مدت سرطان، زمان بازگشت به فعالیت طبیعی، زمان بازگشت به کار یا نیاز به ترانسفیوژن خون را گزارش نکردند.

کیفیت شواهد

کیفیت شواهد بسیار پائین ارزیابی شد، اساسا به دلیل آنکه مشخص نبود گروه‌های مشابه شرکت‎کنندگان تحت پانکراتکتومی دیستال لاپاروسکوپی یا باز قرار گرفتند. در بسیاری از مطالعات، افرادی که سرطان کمتر پیشرفته داشتند، با جراحی لاپاروسکوپی درمان شدند و افرادی که سرطان پیشرفته‌تر داشتند، با جراحی باز. این مساله باعث می‌شود یافته‌ها قابل اعتماد نباشند. اگر می‌خواهیم شواهدی با کیفیت خوب در این زمینه به دست آوریم، باید کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده‌ای با طراحی خوب انجام شوند.


Sarah Z Wennmacker، Mark P Lamberts، Marcello Di Martino، Joost PH Drenth، Kurinchi Selvan Gurusamy، Cornelis JHM van Laarhoven،
دوره ۲۰۱۸، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

پیشینه
تقریبا ۰,۶% تا ۴% کوله‌سیستکتومی‌ها (cholecystectomy) به علت پولیپ‌های کیسه صفرا انجام می‌شود. تصمیم‌گیری برای انجام کوله‌سیستکتومی بر اساس وجود پولیپ‌های کیسه صفرا در اولتراسوند ترانس‌ابدومینال (transabdominal ultrasound; TAUS) یا اولتراسوند آندوسکوپیک (endoscopic ultrasound; EUS) یا هر دو صورت می‌گیرد. در صورت رشد بیش از ۱ سانتی‌متر پولیپ‌ها، جراحی انجام می‌گیرد. اما، پولیپ‌های غیر‐نئوپلاستیک (non‐neoplastic polyps) (شبه‐پولیپ‌ها) حتی اگر بزرگ‌تر از ۱ سانتی‌متر باشند، نیازی به جراحی ندارند. پولیپ‌های واقعی نئوپلاستیک، یا خوش‌خیم (آدنوم) یا (پیش)بدخیم (پولیپ‌های دیسپلاستیک/کارسینوم (dysplastic polyps/carcinomas)) هستند. پولیپ‌های واقعی نیاز به جراحی دارند، به ویژه آنهایی که پیش‌بدخیم یا بدخیم باشند. هیچ مرور و متاآنالیز سیستماتیکی در مورد دقت TAUS و EUS در تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا، پولیپ‌های واقعی کیسه صفرا و پولیپ‌های (پیش)بدخیم وجود ندارد.
اهداف
خلاصه کردن و مقایسه دقت اولتراسوند ترانس‌ابدومینال (TAUS) و اولتراسوند آندوسکوپیک (EUS) برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا، تمایز بین پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌های کیسه صفرا و تمایز بین پولیپ‌ها/کارسینوم‌های دیسپلاستیک و پولیپ‌های آدنوم/شبه‐پولیپ‌های کیسه صفرا در بزرگسالان.
روش های جستجو
ما کتابخانه کاکرین؛ MEDLINE؛ Embase؛ Science Citation Index Expanded و پایگاه ثبت کارآزمایی را جست‌وجو کردیم (تاریخ آخرین جست‌وجو ۰۹ جولای ۲۰۱۸). هیچ محدودیتی از نظر زبان، وضعیت انتشار یا ماهیت آینده‌نگر یا گذشته‌نگر مطالعات اعمال نکردیم.
معیارهای انتخاب
مطالعات، داده‌های دقت تشخیصی (مثبت واقعی، مثبت کاذب، منفی کاذب و منفی واقعی) به دست آمده از تست شاخص (TAUS یا EUS یا هر دو) برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا، تمایز بین پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌ها، یا تمایز بین پولیپ‌های دیسپلاستیک/کارسینوم و پولیپ‌های آدنوم/شبه پولیپ‌ها را گزارش کردند. به جز مطالعات مربوط به تشخیص پولیپ کیسه صفرا، فقط هیستوپاتولوژی (histopathology) پس از کوله‌سیستکتومی را ‌به عنوان استاندارد مرجع پذیرفتیم. برای مطالعات اخیر، ما هم‌چنین تصویربرداری مکرر را تا شش ماه توسط TAUS یا EUS به عنوان استاندارد مرجع پذیرفتیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده به‌طور مستقل از هم چکیده مقالات را غربالگری کرده، مطالعات را برای ورود انتخاب، و داده‌های به دست آمده را از هر مطالعه گردآوری کردند. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار QUADAS‐۲ ارزیابی شد. برای به دست آوردن خلاصه تخمین‌های حساسیت و ویژگی، مقایسه عملکرد تشخیصی تست‌های شاخص و ارزیابی ناهمگونی از مدل اثرات تصادفی دو‐متغیره استفاده شد.
نتایج اصلی

در مجموع ۱۶ مطالعه وارد شدند. تمام مطالعات TAUS و EUS را به عنوان تست‌های جداگانه و نه به عنوان ترکیبی از تست‌ها گزارش کردند. تمام مطالعات در معرض خطر بالا یا نامشخص سوگیری (bias) قرار داشتند، ده مطالعه درباره انتخاب شرکت‌کنندگان (به دلیل حذف نامناسب شرکت‌کننده) یا استانداردهای مرجع (به دلیل عدم پیگیری پولیپ‌های بدون جراحی) نگرانی‌هایی درباره قابلیت کاربرد داشتند و سه مطالعه درباره انتخاب شرکت‌کنندگان (به دلیل شیوع بالای پولیپ‌های کیسه صفرا) یا تست‌های شاخص (به دلیل فقدان جزئیات مربوط به تجهیزات اولتراسوند و عملکرد آنها) نگرانی‌های نامشخصی درباره قابلیت کاربرد داشتند. یک متاآنالیز (meta‐analysis) به‌طور مستقیم به دنبال مقایسه نتایج TAUS و EUS در همان جمعیت بود که انجام نشد، زیرا فقط مطالعات محدودی هر دو تست را در همان شرکت‌کنندگان اجرا کردند. بنابراین، نتایج زیر فقط از مقایسه‌های غیر‐مستقیم تست‌ها به دست آمد. ناهمگونی قابل توجهی در تمام مقایسه‌ها (شرایط هدف) درباره TAUS و در میان مطالعات درباره EUS برای تمایز پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌ها وجود دارد.

تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا: شش مطالعه (۱۶,۲۶۰ شرکت‌کننده) از TAUS استفاده کردند. ما هیچ مطالعه‌ای را در مورد EUS نیافتیم. خلاصه حساسیت و ویژگی با TAUS برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا به ترتیب، ۰,۸۴ (۹۵% CI؛ ۰.۵۹ تا ۰.۹۵) و ۰.۹۶ (۹۵% CI؛ ۰.۹۲ تا ۰.۹۸) بود. در یک مطالعه کوهورت با تعداد ۱۰۰۰ نفر، شیوع ۶.۴% پولیپ‌های کیسه صفرا در بین شرکت‌کنندگان باعث شد که ۳۷ مورد بیش از حد تشخیص داده شوند و هفت مورد از پولیپ‌های کیسه صفرا از دست بروند.

تمایز بین پولیپ واقعی و شبه‐پولیپ کیسه صفرا: شش مطالعه (۱۰۷۸ شرکت‌کننده) از TAUS استفاده کردند؛ خلاصه حساسیت ۰,۶۸ (۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۰.۸۵) و خلاصه ویژگی ۰.۷۹ (۹۵% CI؛ ۰.۵۷ تا ۰.۹۱) بود سه مطالعه (۲۰۹ شرکت‌کننده) از EUS استفاده کردند؛ خلاصه حساسیت ۰.۸۵ (۹۵% CI؛ ۰.۴۶ تا ۰.۹۷) و خلاصه ویژگی ۰.۹۰ (۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۰.۹۶) بود. در یک مطالعه کوهورت با ۱۰۰۰ شرکت‌کننده مبتلا به پولیپ کیسه صفرا، با ۱۰% پولیپ واقعی تشخیص داده شده با استفاده از TAUS، موجب شد ۱۸۹ مورد بیش از حد تشخیص داده شده و ۳۲ مورد پولیپ واقعی از دست برود، و با استفاده از EUS تعداد ۹۰ مورد بیش از حد تشخیص داده شد و ۱۵ پولیپ واقعی از دست رفت. شواهدی در مورد تفاوت بین دقت تشخیصی TAUS و EUS وجود نداشت (حساسیت نسبی: ۱.۰۶؛ ۰.۷۰ = P؛ ویژگی نسبی: ۱.۱۵؛ ۰.۱۲ = P).

تمایز بین پولیپ‌های دیسپلاستیک/کارسینوم و پولیپ‌های آدنوم/شبه‐پولیپ‌های کیسه صفرا: چهار مطالعه (۱,۰۰۹ شرکت‌کننده) از TAUS استفاده کردند؛ خلاصه حساسیت: ۰,۷۹ (۹۵% CI؛ ۰.۶۲ تا ۰.۹۰) و خلاصه ویژگی ۰.۸۹ (۹۵% CI؛ ۰.۶۸ تا ۰.۹۷) بود. سه مطالعه (۳۵۱ شرکت‌کننده) از EUS استفاده کردند؛ خلاصه حساسیت ۰.۸۶ (۹۵% CI؛ ۰.۷۶ تا ۰.۹۲) و خلاصه ویژگی ۰.۹۲ (۹۵% CI؛ ۰.۸۵ تا ۰.۹۵) بود. در یک مطالعه کوهورت با ۱۰۰۰ شرکت‌کننده مبتلا به پولیپ‌های کیسه صفرا، با تشخیص ۵% پولیپ دیسپلاستیک/کارسینوم با استفاده از TAUS، موجب شد ۱۰۵ مورد بیش از حد تشخیص داده شده و ۱۱ مورد پولیپ دیسپلاستیک/کارسینوم از دست برود و با استفاده از EUS تعداد ۷۶ مورد بیش از حد تشخیص داده شد و هفت مورد پولیپ دیسپلاستیک/کارسینوم از دست رفت. شواهدی مبنی بر تفاوت بین دقت تشخیصی TAUS و EUS وجود نداشت (تست گزارش احتمالی P: ۰.۷۴).

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
اگر چه به نظر می‌رسد که TAUS در تمایز بین پولیپ‌های کیسه صفرا و عدم پولیپ بسیار خوب است، در تعیین این‌که این پولیپ، یک پولیپ واقعی یا شبه‐پولیپ و پولیپ دیسپلاستیک/کارسینوم یا پولیپ آدنوم/شبه‐پولیپ است، دقت کم‌تری دارد. در عمل، این امر منجر به جراحی‌های غیر‐ضروری برای شبه‐پولیپ‌ها و موارد از دست رفته پولیپ‌های واقعی، پولیپ‌های دیسپلاستیک، و کارسینوم خواهد شد. شواهد کافی وجود ندارد که نشان دهد EUS در مقایسه با TAUS در تمایز بین پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌ها و بین پولیپ‌های دیسپلاستیک/کارسینوم و پولیپ‌های آدنوم/شبه‐پولیپ‌ها بهتر است. این نتیجه‌گیری‌ها بر اساس مطالعات ناهمگون با معیارهای نامشخص برای تشخیص شرایط هدف و مطالعات در معرض خطر بالا یا نامشخص سوگیری است. بنابراین، نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. مطالعات بیشتر با کیفیت روش‌شناسی بالا، با معیارهای مشخص برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا، پولیپ‌های واقعی، و پولیپ‌های دیسپلاستیک/کارسینوم برای تعیین دقیق دقت تشخیص EUS و TAUS مورد نیاز هستند.
خلاصه به زبان ساده

اولتراسوند ترانس‌ابدومینال و اولتراسوند آندوسکوپیک برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا و تمایز بین انواع پولیپ

پیشینه
کیسه صفرا یک عضو نزدیک به کبد است. این کیسه، صفرای تولید شده توسط کبد را پیش از اینکه هنگام هضم در روده کوچک آزاد شود، ذخیره می‌کند. رشد غیر‐طبیعی جداره در داخل کیسه صفرا، به نام «پولیپ‌های کیسه صفرا»، می‌تواند پیشرفت کند. اکثر پولیپ‌ها (۹۰%) بی‌ضرر هستند؛ این پولیپ‌ها، شبه‐پولیپ (pseudo polyps) نامیده می‌شوند. سایر پولیپ‌ها واقعی هستند و ممکن است سرطانی باشند، دارای قسمت‌های سرطانی بوده (پولیپ‌های دیسپلاستیک پیش‌سرطانی)، یا خوش‌خیم باشند اما می‌توانند به‌طور بالقوه به سرطان تبدیل شوند. پولیپ‌های دیسپلاستیک و پولیپ‌های سرطانی باید درمان شوند. اکثر افراد پولیپ‌های خوش‌خیم را نیز به دلیل توانایی تبدیل شدن به سرطان درمان می‌کنند. درمان از طریق برداشتن کیسه صفرا با پولیپ داخل آن انجام می‌شود (کوله‌سیستکتومی (cholecystectomy)). برای تعیین این‌که کدام بیماران باید تحت جراحی قرار گیرند، مهم است که (۱) مطمئن باشیم پولیپ کیسه صفرا وجود دارد، (۲) بدانیم که پولیپ واقعی است یا شبه‐پولیپ و (۳) پولیپ (پیش)سرطانی است. اولتراسوند ترانس‌ابدومینال (transabdominal ultrasound; TAUS) که از امواج اولتراسوند برای تمایز بین بافت‌ها استفاده می‌کند و اولتراسوند آندوسکوپیک (endoscopic ultrasound; EUS)، اولتراسوند متصل به یک آندوسکوپ که از طریق دهان و معده وارد روده کوچک می‌شود، دو تست تشخیصی هستند که در حال حاضر برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا و شناسایی نوع پولیپ‌های کیسه صفرا استفاده می‌شوند.

ما یک جست‌وجوی کامل را برای یافتن مطالعاتی انجام دادیم که دقت (توانایی) TAUS و EUS را برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا و تمایز بین پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌ها و بین پولیپ‌های (پیش)سرطانی و خوش‌خیم گزارش کرده باشند.

ویژگی‌های مطالعه
در مجموع ۱۶ مطالعه وارد شدند. تمام مطالعات، TAUS و EUS را به عنوان تست‌های جداگانه گزارش کرده و از ترکیب TAUS و EUS استفاده نکردند. شش مطالعه (۱۶,۲۶۰ شرکت‌کننده) از TAUS برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا استفاده کردند. هیچ مطالعه‌ای در مورد تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا توسط EUS یافت نشد. شش مطالعه (۱,۰۷۸ شرکت‌کننده) از TAUS استفاده کردند و سه مطالعه (۲۰۹ شرکت‌کننده) از EUS برای تمایز بین پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌ها استفاده کردند. چهار مطالعه (۱,۰۰۹ شرکت‌کننده) از TAUS و سه مطالعه (۳۵۱ شرکت‌کننده) از EUS برای تمایز بین پولیپ‌های (پیش)سرطانی و خوش‌خیم استفاده کردند.

نتایج کلیدی
در یک جمعیت کلی ۱۰۰۰ نفری (که ۶,۴% آنها پولیپ کیسه صفرا دارند)، TAUS بیش از ۳۷ بیمار فاقد پولیپ را به عنوان پولیپ تشخیص می‌دهد و در ۷ فرد مبتلا به پولیپ، پولیپ را شناسایی نکرد. در جمعیت ۱۰۰۰ نفری مبتلا به پولیپ کیسه صفرا، که ۱۰% آنها پولیپ واقعی دارند، ۱۸۹ فرد مبتلا به شبه‐پولیپ دارای پولیپ واقعی توسط TAUS و ۹۰ فرد توسط EUS نشان داده می‌شوند. این افراد ممکن است درمان شوند، که البته درمان برای این افراد ضروری نیست. با استفاده از TAUS در ۳۲ نفر، و با استفاده از EUS در ۱۵ نفر، پولیپ واقعی به عنوان شبه‐پولیپ طبقه‌بندی خواهد شد. این افراد درمان نخواهند شد، در حالی که ممکن است نیاز به درمان داشته باشند. در یک جمعیت ۱۰۰۰ نفری مبتلا به پولیپ کیسه صفرا، که ۵% آنها پولیپ (پیش)سرطانی دارند، ۱۰۵ فرد مبتلا به پولیپ خوش‌خیم با استفاده از TAUS و ۷۵ فرد با استفاده از EUS، به عنوان پولیپ (پیش)سرطانی تشخیص داده شدند. این افراد ممکن است به دلیل (پیش‌درآمد؛ precursor) سرطان، بیش از حد درمان شوند که نیازی به آن وجود ندارد. در ۱۱ فرد، با استفاده از TAUS و در ۷ فرد با استفاده از EUS، پولیپ (پیش)سرطانی به عنوان پولیپ خوش‌خیم طبقه‌بندی نخواهد شد. این شرکت‌کنندگان ممکن است درمان مناسب برای (پیش‌درآمد) سرطان دریافت نکنند. TAUS تعداد ۹۵۶ فرد را از ۱۰۰۰ فرد از نظر وجود یا عدم وجود پولیپ‌های کیسه صفرا به درستی تشخیص خواهد داد. برای تمایز میان انواع پولیپ، افراد کم‌تری با استفاده از TAUS به درستی تشخیص داده خواهند شد، این امر منجر به درمان غیر‐ضروری برای شبه‐پولیپ‌ها و غفلت از پولیپ‌های (پیش)‌سرطانی می‌شود. در تمایز بین پولیپ‌های واقعی و شبه‐پولیپ‌ها و بین پولیپ‌های (پیش)‌سرطانی و خوش‌خیم، شواهد کافی وجود ندارد که نشان دهد EUS بهتر از TAUS است.

کیفیت شواهد
تمام مطالعات در معرض خطر بالا یا نامشخص سوگیری (bias) قرار داشتند و ۱۳ مطالعه، نگرانی‌های بالا یا نامشخصی درباره قابلیت کاربرد داشتند. این موضوع ممکن است اعتبار مطالعات را تضعیف کند.

پژوهش‌های آینده
انجام مطالعات بیش‌تر با کیفیت روش‌شناسی بالا و معیارهای گزارش‌دهی شفاف برای تشخیص پولیپ‌های کیسه صفرا، پولیپ‌های واقعی و پولیپ‌های (پیش)سرطانی ضروری هستند.



صفحه ۱ از ۱