ما ۲۳ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را شامل ۴۰۴۵ شرکتکننده وارد کردیم. در مجموع، ۱۵ مطالعه در ایالات متحده صورت گرفت، دو مطالعه در استرالیا، دو مطالعه در آلمان و یک مطالعه در هر یک از کشورهای سوئیس، کانادا، برزیل و ایرلند انجام شدند. محققان درمانها را به مدت تقریبا بیش از هفت جلسه (بین ۱ تا ۱۴ جلسه) برای تقریبا ۱۲ هفته (بین یک تا ۵۶ هفته) ارائه کردند.
بهطور کلی، خطر سوگیری (bias) در سراسر مطالعات متوسط بود، بدین معنا که، هیچ کارآزمایی دارای خطر بالای سوگیری انتخاب، سوگیری ریزش یا سوگیری گزارشدهی نبود. به علاوه، کارآزماییها شامل تعداد زیادی از شرکتکنندگان بودند، و هر کارآزمایی پایبندی شرکتکنندگان را به درمانهای ارائه شده تضمین کرد. در مقابل، به دلیل ماهیت مداخلات ارائه شده، کورسازی شرکتکنندگان امکانپذیر نبود و گزارشهای مربوط به کورسازی پژوهشگر اغلب نامشخص بوده یا ارائه نشده بود. نیمی از مطالعات مرور شده شامل تایید کولترال (collateral) یا آنالیز ادراری (urinalysis) برای تایید دادههای خود‐گزارشی بودند که منجر به نگرانی در مورد سوگیری عملکرد و سوگیری تشخیص میشد. در نهایت، نگرانیها از سوگیریهای دیگر مبتنی بر عدم ارزیابی نسبتا مداوم مصرف موادی غیر از کانابیس یا استفاده از درمانهای اضافی قبل یا در طول دوره کارآزمایی بودند.
زیرمجموعهای از مطالعات، جزئیات کافی را درباره مقایسه اثرات هرگونه مداخلهای در برابر کنترل غیرفعال بر پیامدهای اولیه مورد نظر در پیگیری اولیه (میانه عددی دوره پیگیری، چهار ماه) ارائه ندادند. نتایج، شواهدی را با کیفیت متوسط نشان دادند که حدود هفت نفر از ۱۰ شرکتکننده دریافتکننده مداخله، درمان را به صورتی که در نظر گرفته شده بود، کامل کردند (اندازه اثر (ES): ۰,۷۱؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۶۳ تا ۰.۷۸؛ ۱۱ مطالعه، ۱۴۲۴ شرکتکننده)، و کسانی که مداخله روانیاجتماعی را دریافت کردند، در مقایسه با افراد دریافتکننده کنترل غیرفعال تعداد روزهای کمتری کانابیس مصرف کردند (تفاوت میانگین (MD): ۵.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۳.۰۸ تا ۸.۲۶؛ ۶ مطالعه، ۱۱۴۴ شرکتکننده). علاوه بر این، شواهدی با کیفیت پائین نشان داد که افراد دریافتکننده مداخله بیشتر احتمال دارد که شیوع نقطهای پرهیز (point‐prevalence abstinence) را گزارش کنند (خطر نسبی (RR): ۲.۵۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۴ تا ۴.۸۳؛ شش مطالعه، ۱۱۶۶ شرکتکننده) و علائم وابستگی (تفاوت میانگین استانداردشده (SMD): ۴.۱۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۶۷ تا ۶.۶۳؛ ۴ مطالعه، ۸۸۹ شرکتکننده) و مشکلات مرتبط با کانابیس کمتری را در مقایسه با افراد دریافتکننده کنترل غیرفعال (SMD: ۳.۳۴؛ ۹۵% CI؛ ۱.۲۶ تا ۵.۴۲؛ ۶ مطالعه، ۲۲۰۲ شرکتکننده) گزارش کردند. در نهایت، شواهدی با کیفیت بسیار پائین نشان دادند که افراد دریافتکننده مداخله در مقایسه با افراد دریافتکننده کنترل غیرفعال، استفاده از شرکای کمتری را در روز گزارش کردند (SMD: ۳.۵۵؛ ۹۵% CI؛ ۲.۵۱ تا ۴.۵۹؛ ۸ مطالعه، ۱۶۰۰ شرکتکننده). نکته قابل توجه اینکه، تجزیهوتحلیل زیرگروهها نشان داد مداخلات بیش از ۴ جلسه که در دورهای بیش از یکماه بهطول انجامند (با شدت بالا)، پیامدهای بهبود یافته باثباتتری (به ویژه از نظر فراوانی مصرف کانابیس و شدت وابستگی) را در کوتاهمدت، در مقایسه با مداخلاتی با شدت پائین، ایجاد کردند.
ثابتترین شواهد از استفاده از درمان شناختیرفتاری (CBT)، درمان افزایش انگیزه (MET) و به ویژه ترکیب آنها برای کمک به کاهش فراوانی مصرف کانابیس (MET: MD: ۴,۴۵؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۰ تا ۷.۰۰؛ چهار مطالعه، ۶۱۲ شرکتکننده؛ CBT: MD: ۱۰.۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۷.۴۴ تا ۱۴.۴۴؛ یک مطالعه، ۱۳۴ شرکتکننده؛ MET + CBT: MD: ۷.۳۸؛ ۹۵% CI؛ ۳.۱۸ تا ۱۱.۵۷؛ سه مطالعه، ۳۹۸ شرکتکننده) و شدت وابستگی (MET: SMD: ۴.۰۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۹۷ تا ۶.۱۷؛ دو مطالعه، ۳۱۶ شرکتکننده؛ MET + CBT: SMD: ۷.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۳ تا ۱۴.۸۵؛ سه مطالعه، ۵۷۳ شرکتکننده) در پیگیریهای اولیه حمایت میکنند، اگرچه هیچ مداخله خاصی در نه ماه پیگیری یا بیشتر بهطور مداوم موثر نبود. علاوه بر این، دادههای به دست آمده از پنج مورد از شش مطالعه، از افزودن مشوقهای مبتنی بر کوپن برای نتیجه تست ادرار منفی مصرف کانابیس به منظور تقویت اثر درمان بر فراوانی مصرف کانابیس حمایت کرد. یک مطالعه تکی به نتایج متضادی طی یک دوره پیگیری ۱۲ ماهه دست یافت، زیرا پیامدهای پس از درمان مربوط به کاهش کلی در فراوانی مصرف کانابیس به نفع CBT بهتنهایی و بدون افزودن مدیریت اقتضایی مبتنی بر پرهیز یا مبتنی بر پایبندی به درمان بود. در مقابل، شواهد مربوط به ارائه مشاوره در رابطه با مواد مخدر، حمایت اجتماعی، پیشگیری از عود و مدیتیشن (مراقبه) مبتنی بر آگاهی ذهن ضعیف بود زیرا تعداد مطالعات شناسایی شده کم بوده، اطلاعات مربوط به پیامدهای درمان ناکافی و میزان پایبندی به درمان پائین بودند. در راستای ارائه درمان برای مصرف مواد دیگر، در کل میزان پرهیز نسبتا کم بود، تقریبا یک‐چهارم از شرکتکنندگان در پیگیری نهایی از مصرف مواد خودداری کردند. سرانجام، سه مطالعه دریافت که مداخله میان شرکتکنندگان در کلینیکهای روانپزشکی قابل مقایسه با درمان معمول بود و هیچ تفاوت بین‐گروهی را در هیچ یک از پیامدهای وارد شده گزارش ندادند.
پیشینه
اختلال مصرف کانابیس (cannabis) شایعترین اختلال ناشی از مصرف مواد غیرقانونی در جمعیت عمومی است. علیرغم اینکه تعداد زیادی از مصرفکنندگان کانابیس به دنبال درمان هستند، کارآزماییهای بالینی انجام شده برای کشف اثربخشی مداخلات روانیاجتماعی برای اختلال مصرف کانابیس بهطور محدود انجام شدهاند.
ویژگیهای مطالعه
نویسندگان مرور در کل ۲۳ مطالعه را شامل ۴۰۴۵ شرکتکننده بزرگسال وارد کردند که اغلب کانابیس مصرف میکردند. این مرور شامل گروههای شرکتکنندهای بود که حداقل از ۷۰% مصرفکنندگان روزانه یا تقریبا روزانه تشکیل شده، یا داشتن اختلال مصرف کانابیس را گزارش کرده یا به دلیل مصرف کانابیس به دنبال درمان بودند. متوسط سن شرکتکنندگان ۲۸,۲ سال بود. اکثر شرکتکنندگان مرد بودند (بهطور متوسط ۷۲.۵%، به جز دو کارآزمایی که فقط زنان را به کار گرفتند). اغلب (۱۵) مطالعات در ایالات متحده آمریکا انجام شدند، دو مطالعه در آلمان، دو مطالعه در استرالیا و یک مطالعه در هر یک از کشورهای برزیل، کانادا، سوئیس و ایرلند انجام شدند.
مطالعات هفت نوع مداخله مختلف را مقایسه کردند: درمان شناختی رفتاری (CBT)، درمان افزایش انگیزه (MET)، ترکیبی از MET و CBT؛ (MET + CBT)، مدیریت اقتضایی (CM)، حمایت اجتماعی (SS)، مدیتیشن (مراقبه) مبتنی بر آگاهی ذهن (MM) و آموزش و مشاوره درباره مواد مخدر (DC).
یافتههای کلیدی
اختلال مصرف کانابیس مانند سایر اختلالات مصرف داروهای غیرقانونی، با مداخلات روانیاجتماعی ارائه شده در شرایط سرپایی و در سطح جامعه به آسانی درمان نمیشوند. CBT در جلسات فردی و گروهی و MET در جلسات فردی سازگارترین درمانهای مورد بررسی بودند؛ آنها اثربخشی بیشتری را نسبت به شرایط کنترل نشان دادند. به ویژه، درمان روانیاجتماعی در کاهش فراوانی مصرف کانابیس (نه مطالعه پیامدهای برتر و چهار مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند)، مقدار مصرف در هر بار (هفت مطالعه پیامدهای برتر و دو مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند) و شدت وابستگی (هفت مطالعه پیامدهای برتر و دو مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند)، بهطور مداوم موثرتر از عدم درمان بود. در مقابل، این درمان به احتمال زیاد در بهبود مشکلات مرتبط با کانابیس (چهار مطالعه پیامدهای برتر و هفت مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند)، انگیزه ترک مصرف (هیچ مطالعهای پیامدهای برتر را نشان نداد و سه مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند)، مصرف مواد مخدر دیگر (هیچ مطالعهای پیامدهای برتر را نشان نداد و هفت مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند) یا سلامت روان (هیچ مطالعهای پیامدهای برتر را نشان نداد و پنج مطالعه پیامدهای قابل مقایسه را نشان دادند)، موثرتر از عدم درمان نبود. مقایسه مطالعات گزارش دهنده منافع درمان، برای زیرمجموعهای از مطالعات با پیگیری کوتاهمدت تقریبا چهار ماه، امکانپذیر بود. این تجزیهوتحلیل نشان داد که افراد دریافت کننده هر گونه مداخلهای، تعداد روزهای کمتری را از مصرف کانابیس گزارش کردند، از شرکای کمتری در هر روز استفاده کردند و علائم کمتری را از وابستگی و مشکلات مرتبط با کانابیس گزارش کردند. مداخلات با شدت بالا به مدت بیش از چهار جلسه و مداخلاتی که در دورهای بیش از یک ماه ارائه شدند، به ویژه مداخلات MET + CBT، بیشترین اثربخشی را داشتند. علاوه بر این، مداخلات توسط اکثر شرکتکنندگان به پایان رسید. به ویژه، سه مطالعه اثربخشی مداخله روانیاجتماعی را در مقایسه با درمان معمول که در مراکز روانپزشکی سرپایی ارائه شد، بررسی کرده و شواهد کمی را از تفاوتهای معنیدار گروهی در پیامدهای درمان گزارش کردند. در نهایت، نتایج حاصل از شش مطالعه، که شامل درمانهای کمکی مدیریت اقتضایی بودند، ترکیب شدند اما نشان دادند که در ترکیب با CBT یا با MET + CBT، فراوانی مصرف کانابیس و شدت وابستگی به آن، به احتمال زیاد بهبود مییابد. محققان هیچ گزارشی را از عوارض جانبی ارائه نکردند.
کیفیت شواهد
شواهد تا جولای ۲۰۱۵ بهروز است. دو نویسنده مرور (Le Foll و Copeland) از کمپانی GW داروی نابیکسیمولس (nabiximols) (با نام تجاری Sativex) را به صورت اهدایی دریافت کردند، اگرچه هیچ یک از نویسندگان مرور بهطور مستقیم بودجهای را برای تکمیل این مرور دریافت نکردند. از آنجایی که هیچ یک از کارآزماییها تمامی پیامدهای مورد نظر درمان را ارزیابی نکردند، و تنوع در معیارهای وارد شده زیاد بود، کیفیت شواهد میان پیامدهای اولیه بسیار پایین تا متوسط بود و محدودیتهای جدی داشت. علاوه بر این، ارزیابی مصرف مواد دیگر، از جمله مصرف تنباکو، یا استفاده از درمانهای اضافی در طول دوره کارآزمایی نادر بود. خروج شرکتکننده از مطالعه نیز یک نگرانی محسوب میشد، به طور متوسط، بیش از ۲۰% از شرکتکنندگان در سراسر مطالعات در پیگیری نهایی از دست رفتند، اما بسیاری از مطالعات سوگیری (bias) ریزش نمونه را از طریق طرحهای تجزیهوتحلیل مناسب، بررسی کردند. در مقابل، ما شواهد کمی را از سوگیری گزارشدهی انتخابی یا سوگیری انتخاب پیدا کردیم.
مصرف کانابیس (cannabis) در سراسر دنیا شایع و گسترده است. در حال حاضر هیچ یک از درمانهای دارویی برای درمان اختلالات مصرف کانابیس مورد تایید قرار نگرفتهاند.
این یک بهروزرسانی از مرور کاکرین است که نخستینبار در کتابخانه کاکرین در شماره ۱۲، سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
ما ۲۱ RCT را شامل ۱۷۵۵ شرکتکننده وارد کردیم: ۱۸ مطالعه بزرگسالان (میانگین سنی ۲۲ تا ۴۱ سال) را وارد کردند؛ سه مطالعه افراد جوان (میانگین سنی ۲۰ سال) را هدف قرار دادند. اکثر شرکتکنندگان (۷۵%) مرد بودند. این مطالعات دارای خطر پائین سوگیری (bias) عملکرد، سوگیری تشخیص و گزارشدهی انتخابی پیامد بودند. یک مطالعه در معرض خطر سوگیری انتخاب، و سه مطالعه در معرض خطر سوگیری ریزش نمونه (attrition bias) قرار داشتند.
تمام مطالعات مقایسه داروی فعال و دارونما را انجام دادند. داروها، همانند پیامدهای گزارش شده، متنوع بودند، و این امر محدوده تجزیهوتحلیل را محدود کرد.
احتمال پرهیز از مصرف مواد در پایان درمان با ترکیبات ۹Δ‐ تتراهیدروکانابینول (tetrahydrocannabinol; THC) نسبت به دارونما بیشتر نبود (خطر نسبی (RR): ۰,۹۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI)؛ ۰.۶۴ تا ۱.۵۲؛ ۳۰۵ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه؛ شواهد با کیفیت متوسط). در مورد داروهای ضد‐افسردگی مهار کننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI)، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی، داروهای ضد‐تشنج (anticonvulsants) و تثبیت کنندههای خلقوخو (mood stabilisers)، بوسپیرون (buspirone) و N‐ استیل سیستئین (N‐acetylcysteine)، هیچ تفاوتی از نظر احتمال پرهیز از مصرف کانابیس در پایان درمان در مقایسه با دارونما وجود نداشت (شواهد با کیفیت پائین تا بسیار پائین).
شواهد کیفی مبنی بر کاهش شدت نشانههای ترک مصرف با ترکیبات THC در مقایسه با دارونما به دست آمد. برای دیگر درمانهای دارویی، این پیامد یا بررسی نشد، یا هیچگونه تفاوت معنیداری را گزارش نکرد.
احتمال بروز عوارض جانبی با ترکیبات THC (RR؛ ۱,۰۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۹ تا ۱.۱۷؛ ۳۱۸ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه)، یا N‐ استیل سیستئین (RR؛ ۰.۹۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۱ تا ۱.۲۳؛ ۴۱۸ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه) در مقایسه با دارونما بیشتر نبود (شواهد با کیفیت متوسط). در مورد داروهای ضد‐افسردگی SSRI، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی، بوسپیرون و N‐ استیل سیستئین، هیچ تفاوتی از نظر عوارض جانبی در مقایسه با دارونما به دست نیامد (شواهد با کیفیت پائین تا بسیار پائین).
هیچ تفاوتی از نظر احتمال ترک درمان به علت ابتلا به عوارض جانبی با ترکیبات THC، داروهای ضد‐افسردگی SSRI، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی، داروهای ضد‐تشنج و تثبیت کنندههای خلقوخو، بوسپیرون و N‐ استیل سیستئین در مقایسه با دارونما دیده نشد (شواهد با کیفیت پائین تا بسیار پائین).
هیچ تفاوتی از نظر احتمال تکمیل درمان با ترکیبات THC، داروهای ضد‐افسردگی SSRI، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی و بوسپیرون در مقایسه با دارونما (شواهد با کیفیت پائین تا بسیار پائین)، یا با N‐ استیل سیستئین در مقایسه با دارونما (RR؛ ۱,۰۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۳ تا ۱.۲۱؛ ۴۱۸ شرکتکننده؛ ۲ مطالعه؛ شواهد با کیفیت متوسط) مشاهده نشد. به نظر میرسد که داروهای ضد‐تشنج و تثبیت کنندههای خلقوخو احتمال تکمیل دوره درمان را کاهش میدهند (RR؛ ۰.۶۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۰.۹۲؛ ۱۴۱ شرکتکننده؛ ۳ مطالعه؛ شواهد با کیفیت پائین).
شواهد موجود درباره گاباپنتین (gabapentin) (داروی ضد‐تشنج)، اکسیتوسین (نوروپپتید (neuropeptide)) و اتموکسیتین (atomoxetine) برای تخمین اثربخشی کافی نبودند.
شواهد کاملی برای تمامی درمانهای دارویی بررسی شده وجود ندارد، و کیفیت شواهد برای بسیاری از پیامدها پائین یا بسیار پائین بود. یافتهها حاکی از آن هستند که داروهای ضد‐افسردگی SSRI، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی، بوپروپیون (bupropion)، بوسپیرون و اتموکسیتین احتمالا دارای ارزش کمی در درمان وابستگی به مصرف کانابیس هستند. با توجه به محدود بودن شواهد مربوط به اثربخشی، ترکیبات THC را باید همچنان به صورت تجربی، و با تاثیرات مثبت اندک بر نشانههای ترک و میل زیاد به مصرف، در نظر گرفت. قدرت شواهد مربوط به داروی ضد‐تشنج گاباپنتین، اکسیتوسین و N‐ استیل سیستئین ضعیف است، اما این داروها همچنان ارزش بررسی بیشتر را دارند.
پیشینه
استفاده از کانابیس (cannabis) نسبتا شایع بوده و در سراسر دنیا متداول است. تقاضای درمان از سوی مصرفکنندگان کانابیس در اکثر مناطق دنیا رو به افزایش است. تلاش برای جرمزدایی (decriminalise) یا قانونی کردن مصرف کانابیس در برخی کشورها احتمالا منجر به ادامه یافتن این روند میشود. در حال حاضر هیچ دارویی وجود ندارد که بهطور خاص برای درمان مصرف کانابیس به کار رود. این مرور به دنبال ارزیابی اثربخشی و ایمنی داروهای مورد استفاده برای درمان وابستگی به مصرف کانابیس بود.
تاریخ جستوجو
در مارچ ۲۰۱۸ به جستوجو در منابع علمی پرداختیم.
ویژگیهای مطالعه
ما ۲۱ کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده (مطالعات بالینی که در آنها افراد به صورت تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمانی تخصیص مییابند) را شامل ۹۰۹ شرکتکننده درمان شده با داروهای فعال، و ۸۴۶ شرکتکننده تحت درمان با دارونما (placebo) (درمان ساختگی)، شناسایی کردیم. ویژگیهای کلیدی وابستگی به مصرف مواد مخدر عبارتند از مصرف اجباری (compulsive use)، از دست دادن کنترل برای مصرف و نشانههای قطع مصرف هنگام ترک مواد مخدر. این مرور شامل مطالعاتی بود که در آنها شرکتکنندگان به عنوان وابسته توصیف شده یا احتمال میرفت که به خاطر مصرف کانابیس به صورت چند روز در هفته، یا روزانه، دچار وابستگی شوند.
میانگین سنی شرکتکنندگان در مطالعات مجزا از ۲۲ سال تا ۴۱ سال متغیر بود، به استثنای سه مطالعه که روی افراد جوان متمرکز شده بودند. اغلب (۷۵%) شرکتکنندگان مطالعه مرد بودند. بیشتر (۱۶ مورد) مطالعات در ایالات متحده آمریکا، سه مطالعه در استرالیا، یک مطالعه در کانادا و یک مطالعه در اسرائیل انجام شدند. مطالعات طیف گستردهای را از داروها برای کاهش نشانههای ترک مصرف کانابیس و برای تشویق به توقف یا کاهش مصرف کانابیس بررسی کردند.
چهار مطالعه داروهای خود را از شرکت دارویی تولید کننده دریافت کردند، اما هیچیک از آنها توسط شرکتهای دارویی تامین مالی نشدند. یک مطالعه منبع تامین مالی یا دارویی خود را گزارش نکرد.
نتایج کلیدی
در مورد پیامد پرهیز (abstinence) از مصرف مواد در پایان دوره درمان، محصولات ۹Δ‐ تتراهیدروکانابینول (tetrahydrocannabinol; THC؛ عنصر اصلی تشکیل دهنده کانابیس) احتمالا اثربخش نبود؛ داروهای ضد‐افسردگی با عنوان مهار کنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (selective serotonin reuptake inhibitors; SSRI)، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی، دارویی به نام بوسپیرون (buspirone) و دارویی به نام N‐ استیل سیستئین (N‐acetylcysteine)، نیز ممکن است موثر نباشند؛ و درباره تاثیر داروهای ضد‐تشنج (anticonvulsants) و تثبیت کنندههای خلقوخو (mood stabilisers) مطمئن نیستیم.
برای پیامد تکمیل دوره برنامهریزیشده درمان، محصولات THC، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی، داروهای ضد‐تشنج و تثبیت کنندههای خلقوخو ممکن است اثربخش نباشند، درباره تاثیر داروهای ضد‐افسردگی SSRI مطمئن نبودیم، و N‐ استیل سیستئین از تکمیل درمان حمایت نکرد. استفاده از داروهای ضد‐تشنج و تثبیت کنندههای خلقوخو ممکن است احتمال ترک زودهنگام درمان را توسط افراد افزایش دهند.
ترکیبات THC و N‐ استیل سیستئین در مقایسه با دارونما (placebo) به احتمال زیاد منجر به بروز عوارض جانبی نمیشوند، داروهای ضد‐افسردگی با عملکرد ترکیبی و بوسپیرون در مقایسه با دارونما منجر به بروز عوارض جانبی بیشتری نمیشوند، و درباره داروهای ضد‐افسردگی SSRI مطمئن نبودیم.
بر اساس نتایج پژوهش فعلی، تمام داروها باید همچنان تجربی یا آزمایشی در نظر گرفته شوند.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد برای بسیاری از پیامدها در این مرور در سطح پائین یا بسیار پائین قرار داشت، زیرا هر دارو توسط تعداد کمی از مطالعات (از یک مطالعه تا چهار مطالعه) بررسی شدند، هر مطالعه تعداد اندکی شرکتکننده داشت، میان یافتهها ناهمگونیهایی مشاهده شد، و به دلیل خروج شرکتکنندگان مطالعه از درمان، خطر سوگیری (bias) وجود داشت.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb