جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Amanda J Williams

Luke Wolfenden، Jannah Jones، Christopher M Williams، Meghan Finch، Rebecca J Wyse، Melanie Kingsland، Flora Tzelepis، John Wiggers، Amanda J Williams، Kirsty Seward، Tameka Small، Vivian Welch، Debbie Booth، Sze Lin Yoong،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
علیرغم وجود مداخلات موثر و توصیه‌های راهنمای بهترین عملکرد برای خدمات مراقبت از کودک برای اجرای سیاست‌ها، شیوه‌ها و برنامه‌های مبتنی بر شواهد در ترویج تغذیه سالم، فعالیت بدنی و جلوگیری از افزایش وزن ناسالم، بسیاری از خدمات در انجام این کار شکست می‌خورند.
اهداف

هدف اولیه این مطالعه مروری، بررسی اثربخشی استراتژی‌ها با هدف بهبود اجرای سیاست‌ها، عملکردها یا برنامه‌های خدمات مراقبت کودکان است که تغذیه سالم کودک، فعالیت بدنی و/ا پیشگیری از چاقی را ترویج می‌دهند.
اهداف ثانویه این مطالعه مروری عبارت بودند از:

۱. بررسی هزینه یا هزینه‐اثربخشی چنین استراتژی‌هایی؛
۲. بررسی هرگونه عوارض جانبی چنین استراتژی‌هایی بر خدمات مراقبت از کودک، کارکنان خدمات مراقبت یا کودکان؛
۳. بررسی تاثیر چنین استراتژی‌هایی بر رژیم غذایی، فعالیت بدنی یا وضعیت وزن کودک.

۴. توصیف قابلیت پذیرش مداخله، پذیرش، نفوذ، پایداری و مناسب بودن چنین استراتژی‌های اجرایی.

روش های جستجو
بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی زیر را در ۲۲ فوریه ۲۰۱۹ جست‌وجو کردیم: پایگاه مرکزی ثبت کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ MEDLINE In Process؛ Embase؛ PsycINFO؛ ERIC؛ CINAHL و SCOPUS برای مطالعات مرتبط. هم‌چنین فهرست منابع کارآزمایی‌های وارد شده را جست‌وجو کرده، دو مجله علمی را درباره اجرای بین‌المللی به‌صورت دستی بررسی کرده، و پلت‌فرم بین‌المللی ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت (www.who.int/ictrp/) و ClinicalTrials.gov؛ (www.clinicaltrials.gov) را جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
هر نوعی از مطالعه (تصادفی‌سازی یا غیر‐تصادفی‌سازی) را با گروه کنترل موازی وارد کردیم که هرگونه استراتژی را در جهت بهبود اجرای یک رژیم غذایی سالم، فعالیت بدنی یا سیاست پیشگیری از چاقی توسط کارکنان خدمات مراقبت از کودکان مرکز‐محور، با عدم‐مداخله، عمل «معمول» یا استراتژی جایگزین مقایسه کردند. خدمات مراقبت از کودکان مرکز‐محور شامل پیش‌دبستانی‌ها، پرورشگاه‌ها، خدمات مراقبت روزانه طولانی و مهدهای کودک پیش از تحصیل اجباری (معمولا تا پنج تا شش سالگی) بود.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم عناوین و چکیده‌های مطالعه را غربالگری کردند، داده‌های مطالعه را استخراج کرده و خطر سوگیری (bias) را ارزیابی کردند؛ اختلافات را از طریق اجماع نظر حل کردیم. در جایی که مطالعاتی با داده‌ها و همگونی مناسب شناسایی شدند، متاآنالیز را با استفاده از یک مدل اثرات‐تصادفی انجام دادیم؛ در غیر اینصورت، یافته‌ها به صورت نقل قول (narrative) توصیف شدند.
نتایج اصلی

بیست‌‐یک مطالعه، شامل ۱۶ مطالعه تصادفی‌سازی شده و پنج مطالعه تصادفی‌سازی نشده، در این مرور وارد شدند. این مطالعات به دنبال بهبود اجرای سیاست‌ها، شیوه‌ها یا برنامه‌هایی بودند که تغذیه سالم (شش مطالعه)، فعالیت فیزیکی (سه مطالعه) یا هر دو مورد تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی (۱۲ مطالعه) را دنبال کردند. مطالعات در ایالات متحده (n = ۱۲)، استرالیا (n = ۸) و ایرلند (n = ۱) انجام شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه شامل مجموعا ۱۹۴۵ خدمات مراقبت از کودک بودند که طیفی را از استراتژی‌های اجرایی از جمله مواد آموزشی، جلسات آموزشی، حسابرسی و بازخورد (audit and feedback)، رهبران نظر (opinion leader)، مشوق‌ها یا کمک‌های مالی کوچک، بازدیدهای آموزشی یا جزئیات علمی، یادآوری‌ها و مداخلات متناسب بررسی کردند. اغلب مطالعات (n = ۱۹) راهبردهای اجرایی را در مقابل شیوه‌های معمول یا حداقل کنترل پشتیبانی مورد بررسی قرار دادند، و دو مورد از آن‌ها انواع مختلف استراتژی‌های اجرایی را مقایسه کردند. برای پیامدهای اجرایی، شش مطالعه (یک RCT) در معرض خطر بالای سوگیری در نظر گرفته شدند.

یافته‌های مرور نشان می‌دهند که استراتژی‌های اجرایی احتمالا باعث بهبود اجرای سیاست‌ها، شیوه‌ها یا برنامه‌هایی می‌شوند که تغذیه سالم، فعالیت جسمانی و/یا پیشگیری از چاقی کودک را در مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان ترویج می‌کنند. از ۱۹ مطالعه‌ای که یک استراتژی را با شیوه معمول یا کنترل حمایت حداقلی مقایسه کردند، ۱۱ مطالعه (نه RCT) از معیارهای اجرایی نمره‐محور (مثلا، امتیاز محیط تغذیه مرکز خدمات مراقبت از کودک) استفاده کردند. نه مورد از این مطالعات در آنالیزهای تجمعی وارد شدند، که بهبود را در پیامد اجرایی پیدا کردند (SMD: ۰,۴۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۱۹ تا ۰.۷۹؛ شرکت‏‌کنندگان = ۴۹۵؛ شواهد با قطعیت متوسط). ده مطالعه (هفت RCT) از معیارهای دو‐حالتی اجرایی (مثلا، نسبتی از مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان که در حال اجرای یک سیاست یا شیوه خاص بودند) استفاده کردند، هفت مورد از آنها در آنالیزهای تجمعی وارد شدند (OR: ۱.۸۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۱ تا ۴.۱۱؛ شرکت‏‌کنندگان = ۳۹۱، شواهد با قطعیت پائین).

یافته‌ها حاکی از آن است که چنین مداخلاتی احتمالا منجر به تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در فعالیت فیزیکی کودک (چهار RCT؛ شواهد با قطعیت متوسط) یا وضعیت وزن (سه RCT؛ شواهد با قطعیت متوسط) شده و ممکن است منجر به تفاوتی اندک یا عدم تفاوت در رژیم غذایی کودک شود (دو RCT؛ شواهد با قطعیت پائین). هیچ یک از مطالعات، هزینه یا هزینه‐اثربخشی مداخله را گزارش نکردند. سه مطالعه تاثیرات زیان‌آور مداخلات را بر کارکنان مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان، کودکان و والدین مورد ارزیابی قرار داده و همگی نشان دادند که تفاوتی اندک تا عدم تفاوت در عوارض جانبی (به عنوان مثال آسیب کودک) بین گروه‌ها وجود دارد (سه RCT؛ شواهد با قطعیت پائین). کیفیت متناقض شواهد در سراسر پیامدهای مرور و طراحی‌های مطالعه شناخته شد، که از بسیار پائین تا متوسط بودند.

محدودیت اصلی این مرور، فقدان اصطلاحات متداول در علم اجرایی بود، که ممکن است به عدم شناسایی مطالعات بالقوه مرتبط براساس واژه‌های جست‌وجوی مورد استفاده بی‌انجامد.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
تحقیقات فعلی حاکی از آن است که استراتژی‌های اجرایی احتمالا اجرای سیاست‌ها، عملکردها یا برنامه‌های مربوط به مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان را بهبود بخشیده و ممکن است تاثیری اندک یا عدم تاثیر بر معیارهای عوارض جانبی داشته باشد. با این حال، به نظر می‌رسد که چنین استراتژی‌هایی هیچ تاثیری بر معیارهای رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی یا وضعیت وزن ندارند.
خلاصه به زبان ساده

بهبود اجرای سیاست‌ها، شیوه‌ها یا برنامه‌های تغذیه سالم، فعالیت فیزیکی و پیشگیری از چاقی در مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان

سوال مطالعه مروری
هدف این مرور، بررسی اثرات استراتژی‌هایی برای بهبود پیاده‌سازی (یا تصحیح انجام) سیاست‌ها، شیوه‌ها یا برنامه‌ها توسط مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان است که مروج تغذیه سالم، فعالیت بدنی و/یا پیشگیری از چاقی کودکان به شمار می‌آیند. ما می‌خواستیم هزینه یا هزینه‐اثربخشی فراهم آوردن پشتیبانی اجرایی را تعیین کنیم، اینکه استراتژی‌های پشتیبانی با هر گونه عوارض جانبی مرتبط بودند یا خیر، و اینکه تاثیری بر تغذیه، فعالیت فیزیکی یا وضعیت وزن کودک داشتند یا خیر. هم‌چنین به قابلیت پذیرش استراتژی اجرایی، مقبولیت، نفوذ، پایداری و مناسب بودن آن نگاه کردیم.
پیشینه
برخی از مداخلات مبتنی بر مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان، تاثیری را بر بهبود رژیم غذایی کودک، افزایش فعالیت فیزیکی کودک و پیشگیری از افزایش وزن نشان نداده‌اند. علی‌رغم وجود چنین شواهد و توصیه‌های بهترین شیوه برای مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان به منظور اجرای این سیاست‌ها، شیوه‌ها یا برنامه‌ها، بسیاری از مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان در انجام این کار ناموفق بوده‌اند. بدون اجرای مناسب، کودکان از این سیاست‌ها، اعمال و برنامه‌های مراقبت از سلامت کودک بهره‌مند نخواهند شد.
ویژگی‌های مطالعه
تعداد ۲۱ مطالعه را شناسایی کردیم، که ۱۹ مورد از آن‌ها راهبردهای اجرایی را در مقابل شیوه‌های معمول یا کنترل حداقل پشتیبانی مورد بررسی قرار دادند، و دو مورد انواع مختلف استراتژی‌های اجرایی را مقایسه کردند. این مطالعات به دنبال بهبود اجرای سیاست‌ها، شیوه‌ها یا برنامه‌هایی بودند که تغذیه سالم (شش مطالعه)، فعالیت فیزیکی (سه مطالعه) یا هر دو مورد تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی (دوازده مطالعه) را دنبال کردند. در مجموع، ۲۱ مطالعه شامل مجموعا ۱۹۴۵ مرکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودک بوده و طیفی را از استراتژی‌های اجرایی از جمله مواد آموزشی، جلسات آموزشی، حسابرسی و بازخورد، رهبران نظر، مشوق‌ها یا کمک‌های مالی کوچک، بازدیدهای آموزشی یا جزئیات آکادمیک، یادآوری‌ها و مداخلات متناسب بررسی کردند. راهبردهای تست شده فقط تعداد کمی از مواردی بودند که می‌توان از آن‌ها برای بهبود اجرا در این شرایط استفاده کرد.
تاریخ جست‌وجو
شواهد تا فوریه ۲۰۱۹ به‌روز است.
نتایج کلیدی

یافته‌ها حاکی از آن است که استراتژی‌های پشتیبانی اجرایی می‌توانند اجرای سیاست‌ها، برنامه‌ها یا شیوه‌های فعالیت فیزیکی را توسط مراکز ارائه‌دهنده خدمات مراقبت از کودکان یا کارکنان آن‌ها بهبود بخشند، و به نظر نمی‌رسد که خطر آسیب کودک را افزایش دهند (شواهد با قطعیت پائین). با این حال، به نظر نمی‌رسد که چنین رویکردهایی بر رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی یا وضعیت وزن کودکان تاثیری بگذارند (شواهد با قطعیت پائین تا متوسط). هیچ یک از مطالعات وارد شده، اطلاعاتی را درباره هزینه‌های استراتژی پیاده‌سازی یا معیارهای هزینه‐اثربخشی گزارش نکردند. فقدان اصطلاحات منسجم در این حوزه تحقیقاتی ممکن است به این معنی باشد که برخی از مطالعات مرتبط در جست‌وجوی ما انتخاب نشده‌اند.


Conor Gilligan، Luke Wolfenden، David R Foxcroft، Amanda J Williams، Melanie Kingsland، Rebecca K Hodder، Emily Stockings، Tameka‐Rae McFadyen، Jenny Tindall، Shauna Sherker، Julie Rae، John Wiggers،
دوره ۲۰۱۹، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

پیشینه
مصرف الکل در جوانان، یک عامل خطر برای طیف وسیعی از آسیب‌های کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت است و باعث نگرانی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، سیاست‌گذاران، کارگران جوان، معلمان و والدین می‌شود.
اهداف

ارزیابی اثربخشی برنامه‌های پیشگیری جهانی، انتخابی، و مشخص‌ شده مبتنی بر خانواده در پیشگیری از مصرف الکل یا مشروب خوردن در کودکان سنین مدرسه (تا ۱۸ سال).

به‌طور خاص، در مورد این پیامدها، هدف این مرور عبارت بود از:

• ارزیابی اثربخشی برنامه‌های پیشگیری جهانی مبتنی بر خانواده برای همه کودکان تا ۱۸ سال («مداخلات جهانی»)؛

• ارزیابی اثربخشی برنامه‌های پیشگیری انتخابی مبتنی بر خانواده برای کودکان تا ۱۸ سال که در معرض خطر بالای مصرف الکل یا مشروب خوردن («مداخلات انتخابی (selective interventions)») قرار دارند؛ و

• ارزیابی اثربخشی برنامه‌های پیشگیری مشخص‌ شده مبتنی بر خانواده برای کودکان تا ۱۸ سالی که در حال حاضر مشروبات الکلی مصرف می‌کنند، یا کودکانی که مصرف یا مصرف منظم را آغاز کرده‌اند («مداخلات مشخص‌ شده»).

روش های جستجو
ما شواهد مرتبط را از پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (CENTRAL)، در کتابخانه کاکرین؛ MEDLINE (Ovid از ۱۹۶۶ تا جون ۲۰۱۸)؛ Embase (۱۹۸۸ تا جون ۲۰۱۸)؛ Education Resource Information Center (ERIC؛ EBSCOhost؛ از ۱۹۶۶ تا جون ۲۰۱۸)؛ PsycINFO (Ovid از ۱۸۰۶ تا جون ۲۰۱۸) و Google Scholar شناسایی کردیم. ما هم‌چنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی را جست‌وجو کرده و منابع مرورهای سیستماتیک مرتبط با موضوع و مطالعات وارد شده را به‌صورت دستی جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب
ما کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) و RCT‌های خوشه‌ای (cluster RCTs; C‐RCTs) را وارد کردیم که شامل والدین کودکان سنین مدرسه‌ای بود که بخشی از جمعیت عمومی بدون عوامل خطر شناخته‌ شده (مداخلات جهانی)، یا در معرض خطر بالای مصرف الکل یا مشروب خوردن (انتخابی) یا در حال مصرف الکل (مداخلات مشخص‌ شده) بودند. مداخلات روانی‌اجتماعی یا آموزشی شامل والدین با یا بدون دخالت فرزندان بودند که با عدم مداخله یا مداخلات جایگزین (به عنوان مثال فقط کودک)، با امکان جداسازی تجربی از مولفه‌های والدین مقایسه شدند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
ما از روش‌های استاندارد روش‌شناسی مورد انتظار کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی

ما ۴۶ مطالعه (۳۹,۸۲۲ شرکت‌کننده) را وارد کردیم که ۲۷ مطالعه برای مداخلات جهانی، ۱۲ مطالعه برای مداخلات انتخابی، و هفت مطالعه برای مداخلات مشخص‌ شده طبقه‌بندی شدند. ما متاآنالیز‌ها را براساس پیامد انجام دادیم، از جمله مطالعاتی که شیوع، فراوانی، یا مقدار حجمی مصرف الکل را گزارش کردند. کیفیت کلی شواهد پائین یا بسیار پائین بود، و ناهمگونی بالا و غیر‐قابل توضیحی وجود داشت.

پس از مقایسه هرگونه مداخله خانوادگی با عدم مداخله/مراقبت استاندارد، ما هیچ تاثیری را از مداخله بر شیوع (میانگین تفاوت استاندارد شده (SMD): ۰,۰۰؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۰۸‐ تا ۰.۰۸؛ ۱۲ مطالعه؛ ۷۴۹۰ شرکت‌کننده؛ I² = ۵۷%؛ شواهد با کیفیت پائین) یا فراوانی (SMD: ‐۰.۳۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۸۳‐ تا ۰.۲۱؛ ۸ مطالعه؛ ۱۸۳۵ شرکت‌کننده؛ I² = ۹۶%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) مصرف الکل نیافتیم. تاثیر هرگونه مداخله والدین/خانواده بر مقدار حجمی مصرف الکل در مقایسه با عدم مداخله/مراقبت استاندارد بسیار اندک بود (SMD: ‐۰.۱۴؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۷‐ تا ۰.۰۰؛ ۵ مطالعه؛ ۱۸۲۵ شرکت‌کننده؛ I² = ۴۲%؛ شواهد با کیفیت پائین).

در مقایسه مداخلات والدین/خانواده و نوجوانان در مقابل مداخلات با جوانان به‌تنهایی، هیچ تفاوتی را در شیوع (SMD: ‐۰,۳۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۹۱‐ تا ۰.۱۴؛ ۴ مطالعه؛ ۵۶۴۰ شرکت‌کننده؛ I² = ۹۹%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) یا فراوانی (SMD: ‐۰.۱۶؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۲‐ تا ۰.۰۹؛ ۴ مطالعه؛ ۹۱۵ شرکت‌کننده؛ I² = ۷۳%؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین) مصرف الکل نیافتیم. برای این مقایسه، هیچ یک از کارآزمایی‌ها، مقدار حجمی مصرف الکل را که قابل ترکیب در متاآنالیز باشد، گزارش نکرد.

به‌طور کلی، نتایج در تجزیه‌وتحلیل‌های جداگانه زیرگروه مداخلات جهانی، انتخابی و مشخص‌ شده ثابت باقی ماند. عوارض جانبی گزارش نشدند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
نتایج این مرور نشان می‌دهد که هیچ مزیت روشنی از برنامه‌های مبتنی بر خانواده برای مصرف الکل میان جوانان وجود ندارد. الگو‌ها در میان پیامدها اندکی متفاوت هستند، اما در کل، تغییر، ناهمگونی و تعداد تجزیه‌وتحلیل‌های انجام شده از نتیجه‌گیری‌ها در رابطه با اثرات مداخله پیشگیری می‌کند. برای تقویت شواهد و روشن‌سازی تاثیرات لب‌مرزی مشاهده‌ شده، انجام مطالعات مستقل بیش‌تری مورد نیاز هستند.
خلاصه به زبان ساده

پیشگیری مبتنی بر خانواده از مصرف الکل در جوانان

سوال مطالعه مروری

ما شواهد مربوط به تاثیر برنامه‌های مبتنی بر خانواده یا والدین را به‌عنوان راهی برای پیشگیری یا کاهش مصرف الکل در کودکان سنین مدرسه بررسی کردیم.

پیشینه

مصرف الکل، جوانان را در معرض خطر بالای طیف وسیعی از آسیب‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت قرار می‌دهد و باعث نگرانی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، سیاست‌گذاران، کارگران جوان، معلمان و والدین می‌شود.

تاریخ جست‌وجو

شواهد تا جون ۲۰۱۸ به‌روز بود.

ویژگی‌های مطالعه

ما ۴۶ کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده را یافتیم (مطالعاتی که در آن‌ها شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی به یکی از دو یا چند گروه مداخله یا کنترل اختصاص داده می‌شوند) که مداخلات مبتنی بر خانواده را در مقابل عدم مداخله یا یک مداخله جزئی در نوجوانان به‌تنهایی مقایسه کردند. اما مطالعات مربوط به جمعیت عمومی والدین و کودکان (مداخلات جهانی)، مطالعاتی که والدین کودکان در معرض خطر بالای مصرف الکل را مورد هدف قرار می‌دهند (مداخلات انتخابی) و مطالعاتی که والدین کودکانی را که از الکل استفاده می‌کنند (مداخلات نشان داده شده) مورد هدف قرار دادند، وارد کردیم. ما علاقه‌مند به مطالعاتی بودیم که شرکت‌کنندگان را تا چهار سال بعد از مداخله پیگیری کردند.

بیشتر مطالعات در ایالات متحده یا کشور‌های اروپایی (هلند، سوئد، لهستان و آلمان) انجام شدند. یک مطالعه در هند انجام شد. مداخلات در مراکز مختلفی از جمله مدرسه کودک یا منزل خانوادگی و از طریق اینترنت یا به‌صورت مطالب چاپی ارائه شد. مداخلات از نظر شدت، طول مدت و رویکرد متفاوت بودند، اما همه آن‌ها، استفاده از الکل یا داروهای دیگر را با ترویج رویکرد‌های مثبت والدین یا تقویت روابط والد‐فرزند، مورد هدف قرار دادند. این مداخلات متمرکز بر ارتباطات، پویایی خانواده، تنظیم قوانین و مدیریت خطر بودند.

تعداد کل شرکت‌کنندگان در مطالعات وارد شده ۳۹,۸۲۲ نفر بود و افراد جوان بین ۵ تا ۱۷ سال را مورد هدف قرار دادند. قومیت شرکت‌کنندگان در ۱۲ مطالعه با گروه‌های اقلیت قومی خاص، مختلط بود.

نتایج اصلی

به‌طور کلی، ما هیچ شواهدی را برای نشان دادن اثربخشی مداخلات مبتنی بر خانواده بر شیوع، فراوانی یا مقدار حجمی مصرف الکل در بین جوانان نیافتیم. برخی از تجزیه‌وتحلیل‌ها که بر زیرگروه‌های خاصی از مطالعات متمرکز بودند (به‌عنوان مثال، مداخلات جهانی به‌تنهایی، با هدف قرار دادن گروه‌های‌ اقلیتی قومی) اثرات اندکی را از مداخله نشان دادند اما با توجه به اختلاف در نتایج، اختلاف بین مطالعات، و کیفیت کلی پائین شواهد، ما مطمئن نیستیم که این مداخلات، تاثیر مثبتی بر مصرف الکل در جوانان دارند یا خیر. برخی از مطالعات، اثرات مثبت مداخله را بر پیامدهای ثانویه (تامین الکل توسط والدین، دخالت خانواده، سوء‌مصرف الکل و وابستگی به الکل) گزارش کردند اما تعداد آن‌ها اندک بود؛ این مطالعات قابل ترکیب نبودند، بنابراین این شواهد کافی نیستند. عوارض جانبی گزارش نشدند.

کیفیت شواهد

به‌طور کلی، فقط شواهدی با با کیفیت بسیار پائین یا پائین، تاثیرات کوچک یافت شده را در این مرور نشان می‌دهند. بسیاری از این مطالعات، این موضوع را که چگونه خانواده‌ها/ جوانان/والدین به گروه‌های مطالعه اختصاص داده شدند، یا چگونه آن‌ها تخصیص گروه را از شرکت‌کنندگان و کارکنان پنهان کردند، به اندازه کافی توصیف نکردند. ما کیفیت شواهد را به دلیل ناهمگونی (تغییر پذیری) بین مطالعات و عدم دقت (تغییرات) در نتایج کاهش دادیم. این مشکلات مربوط به کیفیت مطالعه می‌تواند منجر به برآوردهای تورمی اثرات مداخله شود، بنابراین ما نمی‌توانیم این احتمال را رد کنیم که اثرات ناچیزی که در این مرور مشاهده شد ممکن است بیش از حد برآورد شده باشند.

موسسات ملی سلامت ( National Institutes of Health; NIH) آمریکا و موسسات ملی سوء‌مصرف مشروبات الکلی و الکلیسم (National Institutes of Alcohol Abuse and Alcoholism; NIAAA)، سوء‌مصرف مواد (National Institutes of Drug Abuse; NIDA) و سلامت روان، بیش از نیمی از (۲۸/۴۶) مطالعات وارد شده را در این مرور از نظر مالی حمایت کردند. سه مطالعه هیچ اطلاعاتی را در مورد بودجه مالی خود ارائه نکردند، و فقط ۱۳ مقاله دارای تضاد منافع آشکاری بودند.



صفحه ۱ از ۱