پیشینه
فیبریلاسیون دهلیزی یک بیماری قلبی است که باعث ضربان قلب نامنظم و اغلب بهطور غیر‐طبیعی سریع (تاکی کاردی (tachycardia)) میشود. ضربان قلب نرمال باید منظم و بین 60 تا 100 بار در یک دقیقه در زمان استراحت باشد. در فیبریلاسیون دهلیزی، ضربان قلب نامنظم است و گاهی اوقات میتواند بسیار سریع باشد. در برخی موارد، میتواند بهطور قابلتوجهی بالاتر از 100 ضربه در دقیقه باشد. این امر میتواند سبب ایجاد علائمی مانند سرگیجه، تنگی نفس، و خستگی شود که کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار میدهد، اما مهمتر از آن، فیبریلاسیون دهلیزی خطر سکته مغزی را افزایش میدهد.
در اکثر افراد، فیبریلاسیون دهلیزی عود کرده و از اپیزودهای کوتاه خود‐محدود شونده (paroxysmal)، تا اپیزودهای طولانیتر (پایدار) با نیاز به کاردیوورژن برای بازگشت به ریتم طبیعی قلب پیشرفت میکند، یا میتواند به شکل دائمی آن پیشرفت کند. مدیریت فیبریلاسیون دهلیزی شامل کنترل نشانهها، و کاهش خطر سکته مغزی است. یک استراتژی برای رسیدن به این امر، بازگرداندن ریتم طبیعی قلب با استفاده از داروها است. با این حال، همه بیماران به داروهای ریتم قلب پاسخ خوبی نمیدهند و در نتیجه یک روش پزشکی جدید، به نام ابلیشن، با استفاده از یک کاتتر یا از طریق جراحی، برای غلبه بر این مشکل توسعه داده شده است. تعداد کارآزماییهای تصادفیشده درباره مقایسه داروهای ریتم قلب در مقابل ابلیشن محدود است.
هدف از این مرور سیستماتیک، مقایسه فواید و مضرات ابلیشن (با استفاده از کاتتر یا عمل جراحی) نسبت به داروهای ریتم قلب در افراد مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی پایدار یا پایدار (غیر‐حملهای) است.
ویژگیهای مطالعه
بانکهای اطلاعاتی علمی را از زمان آغاز به کار خود تا 1 اپریل 2016 جستوجو کرده و سه مطالعه را که در آنها افراد به صورت تصادفی به یکی از دو یا چند گروه درمان اختصاص داده شدند (کارآزماییهای تصادفیسازی شده) یافتیم. سه کارآزمایی شامل 261 بزرگسالان (میانگین سن: 60 سال) بودند که به مقایسه کاتتر ابلیشن (159 شرکتکننده) و داروهای ریتم قلب (102 شرکتکننده) برای مدیریت بالینی فیبریلاسیون دهلیزی غیر‐حملهای طی 12 ماه پیگیری پرداختند.
نتایج کلیدی
شرکتکنندگان تحت درمان با ابلیشن کاتتر در مقایسه با شرکتکنندگانی که داروهای تنظیم ریتم قلب را دریافت کردند، با احتمال بیشتری از فیبریلاسیون دهلیزی عاری شدند، خطر بستری شدن در بیمارستان به دلیل دلایل قلبی در آنها کاهش یافت، و خطر کمتری برای نیاز به کاردیوورژن پس از 12 ماه داشتند. عدم‐قطعیت درباره تاثیر کاتتر ابلیشن با برادیکاردی قابلتوجه (یا نیاز به پیسمیکر)، عوارض حین انجام پروسیجر، و دیگر پیامدهای بیخطری وجود داشت.
کیفیت شواهد
شواهد باید با احتیاط تفسیر شود، زیرا با توجه به محدودیتهای مطالعات اصلی، کیفیت شواهد برای پیامدهای مختلف از متوسط تا بسیار پائین بود. این احتمال وجود دارد که انجام کارآزماییهای بیشتر با کیفیت بالا و توان کافی ممکن است بر اطمینان به نتایج گزارششده تاثیر گذارند.