۵۳ RCT با مجموع ۱۰۵,۳۶۸ شرکتکننده نوجوان را شناسایی کردیم. شرکتکنندگان از نظر نژادی (ethnically) متنوع بودند. هجده مطالعه به صورت مجزا و ۳۲ مطالعه به صورت خوشهای، تصادفیسازی شده بودند (مدرسه (۲۰)، کلاس درس (۶)، اجتماع/همسایگی (۶)). سه مطالعه ترکیبی بودند (تصادفیسازی شده به صورت مجزا و خوشهای). طول مدت پیگیری از سه ماه تا هفت سال متغیر و در بیشتر مطالعات شایعتر از ۱۲ ماه بود. چهار کارآزمایی در کشورهای با سطح درآمد پائین و متوسط و مابقی در کشورهای پُر‐درآمد انجام شده بودند.
مداخلات چند‐گانه
نتایج نشان داد که مداخلات متعدد (ترکیب مداخلات آموزشی و جلوگیری از بارداری) به طور قابل توجهی خطر بارداری ناخواسته را میان نوجوانان کاهش میدهد (RR: ۰,۶۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۰ تا ۰.۸۷؛ ۴ RCT مجزا؛ ۱۹۰۵ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). با این وجود، این کاهش در RCTهای گروهی دارای اهمیت آماری نبود. شواهد قطعی در مورد تاثیرات احتمالی مداخلات بر پیامدهای ثانویه (شروع فعالیت جنسی، استفاده از روشهای کنترل زادوولد، سقط جنین، زایمان، بیماریهای منتقله از راه جنسی) وجود نداشت.
نقاط قوت روششناسی حجم نمونه نسبتا بزرگ و کنترل آماری برای تفاوتهای پایهای بودند، در حالی که محدودیتها شامل فقدان پیامدهای بیولوژیک، امکان سوگیری خود‐گزارشی، اهمال در آنالیز تصادفیسازی شده گروهی و استفاده از تستهای آماری مختلف در گزارشدهی پیامدها بودند.
مداخلات آموزشی
در مقایسه با گروه کنترل، مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی در سن شروع فعالیت جنسی نوجوانان تاخیر ایجاد نکرد (RR: ۰,۹۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۱ تا ۱.۲۷؛ ۲ مطالعه؛ ۶۷۲ شرکتکننده، شواهد با کیفیت پائین).
در مقایسه با گروه کنترل که آموزش ندیده بودند، مداخلات آموزشی به طور چشمگیری استفاده از کاندوم را در انتهای فعالیت جنسی در نوجوانان افزایش داد (RR: ۱,۱۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۶ تا ۱.۳۲؛ ۲ مطالعه؛ ۱۴۳۱ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط).
با این حال، مشخص نیست که مداخلات آموزشی هیچ گونه تاثیری بر بارداری ناخواسته داشته باشند، چرا که این مقوله در هیچ یک از مطالعات وارد شده گزارش نشده بود.
مداخلات ترویج پیشگیری از بارداری
میان نوجوانانی که مداخلات پیشگیری از بارداری دریافت کرده بودند، تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در خطر بروز بارداری اول ناخواسته در مقایسه با گروه کنترل وجود داشت (RR: ۱,۰۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۱.۲۶؛ ۲ مطالعه؛ ۳,۴۴۰ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط).
استفاده از ضد‐بارداریهای هورمونی میان نوجوانان گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل توجهی بیشتر بود (RR: ۲,۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۷ تا ۴.۶۲؛ ۲ مطالعه؛ ۳,۰۹۱ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت بالا).
مداخلاتی که از بارداری ناخواسته پیشگیری میکنند هر گونه فعالیت (آموزش سلامت یا مشاوره تنها، آموزش سلامت به اضافه پرورش مهارت، آموزش سلامت به اضافه آموزش جلوگیری از بارداری، آموزش جلوگیری از بارداری و توزیع آن، گروههای مذهبی یا مشاوره مجزا) را که به منظور افزایش اطلاعات نوجوانان و بهبود نگرش آنها در مورد خطر بارداریهای ناخواسته، ترویج به تاخیر انداختن شروع فعالیت جنسی، تشویق به استفاده مداوم از روشهای کنترل زادوولد و کاهش بارداریهای ناخواسته انجام میشود، در بر میگیرد.
این مرور شامل ۵۳ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده است که این مداخلات را با گروههای کنترل متفاوت (اکثرا آموزشهای استاندارد رایج فعالیت جنسی که در مدارس ارائه میشود) مقایسه کردهاند. جستوجو برای کارآزماییها به هیچ کشوری محدود نبود، هرچند اکثر کارآزماییهای وارد شده در کشورهای پُر‐درآمد انجام شده بودند، و تنها چهار کارآزمایی در کشورهای با سطح درآمد متوسط و پائین (عمدتا گروههای با وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی پائینتر) به انجام رسیده بود. مداخلات در مدارس، مراکز اجتماعی، مراکز مراقبت سلامت و خانهها به اجرا درآمدند. برای مطالعاتی که استخراج اطلاعات در آنها امکانپذیر بود، متاآنالیز انجام شد.
تنها مداخلاتی که ترکیبی از روشهای آموزشی و جلوگیری از بارداری بودند (مداخلات چند‐گانه)، در پیگیری میان‐مدت و طولانی‐مدت توانستند میزان بارداری ناخواسته را کاهش دهند. نتایج مربوط به پیامدهای رفتاری (ثانویه) میان کارآزماییها متناقض بودند.
از محدودیتهای این مرور تکیه بر گزارشدهی شرکتکنندگان از رفتارهای خود بود که یک ضعف در دقت و روششناسی کارآزماییها محسوب میشد.
ما پنج کارآزمایی (۶۶۰ کودک یا نوجوان) را پیدا کردیم که بین ۱۹۹۸ و ۲۰۱۶ منتشر شدند. یکی از ۵ کارآزمایی خیلی زود پایان پذیرفت. اکثریت شرکتکنندگان شکل هموگلوبین (Hb) SS را از SCD را داشتند. یک کارآزمایی بر پیشگیری از انفارکتهای خاموش مغزی یا استروک متمرکز بود؛ سه کارآزمایی به پیشگیری اولیه از سکته مغزی و یک کارآزمایی به پیشگیری ثانویه از سکته مغزی پرداختند.
سه کارآزمایی استفاده از ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون را با مراقبتهای استاندارد مقایسه کردند. دو کارآزمایی از ۳ مورد شامل کودکان بدون ترانسفیوژنهای بلندمدت قبلی بودند: یکی در کودکان با سرعتهای طبیعی داپلر ترانسکرانیال (TCD)؛ و یکی در کودکان با سرعت غیرطبیعی TCD. کارآزمایی سوم شامل کودکان و نوجوانان با ترانسفیوژن طولانیمدت بود.
دو کارآزمایی به مقایسه داروی هیدروکسیاوره و فلبوتومی با ترانسفیوژنهای بلندمدت و درمان شلات کننده آهن پرداختند: یکی در پیشگیری اولیه (کودکان)، و یکی در پیشگیری ثانویه (کودکان و نوجوانان).
کیفیت شواهد در حد متوسط تا بسیار پائین در سراسر پیامدهای مختلف، با توجه به روش درجهبندی توصیه، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE) بودند. دلیل آن، خطر بالای سوگیری (bias) در کارآزماییها بود، چرا که آنها کورسازی نشدند؛ شواهد غیرمستقیم (شواهد فقط برای کودکان با HbSS موجود بود) بوده، و برآوردهای پیامد مبهم و غیردقیق بودند.
ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون در مقابل مراقبتهای استاندارد
کودکان بدون ترانسفیوژنهای طولانیمدت قبلی و خطر بالای ابتلا به استروک (TCD با سرعت غیرطبیعی یا سابقه قبلی انفارکتهای خاموش مغزی)
ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون ممکن است بروز انفارکتهای خاموش مغزی را در کودکان با سرعت غیرطبیعی TCD کاهش دهند، خطر نسبی (RR): ۰,۱۱ (۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۰۲ تا ۰.۶۸) (یک کارآزمایی، ۱۲۴ شرکتکننده، شواهد با کیفیت پایین)؛ اما منجر به تفاوت اندک یا هیچ تفاوتی در بروز انفارکتهای خاموش مغزی در کودکانی با انفارکتهای خاموش مغزی قبلی در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی و TCDهای طبیعی یا مشروط میشوند، RR: ۰.۷۰؛ (۹۵% CI؛ ۰.۲۳ تا ۲.۱۳) (یک کارآزمایی، ۱۹۶ شرکتکننده، شواهد با کیفیت پایین).
هیچ موردی از مرگومیر در هر دو کارآزمایی گزارش نشد.
ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون ممکن است بروز موارد زیر را کاهش دهند: سندرم قفسه سینه حاد، RR: ۰,۲۴؛ (۹۵% CI؛ ۰.۱۲ تا ۰.۴۹) (۲ کارآزمایی، ۳۲۶ شرکتکننده، شواهد با کیفیت پایین)، و بحران دردناک، RR: ۰.۶۳؛ (۹۵% CI؛ ۰.۴۲ تا ۰.۹۵) (۲ کارآزمایی، ۳۲۶ شرکتکننده، شواهد با کیفیت پایین)؛ و احتمالا منجر به کاهش بروز سکته مغزی بالینی میشود، RR: ۰.۱۲؛ (۹۵% CI؛ ۰.۰۳ تا ۰.۴۹) (دو کارآزمایی، ۳۲۶ شرکتکننده، شواهد با کیفیت متوسط).
ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون ممکن است کیفیت زندگی را در کودکان با انفارکتهای خاموش مغزی قبلی بهبود دهند (برآورد تفاوت: ۰,۵۴‐؛ ۹۵% فاصله اطمینان: ۰.۹۲‐ تا ۰.۱۷‐؛ یک کارآزمایی؛ ۱۶۶ شرکتکننده)، اما ممکن است هیچ تاثیری بر عملکرد شناختی نداشته باشند (حداقل مربعات به معنی: ۱.۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۱‐ تا ۴.۴ (۱ کارآزمایی؛ ۱۶۶ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین).
ترانسفیوژنهای ادامهدار در مقابل ترانسفیوژنهای متوقف شده: کودکان و نوجوانان با سرعت طبیعی TCD (۷۹ شرکتکننده؛ یک کارآزمایی)
ادامه ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون ممکن است بروز انفارکتهای خاموش مغزی را کاهش دهند؛ RR: ۰,۲۹؛۹۵% CI؛ ۰.۰۹ تا ۰.۹۷ (شواهد با کیفیت پایین).
برای ما بسیار نامشخص است که ادامه ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون هرگونه اثری بر مورتالیتی به هر علتی، نسبت شانس (OR) Peto؛ ۸,۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۶ تا ۴۰۲.۱۲؛ یا سکته مغزی بالینی، RR: ۰.۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۴.۳۵ (شواهد با کیفیت بسیار پائین) دارند یا خیر.
کارآزمایی موارد زیر را گزارش نکرد: اعداد مقایسهای برای رویدادهای جانبی مرتبط با SCD؛ کیفیت زندگی؛ یا عملکرد شناختی.
هیدروکسیاوره و فلبوتومی در مقابل ترانسفیوژنها و شلات کننده آهن
پیشگیری اولیه، کودکان (۱۲۱ شرکتکننده؛ یک کارآزمایی)
برای ما بسیار نامشخص است که تبدیل درمان به هیدروکسیاوره و فلبوتومی تاثیری بر موارد زیر دارد یا خیر: انفارکتهای خاموش مغزی (هیچ انفارکتی)؛ مورتالیتی به هر علتی (هیچ مرگومیری)؛ خطر استروک (هیچ استروکی)؛ یا عوارض مرتبط با SCD؛ RR: ۱,۵۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۸ تا ۴.۰۲ (شواهد با کیفیت بسیار پائین).
پیشگیری ثانویه، کودکان و نوجوانان با سابقه سکته مغزی (۱۳۳ شرکتکننده؛ یک کارآزمایی)
برای ما بسیار نامشخص است که تبدیل درمان به هیدروکسیاوره و فلبوتومی تاثیری بر موارد زیر دارد یا خیر: انفارکتهای خاموش مغزی، Peto OR: ۷,۲۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۴ تا ۳۶۶.۹۱؛ مورتالیتی به هر علتی، Peto OR: ۱.۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۶ تا ۱۶.۴۱؛ یا استروک بالینی، RR: ۱۴.۷۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۶ تا ۲۵۳.۶۶ (شواهد با کیفیت بسیار پائین).
تبدیل درمان به هیدروکسیاوره و فلبوتومی ممکن است خطر ابتلا را به عوارض مرتبط با SCD افزایش دهد، RR: ۳,۱۰؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۲ تا ۶.۷۵ (شواهد با کیفیت پائین).
هیچ کارآزماییای کیفیت زندگی یا عملکرد شناختی را گزارش نکرد.
ما هیچ کارآزماییای را برای پیشگیری از انفارکتهای خاموش مغزی در بزرگسالان، یا در کودکانی که SCD HbSS ندارند، شناسایی نکردیم.
ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون ممکن است بروز انفارکتهای خاموش مغزی را در کودکان با سرعت غیرطبیعی TCD کاهش دهند، اما احتمالا تاثیری اندک یا هیچ تاثیری بر کودکان با سرعت طبیعی TCD ندارند. در کودکانی که در معرض خطر بالاتری از سکته مغزی هستند و ترانسفیوژنهای بلندمدت قبلی نداشتهاند، ترانسفیوژنهای بلندمدت گلبولهای قرمز خون احتمالا خطر سکته مغزی و سایر عوارض مرتبط با SCD (سندرم حاد قفسه سینه و بحرانهای دردناک) را کاهش میدهند.
در کودکان و نوجوانانی که در معرض خطر بالای سکته مغزی قرار داشته و سرعت TCD آنها طبیعی شده، ادامه ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون ممکن است خطر ابتلا را به انفارکتهای خاموش مغزی کاهش دهد. هیچ آستانهای برای طول مدت درمان به منظور متوقف کردن ترانسفیوژنها تعیین نشده است.
تبدیل درمان به هیدروکسیاوره با فلبوتومی ممکن است خطر ابتلا به انفارکتهای خاموش مغزی و عوارض جانبی جدی مرتبط با SCD را در پیشگیری ثانویه از سکته مغزی افزایش دهد.
تمام شواهد دیگر در این مرور کیفیت بسیار پایینی دارند.
سوال مطالعه مروری
ما میخواستیم تعیین کنیم که مداخلات ایمن و موثری برای پیشگیری از استروکهای خاموش (که انفارکتهای خاموش مغزی نیز شناخته میشوند) در افراد مبتلا به بیماری سلول داسیشکل (SCD) وجود دارد یا خیر.
پیشینه
SCD یک اختلال خونی ارثی جدی است که در آن گلبولهای قرمز خون، که اکسیژن را در سراسر بدن حمل میکنند، به فرم غیرطبیعی در میآیند. گلبولهای قرمز خون طبیعی، انعطافپذیر و دیسکیشکل هستند، اما در بیماری سلول داسیشکل میتوانند سفت و سخت و هلالیشکل شوند. سلولهای داسیشکل شده نه تنها انعطافپذیری کمتری از گلبولهای قرمز سالم خون سالم دارند، بیمارتر هم هستند. این مساله میتواند منجر به انسداد رگهای خونی، و در نتیجه آسیب بافت و اندام و اپیزودهای درد شدید شود. سلولهای غیرطبیعی خون شکنندهتر بوده و از هم جدا میشوند، که منجر به کمتر شدن سلولهای قرمز خون یا همان کمخونی میشوند. گلبولهای قرمز داسیشکل شده میتوانند جریان خون را در عروق مغزی مسدود کنند که منجر به استروک خاموش میشود.
استروکهای خاموش شایع هستند، تا ۳۹% از افراد مبتلا به SCD تا سن ۱۸ سالگی با این وضعیت روبهرو میشوند. از دو آزمون برای شناسایی کودکان در معرض خطر بالاتر ابتلا به نخستین استروک استفاده شده است. اولتراسونوگرافی داپلر ترانسکرانیال (TCD) سرعت خون در جریان را از طریق شریانها در مغز اندازهگیری میکند. کودکان با جریان خون بالا، با افزایش خطر ابتلا به سکته مغزی روبهرو هستند. در حالی که تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) تصاویری را از مغز میگیرد تا ببیند مناطق کوچکی از آسیب به نام سکته مغزی یا استروک خاموش وجود دارد یا خیر. کودکان مبتلا به استروکهای خاموش با افزایش خطر ابتلا به سکته مغزی بالینی مواجه هستند.
درمانهایی که برای پیشگیری از استروکهای خاموش در نظر گرفته شدهاند شامل ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون در درازمدت، داروی هیدروکسیاوره (hydroxyurea) و پیوند سلولهای بنیادی است.
تاریخ جستوجو
شواهد تا این تاریخ بهروز هستند: ۱۴ نوامبر ۲۰۱۹.
ویژگیهای مطالعه
ما پنج کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را پیدا کردیم که در مجموع ۶۶۰ شرکتکننده را وارد کردند. سه کارآزمایی به مقایسه ترانسفیوژنهای خون با عدم ترانسفیوژن خون و دو کارآزمایی به مقایسه ترانسفیوژن خون با هیدروکسیاوره پرداختند. کارآزماییها بین ۱۹۹۸ و ۲۰۱۶ منتشر و کودکان و گاهی نوجوانان را وارد کردند؛ اکثریت آنها یک فرم از SCD (HbSS) را داشتند. هیچ کارآزماییای شامل پیوند سلولهای بنیادی نبود.
تمام کارآزماییها بودجه دولتی دریافت کردند.
نتایج کلیدی
در کودکان با سرعت غیرطبیعی TCD، ترانسفیوژن گلبولهای قرمز خون ممکن است خطر استروکهای خاموش را کاهش دهد، اما تاثیر اندک یا هیچ تاثیری در کودکان با سرعت طبیعی TCD دارد.
در کودکان در معرض خطر بالاتر سکته مغزی (سرعت غیرطبیعی TCD یا سکته مغزی قبلی خاموش)، تزریق گلبولهای قرمز خون احتمالا خطر ابتلا به سکته مغزی بالینی را کاهش میدهد؛ ممکن است خطر ابتلا به سندرم حاد قفسه سینه و بحران دردناک را کاهش دهد؛ اما ما بسیار نامشخص است که هرگونه تاثیری بر خطر مرگ دارند یا خیر.
در کودکان با سرعت طبیعی TCD و سکته مغزی قبلی خاموش، انتقال گلبولهای قرمز خون ممکن است کیفیت زندگی را بهبود بخشد، اما تفاوت اندک یا هیچ تفاوتی روی IQ خواهد گذاشت.
در کودکان و نوجوانانی که حداقل ۱۲ ماه از ترانسفیوژنهای منظم گلبولهای قرمز خون آنها برای پیشگیری از سکته مغزی گذشته، ادامه ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون ممکن است خطر سکته مغزی خاموش را کاهش دهد، اما برای ما بسیار نامشخص است که آنها هرگونه تاثیری بر خطر مرگ یا سکته مغزی بالینی دارند یا خیر.
برای کودکانی که روی درمان درازمدت ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون با شلات کننده آهن (درمان برای حذف آهن بیش از حد) قرار داشته و سکته مغزی نداشتهاند، ما مطمئن نیستیم که تبدیل درمان به هیدروکسیاوره با فلبوتومی (خروج خون برای کاهش آهن بیش از حد) هرگونه تاثیری بر خطر سکته مغزی خاموش، سکته مغزی بالینی، مرگ، یا عوارض مرتبط با SCD دارد یا خیر.
برای کودکان و نوجوانانی که روی درمان درازمدت ترانسفیوژنهای گلبولهای قرمز خون با شلات کننده آهن قرار داشته و سکته مغزی بالینی داشتهاند، ما مطمئن نیستیم که تبدیل درمان به هیدروکسیاوره و فلبوتومی هرگونه تاثیری بر خطر سکته مغزی خاموش یا مرگ دارد یا خیر. تبدیل درمان به هیدروکسیاوره و فلبوتومی ممکن است خطر ابتلا به عوارض مرتبط با SCD را افزایش دهد.
کیفیت شواهد
در کودکان در معرض خطر بالاتر سکته مغزی که تا به حال ترانسفیوژنهای طولانیمدت قبلی نداشتهاند، شواهدی با کیفیت متوسط وجود دارد که ترانسفیوژنهای طولانیمدت گلبولهای قرمز خون، خطر سکته مغزی را کاهش میدهند. کیفیت شواهد در سطح پائین تا بسیار پائین برای بقیه پیامدها از جمله خطر انفارکتهای خاموش مغزی رتبهبندی شدند، زیرا کارآزماییها در معرض خطر بالای سوگیری (bias) قرار داشته و تعداد کمی کارآزمایی و تعداد کمی شرکتکننده در هر کارآزمایی حضور داشتند.
پایگاه مرکزی ثبت کارآزماییهای کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ شماره ۴؛ ۲۰۱۶؛ بخشی از کتابخانه کاکرین www.cochranelibrary.com، شامل پایگاه ثبت تخصصی گروه عملکرد موثر و سازماندهی مراقبت در کاکرین (EPOC)؛ (جستوجو در ۱۲ می ۲۰۱۶)؛ MEDLINE In‐Process and Other Non‐Indexed Citations؛ MEDLINE Daily و MEDLINE (۱۹۴۶ تا حال حاضر)؛ OvidSP (جستوجو در ۱۲ می ۲۰۱۶)؛ CINAHL (سال ۱۹۸۱ تا حال حاضر)؛ EbscoHost (جستوجو در ۱۲ می ۲۰۱۶)؛ Embase (۱۹۸۰ تا هفته ۳۴ سال ۲۰۱۴)؛ OvidSP (جستوجو در ۲ سپتامبر ۲۰۱۴)؛ LILACS؛ VHL (جستوجو در ۲ سپتامبر ۲۰۱۴)؛ چکیده مقالات جامعهشناسی (Sociological Abstracts) (۱۹۵۲ تا حال حاضر)؛ ProQuest (جستوجو در ۲ سپتامبر ۲۰۱۴) را جستوجو کردیم. جستوجوی استنادی را برای تمام مطالعات وارد شده در Science Citation Index and Social Sciences Citation Index از سال ۱۹۷۵ تا به امروز؛ Emerging Sources Citation Index (از سال ۲۰۱۵ تا به امروز) و ISI Web of Science (جستوجو در ۲ جولای ۲۰۱۶) انجام دادیم. همچنین دو پایگاه ثبت کارآزماییها: ICTRP و ClinicalTrials.gov را بررسی کردیم (جستوجو در ۵ جولای ۲۰۱۶).
چهارده مطالعه (۱۰ RCT خوشهای و چهار RCT فردی) معیارهای ورود را به مطالعه داشتند. این مطالعات در گرجستان (یک مطالعه)، غنا (یک مطالعه)، هندوراس (یک مطالعه)، هند (دو مطالعه)، مالی (یک مطالعه)، مکزیک (یک مطالعه)، نیکاراگوئه (یک مطالعه)، نپال (یک مطالعه)، پاکستان (چهار مطالعه)، و زیمبابوه (یک مطالعه) انجام شدند. در یک مطالعه خطر سوگیری نامشخص بود، و ۱۳ مطالعه نیز خطر سوگیری بالایی داشتند. مداخلات ارزیابی شده در مطالعات شامل آموزش سلامت مبتنی بر جامعه (سه مطالعه)، آموزش سلامت مبتنی بر تسهیلات (facility‐based) (سه مطالعه)، مشوقهای خانوار (household incentive) (سه مطالعه)، جلسات اطلاعرسانی منظم ایمنسازی (یک مطالعه)، بازدید از منزل (یک مطالعه)، نظارت حمایتی (یک مطالعه)، کمپینهای اطلاعاتی (یک مطالعه)، و ادغام خدمات ایمنسازی با درمان پیشگیرانه متناوب مالاریا (یک مطالعه)، بودند.
شواهدی را با قطعیت متوسط یافتیم مبنی بر اینکه آموزش سلامت در جلسات روستایی یا خانگی، احتمالا پوشش سه دوز واکسنهای سهگانه دیفتری، کزاز و سیاه سرفه را بهبود میبخشد (DTP۳: خطر نسبی (RR): ۱,۶۸؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۹ تا ۲.۵۹). همچنین شواهدی را با قطعیت پائین در این خصوص به دست آوردیم که آموزش سلامت ارائه شده در مراکز درمانی به علاوه طراحی مجدد کارتهای یادآوری واکسیناسیون ممکن است پوشش واکسنهای سهگانه DTP۳ را بهتر کند (RR: ۱.۵۰؛ ۹۵% CI: ۱.۲۱ تا ۱.۸۷). مشوقهای مالی خانوار ممکن است تاثیری اندک یا عدم تاثیر بر پوشش واکسیناسیون کامل داشته باشند (RR: ۱.۰۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۰ تا ۱.۲۳؛ شواهد با قطعیت پائین). دسترسی به واکسیناسیون منظم ممکن است پوشش واکسیناسیون کامل را بهبود بخشد (RR: ۳.۰۹؛ ۹۵% CI؛ ۱.۶۹ تا ۵.۶۷؛ شواهد با قطعیت پائین) که اگر با مشوقهای خانوار همراه شود، احتمالا بهبود قابلملاحظهای را در پی دارد (RR: ۶.۶۶؛ ۹۵% CI؛ ۳.۹۳ تا ۱۱.۲۸؛ شواهد با قطعیت پائین). مراجعه به منزل به منظور شناسایی کودکان واکسینه نشده و ارجاع آنان به مراکز سلامت ممکن است جذب سه دوز واکسن خوراکی فلج اطفال را بهبود بخشد (RR: ۱.۲۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۰۷ تا ۱.۳۹؛ شواهد با قطعیت پائین). شواهدی با قطعیت پائین وجود داشت مبنی بر اینکه ادغام واکسیناسیون با دیگر خدمات میتواند موجب بهبود پوشش واکسن DTP۳ شود (RR: ۱.۹۲؛ ۹۵% CI؛ ۱.۴۲ تا ۲.۵۹).
هدف از این مطالعه مروری چیست؟
هدف از انجام این مطالعه مروری کاکرین، ارزیابی تاثیر راهبردهای مختلف بر افزایش تعداد کودکان در کشورهایی با سطح درآمد پائین و متوسط است که برای پیشگیری از عفونت ناشی از یک بیماری واکسینه میشوند. محققان در کاکرین تمام مطالعات مرتبط را گردآوری و آنالیز کردند تا پاسخی برای این پرسش بیابند و در این راستا به ۱۴ مطالعه مرتبط با موضوع برخورد کردند.
آیا راهبردهای بهبود واکسیناسیون کودکان موثر هستند؟
اطلاعرسانی در خصوص واکسیناسیون به والدین و اعضای جامعه، توزیع کارتهای یادآوری واکسیناسیون که برای این منظور طراحی شدهاند، ارائه واکسن از طریق گسترش منظم واکسیناسیون با و بدون مشوقهای خانوار (پاداش)، شناسایی کودکان واکسینه نشده از طریق مراجعه به منازل و ارجاع آنها به مراکز بهداشتی و درمانی، و یکپارچهسازی خدمات واکسیناسیون با دیگر خدمات ممکن است باعث شوند تا کودکان بیشتری واکسینه شوند. با این حال، دادن پول به والدین برای اینکه کودکان خود را واکسینه کنند، ممکن است تاثیری بر انجام واکسیناسیون نداشته باشد. بیشتر این یافتهها قطعیت پائینی داشته، و به انجام تحقیقات مناسب بیشتری در این زمینه نیاز داریم.
در این مرور چه موضوعی بررسی شد؟
میلیونها کودک در کشورهایی با سطح درآمد متوسط و پائین همچنان از بیماریهایی تلف میشوند که میتوان با واکسینه کردن آنان از بروز چنین بیماریهایی پیشگیری کرد. برای این امر دلایل زیادی وجود دارد. دولتها و دیگران، راهبردهای مختلفی را امتحان کردهاند تا تعداد بیشتری از کودکان واکسینه شوند.
نتایج اصلی این مرور چه هستند؟
نویسندگان، ۱۴ مطالعه مرتبط را یافتند که در کشورهای گرجستان، غنا، هندوراس، هند، مالی، مکزیک، نیکاراگوئه، نپال، پاکستان و زیمبابوه انجام شدند. در این مطالعات، افرادی که این راهبردها روی آنان اعمال شد، با افرادی مقایسه شدند که صرفا خدمات مراقبت سلامت معمول را دریافت کردند. این مطالعات موارد زیر را نشان دادند:
اطلاعرسانی به والدین و دیگر اعضای جامعه درباره واکسیناسیون و گفتوگو درباره آن در جلسات روستایی یا خانگی احتمالا باعث میشود تا کودکان بیشتری سه دوز واکسن دیفتری، کزاز، سیاه سرفه را دریافت کنند (شواهد با قطعیت متوسط).
مطلع کردن والدین در مورد اهمیت واکسیناسیون هنگام مراجعه به مراکز سلامت همراه با ارائه کارت مخصوص یادآوری شرکتکنندگان که به همین منظور طراحی شده و ادغام خدمات واکسیناسیون با خدمات سلامت ممکن است جذب سه دوز واکسن دیفتری، کزاز و سیاه سرفه را بهبود بخشد (شواهد با قطعیت پائین).
دادن پول به والدین به این شرط که کودکان خود را واکسینه کنند، ممکن است تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در تعداد کودکانی ایجاد کند که بهطور کامل واکسینه میشوند (شواهد با قطعیت پائین).
استفاده از تیمهای واکسیناسیون برای ارائه واکسیناسیون در روستاها در زمانهای ثابت به صورت ماهانه ممکن است پوشش را برای واکسیناسیون کامل بهبود بخشد (شواهد با قطعیت پائین).
این مطالعه مروری تا چه زمانی بهروز است؟
نویسندگان، مطالعاتی را جستوجو کردند که تا می ۲۰۱۶ منتشر شدند.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb