جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای Alissa Bernholc

Laureen M Lopez، Alissa Bernholc، Mario Chen، Elizabeth E. Tolley،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
زنان جوان، به خصوص نوجوانان، اغلب به روش‌های ضد‐بارداری جدید دسترسی ندارند. دلایل این امر از نظر سیاست‌های جغرافیایی، منطقه‌ای و فرهنگی متفاوت هستند. نرخ تولد پیش‌بینی‌شده در سال ۲۰۱۵ برای مناطق «در حال‌ توسعه»، ۵۶ مورد به ازای هر ۱۰۰۰ نفر، در مقایسه با ۱۷ مورد در هر ۱۰۰۰ نفر برای مناطق «توسعه‌یافته» بود.
اهداف
شناسایی مداخلات مدرسه‌‐محور که استفاده از روش‌های ضد‐بارداری را میان نوجوانان بهبود می‌بخشند.
روش های جستجو
تا ۶ جون ۲۰۱۶، کارآزمایی‌های واجد شرایط را در PubMed؛ CENTRAL؛ ERIC؛ Web of Science؛ POPLINE؛ ClinicalTrials.gov و ICTRP جست‌وجو کردیم.
معیارهای انتخاب

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده (randomised controlled trials; RCTs) را در نظر گرفتیم که افراد یا خوشه‌ها را اختصاص دادند. سن اغلب شرکت‌کنندگان باید ۱۹ سال یا کمتر می‌بود.

راهبرد آموزشی باید در درجه اول در یک مدرسه راهنمایی (middle school) یا دبیرستان رخ داده باشد. مداخله باید بر یک یا چند روش موثر پیشگیری از بارداری تاکید می‌کرد. پیامدهای اولیه، بارداری و استفاده از روش‌های ضد‐بارداری بود.

گردآوری و تحلیل داده‌ها

عناوین و چکیده‌های شناسایی‌شده را حین جست‌وجوها ارزیابی کردیم. یک نویسنده داده‌ها را استخراج و وارد RevMan کرد؛ نویسنده دوم دقت آنها را بررسی کرد. مطالعات را از لحاظ کیفیت روش‌شناسی ارزیابی کردیم.

برای پیامدهای دو‐حالتی تعدیل نشده، نسبت شانس (OR) منتل‐هنزل (Mantel‐Haenszel) را با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) محاسبه کردیم. برای کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی شده خوشه‌ای، از معیارهای تعدیل شده مانند نسبت شانس، خطر نسبی (RR)، یا تفاوت در نسبت‌ها، بهره گرفتیم. برای پیامدهای پیوسته، از تفاوت میانگین (MD) تعدیل شده یا دیگر معیارها از مدل‌ها استفاده کردیم. به دلیل مداخلات مختلف و معیارهای پیامد، متاآنالیز را انجام ندادیم.

نتایج اصلی

۱۱ کارآزمایی شامل ۱۰ RCT خوشه‌ای و یک کارآزمایی تصادفی‌سازی شده فردی بودند. RCTهای خوشه‌ای دارای حجم نمونه از ۸۱۶ تا ۱۰,۹۵۴ بودند؛ میانه (median) تعداد خوشه‌ها ۲۴ گزارش شد. اغلب کارآزمایی‌ها در آمریکا و انگلستان، یک مورد در مکزیک و یک مورد در آفریقای جنوبی انجام شدند.

در اینجا بر کارآزمایی‌هایی با شواهدی با کیفیت متوسط و تاثیر مداخله تمرکز می‌کنیم. سه مورد به پیشگیری از بارداری و HIV/STI از طریق جلسات تعاملی پرداختند. یک کارآزمایی یک برنامه دو ساله چند‐وجهی را ارائه کرد. بلافاصله پس از سال اول و ۱۲ ماه پس از سال دوم، گروه مداخله بیشتر از گروه برنامه استاندارد درسی گزارش استفاده از پیشگیری از بارداری موثر را در آخرین رابطه جنسی (OR تعدیل شده: ۱,۶۲ ± خطای استاندارد (SE): ۰.۲۲) و ۱.۷۶ ± SE ۰.۲۹) ، استفاده از کاندوم در آخرین رابطه جنسی (OR تعدیل شده: ۱.۹۱ ± SE ۰.۲۷ و ۱.۶۸ ± SE ۰.۲۵)، و رابطه جنسی کمتر بدون کاندوم در سه ماه گذشته (نسبت گزارش شده از میانگین تعدیل شده: ۰.۵۰ ± SE ۰.۳۱ و ۰.۶۳ ± SE ۰.۲۳) داشتند. کارآزمایی دیگری برنامه‌های دو ساله چند‐وجهی را در مورد کاهش خطر جنسی و اجتناب از خطر (متمرکز بر پرهیز) در مقابل آموزش بهداشت معمول مقایسه کرد. در ۳ ماه، گروه کاهش خطر کمتر از گروهی که آموزش معمولی داشتند، عدم استفاده از کاندوم را در آخرین مقاربت گزارش کردند (OR تعدیل شده: ۰.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۰.۹۶) و رابطه جنسی بدون کاندوم در سه ماه گذشته (OR تعدیل ‌شده: ۰.۵۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۰.۹۵). در ۳ و پس از ۱۵ ماه، گروه اجتناب از خطر نیز با احتمال کمتری در قیاس با گروه آموزش معمول، عدم به‌کارگیری کاندوم را در آخرین رابطه جنسی گزارش کردند (ORهای تعدیل ‌شده: ۰.۷۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۲ تا ۰.۹۳ و ۰.۶۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۵ تا ۰.۸۵). در نقاط زمانی مشابه، گروه کاهش خطر دارای نمرات بالاتری نسبت به گروه آموزش معمول برای دانش کاندوم بودند. کارآزمایی سوم، برنامه تحت رهبری همتایان (peer‐led) را با هشت جلسه تعاملی فراهم کرد. در ۱۷ ماه، گروه مداخله کمتر از گروه تحت رهبری معلم، استفاده از ضد‐بارداری خوراکی را در آخرین رابطه جنسی گزارش کردند (OR: ۰.۵۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۰.۹۱). اگر محققین برای خوشه‌بندی تعدیل می‌کردند، این تفاوت ممکن بود معنی‌دار نبود. در ۵ و ۱۷ ماه، گروه تحت رهبری همتایان در مقایسه با گروه کنترل، میانگین افزایش آگاهی بیشتری را در دانش HIV و پیشگیری از بارداری داشتند. یک کارآزمایی بیشتر تاثیر مداخله را فقط بر دانش نشان داد. گروهی که یک جلسه پیشگیری از بارداری اورژانسی (EC) داشتند بیشتر از گروه بدون واحد EC از محدودیت‌های زمانی استفاده از EC هورمونی (قرص) و IUD غیر‐هورمونی به عنوان EC مطلع بودند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
از آنجایی که اکثر کارآزمایی‌ها به پیشگیری از STI/HIV و بارداری پرداختند، بر استفاده از کاندوم تاکید کردند. با این حال، مطالعات متعدد طیفی را از روش‌های ضد‐بارداری پوشش دادند. کیفیت کلی شواهد، پائین بود. دلیل اصلی پائین آمدن سطح کیفیت شواهد، داشتن اطلاعات محدود درباره شباهت مداخله، آنالیز قسمتی از حجم نمونه به جای تمام نمونه‌های تصادفی‌سازی‌ شده و میزان بالای خروج افراد از مطالعه بود.
خلاصه به زبان ساده

برنامه‌های مدرسه‌‐محور در بهبود استفاده از روش‌های ضد‐بارداری میان نوجوانان

پیشینه

نوجوانان دارای نرخ‌های بالایی از بارداری برنامه‌ریزی‌نشده هستند. آنها ممکن است در نزدیکی خود، خدمات تنظیم خانواده نداشته یا از نحوه دریافت روش‌های ضد‐بارداری‌های جدید اطلاع نداشته باشند. ما خواهان یافتن برنامه‌هایی بودیم که در مدارس به نوجوانان کمک کنند تا در مورد جلوگیری از بارداری آگاهی یابند.

روش‌های جست‌وجو

برای یافتن کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی شده تا ۶ جون ۲۰۱۶، جست‌وجوی رایانه‌ای انجام دادیم. برنامه‌های واردشده در این مطالعه مروری باید در یک مدرسه، مانند راهنمایی یا دبیرستان، انجام شده بودند. این برنامه‌ها سعی در بهبود استفاده از کنترل بارداری بین نوجوانان داشتند. همچنین آنها باید بر یک یا چند روش جلوگیری از بارداری کارآمد تاکید داشتند.

نتایج

ما ۱۱ کارآزمایی را یافتیم. یک مطالعه کوچک بود، و ۱۰ مورد دیگر ۸۱۶ تا ۱۰,۹۵۴ شرکت‌کننده داشتند. شش مطالعه در آمریکا، سه مورد در انگلستان، یک مورد در مکزیک و یک مورد هم در آفریقای جنوبی انجام شدند. در اینجا روی سه برنامه تمرکز می‌کنیم که تا حدی تاثیر داشته و کیفیت خوبی داشتند. هر سه، دانش‌آموزان را در فعالیت‌های مختلف در مقابل آموزش‌های جنسی معمول شرکت دادند. پس از یک برنامه دو ساله، گروه مداخله استفاده بیشتری را از روش‌های کنترل بارداری همچنین کاندوم را در آخرین رابطه جنسی نسبت به گروهی که کلاس‌های استاندارد داشتند، گزارش کردند. مطالعه دیگر که دو سال به طول انجامید، دو برنامه متفاوتی را ارائه داد. هدف این بود که با نداشتن رابطه جنسی تا زمان ازدواج از خطر جلوگیری شود یا با به تعویق انداختن رابطه جنسی تا سنین بالا، خطر کاهش یابد. گروه کنترل، آموزش معمول سلامت را دریافت کرد. برنامه‌های اجتناب از خطر و کاهش خطر، گزارش‌های کمتری را از رابطه جنسی بدون استفاده از روش‌های کنترل بارداری یا کاندوم نشان دادند. مطالعه سوم هشت جلسه فعالیت‌های آموزشی را تحت رهبری همتایان ارائه داد. این برنامه در مقایسه با آموزش معلمان، استفاده کمتری را از روش‌های ضد‐بارداری نشان داد، اما محققان با طراحی مطالعه سازگاری نداشتند.

از هشت مطالعه دیگر، یکی دارای نتایجی با کیفیت خوب بود. گروه مداخله از محدودیت‌های زمانی برای استفاده از روش‌های ضد‐بارداری اضطراری آگاه بودند. شش مورد از هفت مطالعه با کیفیت پائین یا بسیار پائین، برخی از اثرات برنامه را، مانند استفاده بیشتر از کاندوم یا پیشگیری از بارداری یا آگاهی بیشتر از کاندوم، گزارش کردند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

از آنجایی که هدف اغلب کارآزمایی‌ها، پیشگیری از HIV/STI و بارداری بود، آنها بر استفاده از کاندوم تمرکز داشتند. با این حال، چندین مطالعه انواع روش‌های کنترل بارداری را پوشش دادند. کیفیت کلی نتایج، پائین بود. برخی کارآزمایی‌ها فاقد اطلاعات درباره چگونگی عملکرد برنامه‌های خود بودند. بسیاری از مطالعات به جای همه دانش‌آموزان، تعدادی را آنالیز کردند و در اکثر آنها تعداد زیادی از شرکت‌کنندگان از مطالعه خارج شدند.


Laureen M Lopez، Alissa Bernholc، Mario Chen، Thomas W Grey، Conrad Otterness، Carolyn Westhoff، Alison Edelman، Frans M Helmerhorst،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
چاقی در سراسر جهان به ابعاد اپیدمی رسیده است. اثربخشی ضد‐بارداری‌های هورمونی ممکن است با تغییرات متابولیک در چاقی یا توده بدنی یا چربی بدنی بیشتر مرتبط باشد. ضد‐بارداری‌های هورمونی شامل کنتراسپتیوهای خوراکی (OC)، قابل تزریق، ایمپلنت‌ها، ضد‐بارداری‌های هورمونی داخل‐‌رحمی (IUC)، پچ ترانس‌درمال، و حلقه واژینال هستند. با توجه به شیوع اضافه‐وزن و چاقی، تاثیر سلامت عمومی هر اثری بر اثربخشی کنتراسپتیو می‌تواند قابل‌توجه باشد.
اهداف
ارزیابی اثربخشی کنتراسپتیو‌های هورمونی در پیشگیری از بارداری در زنان دارای اضافه‌‐وزن یا زنان چاق، در مقابل زنانی که شاخص توده بدنی (BMI) یا وزن کمتری دارند.
روش های جستجو
تا ۴ آگوست ۲۰۱۶ مطالعات مرتبط را در PubMed (MEDLINE)؛ CENTRAL؛ POPLINE؛ Web of Science؛ ClinicalTrials.gov و ICTRP جست‌وجو کردیم. فهرست منابع مقالات مرتبط را برای شناسایی مطالعات دیگر بررسی کردیم. برای مرور اولیه، با محققان تماس گرفتیم تا مطالعات منتشرشده یا منتشرنشده بیشتر را بیابیم.
معیارهای انتخاب
تمام طراحی‌های مطالعه واجد شرایط بودند. مطالعه می‌توانست هر نوعی را از ضد‐بارداری‌های هورمونی ارزیابی کرده باشد. گزارش‌ها باید شامل اطلاعاتی درباره شیوه‌های خاص ضد‐بارداری مورد استفاده می‌بودند. پیامد اولیه، بارداری بود. زنان دارای اضافه‐‌وزن یا چاق، به کمک آنالیز حد آستانه (cut off) برای وزن یا BMI (کیلوگرم/متر۲) مشخص شدند.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مستقل از هم داده‌ها را استخراج کردند. یکی داده‌ها را وارد RevMan کرده و دیگری دقت آن‌ها را بررسی کرد. مقایسه‌های اصلی میان زنان دارای اضافه‐‌وزن یا چاق و زنان با وزن یا BMI کمتر بود. کیفیت شواهد را با کمک مقیاس ارزیابی کیفیت نیوکاسل‐اتاوا (Newcastle‐Ottawa Quality Assessment Scale) ارزیابی کردیم. در صورت امکان، نرخ‌های جداول زندگی را وارد کردیم. هم‌چنین وقتی آنها تنها نتایج موجود بودند، از نرخ‌های بارداری، خطر نسبی (RR)، یا نسبت میزان (rate ratio) تعدیل نشده (unadjusted) استفاده کردیم. برای پیامدهای دو‐حالتی، نسبت شانس را با ۹۵% فاصله اطمینان (CI) محاسبه کردیم.
نتایج اصلی

با ۸ مطالعه افزوده‌شده در این به‌روزرسانی، ۱۷ مطالعه با مجموع ۶۳,۸۱۳ زن معیارهای ورود را داشتند. بر ۱۲ مطالعه تمرکز کردیم که شواهدی را با کیفیت بالا، متوسط یا پائین ارائه کردند. اغلب آن‌ها، نشان‌دهنده خطر بالاتر بارداری بین زنان دارای اضافه‐‌وزن یا چاق نبودند. از پنج مطالعه COC، دو مورد حاکی از ارتباط BMI با بارداری اما از جهات گوناگون بود. با OC حاوی نورتیندرون استات و اتینیل استرادیول (EE)، خطر بارداری برای زنان دارای اضافه‐وزن، یعنی BMI ≥ ۲۵ در مقابل زنانی با BMI < ۲۵ بیشتر بود (نسبت خطر (relative risk) گزارش شده: ۲,۴۹، ۹۵% CI؛ ۱.۰۱ تا ۶.۱۳). در مقابل، یک کارآزمایی که از OC با لوونورژسترول و EE استفاده کرد، حاکی از شاخص پرل (Pearl Index) ۰ (صفر) برای زنان چاق (BMI ≥ ۳۰) در برابر ۵.۵۹ برای زنان غیر‐چاق (BMI < ۳۰) بود. کارآزمایی مشابهی، پچ ترانس‌درمال حاوی لوونورژسترول و EE را آزمایش کرد. در گروه پچ، زنان چاق در زیر‐گروه «مطابق با درمان» شاخص پرل گزارش شده بالاتری نسبت به زنان غیر‐چاق داشتند (۴.۶۳ در مقابل ۲.۱۵). از پنج مطالعه ایمپلنت، دو مورد که ایمپلنت شش‐کپسولی لوونورژسترول را بررسی کردند، بیانگر تفاوت‌هایی در بارداری بر اساس وزن زنان بودند. یک مطالعه نشان داد وزن بالاتر با نرخ بارداری بیشتر در ترکیب سال‌های ۶ و ۷ مرتبط است (P گزارش‌شده < ۰.۰۵). در مطالعه دیگر، نرخ بارداری در سال ۵ فقط در گروه‌های با وزن کمتر تفاوت داشت (P گزارش‌شده < ۰.۰۱) و دربرگیرنده زنان با وزن ۷۰ کیلوگرم یا بیشتر نبود.

آنالیز داده‌های حاصل از دیگر روش‌های پیشگیری از بارداری، حاکی از عدم‐ارتباط بارداری با اضافه‐‌وزن یا چاقی بود. آن‌ها شامل دپو مدروکسی پروژسترون استات (زیر‐جلدی)، لوونورژسترول IUC، ایمپلنت لوونورژسترول دو‐میله‌ای (two‐rod)، و ایمپلنت اتونوژسترل بودند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان

به‌طور کلی این شواهد نشان‌دهنده رابطه میان BMI یا وزن بیشتر و اثربخشی ضد‐بارداری‌های هورمونی نبود. با این حال، مطالعات اندکی را برای اکثر شیوه‌های پیشگیری از بارداری یافتیم. مطالعاتی که از BMI، به‌جای وزن تنها استفاده کردند، اطلاعاتی را درباره ارتباط ترکیب بدن با کارایی ضد‐بارداری‌ها فراهم آوردند. روش‌های ضد‐بارداری که در این مطالعه بررسی شدند، طبق رژیم‌های توصیه‌شده در میان موثرترین‌ها قرار داشتند.

کیفیت کلی این شواهد را برای اهداف این مرور، در سطح پائین در نظر گرفتیم. گزارش‌های جدیدتر، شواهدی را با کیفیت متفاوت ارائه کردند، در شرایطی که کیفیت مطالعات قدیمی‌تر، عمدتا پائین بود. برای بسیاری از کارآزمایی‌ها، کیفیت برای هدف اصلی‌شان بالاتر از مقایسه‌های غیر‐تصادفی‌سازی‌شده در اینجا است. محققان باید انجام تعدیل را برای مخدوش‌شدگی احتمالی مرتبط با BMI یا اثربخشی ضد‐بارداری در نظر داشته باشند. مطالعات جدید‌تر، شامل نسبت بزرگتری از زنان دارای اضافه‐‌وزن یا چاق بودند، که به ارزیابی اثربخشی و عوارض جانبی ضد‐بارداری‌های هورمونی در این گروه‌ها کمک می‌کنند.

خلاصه به زبان ساده

هورمون‌های کنترل موالید در زنان دارای اضافه‌‐وزن یا چاق

اضافه‌‐وزن بدن به یک معضل سلامت در سرتاسر جهان بدل شده است. ابتلا به اضافه‐‌وزن یا چاقی می‌تواند چگونگی عملکرد شیوه‌های کنترل موالید را در پیشگیری از بارداری تحت تاثیر قرار دهد. روش‌های هورمونی کنترل موالید عبارت‌اند از قرص‌ها، پچ پوستی، حلقه واژینال، ایمپلنت‌ها، تزریقی‌ها، و وسایل داخل‌‐رحمی هورمونی پیشگیری از بارداری (IUC).

تا ۴ آگوست ۲۰۱۶، برای یافتن مطالعات مربوط به روش‌های هورمونی کنترل موالید میان زنان دارای اضافه‐‌وزن یا چاق، جست‌وجوی الکترونیکی را انجام دادیم. مطالعاتی را بررسی کردیم که زنان دچار اضافه‐‌وزن یا چاق را با زنان دارای وزن یا شاخص توده بدنی (BMI) طبیعی مقایسه کردند. فرمول BMI، وزن (کیلوگرم)/قد (متر)۲ است. مطالعات را با هر نوع طراحی برگزیدیم. برای مرور اصلی، با محققان تماس گرفتیم تا دیگر مطالعاتی را بیابیم که ممکن است از دست‌داده باشیم.

با ۸ مطالعه افزوده‌شده در این به‌روزرسانی، ۱۷ مطالعه را با مجموع ۶۳,۸۱۳ زن داشتیم. در اینجا بر ۱۲ مطالعه‌ای تمرکز می‌کنیم که نتایجی را با کیفیت بالا، متوسط، یا پائین ارائه کردند. اکثر آن‌ها بارداری بیشتری را برای زنان دارای اضافه‐وزن یا چاق نشان ندادند. دو مورد از پنج مطالعه‌ای که از قرص‌های پیشگیری از بارداری استفاده کردند، تفاوت‌هایی را بین گروه‌های BMI نشان دادند. در یکی از آن‌ها، زنان دارای اضافه‌‐وزن در معرض خطر بارداری بیشتر قرار داشتند. مطالعه دیگر حاکی از نرخ بارداری کمتر برای زنان چاق در قیاس با زنان غیر‐چاق بود. مطالعه دوم، یک پچ پوستی جدید را نیز آزمایش کرد. زنان چاق در گروه پچ، دارای نرخ بارداری بالاتر بودند. از پنج مطالعه ایمپلنت، دو مورد نشان‌دهنده تفاوت میان گروه‌های وزنی بودند. آن‌ها ایمپلنت‌ شش‐کپسولی قدیمی‌تر را بررسی کردند. یک مطالعه بیانگر نرخ بارداری بیشتر در سال‌های ۶ و ۷، برای زنان دارای وزن ۷۰ کیلوگرم یا بیشتر بود. دیگر مطالعات فقط در گروه‌های با وزن پائین‌تر، تفاوت بارداری را در سال ۵ گزارش کردند. نتایج برای دیگر شیوه‌های کنترل موالید، نشان‌دهنده ارتباط اضافه‐‌وزن یا چاقی با نرخ بارداری نبودند. این شیوه‌ها شامل داروهای تزریقی، IUC هورمونی، و ایمپلنت‌های دو‐میله‌ای و تک‐میله‌ای بودند.

به‌طور کلی این مطالعات حاکی از وجود رابطه‌ای میان BMI یا وزن با تاثیر روش‌های هورمونی نبودند. مطالعات اندکی را برای اکثر روش‌ها پیدا کردیم. مطالعاتی که از BMI به‌ جای وزن استفاده کردند، می‌توانند نشان دهند که چربی بدن با میزان پیشگیری از بارداری توسط شیوه‌های کنترل موالید ارتباط دارد یا خیر. روش‌هایی که در اینجا مورد مطالعه قرار گرفتند، زمانی که طبق دستورالعمل‌ها استفاده شدند، عملکرد بسیار خوبی داشتند. کیفیت کلی مطالعات برای این مرور، به ویژه در گزارش‌های قدیمی‌تر، در سطح پائین بود. با این حال، بسیاری از مطالعات دارای کیفیت بالاتری برای هدف اصلی خود نسبت به مقایسه‌های این مرور بودند.



صفحه ۱ از ۱