سوال مطالعه مروری
شواهد موجود را برای استفاده از داروها در کاهش اسید معده در افراد مبتلا به فیبروز سیستیک مرور کردیم.
پیشینه
فیبروز سیستیک باعث آسیب به ریهها و پانکراس میشود. پانکراس آنزیمهایی را تولید میکند که در هضم و جذب مواد غذایی برای بدن مورد نیاز هستند. اگر پانکراس آسیب ببیند، چگونگی جذب مواد غذایی را در افراد تحت تاثیر قرار میدهد. همچنین میتواند اسیدیته معده را افزایش دهد، که ممکن است به سوزش معده و زخمهای گوارشی منجر شود. داروهایی وجود دارند که میتوانند مقدار اسید را در معده کاهش دهند. کارآزماییهای این داروها نشان دادهاند که آنها میتوانند مشکلات معده و سیستم گوارش و مشکلات مربوط به جذب چربی را بهبود بخشند. این یک نسخه بهروز شده از این مرور است.
تاریخ جستوجو
شواهد تا این تاریخ بهروز است: 26 اپریل 2021.
ویژگیهای مطالعه
این مرور شامل 17 کارآزمایی با مجموع 273 فرد کودک و بزرگسال بود. هفت کارآزمایی به کودکان محدود بوده و چهار کارآزمایی فقط روی بزرگسالان انجام شدند، در حالی که مابقی آنها افراد را با هر سنی وارد کردند. تمام کارآزماییها به صورت تک مرکزی انجام شده و از پنج روز تا شش ماه به طول انجامیدند.
اکثر کارآزماییها مداخله را با دارونما (placebo) (درمان ساختگی بدون داروی فعال) مقایسه کردند. شش کارآزمایی مهارکنندههای پمپ پروتون (proton pump inhibitors) (داروهایی که میزان اسید تولید شده را در معده کاهش میدهند، بهعنوان مثال امپرازول (omeprazole) و اسموپرازول (esomeprazole)) را با دارونما و هفت کارآزمایی یک آنتاگونیست گیرنده H2 (گروه دوم از داروهایی که میزان اسید تولید شده را در معده کاهش میدهند؛ بهعنوان مثال رانیتیدین (ranitidine) و سایمتیدین (cimetidine)) را با دارونما مقایسه کردند. یکی از کارآزماییها دارای سه بازو بود و مهارکننده پمپ پروتون را هم با آگونیست گیرنده H2 و هم با دارونما مقایسه کرد. در پنج کارآزمایی باقیمانده، یک کارآزمایی پانکرالیپاز (pancrelipase) (ترکیبی از سه آنزیم (آنزیم لیپاز، پروتئاز و آمیلاز) که بهطور معمول توسط پانکراس تولید میشود) را با ترکیبی از پانکرالیپاز و میزوپروستول (misoprostol) (دارویی که آستر داخلی روده را از اسید معده محافظت میکند) مقایسه کرد؛ یک کارآزمایی به مقایسه میزوپروستول با دارونما پرداخت و در یک کارآزمایی انپروستیل (enprostil) (مشابه داروی میزوپروستول) با رانیتیدین مقایسه شد. دو کارآزمایی از بیکربنات سدیم استفاده کردند؛ یک کارآزمایی در مقایسه با دارونما و کارآزمایی دوم در مقایسه با کربنات کلسیم.
نتایج کلیدی
با توجه به طراحی کارآزماییها، قادر به ترکیب نتایج حاصل از آنها نبودیم. کارآزماییهای مجزا بهبود اندکی را در درد شکم و جذب چربی گزارش دادند. با این حال، این کارآزماییها بهبودی را در دیگر پیامدها مانند عملکرد ریه، کیفیت زندگی یا بقا گزارش نکردند. داروهای مختلف مورد مطالعه باعث بروز برخی از عوارض جانبی شدند؛ عمدتا اسهال (دو نفر به دلیل اسهال از یک کارآزمایی خارج شدند) و نفخ. از آنجایی که نتوانستیم نتایج این کارآزماییها را ترکیب کنیم، قادر به نتیجهگیری قطعی در مورد این موضوع نیستیم که مصرف این داروها برای افراد مبتلا به فیبروز سیستیک مزیتی به همراه دارند یا خیر. برای بررسی مزایا و عوارض جانبی احتمالی ناشی از مصرف داروها برای کاهش اسید معده در افراد مبتلا به فیبروز سیستیک، انجام کارآزماییهای طولانیمدت جدید مورد نیاز است.
کیفیت شواهد
تعداد 14 کارآزمایی که دارای طراحی متقاطع (cross‐over) بودند (که در آن افراد ابتدا یک نوع درمان و پس از آن درمان دیگری را دریافت میکنند)، وجود داشت و اطلاعات مناسب را برای تجزیهوتحلیل درست نتایج نداشتیم. تعداد کمی از کارآزماییهای وارد شده به وضوح جنبههای کیفیت کارآزمایی یا اطلاعات کافی را برای قضاوت درباره خطر بالقوه سوگیری برای این نتایج گزارش دادند.