موضوع چیست؟
هنگامی که زنان با تودهای که ممکن است سرطان تخمدان باشد به پزشک خود مراجعه میکنند، معمولا آنان را برای جراحی ارجاع میدهند، زیرا احتمالا لازم است تا توده برداشته شود و در آزمایشگاه زیر میکروسکوپ تحت پروسیجری قرار گیرد که به نام هیستوپاتولوژی بخش پارافین (paraffin section histopathology) شناخته میشود. یکسوم زنان مبتلا به سرطان تخمدان، دارای یک کیست یا توده بدون هیچ گونه شواهد قابل مشاهده حاکی از سرایت به جاهای دیگر هستند. با این حال، در این به ظاهر سرطانهای در مراحل اولیه (محدود به تخمدان)، باید جراحی مرحلهبندی شده صورت گیرد تا مشخص شود که به شیمیدرمانی نیاز است یا خیر. این مرحلهبندی شامل نمونهبرداری از بافتهای درون شکم، مانند غدد لنفاوی است.
راهبردهای مختلفی برای مرحلهبندی وجود دارد. یکی از آنها انجام جراحی برای تمام زنانی است که ممکن است مبتلا به سرطان باشند. این ممکن است منجر به عوارض ناشی از پروسیجرهای جراحی اضافی شود که ممکن است در حدود دو سوم زنان غیر‐ضروری باشد.
این راهبرد احتمالا عوارض ناشی از جراحیهای اضافی را در پی دارد که ممکن است برای حدود دوسوم زنان غیر‐ضروری باشد. راهبرد دوم، انجام جراحی فقط به منظور برداشتن توده مشکوک و منتظر ماندن برای تشخیص بخش پارافین است.
این راهبرد ممکن است به یک جراحی بیشتر در یکسوم زنانی منجر شود که سرطان آنان تایید شده است. این به جراح کمک میکند تا تصمیم بگیرد درمان جراحی بیشتری در طول یک جراحی واحد مورد نیاز است یا خیر.
چرا این مرور مهم است؟
بخش یخزده به اندازه معاینه مرسوم بخش پارافین کندتر، دقیق نیست و خطر تشخیص نادرست را به همراه دارد، به این معنی که برخی از زنان ممکن است تمام نمونهها را در جراحی اولیه نگیرند و ممکن است نیاز به جراحی دوم داشته باشند، و برخی دیگر ممکن است تحت نمونهگیری جراحی غیر‐ضروری قرار گیرند.
این مرور چگونه انجام شد؟
ما همه مطالعات موجود را که در آنها استفاده از بخش یخزده در زنان مبتلا به توده تخمدان مشکوک گزارش شده بود، جستوجو کردیم. مطالعاتی را که ترجمه انگلیسی نداشتند و مطالعاتی را که در آنها اطلاعات لازم برای آنالیز دادهها وجود نداشت، از مرور خود خارج کردیم.
یافتهها چه هستند؟
ما 38 مطالعه (11,181 زن) را بررسی کردیم که در آنها سه نوع تشخیص از تست بخش یخزده گزارش شده بود.
1. سرطان، که به طور میانگین در 29% از زنان رخ میدهد.
2. تومور بینابینی، که در 8% از زنان رخ میدهد.
3. توده خوشخیم.
در یک گروه فرضی شامل 1000 بیمار که 290 نفر از آنان به سرطان و 80 نفر نیز به یک تومور بینابینی مبتلا هستند، بر اساس نتیجه به دست آمده از بخش یخزده، در خصوص 261 زن تشخیص درست سرطان داده میشود و درباره 706 زن نیز به درستی تشخیص داده میشود که سرطان ندارند. با این حال، درباره 4 زن به اشتباه تشخیص داده میشود که آنان سرطان دارند، اما هیچ کدام دچار سرطان نیستند (مثبت کاذب) و 29 زن مبتلا به سرطان نادیده گرفته میشوند که به طور بالقوه به درمان بیشتر نیاز خواهند داشت (منفی کاذب).
اگر جراح از نتیجه بخش یخزده مربوط به سرطان یا تومور بینابینی برای تشخیص سرطان استفاده میکرد، ممکن بود درباره 280 زن به درستی سرطان تشخیص داده شود و درباره 635 زن نیز به درستی تشخیص داده میشد که آنان سرطان ندارند. با این حال، درباره 75 زن به اشتباه تشخیص داده میشد که آنان به سرطان مبتلا هستند و 10 زن مبتلا به سرطان نیز در تست اولیه ندیده گرفته میشدند و پس از جراحی معلوم میشد که آنان سرطان دارند.
اگر در نتیجه بخش یخزده گزارش میشد که توده خوشخیم یا بدخیم است، ممکن است تشخیص نهایی تغییر نکند و به طور میانگین، به ترتیب شامل 94% و 99% موارد شود.
در مواردی که تشخیص بخش یخزده، تومور بینابینی باشد، احتمالا تشخیص نهایی یک سرطان است که میزان آن به طور میانگین، شامل 21% از زنان میشود.
این یافتهها چه معنایی دارند؟
هرگاه تشخیص بخش یخزده، تومور بینابینی باشد، میزان دقت این تشخیص نسبت به تومورهای خوشخیم یا بدخیم کمتر است. جراحان ممکن است انجام جراحی اضافی را در این گروه از زنان حین جراحی اولیه انتخاب کنند تا به این ترتیب، احتمال لزوم جراحی دوم را چنانچه تشخیص نهایی سرطان باشد، کمتر کنند؛ کما اینکه این موضوع به طور میانگین درباره یکپنجم این زنان صدق میکند.