جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای Alejandro G Gonzalez Garay

Arturo J Martí-Carvajal، Mark Dayer، Lucieni O Conterno، Alejandro G Gonzalez Garay، Cristina Elena Martí-Amarista، Daniel Simancas-Racines،
دوره ۲۰۱۶، شماره ۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

پیشینه
اندوکاردیت (endocarditis) عفونی یک عفونت میکروبی در سطح اندوکاردیال (endocardial) قلب است. آنتی‌بیوتیک‌‎ها سنگ بنای درمان این وضعیت هستند، اما استفاده از آن‌ها با توجه به وجود تفاوت‌‎هایی در تظاهرات بیماری، جمعیت‌های مبتلا، و طیف گسترده‎‌ای از میکروارگانیسم‌‎های مسئول بیماری، استانداردسازی نشده است. این یک به‌روزرسانی از مروری است که قبلا در سال ۲۰۱۶ منتشر شد.
اهداف

ارزیابی شواهد موجود در مورد مزایا و آسیب‌های بالینی رژیم‌‎های مختلف آنتی‌بیوتیکی‎ استفاده شده در درمان افراد مبتلا به اندوکاردیت عفونی.

روش های جستجو
ما پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌ شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ EMBASE Classic و EMBASE؛ LILACS؛ CINAHL؛ نمایه‌نامه استنادی مقالات کنفرانس‌های علمی (Conference Proceedings Citation Index ‐ Science) را در ۶ ژانویه ۲۰۲۰ جست‌وجو کردیم. هم‌چنین سه پایگاه ثبت کارآزمایی را جست‌وجو کرده و فهرست منابع مقالات وارد شده را به‌صورت دستی جست‌وجو کردیم. ما هیچ محدودیت زبانی را اعمال نکردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده‌ای (randomised controlled trials; RCTs) را وارد کردیم که به بررسی تاثیرات رژیم‌‎های آنتی‌بیوتیکی برای درمان اندوکاردیت عفونی قطعی بر پایه معیارهای اصلاح شده دوک (modified Duke's criteria) پرداختند. ما مورتالیتی به هر علتی، میزان درمان، و حوادث جانبی را به عنوان پیامدهای اولیه در نظر گرفتیم. افراد با اندوکاردیت عفونی احتمالی و زنان باردار را از مطالعه خارج کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
دو نویسنده مرور به‌طور مستقل از هم انتخاب مطالعه، ارزیابی «خطر سوگیری (bias)» و استخراج داده‌ها را دو بار انجام دادند. ما جداول «خلاصه‌ای از یافته‌ها» را ساخته و از روش‌شناسی درجه‌‏بندی توصیه‏، ارزیابی، توسعه و ارزشیابی (GRADE)، برای ارزیابی کیفیت شواهد استفاده کردیم. مطالعات وارد شده را به‌صورت روایت‌گونه (narrative) توصیف کردیم.
نتایج اصلی

شش RCT در مقیاس کوچک شامل ۱۱۴۳ شرکت‌کننده اختصاص داده شده/۶۳۲ شرکت‌کننده تجزیه‌وتحلیل شده، معیارهای ورود را به اولین به‌روزرسانی مرور داشتند. کارآزمایی‌‎های وارد شده در معرض خطر بالای سوگیری بودند. سه کارآزمایی از شرکت‌‎های داروسازی حمایت مالی دریافت کردند. به دلیل ناهمگونی در تعاریف پیامد‌ و استفاده از آنتی‌بیوتیک‌‎های متفاوت، امکان تجمیع داده‎‌ها وجود نداشت. کارآزمایی‌های وارد شده به مقایسه برنامه‌های آنتی‌بیوتیکی مختلف پرداختند که تاثیرات نامطمئنی بر همه پیامدهای از پیش تعیین شده در این مرور داشتند. به دلیل خطر بالای سوگیری و کم بودن تعداد حوادث و حجم نمونه کوچک، شواهد دارای کیفیت پائین یا بسیار پائینی بودند. نتایج برای مورتالیتی به هر علتی به شرح زیر بودند: یک کارآزمایی به مقایسه کینولون (quinolone) (لووفلوکساسین (levofloxacin)) به‌علاوه درمان استاندارد (پنی‌سیلین ضد‐استافیلوکوک (antistaphylococcal penicillin) (کلوکساسیلین (cloxacillin) یا دیکلوکساسیلین (dicloxacillin))، آمینوگلیکوزید (aminoglycoside) (توبرامایسین (tobramycin) یا نتیل‌میسین (netilmicin)) و ریفامپیسین (rifampicin)) در برابر درمان استاندارد به‌تنهایی پرداخت و مورتالیتی به هر علتی را در ۸ فرد از ۳۱ فرد (۲۶%) دریافت‌کننده لووفلوکساسین به‌‌علاوه درمان استاندارد در برابر ۹ فرد از ۳۹ فرد (۲۳%) دریافت‌کننده درمان استاندارد به‌تنهایی گزارش کرد؛ خطر نسبی (RR): ۱,۱۲؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۴۹ تا ۲.۵۶. یک کارآزمایی فوسفومایسین (fosfomycin) را به‌علاوه ایمی‌پنم (imipenem)؛ ۳/۴ (۷۵%) در برابر وانکومایسین (vancomycin)؛ ۰/۴ (۰%) مقایسه کرد (RR: ۷.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۱۰۳.۲۷)، و یک کارآزمایی درمان خوراکی نسبی ۷/۲۰۱ (۳.۵%) را در برابر درمان داخل وریدی مرسوم ۱۳/۱۹۹ (۶.۵۳%) مقایسه کرد (RR: ۰.۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۲ تا ۱.۳۱). نتایج مربوط به میزان درمان با یا بدون جراحی به شرح زیر بودند: یک کارآزمایی به مقایسه داپتومایسین (daptomycin) در برابر جنتامایسین (gentamicin) با دوز کم به‌علاوه یک پنی‌سیلین ضد‐استافیلوکوک (نافسیلین (nafcillin)، اگزاسیلین (oxacillin)، یا فلوکلوکساسیلین (flucloxacillin)) یا وانکومایسین پرداخت و میزان درمان را در ۹ فرد از ۲۸ فرد (۳۲.۱%) دریافت‌کننده داپتومایسین در برابر ۹ فرد از ۲۵ فرد (۳۶%) دریافت‌کننده جنتامایسین با دوز کم به‌علاوه پنی‌سیلین ضد استافیلوکوک یا وانکومایسین گزارش کرد؛ RR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۲ تا ۱.۸۹. یک کارآزمایی به مقایسه گلیکوپپتید (glycopeptide) (وانکومایسین یا تیکوپلانین (teicoplanin)) به‌علاوه جنتامایسین با کلوکساسیلین (cloxacillin) به‌علاوه جنتامایسین پرداخت (۱۳/۲۳ (۵۶%) در برابر ۱۱/۱۱ (۱۰۰%)؛ RR: ۰.۵۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۰ تا ۰.۸۵). یک کارآزمایی سفتریاکسون (ceftriaxone) را به‌علاوه جنتامایسین در برابر سفتریاکسون به‌تنهایی (۱۵/۳۴ (۴۴%) در برابر ۲۱/۳۳ (۶۴%)؛ RR: ۰.۶۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۱.۱۰)، و یک کارآزمایی فوسفومایسین را به‌علاوه ایمی‌پنم در برابر وانکومایسین مقایسه کردند (۱/۴ (۲۵%) در برابر ۲/۴ (۵۰%)؛ RR: ۰.۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷ تا ۳.۵۵). کارآزمایی‎‌های وارد شده حوادث جانبی را نیاز به مداخله جراحی قلب و میزان عفونت کنترل‌ نشده، نارسایی احتقانی قلب، عود اندوکاردیت، و آمبولی سپتیک گزارش کردند و هیچ تفاوت قطعی را بین گروه‎‌ها نیافتند (شواهد با کیفیت بسیار پائین). هیچ ‌یک از کارآزمایی‌ها کیفیت زندگی را ارزیابی نکردند.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این اولین به‌روزرسانی، یافته‌های نسخه اصلی این مرور را تأیید می‌کند. شواهدی محدود و با کیفیت پائین تا بسیار پائین نشان می‌دهند که تاثیرات مقایسه‌ای رژیم‌های مختلف آنتی‌بیوتیکی از لحاظ میزان درمان یا دیگر پیامدهای بالینی مرتبط نامطمئن هستند. نتیجه‌گیری‌های این مرور به‌روزرسانی شده کاکرین بر اساس RCTهای معدودی است که خطر بالای سوگیری داشتند. بر این اساس، شواهد موجود از هیچ‌ یک از رژیم‌های درمان آنتی‌بیوتیکی برای درمان اندوکاردیت عفونی حمایت نکرده یا آنها را رد نمی‎‌کنند.
خلاصه به زبان ساده

درمان آنتی‌بیوتیکی برای درمان اندوکاردیت عفونی

سوال مطالعه مروری

هدف ما بررسی شواهد موجود در مورد مزایا و آسیب‌های بالینی رژیم‌‎های آنتی‌بیوتیکی مختلف استفاده شده برای درمان افراد مبتلا به اندوکاردیت عفونی بود.

پیشینه

اندوکاردیت عفونی، عفونت لایه داخلی قلب است. این یک عفونت جدی است که غالبا کشنده بوده، و اغلب نیاز به جراحی قلب پیدا می‌کند. آنتی‌بیوتیک‎‌ها داروهایی هستند که عفونت را درمان کرده و سنگ بنای درمان اندوکاردیت عفونی به حساب می‌آیند. درمان بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی، بیمارستانی است (در بیمارستان انجام می‌شود). با وجود این، تفاوت‎‌های شگفت‎‌آوری بین دستورالعمل‎‌ها در توصیه‌هایشان برای درمان آنتی‌بیوتیکی وجود دارد. علاوه بر این، به دلیل دوز و مدت زمانی که آنتی‎‌بیوتیک‌ها باید داده شوند، آن‌ها می‌‎توانند عوارض جانبی جدی، مانند آسیب به کلیه و گوش داشته، و واکنش‎‌های آلرژیک ایجاد کنند.

ویژگی‌های مطالعه

ما فقط شش کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده را شناسایی کردیم (مطالعاتی که در آن‌ها شرکت‌کنندگان با استفاده از یک روش تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمان اختصاص داده می‌شوند) که به مقایسه رژیم‎‌های مختلف آنتی‌بیوتیک پرداخته، و تعداد محدودی را از بیماران وارد کردند. هر کارآزمایی انواع و دوزهای متفاوتی را از آنتی‌بیوتیک‌ها بررسی کرد. مطالعات وارد شده بین سال‌‎های ۱۹۹۸ و ۲۰۱۹ منتشر و در کشورهای ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، فنلاند و دانمارک انجام شدند. شواهد تا تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۰ به‌روز است.

نتایج کلیدی

این اولین به‌روزرسانی، یافته‌های نسخه اصلی این مرور را تأیید می‌کند. شواهدی محدود و با کیفیت پائین تا بسیار پائین نشان می‌دهند که تاثیرات مقایسه‌ای رژیم‌های مختلف آنتی‌بیوتیکی از لحاظ میزان درمان یا دیگر پیامدهای بالینی مرتبط نامطمئن هستند. نتیجه‌گیری‌های این مرور به‌روزرسانی شده کاکرین براساس تعداد اندکی کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل شده با خطر بالای سوگیری (bias) بود. بر این اساس، شواهد موجود از هیچ‌ یک از رژیم‌های درمان آنتی‌بیوتیکی برای درمان اندوکاردیت عفونی حمایت نکرده یا آنها را رد نمی‌‎کنند.

کیفیت شواهد

اطمینان درباره نتایج حاصل از این مرور پائین تا بسیار پائین است. مطالعات وارد شده دارای محدودیت‌هایی در نحوه طراحی و اجرا بودند، و سه مطالعه به‌ وسیله تولید کننده دارویی که ارزیابی شد، مورد حمایت قرار گرفتند. علاوه بر این، محدود بودن تعداد افرادی که وارد این مطالعات شدند، منجر به ایجاد نتایج نامطمئنی شد. برای ارائه اطلاعات بیشتر در مورد بهترین رژیم آنتی‌بیوتیکی برای درمان افراد مبتلا به اندوکاردیت عفونی، انجام مطالعاتی با مقیاس بزرگ‌تر مورد نیاز است.


Víctor H Nieto Estrada، Daniel Molano Franco، Roger David Medina، Alejandro G Gonzalez Garay، Arturo J Martí-Carvajal، Ingrid Arevalo-Rodriguez،
دوره ۲۰۱۷، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

پیشینه
بیماری ارتفاع‌زدگی (high altitude illness; HAI)، اصطلاحی است که برای توصیف گروهی از سندروم‌های مغزی و ریوی به کار می‌رود که می‌توانند در طول سفر به ارتفاعات بیش از ۲۵۰۰ متر (~ ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. هیپوکسی (hypoxia) حاد، کوه‌زدگی حاد (acute mountain sickness; AMS)، ادم مغزی ناشی از ارتفاع بالا (high altitude cerebral oedema; HACE) و ادم ریوی ناشی از ارتفاع بالا (HAPE)، به عنوان مشکلات پزشکی بالقوه مرتبط با ارتفاع بالا گزارش شده‌اند. در این مرور که نخستین مورد در مجموعه‌ای از سه مطالعه درباره استراتژی‌های پیشگیرانه برای HAI است، اثربخشی شش مورد از شایع‌ترین دسته‌های مداخلات فارماکولوژیک را ارزیابی کردیم.
اهداف
ارزیابی اثربخشی بالینی و حوادث جانبی مداخلات فارماکولوژیک مورد استفاده شایع برای پیشگیری از HAI حاد.
روش های جستجو
ما در پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE (Ovid)؛ Embase (Ovid)؛ LILACS و پایگاه‌های ثبت کارآزمایی در ژانویه ۲۰۱۷ جست‌وجو کردیم. استراتژی MEDLINE را برای جست‌وجوی بانک‌های اطلاعاتی دیگر مطابقت دادیم. از ترکیب اصطلاحات مبتنی بر اصطلاح‌نامه (thesaurus‐based) و free‐text برای جست‌وجو بهره بردیم.
معیارهای انتخاب
کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل شده و متقاطع انجام شده را در هر شرایطی که در آنها از دسته‌های دارویی مورد استفاده شایع برای پیشگیری از HAI حاد استفاده شده بود، وارد کردیم.
گردآوری و تحلیل داده‌ها
از پروسیجرهای استاندارد روش‌شناسی مورد انتظار کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی

۶۴ مطالعه (۷۸ منبع) و ۴۵۴۷ شرکت‌کننده را در این مرور برگزیدیم و ۱۲ مطالعه دیگر را تحت عنوان در حال انجام طبقه‌بندی کردیم. ۱۲ مطالعه دیگر در انتظار طبقه‌بندی هستند؛ بنابراین ما قادر به کسب متن کامل نبودیم. اغلب مطالعات در مناطق کوهستانی با ارتفاع بالا اجرا شده بودند؛ در حالی که سایرین از اتاق‌های با فشار کم (هیپوباریک) برای شبیه‌سازی قرارگیری در ارتفاع استفاده کرده بودند. بیست‌وچهار کارآزمایی، مداخله را بین سه و چهار روز پیش از صعود و ۲۳ کارآزمایی، بین یک و دو روز پیش از صعود فراهم کرده بودند. اغلب مطالعات وارد شده، به ارتفاع نهایی بین ۴۰۰۱ و ۵۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیده بودند. خطرات سوگیری (bias) برای حوزه‌های مختلف نامشخص بود و تعداد قابل‌ توجهی از مطالعات، حوادث جانبی مداخلات ارزیابی شده را گزارش نکرده بودند. ما ۲۶ مقایسه را یافتیم که ۱۵ مورد از آنها، داروهای مورد استفاده شایع را در برابر دارونما مقایسه کرده بودند. نتایج را برای سه مقایسه مهم‌تر گزارش کردیم:

استازولامید (acetazolamide) در برابر دارونما (۲۸ مطالعه موازی؛ ۲۳۴۵ شرکت‌کننده)

خطر AMS با استازولامید کاهش یافته بود (خطر نسبی (RR): ۰,۴۷؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۳۹ تا ۰.۵۶؛ I۲ = ۰%؛ ۱۶ مطالعه؛ ۲۳۰۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). هیچ رویدادی از HAPE ذکر نشده و فقط یک رویداد از HACE گزارش شده بود (RR: ۰,۳۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۷.۴۸؛ ۶ مطالعه موازی؛ ۱۱۲۶ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). مطالعات اندکی عوارض جانبی را برای این مقایسه گزارش کرده بودند و آنها نشان دهنده افزایش در خطر پارستزی (paraesthesia) با دریافت استازولامید بودند (RR: ۵.۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۸۱ تا ۱۰.۸۸؛ I۲ = ۶۰%؛ ۵ مطالعه؛ ۷۸۹ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین).

بودزوناید (budenoside) در برابر دارونما (۲ مطالعه موازی؛ ۱۳۲ شرکت‌کننده)

داده‌ها در مورد بودزوناید، نشان دهنده کاهش در بروز AMS در مقایسه با دارونما بود (RR: ۰,۳۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۳ تا ۰.۶۱؛ I۲ = ۰%؛ ۲ مطالعه؛ ۱۳۲ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). مطالعات وارد شده، رویدادهای HAPE یا HACE را گزارش نکرده و عارضه جانبی نیافته بودند (شواهد با کیفیت پائین).

دگزامتازون (dexamethasone) در برابر دارونما (۷ مطالعه موازی؛ ۲۰۵ شرکت‌کننده)

داده‌ها برای دگزامتازون، بیانگر مزایایی از آن در هر دوزی نبودند (RR: ۰,۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۱.۰۰؛ I۲ = ۳۹%؛ ۴ کارآزمایی؛ ۱۷۶ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). مطالعات وارد شده، رویدادهای HAPE یا HACE را گزارش نکرده بودند و ما کیفیت شواهد را درباره حوادث جانبی بسیار پائین ارزیابی کردیم.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
ارزیابی ما از مداخلات فارماکولوژیک مورد استفاده شایع، نشان می‌دهد که استازولامید، یک عامل فارماکولوژیک موثر برای پیشگیری از HAI حاد در دوزهای ۲۵۰ تا ۷۵۰ میلی‌گرم/روز است. این اطلاعات، بر مبنای شواهدی با کیفیت متوسط به دست آمده‌اند. استازولامید مرتبط با افزایش خطر پارستزی بود؛ اگرچه گزارش‌های اندکی در مورد سایر حوادث جانبی از شواهد موجود وجود دارد. مزایا و مضرات بالینی سایر مداخلات فارماکولوژیک مانند ایبوپروفن (ibuprofen)، بودزوناید و دگزامتازون، نامشخص است. نیاز به انجام مطالعات چند‐مرکزی بزرگی برای اغلب عوامل فارماکولوژیک ارزیابی شده در این مرور برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی آنها وجود دارد.
خلاصه به زبان ساده

داروهای مورد استفاده شایع برای پیشگیری از بروز بیماری ارتفاع‌زدگی

پیشینه

بیماری ارتفاع‌زدگی (high altitude illness; HAI)، اصطلاحی است که برای توصیف گروهی از عارضه‌های مغزی و ریوی استفاده می‌شود که می‌توانند حین سفر به ارتفاعات بالاتر از ۲۵۰۰ متر (~ ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. HAI به طور کلی به وسیله سردرد، تهوع، استفراغ و خستگی مشخص می‌شود (اغلب بیماری کوه‌زدگی حاد ( acute mountain sickness) نامیده می‌شود) اما ممکن است در افراد مختلف مغز یا ریه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. در این مرور، شایع‌ترین داروهای مورد استفاده را برای پیشگیری از بروز این بیماری ارزیابی کردیم.

ویژگی‌های مطالعه

شواهد تا ژانویه ۲۰۱۷ به‌روز است. ۶۴ مطالعه مرتبط را با شش نوع داروی متفاوت که برای پیشگیری از HAI توصیه می‌شود، وارد کردیم. اغلب مطالعات در مناطق کوهستانی با ارتفاع بالا اجرا شده بودند؛ در حالی که سایرین از اتاق‌های با فشار کم (هیپوباریک) برای شبیه‌سازی قرارگیری در ارتفاع استفاده کرده بودند. سن شرکت‌کنندگان بین ۱۶ و ۶۵ سال متفاوت بود. یازده مطالعه شامل افراد در معرض خطر بالای این بیماری ناشی از سابقه HAI یا بیماری‌های دیگری مانند آسم آنها بودند. بیست‌وچهار کارآزمایی، مداخله را بین سه و چهار روز پیش از صعود و ۲۳ کارآزمایی، بین یک و دو روز پیش از صعود فراهم کرده بودند. اغلب مطالعات وارد شده، به ارتفاع نهایی بین ۴۰۰۱ و ۵۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیده بودند. در ۲۳ مورد از مطالعات وارد شده، منبع تامین مالی نامشخص بود. فقط ۱۸ مطالعه، تضاد منافع امکان‌پذیر خود را اظهار کرده بودند. ۲۴ مطالعه بیشتر را تحت عنوان هم‌چنان در حال انجام یا در انتظار ارزیابی طبقه‌بندی کردیم.

نتایج کلیدی

یافته‌های ما نشان می‌دهد که استازولامید (acetazolamide)، درمان موثری برای پیشگیری از HAI حاد در دوزهای ۲۵۰ تا میلی‌گرم ۷۵۰ روزانه در هنگام مقایسه با یک دارونما (placebo) (یعنی قرصی بدون عامل فعال) است. اکثر اطلاعات موجود، مرتبط با پیشگیری از HAI ساده (سردرد، تهوع، استفراغ و خستگی) به جای مشکلات مغزی یا ریوی جدی‌تر هستند. هم‌چنین دریافتیم که استازولامید، مرتبط با افزایش خطر پارستزی (paraesthesia) (یعنی احساس مور‌مور، خارش، گز‌گز یا سوزش در پوست) در انگشتان بود؛ گرچه این پیامد در شواهد موجود به خوبی گزارش نشده بود. مزایا و آسیب‌های سایر داروها مانند ایبوپروفن (ibuprofen)، بودزوناید (budenoside) و دگزامتازون (dexamethasone) به دلیل تعداد کم مطالعات، نامشخص است.

کیفیت شواهد

ما کیفیت شواهد را متوسط تا بسیار پائین ارزیابی کردیم. مطالعات زیادی دارای کمبود کیفیت بودند؛ از جمله استفاده از تعداد اندکی از شرکت‌کنندگان و عدم گزارش‌دهی پیامدهای مهمی مانند عوارض جانبی. برای اغلب داروهایی که توسط مطالعات پوشش داده شده بودند، نیاز به پژوهش بیشتری برای روشن کردن اثربخشی و ایمنی آنها وجود داشت.


Daniel Molano Franco، Víctor H Nieto Estrada، Alejandro G Gonzalez Garay، Arturo J Martí‐Carvajal، Ingrid Arevalo‐Rodriguez،
دوره ۲۰۱۹، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

پیشینه
بیماری ارتفاع (high altitude illness; HAI) اصطلاحی است که برای توصیف گروهی از سندرم‌های عمدتا مغزی و ریوی استفاده می‌شود که می‌توانند در طول سفر به ارتفاعات بالاتر از ۲۵۰۰ متر (تقریبا ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. بیماری حاد کوهستان (acute mountain sickness; AMS)، ادم مغزی ناشی از ارتفاع بالا (high altitude cerebral oedema; HACE) و ادم ریوی ناشی از ارتفاع بالا (high altitude pulmonary oedema; HAPE)، مشکلات بالقوه پزشکی مرتبط با صعود به ارتفاع بالا گزارش شده‌اند. در این مرور، سومین سری از سه مرور در مورد استراتژی‌های پیشگیری از HAI، اثربخشی مداخلات متفرقه و غیر‐دارویی را ارزیابی کردیم.
اهداف
ارزیابی اثربخشی بالینی و عوارض جانبی مداخلات متفرقه و غیر‐دارویی برای پیشگیری از HAI حاد در افرادی که در معرض خطر ابتلا به بیماری ارتفاع در هر شرایطی قرار دارند.
روش های جستجو
ما پایگاه ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل شده کاکرین (CENTRAL)؛ MEDLINE؛ Embase؛ LILACS و پلت‌فرم بین‌المللی ثبت کارآزمایی‌های بالینی سازمان جهانی بهداشت (WHO ICTRP) را در ژانویه ۲۰۱۹ جست‌وجو کردیم. استراتژی MEDLINE را برای جست‌وجو در بانک‌های اطلاعاتی دیگر تطبیق دادیم. از ترکیبی از اصطلاحات جست‌وجوی مبتنی بر فرهنگ لغت و متون آزاد استفاده کردیم. فهرست منابع و استنادات کارآزمایی‌های وارد شده و هر یک از مرورهای سیستماتیک مربوطه را که برای منابع بیشتری از کارآزمایی‌های اضافی شناسایی کردیم، به‌طور اجمالی مرور کردیم.
معیارهای انتخاب

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده‌ای را وارد کردیم که در شرایطی انجام شدند که در آن از مداخلات غیر‐دارویی و متفرقه برای پیشگیری از HAI حاد استفاده شد، از جمله اقدامات پیش از سازگاری (preacclimatization) و تجویز مکمل‌های غیر‐دارویی. کارآزمایی‌هایی را وارد کردیم که شامل شرکت‌کنندگانی بودند که در معرض خطر ابتلا به بیماری ارتفاع قرار داشتند (AMS یا HACE؛ یا HAPE، یا هر دو). شرکت‌کنندگان با، و بدون، سابقه بیماری ارتفاع را وارد کردیم. هیچ محدودیت سنی و جنسیتی را اعمال نکردیم. کارآزمایی‌هایی را وارد کردیم که در آن‌ها مداخله مربوطه پیش از آغاز صعود اعمال شد.

گردآوری و تحلیل داده‌ها
از روش‌های استاندارد روش‌شناسی به کار گرفته شده توسط کاکرین استفاده کردیم.
نتایج اصلی

ما ۲۰ مطالعه (۱۴۰۶ شرکت‌کننده، ۲۱ منبع) را در این مرور وارد کردیم. سی مطالعه (۱۴ مطالعه در حال انجام، و ۱۶ مطالعه در انتظار طبقه‌بندی) در صورت مناسب بودن، در نسخه‌های آینده این مجموعه از سه مرور در نظر گرفته خواهند شد. نتایج مربوط به پیامد اولیه این مرور (خطر AMS) را بر اساس هر گروه از مداخلات ارزیابی‌ شده گزارش می‌کنیم.

گروه ۱. پیش از سازگاری و اقدامات دیگر مبتنی بر فشار

استفاده از ارتفاع شبیه‌سازی شده یا پیش‐شرطی‌سازی ایسکمیک از راه دور (remote ischaemic preconditioning; RIPC) ممکن است خطر AMS را در مواجهه بعدی با ارتفاع بهبود نبخشد اما این اثر نامشخص است (ارتفاع شبیه‌سازی شده: خطر نسبی (RR): ۱,۱۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۸۲ تا ۱.۷۱؛ I² = ۰%؛ ۳ کارآزمایی؛ ۱۴۰ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین. RIPC: RR: ۳.۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۹ تا ۱۳.۱۲؛ ۱ کارآزمایی؛ ۴۰ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما شواهدی را از بهبود این خطر با استفاده از فشار مثبت انتهای بازدمی (positive end‐expiratory pressure; PEEP) یافتیم، اما این اطلاعات از یک کارآزمایی متقاطع با تعداد محدودی شرکت‌کننده به‌دست آمد (OR: ۳.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۸ تا ۹.۷۶؛ ۱ کارآزمایی؛ ۸ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما متوجه کمبود شواهد مربوط به خطر بروز عوارض جانبی برای این مداخلات شدیم.

گروه ۲. مکمل‌ها و ویتامین‌ها

مکمل آنتی‌اکسیدان‌ها، مدروکسی‌پروژسترون (medroxyprogesterone)، آهن یا Rhodiola crenulata ممکن است خطر AMS را در مواجهه با ارتفاع بالا بهبود نبخشند، اما این اثر نامشخص است (آنتی‌اکسیدان‌ها: RR: ۰,۵۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۱.۰۳؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۸ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین. مدروکسی‌پروژسترون: RR: ۰.۷۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۸ تا ۱.۰۵؛ I² = ۰%؛ ۲ کارآزمایی؛ ۳۲ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین. آهن: RR: ۰.۶۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۸ تا ۱.۱۱؛ I² = ۰%؛ ۲ کارآزمایی؛ ۶۵ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین. R crenulata: RR: ۱,۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۱.۲۹؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲۵ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما شواهدی را از بهبود این خطر با مصرف اریتروپوئیتین (erythropoietin) یافتیم اما این اطلاعات از یک کارآزمایی با مشکلات مربوط به خطر سوگیری (bias) و عدم دقت استخراج شد (RR: ۰.۴۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۰ تا ۰.۸۴؛ ۱ کارآزمایی؛ ۳۹ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). در مورد تجویز جینکو بیلوبا (ginkgo biloba)، به دلیل ناهمگونی قابل توجه بین مطالعات وارد شده، تخمین تجمعی RR را برای AMS انجام ندادیم (I² = ۶۵%). برآوردهای RR حاصل از مطالعات مجزا، متناقض بودند (از ۰.۰۵ تا ۱.۰۳؛ شواهد با کیفیت پائین). ما متوجه کمبود شواهد مربوط به خطر بروز عوارض جانبی برای این مداخلات شدیم.

گروه ۳. سایر مقایسه‌ها

هنگام مقایسه جینکو بیلوبا با استازولامید (acetazolamide)، شواهد ناهمگونی را در مورد خطر AMS یافتیم (I² = ۶۳%). برآورد‌های RR حاصل از مطالعات مجزا متناقض بودند (برآوردها از ۰,۱۱ (۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۱.۸۶) تا ۲.۹۷ (۹۵% CI؛ ۱.۷۰ تا ۵.۲۱)؛ شواهد با کیفیت پائین). هنگام تجویز جینکو بیلوبا همراه با استازولامید، شواهدی را از بهبود یافتیم، اما این اطلاعات از یک کارآزمایی تکی با مشکلات مرتبط با خطر سوگیری به‌دست آمد (در مقایسه با جینکو بیلوبا به‌تنهایی: RR: ۰.۴۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۶ تا ۰.۷۱؛ ۱ کارآزمایی؛ ۳۱۱ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). تجویز مدروکسی‌پروژسترون به‌علاوه استازولامید، خطر AMS را هنگام مقایسه با تجویز مدروکسی‌پروژسترون یا استازولامید به‌تنهایی بهبود نبخشید (RR: ۱.۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۰ تا ۳.۵۵؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما متوجه کمبود شواهد مربوط به خطر بروز عوارض جانبی برای این مداخلات شدیم.

نتیجه‌گیری‌های نویسندگان
این مرور کاکرین، آخرین مورد از مجموعه سه‐تایی ارائه‌ دهنده اطلاعات به پزشکان، و سایر بیماران علاقه‌مند، درباره چگونگی پیشگیری از بیماری ارتفاع است. ارزیابی مداخلات غیر‐دارویی و متفرقه نشان می‌دهند که شواهد ناهمگون و حتی متناقضی در رابطه با اثربخشی این راهکار‌های پروفیلاکتیک وجود دارد. ایمنی این مداخلات به دلیل فقدان ارزیابی، همچنان یک موضوع نامشخص باقی می‌ماند. به‌طور کلی، این شواهد به دلیل کیفیت آن (پائین تا بسیار پائین)، کمبود نسبی شواهد و تعداد مطالعاتی که در انتظار طبقه‌بندی برای سه مرور متعلق به این مجموعه قرار داشتند، محدود شدند (۳۰ مطالعه در انتظار طبقه‌بندی یا در حال انجام). به منظور تایید یا رد استراتژی‌های ارزیابی‌ شده در این مرور، انجام مطالعات اضافی، به ویژه مطالعاتی که به مقایسه جایگزین‌های دارویی (مانند استازولامید) بپردازند، مورد نیاز هستند.
خلاصه به زبان ساده

راهکار‌های متنوع برای پیشگیری از بیماری ارتفاع

پیشینه

اصطلاح بیماری ارتفاع (high altitude illness; HAI) برای توصیف گروهی از بیماری‌های مغزی و ریوی به‌ کار می‌رود که ممکن است هنگام سفر افراد به ارتفاعات بالاتر از تقریبا ۲۵۰۰ متر (حدود ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. افراد می‌توانند به روش‌های مختلفی به ارتفاعات بالا پاسخ دهند و دچار نشانه‌های مختلفی شوند. این موارد شامل سردرد‌، حالت تهوع، استفراغ و خستگی مرتبط با HAI هستند، که اغلب بیماری حاد کوهستان (acute mountain sickness) نامیده می‌شود. خواب‌آلودگی، سردرگمی ‌یا عدم هوشیاری ممکن است زمانی اتفاق افتند که مغز به‌ویژه تحت تاثیر قرار گیرد (ادم مغزی ناشی از ارتفاع بالا یا high altitude cerebral oedema; HACE)، و سرفه یا تنگی نفس می‌توانند زمانی رخ دهند که ریه‌ها متاثر شده باشند (ادم ریوی ناشی از ارتفاع بالا یا high altitude pulmonary oedema; HAPE). چندین استراتژی مختلف برای پیشگیری از HAI مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این مرور، شواهد به‌دست آمده را از کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده مربوط به این موضوع بررسی کردیم که رویکردهای مختلف می‌توانند با تمرکز بر رویکرد‌های غیر‐دارویی، مکمل‌های گیاهی و طبیعی، از بروز بیماری ارتفاع پیشگیری کنند یا خیر.

ویژگی‌های مطالعه

شواهد تا ژانویه ۲۰۱۹ به‌روز است. ما ۲۰ مطالعه تصادفی‌سازی و کنترل‌ شده را شامل ۱۴۰۶ شرکت‌کننده وارد کردیم. این مطالعات، رویکرد‌های متنوعی را در مورد پیشگیری از HAI بررسی کردند. این رویکرد‌ها شامل استراتژی‌هایی برای سازگاری با ارتفاعات بالا از طریق تقلید از صعود سریع به وسیله کاهش سطوح اکسیژن موجود در هوایی که شرکت‌کنندگان در آن تنفس می‌کنند، و محصولات گیاهی یا مکمل‌های ویتامینی در دسترس بدون نیاز به نسخه بودند.

شرکت‌کنندگان بین سنین ۱۷ و ۶۵ سال قرار داشتند. فقط یک مطالعه شامل افرادی بود که به دلیل داشتن سابقه بیماری HAI، در معرض خطر بالای ابتلا به HAI قرار داشتند. چهار کارآزمایی مداخله را یک تا سه روز قبل از صعود (۲۰% از مطالعات)، و هشت کارآزمایی، مداخله را چهار تا ۳۰ روز قبل پیش عزیمت برای صعود (۴۰% از مطالعات) ارائه کردند. شرکت‌کنندگان در تمام این مطالعات به ارتفاع نهایی بین ۳۵۰۰ و ۵۵۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیدند. اکثر مطالعات، اطلاعات شفافی را در مورد نحوه حمایت مالی خود ارائه نکردند (۵۵% از مطالعات). سی مطالعه اضافی در قالب در حال انجام (۱۴ مطالعه)، یا در انتظار طبقه‌بندی (۱۶ مطالعه) رده‌بندی شدند، و در صورت لزوم، در نسخه‌های آینده این مجموعه از سه مرور، در نظر گرفته خواهند شد.

نتایج اصلی

شواهد مربوط به سودمندی استراتژی‌های مختلف میان مطالعات وارد شده، غیر‐قطعی و حتی متناقض هستند.

در سه مطالعه که به مقایسه سطوح طبیعی اکسیژن با سطوح پائین اکسیژن به‌عنوان راهی برای سازگاری قبل از صعود به ارتفاعات پرداختند، هیچ تفاوتی را در خطر ابتلا به بیماری حاد کوهستان نیافتیم (۳ کارآزمایی؛ ۱۴۰ شرکت‌کننده؛ شواهد با کیفیت پائین). عوارض جانبی و هم‌چنین ادم مغزی (HACE) یا ادم ریوی (HAPE) ناشی از ارتفاع بالا گزارش نشد.

در هفت مطالعه (۵۲۳ شرکت‌کننده) که به بررسی بیماری حاد کوهستان پرداختند، جینکو بیلوبا (ginkgo biloba) با مصرف دارونمای (placebo) غیر‐فعال مقایسه شد. هیچ تفاوتی بین جینکو بیلوبا با دارونما از لحاظ خطر ابتلا به HACE (۳ مطالعه؛ ۳۷۱ شرکت‌کننده)، یا از لحاظ خطر سوزن سوزن شدن یا گزگز کردن، که اغلب به‌عنوان «خواب‌رفتگی دست یا پا» توصیف می‌شود، وجود نداشت (۲ مطالعه؛ ۳۵۲ شرکت‌کننده). هیچ‌گونه عارضه HAPE گزارش نشد (۳ مطالعه؛ ۳۷۱ شرکت‌کننده).

در چهار مطالعه (۳۹۷ شرکت‌کننده)، جینکو بیلوبا با استازولامید (acetazolamide)، دارویی که برای پیشگیری از بیماری حاد کوهستان استفاده می‌شود، مقایسه شد. این یافته‌ها بین مطالعات متفاوت بود و هیچ نتیجه‌ای را نمی‌توان گرفت. استازولامید در دو مطالعه (۳۵۴ شرکت‌کننده) خطر ابتلا را به خواب‌رفتگی دست یا پا افزایش داد. هیچ عارضه HAPE یا HACE گزارش نشد. به‌طور کلی، اطلاعات محدود در مورد ایمنی مداخلات مختلف بدان معنی است که ایمنی آن‌ها هنوز ناشناخته است.

کیفیت شواهد

کیفیت شواهد از پائین تا بسیار پائین متغیر بود. ما نتوانستیم گزارش‌های متن کامل برخی از مطالعاتی را که شناسایی کردیم، به دست آوریم، این موضوع تعداد مطالعات وارد شده را در این مرور محدود کرد. بسیاری از مطالعات تعداد اندکی ‌شرکت‌کننده داشتند؛ و برای برخی از پیامدها عوارض اندکی رخ داد، بنابراین همه یافته‌ها نامطمئن بودند. برای شفاف‌سازی اثربخشی و ایمنی راهکار‌های مختلف کاهش HAI، انجام تحقیقات بیش‌تری مورد نیاز است.



صفحه ۱ از ۱