هدف اولیه این مطالعه مروری، بررسی اثربخشی استراتژیها با هدف بهبود اجرای سیاستها، عملکردها یا برنامههای خدمات مراقبت کودکان است که تغذیه سالم کودک، فعالیت بدنی و/ا پیشگیری از چاقی را ترویج میدهند.
اهداف ثانویه این مطالعه مروری عبارت بودند از:
۱. بررسی هزینه یا هزینه‐اثربخشی چنین استراتژیهایی؛
۲. بررسی هرگونه عوارض جانبی چنین استراتژیهایی بر خدمات مراقبت از کودک، کارکنان خدمات مراقبت یا کودکان؛
۳. بررسی تاثیر چنین استراتژیهایی بر رژیم غذایی، فعالیت بدنی یا وضعیت وزن کودک.
۴. توصیف قابلیت پذیرش مداخله، پذیرش، نفوذ، پایداری و مناسب بودن چنین استراتژیهای اجرایی.
بیست‐یک مطالعه، شامل ۱۶ مطالعه تصادفیسازی شده و پنج مطالعه تصادفیسازی نشده، در این مرور وارد شدند. این مطالعات به دنبال بهبود اجرای سیاستها، شیوهها یا برنامههایی بودند که تغذیه سالم (شش مطالعه)، فعالیت فیزیکی (سه مطالعه) یا هر دو مورد تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی (۱۲ مطالعه) را دنبال کردند. مطالعات در ایالات متحده (n = ۱۲)، استرالیا (n = ۸) و ایرلند (n = ۱) انجام شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه شامل مجموعا ۱۹۴۵ خدمات مراقبت از کودک بودند که طیفی را از استراتژیهای اجرایی از جمله مواد آموزشی، جلسات آموزشی، حسابرسی و بازخورد (audit and feedback)، رهبران نظر (opinion leader)، مشوقها یا کمکهای مالی کوچک، بازدیدهای آموزشی یا جزئیات علمی، یادآوریها و مداخلات متناسب بررسی کردند. اغلب مطالعات (n = ۱۹) راهبردهای اجرایی را در مقابل شیوههای معمول یا حداقل کنترل پشتیبانی مورد بررسی قرار دادند، و دو مورد از آنها انواع مختلف استراتژیهای اجرایی را مقایسه کردند. برای پیامدهای اجرایی، شش مطالعه (یک RCT) در معرض خطر بالای سوگیری در نظر گرفته شدند.
یافتههای مرور نشان میدهند که استراتژیهای اجرایی احتمالا باعث بهبود اجرای سیاستها، شیوهها یا برنامههایی میشوند که تغذیه سالم، فعالیت جسمانی و/یا پیشگیری از چاقی کودک را در مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان ترویج میکنند. از ۱۹ مطالعهای که یک استراتژی را با شیوه معمول یا کنترل حمایت حداقلی مقایسه کردند، ۱۱ مطالعه (نه RCT) از معیارهای اجرایی نمره‐محور (مثلا، امتیاز محیط تغذیه مرکز خدمات مراقبت از کودک) استفاده کردند. نه مورد از این مطالعات در آنالیزهای تجمعی وارد شدند، که بهبود را در پیامد اجرایی پیدا کردند (SMD: ۰,۴۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۰.۷۹؛ شرکتکنندگان = ۴۹۵؛ شواهد با قطعیت متوسط). ده مطالعه (هفت RCT) از معیارهای دو‐حالتی اجرایی (مثلا، نسبتی از مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان که در حال اجرای یک سیاست یا شیوه خاص بودند) استفاده کردند، هفت مورد از آنها در آنالیزهای تجمعی وارد شدند (OR: ۱.۸۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۴.۱۱؛ شرکتکنندگان = ۳۹۱، شواهد با قطعیت پائین).
یافتهها حاکی از آن است که چنین مداخلاتی احتمالا منجر به تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در فعالیت فیزیکی کودک (چهار RCT؛ شواهد با قطعیت متوسط) یا وضعیت وزن (سه RCT؛ شواهد با قطعیت متوسط) شده و ممکن است منجر به تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در رژیم غذایی کودک شود (دو RCT؛ شواهد با قطعیت پائین). هیچ یک از مطالعات، هزینه یا هزینه‐اثربخشی مداخله را گزارش نکردند. سه مطالعه تاثیرات زیانآور مداخلات را بر کارکنان مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان، کودکان و والدین مورد ارزیابی قرار داده و همگی نشان دادند که تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در عوارض جانبی (به عنوان مثال آسیب کودک) بین گروهها وجود دارد (سه RCT؛ شواهد با قطعیت پائین). کیفیت متناقض شواهد در سراسر پیامدهای مرور و طراحیهای مطالعه شناخته شد، که از بسیار پائین تا متوسط بودند.
محدودیت اصلی این مرور، فقدان اصطلاحات متداول در علم اجرایی بود، که ممکن است به عدم شناسایی مطالعات بالقوه مرتبط براساس واژههای جستوجوی مورد استفاده بیانجامد.
سوال مطالعه مروری
هدف این مرور، بررسی اثرات استراتژیهایی برای بهبود پیادهسازی (یا تصحیح انجام) سیاستها، شیوهها یا برنامهها توسط مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان است که مروج تغذیه سالم، فعالیت بدنی و/یا پیشگیری از چاقی کودکان به شمار میآیند. ما میخواستیم هزینه یا هزینه‐اثربخشی فراهم آوردن پشتیبانی اجرایی را تعیین کنیم، اینکه استراتژیهای پشتیبانی با هر گونه عوارض جانبی مرتبط بودند یا خیر، و اینکه تاثیری بر تغذیه، فعالیت فیزیکی یا وضعیت وزن کودک داشتند یا خیر. همچنین به قابلیت پذیرش استراتژی اجرایی، مقبولیت، نفوذ، پایداری و مناسب بودن آن نگاه کردیم.
پیشینه
برخی از مداخلات مبتنی بر مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان، تاثیری را بر بهبود رژیم غذایی کودک، افزایش فعالیت فیزیکی کودک و پیشگیری از افزایش وزن نشان ندادهاند. علیرغم وجود چنین شواهد و توصیههای بهترین شیوه برای مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان به منظور اجرای این سیاستها، شیوهها یا برنامهها، بسیاری از مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان در انجام این کار ناموفق بودهاند. بدون اجرای مناسب، کودکان از این سیاستها، اعمال و برنامههای مراقبت از سلامت کودک بهرهمند نخواهند شد.
ویژگیهای مطالعه
تعداد ۲۱ مطالعه را شناسایی کردیم، که ۱۹ مورد از آنها راهبردهای اجرایی را در مقابل شیوههای معمول یا کنترل حداقل پشتیبانی مورد بررسی قرار دادند، و دو مورد انواع مختلف استراتژیهای اجرایی را مقایسه کردند. این مطالعات به دنبال بهبود اجرای سیاستها، شیوهها یا برنامههایی بودند که تغذیه سالم (شش مطالعه)، فعالیت فیزیکی (سه مطالعه) یا هر دو مورد تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی (دوازده مطالعه) را دنبال کردند. در مجموع، ۲۱ مطالعه شامل مجموعا ۱۹۴۵ مرکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودک بوده و طیفی را از استراتژیهای اجرایی از جمله مواد آموزشی، جلسات آموزشی، حسابرسی و بازخورد، رهبران نظر، مشوقها یا کمکهای مالی کوچک، بازدیدهای آموزشی یا جزئیات آکادمیک، یادآوریها و مداخلات متناسب بررسی کردند. راهبردهای تست شده فقط تعداد کمی از مواردی بودند که میتوان از آنها برای بهبود اجرا در این شرایط استفاده کرد.
تاریخ جستوجو
شواهد تا فوریه ۲۰۱۹ بهروز است.
نتایج کلیدی
یافتهها حاکی از آن است که استراتژیهای پشتیبانی اجرایی میتوانند اجرای سیاستها، برنامهها یا شیوههای فعالیت فیزیکی را توسط مراکز ارائهدهنده خدمات مراقبت از کودکان یا کارکنان آنها بهبود بخشند، و به نظر نمیرسد که خطر آسیب کودک را افزایش دهند (شواهد با قطعیت پائین). با این حال، به نظر نمیرسد که چنین رویکردهایی بر رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی یا وضعیت وزن کودکان تاثیری بگذارند (شواهد با قطعیت پائین تا متوسط). هیچ یک از مطالعات وارد شده، اطلاعاتی را درباره هزینههای استراتژی پیادهسازی یا معیارهای هزینه‐اثربخشی گزارش نکردند. فقدان اصطلاحات منسجم در این حوزه تحقیقاتی ممکن است به این معنی باشد که برخی از مطالعات مرتبط در جستوجوی ما انتخاب نشدهاند.
اهداف اولیه این مرور عبارتند از: بررسی اثربخشی راهبردهایی با هدف ارتقای اجرایی سیاستهای مدرسهمحور، برنامهها یا شیوههایی برای مورد توجه قرار دادن رژیم غذایی کودک، فعالیت بدنی، چاقی، مصرف دخانیات یا الکل.
اهداف ثانویه این مرور عبارتند از: بررسی اثربخشی راهبردهای اجرایی بر رفتار سلامت (مصرف میوهجات و سبزیها) و پیامدهای تناسباندام (شامل وزن و BMI)، توصیف اثر این راهبردها بر دانش، مهارت و گرایش کارکنان مدرسه که در اجرای برنامهها و شیوهها یا راهبردهای ترویج سلامت مشارکت دارند، بیان هزینه یا هزینه‐اثربخشی این راهبردها و توصیف هرگونه عوارض جانبی ناخواسته این راهبردها بر مدارس، کارکنان مدرسه یا بچهها.
۲۷ کارآزمایی وارد شد که ۱۸ مورد آنها در آمریکا انجام شده بود. نوزده کارآزمایی، طراحی کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (randomised controlled trails; RCT) داشتند. پانزده کارآزمایی راهبردهایی برای اجرای برنامهها، شیوهها یا سیاستهای سالم غذا خوردن را تست کرده بودند: شش کارآزمایی راهبردهای شیوهها یا سیاستهای فعالیت بدنی و سه کارآزمایی شیوهها یا سیاستهای مصرف دخانیات را ارزیابی کرده بودند. سه کارآزمایی ترکیبی از عوامل خطر را مد نظر داشتند. هیچ یک از کارآزماییهای وارد شده به دنبال افزایش اجرای مداخلات برای به تاخیر انداختن شروع یا کاهش مصرف الکل نبودند. تمام کارآزماییها راهبردهای اجرای راهبرد چند راهکاری را سنجیدند و هیچ یک از دو کارآزمایی ترکیبهای مشابه را از راهبردهای اجرایی بررسی نکرده بودند. یکی از شایعترین راهبردهای اجرایی شامل مواد آموزشی، توسعه آموزشی و جلسات آموزشی است. در مورد پیامدها، کیفیت شواهد بسیار پائین و خطر سوگیری در اکثریت کارآزماییها، برای سوگیری تشخیص و عملکرد بالا بود.
میان ۱۳ کارآزمایی که پیامدهای اجرایی دو‐حالتی را گزارش کردند ‐ نسبت مدارس یا کارکنان مدرسه (به عنوان مثال تعداد کلاسها) که شیوه یا سیاست هدفمند را اجرا میکنند ‐ میانه تعدیل نشده (بهبودی) اندازههای تاثیرگذاری از ۸,۵% تا ۶۶.۶% متغیر بودند. از هفت کارآزمایی که درصدی از برنامه، شیوه یا سیاستی را که اجرا شده بود، گزارش کرده بودند، میانه تاثیر تعدیل نشده (بهبودی) نسبت به گروه کنترل از ۸‐% تا ۴۳% متغیر بود. ارزیابی مقدار تاثیر گزارش شده نسبت به گروه کنترل در دو کارآزمایی نشان داد که میزان تاثیر راهبردهای اجرایی بر میزان زمان صرف شده در هر هفته توسط معلمان برای تفویض شیوهها یا سیاستهای هدفمند از ۲۶.۶ تا ۵۴.۹ دقیقه در هر هفته متغیر بودند. میان کارآزماییهایی که سایر پیامدهای اجرای مستمر را گزارش کرده بودند، یافتهها مختلط بود. چهار کارآزمایی، راهبردهایی را که به دنبال دستیابی به «مقیاس» بودهاند به کار بردهاند، این بدان معنی است که در سرتاسر نمونهها از حدود ۵۰ مدرسه، پیشرفت در اجرا در سه کارآزمایی گزارش شده است.
تاثیر مداخلات بر رفتار سلامت دانشآموز یا وضعیت وزنی، متفاوت بود. سه مورد از هشت کارآزمایی با پیامدهای حاصل از فعالیت بدنی، پیشرفت قابل توجهی را گزارش نکردند. در دو کارآزمایی کاهش در مصرف دخانیات بین مداخله نسبت به کنترل گزارش شده است. هفت مورد از نه کارآزمایی، تفاوت بین گروهی را در مورد اضافه‐وزن و چاقی دانشآموز گزارش نکرده بودند. پیشرفتهای مثبت در نوع رژیم غذایی کودک به طور کلی بین کارآزماییهایی که این پیامدها را نشان دادند، گزارش شده بود. در سه کارآزمایی تاثیر راهبردهای اجرایی بر نگرش کارکنان مدرسه بررسی و تاثیرات متفاوتی پیدا شد. دو کارآزمایی روشهای مطالعه برای ارزیابی عوارض جانبی بالقوه ناخواسته را مشخص کردند، هیچ کدام یافتهای را گزارش نکردند. در یک کارآزمایی گزارش شده بود که پشتیبانی اجرایی به طور قابل ملاحظهای باعث افزایش درآمد یا هزینههای مدرسه نمیشود و این در حالی است که کارآزمایی دیگری به ارزیابی اقتصادی رسمی پرداخته و گزارش کرده بود که مداخلات، هزینه‐اثربخش خواهند بود. ناهمگونی در کارآزماییها و فقدان اصطلاحات همسو و سازگار در توصیف راهبردهای اجرایی جزو محدودیتهای مهم این مرور بودند.
سوال مطالعه مروری: این مرور به دنبال ارزیابی میزان اثربخشی راهبردها در حمایت از اجرای شیوهها و سیاستهای مدرسهمحور برای در نظر گرفتن رژیم غذایی دانشآموز، فعالیت بدنی، اضافه‐وزن و مصرف دخانیات یا الکل بود. همچنین ما به ارزیابی این موضوع پرداختیم که اگر راهبردها منجر به بهبود رفتارهای سلامت یا وضعیت وزن در این دانشآموزان و افزایش دانش و نگرش کارکنان مدرسه در رابطه با اجرا شوند، عوارض جانبی دارند و هزینه‐اثربخش هستند یا خیر؟
پیشینه: پژوهشها طیف وسیعی از سیاستها و شیوههای مدرسهمحور را شناسایی کردهاند که ممکن است به طور بالقوه در بهبود رفتارهای سلامت دانشجویان موثر باشد. در ضمن، این شیوهها و سیاستها غالبا در مدارس اجرا نمیشوند، حتی در مواردی که اجباری باشند. اگرچه شیوهها و سیاستهای مبتنی بر شواهد اجرا میشوند، نمیتوانند برای سلامت جامعه مزیتی داشته باشند.
ویژگیهای مطالعه: ۲۷ کارآزمایی وارد شد که ۱۸ مورد آنها در آمریکا انجام شده بود. پانزده کارآزمایی راهبرهای اجرایی را برای برنامهها، شیوهها یا سیاستهای سالم غذا خوردن تست کرده بودند؛ هدف شش کارآزمایی، راهبردهای شیوهها یا سیاستهای فعالیت بدنی بود و سه کارآزمایی شیوهها یا سیاستهای مصرف دخانیات را تست کرده بودند. سه کارآزمایی ترکیبی از رفتارهای سلامت را بررسی کرده بودند. هیچ یک از کارآزماییهای وارد شده به دنبال افزایش اجرای مداخلات برای به تاخیر انداختن شروع یا کاهش مصرف الکل نبودند. کارآزماییها طیف وسیعی از راهبردهای پشتیبانی اجرایی را که شامل مواد آموزشی، جلسات آموزشی، استفاده از نظر و عقیده راهنما، بودجه خارجی، فرآیندهای اجماعنظر محلی و مداخلات اختصاصی بودند، تست کردند.
تاریخ جستوجو: شواهد تا ۳۱ آگوست ۲۰۱۶ بهروز است.
نتایج کلیدی: این موضوع که راهبردها و پیشرفت اجرایی شیوهها و سیاستهای هدفمند مدرسهمحور، رفتارهای سلامت دانشآموز یا دانش و نگرش کارکنان مدرسه را تست کرده یا خیر، نامطمئن است. این موضوع نیز نامطمئن است که راهبردهایی که تست شدهاند، منجر به عوارض جانبی ناخواسته شدهاند یا اینکه هزینه‐اثربخش هستند یا خیر.
محدودیتها: ناهمگونی بین کارآزماییها و فقدان اصطلاحات همسو و سازگار برای توصیف راهبردهای اجرایی جزو محدودیتهای مهم این مرور بودند.
کیفیت شواهد: کیفیت کلی شواهد را برای تمام پیامدهایی که شامل تاثیرات گزارش شده در کارآزمایی هستند، بسیار پائین رتبهبندی کردیم.
ارزیابی تاثیرات راهکارهای بهبود اجرای سیاستها یا اعمال مبتنی بر محل کار که معطوف به کنترل رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی، چاقی، مصرف دخانیات و الکل است.
اهداف ثانویه عبارتند از: ارزیابی تاثیر چنین راهکارهایی بر رفتار سلامت کارمندان شامل نوع تغذیه، فعالیت فیزیکی، وضعیت وزن و مصرف الکل و دخانیات و ارزیابی هزینه‐اثربخشی و شناسایی هر نوع عوارض جانبی ناخواسته در اجرای راهکارها در محل کار یا در پرسنل محل کار.
شش کارآزمایی را وارد کردیم، چهار مورد از آنها در ایالات متحده انجام شده بودند. چهار کارآزمایی طراحی کارآزمایی تصادفی و کنترل شده (randomised controlled trails; RCT) را داشتند. کارآزماییها در محل کار شرکتهای تولیدی، صنعتی و بخشهای مبتنی بر خدمات (services‐based sectors) انجام شده بودند. حجم نمونه محلهای کار بین ۱۲ تا ۱۱۴ نمونه بود. سیاستها و اعمال مبتنی بر محل کار معطوف به این موارد بودند: سیاستهای تغذیه سالم، برچسبزدن غذایی در محل فروش (point‐of‐purchase nutrition labelling)، حمایتهای محیطی برای تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی، سیاستهای کنترل دخانیات، برنامههای مدیریت وزن، و پایبندی به دستورالعملهایی برای ارتقای سلامت کارمندان. تمام مداخلات اجرایی از راهکارهای چند‐اجرایی استفاده کرده بودند، شایعترین آنها جلسات آموزشی، مداخلات سفارشی (tailored interventions) و فرآیندهای مشورتی محلی بود. چهار کارآزمایی اجرای یک مداخله را با کنترل عدم مداخله مقایسه کرده بودند، در یک کارآزمایی مداخلات اجرایی متفاوت مقایسه شده بود و در یک کارآزمایی سه بازویی دو راهکار اجرایی با یکدیگر و با یک گروه کنترل مقایسه شده بود. چهار کارآزمایی یک پیامد اجرایی منفرد و دو کارآزمایی دیگر چند پیامد را گزارش کرده بودند. بررسیکنندگان، پیامدها را با استفاده از نظرسنجیها (surveys)، بازرسیها (audits) و مشاهدات محیطی ارزیابی کردند. اکثر کارآزماییها در خطر بالای سوگیری اجرا و تشخیص و در خطر نامشخص سوگیری گزارشدهی و سوگیری ریزش نمونه (attrition bias) بودند.
از میان پنج کارآزمایی که راهکارهای اجرایی را با کنترل عدم مداخله مقایسه کرده بودند، تجزیهوتحلیل تجمعی فقط برای سه RCT ممکن بود که در آنها معیارهای نمرهمحور مداوم (continuous score‐based measures) پیامدهای اجرایی گزارش شده بود. در متاآنالیز هیچ تفاوتی در تاثیرات استاندارد شده (تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD): ۰,۰۱‐؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲‐ تا ۰.۳۰؛ ۱۶۴ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه؛ شواهد با قطعیت پائین) دیده نشد و این نشان دهنده این است که حمایت اجرایی نسبت به گروه کنترل هیچ مزیتی در بهبود اجرای سیاستها یا اعمال ندارد. یافتههای پیامدهای اجرایی دو‐حالتی یا مداوم در این پنج کارآزمایی مختلط بود. در دو کارآزمایی غیر‐تصادفیسازی شده که اثربخشیهای مقایسهای را بررسی کرده بودند، بهبودی در اجرا را به نفع گروه اجرایی شدیدتر گزارش کرده بودند (شواهد با قطعیت بسیار پائین). سه کارآزمایی تاثیر راهکارهای اجرایی را در رفتار سلامت کارمندان بررسی کرده بودند، در این سه کارآزمایی تاثیرات مخلوط برای تغذیه و وضعیت وزن (شواهد با قطعیت بسیار پائین) گزارش شد و برای فعالیت فیزیکی (شواهد با قطعیت بسیار پائین) و مصرف دخانیات (شواهد با قطعیت پائین) هیچ تاثیری گزارش نشده بود. در یک کارآزمایی افزایشی در هزینههای مطلق محل کار برای ارتقای سلامت در گروه اجرایی گزارش شده بود (شواهد با قطعیت پائین). هیچ یک از مطالعات وارد شده عوارض جانبی را ارزیابی نکرده بودند. به دلیل محدود بودن تعداد اندک کارآزماییهای شناسایی شده در مرور و فقدان ترمینولوژی همسو و سازگار استفاده شده در حوزه علوم اجرایی، ممکن است باعث شده باشد که ما کارآزماییهای بالقوه مرتبط را در این پژوهش نادیده گرفته باشیم.
سوال مطالعه مروری ما
راهکارهای اجرایی ابزاری هستند برای بهبود اتخاذ و یکپارچهسازی مداخلات سلامت مبتنی بر شواهد در سیاستها و اعمال روتین در وضعیتها و موقعیتهای خاص. این مرور به بررسی استفاده از این راهکارها برای بهبود اجرای سیاستها و اعمال در ارتقای تغذیه سالم، فعالیت فیزیکی، کنترل وزن، قطع مصرف دخانیات و پیشگیری از مصرف پر خطر الکل میپردازد. ما همچنین میخواستیم بدانیم که این راهکارها رفتار سالم کارمندان را تغییر میدهد و تاثیرات ناخواسته دارند و ارزش مناسبی برای سرمایهگذاری دارند یا خیر.
پیشینه
محلهای کار موقعیتهای مناسبی برای برنامههایی است که هدف آنها بهبود رفتارهای سلامتمحور مانند تغذیه، فعالیت فیزیکی و مصرف دخانیات هستند، چون هر روز افراد مدت زیادی را در محلهای کارشان میگذرانند. با این حال این انواع مداخلات مبتنی بر محل کار غالبا بهطور ضعیفی اجرا میشوند و در نتیجه تاثیر آنها بر سلامت کارمندان محدود است. شناسایی راهکارهایی که در بهبود اجرای مداخلات مبتنی بر محل کار موثر هستند، تاثیر بالقوهای در افزایش تاثیر این مداخلات بر پیشگیری از بیماریهای مزمن دارد.
ویژگیهای مطالعه
ما مطالعاتی را جستوجو کردیم که راهکارهای حمایت از اجرای سیاستها و اعمال ارتقای سلامت را در محلهای کار در برابر هیچ نوع راهکار اجرایی یا راهکارهای اجرایی متفاوت مقایسه کرده بودند. این راهکارها شامل کیفیت بهبود ابتکارات و خلاقیت آموزش و پرورش و راهکارهای دیگر بود. این راهکارها معطوف به سیاستها یا اعمالی بودند که مستقیما در محلهای کار پیاده میشدند (مانند سیاست تغذیه سالم در محل کار) یا شامل راهکارهایی بودند که موجب تشویق کارمندان به استفاده از خدمات ارتقای سلامت بیرونی میشدند (مانند پرداخت یارانه به کارمندانی که از بدنسازی استفاده میکنند).
شش مطالعه واجد شرایط را پیدا کردیم که این راهکارها را بررسی کرده بودند. اکثر این مطالعات در ایالات متحده انجام شده و محلهای کار نیز شرکتهای تولیدی، صنعتی و بخشهای خدماتمحور بودند. تعداد محلهای کار بررسی شده در این مطالعات بین ۱۲ و ۱۱۴ تا بود. راهکارهای اجرایی در شش مطالعه معطوف به سیاستها و اعمال محل کار متفاوتی بودند: تغذیه سالم؛ برچسب زدن غذایی در محل فروش؛ الزامات محیطی (environmental prompts) و حمایت برای تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی؛ سیاستهای کنترل دخانیات؛ حمایت مالی برنامههای مدیریت وزن و پایبندی به دستورالعملهای غذایی برای ارتقای سلامت کارمندان. همه مطالعات از راهکارهای متعدد برای بهبود اجرای این سیاستها و اعمال استفاده میکردند: شامل جلسات آموزشی، مداخلات طراحی شده برای نیازهای اختصاصی محل کار و فرایندهای اجماعی محل کار برای اجرای یک سیاست یا عمل. چهار مطالعه راهکارهای اجرایی را در برابر عدم مداخله مقایسه کرده بودند، در یک مطالعه راهکارهای اجرایی متفاوت مقایسه شده بود و یک مطالعه نیز دو راهکار اجرایی را با یکدیگر و با گروه کنترل مقایسه کرده بود. محققین از نظرسنجیها، بازرسیها و مشاهدات در محل کار برای ارزیابی تاثیرات راهکارها بر اجرای سیاستها و اعمال استفاده کردند.
تاریخ جستوجو
شواهد تا ۳۱ آگوست ۲۰۱۷ بهروز است.
نتایج کلیدی
وقتی ما یافتههای این مطالعات را ترکیب کردیم، هیچ تفاوتی را در سطح اجرای سیاستها یا اعمال بین محلهای کار دریافت کننده راهکارهای اجرایی در برابر محلهای کاری که چنین راهکارهایی را اجرا نکرده بودند، دیده نشد، این موضوع نشان دهنده این است که این راهکارها ممکن است تفاوتی اندک تا عدم تفاوت ایجاد کنند. در دو کارآزمایی راهکارهای اجرایی متفاوت مقایسه شده بود و در هر دو کارآزمایی بهبود در اجرا به نفع گروه اجرای شدیدتر گزارش شده بود. یافتهها برای تاثیر رفتارهای سالم کارمندان ناسازگار بود و مبتنی بر شواهدی با قطعیت پائین یا بسیار پائین بود، بنابراین معلوم نیست که راهکارهای اجرایی پیامدها را بهبود ببخشد یا خیر. یکی از مطالعات گزارشی را از هزینهها ارائه کرده بود، در هیچ یک از مطالعات نتایج ناخواسته مضر و ناگوار راهکارهای اجرایی گزارش نشده بود.
قطعیت شواهد
مطالعات وارد شده اندک بودند، در این مطالعات ترمینولوژی ناهمگونی برای توصیف راهکارهای اجرایی استفاده شده بود، این دلایل قوت شواهد را محدود میکرد. قطعیت شواهد را برای تاثیر راهکارهای اجرایی در اجرای سیاستها و اعمال در چهار مطالعه تصادفیسازی شده (مطالعاتی که گروهها را بهطور تصادفی تخصیص میدهند) پائین و در دو مطالعه غیر‐تصادفیسازی شده بسیار پائین در نظر گرفتیم. همچنین شواهد را در زمینه رفتار سالم کارمندان و پیامدهای هزینه، پائین و بسیار پائین درجهبندی کردیم. یافتههای این مرور شواهد واضحی را درباره تاثیر راهکارهای اجرایی در سیاستها و اعمال ارتقای سلامت در محل کار یا بر رفتار سالم کارمندان فراهم نمیکند. انجام پژوهشهای بیشتری در این زمینه مورد نیاز است.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb