ارزیابی شواهد موجود در مورد مزایا و آسیبهای بالینی رژیمهای مختلف آنتیبیوتیکی استفاده شده در درمان افراد مبتلا به اندوکاردیت عفونی.
شش RCT در مقیاس کوچک شامل ۱۱۴۳ شرکتکننده اختصاص داده شده/۶۳۲ شرکتکننده تجزیهوتحلیل شده، معیارهای ورود را به اولین بهروزرسانی مرور داشتند. کارآزماییهای وارد شده در معرض خطر بالای سوگیری بودند. سه کارآزمایی از شرکتهای داروسازی حمایت مالی دریافت کردند. به دلیل ناهمگونی در تعاریف پیامد و استفاده از آنتیبیوتیکهای متفاوت، امکان تجمیع دادهها وجود نداشت. کارآزماییهای وارد شده به مقایسه برنامههای آنتیبیوتیکی مختلف پرداختند که تاثیرات نامطمئنی بر همه پیامدهای از پیش تعیین شده در این مرور داشتند. به دلیل خطر بالای سوگیری و کم بودن تعداد حوادث و حجم نمونه کوچک، شواهد دارای کیفیت پائین یا بسیار پائینی بودند. نتایج برای مورتالیتی به هر علتی به شرح زیر بودند: یک کارآزمایی به مقایسه کینولون (quinolone) (لووفلوکساسین (levofloxacin)) بهعلاوه درمان استاندارد (پنیسیلین ضد‐استافیلوکوک (antistaphylococcal penicillin) (کلوکساسیلین (cloxacillin) یا دیکلوکساسیلین (dicloxacillin))، آمینوگلیکوزید (aminoglycoside) (توبرامایسین (tobramycin) یا نتیلمیسین (netilmicin)) و ریفامپیسین (rifampicin)) در برابر درمان استاندارد بهتنهایی پرداخت و مورتالیتی به هر علتی را در ۸ فرد از ۳۱ فرد (۲۶%) دریافتکننده لووفلوکساسین بهعلاوه درمان استاندارد در برابر ۹ فرد از ۳۹ فرد (۲۳%) دریافتکننده درمان استاندارد بهتنهایی گزارش کرد؛ خطر نسبی (RR): ۱,۱۲؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۴۹ تا ۲.۵۶. یک کارآزمایی فوسفومایسین (fosfomycin) را بهعلاوه ایمیپنم (imipenem)؛ ۳/۴ (۷۵%) در برابر وانکومایسین (vancomycin)؛ ۰/۴ (۰%) مقایسه کرد (RR: ۷.۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۷ تا ۱۰۳.۲۷)، و یک کارآزمایی درمان خوراکی نسبی ۷/۲۰۱ (۳.۵%) را در برابر درمان داخل وریدی مرسوم ۱۳/۱۹۹ (۶.۵۳%) مقایسه کرد (RR: ۰.۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۲ تا ۱.۳۱). نتایج مربوط به میزان درمان با یا بدون جراحی به شرح زیر بودند: یک کارآزمایی به مقایسه داپتومایسین (daptomycin) در برابر جنتامایسین (gentamicin) با دوز کم بهعلاوه یک پنیسیلین ضد‐استافیلوکوک (نافسیلین (nafcillin)، اگزاسیلین (oxacillin)، یا فلوکلوکساسیلین (flucloxacillin)) یا وانکومایسین پرداخت و میزان درمان را در ۹ فرد از ۲۸ فرد (۳۲.۱%) دریافتکننده داپتومایسین در برابر ۹ فرد از ۲۵ فرد (۳۶%) دریافتکننده جنتامایسین با دوز کم بهعلاوه پنیسیلین ضد استافیلوکوک یا وانکومایسین گزارش کرد؛ RR: ۰.۸۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۲ تا ۱.۸۹. یک کارآزمایی به مقایسه گلیکوپپتید (glycopeptide) (وانکومایسین یا تیکوپلانین (teicoplanin)) بهعلاوه جنتامایسین با کلوکساسیلین (cloxacillin) بهعلاوه جنتامایسین پرداخت (۱۳/۲۳ (۵۶%) در برابر ۱۱/۱۱ (۱۰۰%)؛ RR: ۰.۵۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۰ تا ۰.۸۵). یک کارآزمایی سفتریاکسون (ceftriaxone) را بهعلاوه جنتامایسین در برابر سفتریاکسون بهتنهایی (۱۵/۳۴ (۴۴%) در برابر ۲۱/۳۳ (۶۴%)؛ RR: ۰.۶۹؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۴ تا ۱.۱۰)، و یک کارآزمایی فوسفومایسین را بهعلاوه ایمیپنم در برابر وانکومایسین مقایسه کردند (۱/۴ (۲۵%) در برابر ۲/۴ (۵۰%)؛ RR: ۰.۵۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۷ تا ۳.۵۵). کارآزماییهای وارد شده حوادث جانبی را نیاز به مداخله جراحی قلب و میزان عفونت کنترل نشده، نارسایی احتقانی قلب، عود اندوکاردیت، و آمبولی سپتیک گزارش کردند و هیچ تفاوت قطعی را بین گروهها نیافتند (شواهد با کیفیت بسیار پائین). هیچ یک از کارآزماییها کیفیت زندگی را ارزیابی نکردند.
سوال مطالعه مروری
هدف ما بررسی شواهد موجود در مورد مزایا و آسیبهای بالینی رژیمهای آنتیبیوتیکی مختلف استفاده شده برای درمان افراد مبتلا به اندوکاردیت عفونی بود.
پیشینه
اندوکاردیت عفونی، عفونت لایه داخلی قلب است. این یک عفونت جدی است که غالبا کشنده بوده، و اغلب نیاز به جراحی قلب پیدا میکند. آنتیبیوتیکها داروهایی هستند که عفونت را درمان کرده و سنگ بنای درمان اندوکاردیت عفونی به حساب میآیند. درمان بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی، بیمارستانی است (در بیمارستان انجام میشود). با وجود این، تفاوتهای شگفتآوری بین دستورالعملها در توصیههایشان برای درمان آنتیبیوتیکی وجود دارد. علاوه بر این، به دلیل دوز و مدت زمانی که آنتیبیوتیکها باید داده شوند، آنها میتوانند عوارض جانبی جدی، مانند آسیب به کلیه و گوش داشته، و واکنشهای آلرژیک ایجاد کنند.
ویژگیهای مطالعه
ما فقط شش کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده را شناسایی کردیم (مطالعاتی که در آنها شرکتکنندگان با استفاده از یک روش تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمان اختصاص داده میشوند) که به مقایسه رژیمهای مختلف آنتیبیوتیک پرداخته، و تعداد محدودی را از بیماران وارد کردند. هر کارآزمایی انواع و دوزهای متفاوتی را از آنتیبیوتیکها بررسی کرد. مطالعات وارد شده بین سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۱۹ منتشر و در کشورهای ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، فنلاند و دانمارک انجام شدند. شواهد تا تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۰ بهروز است.
نتایج کلیدی
این اولین بهروزرسانی، یافتههای نسخه اصلی این مرور را تأیید میکند. شواهدی محدود و با کیفیت پائین تا بسیار پائین نشان میدهند که تاثیرات مقایسهای رژیمهای مختلف آنتیبیوتیکی از لحاظ میزان درمان یا دیگر پیامدهای بالینی مرتبط نامطمئن هستند. نتیجهگیریهای این مرور بهروزرسانی شده کاکرین براساس تعداد اندکی کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده با خطر بالای سوگیری (bias) بود. بر این اساس، شواهد موجود از هیچ یک از رژیمهای درمان آنتیبیوتیکی برای درمان اندوکاردیت عفونی حمایت نکرده یا آنها را رد نمیکنند.
کیفیت شواهد
اطمینان درباره نتایج حاصل از این مرور پائین تا بسیار پائین است. مطالعات وارد شده دارای محدودیتهایی در نحوه طراحی و اجرا بودند، و سه مطالعه به وسیله تولید کننده دارویی که ارزیابی شد، مورد حمایت قرار گرفتند. علاوه بر این، محدود بودن تعداد افرادی که وارد این مطالعات شدند، منجر به ایجاد نتایج نامطمئنی شد. برای ارائه اطلاعات بیشتر در مورد بهترین رژیم آنتیبیوتیکی برای درمان افراد مبتلا به اندوکاردیت عفونی، انجام مطالعاتی با مقیاس بزرگتر مورد نیاز است.
۶۴ مطالعه (۷۸ منبع) و ۴۵۴۷ شرکتکننده را در این مرور برگزیدیم و ۱۲ مطالعه دیگر را تحت عنوان در حال انجام طبقهبندی کردیم. ۱۲ مطالعه دیگر در انتظار طبقهبندی هستند؛ بنابراین ما قادر به کسب متن کامل نبودیم. اغلب مطالعات در مناطق کوهستانی با ارتفاع بالا اجرا شده بودند؛ در حالی که سایرین از اتاقهای با فشار کم (هیپوباریک) برای شبیهسازی قرارگیری در ارتفاع استفاده کرده بودند. بیستوچهار کارآزمایی، مداخله را بین سه و چهار روز پیش از صعود و ۲۳ کارآزمایی، بین یک و دو روز پیش از صعود فراهم کرده بودند. اغلب مطالعات وارد شده، به ارتفاع نهایی بین ۴۰۰۱ و ۵۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیده بودند. خطرات سوگیری (bias) برای حوزههای مختلف نامشخص بود و تعداد قابل توجهی از مطالعات، حوادث جانبی مداخلات ارزیابی شده را گزارش نکرده بودند. ما ۲۶ مقایسه را یافتیم که ۱۵ مورد از آنها، داروهای مورد استفاده شایع را در برابر دارونما مقایسه کرده بودند. نتایج را برای سه مقایسه مهمتر گزارش کردیم:
استازولامید (acetazolamide) در برابر دارونما (۲۸ مطالعه موازی؛ ۲۳۴۵ شرکتکننده)
خطر AMS با استازولامید کاهش یافته بود (خطر نسبی (RR): ۰,۴۷؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۳۹ تا ۰.۵۶؛ I۲ = ۰%؛ ۱۶ مطالعه؛ ۲۳۰۱ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). هیچ رویدادی از HAPE ذکر نشده و فقط یک رویداد از HACE گزارش شده بود (RR: ۰,۳۲؛ ۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۷.۴۸؛ ۶ مطالعه موازی؛ ۱۱۲۶ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت متوسط). مطالعات اندکی عوارض جانبی را برای این مقایسه گزارش کرده بودند و آنها نشان دهنده افزایش در خطر پارستزی (paraesthesia) با دریافت استازولامید بودند (RR: ۵.۵۳؛ ۹۵% CI؛ ۲.۸۱ تا ۱۰.۸۸؛ I۲ = ۶۰%؛ ۵ مطالعه؛ ۷۸۹ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین).
بودزوناید (budenoside) در برابر دارونما (۲ مطالعه موازی؛ ۱۳۲ شرکتکننده)
دادهها در مورد بودزوناید، نشان دهنده کاهش در بروز AMS در مقایسه با دارونما بود (RR: ۰,۳۷؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۳ تا ۰.۶۱؛ I۲ = ۰%؛ ۲ مطالعه؛ ۱۳۲ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). مطالعات وارد شده، رویدادهای HAPE یا HACE را گزارش نکرده و عارضه جانبی نیافته بودند (شواهد با کیفیت پائین).
دگزامتازون (dexamethasone) در برابر دارونما (۷ مطالعه موازی؛ ۲۰۵ شرکتکننده)
دادهها برای دگزامتازون، بیانگر مزایایی از آن در هر دوزی نبودند (RR: ۰,۶۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۶ تا ۱.۰۰؛ I۲ = ۳۹%؛ ۴ کارآزمایی؛ ۱۷۶ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). مطالعات وارد شده، رویدادهای HAPE یا HACE را گزارش نکرده بودند و ما کیفیت شواهد را درباره حوادث جانبی بسیار پائین ارزیابی کردیم.
پیشینه
بیماری ارتفاعزدگی (high altitude illness; HAI)، اصطلاحی است که برای توصیف گروهی از عارضههای مغزی و ریوی استفاده میشود که میتوانند حین سفر به ارتفاعات بالاتر از ۲۵۰۰ متر (~ ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. HAI به طور کلی به وسیله سردرد، تهوع، استفراغ و خستگی مشخص میشود (اغلب بیماری کوهزدگی حاد ( acute mountain sickness) نامیده میشود) اما ممکن است در افراد مختلف مغز یا ریهها را تحت تاثیر قرار دهد. در این مرور، شایعترین داروهای مورد استفاده را برای پیشگیری از بروز این بیماری ارزیابی کردیم.
ویژگیهای مطالعه
شواهد تا ژانویه ۲۰۱۷ بهروز است. ۶۴ مطالعه مرتبط را با شش نوع داروی متفاوت که برای پیشگیری از HAI توصیه میشود، وارد کردیم. اغلب مطالعات در مناطق کوهستانی با ارتفاع بالا اجرا شده بودند؛ در حالی که سایرین از اتاقهای با فشار کم (هیپوباریک) برای شبیهسازی قرارگیری در ارتفاع استفاده کرده بودند. سن شرکتکنندگان بین ۱۶ و ۶۵ سال متفاوت بود. یازده مطالعه شامل افراد در معرض خطر بالای این بیماری ناشی از سابقه HAI یا بیماریهای دیگری مانند آسم آنها بودند. بیستوچهار کارآزمایی، مداخله را بین سه و چهار روز پیش از صعود و ۲۳ کارآزمایی، بین یک و دو روز پیش از صعود فراهم کرده بودند. اغلب مطالعات وارد شده، به ارتفاع نهایی بین ۴۰۰۱ و ۵۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیده بودند. در ۲۳ مورد از مطالعات وارد شده، منبع تامین مالی نامشخص بود. فقط ۱۸ مطالعه، تضاد منافع امکانپذیر خود را اظهار کرده بودند. ۲۴ مطالعه بیشتر را تحت عنوان همچنان در حال انجام یا در انتظار ارزیابی طبقهبندی کردیم.
نتایج کلیدی
یافتههای ما نشان میدهد که استازولامید (acetazolamide)، درمان موثری برای پیشگیری از HAI حاد در دوزهای ۲۵۰ تا میلیگرم ۷۵۰ روزانه در هنگام مقایسه با یک دارونما (placebo) (یعنی قرصی بدون عامل فعال) است. اکثر اطلاعات موجود، مرتبط با پیشگیری از HAI ساده (سردرد، تهوع، استفراغ و خستگی) به جای مشکلات مغزی یا ریوی جدیتر هستند. همچنین دریافتیم که استازولامید، مرتبط با افزایش خطر پارستزی (paraesthesia) (یعنی احساس مورمور، خارش، گزگز یا سوزش در پوست) در انگشتان بود؛ گرچه این پیامد در شواهد موجود به خوبی گزارش نشده بود. مزایا و آسیبهای سایر داروها مانند ایبوپروفن (ibuprofen)، بودزوناید (budenoside) و دگزامتازون (dexamethasone) به دلیل تعداد کم مطالعات، نامشخص است.
کیفیت شواهد
ما کیفیت شواهد را متوسط تا بسیار پائین ارزیابی کردیم. مطالعات زیادی دارای کمبود کیفیت بودند؛ از جمله استفاده از تعداد اندکی از شرکتکنندگان و عدم گزارشدهی پیامدهای مهمی مانند عوارض جانبی. برای اغلب داروهایی که توسط مطالعات پوشش داده شده بودند، نیاز به پژوهش بیشتری برای روشن کردن اثربخشی و ایمنی آنها وجود داشت.
کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشدهای را وارد کردیم که در شرایطی انجام شدند که در آن از مداخلات غیر‐دارویی و متفرقه برای پیشگیری از HAI حاد استفاده شد، از جمله اقدامات پیش از سازگاری (preacclimatization) و تجویز مکملهای غیر‐دارویی. کارآزماییهایی را وارد کردیم که شامل شرکتکنندگانی بودند که در معرض خطر ابتلا به بیماری ارتفاع قرار داشتند (AMS یا HACE؛ یا HAPE، یا هر دو). شرکتکنندگان با، و بدون، سابقه بیماری ارتفاع را وارد کردیم. هیچ محدودیت سنی و جنسیتی را اعمال نکردیم. کارآزماییهایی را وارد کردیم که در آنها مداخله مربوطه پیش از آغاز صعود اعمال شد.
ما ۲۰ مطالعه (۱۴۰۶ شرکتکننده، ۲۱ منبع) را در این مرور وارد کردیم. سی مطالعه (۱۴ مطالعه در حال انجام، و ۱۶ مطالعه در انتظار طبقهبندی) در صورت مناسب بودن، در نسخههای آینده این مجموعه از سه مرور در نظر گرفته خواهند شد. نتایج مربوط به پیامد اولیه این مرور (خطر AMS) را بر اساس هر گروه از مداخلات ارزیابی شده گزارش میکنیم.
گروه ۱. پیش از سازگاری و اقدامات دیگر مبتنی بر فشار
استفاده از ارتفاع شبیهسازی شده یا پیش‐شرطیسازی ایسکمیک از راه دور (remote ischaemic preconditioning; RIPC) ممکن است خطر AMS را در مواجهه بعدی با ارتفاع بهبود نبخشد اما این اثر نامشخص است (ارتفاع شبیهسازی شده: خطر نسبی (RR): ۱,۱۸؛ ۹۵% فاصله اطمینان (CI): ۰.۸۲ تا ۱.۷۱؛ I² = ۰%؛ ۳ کارآزمایی؛ ۱۴۰ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین. RIPC: RR: ۳.۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۶۹ تا ۱۳.۱۲؛ ۱ کارآزمایی؛ ۴۰ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما شواهدی را از بهبود این خطر با استفاده از فشار مثبت انتهای بازدمی (positive end‐expiratory pressure; PEEP) یافتیم، اما این اطلاعات از یک کارآزمایی متقاطع با تعداد محدودی شرکتکننده بهدست آمد (OR: ۳.۶۷؛ ۹۵% CI؛ ۱.۳۸ تا ۹.۷۶؛ ۱ کارآزمایی؛ ۸ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما متوجه کمبود شواهد مربوط به خطر بروز عوارض جانبی برای این مداخلات شدیم.
گروه ۲. مکملها و ویتامینها
مکمل آنتیاکسیدانها، مدروکسیپروژسترون (medroxyprogesterone)، آهن یا Rhodiola crenulata ممکن است خطر AMS را در مواجهه با ارتفاع بالا بهبود نبخشند، اما این اثر نامشخص است (آنتیاکسیدانها: RR: ۰,۵۸؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۲ تا ۱.۰۳؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۸ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین. مدروکسیپروژسترون: RR: ۰.۷۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۴۸ تا ۱.۰۵؛ I² = ۰%؛ ۲ کارآزمایی؛ ۳۲ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین. آهن: RR: ۰.۶۵؛ ۹۵% CI؛ ۰.۳۸ تا ۱.۱۱؛ I² = ۰%؛ ۲ کارآزمایی؛ ۶۵ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین. R crenulata: RR: ۱,۰۰؛ ۹۵% CI؛ ۰.۷۸ تا ۱.۲۹؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲۵ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما شواهدی را از بهبود این خطر با مصرف اریتروپوئیتین (erythropoietin) یافتیم اما این اطلاعات از یک کارآزمایی با مشکلات مربوط به خطر سوگیری (bias) و عدم دقت استخراج شد (RR: ۰.۴۱؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۰ تا ۰.۸۴؛ ۱ کارآزمایی؛ ۳۹ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت بسیار پائین). در مورد تجویز جینکو بیلوبا (ginkgo biloba)، به دلیل ناهمگونی قابل توجه بین مطالعات وارد شده، تخمین تجمعی RR را برای AMS انجام ندادیم (I² = ۶۵%). برآوردهای RR حاصل از مطالعات مجزا، متناقض بودند (از ۰.۰۵ تا ۱.۰۳؛ شواهد با کیفیت پائین). ما متوجه کمبود شواهد مربوط به خطر بروز عوارض جانبی برای این مداخلات شدیم.
گروه ۳. سایر مقایسهها
هنگام مقایسه جینکو بیلوبا با استازولامید (acetazolamide)، شواهد ناهمگونی را در مورد خطر AMS یافتیم (I² = ۶۳%). برآوردهای RR حاصل از مطالعات مجزا متناقض بودند (برآوردها از ۰,۱۱ (۹۵% CI؛ ۰.۰۱ تا ۱.۸۶) تا ۲.۹۷ (۹۵% CI؛ ۱.۷۰ تا ۵.۲۱)؛ شواهد با کیفیت پائین). هنگام تجویز جینکو بیلوبا همراه با استازولامید، شواهدی را از بهبود یافتیم، اما این اطلاعات از یک کارآزمایی تکی با مشکلات مرتبط با خطر سوگیری بهدست آمد (در مقایسه با جینکو بیلوبا بهتنهایی: RR: ۰.۴۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۲۶ تا ۰.۷۱؛ ۱ کارآزمایی؛ ۳۱۱ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). تجویز مدروکسیپروژسترون بهعلاوه استازولامید، خطر AMS را هنگام مقایسه با تجویز مدروکسیپروژسترون یا استازولامید بهتنهایی بهبود نبخشید (RR: ۱.۳۳؛ ۹۵% CI؛ ۰.۵۰ تا ۳.۵۵؛ ۱ کارآزمایی؛ ۱۲ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). ما متوجه کمبود شواهد مربوط به خطر بروز عوارض جانبی برای این مداخلات شدیم.
پیشینه
اصطلاح بیماری ارتفاع (high altitude illness; HAI) برای توصیف گروهی از بیماریهای مغزی و ریوی به کار میرود که ممکن است هنگام سفر افراد به ارتفاعات بالاتر از تقریبا ۲۵۰۰ متر (حدود ۸۲۰۰ پا) رخ دهند. افراد میتوانند به روشهای مختلفی به ارتفاعات بالا پاسخ دهند و دچار نشانههای مختلفی شوند. این موارد شامل سردرد، حالت تهوع، استفراغ و خستگی مرتبط با HAI هستند، که اغلب بیماری حاد کوهستان (acute mountain sickness) نامیده میشود. خوابآلودگی، سردرگمی یا عدم هوشیاری ممکن است زمانی اتفاق افتند که مغز بهویژه تحت تاثیر قرار گیرد (ادم مغزی ناشی از ارتفاع بالا یا high altitude cerebral oedema; HACE)، و سرفه یا تنگی نفس میتوانند زمانی رخ دهند که ریهها متاثر شده باشند (ادم ریوی ناشی از ارتفاع بالا یا high altitude pulmonary oedema; HAPE). چندین استراتژی مختلف برای پیشگیری از HAI مورد استفاده قرار میگیرند. در این مرور، شواهد بهدست آمده را از کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترل شده مربوط به این موضوع بررسی کردیم که رویکردهای مختلف میتوانند با تمرکز بر رویکردهای غیر‐دارویی، مکملهای گیاهی و طبیعی، از بروز بیماری ارتفاع پیشگیری کنند یا خیر.
ویژگیهای مطالعه
شواهد تا ژانویه ۲۰۱۹ بهروز است. ما ۲۰ مطالعه تصادفیسازی و کنترل شده را شامل ۱۴۰۶ شرکتکننده وارد کردیم. این مطالعات، رویکردهای متنوعی را در مورد پیشگیری از HAI بررسی کردند. این رویکردها شامل استراتژیهایی برای سازگاری با ارتفاعات بالا از طریق تقلید از صعود سریع به وسیله کاهش سطوح اکسیژن موجود در هوایی که شرکتکنندگان در آن تنفس میکنند، و محصولات گیاهی یا مکملهای ویتامینی در دسترس بدون نیاز به نسخه بودند.
شرکتکنندگان بین سنین ۱۷ و ۶۵ سال قرار داشتند. فقط یک مطالعه شامل افرادی بود که به دلیل داشتن سابقه بیماری HAI، در معرض خطر بالای ابتلا به HAI قرار داشتند. چهار کارآزمایی مداخله را یک تا سه روز قبل از صعود (۲۰% از مطالعات)، و هشت کارآزمایی، مداخله را چهار تا ۳۰ روز قبل پیش عزیمت برای صعود (۴۰% از مطالعات) ارائه کردند. شرکتکنندگان در تمام این مطالعات به ارتفاع نهایی بین ۳۵۰۰ و ۵۵۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رسیدند. اکثر مطالعات، اطلاعات شفافی را در مورد نحوه حمایت مالی خود ارائه نکردند (۵۵% از مطالعات). سی مطالعه اضافی در قالب در حال انجام (۱۴ مطالعه)، یا در انتظار طبقهبندی (۱۶ مطالعه) ردهبندی شدند، و در صورت لزوم، در نسخههای آینده این مجموعه از سه مرور، در نظر گرفته خواهند شد.
نتایج اصلی
شواهد مربوط به سودمندی استراتژیهای مختلف میان مطالعات وارد شده، غیر‐قطعی و حتی متناقض هستند.
در سه مطالعه که به مقایسه سطوح طبیعی اکسیژن با سطوح پائین اکسیژن بهعنوان راهی برای سازگاری قبل از صعود به ارتفاعات پرداختند، هیچ تفاوتی را در خطر ابتلا به بیماری حاد کوهستان نیافتیم (۳ کارآزمایی؛ ۱۴۰ شرکتکننده؛ شواهد با کیفیت پائین). عوارض جانبی و همچنین ادم مغزی (HACE) یا ادم ریوی (HAPE) ناشی از ارتفاع بالا گزارش نشد.
در هفت مطالعه (۵۲۳ شرکتکننده) که به بررسی بیماری حاد کوهستان پرداختند، جینکو بیلوبا (ginkgo biloba) با مصرف دارونمای (placebo) غیر‐فعال مقایسه شد. هیچ تفاوتی بین جینکو بیلوبا با دارونما از لحاظ خطر ابتلا به HACE (۳ مطالعه؛ ۳۷۱ شرکتکننده)، یا از لحاظ خطر سوزن سوزن شدن یا گزگز کردن، که اغلب بهعنوان «خوابرفتگی دست یا پا» توصیف میشود، وجود نداشت (۲ مطالعه؛ ۳۵۲ شرکتکننده). هیچگونه عارضه HAPE گزارش نشد (۳ مطالعه؛ ۳۷۱ شرکتکننده).
در چهار مطالعه (۳۹۷ شرکتکننده)، جینکو بیلوبا با استازولامید (acetazolamide)، دارویی که برای پیشگیری از بیماری حاد کوهستان استفاده میشود، مقایسه شد. این یافتهها بین مطالعات متفاوت بود و هیچ نتیجهای را نمیتوان گرفت. استازولامید در دو مطالعه (۳۵۴ شرکتکننده) خطر ابتلا را به خوابرفتگی دست یا پا افزایش داد. هیچ عارضه HAPE یا HACE گزارش نشد. بهطور کلی، اطلاعات محدود در مورد ایمنی مداخلات مختلف بدان معنی است که ایمنی آنها هنوز ناشناخته است.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد از پائین تا بسیار پائین متغیر بود. ما نتوانستیم گزارشهای متن کامل برخی از مطالعاتی را که شناسایی کردیم، به دست آوریم، این موضوع تعداد مطالعات وارد شده را در این مرور محدود کرد. بسیاری از مطالعات تعداد اندکی شرکتکننده داشتند؛ و برای برخی از پیامدها عوارض اندکی رخ داد، بنابراین همه یافتهها نامطمئن بودند. برای شفافسازی اثربخشی و ایمنی راهکارهای مختلف کاهش HAI، انجام تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز همکار کاکرین ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Cochrane Iran Associate Centre
Designed & Developed by : Yektaweb