موضوع چیست؟
پارگی زودرس غشاها پیش از زایمان (preterm prelabour rupture of the membranes; PPROM) به زمانی اطلاق میشود که کیسه آب در سن بارداری کمتر از 37 هفته پاره شود. این حالت در یک مورد از 50 بارداری رخ میدهد و ممکن است خودبهخود یا پس از یک پروسیجر پزشکی که انجام شده، رخ دهد، برای مثال، تستهایی که در آن یک سوزن در رحم قرار داده میشود تا یک نمونه از مایع یا بافت برداشته شود یا پس از جراحی که روی نوزاد داخل رحم انجام شده باشد.
چرا این موضوع مهم است؟
پاره شدن کیسه آب در اوایل بارداری ممکن است منجر به مشکلات قابل توجهی شود، از جمله اینکه کودک خیلی زودتر از آنچه بتواند زنده بماند به دنیا بیاید، یا ریه نابالغ و عفونتهای جدی داشته باشد. به طور کلی اگر نوزادان نارس زنده بمانند، بیشتر احتمال دارد به بیماری مبتلا شوند و از ناتوانیهای طولانیمدت رنج ببرند. بقای نوزادانی که تحت تاثیر پارگی زودرس غشاها پیش از زایمان قرار دارند، به زمان رخ دادن این اتفاق در طی بارداری و وجود یا عدم وجود عفونت مرتبط است. در برخی شرایط، کیسه آب ممکن است دوباره خود را آببندی کند. این کار به احتمال زیاد زمانی رخ میدهد که عفونت وجود نداشته باشد.
چند درمان برای بازسازی غشاء با موفقیتهای متفاوت، امتحان شدهاند. بازسازی به کمک موارد زیر آزمایش شده است:
الف) تزریق عاملهای لخته کننده خونی و داروهای دیگر در سوراخ رحم برای ایجاد یک پچ (patch) در ناحیهای که پارگی ایجاد شده است؛
ب) مصرف قرصهایی که ممکن است سیستم ایمنی بدن را برای ترمیم ناحیهای که آببندی آن شکسته شده، تحریک میکند.
ج) قرار دادن یک اسفنج بالای سوراخ کیسه آب؛
د) قرار دادن یک آببند در دهانه رحم برای توقف تراوش و پیشگیری از عفونت.
مطالعه ما مهم است، زیرا یافتن درمان موفق برای PPROM، عوارض احتمالی را که ممکن است برای مادر و نوزاد اتفاق بیفتد، مانند زایمان زودرس و عفونت کاهش میدهد (تولد پیش از سن بارداری 37 هفته).
ما به چه نتایجی رسیدیم؟
در این مطالعه، روشهای مختلفی را که برای آببندی کیسه آب استفاده شد، ارزیابی کردیم. ما به دنبال مقایسه بقای نوزادان مبتلا به این بیماری پیش و پس از تولد و بررسی نرخ عوارض هم برای نوزادان و هم برای مادران بودیم. کارآزماییها را جستوجو کردیم (30 می 2016) و دو مطالعه را که درمانهای آببندی غشاء را پس از شکسته شدن مقایسه کردند، یافتیم. این کارآزماییها در کل شامل 141 زن بودند و دو حالت کاملا متفاوت درمان را مقایسه کردند.
یک کارآزمایی، استفاده از آببندی ایمن غشاء خوراکی را برای تحریک سیستم ایمنی بدن برای ترمیم ناحیهای که آببندی آن شکسته شده، مقایسه کرد و کارآزمایی دیگر از یک دستگاه آببندی مکانیکی که در بالای رحم (دهانه رحم) برای توقف تراوش قرار داده شد، استفاده کرد. متاسفانه، هیچ کارآزمایی هیچ دادهای را مربوط به مرگومیر نوزاد درون رحم یا در 28 روز اول زندگی (مورتالیتی پریناتال) ارائه نکرد.
شواهد محدودی وجود داشت که نشان میدهد آببندی یا سیلانت خوراکی ایمن غشاء، با تعداد کمتر نوزادانی که پیش از هفته 37 بارداری به دنیا میآیند و کاهش در تعداد نوزادانی که در 28 روز اول فوت کردند، همراه بود. با این حال، این نتایج را که بر اساس شواهد با کیفیت بسیار پائین به دست آمده از یک کارآزمایی کوچک بود (با دادههای به دست آمده از 94 زن) در معرض خطر بالای سوگیری تشخیص دادیم.
هیچ تفاوت روشنی بین گروه دستگاه آببندی مکانیکی و گروه کنترل در رابطه با تعداد نوزادانی که سپسیس جدی (سپسیس نوزادی) یا کوریوآمنیونیت داشتند، وجود نداشت (یک سپسیس باکتریایی است که باعث التهاب غشاء اطراف نوزاد در رحم میشود). با اینکه این نتایج بر شواهد با کیفیت بسیار پائین حاصل از یک کارآزمایی کوچک (شامل 35 زن) استوار بود، در معرض خطر بالای سوگیری قرار داشت.
این یافتهها چه معنایی دارند؟
به طور کلی، سوال ما بدون پاسخ باقی ماند ‐ دادههای کافی را برای ارزیابی کامل پروسیجرهای آببندی PPROM نداریم.
این مرور فقدان پژوهش را در این زمینه با توجه به اثربخشی و بیخطری درمانهای بالقوه PPROM نشان میدهد. ما توصیه میکنیم که برای بررسی تکنیکهای مختلف برای آببندی کیسه آب پاره شده، پژوهش بیشتری مورد نیاز است و این پژوهش باید بر اثربخشی درمان در بهبود پیامدهای کلی تمرکز کند. ایمنی درمانها برای مادر و نوزاد باید پیش از روشهای آببندی که میتوان برای پیشگیری از پیامدهای جانبی توصیه کرد، بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد.