سوال مطالعه مروری
نویسندگان کاکرین شواهد مربوط به آمادهسازی هورمون hCG در IVM را برای تعیین اثربخشی و بیخطری (safety) آن در زنان نابارور تحت درمان کمک‐باروری مرور کردند. پیامدهای اصلی شامل نرخ زندهزایی و سقط جنین بود.
پیشینه
کمک‐باروری معمولا شامل تحریک تخمدان برای به دست آوردن عملکرد بالاتر (یا تعداد بیشتر) تخمک (سلولهای تخمکی نابالغ) است. یکی از عوارض این کار سندرم تحریک بیش از حد تخمدان (ovarian hyperstimulation syndrome; OHSS) است، که در شدیدترین شکل، میتواند جان فرد را هم تهدید کند. زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستیک (polycystic ovaries; PCO) یا سندرم تخمدان پلیکیستیک (polycystic ovarian syndrome; PCOS) با افزایش خطر ابتلا به OHSS روبهرو هستند. در IVM، تخمکهای نابالغ متعددی، معمولا از تخمدان تحریک نشده، قبل از بلوغ و متعاقب آن لقاح، بازیابی میشوند. بلوغ آزمایشگاهی دارای نرخ زندهزایی کمتری نسبت به لقاح آزمایشگاهی است، اما این حالت از احتمال خطر OHSS جلوگیری میکند، بنابراین یک تکنیک مفید در زنان مبتلا به PCO و PCOS است. این شیوه در عین حال برای دیگر گروههای بیماران، مانند زنانی که نیازمند امکان باروری اورژانس قبل از درمان سرطان هستند، یا زنانی که به تحریک تخمدان مقاوم هستند، نیز مفید است. استراتژیهایی برای بهبود نرخ بلوغ و متعاقب آن نرخ زندهزایی در IVM مورد نیاز است. در خلال چرخه قاعدگی طبیعی، یک موج افزایشی در هورمون لوتئینی (luteinising hormone; LH) باعث بلوغ تخمک و تخمکگذاری میشود. گنادوتروپین جفتی انسان دارای ساختاری مشابه LH است، و میتواند فعالیت بیولوژیک آن را تقلید کند. بنابراین، میتوان آن را برای تحریک شروع بلوغ تخمک، هنگامی که به عنوان یک محرک قبل از بازیابی اووسیتها تجویز شود، مورد استفاده قرار داد. این کار را آمادهسازی hCG مینامند.
ویژگیهای مطالعه
این مرور شامل چهار کارآزمایی تصادفیسازی و کنترل شده، با مجموع 522 زن است. یک مطالعه آمادهسازی را با 20,000 واحد hCG با استفاده از 10,000 واحد مقایسه کرده بود. مطالعات باقیمانده آمادهسازی با 10,000 واحد hCG را نسبت به هیچ آمادهسازی مقایسه کرده بود. پیامدهای اصلی نرخ زندهزایی و نرخ سقط جنین به ازای هر زن تصادفیسازی شده بود. شواهد چاپ شده تا 29 آگوست 2016 مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج کلیدی
فقط یک مطالعه، پیامدهای اصلی زندهزایی را به ازای هر زن تصادفیسازی شده گزارش کرده بود، دو مطالعه بارداری بالینی را گزارش کرده بودند. هیچ شواهد قطعی حاکی از تفاوت بین آمادهسازی 10,000 واحد hCG و هیچ آمادهسازی، نیافتیم. با این حال، برخی از شواهد با کیفیت پائین نشان میدهد که هورمون hCG ممکن است با کاهش نرخ بارداری ارتباط داشته باشد: 22% از زنانی که هیچ آمادهسازی دریافت نکردند، باردار شدند، در حالی که بین 7% و 23% از زنانی که آمادهسازی دریافت کرده بودند، باردار شدند. دو مطالعه نرخ سقط جنین را به ازای هر زن تصادفیسازی شده گزارش کرده بودند، و هیچ نشانهای از تفاوت بین آمادهسازی 10,000 واحد hCG و هیچ آمادهسازی یافت نشد. هیچ مطالعهای گزارش عوارض جانبی (به غیر از سقط جنین) یا واکنشهای دارویی ارائه نداده بود.
به طور کلی، شواهد برای نتیجهگیریهای قطعی در مورد استفاده از آمادهسازی هورمون hCG در IVM ناکافی بود. کارآزماییهای تصادفیسازی شده بیشتری لازم است، به طور خاص، با تمرکز بر زنان مبتلا به PCOS.
کیفیت شواهد
کیفیت شواهد در سطح پائین بود، محدودیت های اصلی عبارت بود از عدم‐دقت (خطای تصادفی) و عدم کورسازی (فرایندی که در آن از آگاهی شرکتکننده و ارزیاب از نوع مداخله دریافت شده پیشگیری میشود).